سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر ورود به كربلا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s2.picofile.com/file/8261502284/photo_2016_07_28_12_41_11.jpg

باز حرفِ نینوا آمد دلم آتش گرفت

کاروان در کربلا آمد دلم آتش گرفت

گفت خواهر با برادر یا اَخا اینجا کجاست؟

در دلم شور و نوا آمد دلم آتش گرفت

هر چه میدانستم از درد و بلایِ کربلا

حال پیشم بر ملا آمد ، دلم آتش گرفت

بس که این صحرایِ غم،بویِ جدایی میدهد

حرف مادر یادِ ما آمد دلم آتش گرفت

باید آیا بستۀ پیراهنت را وا کنم

اشک از چشمت چرا آمد دلم آتش گرفت

آنچه میدانستم از این سرزمین،دیدم به چشم

پیشوازِ ما عزا آمد ، دلم آتش گرفت

میزبان آمد به استقبالِ ما با طبلِ جنگ

صوت «اشقی الاشقیا»آمد دلم آتش گرفت

کاش انگشتر نمی آوردی اینجا با خودت

تا کجا این ماجرا آمد ، دلم آتش گرفت

*روز دوم رسیدن کربلا ، من به دو تا واقعۀ فردا اشاره میکنم و میگذرم ... وقتی گفتن اینجا کربلاست یه دفعه زینب از بالا ناقه رویِ خاک افتاد به ابی عبدلله خبر دادند زینب داره میمیره از گریه .... زود خودش و رسوند خواهر و بغل کرد ، میخواست بیوفته عباس بود ... علی اکبر بود ... قاسم بود ... برادران اباالفضل بودن" همه دورِ خواهر حلقه زدن ، اون مرد همسایۀ علیِ میگه چهل سال من همسایۀ علی بودم ، یک بار قامتِ زینبُ ندیدم ، اون وقت غروبِ روز یازدهم .....

یه نگاه کرد گفت حسین بلند شو ببین دارن خیره خیره نگاه میکنن ... چشمهایِ نامحرم .... ای بر چشمِ بد لعنت ... نگاهشُ انداخت سمت گودال ، امام زنده و مرده ش یکی هست ، حی هست در تمامِ احوال ، داشت با تنِ بی سر حرف میزد صدایِ زینب و شنید ، راوی میگه به خدا قسم یه وقت دیدم از تهِ گودال صدایِ تکبیر بلند شد ... دیدم حلقوم بریده داره الله اکبر میگه ، حواسِ لشکر رفت به گودال زینب سوار ناقه شد ... این یه خبر ،

مثل فردا که رسیدن کربلا ، فرمود این زمین هارو مالکشُ پیدا کنین ، پیدا کردن ، حضرت پولشُ چند برابر داد ، گفت بعدها دوستانِ ما میان اینجا اتراق میکنن شماها هم سه روز ازشون پذیرایی کنید ، هر چی میخوان از این خاک ببرن ببرن .... بعد ساربان و صدا زد گفت بیا ، خیلی زحمت کشیدی ، چندین برابر پول داد به ساربان انعام داد ، ساربان گفت دستت درد نکند ... بیشتر از همه به من عنایت کردی ... اما چشمِ نانجیبش ، چشمش از دست آقا برداشته نمی شد ...

نامرد گذاشت غروب عاشورا ... اومد کربلا دید همۀ بدن و غارت کردن ، عمامه رو بردن ... زره و بردن ... شمشیر و بردن ... دید تو تاریکی یه چیزی داره برق میزنه ، یه شمشیر شکسته پیدا کرد انگشت حضرتُ جدا کرد .....*

حسین ........





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:42 ب.ظ | نظرات()


کاروان آمده از راه ، پُر از ماه

چونان که طرفی در قُرقِ جون و حبیب است و بریر است

و در آن سو طرفی هم قرقِ نافعُ و سعد است و زهیر است

نفَسِ کرب و بلا زیرِ قدم هایِ علی اکبر و عباس فرو رفت

که حرف از زدن تیر و گلو رفت

مبادا که مبادا دو شب بعد بگویند عمو رفت ...

نفس کرب و بلا رفت فرو دم نزد این خاک

و با سینۀ صد چاک،فقط دید و فقط دید

فقط زرد شدُ سرخ شدُ سرخ شد

از آخرِ این حادثه ترسید ...

بگذارید که این بار روایت کنم از زاویۀ دیدِ صحابه،جریان را

بگذارید که عابس که خودش هست بهم ریختۀ حضرت عباس

روایت بکند صحنۀ جانسوز ورودیۀ هفتاد و دو جان را

بگذارید که در پایِ حبیبِ ابن مظاهر بکنم ذبح زمان را

بگذارید که این بار نگویم که وزید آه نسیمیُ و دلِ خواهرِ ارباب بهم ریخت

بگذارید نگویم که همان بدو ورودیه هم از گریۀ یک طفل دلِ آب بهم ریخت

بگذارید نگویم زِصدایِ نفسُ شیحۀ ده اسب،رقیه وسطِ خواب بهم ریخت

بگذارید شبی در وسطِ ظهر بگوید که چنان شد

بگذارید غلامی که سیاه است و مثلِ شب چارده دارندۀ ماه است

و بالقوۀ عون است که بالفعلِ همان عاشق بی واهمه جون است

بگوید که حسین ابن علی،کرد نگاهی به علی اکبر خویشُ

نگران شد که همان لحظۀ اول قدِ ارباب کمان شد

بگذارید که امسال حبیب ابن مظاهر بدهد شرحِ ورودیۀ اربابِ خودش را

و به تصویر کشد غصۀ اصحابِ خودش را

که پریشانیِ ارباب پریشان بکند نوکرِ خود را

و در آن لحظه حبیب ابن مظاهر برَد از شرم به پایین سر خود را

که به یک دست حسین ابن علی در بغل آرام کشد دختر خود را

و با دستِ دگر یک سره آرام کند خواهر خود را

و نگاهش بکند بدرقه کم کم علیِ اکبر خود را

نگذارید که امسال ورودیه شود مَدخَل آن روضۀ بی پردۀ گودال

نگذارید که امسال ورودیه شود روضۀ باز دو عدد گوش

و غم آن دو سه مثقال ....

*خیمه ها به پا شد ، آقا نگاه کرد این طرف و ان طرف دید زینب نیست ... سراغِ زینبُ گرفت ... بچه رفتن عمه رو پیدا کنن ... یه وقت دید علی اکبر سراسیمه آمد ، بابا عمه رفته پشتِ خیمه زانوهاشو بغل گرفته ، چی شده؟ چی میگه ؟؟... هی زیرِ لب میگه:حسین جانم،حسین جانم ... حسین جانم جانم جانم جانم ... سایۀ ابی عبدالله رو ، رو صورتش احساس کرد،سرش بالا کرد یه نگا به قدُ بالایِ حسین گفت الهی خدا سایه ت رو از سرم کم نکنه ....(زبانِ حال)

نگذارید که بر تل برود خواهری از حال

نگذارید که آن چکمه به هر جا بنشیند ...

نگذارید که این مرتبه بالا بنشیند

نگذارید که با پا بنشیند

نگذارید که بر سینۀ آقا بنشیند ...

نگذارید که خواهر همۀ فاجعه را آه ببیند

و پس از شمر سنان را وسطِ راه ببیند

و سکینه بغلش گاه نبیند چه شد و گاه ببیند

نگذارید که امسال ببرد زِ قفا شمر گلو را

نگذارید که امسال ورودیه فقط شمر بگیرد سَر مو را

و سنان بر سر سرنیزه نشاند سر او را ....

حسین جانم،حسین جانم،حسین جانم جانم جانم جانم ...

                                



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:41 ب.ظ | نظرات()

(صدایِ گریه میرسه ، اینجا که وایسادیم کجاست
نگو که اینجا قتلگاست ، نگو که اینجا کربلاست) 2

ما رو برگردون ای ... همه دار و ندارم ای ...
همه باغ و بهارم من کی و غیر تو دارم،حسین

گفته به من مادر ، داغِ غمت داداش
ولی جونِ زینب (بازم کنارم باش) 2

غریبِ مادر حسین .....

( بویِ جدایی میرسه ، دلم داره شور میزنه
غریبِ مادر میشنوم ، صدایِ مادر منه ) 2

( بیا برگردیم ای ... همه امید فردام تو ...
میبینی خیلی تنهام من،چیزی جز تو نمیخوام،حسین)2

نمک نپاش دیگه ، به زخم دل داداش
دیگه بسه دردام ، (بازم کنارم باش)2

غریبِ مادر حسین .....

(ببین دارم دق میکنم ، از گریه هایِ بی صدات
نمیتونم گریه کنم ، جلو چشایِ بچه هات)2

دلم آشوبه از ... همه دنیا بریدم تا ...
اشک چشمت و دیدم از غم و غصه خمیدم،حسین

نیاد ببینم که شکسته آیینه
قاتل بیاد گودال (بشینه رو سینه) 2

غریبِ مادر حسین .....

  


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:32 ب.ظ | نظرات()


ما را نسیمِ پرچم تو زنده می کند

زخمی است دل،که مَرهمِ تو زنده می کند

خشکیده بود چند صباحی قَناتِ اشک

این چشمه را ولی ، غمِ تو زنده می کند ...

*به دادم رسیدی آقا ... خودمو بیچاره کرده بودم .. چه بلاهایی که سر خودم نیاورده بودم ....*

باران چه با زمینِ عطش ناک می کند

عطشِ حسین با منِ دیوانه کرده است ....

*پدر مادرم فدات حسین جان ... جوونیم فدات ... همه چیزم فدات ... من اگه تو رو نداشتم چه خاکی به سر می کردم ... الحمدالله منم جزءِ محرمی ها شدم ... این پیراهنِ مشکی لباسِ احراممِ ... فرمود هرجا یادِ ما باشه حرمِ ماست ... من هر شب برا زیارتت میام ... خوش به حالِ اونایی که الان کربلان .... تو این عالم هر خبری هست کربلاست ...*

صدا زد مَن مِثلی زمینِ مکه ؛ کی مثلِ منه ، افتخار کرد ، حرمِ امن الهی در من قرار داره ، از همه جایِ عالم باید بیان اینجا ، فخر ... فخر ... (کی مثلِ منه) یه وقت ندا رسید از عرش ، زمینِ مکه آرام بگیر تفاخر نکن وگرنه همه چیز رو ازت میگیرم ... گفت نگاه کن به کربلا ... 24 هزار سال قبل از تو زمینِ کربلا رو آفریدم ... ولی فقط تواضع ، تواضع ... مکه بدون ، کربلا بهشتِ ماست ، بدون قطعه ای از بهشتِ ماست کربلا  ...

مسیحیِ اومده بود تو شهرِ شیعه ها ، گفتن غیب میدونه ، گفتن عالم بزرگِ شهر بیاد برا مناظره ، وقتی اومد تربت امام حسین (ع) تو دستش گرفت اون عالم گفت اگه راست میگی بگو تو دستِ من چیه ؟؟ خیلی طول کشید بعد یه نگاهش کرد ، گفت نمی تونی جواب بدی ؟ گفت می تونم جواب بدم ولی نمی دونم تو این خاکُ از کجا آوردی ... گفت مگه چه خاکیه ؟گفت خاکِ بهشت رو از کجا گیر آوردی تو مشتت گرفتی ؟؟ زد زیرِ گریه ، گفت خاکِ بهشت کدومه ... این خاکِ کربلاست ...

امام زمان به اون عالم فرمود بالاتر از خاکِ کربلا هم هست ، فرمود آری ... گردُ غبار و خاکِ چادرِ مادرم ... یه روز بین کوچه ها این چادر ...

آه ای قَتیلِ اشک ، نفس هایِ مرده را

شورِ تو ، روضه و دمِ تو زنده می کند

ای خون بهایِ عشق ، چه خوش گفت پیر ما

اسلام را محرمِ تو زنده می کند

ما با غذایِ هیئتتان رشد کرده ایم

جان را عطایِ حاتم تو زنده می کند

آقا جسارت است ، ولی داغِ شیعه را

انگشتر تو ، خاتمِ تو زنده می کند




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:21 ب.ظ | نظرات()

امیرالمومنین ، جنگِ صفین  دارن رد میشن با ابنِ عباس ، یه وقت حالِ حضرت دگرگون شد ، ابنِ عباس این زمین رو میشناسی؟ نه آقا ... گفت حق داری گریه نکنی ... اگه تو هم این زمین رو مثلِ من میشناختی ، شروع میکردی گریه کردن ... روایت میگه فبکا بُکَاءً طَویلاً ...گریۀ زیادی کرد امیرالمومنین ، از حال رفت بیدار شد گریه بیشتر شد ... ابن عباس میگه ، گفتم آقا چی شد ؟؟ فرمود این صحرا رو در عالم رویا دیدم ... همۀ صحرا دریایِ خون شده ... حسینِ من بینِ خون ها دستُ پا میزنه ...

الله اکبر رسیدن یه منزلی کربلا گفت عباس جان تا میتونید آب بردارید ... مشکارو پُرِ آب کردن ... وقتی رسیدن ، سپاه حر جلو ابی عبدالله و قافله ش رو گرفت همه ایستادن ابی عبدالله دید قافله تشنۀ تشنه ست ... همه از عطش مدهوشن ... صدا زد آب ها رو بیارید ، مشک هایِ آب رو آوردن ... دونه دونه رو خودشون سیراب کردن ، عباس ، علی اکبر جوونا ... مشک ها رو بردن بینِ قافله همه رو سیراب کردن ... راویِ دشمن میگه من حالم یه جوری شده بود ، دیگه نمی تونستم مشکُ بگیرم ، خودم آب بخورم ... دیدم خودش اومد سرِ منُ به زانو گرفت ... دهانۀ مشک رو نزدیکِ دهانِ من آورد ... آروم آروم به من آب داد .... قربونت برم حسین ... مگه مردمی مثله این مردم پیدا میشن ، اون وقت روزِعاشورا ببین هی داره ناله میزنه جیگرم میسوزه .... ولی یه نفر نبود آب بیاره ...

تا رسیدن کربلا ، پیرمردی رو صدا زد *فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ* اسمِ این سرزمین چیه ؟ *فَقِیلَ كَرْبَلَاءُ ...فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ... ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ * عباس*  انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا ... اینجا خون های ما رو میریزن ... وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا ... رفتن دورُ برِ ناقۀ زینبُ گرفتن ، با عزت و احترام زینبُ از ناقه پیاده کردن ... تا پاش به زمین رسید حالِش دگرگون شد ...گفت وای حسین ... یادِ مادر افتادم ... یادِ پیغمبر افتادم ... اینجا کجاست داداش ....خانم ... الان روزایِ خوشِت هست ... برادرات دورتن ... جوون ها دورِت هستن .... عرضم تمام .... فَوَ اللَّهِ لَا أَنْسَى زَیْنَبَ بِنْتَ عَلِیٍّ ... هیچ وقت این صحنه رو فراموش نمی کنم ، عصر عاشورا همین خانمی که شش برادر آوردنش کربلا ...  تَنْدُبُ الْحُسَیْنَ وَ تُنَادِی بِصَوْتٍ حَزِینٍ یَا مُحَمَّدَاهْ بَنَاتُكَ سَبَایَا ... ببین ما رو دارن اسیری میبرن ... وَ ذُرِّیَّتُكَ مَقْتَلَةً تَسْفِی عَلَیْهِمْ رِیحُ الصَّبَا وَ هَذَا حُسَیْنٌ مَجْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفَا مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ .....

حسین ...

 بِأَبِی مَنْ أَضْحَى عَسْكَرُهُ فِی یَوْمِ الْإِثْنَیْنِ .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:20 ب.ظ | نظرات()

کسی روضۀ شجاعتِ حسین رو برایِ شما خوانده یا نه؟ شبیه افسانه هاست  ... ببین وقتی حسین تنها شد تو کربلا چه کرد .....

شمشیر که به دست می گرفتُ می جنگید ، ابوالفضل العباس همۀ آموزش هایی که از امیرالمومنین دیده بود ، فراموش می کرد ، محو حسین میشد ...

تو از حسین چه تصوری داری؟؟ ... یه وقت مظلومیتِ حسین به گونه ای غلبه نکنه که شجاعتِش رو نبینی ...

البته هلاک میشه کسی که شجاعتِ حسین رو ببینه ...

چون زمین خوردنِ یک شجاعِ قهرمانِ دلیر رو نمیشه دید ... (هلاک میشه انسان ...)

باید عزتِ اباعبدالله الحسین رو دیده باشی ، شجاعتِش رو دیده باشی ، این وضعِ اباعبدالله الحسین رو هم کنارِش ببینی  .... آوارۀ کوهُ صحرا شده اباعبدالله الحسین ....

راه چاره برش بسته س .... دق می کنیم ...

از همین امشب امان از دلِ زینب ....

بچه ها ، خانوم ها ، به زینب کبری نگاه می کنن زینب سرشو بالا نمیاره ... اباعبدالله الحسین و زینب گاهی به هم نگاه می کنن ... داستانِ ورودِ به کربلا داستانِ عجیبیه ...

از امشب زینب که تو کربلا مستقر شد ، دِلش بی تاب میشه ... از امشب مجالِس حسین رونق می گیرن ... از امشب دسته هایِ عزاداری بیرون میان ... این بی قراری مالِ قلبِ بی قرارِ زینبِ .....

تا ظهرِ عاشورا همه بی قرارن ، ظهرِ عاشورا امام حسین به شهادت رسیده ، همه باید بیشتر به سر و سینه بزنن .... آرام میگیرن .. میرن خونه هاشون . چرا ؟ چون ظهرِ عاشورا قلبِ زینبُ حسین با اشارۀ ولایی آرام کرده همه آرام می گیرن ....ما ها همه تپشِ قلبِ زینبیم ....

هرکی به این خیمه ها نزدیک تره اوایلِ محرم میگه شاید این عاشورا حسین رو نکشن .... شاید آب به بچه هایِ او بدن ... باور آدم دیوانه میشه ... بابا اون اتفاق افتاد تموم شد رفت ... این گریه هایِ شما حکایت از این می کنه که همین الان حسینِتونُ محاصره کردن و شما نگرانید ...

اینا تپشِِ قلبِ زینبیه ... این نگرانی مالِ زینب بود ، نمی خواد باور کنه ... شنیده از مادرش حسینِش تو کربلا کشته میشه میگه نه این کربلا شاید اون کربلا نیست .... اصلا نمی خواد قبول کنه ...

عصرِ روزِ تاسوعا حسین (ع) یه کلمه فرمود : ای دنیایِ بی وفا .... زینب خودشو زد اومد جلویِ زینب انداخت ... غش کرد ... اباعبدالله الحسین فرمود آخه خواهرم ، زینب ، چی کار می کنی ؟؟؟ من که چیزی نگفتم ..."

سخنِت حسین ، بویِ رفتن میده ... اینه اون زینبی که امشب اومده کربلا تا روز تاسوعا نمیخواد هیچی رو قبول کنه ...

 

زینب اینجا کربلاست باور کن اینجا کربلاست ...

بچه ها از امشب حکایتِ دیگری دارن ... این بچه ها تو این ده روز باید آماده بِشن ... کم کم نیزه ببینن .... شمشیر ببینن ... دشمن ببینن ... چشمِشون عادت کنه .... نه به خاطر عاشورا " برا اینکه بعد از عاشورا با اینا باید برن ....

با وجودِ ابالفضل العباس کنارِ بچه ها ، بچه ها آماده بشن برا جنگ ... اسارت ... یه نگاه می کنن به عمو ، کی میاد طرفِ ما ... ما عمو عباس داریم ...

کی ما رو ببره ... کی به خیمه حمله کنه ....

با وجودِ حسینی مهربان ، اباالفضلی علمدار ، علیِ اکبری وفادار و دیگر اصحاب ... این بچه ها چی جوری باور کنن از آغوشِ گرمِ پدرت میخوای بری رو خاکِ مغیلان بدوی .... تازیانه بخوری ... چی جوری اینو باور کنه ....

دستِ تقدیر میدونی حسین رو کمک کرد "

از روزِ هفتم که آب به رویِ خیام بسته شد ، بچه ها کم کم باور کردن ... مثلِ اینکه وضع داره جوری میشه که از بابا کاری بر نمی یاد ....

 علی لَعنةُ الله علی القُومِ الظالِمین





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:19 ب.ظ | نظرات()


"السلام علیکم یا اهل بیت النبوه"
باز دعوتنامه را دادند و ماهم آمدیم 2
باز هم گریه کنان با اهل آبرو آمدیم
چادرش را داده تا ما پرچم روضه کنیم
زیر دین مادریم با قامت خم آمدیم
اشک مارا پاک خواهد کرد بادست خودش
حکمتی دارد اگر با اشک نم نم آمدیم
پای ما لرزش ندارد چون که بند روضه هاست
دست ما بستیم بر این حبل محکم آمدیم
با لباس مشکی ماه محرم آمدیم
خوب و بد اینجا ندارد ما گدای زینبیم 2
خواهر آقا عنایت کرد و درهم آمدیم 2
یاحسین آمد به هر جمعی خدا لبیک گفت
اعتقاد ماست که با اسم اعظم آمدیم
هم و غم زندگی از سینه ی ما رفته است
از زمانیکه دسته جمعی زیر پرچم آمدیم
خنده مال مردم دنیا به ما گریه دهید
به امید یک جهان اندوه و ماتم آمدیم
انبیاء از خادمان روضه های حضرتند
پا به پای خضر و نوح و هود و آدم آمدیم
گریه بر آقا نشانیه مسلمانیه ماست
ما به فرمان رسول الله اکرم آمدیم
باز هم پیراهنی در عرش آویزان شده
*همون پیراهنه ملائکه گریه میکنند همون امانتی مادرش*
در عزای اشرف اولاد آدم آمدیم
میرسد روزی که زینب ناله خواهد زدحسین
کربلا تا کوفه را بی یار و محرم آمدیم
کربلا از محضر زینب تکامل یافته
از نسیم چادر زینب تکامل یافته
این بیابان میزبان دسته دسته گل شده
انقدر با کاروان گل نشسته گل شده
ما گلی داریم که از خاک و آب کربلاست
شیر دخت بوتراب ام التراب کربلاست
کربلا دشت بلا فرمانروایش زینب است
کشتی اش خون خداو ناخدایش زینب است
عصمتش را بین عصمت ندیده این همه
عزتش را بین کسی عزت ندیده این همه
او اگر اخمی کند تا حشر طوفان میشود
لشگر کوفه ز جنگیدن پشیمان میشود
هیجده تکبیر زن شمشیرزن آورده است
باخودش خواهر نه زن نه شیرزن آورده است
از کنار محملش اصحاب یک یک میروند
بهر عرض دستبوسی اش ملایک میروند
وز زمام ناقه اش را بر دستهای جبرییل
لابه لای گریه میآید صدای جبرییل
ای عزیز عالم امکان عزیز سرمدی
زینبا اهلا و سهلا مرحبا خوش آمدی
تو بزرگ کربلا هستی ولی پایین نیا
در همان محمل بمان جان علی پایین نیا
زحمت برگشتن از درد جدایی بهتر است
تو همان پرده نشین باشی خدایی بهتر است
جای تو در دشت نیست اینجا اذیت میشوی
کربلا گرم است در گرما اذیت میشوی
از سر شوق آمدی یه روز با سر میروی
با برادر آمدی و بی برادر میروی ......... حسین ........

دانلود مداحی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:46 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات