تبلیغات
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر گریز
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

"اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم، بسم الله الرحمن الرحیم"

" اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ ....."

"وَصِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنا  وَبَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّی اِلی مُرافَقَةِ سَلَفِهِ"

"اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان"

بر دیده ی ما ضیاء بده مهدی جان

بر سینه ی ما صفا بده ، مهدی جان

*لحظات آخر اعتکافِ،دیگه سفره رو بر می چینن،یابن الحسن!، لحظات آخریه اگر قرار باشه به کسی چیزی عطا کنن،با دست با کفایت امام زمان عطا می کنن،آقای من!*

دور سر مادرت بگردان چیزی

آن را صدقه به ما بده مهدی جان

*بازم بخونیمش، لابلای صدازدن ها هم،حرف دلمون رو بگیم به مولامون ،یاصاحب الزمان.....گرچه خواسته ی منو میدانی،اما اگه سئوال کنی،اومدی معتکف شدی حالا هم لحظات آخره چی میخوای؟ خواسته ات چیه؟ آقای من! جواب من اینه: "وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی وَ إِرَادَتِی فِی كُلِّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی" یعنی اول خواسته ام تویی آقاجانم.شب و روز اینجا نشستم،ناله زدم،اشک ریختم،بلکه موانع کنار زده بشه،به تو برسم آقاجانم،که اگربه تو برسم،به همه چیز رسیدم،و اگر به هر چیزی برسم،بدون تو به هیچ چیز نرسیدم آقاجانم،بازم امیدوارنه تو رو میخونم،یابن الحسن! "وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَةً رَحِیمَةً" اگه یه گوشه ی چشمی به ما بیندازی،بار همه مون رو بستی یابن الحسن! هر کجا نشستی صداش بزن،میشنوه و کریمه، و نمیشه شخص کریمی رو صدا بزنی بشنوه و جوابت رو نده، یاصاحب الزمان..... نبی اکرم دو نفر رو پاره ی تنش خطاب فرمود،یکی امام رضا علیه السلام،دیگری دخترش فاطمه ی زهراست،سلام الله علیها، از اینجا توی این لحظات آخریه جا داره یه سری بریم مدینه،پشت در خانه ی مادرمون فاطمه،که این گونه یادمون دادن،که آخر هر مجلسی بریم در خانه ی حبیبه ی خدا،بگیم :مادر! هر چه کردیم،حالا چشممون به دست های توست،همون دست های نازنینی که،بمیرم،مقابل چشم علی ِ مرتضی، تو کوچه با غلاف شمشیر،از دامن علی کوتاه شد،پهلو شکسته،شش ماهه اش رو کشتن،بمیرم،اما نمیتونه ببینه ریسمان بستن،علی رو دارن می برن، محکم دامن علی رو گرفته رها نمیکنه،دیدن نمی تونن دامن علی رو از دست فاطمه رها کنن،کاری کردن،برا همیشه فاطمه رو از علی گرفتن،آه.....*

گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره

او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد

*مدینه مادر رو زدن،بمیرم،کربلا،دختر رو زدن،دیدن از کشته ی برادر جدا نمیشه، گاهی دست میبره زیر پاره پاره بدن،خدا این قربانی رو از آل محمد قبول کن،گاهی صدا میزنه:داداش!"یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری" طوری گریه میکنه دوست و دشمن به حالش گریه می کنند،اینجا هم اومدن با کعب نی و تازیانه.. هر کجا نشستی ناله بزن:حسین جان....*

به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند

نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند

*خدایا به اشک گریه کنای ابی عبدالله علیه السلام،به سوز دل عمه ی سادات زینب کبری سلام الله علیها،و به حق امام رضا علیه السلام،فرج امام زمانمان برسان،خدایا همین الان با مژده ی ظهور و فرجش قلب نازنینش شاد بگردان،خدایا هر کی به هر امیدی اینجا نشسته با دست با کفایت امام زمانمان،مهمات دنیا و آخرتشون رو کفایت بفرما*

!!!!متن ابتدایی و پایانی دعای اُم داوود!!!!

" صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِیمُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَلِیمُ الْكَرِیمُ الَّذِی لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ الْبَصِیرُ الْخَبِیرُ............اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّی وَ فَاقَتِی وَ اجْتِهَادِی وَ تَضَرُّعِی وَ مَسْكَنَتِی وَ فَقْرِی إِلَیْكَ یَا رَبِّ."

"یعنی خدا به خاریم رحم کن،به نداریم رحم کن،خدا سه روز اومدم اینجا نشستم،کوشش کردم تو رو از خودم راضی کنم،اهلبیت رو از خودم راضی کنم،به این کوششم رحم کن،خدایا به زاریم رحم کن،به بیچاره گیم رحم کن، خدایا میدونی دستم خالیه، بهم رحم کن،اینجای دعا دستور اینه تا میتونید،گریه کنید،اشک بریزید،سعی کنید به قدر بال مگسی هم شده اشک بریزید در حالت سجده که علامت استجابته،هر که اشکش جاری شده دعاش رو قبول کردن،اما چه اشکی بهتر از گریه ی برا حسین،همین طور که صورت ها رو خاکه،یه جمله اشاره کنم،کار امام حسین علیه السلام رو کربلا به جایی رسوندن،نوشتن ارباب مقاتل:" فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ" از اسب رو زمین افتاد،طرف راست صورتش روی خاک،دیدن لباش مثل دو چوب خشک به هم میخوره،میگه گمان کردم مردم رو نفرین میکنه،دقت کردن دیدم با کمال ضعف میگه:" فاسقوه شربة من الماء" حسین...."الهی رضاً بقَضائِک و صبراً علی بلائک، تسلیماً لامرک، لا معبود سواک" (صلی الله علیک یا اباعبدالله)3 وَ صل الله علی قلب زینب الصبور و لسان شکور"

وقت وداع با این مراسم ِ، شب شام غریبان زینب کبری سلام الله علیها،یه جمله اشاره کنم از فرصتی که هست، زنها و بچه هارو سوار بر ناقه ها کرد، همه رو کمک کرد،اما وقتی نوبت به خودش رسید،دیگه کسی نبود کمکش کنه،یه نگاه به طرف گودی قتلگاه کرد،یعنی داداش پاشو،زینبت میخواد سوار بر ناقه بشه،یه نفر محرم نداره،حسین....*

نوای کاروان هر دم زند آتش به جانم

خدایا بر زمین مانده تنِ آرام جانم

روان با شور و شینم

خداحافظ حسینم

                                                 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:50 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خابَ الوافِدُونَ عَلى‏ غَیْرِكَ ، وَخَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ اِلاَّ لَكَ ، وَضاعَ المُلِمُّونَ اِلاَّ بِكَ ....

*یعنی ضرر کرد هرکی غیر در خونه ی تو جای دیگه رفت ...

اول ماه رجبی اومدم بگم ، منم اون بنده ای که ضرر کردم ........ أَنَا الخَاسِر

هر کی غیر در خونه ی تو ، جای دیگه رفت . به غیر تو امید بست ، به غیر تو آرزوشو گذاشت ، خودشو گم کرده ...

اومدم بگم من خودمو گم کردم ... نه اینکه آقامو گم کردم ، من اول خودمو گم کردم ... عوض اینکه من دنبال آقا بگردم ، آقام داره مجلس به مجلس دنبال من میگرده ... حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِیقًا ...

رفیق روزای بی کسی

همیشه به دادم میرسی ....

خستگی راه و دوست دارم ...

پیرهن سیاه و دوست دارم ....

بی تو باشم غم دارم ...

یه زیارت کم دارم ....

           یه زیارت کربلا ماه رجب ما رو ببر ....

یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ ...

... بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبینَ ... *در خانه تنها همیشه باز بوده .... کی گفته در خونت بسته است ؟!!

تو عالم فقط یه در خونه بسته بود که اونم با لگد بازش کردن ....

بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبینَ وَخَیْرُكَ‏ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبینَ، * همیشه خیرت به ما رسیده ....*

وَفَضْلُكَ مُباحٌ لِلسَّآئِلینَ ، وَنَیْلُكَ مُتاحٌ لِلأمِلینَ ، وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ  ...

*تو گنه کاراتم روزی میدی ....*

وَحِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ ، عادَتُكَ‏ الْإِحْسانُ اِلَى الْمُسیئین ....

* تو اصلا هنرت اینه به بدا ، به روسیاها به گنهکارایی مثل من احسان میکنی ...

حالا هرکی اومده احسانشو گدایی کنه بگو یا قدیم الاحسان بحق الحسین ....

الهی العفو .....

                                      



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:04 ب.ظ | نظرات()

                        

از خراسان پیرمرده حرکت کرد اومد مدینه زیارت امام باقر علیه السلام ،ماه ها تو راه بود ،خسته شد گرسنه شد . پاهاش زخمی شد ..." با همه ی این سختی و درموندگی رسید مدینه .

سراغ امام و که گرفت ، گفتن آقا مشغوله درس و بحثه"

اومدن وارد منزل حضرت شد" دید شاگردا همه نشستن ، دودستش رو گذاشت به آستانه ی درب خانه ی حضرت ؛ عرضه داشت اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلِ الله ...

خیس عرق،پاها پینه بسته،خسته و درمونده، عرضه داشت یابن رسول الله این همه راه رو از خراسان طی کردم فقط و فقط به عشق زیارت شما" این همه راه رو اومدم بگم آقا دوستت دارم ...

آقاجان میشه به من بگی این محبت به چه درد من میخوره ؟؟

)ای کسایی که این شبا از این جلسه به اون جلسه میرید با امام زمان برا مادرش زهرا گریه کنید ... امشب به آقا بگو من دوست دارم ... من اومدم تو رو از غربت دربیارم ... شنیدم تو ، تو بیابونا خیمه میزنی ... مردم شهر تو رو از خودشون روندن ... اومدم با شمای خیمه نشین هم دم باشم (

حضرت بلند شدن ، فرمودن : إِلَیهِ" بیا کنار خودم بنشین تا جوابتو بدم ..."

دونه دونه این شاگردای حضرت رو کنار زد ، تا رسید محضر امام باقر، حضرت کنار خودشون او رو قرار دادن ... همین که نشست حضرت فرمودن: همین سوال رو یه نفر از بابام زین العابدین پرسید. میخوای بدونی این محبت ما با شما چه می کنه؟؟ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ... قیامت دونه دونه تون که ما رو دوست دارید با ما محشور میشید ....

)این شبا با امام زمان باید اینجوری حرف بزنیا ... بگو آقاجان عمرم داره تموم میشه هنوز نتونستم رخ زیباتو ببینم ... گفتم میرم کربلا میبینمت ... نشد ... اومدم امشب تو روضه ی مادر دنبالت میگردم ...) حضرت فرمود نگران نباش خیالت راحت باشه ، قیامت با ما محشور میشی ..."

تا وقتی که زنده ای عزیز و سربلندی ... محب ما ذلیل نمیشه ... وقتی ام از دنیا بری ماها میایم بالا سرت ... مادرم فاطمه میاد بالاسرت ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:53 ب.ظ | نظرات()
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:40 ب.ظ | نظرات()


 

"اِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُكَ"اینجوری که داری ناله میزنی معناش اینه:تو هم داری با زبان زمزمه باخدات میگی"خدایا به حق خودت قسم من کسی رو غیر خودت ندارم"أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّی"مگه نفرمودی: "وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ؟!"،انا سَّائِلَ"ما رو دست خالی از درخونت ردنکن"من تو رو اینجوری شناختم"اَللّهُمَّ لااَجِدُ لِذُنُوبی غافِراوَلا لِقَبائِحی ساتِراً،وَلا لِشَیءمِنْ عَمَلِی الْقَبیح بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیْرَكَ"من تو رو اینجوری شناختم"هم گناهامو میامرزی هم بدی هامو میپوشونی،هم به جای بدی هام،تو نامه ی عملم نیکی می نویسی"

لا اِلـهَ إلاّ اَنْتَ*این فقط کار خودته* سُبْحانَكَ وَبِحَمْدِكَ*این تویی"حالا می خوام خودمومعرفی کنم:ظَلَمْتُ نَفْسِی(اگه مشتری عفو و رحمتشی بگو)ظَلَمْتُ نَفْسِی وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلی وَسَكَنْتُ لَى قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَ مَنِّکَ إِلَى قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَمَنِّکَ عَلَیَ*یعنی من گدای یه شبه و دوشبه ی تو نیستم،از بچگی نشونه ی خونتو به من دادن بزرگترامون به مااینجوری یاد داده بودن،هر جارفتیم شبا جمعه بیایم در خونت"شبا جمعه در خونت خبراییه"ای خدایی که از بنده هات زود راضی میشی"یا سَریعَ الرِّضا"معطلمون نکن"به آبروی امام رضا راضی بشو ازهممون" اِغْفِرْلِمَنْ لایَمْلِكُ إلاّالدُّعاءَ"من که چیزی ندارم در خونت بیارم،اما یه گوهری خودت به من دادی،در خونت میارم خوب قیمت گذاری می کنی

"مرحوم علامه ی فشارکی تو عنوان الکلام این روایت رو میارن، میفرمایند: نزد قدما و مشایخ ما این حدیث مشهوره،قیامت میارن یه بنده ی گنهکاری رو،بهش میگن نامه ی عملت رو بخون"اقْرَأْ کِتابَکَ کَفی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسیبا"نامه ی عملشو که میخونه،سر به زیر،راشو به سمت دوزخ کج میکنه"یه مرتبه ندا میاد،نگهش دارید،خدایاخودشم نامشوخونده اعتراضی نداره،ندا میاد این نزد من یه امانتی داره،من اینجا میخوام امانتیش رو بهش برگردونم ؛الله اکبر؛امانتیش یه گوهره؛اینو بهش میدن،ندا میاد برو تو محشر به همه ی انبیاء نشون بده اینا برات قیمت گذاری کنن؛تک تک انبیاء اظهار عجزمیکنن"خدایااین گوهر چیه ما نمی تونیم قیمت گذاری کنیم؟ندا میاد این قطره یاشک بر حسین ..."همه که اظهار عجز میکنن یه وقت می بینن یه آقای بی سر،از وسط محشر ندا میده صاحب این گوهر منم"قیمت گذاریشم با منه"حسین جان قیمت این گوهر چیه؟فرمود:آمرزش خودش و پدر مادرشه" الله اکبر،قربون مهربونیت برم آقا"

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین

حالا بی مقدمه برم کربلا،فرمودکربلا که زائر میاد اینجوری بیاد شعِثاً، غْبَرّاً، جَائِعاً،عَطْشَانا،حَزِیناً مَکْرُوباً*پرسید از امام صادق چرا زائرباید گرسنه بره؟تشنه بره؟گردو خاکی بره؟غمگین ونالان بره؟فرمود:آخه جد ما را همین جوری کشتن"

هم گرسنه بود،هم تشنه بود،هم گردو خاکی شده بود،هم غمگین و نالان بود"

 

من فقط یه گوشش رو میگمو دعات میکنم"گریه هاتم کردی همه رو دعا کن اون برو بچه هایی که الان مدافع حرم زینبی هستن"اونام خیلی دلشون میخواد اونجا آزادانه ضجه بزنن"شیعیان مظلوم یمنم خیلی دلشون میخواد اینجوری جلسات توسل برگذارکنن،نمی تونن"به نیابت ازهمشون توناله بزن"

گرسنگی وتشنگی رو شنیدید"اما من فقط میخوام گوشه ی آخرو بگم؛غصه دار کشتنش"مگه چه غمی تودلش بود؟!

چشمی به چشم قاتلو چشمی به خیمه ها

*وقتی نانجیب نشست رو سینه ی ارباب ما،ابی عبدالله نگرانه*

چشمی به چشم قاتلو چشمی به خیمه ها

همراه کاروان خود ای کاش زن نداشت

 

اونقده نگران زن وبچه بود که بعد حسین بااونا چه می کنن،من میخوام بگم خوب شدندیدی آقا،یه دونه خیمه رو سالم نزاشتن

گوشی نمانده بود که پاره نگشته بود

حسین ...

ازدست ها مپرس که باگوش ها چه کرد

ازگوش ها بپرس که بی گوشواره ماند

*خودفاطمه ی بنت الحسین که توکربلا صغیره بود بعدها براآقازادش داره روایت میکنه"روایت تو امالی شیخ صدوقه،فرمود پسرم:

أنَاجاریَةٌ صَغیرَةٌ من کوچیک بودم وقتی به خیمه هاحمله کردن یه خلخالی تو پای من بود،انقده باشدت وحدت اینواز پام کشیدن که پاهام زخمی شد"بابا از شما می پرسم یه بچه ی سه چهارساله اگه بخواد بدوه سرعت وشتاب دویدنش چقدره؟دیگه لازم نیست بااسب اونو دنبال کنن،فریاد بزنن بچه می ترسه، دیگه لازم نیست با نیزه بزننش"

آی حسین ...


                                     



برچسب ها : دانلود ،متن ،گریز ،دعای ،کمیل ،میرزا ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:48 ق.ظ | نظرات()


فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَاالْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، فَقالَ یا فاطِمَهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَکِ رائِحَهً طَیِّبَهً کَاَنَّها راَّئِحَهُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ* امیرالمؤمنین به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:بوی خوشی می آید انگار که بوی برادر و پسر عموی من ِ،بی بی فرمود:بله،او و دو فرزندت زیر عبا هستند* فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخى و یا وَصِیّى وَخَلیفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْکِساَّءِ*(بی بی فاطمه وقتی دید همه جمع شدن، او هم اذن گرفت وارد عبا شد)* ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ قالَ وَعَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتى وَیا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَکِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَىِ الْکِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیَدِهِ الْیُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ*همه که جمع شدن، دو طرف عبارو پیغمبر با دست راست گرفت،حالا داره دعا میکنه* اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ* همین چهارتا که با من هستند* اَهْلُ بَیْتى وَ خاَّصَّتى وَ حاَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى*گوشتشون از گوشت منه،یعنی نباید سیلی بخورند،یعنی نباید فرقشون شکافته بشه، یعنی نباید بدنشون تیر بارون بشه* وَدَمُهُمْ دَمى *خونشون خون منه،تمام،یعنی اون خونی که از گیسوان و محاسن ابی عبدالله بالا نیزه می ریخت خون پیغمبر بود*

دلم خواهد که پیغمبر ببینم

دمی با ساقی کوثر بشینم

بگیرم در بغل قبر حسن را

حسین را در صف محشر ببینم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:24 ب.ظ | نظرات()


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

*این حدیث کساء از جابر بن عبدالله انصاری رسیده، کساء به عبا میگن،عبای یمانی مطرح ِ *

عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ*حضرت زهرا داره برا ما حرف میزنه،چقدر خوبه امشب بریم پا صحبت حضرت زهرا بشینیم* عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ،وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَهَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى بَعْضِ الاَْیّامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ*حضرت زهرا سلام الله علیها میگه که: یه روز بابام بر من وارد شد"بعد پیغمبر که داره سلام میده ما داریم سلام پیغمبر رو به حضرت زهرا میدیم،یه نکته بگم:" "رسول مکرم اسلام صل الله علیه  و آله و سلم روحی فداه فرمودند: اگر کسی سه روز به من و فاطمه ام سلام کنه اهل بهشته" حالا پیغمبر:* فَقالَ:*بابام فرمود:* السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ، فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ قالَ اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً* "فرمود: دخترم من توی بدنم احساس ضعف می کنم" الله اکبر، پیغمبر اسلام وقتی احساس ضعف میکنه میره در خونه ی فاطمه،پیغمبر مسجد میخواست بره اول می رفت دیدن زهرا،از مسجد میومد اول می رفت دیدن زهرا* قالَ اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً ، فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ*فرمود دخترم تو بدنم احساس ضعف می کنم،فاطمه عرض کرد بابا،از این ضعفی که دارید،پناهت میدم به خدا*فَقَالَ یا فاطِمَهُ ایتینى بِالْکِساَّءِ الْیَمانى فَغَطّینى بِهِ*آقا رسول الله فرمود:اون عبای یمانی رو برام بیار* فَاَتَیْتُهُ بِالْکِساَّءِ الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ*عبارو آوردم،کساء رو آوردم انداختم رو بابام* وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ* اون وقت شروع کردم به نگاه کردن به بابام"حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: از همه ی این دنیا سه چیز رو دوست دارم،انفاق کردن،قرآن خواندن،نگاه کردن به صورت بابام" چی میشد امشب ما نگاه می کردیم به صورت امام زمان(عج)؟* وَاِذا وَجْهُهُ یَتَلاَْلَؤُ کَاَنَّهُ الْبَدْرُ فى لَیْلَهِ تَمامِهِ وَکَمالِهِ*نگاه کردم دیدم صورت بابام مثل ماه شب چهارده داره میدرخشه* فَما کانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّهَ عَیْنى وَثَمَرَهَ فُؤ ادى* دیری نگذشت حسنم اومد،سلام کرد،گفتم:سلام نور چشمم،میوه ی دلم* فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَهً طَیِّبَهً کَاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّى رَسُولِ اللَّهِ*مادر یه بوی خوشی میاد تو خونه،مثل بوی جدم ِ انگار؟* فَقُلْتُ نَعَمْ*آره پسرم* اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ*اومد مقابل پیغمبر مؤدب ایستاد،سلام کرد * اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ* امام حسن میگه:اجازه میدید منم بیام کنار شما زیر عبا؟* فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیاصاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکِساَّءِ *اجازه داد حسنم رفت زیر عبا*فَما کانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا قُرَّهَ عَیْنى وَثَمَرَهَ فُؤ ادى*سلام پسرم،نور چشمم،میوه ی دلم* فَقالَ لى یا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَهً طَیِّبَهً کَاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ وَاَخاکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَدَنَى الْحُسَیْنُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِساَّءِ*حسین اومد، سلام و جواب سلام،همون حرفایی که امام حسن زد،فرمود:آره جدت و برادرت زیر کساء هستند، اومد سلام داد به پیغمبر،اجازه میدید منم بیام؟* فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى*یه کارایی می کرد پیغمبر با حسین همه تعجب می کردند،در روایت اومده: از همسران پیغمبر نگاه می کرد دید که پیغمبر دوتا انگشت بزرگ هر دست حسین  رو گرفته،امام حسین کم سن و ساله،کوچیک بود،این دوتا انگشت رو گرفته،نگه داشته،خودش رو دو کنده زانو نشسته هی داره دست و بدن و پای حسین رو می بوسه،گلوش رو می بوسه.سئوال کردند:یا رسول الله؟ فرمود: این جای زخم های نیزه و شمشیر و ... بعد فرمود: حسینم شهید میشه،هر کسی حسین مرا زیارت کند،ثواب یک حج من برا اونه،سئوال کردند:یک حج؟ حضرت فرمود: دو حج. باز سئوال کردند:دو حج؟ حضرت فرموند:چهار حج. هی تعجب کردند،تا حضرت فرمودن:تا هفتاد حج"امشب می نویسی ما بریم کربلا؟*

گرد حرم دویده ام،صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من،کرب و بلا نمی شود

*سلام کرد،پیغمبر جوابش رو داد*

وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا شافِعَ اُمَّتى* کم سن و ساله امام حسین،اولین روزی است که روزه ی مستحبی گرفته ابی عبدالله،حالا میخواد افطار کنه،حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:پسرم افطار کن،عرض کرد مادر جان به من چی میدید روزه گرفتم؟ فرمود:ثواب نصف عبادت های من مال دوستان تو.افطار نکرد،باباش اومد،فرمود:بابا اولین روزِ که من روزه ی مستحبی گرفتم،چی به من میدید؟فرمود:پسرم! نصف عبادت های من ثوابش مال محبین تو. علی که:" ضَربَةُ عَلِی یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثّقلین"بازم نخورد، حسن آمد،فرمود:برادر جان افطار کن، فرمود:حسن جان! چی به من میدی من روزه گرفتم؟ هدیه؟ فرمود: نصف عبادت های من ِ حسن." مرحوم سراج یک از وعاظ برجسته ی تهران  می فرمود: آی مردم ثواب یه تازیانه ای که حضرت زهرا سلام الله علیها در راه علی خوردن رو بدهند،همه عالم رو بسه" امام حسن فرمود: ثواب نصف عبادتهام مال محبینت، پیغمبر اومد،همین سئوال، همین جواب،بازم نخورد،جبرئیل نازل شد یا رسول الله!،خدا میگه بخور، پرچم شفاعت اُمت رو به تو دادم."گریه کن هات رو می بخشم"

"آقا! هیچکی دلش نیومد لب های امام حسین رو خشک ببینه، اما هلال میگه: دیدم این لب ها به هم میخوره به سختی باز میشه،رفتم آب بیارم،سپرم پر بود،دویدم،تا رسیدم بالا دیدم قاتل اومد، دستش رو نگاه کردم، دیدم سر رو گرفته، آب رو دید به من خندید، گفت:سیرابش کردم، گلوش رو ببین*

وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا شافِعَ اُمَّتى، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ*سلام دختر پیغمبر* فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَاالْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ*تا امیرالمؤمنین سلام کرد،تا وارد شد فاطمه زود جواب داد،آخه یه روز امیرالمؤمنین از در اومد،هی گفت:دختر پیغمبر سلام، مادر بچه هام سلام،پاره ی تن پیغمبر، اومد بالا سرش،دید دیگه هیچی از زهرا نمونده،شروع کرد گریه کردن،این اشکا که ریخت،کم کم چشم های فاطمه باز شد،چشمش به اشک علی افتاد، این دست ها درد می کرد،یواش یواش این دست هارو آورد بالا،شروع کرد اشک امیرالمؤمنین رو پاک کردن،مولا بغضش شکوفا شد، فاطمه جان این چه کاریست؟عرضه داشت:از بابام شنیدم اشک مظلوم عرش رو می لرزونه*

ای عروس آسمانی

ای خدای مهربانی

یک نگاه ِ کاملم کن

 می توانی،می توانی

من چه می بینم خدایا

حالا بیمارم خراب است

قلبم از غصه کباب است

من چه می بینم خدایا

جان سپرده یا که خواب است

سیل اشکم تا نیامد

حال یارم جا نیامد

پیش چشمم هر چه می کرد

دست او بالا نیامد



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:26 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم