سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر گریز
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


          

وَلاتُسْکِنِّی الْهَاوِیَةَ*منو تو اون جاییکه بدترین مکان جهنمه راهم نده،اونجا جای دشمنان اهلبیته،اونجا جای دشمنان ابی عبدالله* فَإِنَّکَ قُرَّةُ عَیْنِی*تو نور چشم منی*یَا سَیِّدِی لا تُکَذِّبْ ظَنِّی بِإِحْسَانِکَ وَ مَعْرُوفِکَ فَإِنَّکَ ثِقَتِی وَلاتَحْرِمْنِی ثَوَابَکَ فَإِنَّکَ الْعَارِفُ بِفَقْرِی إِلَهِی إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَلَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْجَعَلْتُ الاعْتِرَافَ إِلَیْکَ بِذَنْبِی*تااجلم نیامده من زوداعتراف کنم به گناهام*وَسَائِلَ عِلَلِی*آخه این گناهام یه سری اسباب و آلات داشته،عذرمیخوام،اومدم اعتراف کنم* إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِالْعَفْوِ*اگرمیخوای ببخشی من از همه سزاوارترم که ببخشی بااین بارگناهام*وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ أَعْدَلُ مِنْکَ فِی الْحُکْمِ ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غُرْبَتِی*به من رحم کن من تو این دنیا غریبم،کسی رو ندارم*وَ عِنْدَالْمَوْتِ کُرْبَتِی وَفِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی*منوتنهایی توقبر میذارن اونایی که قربون صدقم میرفتن بالای قبر فقط گریه میکنند کاری ازشون بر نمیاد*وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی*یاامام رضا ... اون وقت اونی که درست،با معرفت،امام رضا رو زیارت کرده اینجا به دادش میرسه" یا امام رضا،قربونت برم آقا،همه تنهات گذاشتن،اباصلت میگه همه رفته بودند من بودم وآقا،یه وقت دیدم رو خاکا داره میغلته،هی میگه جیگرم داره میسوزه، روایت این جوریه امام حسن شش ماه طول کشید تابه شهادت رسید ولی این آقاصبح زهررو بهش دادن شب به شهادت رسید"این قدر غریب بوده آقا،نه خواهر بالاسرش بود،خواهر اومد نتونست خودش رو برسونه" یا امام رضا به دادمون برس" وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَیْنَ یَدَیْکَ ذُلَّ مَوْقِفِی*وقتی منو میارن برا حساب کتاب در پیشگاه عظمتت ذلیلم نکن،رحم کن* وَ اغْفِرْلِی مَا خَفِیَ عَلَى الْآدَمِیِّینَ مِنْ عَمَلِی*اونجااز چشم مردم عمل من رو بپوشون من رو رسوام نکن*وَأَدِمْ لِی مَابِهِ سَتَرْتَنِی وَارْحَمْنِی صَرِیعا عَلَى الْفِرَاشِ تُقَلِّبُنِی*حضرت برمیگرده حساب کتاب داشته یا؟!! ما که نمیدونیم،حضرت تازه برمیگرده تازه اونیکه تو بستر مرگ افتاده دیگه نمیتونه تکون بخوره میگه همون موقع من رو کمکم کن،به من رحم کن* أَیْدِی أَحِبَّتِی*دورمو گرفته اند اوناییکه دوستم دارن،دارن گریه میکنند من تو بستر مرگم،صدا میکنند بچه هاشو بگین بیاین این تلقین میکنه،اون خبر میکنه،تازه بعضیا که خیلی نامردی میکنند"زودتر این بابامونو ببرین غسالخونه فردا صبح که مردم آمدند بیارینش،این بابایی که تا دیشب کنارتون خوابیده،میترسن؟ نامردی"بابا کنارش بشینید یه کمی قرآن بخونید تاصبح،میگن میترسیم* وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ مَمْدُودا*از فضل و کرمت به من کمک بده*عَلَى الْمُغْتَسَلِ یُقَلِّبُنِی صَالِحُ جِیرَتِی*به من کمک بده اون ساعتی که من رو روی سنگ غسالخونه میذارن،آب میریزن،امام علیه السلام میفرماید:برای گنهکار آب سرده دارن میریزن ولی اون داد میزنه،آب مذاب میریزند روش، میشورنش،بیچاره داد میزنه،به دادم برس،اینجاست که همسایه ی خوب چقدر به درد آدم میخوره*وَ تَحَنَّنْ عَلَیَّ مَحْمُولا*تمام شد کار این شخص بیچاره*قَدْتَنَاوَلَ الْأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی *فامیل و نزدیکان میان هی به همدیگه سرسلامتی میدن هیچ کسی نیست به این بیچاره بگه داری کجا میری؟دستت خالیه یا دست پره*وَ جُدْعَلَیَّ مَنْقُولا قَدْ نَزَلْتُ بِکَ وَحِیدافِی حُفْرَتِی*منو انتقال میدن به اون خانه ی تنهایی که قبر،نامشه*

اگر بناست رئوفی به داد ما برسد

خدا کند شب قبرم امام رضا برسد

وَارْحَمْ فِی ذَلِکَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی*به من رحم کن تو خونه ی نو،من غریبم*حَتَّى لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِکَ یَا سَیِّدِی*من با کسی انس ندارم* إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى نَفْسِی هَلَکْتُ*اگر منو به خودم واگذاری هلاک میشم*سَیِّدِی فَبِمَنْ أَسْتَغِیثُ إِنْ لَمْ تُقِلْنِی عَثْرَتِی*کی به دادم میرسه اگه تو از گناهام درنگذری؟* فَإِلَى مَنْ أَفْزَعُ إِنْ فَقَدْتُ عِنَایَتَکَ فِی ضَجْعَتِی وَ إِلَى مَنْ أَلْتَجِئُ إِنْ لَمْ تُنَفِّسْ کُرْبَتِی فَإِلَى مَنْ أَفْزَعُ إِنْ فَقَدْتُ عِنَایَتَکَ فِی ضَجْعَتِی* راستی راستی به داد من میرسه در اون جاییکه گیرکردم*سَیِّدِی مَنْ لِی وَمَنْ یَرْحَمُنِی إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی*خدایا کی به من رحم میکنه اگه تو رحم نکنی ...

                             دانلود مناجات



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:01 ب.ظ | نظرات()

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم،لا حول و لا قوة الا باالله العلی العظیم،استغفرالله الذی لااله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذوالجلال و الاکرام بدیع السموات والارض من جمیع ظلمی و جرمی اسرافی علی نفسی و اتوب الیه؛

▪️اللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ، وَافْتَرَضْتَ على عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ،فى عامى هذا وَفى کُلِّ عام،وَاغْفِرْلى تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ،فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ یارَحْمنُ یا عَلاّمُ▪️

الهی العفو ...

نازم به این خدا که گنهکار میخرد

هر روزه دار را دم افطار میخرد

*کریم بنده نواز ...*

با آبروی رفته به مهمانی آمدم

هر بار آبروی مرا یار میخرد 2

یک لحظه ام کنار نزد پرده مرا

با احترام حضرت ستار میخرد

من روی آمدن به ضیافت نداشتم

اما دلم خوش است که غفار میخرد

*العفو العفو العفو*

اشک جوان زگوشه ی چشمم که میچکد

بار گناه او به شب تار میخرد

رو میکنیم سوی کرمخانه ی کریم

اینجا ندیده صاحب آن بار میخرد

(در روز حشر هم به امیر نجف قسم

ما را به عشق حیدر کرار میخرد)2

حب علی هدیه ی مخصوص فاطمه ست

ما را به این بهانه خریدار میخرد

در حسرت "یمت یرنی"میکشد مرا

حیدر غلام خود دم دیدار میخرد2

باب الرضای صحن نجف باب جنت است

اینجا بهشت ناز گنهکار میخرد

(مارا به نام تشنه لب کربلا،حسین

با یک سلام لحظه افطار میخرد)2

السلام علیک یا اباعبدالله ...

*جلوتر برم یا نه؟!!*

اذن دخول کرب وبلا نام زینب است

زینب فقط گدای گرفتار میخرد

هرکس که مویش ازغم زینب سپیدشد

اورا یقین کنید علمدار میخرد

ازروی ناقه دیدکه درکوچه های شام

از اخنس و سنان کسی گوشوار میخرد

*دید یکی داره گوشواره میفروشه،این کیه؟این اخنسه،این سنانه...*

پیش رباب حرمله فریاد زد کسی

گهواره ی شکسته ی شیرخوار میخرد؟!

*حسین...پس معلوم شد امشب کجا میخوایم بریم...امان از دل رباب...گهواره ی بچشو دارن میفروشن..."

مرحوم چمنی صحبت میکرد4-5ساعت حرف میزد ما گریه میکردیم،در همون حال آروم خوابش برد،چشماشو باز کرد شروع کرد گریه کردن اول گریه کرد بعد شروع کرد خودشو زدن گفت:الان دیدم به سمت آسمون خیلی چیزا بالا میره،باب الحسین،باب زینب،باب عباس یه باب نورانی باز شد باب رباب،این خانوم کیه؟!! ای عروس زهرا..." ازش سوال کنید چرا صورتت سیاه شده؟!! این قدر تو آفتاب نشست تا جون داد..."پرسیدند خانوم چرا این قدر تو آفتابی؟اون قدر آقام تو آفتاب بدن نازنینش موند...

آهسته گویمت نکند بشنود رباب

گهواره را حراجی بازار دیده ام...

مردم،عروس فاطمه است این،کنیز نیست

الهی العفو....*


                               دانلود مناجات



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:35 ب.ظ | نظرات()

*پیغمبر شیر نداشت،داشت جون میداد مادر شیر نداره،حضرت عبدالمطلب،آقا ابوطالب که بعضیا میفرمایند مثل امروز،روز رحلت این بزرگواره این ها گشتند توی صحرای مکه یه مرضعه ای پیدا کنند مادری که شیر داشته باشه داره بچشون از دستشون میره الحمدلله عاقبت پیدا شد،حلیمه سعدیه پیدا شد،ان قدر خوشحال شدند بمیرم برای خانوم رباب"قطره آبی نبود به گلوی علی اصغر بریزه"همه اهل حرم تشنه بودند،همه اهل حرم از تشنگی جان میدادند"دارم اینا رو میگم آمادت کنم میخوایم بریم داخل قبر؛یاالله ؛بعضیا میگن شب یازدهم آب آزاد شد به دستور بی بی دوعالم همه قبول کردند آب خوردند یه وقت دیدند رباب علیها سلام داره گریه میکنه ...

وَ انْقُلْنِی إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَة الیك*یه کاری کن من به درجه توبه برسم*وَ أَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَى نَفْسِی *یه ذره برای خودم گریه کنم*فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی*خدایا من عمرم رو تو آرزوهام فنا کردم حالا کجا میخوام برم*وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی*من به اینجا رسیدم دیگه از خودم مایوس شدم*فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالا مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی*چه کار کنم من؟!منو اگه با همین حال نزار و آلودگی وارد قبر کنند* لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی*واقعا من هیچی برای خوابگاهم مهیا نکردم*وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی*من با عمل صالح،فرشی نبردم جایی که بایدسالها بخوابم*وَ مَا لِی لا أَبْکِی*هی به من نگید چرا گریه میکنی؟!!چرا گریه نکنم؟!*وَ لا أَدْرِی إِلَى مَا یَکُونُ مَصِیرِی*نمیدونم کجا میرم؟آیا من دارالسلام میرم؟یعنی کنار امیرالمومنین علیه السلام یا جای دیگه منو میبرن؟حالا هر کی رفیقشو صدا میزنه یکی میگه یا امام رضا یکی میگه حسین ... یکی میگه یاامیرالمومنین،یکی میگه یاامام حسن، بچه ها این جوریه ها تا دم مرگم نفس ما رو گول میزنه یه کم اذیتش کنید با روزه ها* وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی*دارم میبینم باز نفس به من خدعه میکنه،میگه بابا تو هنوز جوونی،نمیمیری* وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی*روزگارم با من با مکر برخورد میکنه*وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ*این عقاب مرگ بالا سرمه،معلوم نیست کی نوبتشه*ِ فَمَا لِی لا أَبْکِی،أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی*به خدا ماها نمیبینیم اونایی که دیدن میدونن،وقتی میخوان جونو بگیرن کسی نیست بالا سرمون، دست و پا میزنیم نفس میاد تا گلو بر میگرده"یاالله...*أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی*وای وای وای...انقدر تاریکه این قبر،انقدر خطر داره،اولین خطرش*أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی*اینقدر قبر تنگه،یاامیرالمومنین مددی،یا مرتضی علی مددی... فرمود: وقتی گنهکارو میذارن تو قبر،چنان قبر فشارش میده که شیر یا غذای اولی که وارد دنیا شدی خوردی اون از استخونات میرنه بیرون،فریاد میزنه میت هیچ کس نمیشنوه صداشو" افهم!اسمع یا عبدالله" آخر سر تلقینم میگن" افهمت؟!بعد میگه چند لحظه ساکت باش اگه بشنوی میگه آره شنیدم ولی دیگه اینجا کاری از من برنمیاد،تنها برای عاشق اون تربتیست که براش گذاشتید،اون دستمال مشکی ای که برای حسین گریه کرده"

در زیر آفتاب فقط گریه میکند

این روزها رباب فقط گریه میکند

این چند وقت کار شب و روز او یکیست

بیدار یا که خواب فقط گریه میکند

درطشت دیده است سر همسرش چه شد

از مجلس شراب فقط گریه میکند

یک دفعه آب خورد کمی شیر جمع شد

دیگر نخورده آب فقط گریه میکند

از بس که لطمه زد به خودش

دست هاش را بستند با طناب فقط گریه میکند

 أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ*ملکانی که قرار است بیان،نکیر و منکر وارد قبر میشن،شروع میکنند" سالان"یک یک سوال ها رو سوال کردن:"من ربک؟من کتابک؟من قبلتک؟من نبیک؟همه رو میگن،این بیچاره میمونه چی بگه؟زبون ها لاله،اما یه روایت میگه وقتی یکی درباره امام رضا،یکی درمورد ابی عبدالله،یکی درمورد امیرالمومنین،یکیم درمورد چهارده معصوم،هر کی یه مرتبه و مقام داره اونی که چهارده معصوم میاره کنارش به نکیر و منکر میگن از ما سوال کن ما جواب میدیم اونی که مال امام رضاست امام رضا جواب میده اونی که حسین (ع) باید جواب بده خدا ...

*ابکی لخروج*میگه وقتی جواب نمیده با یه گرزی با یه وسیله ای چنان میزنند تو سر میت،اونا مال شوماها نیست یقین بدونید مال دشمنان امیرالمومنینه

أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَانا ذَلِیلا حَامِلا ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی * فردا قیامت عریان میشیم ، ذلیل وارد قیامت میشیم ...*

بی دست ، کاری از عمویت برنیامد

با مشک راهی شد ولی دیگر نیامد

خیلی دعا کردم مگر باران بگیرد

خیلی دعا کردم علی ، آخر نیامد

ناخن کشیدی بی قرار شیر بودی

جز خون ولی از سینه ی مادر نیامد

تیرسه شعبه نقشه هایی در سرش داشت

اصلا به قصد و نیت حنجر نیامد

بابا تمام سعی خود را کرده ، افسوس

جسمت به شکل سابق خود درنیامد

*آخه راوی میگه دیدم سر جدا شد ...*

دیدم که وقت دفن ، پلکت باز مانده

از این بلای بدتری بر سر نیامد

*حسین ....*

یک مشک آب پاره شد و پیر شد رباب

میریخت بر زمین و زمین گیر شد رباب ...

                            دانلود مناجات



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:27 ب.ظ | نظرات()

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم لاحول و لا قوة الا باالله العلی العظیم استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذوالجلال والاکرام بدیع السماوات و العرض من جمیع ظلمی و السرافی علی نفسی و اتوب علیه

اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ،وَافْتَرَضْتَ على عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ،فى عامى هذا وَفى کُلِّ عام، وَاغْفِرْلى تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ،فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرک یا رَحْمنُ یا عَلاّم

الهی العفو ...

***

سالها فکر من این است که تو الزاماً

از دعای چه کسی این همه خوبی با من

لحظه به لحظه دقیقه به دقیقه هر آن

لطف بی حد توشد شامل من اما من

جرم کردم عوضش فضل تو را می‌طلبم

نرخ تعیین کنم اینجا وسط دعوا من

کاش آنگونه که رود ازوسط دشت گذشت

بگذری ازمن وآلودگی این دامن

گر بناهست نبخشی ومعطل بکنی

این همه عبد گنهکار چرا تنها من

( همنشینان گنه کار من از اول ماه

همگی دوست خوب تو شدن الا من ...)2

مهر العفو خودت را بزن امشب بلکه

صبح محشرنشوم معطل یک امضا من

*آنقدر قیامت معطلی داره ... آنقدر معطلی داره ... هر روزش پنجاه هزار ساله ...*

سفر قبر چه نزدیک شده پس باید

کوله و بار مهیا کنم از اینجا من

در همه عمر فقط دغدغه ام این بوده

خوب‌تر جلوه کنم در نظر زهرا من

اگر امروز مرا خرج حسینش نکنی

چه جوابی بدهم پیش علی فردا من ...

هر حسینی که به لب‌های من آمد دیدم

خیلی از فاصله‌ها کم شده از تو بامن

*آنقدر تو حسین رو دوست داری که هر وقت من میگم فاصله ام کم میشه با تو ...*

روضه کرببلا خوانده شد و از این فیض

دل به امید تو بستن همه حتی من

خواهری گوشه‌ی گودال صدا کرد حسین 2

چه کنم بی تو عزیزم وسط صحرا من ...

به حق ام البنین ، خدیجه ی کبری ، ام الزهرا الهی العفو ....

▪️بسم الله الرحمن الرحیم▪️

اَللّـهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِک وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ،وَاَیْقَنْتُ اَنَّکَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ، وَاَشَدُّ الْمُعاقِبینَ فى مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَةِ، وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فى مَوْضِعِ الْکِبْریآءِ وَالْعَظَمَةِ،اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِکَ وَمَسْئَلَتِکَ،فَاسْمَعْ یا سَمیعُ مِدْحَتى وَاَیْقَنْتُ اَنَّکَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ، وَاَشَدُّ الْمُعاقِبینَ فى مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَةِ، وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فى مَوْضِعِ الْکِبْریآءِ وَالْعَظَمَةِ، اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِکَ وَمَسْئَلَتِکَ، فَاسْمَعْ یا سَمیعُ مِدْحَتی وَاَیْقَنْتُ اَنَّکَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ، وَاَشَدُّ الْمُعاقِبینَ فى مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَةِ، وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فى مَوْضِعِ الْکِبْریآءِ وَالْعَظَمَةِ، اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِکَ وَمَسْئَلَتِکَ، فَاسْمَعْ یا سَمیعُ مِدْحَتى وَاَجِبْ یا رَحیمُ دَعْوَتى وَاَقِلْ یا غَفُورُ عَثْرَتى،فَکَمْ یآ اِلهى مِنْ کُرْبَة قَدْ فَرَّجْتَها وَهُمُوم قَدْ کَشَفْتَها، وَعَثْرَة قَدْ اَقَلْتَها* چقدر لغزش هامو بخشیدی ، چقد  درد و غم هامو برطرف کردی*وَرَحْمَة قَدْ نَشَرْتَها، وَحَلْقَةِ بَلاء قَدْ فَکَکْتَها،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً،وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ،وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ،وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً اَلْحَمْدُ للهِِ بِجَمیـعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا،عَلى جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْکِهِ، وَلا مُنازِعَ لَهُ فى اَمْرِهِ،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا شَریکَ لَهُ فى خَلْقِهِ،وَلا شَبیهَ لَهُ فى عَظَمَتِهِ اَلْحَمْدُ للهِِ الْفاشى فِى الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَحَمْدُهُ،اَلظّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ،اَلْباسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ،اَلَّذى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُه*اگه منو ببخشی هیچی از خزاینت کم نمیشه ، همه ی عالمم ببخشی ...*وَلا تَزیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطآءِ اِلاَّ جُوداً وَکَرَماً، اِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْوَهّابُ ...

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ قَلیلاً مِنْ کَثیر مَعَ حاجَة بى اِلَیْهِ عَظیمَة،وَغِناکَ عَنْهُ قَدیمٌ،وَهُوَ عِنْدى کَثیرٌ*انقدر داری،دنبال گنهکار میگردی ، پیش تو خیلی زیاد همه چیز*وَهُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسیر*کار منو میتونی درست کنی،کار اونایی که التماس دعا گفتن، گرهشونو باز کنی، کار مسلمونا علی الخصوص عراق و سوریه و بحرین ... تو میتونی درست کنی ، من به اندازه خودم میفهمم که خدایا کی هستی ،چه کارای محال رو انجام میدی، ای کسی که گره های کور رو باز میکنی* ٌ،اَللّـهُمَّ اِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبى،وَتَجاوُزَکَ عَنْ خَطیئَتى،وَصَفْحَکَ عَنْ ظُلْمى،وَسَتْرَکَ عَلى قَبیحِ عَمَلى،وَحِلْمَکَ عَنْ کَثیرِجُرْمى عِنْدَ ما کانَ مِنْ خَطَأى وَعَمْدى اَطْمَعَنى اَنْ اَسْئَلَکَ مـا لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْک * من با حال طمع اومدم در خونت،نه با اعمالم،نه روزه ام نه ... بهت طمع دارم ، میدونم مستوجب محبتتم نیستم* الَّذى رَزَقْتَنى مِنْ رَحْمَتِک وَاَرَیْتَنى مِنْ قُدْرَتِکَ،وَعَرَّفْتَنى مِنْ اِجابَتِکَ،فَصِرْتُ اَدْعُوکَ آمِناً*با دل مطمئن صدات میزنم چون شب ام المومنینه، شب مادرمونه،چه مادری ...

مصطفی ممدوح مداحش خدا

لیک مداح خدیجه مصطفی ست

آنکه دامادش علی مرتضاست

دختر او حضرت خیرالنساست

نسل او نسل حسین و مجتبی ست

مادر خوب همه آل عبا ست

مادری پر منقبت ، پر افتخار

آنکه عزت پیش پایش ریخته

مال و مکنت در سرایش ریخته

عشق را در دل خدایش ریخته

حب احمد را سزایش ریخته

گنج عصمت را به جایش ریخته

کل هستی را به پایش ریخته

هست این بانو کنیز کردگار ...

نام ام المومنین زیبنده اش

هر کسی که شیعه است باشد بنده اش

میسزد عالم شود رزمنده اش

هست زهرا جلوه ی تابنده اش

کرده خلقش تا ابد پاینده اش

قد عالم خیر در پرونده اش

درس عزت داد ، درس اقتدار

با تمام اعتبارش ای دریغ

از زنان روزگارش ای دریغ

از دهان روزه دارش ای دریغ

*اخه این هفت ،هشت روزی که بوده روزه گرفته بوده*

با همه صبر و قرارش ای دریغ

در زمان احتضارش ای دریغ

سالها حصر و حصارش ای دریغ

روز آخر شد به کامش روزگار

جبرییل آمد پیامش آنی است

این سلام حضرت سبحانی است

میزبانا لحظه ی مهمانی است

از بهشت این کفن ارزانی است

رحلتش آغاز روضه خوانی است

روضه هایت کربلا را بانی است

ای دو چشمت بر حسینت اشک بار

*گفتم حیفه ، وسط دعا از بی بی نخونم،بقیه ی دعا رو بخونم *وَاَسْئَلُکَ مُسْتَأْنِساً لا خآئِفاً وَلا وَجِلاً،مُدِلاًّ عَلَیْکَ فیما قَصَدْتُ فیهِ اِلَیْکَ،فَاِنْ اَبْطَاَ عَنّى عَتَبْتُ بِجَهْلى عَلَیْکَ* تو محبت کردی،یه ذره دیر حاجتمو دادی، منم رو جهالتم دهد زدم* وَلَعَلَّ الَّذى اَبْطَاَ عَنّى هُوَ خَیْرٌ لى!*اینی که دیر حاجتمو دادی خیر بوده من نفهمیدم* لِعِلْمِکَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ* خیلی کار خراب کردم،خیلی سفره رو بهم زدم*فَلَمْ اَرَمَوْلاً کَریماً اَصْبَرَعَلى عَبْد لَئیم مِنْکَ عَلَىَّ یارَبِّ،اِنَّکَ تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْکَ*تو منو دعوتم کردی من پشت کردم به دعوتت*وَتَتَحَبَّبُ اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَیْکَ وَتَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْکَ*تو دوستی و محبت کردی ولی من قبول نکردم محبت دشمنتو قبول کردم ببخش منو*کَاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ فَلَمْ یَمْنَعْکَ ذلِکَ مِنَ الرَّحْمَةِ لى وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ، وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ،فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجاهِلَ* به من رحم کن من جاهلم،نفهمیدم* وَجُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِکَ،اِنَّکَ جَوادٌ کَریمٌ،اَلْحَمْدُ للهِِ مالِکِ الْمُلْکِ،مُجْرِى الْفُلْکِ،مُسَخِّرِ الرِّیاحِ، فالِقِ الاِْصْباحِ، دَیّانِ الدّینِ،رَبِّ الْعَالَمینَ،اَلْحَمْدُ للهِِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ،وَالْحَمْدُ للهِِ عَلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ*تو میتونستی منو بزنی زمین ولی منو بخشیدی*وَالْحَمْدُ للهِِ عَلى طُولِ اَناتِهِ فى غَضَبِهِ،وَهُوَ الْقادِرُعَلى ما یُریدُ،*تو میتونستی توغضبت منو داغونم کنی،تو اخه قادر بودی ولی نکردی*اَلْحَمْدُ للهِِ خالِقِ الْخَلْقِ،باسِطِ الرِّزْقِ،فاِلقِ الاِْصْباحِ،ذِى الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ،وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ،اَلَّذى بَعُدَ فَلا یُرى ....

‌‌‌‌‌‌‌وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى، تَبارَکَ وَتَعالى اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَیْسَ لَهُ مُنازِعٌ یُعادِلُهُ،وَلا شَبیهٌ یُشاکِلُهُ،وَلا ظَهیرٌ یُعاضِدُهُ،قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الاَْعِزّآءَ،وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمآءُ،فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما یَشآءُ،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى یُجیبُنى حینَ اُنادیهِ،وَیَسْتُرُ عَلَىَّ کُلَّ عَوْرَة وَاَنَا اَعْصیه*من این طوری تعبیر می کنم، همچین که گناه می کنم تو زود می پوشونی، روایت داره وقتی دو نفر گناه میکنن، به ملائکش میگه یه پرده ای بندازید روشون تا دیگر ملائکه نبینن، همه ی عیب های منو پوشوندی*وَیُعَظِّمُ النِّعْمَةَ عَلَىَّ فَلااُجازیهِ،فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَة هَنیئَة قَدْ اَعْطانى،وَعَظیمَة مَخُوفَة قَدْ کَفانى،وَبَهْجَة مُونِقَة قَدْاَرانى، فَاُثْنى عَلَیْهِ حامِداً،وَاَذْکُرُهُ مُسَبِّحاً،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا یُهْتَکُ حِجابُهُ*ممنونتم تو پرده ی منو کنار نزدی،خودم خودمو رسوا کردم *وَلایُغْلَقُ بابُه*کیه بگه من در خونه ی خدا رفتم دست خالی برگشتم،باور نکن،بارها شنیدید داشت میومد،رفته بود در خونه ی حاتم با آن همه عطا،نبود و دست خالی ردش کردن،برگشت تو راه حاتم دیدش،گفت کجا بودی؟گفت بابا این شهرت ها دروغه رفتم در خونه ی حاتم طایی جوابمو ندادن،گفت بیا برگرد ببینم چرا جوابتو ندادن،گفت نه دیگه نمیام،گفت بابا تو نیایی مهم نیست اما برا حاتم بده،گدایی بیاد در خونش دست خالی برگرده"وَلا یُرَدُّ سآئِلُهُ،وَلا یُخَیَّبُ آمِلُهُ*آخ،کریم بنده نواز،تو آن خدایی هستی که سائل رو از در خونت رد نمی کنی،سائلو ناامید نمی کنی* اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى یُؤْمِنُ الْخآئِفینَ،وَیُنَجِّى الصّالِحینَ یَضَعُ الْمُسْتَکْبِرینَ،وَیُهْلِکُ مُلُوکاً،وَیَسْتَخْلِفُ آخَرینِ،وَالْحَمْدُ للهِِ قاصِمِ الْجَبّارینَ،مُبیرِ الظّالِمینَ،مُدْرِکِ الْهارِبینَ،نَکالِ الظّالِمینَ،

صَریخِ الْمُسْتَصْرِخینَ،مَوْضِع حاجاتِ الطّالِبینَ،مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنینَ،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعَدُ السَّمآءُ وَسُکّانُها، وَتَرْجُفُ الاَْرْضُ وَعُمّارُها،وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ یَسْبَحُ فى غَمَراتِها*همه مشغول ذکرن،موج دریاها و اقیانوس ها حتی رعد تو آسمونها اما من بیچاره فقط خوابم،چند ساعت که به افطار مونده بال بال میزنم کی افطار میشه خدا کمکم کن،وای بر من،امان از تشنگی قیامت،آنقدر تشنگی قیامت سخته که بعضی از اهل جهنم هجوم میارن سمت درختی که اسمش زقومه،آب داره ولی آنقدر تلخه،صدا فریادشون بلند میشه،خدایا ما این روز ها روزه میگیریم نمیدونیم قبوله یا نه،اما به خاطر روزه ی امام زمانمون مارم قاطی ببر، درهم بخر، همه رو قبول کن ... یا ام المومنین ... یا ام الفاطمه" دلم میخواد قبل از اینکه دعا رو تمام کنم شعرمو بخونم،*

بارخود رابسته ام پس پرکشیدن راحت است

بال و پر در پیش پیغمبر کشیدن راحت است

یک لباست را کفن کن،باز هم تب کرده ام

داغ را درجامه‌ی دلبر کشیدن راحت است

تاسحر پیشم بمان قرآن بخوان بالا سرم

باتو دست اززندگی دیگر کشیدن راحت است

هرچه وسعم بود را دادم که بااین انقطاع

روح را از قالب پیکر کشیدن راحت است

دخترم را بیشتر در بین آغوشت بگیر

پیش بابا ناز یک دختر کشیدن راحت است

هی سفارش کن به مردم حرمتش را نشکنند

خط غم بر سوره‌ی کوثر کشیدن راحت است

هی سفارش کن که باهیزم نیاید هیچکس

بارداری را به پشت درکشیدن راحت است

ترس آن دارم که دستش باغلافی بشکند

زن نباشد گردن شوهر کشیدن راحت است

*اول دستشو شکستن،بعد علی رو کشیدن*

غصه‌ی بعدی من روز دهم در کربلاست

در ته گودال غم خنجر کشیدن راحت است

قافله بی قافله سالار و زن‌ها در فرار

سرکه روی نیزه شد معجر کشیدن راحت است

در شلوغی سر بازار فکرش را بکن

واقعاً با آستین پوشاندن سر مشکل است

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى هَدانا لِهذا( ..... ) وَصَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ الطّاهِرَةِ*بی بی جان تسلیت میگیم مادر از دست دادی* فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ،وَصَلِّ عَلى سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَىِ الْهُدى،اَلْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ،سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ،*ای آقازاده ها شما مادر بزرگتونو دیدید یا ندیدید؟!! به شما هم تسلیت می گیم،خوب مادربزرگی بود،اما چون ندیدن وقتی زینب به دنیا آمد پیغمبر فرمود عین خدیجه ست،صورتا،صورت خدیجه ست*وَصَلِّ عَلى اَئِمَّةِ الْمُسْلِمینَ ...

                                 دانلود مناجات




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:18 ب.ظ | نظرات()

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند ...

آن ذره به آسمان رود و کار آفتاب کند ...

***

ملاعباس روضه خوان شمال بود ، یه عده که صدای خوبی داشتن تو شهر چاووشی می کردن که آقا هفته ی دیگه فلان روز صبح حرکت به سمت کربلاست ، این کاروان به هر شهری می رسید چاووشی می کرد ، یه سالی ملا عباس کم آورد باقی آورد ، بدهی آورد ، جوونها گفتن ملا بریم کربلا ؟!! گفت نه من بدهی دارم ، گفتن مگه ما مردیم ، بدهی تو میدیم ، بدهیش رو دادن ، جوانها باهاش رفتن کربلا ، از دور پنج شنبه غروب نشون داد جوونها اون دو تا مناره قبر و حرم آقا سیدالشهدا(ع) و ابوالفضل(ع) شب بخوابیم ، گفتن نه شب جمعه هست بریم کربلا ، اومدن و رفتن حرم و روضه ی علی اکبر (ع) خوندن و آمدن کاروانسرا ، می گفت تا منه مرشید عباس یا ملا عباس اومدم بخوابم چشمام گرم شه ، دیدم در میزنن ، کیه این وقت شب دم کاروانسرا ؟!! اومدم در کاروانسرا رو باز کردم دیدم یه غلامی ست ، اما آقاست..." کوچه به نورش روشنه ، بله؟ گفت فلانی ، گفتم خودمم " گفت برو همه رو صدا کن آقاتون داره میاد دیدنتون ، گفتم کدوم آقا؟!! گفت همون آقایی که این همه راه اومدی براش" گفتم سید الشهدا ؟!! گفت آره" گفتم ما میریم ؟ گفت نه ! آقا خودش میاد ، میگه همه رو صدا کردم ، تا اومدیم نشستیم دیدیم در کاروانسرا باز شد ، پسر فاطمه آمد با اصحاب ..." حرفم اینه ، تا اومدیم پاشیم گفت جان حسین پا نشید ... خسته اید ... پاهاتون درد می کنه ... *بچه ها ، رفقا ، محرم ، فاطمیه ، ماه رمضان مردونه برا خدا کار کنید ، دیگه جون نداشته باشی راه برید ، خورد و خمیر باشی ، خسته ، کوفته ، مثه اینکه ماه ها کار کردی ...* جان حسین بشینید پاهاتون درد می کنه ، آقا نشست کنار ما" فرمود من به سه دلیل آمدن دیدنتون :

1 _ هر کی به دیدنم بیاد به دیدنش میام ، هر سلامی علیک داره ، هر رفتی اومد داره ...

2 _ سلام حسین رو به اون هیئتیه تو شمال دارید ، پیرمرده ، کفش ها رو جفت می کنه " سلام حسین رو به اون پیرمرده برسانید " این حسینیه آقا داشته ، مداح داشته ، خادم داشته ، آشپز داشته ، بانی داشته ، میوندار داشته ، اما یه پیرمرده دم در دل حسین رو برده ؛ با چه عشقی این کفش ها رو تمیز می کرده که آقا میگه سلام حسین رو به اون برسون ..."

مردونه وایسید پا رکاب امام حسین (ع) مردونه .... مردونه نوکری کنید .


                                       دانلود حكایت



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:34 ق.ظ | نظرات()
                      

خیلی وقت ها زحمت می کشیم یه نوکر رو از چشم بزرگتر بندازیم ، حسادت همیشه هست ، همه جا هست ..."

سلطان محمود غزنوی یه نوکری داشت به نام ایاز ، این نوکر رو خیلی دوسش  داشت و ایاز هم در نوکری برا سلطان محمود هیچی کم نمیذاشت ، انقد ارتباط این نوکر با سلطان به چشم اومده بود که حسودای دربار نقشه کشیدن ، که یه کاری کنن ، این نوکر از چشم ارباب بیفته ..."

حسودای دربار نمیتونستن ببینن که این نوکر دور این سلطان میگرده و سلطانم جور دیگری این نوکر رو دوسش داره ، هی اومدن بغل گوش سلطان حرف زدن ، گفتن سلطان این ایاز ، روزی دو ، سه ساعت از کاخ میره بیرون ، میره یه محله ای پایین شهر ، تو یه خونه ای ، سه چهار ساعت اونجاست ، دوباره ظهر میاد کاخ ... " ما فکر کنیم برا شما نقشه ای شوم کشیده باشه ، داره سلاح جمع می کنه ، پول جمع می کنه ، آدم جمع می کنه . سلطان اول باور نکرد ، یواش یواش دید این میگه" این میگه" این میگه" باور کرد ؛

یه روز ظهر نوکر اومد ، عیاض اومد کاخ ، سلطان گفت کجا بودی؟!! گفت پایین شهر کاری داشتم ، رفته بودم" گفت میشه این خونه پایین شهرتو به من نشون بدی ، گفت بله ، قابل شما رو نداره ، اما بریم " نوکر افتاد جلو ، سلطان دنبالش ، رسیدن دم یه خونه قدیمی ، ایاز کلید و انداخت در رو باز کرد ، رفتن تو ... خو سلطان اومده ، تمام حسودای دربار اومدن که مچ ایاز رو بگیرن، سلطان تا اومد تو خونه ، دید یه خونه ای که کاه گلیه هست و سقفش شکسته داره میریزه ، یه پوستین پوسیده رو دیوار ، یه گلیم پاره و پوسیده ام رو زمینه ، بقیه خونه همش خاکه"  یه نگاه کرد به ایاز ، گفت ایاز ، تو کاخ با اون عظمت و با اون همه زیبایی رو رها میکنی ، روزی سه چهار ساعت تو این خونه چیکار می کنی؟!! حیف نیست اون کاخ رو رها می کنی میای تو این مخروبه ؟!!

یه جمله گفت ، اون جمله همیشه باید آویزه گوش ما نوکرها باشه ، برا اربابمون" گفت ارباب ! این خونه قدیم من بود ، من قبل از اینکه در سایه ی سلطنت شما قرار بگیرم ، این پوستین لباسم بود ، این گلیم فرشم بود و تشکم ، مکان خوابم بود ، مکان زندگیم بود ، این سقف شکسته هم سایه بون سرم بود ..." از وقتی که زیر سایه ی شما قرار گرفتم به اون جاه و جلال رسیدم من هر روز صبح میام این خونه رو نگاه می کنم ، به خودم میگم ، ایاز ؛ آگه ارباب دستش رو از سرت برداره ، جات اینجاسا ...! هر روز میام به این لباس پوسیده ، به این گلیم پاره ، به این سقف شکسته نگاه می کنم" که وقتی میام کاخ به اون جاه و جلال نگاه می کنم بگم ، خدا رو شکر همش به برکت سلطانه" ماها نوکریم ؛ اگر نوکر امام حسین (ع) نبودیم تو این عالم امروز نوکری چه آدمی رو می کردیم؟!! کجا بودیم خداییش؟!!


                          دانلود حكایت



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:13 ق.ظ | نظرات()

         

اِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ* اگه قرار باشه من رو به آتش بیندازی ، انقده بهت اعتماد دارم ، نه تنها اعتراض نمی کنم ... وسط آتش داد میزنم ... من دوست دارم ... این عبارتو که میخوانی فقط یه اشاره ای کنم و رد شم ... اونی که وسط آتش اعلام دوستی کرد ، میدونی کی بود ؟ اون خانمی که بین در و دیوار تو اون هجوم دست جمعی معاندین و مخالفین اظهار علی دوستی شو به همه عالم اعلام کرد ....یا زهرا ....

                              دانلود مناجات



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:48 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic