سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر ورود به كربلا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s8.picofile.com/file/8270240734/%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B4%D8%A8_%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%8594_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg

یک زینبُ یک کاروان

شد همسفر با ساربان ...

حسینِ من حسینِ من .....

 

وقتی دل نگرانیِ بی بی رو دید ، گفت عزیزِ دلم اینجا همون جایی ست که هم جدم به من گفته ، هم بابام گفته .... تو جنگِ صفین تو همین سرزمین بود بابام یه لحظه سرشُ گذاشت رو پایِ داداش حسنم خوابید ، یه مرتبه دیدم سراسیمه ازخواب بیدار شده ، داره گریه میکنه ....

 

من میگم چیه بابا ... حسن میگه چیه بابا ، با گریه دیدم میگه ، همین الان دیدم این سرزمین دریایِ خونِ حسینم داره تو این خونه ها غرق میشه ... هر چی صدا میزن "هَل مِن مُعیَن ؟؟ ..." یه نفر به دادِش نمیرسه ... اما زینبم ، بزار از جدم بگم ، یه روز رو زانویِ جدم رسول خدا بودم مدینه ، پیغمبر لبُ دهانمُ می بوسید ، همیشه پیغمبر لب و دهان رو بوسه میزد ، می دید چه روزهایی قرارِ برسه ...

 

یه مرتبه جبرئیل نازل شد به پیغمبر ، عرضه داشت یا رسول الله خیلی دوسش داری ؟ فرمود آری ،حسین جانِ منه ... "حسینُ منی وَ اَنا مِن حسین ..."

 

یه مرتبه جبرئیل گفت میدونی جانتو ، تو کربلا باهاش چکار میکنن ؟ یه روز میرسه امَتِت بدنش و مصلح میکنند ... سر ابی عبدالله رو از قفا جدا می کنند ... پیغمبر داره اشک میریزه ، عرضه داشت میخوای بهت بگم از کدوم سرزمین ؟ کجا ابی عبدالله رو می کشند ؟ پیغمبر فرمود آری کجاست " بالشُ جبرئیل زد تو خاکِ کربلا ... قدری از خاکُ برداشت این خاکُ رودستِ پیغمبر ریخت ، فرمود هر موقعی این خاک خون آلود بشه یعنی حسینِتُ شهید کردن ... این خاک دستِ ام سلمه هست زینب جان ... لذا نوشتن عصرِ عاشورا یه وقت اُم سلمه نگاه کرد این خاک به رنگ خون در اومده ... اولین نفری که تو مدینه به سر و صورت زد صدا زد :وا حُسِیناه ........


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:16 ق.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8270240734/%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B4%D8%A8_%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%8594_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg

چه میشود که سرانجام آن زمان برسد

و قطره نیز به دریایِ بیکران برسد

محرم است بیا تا که چشم مردۀ ما

برای گریه در این روضه ها به جان برسد

چقدر نزدِ تو با آبروست دستی که

برایِ خرجیِ این ماه بر دهان برسد

شبیه فاطمه خوشحال می شوی

وقتی برایِ مجلسِ جد تو میهمان برسد

*قبل از اینکه تو بیای تو جلسۀ سیدالشهدا ، آقات امام زمان میاد ... قبل از شما ملائکه میان ، بعد از شما هم میرن ، همین که میرن ، تازه نوبتِ اونهایی میشه که اون ملائکه ای که نبودند میان خودشونو بالهاشون و به این سیاهی ها متبرک میکنند و میرن ... ای کاش قدر بدونیم که چطور میون این همه آدم هایِ رو زمین حضرت زهرا (س) ما رو انتخاب کرده آورده سر سفرۀ ابی عبد الله ... شماها قدر و منزلت دارین من خودمو میگم*

خبر به کربلایِ شب دومت ببر ما را

خبر رسیده قرار است کاروان برسد

به عرش می رسد آقا صدایِ نالۀ تو

*ببینید دلاتون چقد از آقاتون تاثیرگرفته ... شماها هم همینطور هستین؟.. *

به عرش میرسد آقا صدایِ نالۀ تو

اگر به روضۀ گودال روضه خوان برسد

*اما این روضه فراتر از روضۀ گودالِ ...*

حسین آمده و راسِ او قرار شده

به شمرُ حرمله و خولی و سنان برسد

*اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبدِالله ، نیت کنیم این سلام و به نیابت ازهمه شهداء مدافعِ حرم ، ارواح طیبه شهدا ان شاالله بیان بینِ ما برا غربت حضرت زینب اشک بریزن ، از نالۀ اونا از سوزِ اونا به ما هم تو مجلس برسه و سرایت کنه*

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبدِالله الْحُسَیْن وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكَ مِنِّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

یه سلام هم به نیتِ امام رضا بگو ، بگو آقاجان به جایِ تو سلام میدم به جد غریبت تو هم امشب یه نگاه به ما کن ، نگاهی که به ابنِ شبیب کردی تو نگاه کردی ابن شبیب تونست برا ابی عبدالله گریه کنه ... تو روایت دیدم گاهی خود ابی عبدالله میاد مقابل گریه کنش میشینه چشمش و به چشمِ گریه کنش می دوزه گریه کن میتونه اشک بریزه ...*

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:18 ق.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8270240734/%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B4%D8%A8_%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%8594_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg

تا باد به مویِ سرت افتاد دلم ریخت

*آخه بی بی جان هنوز که خبری نشده" باد به زلف حسین افتاده دلت ریخت ،

حالا مونده تا اون موقعی که ببینی :

نسیم گیسویِ خون را دمی تکان میداد ...

تا باد به مویِ سرت افتاد دلم ریخت

تا اشک به چشمِ ترت افتاد دلم ریخت

امروز میانِ تو و حر بن ریاحی

تا صحبتی از مادرت افتاد دلم ریخت

تا حرز و دعاهایِ گره خورده زبندِ

قنداقِ علی اصغرت افتاد دلم ریخت

امروز که یک مرتبه در موقع بازی

بر رویِ زمین دخترت افتاد دلم ریخت

ای آینۀ خواهر خود تا که غبار این دشت

به دور و برت افتاد دلم ریخت

دربارۀ تنهایی و بی یاوری تو

تا زمزمه در لشکرت افتاد دلم ریخت

امروز که چشمِ طمع آلودۀ آن مرد

باحرص به انگشترت افتاد دلم ریخت

تا رسیدن به این موضع سیدالشهدا سوال کرد ، اسم این سرزمین چیه ؟ یکی میگه آقاجان اینجارو قاضریه میگن ، یکی میگه اینجارو نینوا میگن ، هرکی یه اسمی رو میاره .

فرمود : یه اسم دیگه ای هم باید داشته باشه ، تا یکی از پیرمردا گفت آقاجان اینجا رو کربلا هم میگن ، دیدن ابی عبدالله سر به آسمان بلند کرد

اول فرمود :إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون ... بعد صدا زد : أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ... فرمود انْزِلُوا ... بارهاتون پیاده کنید هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا ... اینجا همون جایست که باید بارها پیاده بشه وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا ... یه وقت دیدن زینب گفت : آه دلم ... اینجا همونجایی ست که قرارِ خونِ ما ریخته بشه، وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا ... تا اینجا برا حسینِ ، اما اینجا یه نگاه به زینب کرد، فرمود هاهنا و اللَّه سُبیَّ حَریمِنَا ... اینجا همونجاست که خیمه ها به غارت میره ...*

دختری می پرسه آبادی کجاست؟

این طرف ها موکبِ شادی کجاست

باباجون ، میخوام برات گل بچینم

باغِ سرسبزی که قول دادی کجاست

خطبه هات که جون بده دیدنیِ

کوفه رو تکون بده دیدنیِ

تو محیایِ نماز بشی بابا

اکبرت اذان بده دیدنیِ

یادته مدینه نو نوار شدم

یاعلی گفتمُ دست بکار شدم

یادته گفتی بهم میریم سفر

رویِ ناقه خوب و خوش سوار شدم

اما حالا هی دلم شور میزنه

گمونم که  فصلِ لاله چیدنه

 ماجرایِ قحطیِ کفن چیه؟

چرا هی صحبت کهنه پیرهنِ ...

برا چی ماها رو منت می کنند

برا چی تو رو اذیت میکنند

مهمونُ راه نمیدن تو خونشون

اینجوری مهمونی دعوت می کنند؟

اینجا که موندنمون خطر داره

خیلی بی عاطفه زیرِ سرداره

اینجایی که گفتی خیمه بزنید

آفتابش برا علی ضرر داره ...

راس میگن به دستورِ ابن زیاد

داره لشکر میرسه خیلی زیاد؟

هرکی از راه میرسه عیب نداره

از خدا میخوام که حرمله نیاد ...

از چشات معلومه پر دردی بابا

از وفایِ کوفه دل سردی بابا

میشینم اینقده گریه میکنم

تا سویِ مدینه برگردی بابا

هر کی پا بزاره این دور و برا

دنبالِ شکارِ این دور و برا

نمیخوام از بغلت پایین بیام

چه همه خار داره این دور و برا ...

چرا هی به ساق پام خیره میشی

میشینی و به چشام خیره مییشی

بسه دیگه چرا هی بغض میکنی

به گوشُ گوشواره هام خیره میشی

چرا اینجا اینقده هوا پسِ

چرا میوه هایِ کوفه نارسِ

یه چیزی بگو دارم دِق می کنم

خیلی عمه زینبم دلواپسِ

*با چه جلال و شکوهی عمۀ ساداتُ پیاده کردن از رویِ محمل ... تا زینب میخواست پیاده بشه دیدن عباس همه رو کنار زد ، اومد کنارِ محملِ بی بی پاهاشُ رکاب کرد ... علی اکبر اومد دست عمه رو گرفت ... دستا رو میبوسه با احترام ازمحمل خانم رو پیاده کردن ... جوونایِ بنی هاشم همه صف کشیدن ... میدونم ناله ت برا چیِ آخه خیلی زود برا زینب گذشت ، مثلِ برق این روزا تموم شد ... اومد بالا گودال نشست ، گفت حسین پاشو ببین خواهرت رو دارن میبرن ... نزار اینا دستایِ منو ببندن ... حسین ، دستایِ همه رو خودم بستم ، خودم همه رو سوار ناقه ها کردم ... حالا زینبت تنهایِ تنها ...

آی عباس ، آی خوش غیرت پاشو ببین زینبتُ دارن میبرن ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:17 ق.ظ | نظرات()


شبنمِ گل لطیف ترِ از قطره هایِ بارون

لطیف تر از شبنمِ گل ، کوثرِ گریه هامون

داغِ چشامون ، زخمِ صدامون

زندگی بی عشق ، مرگِ برامون ...

گل می گیره غبارِشُ با قطره هایِ شبنم

برای شستنِ گناه من اشکامو میارم

طراوتِ عشق ، تگرگِ ماتم

چه حسی داره ، ماهِ محرم ...

ای خوش به حال اون که سر

گذاشت به پایِ یارش

با دستِ پُرخون دلشو

گذاشت تو کوله بارش ...

هر کس عشقِ ، دار و ندارش

دیدنِ مولاست آخر کارش ...

خیلی هوا گرمِ ، شنا داغِ

از آسمون آتیش می باره

اما دلای گرم تر از عشق

پیش خدا گرمیِ بازارِ ...

پیشونیِ ماه از عرق خیسِ

از کنجِ اَبرو آب می ریزه

مادر با دستاش ، نم نمِ بارون

رو پلکِ طفلِ خواب می ریزه ...

پاها که تو رملا فرو میرن

اسبایی که آروم می تازن

این ردپاهایی که معلومه

آیندۀ دنیا رو می سازن

باید برقصِ با نسیمِ گرم

اون پرچمی که رنگ آتیشِ

پرچم نشونیِ قبیله است تو

یک ماجرایِ داغ در پیشه

هم پایِ کشتیِ نجات خلق

مثل یه قایق ، کشتیِ نوحِ

کشتیِ دلها ، کشتیِ عشقِ

پیشونی کشتی ، مثه کوهِ

پیشونیِ کشتی عمو عباس

دریایی از غمها را می شکافه

تا قافله عباس رو داره

دریا چه آرومه ، هوا صافِ ....

*خدا سایه اش رو از سر ما کم نکنه ...*

کشتی به ساحل می رسه اما

دل تو دلِ بی تابِ خواهر نیست

دستهاش شبیه بید می لرزه

هر وقت می بینه برادر نیست

می گفت از وقتی که اینجایی

اُفتاده تو خیمه عجب شوری

دلشوره می افته به سر تا پام

وقتی که می بینم اَزم دوری

 * تو قافله حسین رو پیدا کردن ، گفتن آقا ! خانوم زینب کارتون داره ، سریع به تاخت اومد کنارِ محملِ حضرت زینب ، خواهر جان چیزی شده؟ گفت : از جلو چشام دور نشو حسین ... گرد و خاک شد ندیدمت ، دلم شور میزنه ....*

کاشکی همین امروز برگردیم

اونجا که جدم گفته بود برگردیم

اینجاست اونجا که تو از اسب می اُفتی

گل های ما میشه کبود،اینجاست

ناقه که زانو زد علی اکبر

گل بوسه رو دستایِ بانو زد

زینب که پایین اومد از محمل

جای رکاب ، عباس زانو زد

* ناقه نشست ، اما خودش ارتفاعی داره ، قمر بنی هاشم کنار ناقه نشست زانو زد ، دستش رو بلند کرد گفت خانوم جان ، پاتون رو بذارید رو زانویِ من ... دلش نمی اومد زینب ، پاشو آروم رو زانویِ عباس گذاشت ، آل الله خدای ادبند ، حتماً به عباس گفته : داداش ببخشید ...*

امروز زینب با شکوه اومد

فردا بدونِ همسفر میره

امروز همراهِ حسین اومد

فردا به کوفه با یه سر میره

امروز لبخند امیدی رو

رو صورتِ مهتاب میبینه

روز دهم جسمی به روی خاک

انگار داره خواب میبینه ....

میبینه فردا آب ممنوع

از تن جدا دستایِ سقا شد

میبینه اکبر با قدِ رعناش

پیشِ نگاهش اِرباً اِربا شد ...

میبینه اصغر آب می خوادُ

همراهِ باباش میره تا میدون

میگه رباب آقا برو اما

آبی نبود،بچم رو برگردون

*هر کی برا حسین گریه میکنه،فرمودند:هر کی تو مجلس ارباب میشینه،خودِ بی بی و خود ابی عبدالله،رو بروی تک تک شما مینشینه،الان رو برویِ تک تک شما حسین نشسته ... خوب مینشینن چه میکنند؟می فرمایند:آنقدر به چشمِ این عزادار نگاه میکنن،تا اشک جاری بشه ... هر کی گریه اش گرفته ، حسین بهش اجازه داه گریه کنه ، مگه مادرش اجازه میده هر کسی بیاد،خانوم دیگه چی میبینی؟*

میبینه تیغ کُندُ رو حنجر

میبینه گودال اومده مادر

میبینه که خنجر نمیبره

از پشت با ضربه جدا شد سر

میبینه تو آتیش یکی میگه که

 سوخت از پا تا سرم عمه

میبینه تو آتیش یکی میگه

 ای وای عمه ، معجرم عمه

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:08 ب.ظ | نظرات()


عباس جان!

ما که مَردیم ، خستۀ راهیم

بچه ها را پیاده کن عباس

*دونه دونه می اومدند تو بغلِ عمو یا علی اکبر ، میذاشتن رو زمین ، می بوسیدن ، موهاشونم صاف می کردند ، خاکاشون رو هم میتکوندند ، برو بازی کن تا خیمه ها درست شه*

بچه ها را پیاده کردی بعد

طرف آب اراده کن عباس

تا تو مشک پُر آب می آری

گرم بازی شوند اطفالم

دل شش ماهه ام به تو گرم است

تو که هستی چقدر خوشحالم

*تو باشی دلم قرصه قرصه،برادر!*

تا تو هستی سه ساله می خندد

گلِ زیبا به آب شاداب است

طفلکی دخترم نمی داند

خبر داغ قحطی آب است ...

*خبر ندارن چی میخواد بشه*

دست دارد به دستِ اکبر و تو

به گمانش هنوز مهمانیم

طفلکی دخترم نمی داند

من و تو پیشِ شان نمی مانیم

طفلکی دخترم نمی داند

روی نی می رود سر تو و من

در غیاب تو و علی اکبر

چقدر هار می شود دشمن

*لشکر کوفه دارن سایه به سایه ، پا به پا میان*

طفلکی دخترم گمان کرده

 پیشواز آمدن این مردم

آه سیلی که خورد می گوید

 عمه خیلی بدَن این مردم ...

یک شباهت رقیه دارد و تو

وقتِ افتادن از رویِ مرکب

 تو به دست بریده می افتی

او به دستانِ بسته نیمۀ شب

طفلکی دخترم نمیداند

بیش از این می شود چو مادر من

روی و مویش شود پر از خاک و

باز می گردد از پیِ سر من

مادرم  هم به روی خاک افتاد

گونه هایش ترک ترک شده بود

بر رُخِ مادرم خودم دیدم

نقشِ دیوار و دست حک شده بود ...

*این بچه هم صورتش ترک ترک شد ... آخه دستایِ اون موقع اینقده شمشیر دست گرفته بودن ، اینقده با خاک و سنگ کار داشتن ، اینقدر دست ها خشن بود ، کفِ دست ها مثلِ الان لطیف نبودی، دست ها ترک ترک مثه سنگ ، چنان به صورت سه ساله نواخت ...*

بر رخِ مادرم خودم دیدم

نقشِ دیوار و دست حک شده بود

خاک اینجا به ما نمی سازد

پسر مادرم بیا برگردیم

دل من شور می زند اینجا

التماس حرم بیا برگرد ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:05 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8295952442/thmb17614338.jpg

فریاد یا محمدا ...

حسین رسید به کربلا ...

سبطِ ابن جوزی از بزرگان اهل سنتِ ، در تَذکِرَةُ الخَواصّ نوشته : «قال الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ ما یُقَالُ لهَذِهِ الأَرْضِ ؟...»

مثل فردا وقتی رسید کربلا ، فرمود : اسم اینجا چیه؟ « فَقالوا : كَربَلاءَ ..»

آقا شروع کرد گریه کردن ... فرمود : کربُُ و بلاء ... بعد خود آقا فرمود : «اَخْبَرَتْنِی اُمُّ سَلْمَهَ» بانو ام سلمه برای منِ حسین بن علی نقل کرد: «كَانَ جِبْرِیل عند رَسُولِ اللَّهِ و انتَ مَعِی» جبرئیل بر پیغمبر نازل شده بود،تو با من بودی "فَبَکیتَ" شروع کردی به گریه کردن «فقال رَسُولِ اللَّهِ  دَعی اِبْنَیْ»  آقا رسول الله فرمود : فرزندِ من رو آزاد بگذار ... «فَاخَذَک و وَضَعَک فی حِجرِه» تو رو در دامن خودش گذاشت .

اینجا جبرییل از پیغمبر یه سوال کرد : حسین رو دوست داری یا نه؟

قالَ : نَعَم ... آره،دوسش دارم ... جبرییل عرضه داشت «اِنَّ اُمَّتُکَ ستَقتُلُه» همین امت تو میکشنش ... بعد عرضه داشت میخوای اون خاکی که در اون سرزمین کشته میشه رو به تو نشون بدم؟... «قالَ : نعم» پیغمبر فرمود : میخوام کربلا رو بیینم ... جبرییل کربلا رو به پیغمبر نشون داد ...

حالا روایت میگه مثل فردا وقتی آقا رسید کربلا ، وقتی بهش گفتن اینجا کربلاس«قَبَضَ منها قَبضَةً» دست برد یک مشت از این خاک کربلا برداشت.«فَشَمَّها» شروع کرد بوییدن،بعد یه جمله ای فرمود:«هذِهِ وَ اللّهِ هِىَ الاَرْضُ الَّتِی اَخْبَرَ بِها جَبْرَییلُ رَسُولَ اللّهِ» این همون خاکیه که جبرییل به پیغمبر خبر داد«و اِنَّنی اُقتَلُ فیها» من در همین خاک کشته میشم...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:55 ب.ظ | نظرات()

http://s2.picofile.com/file/8261502284/photo_2016_07_28_12_41_11.jpg

السَّلامُ عَلَیْکَ یا مَظلوُم یا اَباعَبْدِاللَّهِ
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَكَ وَجِیهاً بِالْحُسَیْنِ علیه السلام فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ ، یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ


سفره ات را مادرت زهرا فراهم میکند
چون وَهب آخر نگاهت سر به راهم میکند

هر چه میخواهی بگیر از من گدایی را نگیر(من اگه برات گریه نکنم میمیرم آقا ...)

هر چه میخواهی بگیر از من گدایی را نگیر
نوکریِ خانۀ تو پادشاهم میکند

سی شبِ ماهِ خدا شکر خدا گفتیم حسین
پس مُحرم مَحرَمِ این دستگاهم میکند

تو خودت پیغام دادی که بیا من آمدم
لطفِ تو جبرانِ جرمُ و اشتباهم میکند

بیشتر از یک سیاهی لشگرم کردی حساب
پس علمدارِ تو سربازِ سپاهم میکند

در مسیرِ کاروانت دست من را هم بگیر
چشمِ خیسِ دخترت دارد نگاهم میکند

اول و آخر مرا مدیونِ زهرا میکنی
مادری که روضه خوانِ قتلگاهم میکند

فکر اینکه راهیِ صحرایی و آواره ای
مثلِ زینب عاقبت بی سر پناهم میکند

دوست دارم ، حسین جان .....
فدات بشم ، حسین جان .....

    


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:44 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات