سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر کربلا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


                   http://s6.picofile.com/file/8240698934/حجت_الاسلام_انصاریان3.jpg

یه بخشی از روایات بکاء است که ملاکش معلومه ، یه بخشی از روایات صیحه داره ، یعنی اونی که تو مجلسِ اباعبدالله هست ، شدید تحتِ تاثیر قرار میگیره ، در حال گریه نمیتونه خودشو نگه داره ، فریاد میکشه ، خب این فریادم ملاک داره ، فصیحه ، یعنی صدامو همه بشنون ، همه .

خب کی اولین صیحه رو برا ابی عبدالله کشید ؟ ...

اونی که وقتی بدنو دید ، گفت : وا مُحمدا ! ... وا علیا ! ... هی صداش رفت بالا تا توجه به بدن کرد ، عربده کشید و گفت : واحسینا ! ...

این دو کلمه ، اما کلمه سوم : شَحقه .

خب کی شحقه زده ؟ صرخه معلوم شد . بکاءمعلوم شد . کی شحقه زده ؟ شحقه یعنی چی ؟ ...

حسین جان ! شحقه دو تا معنی با هم داره . یک : تمام صدا رو بیرون دادن ، دو : که این دومی بیشتر برا ما پیش میاد . گریۀ گلوگیر که آدم میخواد خفه بشه ...

خیلیا تو این 1400سال تو این جلسات مردن تو گریه ها ! ...

شحقه ، کی شحقه زده ؟ فرشتگانی رو در قرآن نام میبره به نام حَفَظه . حفظه : حافظ اعمالن ، حافظِ جانها ، حافظِ انسانها از حوادثن . حفظه جمعِ . تعدادشونم معلومِ الله اکبر ... کی هستی تو ؟

خدا به تمام فرشتگان حفظه امر کرد تو کل کره زمین بیست و چهار ساعته ، پرونده ها رو که تکمیل میکنید ، کارتون که تموم میشه ، از زمین باید صعود کنین بیاید تو آسمانها سرجای خودتون . اما قبل از اینکه سفر به عالم آسمان رو شروع کنید ،برهمتون امر دارم ، لازمه برید حرم ابی عبدالله ... با همه پرونده ها برید ....

حدیث در کامل الزیاراتِ ، بیست و چهار ساعتشون اذانِ مغرب تموم میشه ، وارد حرم میشن . هر بیست و چهار ساعت کل حفظه ، ولو عوض بشن ، وارد حرم میشن ، اونجا چند هزار فرشته از اولِ شب مشغولِ گریه کردنن ؛ عجب جمعی شدیم :ما ،فرشتگان ، انبیا ، موجودات .*

جن و ملک بر آدمیان گریه میکنن

گویا عزایِ اشرفِ اولاد آدم است

*همه سلام میکنن به فرشتگان گریه کننده ، فقط جواب میدن . حقِ صحبت کردن با این فرشتگان  رو ندارن . حفظه حق ندارن گریۀ اونا رو  ولو یه چشم به هم زدن قطع کنن تا صبح .

صبح که میشه با اینا مصافحه میکنن و صحبت میکنن ...

میگن : میخواین برین ،حالا برین ؛اما از اولِ شب تا اذان حق حرف زدن با گریه کن ابی عبدالله رو ندارن ... اونا باید دائم گریه کنن ، نباید گریه بند بیاد ...

وقتی میرن به طرف عالم بالا ، تو مسیر برمیخورن به صدیقۀ کبری ، میبینن صدیقۀ کبری کنارِ هزار پیغمبر ، هزار صدیق ، هزار شهید و هزار فرشته است . حفظه رو میبینه ، کجا بودید ؟ حرم ابی عبدالله ...

«فتشحق شحقة» زهرا چنان ناله میزنه و گریۀ گلوگیر میکنه ...

مادرِ ، مادرِ ! ... «شحقت شحقة» تمام فرشتگان درحال عبادت در عوالم ملکوت با گریۀ حضرت زهرا از عبادت قطع میشن . اونام شروع میکنن به صدا زدن و گریه کردن ... خدا میفرسته پیشِ پیغمبر ، برو زهرا رو ساکت کن ...*

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:11 ب.ظ | نظرات()


                   http://s6.picofile.com/file/8240698934/حجت_الاسلام_انصاریان3.jpg

اما مطلبِ اول دربارۀ پوشیدنِ لباسِ سیاهِ ؛همین سیاه پوشی ها ...

کتابِ بسیار قدیمیِ مَحاسِن که از مؤلفات معتبرِ مکتبِ اهل بیتِ و کتاب وَسائِل الشیعه که کتابِ سی جلدی و فقهی و حاوی مجموعه پرباری از روایات اهل بیتِ و بعد از این دو کتاب ، کتاب بحارالانوارِ مرحوم مَجلسی، از یکی از فرزندان حضرتِ زین العابدین غیرِ امام باقر ع نقل میکنن هر سه کتاب که ایشون فرمودند :

«لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بن عَلی » زمانی که حضرت حسین ع کشته شد ؛یعنی فاصله ای نیفتاد «لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بن عَلی لَبِسَ نِساءُ بَنِی هاشِمِ السَّوادَ وَ الْمُسوُحَ» تمام زنان اهل بیت هم لباس سیاه پوشیدند و هم لباس زبر و خشن «لا یَشتَکینُ مِنَ حر ولا برد » تو این لباس مشکی و لباس زبر و خشن،تو اون هوایِ بسیار گرم مدینه و سرمایِ صبح بهار مدینه،یک نفر گله و شکایت از گرما و سرما نکرد؛یعنی نگفتن حالا که تو این لباس مشکی خیلی گرممونه عوض کنیم، لباس معمولی بپوشیم،این کار رو نکردن .

سردمونه،لباس ضد سرما بپوشیم ، این کار رو نکردن .

« وکانَ علیُ بن الحُسین » پدرم حضرت زین العابدین « یعملو لهن الطعام »به کل خانواده شون،خاندانشون،کل زنانِ اهل بیت فرمودند :

دست به پختن غذا نبرید «یَعمَلوُ لَهُّن الطَعام للمَعطَم » فرمودند : صبحانه و ناهار و شامتون با من . شما فقط بشینید گریه کنید ...

من غذاتونو میدم «لِلمَعطَم » فقط جلسۀ عزاداری بر پاکنید ... خب در این روایت که در این سه کتاب مهم نقل شده،سه تا درس به ما دادن:

پوشیدن لباس سیاه ، طعام دادن برای حضرت ابی عبدالله،یعنی اگر جلسات حسین ع صبحانه دادن ، ناهار دادن ، شام دادن ، خرجشم سنگین شد ، ایرادی نگیر ؛ این روش زین العابدین بوده . اگر صبحانه بدن ،ناهار بدم ،شام بدن ، این اقتدایِ به زین العابدینِ . عمل امام ، قولِ امام ، امضایِ امام ، حجت الهیِ ! مام الحمدلله قلبِ بیماری نداریم که ایراد بگیریم . نه اینکه اهل ایراد گرفتن نیستیم . اهل بیت میدونن ، خدا میدونه که ما این لباس سیاه رو فقط و فقط برای عزای ابی عبدالله پوشیدیم ... میدونن هر خرجی که در این جلسات میشه، اقتدای به زین العابدینِ ، اقتدای به یه امام معصومه و شکایتی هم نداریم ؛ گرمه ، سردِ ، مهم نیست برایِ ما ، بالاخره ما که محرم داره وارد گرما میشه ، یه نصیبی باید از گرمایِ روزِ عاشورا داشته باشیم . البته گرمایِ ما تو سالن ها و مساجدِ . گرمایِ اونا تو بیابان و گرد و غبار و تاختن اسب ها و ظلم هاست ... ما اگه سیاه می پوشیم  نساءِ بنی هاشم ، یعنی داریم اقتدا به حضرتِ زینب میکنیم ... این اقتدا که معقوله ، این اقتدا که درسته ! ....

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:58 ق.ظ | نظرات()

از آسمان هفتم اگر سر بر آورم

اعلام می کنم که فقط خاکِ این درم

مهر تو بود شیرۀ جان در وجودِ من

از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

*حرف برا امروز،دیروز نیست،همه ی کَسُ کارم دم خونت پیر شدن ، ما افتخارِ خانوادگی مون اینه مثلاً میگه من بابا بزرگم خادمِ سیدُالکریم بوده ، من فلان کَسم تو حرم بی بی حضرت معصومه سلام الله نوکری کرده،جد ما فلان رواق خاکه،ما به اینا مینازیم آقا ... هوامو داشته باش ... شبِ شهادتیِ اومدم بگم اگر بدردت نمی خورم،خرابم نکن،مادرِ شما اینو یادِ ما داده ... اول بدرد نخورا رو خریده*

با دشمنِ تو تا ابدُ الدهر دشمنم

*آقا،مردم میدونن خطِ قرمزِ من تویی، من سرِ شما با هیچ کسی شوخی ندارم،انقدِ سرِ شما دعوا کردم،انقدر بهم ریختم ... بالاخره یه جا به کارت میام ... منم بردار ... به هیچ درد که نخورم ، مدافع که میتونم بشم ... برم حرم عمه جانِ امامِ زمان*

با دشمنِ تو تا ابدُ الدهر دشمنم

حتی اگر بود پدرم یا برادرم

من از درِ سرایِ تو جایی نمی روم

حتی اگر جواب کنی ، باز نوکرم

*عرضم رو جمع کنم و التماسِ دعا،دیدی یه جا یه بزرگی،صاحب منصبی بره همه جا می پیچه ... حالا اگه صاحبِ مجلس بیاد چه غوغایی بشه ... یعنی میشه یه روز بیای قدم رو چشمام بزاری ... دلم برات تنگ شده،آقا ... محرم داره میاد ... ما کربلا نریم،می میریم ... حسین ... بزار شعر بخونم ...*|

گیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنن (یعنی چی ؟..(

*عصرِ تاسوعا داشت حرف میزد قمربنی هاشم با ابی عبدالله ، یهو اون حرامی تا نزدیکایِ خیمه ها اومد ، کجان بچه هایِ خواهرم ؟؟ .. عباس بیا ببینم ، یه نگاه بهش کرد برگشت رو به ابی عبدالله ، گفت به جانِ تو من با اینا کاری ندارم ... آقا فرمود عباس جان میدونم ، برو ببین چی میگه "

با غضب اومد جلوش چیه ؟(نامرد طعنه زد ...) گفت شنیدم آب آور شدی ... منصبی نبود آب آوری ... بعدِ عباس این منصب آقا شد،لذا هرکی توانِ جنگ نداشت می گفتن یه آبی به این خلق الله بده،عباس بیا این طرف،فرماندهی لشکرُ بهت میدم،عباس بیا اینطرف تا رکابِ اسبتو طلا میگیرم،وسط حرفش اومد،گفت برو تو هنوز عباس رو نشناختی ... من مادرم ام البنینِ ... من پسرِ اون خانمی ام که گفت نشنوم بچه هایِ زهرا نشستن تو هم بشینی ... لذا شبِ عاشورا عمۀ سادات اومد دستِشو گرفت گفت بشین،گفت اصلا،مادر بشنوه ، واویلا ...

گفت برو خدا تو و اون امان نامه ت رو لعنت کنه*

گیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنن

خاکِ درت اگر نشوم،خاک بر سرم

*ان شالله کربلا همدیگه رو ببینیم،یا نه ان شاالله مدینه،رواقِ امام حسن،ان شالله یه روز حرم برا مادرت بسازیم، ان شاالله یه روز برا امام حسن حرم بسازیم ... ایوانِ حسین ...*

بگو امشب اگر قرار شده چیزی به ما بدن،بچه ها ، رفیقا کاراشونم کردن،عرفه کربلا ... فلانی عرفه کجایی؟ما که کربلاییم ... جیگرِ ما رو سوزوندن ... ان شالله عرفه کربلا با شما گریه کنا،بگی یادته اون شب آرزو کردیم دستِ جمعمون رو آقا خرید عرفه*

آدم مگر نه نامِ تو را بردُ گریه کرد

*گفت جبرائیل هر کاری می کنم،خدا نمی بخشتم،گفت میخوای ببخشتِت؟؟ گفت آره،گفت هرچی من می گم تو هم بگو(کیا رفتن مسجدِ کوفه؟) یه مقام داره،مقامِ حضرتِ آدم ... یه مقام هم هست مقامِ بخشیده شدنِ حضرتِ آدم ...گفت بشین اینجا مودب هرچی من می گم تو هم بگو، گفت باشه ...

الهی یا حمیدُ بحقِ محمد (آدم گفت (

الهی یا عالیُ به حقِ علی(آدم گفت ... (

الهی با فاطرُ یحقِ فاطمه(آدم گفت ... (

یا محسنُ بحقِ الحسن (آدم گفت ... (

یاقدیمَ الاحسان بحقِ الحسین...

تا اینو گفت،گفت جبرائیل این آخریِ کی بود؟ جبرائیل تا اسمشُ آوردم کمرم لرزید ... جبرائیل این آخریه کی بود ؟؟تا اسمشُ آوردم عالم جلوم تیره شد،ندا اومد جبرائیل براش روضه بخوان،صدا زد آدم حسین از اولادِ توست،یه روز میاد کربلا ... بینِ دو نهرِ آب ... جلویِ چشمِ دخترا ... خواهرا ... مادرا .... میشینن رو سینه ش ... یک ضربه ؟ نه والله ... دو ضربه ؟ نه والله ... (بگم ...) دوازده....حسین...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ب.ظ | نظرات()

             

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ....

گریه بر ابی عبدالله تو تمامِ سال رزقِ معنوی است ، اما ماه رمضون یه نمکِ دیگه ای داره ...

آخه تو ماه رمضون یه مشابهتی با اربابمون پیدا می کنیم ، اونم اینه هم گرسنه می شیم و هم تشنه ایم ... اربابمونم هم گرسنه کشتن ... هم تشنه کشتن ....

آمد محضرِ امام باقر علیه السلام ، عرضه داشت : یابن رسول الله ، من مکه ، مدینه ، نجف بودم . هیچ جا تُربتش بویِ تربتِ جدت حسین رو نمیده"

دید امام باقر داره گریه میکنه ، فرمود : علتش اینه ، این تربت با پوستُ گوشتُ استخوانِ جدّم عجین شد ....

"یاالله" کجا عجین شد ؟ ....

همه محاصره اش کردن دور گودال ، یه وقت دیدن عمر سعد ملعون فریاد زد :«مَن یَنتَدِبُ لِلْحُسَینِ؟

کیه بر بدنِ حسین اسب بتازونه ؟! ....

ده نفر سوارِ بر اسب شدن ، آخ اسب هاشون رو نعلِ تازه زدن ، استخوانهایِ سینه و پهلوش رو شکستن ...ای حسین.....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:12 ب.ظ | نظرات()

"السلام علیک یا مولای یا اباعبدالله"

صبا اگرگذری اُفتدت به کشور دوست

بیار نفحه ای از گیسوی مُعنبرِدوست

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگربه سوی من آری پیامی ازبر دوست

*میدونه خیلی دوسش دارم،اما آرزومِ اون یه بار بگه منم دوسِت دارم*

حسین ... آرامِ جانم ...

حسین  ... روحُ روانم ...

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگربه سوی من آری پیامی ازبر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از در دوست ...

*چی میخوای بگی ؟؟ میخوام بگم دلم برا کربلات یه ذره شده ... میخوام بگم ، هوایی کربلاتم ... حسین جانم ... قربونِت برم خودت که جای خود داره ، کربلات دربه درم کرده ... آقایِ مهربونم ...*

حسین ... برو کربلا ... حسین ...

*شما دلِ مادرشُ بِبرید ... با بردنِ اسمِ پسر دل مادرُ ببرید ... مادرش میگه جانِ دلم ....*

غمِ عشقت بیابون پَرورم کرد

وای هوای وصل بی بال وپَرم کرد

به مو گفتی صبوری کن صبوری

آی صبوری طرفه خاکی برسرم کرد

*بخدا قسم همۀ بی تابی های منو تو همۀ حسینی هارو روی هم بزارن ، همۀ محبت های منو تو همۀ حسینی هارو روهم بزارن ، همۀ عِشقای عاشقای ابی عبدالله رو هم بزارن قطره ای ازدریایِ زینب نمیشه ... انوقت این زینب بیاد تو گودال ...

داداش چی به سرت آوردن ؟ ...  

به خدا قسم مجلسِت کربلاست ، به جانِ اباعبدالله خیلی قشنگ داری میسوزی برا حسین ، ماهِ رمضان اصلا وقت گریۀ برا حسینِ ... بابا یه صبح تا غروب آب نمیخوری دمِ غروب دیگه هی ساعتُ نگاه میکنی ... رفقا بیایید دم افطار یادمون نره ، قبل ازاینکه لب به آب بزنی بگو صَل الله علیک یا ابا عبدلله ....

قربونِ لبایِ تشنه ات برم حسین جانم ...

سه روز آبُ بستن ، طوری شد که مُورخین اینجوری نوشتن ، میگن پوستای صورتِ این زنُ بچه مثل مَشکِ خشک شده چروکیده شد ... الان نمیخوام روضه اهلبیت ابی عبدالله رو بخونم میخوام عمق تشنگی ابی عبدالله رو بیابیم باهم ، اونوقت تشنگی حسین اینجوری بوده بزرگان،علما میگن همۀ تشنگی اهل حرمُ بزار روهم،همۀ تشنگی اصحابُ بزار روهم،تشنگیِ رقیه رم بزار روش ، تشنگیِ شیرخواره رم اضافه کن ،باز حسین ازهم تشنه تره ....

 رفقا آی حسینیا آقامون تو گودال داد زد گفت آی مردم جگرم .... خواهرش ازبالا تلِ زینبیه نگاه کرد ... حسین ...

دو سه روز روزه میگیری ، یکی دوستان جوانِ 27 - 28 ساله با من یه خرده صحبت کرد ولی حال نداشت بعد گفت ببخشین من حال ندارم این روزا بلنده روزه منو برده ... گفتم شما جوانی ، داغ ندیدی ، زخم نخوردی ، خون از بدنت نرفته ، اضطرابِ زنُ بچه نداری ، زنُ بچه ات تو محاصرۀ نامحرم نیست ، جنگ نکردی ، تکاپوی جنگ نداشتی ...

ظهر عاشورا ابلیس سرشُ بلند کرد ، گفت خدایا یادته یه خواستۀ اجابت شده دارم پیشت"

ندا اومد بله ، گفت میخوام الان بخوام " ... بخواه

گفت اینقده این خورشیدُ به زمین نزدیک کن ... میخوام بویِ کباب شدن بدن حسینُ استشمام کنم ... اینا رو چرا دارم میگم،داغ ،عطش ،اضطراب  ،خون ریزی ،جنگ ،گردُغبار ،صمِ اسب ،شمشیرُنیزه و سنگ ،انوقت توقع داری زینب تا دید بشناسه ؟؟ ...*

  ای طائر تپیده بخون در برابرم

باور نمیکنم که تو هستی برادرم ...

 *گفت ، نه ، نمیشه تو داداش من باشی ... همین الان بغلش کردم  ... همین الان زیر گلوشُ بوسیدم ... هی نیزه شکسته هارو زیرُ رو میکنه  ... شمشیر شکسته هارو زیرُ رو میکنه ... یه نشونه پیدا کنم یه مرتبه حرف عوض شد ...*

گویا حسینِ من توی ... (شناختمت ... ازکجا بی بی ؟؟ )

 گویا حسینِ من تویی ای پاره پاره تن

چون آید از شکافِ دلت بویِ مادرم

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:23 ب.ظ | نظرات()

بند آمده راه نفس از بغض گلویم ...

*شب جمعه ست دلا کربلاییه بایدم بغض داشته باشه ... بایدم نام حسین زیر و روت کنه ....*

بند آمده راه نفس از بغض گلویم ...

بگذار بگریم کمی از شام بگویم ...

*شب جمعه ست ببینم حقشو ادا میکنی یا نه بریم کنار شش گوشه ی ابی عبدالله و التماس دعا *

*گفت بابا ، بابا بابا ....*

مردان همه وحشی وزنان هند جگرخوار

اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار ......

*زینب و دارم میگما .... رباب و دارم میگما*

مردان همه وحشی وزنان هند جگرخوار

اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار .....

*شب جمعه ی هفته بعد هستی ناله بزنی برا حسین ؟مگه به این راحتی میشه وارد این روضه شد ... اگه میبینی هی دست دست می کنم شعر رو تکرار می کنم اخه آنقدر این روضه سنگینه آدم جرات نمی کنه به این راحتی وارد بشه ... انقده سنگینه که امام سجاد گفت ای کاش مادر منو نزایده بود .... انقد سنگینه ، وقتی به حضرت گفتن کجا به شما سخت گذشت؟!! نگفت گودال قتلگاه و کربلا و شام غریبان .... فقط گفت امان از شام *

مردان همه وحشی وزنان هند جگرخوار

اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار .....

*گفت بابا ...این داره دلمو میسوزونه ...*

وقتی تو شدی کافر و این قوم مسلمان

*دیدن داره ناسزا میگه ، سنگ میزنه ، دهان نحس شو به ناسزا باز کرده ، بابا ، کشیدمش کنار گفتم تو که داری ناسزا میگی یه سوال ازت دارم،آیا تا به حال قرآن خوندی؟!! با تعجب به من نگاه کرد گفت قرآن خوندم،من حافظ قرآنم ، گفت تو رو با قرآن چه کار؟ تو که خارجی هستی ...

گفتم منو با قرآن چیکار !!! یه سوال ازت دارم آیا تا حالا آیه ی تطهیر به گوش ت رسیده یا نه؟ گفت آره این آیه در وصف پیغمبر و بچه های پیغمبر . میگن تا این حرف و زد زین العابدین دو دستو رو سرش گذاشت ،گفت نامرد این سری که داری سنگ میزنی ،سر حسینه ...حسین ....*

وقتی تو شدی کافر و این قوم مسلمان

بر نیزه شکستند سر قاری قرآن ...

ای حسین ......

*یه نفر نبود بگه این لب ها رو پیغمبر  بوسیده ...*

*خصائص الزینبیه مرحوم جزائری مینوسیه یکی اومد جلو شروع کرد صدقه بین بچه های حسین تقسیم کردن ...

بی بی زینب این صدقه ها رو از دهان بچه ها می گرفت این نان و خرما رو میگرفت میگفت صدقه بر ما حرامه ...

عرضم اینه، یه جمله گفته صدا ناله ت بلند شه گفت من نمیدونم شما کی هستید، خارجی هستید یا نه خبر ندارم از کدوم دیارید،نمی دونم اصل و نصبتون چیه،نمیدونم (الله اکبر) گفت اما از خدا میخوام زن و بچه ی منو به حال و روز شما نندازه .... اخه میبینم همه لباسا پاره ست ... صورت ها همه زرد شده ...گفتم و نشستم  ...*

زخانه ها همه بوی طعام می آمد ...

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:52 ب.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

اَشْهَدُ اَنَّكَ تَشْهَدُ مَقامیَ وَ تَسْمَعُ كَلامِی وَ تَرُّدُ سَلامی

تو داری ما رو می بینی ....

مگه نفرمود از عرش حسین داره گریه کن هاشو میبینه؟!!

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ ...

کربلا رفته ها

این جمله رو کجا میگی؟!! بهت میگن برو زیارت وداع ... زود برگرد همه معطلن ... میای به قهقرا داری عقب عقب برمیگردی چشمت به گنبد ...

هی میگی آقا " نکنه سفر آخرم باشه !!! (به به ، رحمت خدا به این اشک ها و ناله ها(

 ... وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم

شهدا رو مهمان کن ... جا همشون سلام بده جون دادن ... حرمش و ندیدن ....

«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

حالا ابی عبدالله به هممون نظر کرده ... *فی یَمِینِ الْعَرْشِ لَیَنْظُرُ إِلَى مَنْ یَبْكِیهِ ...*

یعنی اگه آقا داره نگاهمون می کنه من و تو هم سرمونو بالا کنیم ... بلکه دیدی اون سر مبارکی که ..(بگذریم روضه نمی گم) .... سرتو بالا بیار یعنی هرکی در خونه ی حسین بیاد دیگه سر به زیر نیست ....

ارباب با وفا منو دعا کن ...

از عرش خدا منو صدا کن ...

حسین .... آرام جانم .....

حسین .... روح و روانم ......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:38 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic