سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر کربلا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



السَّلَامُ عَلَیک یا قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ

السَّلَامُ عَلَیک یا اَسیرِ الكُرُبات

 

سرگشته را دیار غریبُ وطن یکی ست

سرهایِ مست را نیُ طشتُ بدن یکی ست

 

همچون حبیب جان بده پیش از شهادتت

صد بار مرگ در نظرِ ممتحن یکی ست

 

آری اگر حسین به عالم یگانه هست

سوگند بر خدایِ اَحَد ، ربّ من یکی ست

 

در پیش چشم فاطمه منصب ملاک نیست

مداح و کفش جفتکن و سینه زن یکی ست

 

زینب به جان خرید بلاهایِ خانه را

یعنی کسای روی سر پنج تن یکی ست

 

هر چند، چند بی حرم این خانواده داشت

اما در این میان فقط بی کفن یکی ست

 

آمیخت خون لاله به خونِ گِلِ حسن

بنگر به قتلگاه حسین و حسن یکی ست

 

غارت نشد به زعم من از تن لباسِ او

کز لطف نعلها تن با پیرهن یکی ست

 

فرقی نمیکند به کجا نیزه میزنند

در چشم خصم سینه و قلب و دهن یکی ست

 

شب آخر بمان دور و بر من

بمان در قابِ چشمان تر من

 

نگاهم خیره شد بر حنجر تو

نگاهت خیره شد بر معجر من

 

ندارم چاره ای جز آه و زاری

مرا دق میدهد این بیقراری

 

نگو این آخرِ عمری عزیزم

مرا دست غریبه میسپاری

 

گرفتی ذکر استرجاع بر لب

وصیت میکنی حالا به زینب؟

 

مگر فردا چه می آید سر تو؟

سراغ پیرهن میگیری امشب

 

خبرهایی رسیده وای زینب ‌

که قد من خمیده وای زینب

 

من و دستان بسته وای عباس

تو و رأس بریده وای زینب

 

*اومد دوتا دستاشُ گذاشت رو  زمین نزدیک حسین فرمود فردا میخوان تو رو بکشن؟... آری خواهر، خدا بهت صبر بده خواهرم ... (زود حرف عوض کرد) فردا به بعد یاد من تو نماز شبت باش ... عابدۀ آل علیِ ... عالمه است ... میدونه داره حرف عوض میکنه . گفت داداش اجازه میدی با رشادت برم به این لشکر بگم اول منو بکشن ؟... نمیشه از این جا بریم؟ ... تو کوه ها بزنیم بریم ؟... فرمود عزیزم من مرغِ قَطاره ام باشم (این پرنده ای که بالاترین نقطۀ کوهستان رو انتخاب میکنه ولی باز صیاد صیدش میکنه) اگر من مرغ قطاره ام باشم منو میکشن .. زینب دستاشو به هم زد ... اول یه نگاهی به دستهای ابی عبدالله کرده ، دست حسین رو گرفت هی می بوسه ... بو میکنه ... تا فرمود : غیر از علی ابن الحسین زین العابدین هیچ مردی نمی مونه ... روایت داره ، چنان با سیلی به صورتش زد .. غش کرد افتاد ...

 

اینقدر آب کمی رو که  تو  خیمه بود ،رو صورتش ریخت .. فرمود زینب جان شیطان صبرت رو نبره ، گفت تو را میخوان بکشن من همینطوری آروم باشم ؟... گریبانشُ پاره کرد... حسینُ نشوند.. هی دور حسین میچرخه ...

 

یا حبیب بود یا دیگری میگه من پاسبان حرم بودم، داشتم صحبتهایِ زینبُ می شنیدم ،حرف برگشت از اون عشق و عاشقی گفت داداش، اصحاب و یارانتُ امتحانشون کردی یا نه ؟ حبیب میگه من ریختم بهم ، پاسبانی و نگهبانیُ ول کردم ، رفتم تو خیمۀ اصحاب، پاشید از جا ، گفتن چی شده ؟گفتم همه شمشیرهاتونُ آماده کنید ،همه حاضر بلند شدن اومدن بیرون گفت هرچی من میگم شما هام بگید ...

 

یا بنات رسول الله ... همه گفتن ... زن ها ریختند بیرون شبونه دختر بچه ها ترسیدن گفتن اومدیم همین شبونه اگه اقامون اجازه بده میزنیم به قلب لشکر ما امتحان دادیم ما اومدیم پای حسین بمیریم ... زینب گریه کرد .. حبیب گریه کرد .. ابی عبدالله گریه کرد ... دیگه وارد خیمه نشدن تا قمر بنی هاشم اومد گفت برید استراحت کنید

 

حالا نگهبان خصوصی اش هلال بن نافع یا نافع بن هلال میگه دیدم آقام زد بیرون از خیمه ها ، یه فاصله ای رفت من شمشیرم رو

بستم و دنبالش آهسته رفتم کسی به آقام از پشت جسارتی نکنه ،ولی دیدم اقام هی تو بیابون میشینه بلند میشه با خودش زمزمه میکنه یه ذره اومدم جلو گفت کیستی ؟ گفتم آقا غلامتم برای چی دنبال من اومدی ؟ گفت ترسیدم کسی به شما جسارت کنه گفت آقا به من بگید چه کار میکنید ؟گفت دارم خارایِ بیابون رو جمع میکنم تا اونجا که میشه ... آخه فردا شب بچه ها آوارۀ بیابون میشن ...آی حسین .....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:43 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8328127892/06_26_15_27_01.jpg


"اَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ وَ اَتُوبُ إِلَیْه.....باالحسینِ الهی العفو......"

شبی که درنَفَسِ سرخ ماه طوفان بود

شبی که آبِ فرات آتشِ فروزان بود

شبی که ارض و سماوات،کربلاشده بود

شبی که خشمِ خداوند،برمَلا شده بود

حسین بود و نماز شب و مناجاتش

 

*این نماز شب،آخرین نمازِ شب حسینِ،دیگه از فردا شب؛سری به نیزه بلند است....*

 

حسین بود و نماز شب و مناجاتش

حسین بود و وعده ی ملاقاتش

حسین بود و صد و چند شاخه ی یاسش

 

*نقل معروف،هفتاد و دو نفر شهیدِ،اما خیلی ازمقاتل و تواریخ میگن:بالای صد و ده شهید...*

 

حسین بود و صد و چند شاخه ی یاسش

حسین بود و زُهیر و حبیب و عباسش

 

*اصلا همه رو بذار کنار،حسین بود و عباس،اصلاً انگار عباس باشه همه هستند...امشب هی نماز خوند،هی به عباس نگاه کرد،هی نماز خوند هی به قد و بالای علی اکبر نگاه کرد...*

 

حسین بود و شبِ وصلِ جان نثارانش

حسین بود و سر و دستِ یارانش

درون خلوتِ شب،حرف با خدا می زد

گرفته جان به کف،اصحاب را صدا می زد

که ای به عالم زَر  بوده جان نثارِ حسین

شما در این شبِ غربت شدید یارِ حسین

هزار مرتبه از شوقِ دوست جان دادید

زجان گذشتگیِ خویش را نشان دادید

به آن خدا که از او ارِجعی شنیدم من

بلند مرتبه تر از شما ندیدم من

 

فرمود:"ما أَعْلَمُ أَصْحَابًاً، أَبَرَّ و أَوْفَی مِنکُم" من هر کجای عالم رو بگردم از شما بهتر پیدا نمی کنم....*

 

حبیب،عابس،عباس،عون،بُرِیر

علیِ اکبر،قاسم،سعید،جُؤن،بُرِیر

من از برای خدا سر گرفته ام سرِ دست

گذشته ام ز هست خویش،هر چه که هست

خدا زصبح اَزل برگزیده است مرا

برای دادنِ سر،آفریده است مرا

چه غم که دشت شود لاله زار از خونم

من از وفای شما فرد فرد ممنونم

شب است،بدرقه ی راهتان دعای حسین

 

*می دونید امشب به کیا گفته شماها بروید،اینها با من کار دارند؟به زهیر و بُرِیر و مسلم و حبیب گفت،اما اولِ همه رو کرده به عباس،فرمو:عباس! داداش تو هم میخوای بری برو...

اباالفضل یه نگاه کرد،صدا زد:یا سیدی و مولای،ما زنده باشیم شمارو بکشن؟اصلاً من به دنیا اومدم فدای شما بشم....*

 

شب است،بدرقه ی راهتان دعای حسین

روید و اشک بریزید در عزایِ حسین

صحابه سوخت زسوزِ حسین حاصلشان

جواب بود در آن لحظه پاره ی دلشان

یکی صدا زد: ای خاکِ مقدمت سرِ من

هزار بار فدای ِتو،جان و پیکرِ من

هزار بار خوراکِ درندگان بدنم

اگر تو را بگذارم دَرِ دِگر بزنم

حبیب گفت: که هفتاد بار اگر میرم

دوباره خیزم و بهر تو سر به کف گیرم

زُهیر گفت: که ای عالمی پریشانت

هزار مرتبه جانِ زهیر قربانت

یکی ز پرده ی دل گفت ای جمالِ احد

اگر خدای به من عمر جاودان بدهد

به آن خدا که مرا جان دمید در پیکر

مرا شهادت از این عُمر هست زیباتر

 

*اینجوری امشب دور حسین گردیدند،اینجوری دل دادند و دلبری کردن،اینجوری دورآقاشون مثل پروانه گردیدن،اینجوری با آقاشون حرف زدن،اینجوری عشق بازی کردن...

اما،امان از فردا،فردا وقتی حسین رو زمین افتاد،همه یاراش رو خاک افتادن، تکه داد به نیزه ی غریبی،صدای اِستغاثه اش عالم رو به هم ریخت،دیدن یه صدایی هی میگه:"هَل مِن ناصر؟..أینَ زُهیر؟أینَ حبیب؟أینَ مسلم؟...."

مرحوم شیخ مفید نقل میکنه: تا صدا زد یارانش رو،همه شهید بودن،بدن بی جان،بی سر،اما نوشتن: تا حسین گفت:" هَل مِن ناصر؟.."بدن ها یه تکون خورد،حتی بعضی ها بلند شدن نشستن بی سر،دوباره افتادن،یعنی ای کاش جون داشتیم دوباره برات می مردیم...

امشب شبِ سختیِ برا زینب،امان از دلِ زینب...من و شما بارها رفتیم کربلا،کربلا سخت ترین لحظه ی سفرش،کجاست؟ سخترین لحظه ی کربلا،اون لحظه ای است که دستت رو میذاری رو سینه ات میخوای وداع کنی،میخوای بگی: حسین! خداحافظ...کیآ رفتن؟ بگم:کربلا،کربلا......*

 

اینِ دلِ تنگم غصه ها دارد

گوئیا میلِ کربلا دارد

می روم بینم، در کجا زینب

ناله از شمرِ بی حیا دارد

 

حسین....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:18 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8328127892/06_26_15_27_01.jpg


*چند تا وداع کرد ابی عبدالله،یه بار با امامِ سجاد،یه بار با اهلِ حرم،یه بار با بچه ها،با علی اصغر،اما من یکی دو تا وداع رو نمی تونم بگذرم،بعضی وداع ها خیلی دل رو زیر و رو میکنه،شاید یه جایی دلت وصل بشه....

همه رو که خداحافظی کرد،سوار بر ذوالجناح شد،یه نگاه کرد دید سکینه دستای اسب رو بغل گرفته،بابا! بیا پایین یه بار دیگه بغلت کنم.."دختر داری تو خونه ات؟ با همه خداحافظی کنی دختر می مونه آخرِ سر میاد...." نشت تو بغلِ باباش،بابا داری میری؟*

 

اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد

 

*دخترای شهید منو ببخشن،دخترایی که بابا ندارن منو ببخشن...*

 

اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد

بزرگی کن، ببوس این دخترِ کوچکترِ خود را

 

به دنبال مسافر آب می پاشند،کو آبی؟

کنون ریزم به پایت اشکِ چشمانِ تَرِ خود را

 

*دختر دارها میدونن،دختر کنجکاوِ،ریزبینِ،نکته سنجِ،صدا زد:بابا! من یه چیزی دیدم،خیلی بِهَم ریختم،گفت:بابا! آدم میخواد با کسی وداع کنه،پیشونیش رو میبوسه،گونه هاشو میبوسه،اما بابا از دور یه چیزی دیدم..*

 

ز دورادور، می دیدم گلویت عمه می بوسید

مگر آماده کردی بهر خنجر ، حنجر خود را؟

 

*اینجا آخرین نفر با حسین خداحافظی کرد،آخرین نفر دستای اسب رو گرفت،اینجا آخرین نفر سکینه بابا رو بدرقه کرد،همین سکینه،همین دختر،یه جایی هم اولین نفر بود،کجا؟ اون وقتی که صدایِ ذوالجناح اومد" وَاَسْرَعَ فَرَسُكَ شارِداً اِلى خِیامِكَ" ذوالجناح با یالِ غرق خون،زینِ واژگون،اومد جلو خیمه ها،اولین کسی که از خیمه اومد سکینه بود،تا نگاش افتاد،نوشتن: یه ضجه زد،هی می گفت:"وا اَبَتاه" حسین....

سکینه یه جوری گریه کرد،زن و بچه ریختن بیرون..همه ازخیمه ها بیرون دویدن...اومدن دورِ ذوالجناح،هر کی یه حرفی میزنه،یکی میگه:ذوالجناح! بابام رو چرا نیاوردی؟ یکی گفت: بابام که می رفت لباش تشنه بود،آیا سیرابش کردن یا نه؟ هر کی یه حرفی زد،ذوالجناح برگشت به طرف مقتل،زن و بچه هم پشت سر این اسب،اومدن بالای گودال،نوشتن ذوالجناح اینقدر سرش رو زد به زمین... *

 

دوباره روضه ی آخر خدا به خیر بکند

دوباره داغ برادر خدا به خیر کند

 

دوباره خاطره ی بوسه گاه پیغمبر

دوباره شمر ستمگر خدا به خیر کند

 

*مادرش فاطمه داره این صحنه رو میبینه،هی میگه: "بُنَیَّ قَتَلوکَ عطشانا.."

شمر همچین که رسید تو گودال،مرحوم طُرِیحی،مرحوم مجلسی آورده:شمر تارسید تو گودال،اول کاری که کرد،" وَ رَكَلَ بِرِجْلِهِ" یه لگد به پهلو زد...

مرحوم مجلسی نقل میکنه،اینجا زینب خودش اومد تو گودال،کنارِ ابی عبدالله،هی به شمر می گفت:بلند شو،بچه هاش دارن می بینن،بلند شو، اینجا جایِ پیغمبرِ،بلند شو...

مرحوم سیدبن طاووس تو لهوف که نقلش معتبر ترِ میگه: اینجا ابی عبدالله یه نگاه به خواهر کرد،" إِرجِعِی اُخَیَّ إِلَی الفُسطَاط» ابی عبدالله میدونه زینب ببینه، جون میده،گفت:خواهرم برگرد،زینب برگشت،اَمرِ امامِ،اطاعتش واجبِ،برگشت...

بعضی مقاتل نوشته:هی رقیه می دوید نگاه می کرد،عمه با آستین جلوش رو می گرفت،نبینه توی گودال چه خبرِ.....عمه! بابامِ،بابام رو خاک بود...

زینب برگشت،شمر مونده بود و حسین،" وَ الشِّمْرُ جالِسٌ" از سر ارباب ما،عمامه برداشتن،...حسین تو گودال،شمر نشست رو سینه اش،محاسنِ حسین  رو تو دست گرفت.....

ابی عبدالله چشمش رو باز کرد،نیمه رمق،نیمه جون،آسمون رو دود می بینه،حسینی که این همه زخم،هزار و نهصد وپنجاه زخم،تشنگی،داغ،زخم رو زخم،یه نگاه کرد،صدا زد:"مَن أنتَ" کی هستی رو سینه ی منی؟ نانجیب گفت: من رو نمیشناسی؟"أنَا شمر بن ذالجوشن"ابی عبدالله گفت:" هَل تُعَرِّفْنِی ؟" آیا منو میشناسی؟میدونی کجا اومدی؟گفت: میشناسمت،بابات رو میشناسم،مادرت رو میشناسم،جدت رو میشناسم،تو پسرِ فاطمه ای....

گفت:شنیدم بابات ساقیِ کوثر بوده،شنیدم بابات تشنه هارو سیراب می کرد،الان بابات کجاست بیاد یه قطره آب بهت بده....؟گفت:اسم بابای منو نبر" صَدَقَ جَدِّی رسول الله صلی الله علیه و آله" راست گفت جدم... نانجیب گفت:جدت چی گفت:جدم بهم گفته بود کی منو میکشه،چه نشونه ای،چه چهره ای داره...

نانجب بلند شد،گفت:حسین یه کاری می کنم،دیگه منو نبینی....بدن رو برگردوند...امام رضا میگه: جد ما رو به سختی کشتن،سر جدا نمی شد...تو زیارت ناحیه است:"السلام عَلَی مَجْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفَا..."هر چی می برید،نمی برید،یه ضربه،دو ضربه....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:16 ب.ظ | نظرات()


ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا که اسبابِ عزای تو فراهم بشود

 

عرش جارو به روی فرش حسینیه کشد

باد مشغول تکان دادن پرچم بشود

 

ماه در روضه‌ی خورشید بسوزد چون شمع

ابر از هُرم لبت بارش نم نم بشود

 

همه هیچند در این جا همه کاره زهراست

چای حتی اگر او دم بزند، دم بشود

 

در قیامت به ستون‌های جنان تکیه زند

هر که در سینه زنی قامت او خم بشود

 

زرهش رفت، عبا رفت، لباسش هم رفت

شب که شد نوبت انگشتر خاتم بشود

 

خواهرش رفت مرتب بکند او را، اما

این تن پاره محال است منظم بشود

 

قاتلش فکر نمی کرد که روزی برسد

نام او وِرد زبان همه عالم بشود

 

ای حسین....

 

عصر فردا ز اهلبیت رسول

زهر چشمی شدید می گیرند

 

وقت تاراج خیمه های حرم

چند كودك ز ترس می میرند

 

اضطرابی به جانم افتاده

كه بیان كردنش مُیسر نیست

 

یك جوانمردِ با شرف، زینب!

بین این سی هزار لشگر نیست

—-

نه زیر بارش تیر و سَنان امان دارد

نه درهجوم عصاداران توان دارد

 

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا در کَفَش عنان دارد

 

عجیب نیست که پهلوی تو لگد خورده

که پهلوی تو به یک بی نشان ،نشان دارد

 

خدا کند که شود کور چشم نامردی

که چشم بر غارت خیمه زنان دارد

 

 چو دید پلک تو را نیمه باز نعره کشید

بزن سنان به گمانم هنوز جان دارد

 

تو را به قصد علی میزدند نامردان

که از چه با تو پدر کُشتِگی سنان دارد

 

به پایکوبی اسبان دگر نیازی نیست

مگر حسین به تن دیگراستخوان دارد

 

حسین....

 

مادرش آمده گودال نچرخان بدنش

استخوان های گلویش ز قفا ریخت بهم

 

*اومد بالای بلندی،فردا غروب،خواهرش زینب،چه زمانی؟ "و الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِه"...تا چشماش رو باز کرد دید شمر رو سینه ی داداشش حسین نشسته،ای حسین.....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:08 ب.ظ | نظرات()

آنقدر ناله زدم تا که پناهم دادی
بی‌رمق بودم و تو قدرت آهم دادی

کور بودم که مرا روضه‌تان داد شفا
با همین اشک چه نوری به نگاهم دادی

همه‌جا رفتم و خوردم به درِ بسته حسین
فقط آخر که رسیدم به تو راهم دادی

خیرِ دنیایِ منی، آخرتم هم با توست
به همه خیر رساندی و به ما هم دادی

من زمین خورده‌ام اما تو بلندم کردی
روی خوش باز به این روی سیاهم دادی

آنقدر پیش خدا دست تو باز است حسین
لب اگر باز کنم هر چه بخواهم دادی

شاعر : مجتبی شکریان همدانی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:34 ب.ظ | نظرات()

(قسم به روزای روزه داری)2
قسم به تشنگیِ تو آقا
قسم به لحظه های اذون و
(به خشکی لبِ روزه داران)2
تا جرعه آبی می نوشم آقاجون
لبای خشکتون یادم میاد
گرمای آفتاب و که حس می کنم
تنِ بی سایه بون یادم میاد
خورشیدُ روی قله تا می بینم
رو نیزه ها سرت یادم میاد
تلظیُ که معنی میکنم
علیِ اصغرِت یادم میاد
{السلام علیک یا سلطان
(یا سیدالعطشان)3}2

(قسم به بغضی که تو گلومِ)2
قسم به عکسی که رو برومِ
قسم به اسمی که رو لبامِ
قسم به صحنی که آرزومِ
{(تا بغض خواهری رو می بینم)2
غروب قتلگاه یادم میاد}2
تا ترس کودکی رو یادم میاد
سیاهیِ سپاه یادم میاد
(تا مادرِ شهیدی می بینم)2
چشای بارونی یادم میاد
اشکام که روی گونه جاریِ
محاسن خونی یادم میاد
{السلام علیک یا سلطان
(یا سیدالعطشان)3}2

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:15 ق.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8319666900/90435ac04.jpg


بین کبوترانِ تو تنهاترین منم

 نذر تو کرده مادرمن، دیده و تنم

 

 من از تبار دربدران تواَم حسین

 کرب و بلای تو ،بخدا شهر و موطنم

 

واللهِ بهر جنت و رضوان نیامدم

در آتشم بیافکن و بنگر که ای صنم

 

آنجا میان شعله اگر رخصتم دهند

دیوانه وار از غم تو سینه می زنم

 

*امشب اومدم بگم: من بد،من که ادعایی ندارم*

 

نوای اکبر ناظم ندارم اما باز

نوازشم بکنی دلنواز می خوانم

 

*آقا! فردا قیامت اگه ببینمت یه چیز بهت میگم،میگم:من بد،من آلوده،فقط اومدم بگم:آقا شنیدم داشتی حرف میزدی حرفت رو قطع کردن،به غیرتم بر خورده آقا...*

 

میان این همه نیزه که رو به پایین است

نوای زینب توست می رود بالا

 

*یهو دیدن بلد شد بی بی،دست سکینه رو گرفت،دخترم بلند شود،عمه جان چی شد؟ ما که تازه اومدیم کنار بابام...

صدا زد:بچه ها بلندشین بریم،حسین جان! یه زائرِ دیگه ای هم داری،تا زینب اینجاست این زائرت جلو نمیآد..کی؟*

 

به وداعِ من و تو،خیره شده چشم رباب

خواندم از طرز نگاهش که منم دل دارم

 

*اربابمون صورتش رو روی خاک گذاشته بود می گفت: "لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ" این نوای عاشقانه رو یه حرومزاده ای قطع کرد،گفت:حسین! هنوز زنده ای؟ داری نفس می کشی؟ ببین دارن میرن سمت خیمه ها.. میگن:اربابتون به یه نیزه شکسته ای تکیه داد،یه مقدار خودش رو از رو زمین بلند کرد، گفت:اول بیایید کار حسین رو تموم کنید...

زینب اومد کنار داداشش،گفت:داداش  تو که رو صورتت نمیخوابیدی؟ داداش اینجور خوابیدنت معلومه از اسب با صورت افتادی... حسین






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:51 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم