سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر ورود به كربلا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s5.picofile.com/file/8287469592/حاج_سید_مهدی_میرداماد.jpg

منُ تو یه سال ، دو سال ، ده سال میگیم حسین ، چند ساله میگیم حسین ؟ چند تا کربلا رفتیم ؟ ضریح دیدیم ... حرم دیدیم ... تربت دیدیم ...؟ دلمون نمیاد از حسین جدامون کنن ، آخ امان از دلِ زینب ...

فردا وقتی شنید اسم این سرزمین کربلاست ... دیدن بغض کرد ، هی نگاه به حسین کرد ... آخ بمیرم برات آقا ... زینبی که پنجاه و چهار سال از حسینش جدا نشده ، رسید فردا به کربلایی که از چهار سالگی بهش گفتن ، بهش گفتن کربلا سرزمینِ آخرِ ...

کربلا بوی جدایی میده ، رسید کربلا ، تا شنید اسم این سرزمین کربلاست ، تا دید حسینش سر به آسمان میگه : إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون ...

گفتم که فراغ را نبینم دیدم

آمد به سرم از آنچه میترسیدم ....

*این زینب تا شبِ عاشورا مضطربُ نگرانِ ... یه استادی حرف قشنگی میزد ، حرف ذوقیِ خوبی بود می گفت دیدی از دومِ محرم تا عاشورا همه سینه زن ها  مضطربند ، هی از شب دوم سوم به بعد منتظری آخ عاشورا چی میشه ... اما روز عاشورا به بعد انگار همه یه جوری آروم میشن ...

آخه دلِ ما دلِ سینه زنا ، دلِ گریه کنا ، (اصلا ما همه مون اختیارمون دست خودمون نیست مگه نگفت شیعیان ما از زیادیِ گِلِ ما خلق شدن ببین خیالتُ راحت کنم) زینب دلش بگیره ، دل ما هم میگیره ، زینب مضطرب بشه ، ما هم مضطرب میشیم ، زینب نگران بشه ما هم نگران میشیم ، این نگرانی ادامه داشت ، تا اون وقتی که حسین دست رو قلبِ زینب گذاشت ، (آرام گرفت ...) اصلاً زینب عاشورا به بعد یه زینب دیگه شد اون بارِ رسالت و امانتی که حسین رو دوشِ زینب گذاشت ، خواهرم از اینجا به بعد تو قافله سالاری ...

کربلا رو از کربلا ببر کوفه ... ببر شام ... زینبم اون جوری میشی که خدایِ تو میخواد " الله اکبر "

میخواست هر چه از تو خدایت همان شدی

(فک کن این زبانحال حال برادر به خواهرِ ، حسینی که بعد عاشورا ، همه جا مواظب زینب بود فک نکنی از هم جدا شدن نه ... چهل منزل هر وقت پردۀ محملُ زد کنار  ، دید سر بالا نیزه داره نگاه میکنه ... زینبم ...*

میخواست هرچه از تو خدایم همان شدی

عاشق شدی ، شهید شدی ، جاودان شدی

باید بخوانمت ششمین دختر ز پنج تن

کبری ترین عقیلۀ این خاندان شدی

صبرِ تو را چگونه بلا سر بیاورت

زینب تو قبلِ خلق شدن امتحان شدی (مثلِ مادرت)

یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَكِ ... کیه زینب ؟ ... " وَما اَدراکَ .... کی میتونه بفهمه این خانم چه کرده ؟ ما شب دوم از بی بی نگیم کی بگیم؟ ...

دلشادی از شهادتِ عون و محمدت

ازاین که چون حسین تو هم بی جوان شدی

وقتِ وداعُ و بوسۀ آخر چه بر تو رفت

آرام جان که رفت تو هم نیمه جان شدی

 





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:43 ب.ظ | نظرات()


http://s5.picofile.com/file/8287469592/%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF.jpg

تا اون لحظه ، زینب کبری دید ، همۀ امیدِش داره میره ، زینب نگرانُ مضطرب ، زینبی که یه لحظه از حسینش جدا نشد ، دیگه راضی شد به رفتن حسینش ، دیگه آروم آروم با حسینش وداع کرد

ببرمت شب عاشورا ، شب عاشورا اون لحظه ها دیگه اون لحنش عوض شد :

شب آخرِ که پیشَمی ، حرم آشوبِ حسین

نگرانِ دلم نباش ، حالِ من خوبه حسین ...

*تو راحت برو نگران نباش ...*

من آب ازسرم گذاشته،به فکرِ اصغرت باش

میونِ گودال غربت،داداش مواظبِ سرت باش

*آخ قربونت برم بی بی جان ... دیگه از اینجا به بعد زینب یه زینب دیگه ست ...*

آئینه دار و قافله سالار و بی قرار شدی

بعد از حسین یک تنه یک کاروان شدی

بارِ امانت است که بر دوش میکشی

بیهوده نیست این که چُنین قد کمان شدی

جان را چه قابل ست که بی هیچ وحشتی

 صدبار پیش مرگِ امام زمان شدی ...

 شهادت خیلی موهبت والاییِ ... اونایی که شهید شدن رفتن تو بهشت  جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ... آرمیده اند ، اما اونایی که میمونن وظیفه شون خیلی  سنگین تره ...

زینب از کربلا که رفت ، همۀ بارِ کربلا رو به دوش کشید ، یه تنه یه کاروان شد ... (بارها جونِ امام شو نجات داد ... بالا سرِ علی اکبر یه دونه ش ... تو خیمۀ سوخته یه دونه ش ... بین راه چقدر ، اونجایی که تو شهرِ شام دید دارن خاکستر و آتیش میریزن رو عمامۀ زین العابدین ... بگذرم ... زینب یه نفری وایساد ....*

باید گلویِ مرثیه ها رو فشردُ و گفت

*اینهمه مصیبتُ و گفتم ، ورودُ ، عاشورا و خیمگاهُ  همه اینها برا زینب سخت نبود ... هرکی میخواد روضۀ زینبِ کبری بشنوه از اینجا به بعد بیاد با من*

باید گلویِ مرثیه ها رو فشردُ و گفت

کِی بیقرارُ مضطربُ و ناتوان شدی ؟

*مگه میشه زینب بیقرارُ و مضطرب بشه ؟ آره ... کجا ؟؟ ...*

 شهری که چشم بود سرا پایِ مَردُمش

آنجا شهیدِ تنه و زخمِ زبان شدی

*من یه سوال دارم؟ بچه ها جواب منو با گریه بدید ... نذارید جلوتر برم ...

میخوام بگم عمه سادات ، میخوام یه سوال ازتون بپرسم ؟ کدوم ورود سختتر بود؟ کدوم ورود به شما سخت گذشت ؟ فردا واردِ کربلا شدی سخت بود یا ورود به کربلا سخت بود یا ورود به اون شهری که سه روز پشتِ دروازه نگه داشتن ، شهر و چراغون کردن ...

بی بی جان فردا که وارد شدی همه مَحرَمات کنارت بودن ... عباست اومد ... علی اکبرت اومد ... حسینِ ت اومد ... اما ورود به شهر شام زن ها هلهله میکردن آخ یه عده کف میزدن ... وای ... وای ... خانم جان واردِ کربلا شدی ، خیمه ات رو بردن ...( ببخشید تو رو خدا روضه ورود همینه)

دستور دادن ... دور خیمه ها یه گودالی حفر کنند یه گودالی کندن ، خیمۀ مُخدَرات وسطِ خیمۀ بنی هاشم ... دور تا دورِ خِیمَتو محرما گرفتن ... ابی عبداالله دستور داد خیمۀ زینب رو یه جایی بزنند تو گودی باشه ... مشرف نباشه ، کسی نبینه ... حتی سایه شو کسی نبینه ... اما شهرِ شام چی ؟...

بردنِتون خرابه تو محلۀ یهودیا .... همه با دست خواهرِ حسینُ نشون می دادن ... خارجیا اومدن ...  وای ... وای ... آخ بی بی جان ، بردنِتون بازارِ برده فروشا ... یه سر زنجیر به بازویِ زینب ... یه سرِ زنجیر به گردنِ زینُ العابدین ...

ای حسین ....

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:42 ب.ظ | نظرات()


یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَکَیْتَ عَلَی الْحُسَیْنِ ع حَتَّی تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلَی خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلًا کَانَ أَوْ کَثِیراً ....

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ  ابنِ ابیطالِب ...

زندۀ جاویدکیست؟کشتۀ شمشیرِ دوست

آبِ حیات قلوب در دمِ شمشیر اوست

گر بشکافی هنوز،خاکِ شهیدانِ عشق

 آید از آن کشتگان ، زمزمۀ دوست دوست

آنکه هلاکش نمود ، ساعدِ سیمینِ یار

باز به آن ساعِدَش کشته شدن آرزوست

عاشقِ وارسته را با سر و سامان چه کار؟!

قصۀ ناموس و عشق صحبت سنگ و سبوست ...

 *همه بهش میگفتن : یااباعبدالله ! از مدینه خارج نشید ... اگر هم بیرون میرید به سمت کوفه نرید ؛ فرمود : جدم به من فرمود :" اُخرُج الی العِراق ..."جدم به من فرمود : "فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاكَ قَتِیلاً ..." گفتن آقا اگه میرید با خودتون زن و بچه نبرید ... اینا اسیر میشن ... آلُ لله هستن ... عزیزند ، فرمود : جدم به من فرمود : "إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهُنَّ سَبَایَا ..."

عاشق دیدارِ دوست اوست که همچون حسین

زردی رخسار او سرخ ز خون گلوست

هر که چو او پا نهاد بر سر میدان عشق

بی سر و سامان سرش درخم چوگان چو گوست

دوست به شمشیر اگر پاره کند پیکرش

منت شمشیر دوست بربدنش مو به موست

*از شما اساتید سوال میکنم معنی این جمله تو گودیِ قتلگاه همین نیست : یا غِیاثَ الْمُستَغیثینَ؟!*

 گر به اسیری برند عترت او دشمنان

هر چه ز دشمن بر او دوست پسندد نکوست

*هرچه گفتند : حسین جان ! پا تو این وادی نگذارید ، زن و بچه رو برداشت ؛ تاخت به سرعت آمد ، نوشتند : حُر راه روبست ؛ دیشب آخر شب مثل امشبی آخر شب حضرت دستور داد آب برداشتند ، به سرعت مسیر و کج کرد به سمت کربلا ، سر صبح نمازشو خوند باز راه رو به سرعت ادامه داد رسیدند به کربلا ، بعضی نقل کردند مرکب حضرت از حرکت باز ایستاد ، حُر آمد راه روبست ؛ آقاجان ! دیگه جلوتر حق ندارید برید ؛ شریعه است ، فراتِ ؛ ابن زیاد منو منع کرده شما کنار آب خیمه بزنید ... دید جدیست منع ،

سوال کرد : نام این سرزمین چیه قاضریات ، نینوا ، وقتی گفتند نام این سرزمین کربلاست فرمود :" اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ..."

این همون سرزمینی ست که جدم از او خبر داده ، همون سرزمینی ست ، پدرم امیرالمومنین خبرداده ، اینجا محل ریختنِ خونِ ماست ...

تا آخرِ مصیبت رو گفت ، به همه فهماند ... هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا ... حتی بعضی نقل کردند : این جمله هم فرمود : تو همین سرزمین زن و بچۀ ما اسیر میشن ، نه فقط خون ما ریخته می شود ، زینب به اسارت می رود ...

بی قرار شدند اهلبیت ... جمعشون کرد ، یه نگاه بهشون کرد ... شروع کرد گریه کردن ، شکایت از بنی امیه کردن ... آمادشون کرد ... فرمود : پیاده بشید ! همینجا ما باید به شهادت برسیم ، آماده باشید ، با اینکه هر لحظه ، هر روز ، هر شب آمادشون می کرد ، ولی وقتی کار روز عاشورا دشوار شد ، دید خواهرش بی قراری میکند ، همه رو فرستاد تو خیمه ولی دیدن خودش از در دیگرخیمه بیرون آمد ، دنبال امام حسین میدود ... مهلاً مهلاً ... یابنَ الزَهرا ....

نسیمی جان فزا می آید ...

بویِ کرب و بلا می آید ...

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:21 ب.ظ | نظرات()
http://s9.picofile.com/file/8292620950/farhangne.jpg

به جز خادمش هیچ کس پر ندارد
پر و بال او را کبوتر ندارد

اگر جای جای جهان را بگردی
کسی قدر این شاه نوکر ندارد

خجالت ندارد گدا یا گنه کار
حرم مثل شهریست که در ندارد

اثر بخشیِ چای این سفره را هم
قسم می خورم آب کوثر ندارد

حسین ...
ای تشنه لب حسین ....

به هر زائرِ کربلائی بگویید
در این سرزمین روضه آخر ندارد

همین روزها کاروانی می آید
که جز کربلا راه دیگر ندارد

همه کوچه بستند دیدن زینب
علمدار از عباس بهتر ندارد

همین جاست آقا به اکبر سپرده
سه ساله قدم از قدم برندارد

زنی دست را مثل گهواره کرده
به خود آمد و دید اصغر ندارد

*دلت رو کجا ببرم؟"بس  کن رباب حرمله بیدار می شود"*

هیمن جاست خواهر دلش شور میزد
مبادا ببیند برادر ندارد

صدا می زد از روی تل خواهر تو
نزن سنگ نامرد ، مادر ندارد

تنت را بهم ریخته سُم اسبی
مگر این تنِ پاره خواهر ندارد

حسین .....

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:33 ق.ظ | نظرات()


تاریخ میگه آقایِ من و شما ، هفت تا مرکب عوض کرد ... امادیدن حرکت نمیکنه ، یه نگاه کرد فرمود : بگید ببینم اسمِ این سرزمین چیه؟...

گفتن آقا ، پیرمردِ قدیمیه رو آوردن ، گفتن اینجا نامش غاضریه ست ، فرمود بگو ببینم آیا نامِ دیگری هم داره ؟؟ بله آقاجان (من روضه مُ میخونم ، هر چی میخواد بشه ، بشه ... مستمع باید منُ راه بندازه تو روضه ... یااباعبدالله ... بایدحقشو ادا کنی ...) فرمود بگو ببینم نامِ دیگری هم داره ؟...

عرض کرد بله آقا ، اینجارو نینوا هم میگن ، نام دیگه ای هم داره ؟ ... عرض کرد آقا اینجارو کربلا میگن ، تا گفت کربلا ، فرمود مَحمِلا پایین بیاید ، خیمه ها رو بنا کنید ...

بار بگشایید اینجا کربلاست ...

اول کسی که اومدجلو حسینُ گرفت زینب بود ... یه نگاه کرد ، گفت داداش بیا برگردیم ... داداش از اون لحظه ای که پامو تو این سرزمین گذاشتم دلشوره دارم داداش ... داداش نکنه اینا میخوان تو رو ازمن بگیرن .... داداش یادته سن و سالی نداشتیم ، بینِ در و دیوار مادرمو کشتن ؟ ... گفتم سایۀ بابا روسرمه ... شبِ نوزدهمی تو کوفه فرقِ بابامو ضربه زدن ، گفتم دو تا برادر دارم ... یکی از یکی مهربونتر ... یکی ازهمه قشنگتر ... دلم خوش بود سایۀ تو بالا سرمه ... هفت صفر یا بیست و هشت صفر داداش حسنمُ کشتن ، داداش فقط من دیگه تو رو دارم ... بیا برگردیم ...

برم جلوتر ؟ برم جلوتر ؟ "یا اباعبدالله" صدا زد خواهر اینجا همون جاییِ که وعده گاه ما بوده ... اینجا همون جاییِ که جدمون رسول خدا فرمود ... مادرمون فاطمه برا این مصیبت گریه کرد ... "یااباعبدالله" تو این سرزمین یادت باشه آخرین روزاییه که رقیه کنارِ عمو راه میره ... آخرین شباییِ که رباب برا علی لالایی میخونه .... ( جانم) تو همین راه ، دشمنن ... تا دید تشنن ، فرمود به اینا ، تشنه ها آب از ذخیره خودمون بدید . اومدن گفتن آقا دادیم ، فرمود به حیووناشونم آب بدید ... اسباشونم آب بدید ...

ابی عبدالله دید عقبِ لشکر یک نفر افتاده خودش اومد بالاسرش ، مشکشو باز کرد مقابل دهانش گرفت ... میگه به قدری آب میخوردم از گوشۀ لب هام آب میریخت ... جیگرم حال اومد ، یه نگاه کرد گفت حسین محبت کردی ، محبتتُ جبران میکنم ... (نگی برا روضه کم گذاشت) ... بسم الله ...

همین مردِ که اسمش مرد اما نامردِ .... همین میدونی چطور تلافی کرد؟ واردِ گودال شد دید بدن زخمیِ ... هی صدا میزنه جیگرم داره از تشنگی میسوزه ... هی رو این خاکا غلط میخوره ... این تیرایی که تو بدنِ میشکنه ... همه گفتن لابد برا حسین آب آورده ... دیدن این آب هارو ، رو زمین میریزه ، میگه این آب رو رو زمین میریزم اما نمیزارم یه قطره به لبات برسه .....

حالا دستت بیاد بالا ببینم ، حسین .....


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:42 ق.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیکَ یا نورَ الله یا اباصالحِ المَهدی

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبدِالله وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكَ مِنِّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

این اشک هابه پایِ شما آتشم زدن

شکرِ خدا برایِ شما آتشم زدن

من جبرئیلِ سوخته بالم نگاه کن

معراج چشم هایِ شما آتشم زدن

سر تا به پا خلیلِ گلستان نشین شدم

هرجا که در عزایِ شما آتشم زدن

آقا از آن طرف مدینه و هیزم از این طرف

با داغِ کربلایِ شما آتشم زدن

بردن رویِ نیزه دلم را و بعد از آن

یک عمر در هوایِ شما آتشم زدن

گفتن کجاست خانۀ خورشیدِ شعله ور

گفتند بوریایِ شما آتشم زدن

دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان

همراهِ خیمه هایِ شما آتشم زدن

امروز نیز نئِر و عُمانُ و محتشم

باشعرِ در رسایِ شما آتشم زدن

*حالااینطوریه یکی میخواد بره کربلا راحت میره ، هروقت اراده میکنی یه سلام به امام حسین میدی ، اذن و میگیری راه میفتی میری کربلا ... فقط یه مقدار همت میخواد قاطیِ همتت عشقِ به حسینُ بچه هاش ، اما گفت یه کاری میکنم هیچکسی پاشو کربلا نزاره ... گفتن امیر چه میکنی ؟ گفت هرکی بخواد بره کربلا باید یه دستشو بده و بره .... مدتی بعد یه عده رفتن اینکارم کردن اما پیرزنه اومد گفتن باید دست راست چرا دست چپتو گذاشتی ؟ گفت من دستِ راستم و سالِ قبل دادم ...*

وقتی سوال کرد،که این سرزمین کجاست؟

گفتن قاضریه و ماریه ، نینواست

فرمود نامِ دیگرِ این دشتِ غصه چیست

این خاک داغدیده مگر قتلگاهِ کیست؟

اینجا محلِ ریختنِ خونِ انبیاست

گفتن نامِ دیگر این دشت کربلاست

یا کاشِفَ الکُروب ، پناهِ حسین باش

عباس جان امیرِ سپاهِ حسین باش

عباس از کنارِ برادر تکان نخور

تو از کنارِ محملِ زینب تکان نخور

این دشتِ کربلاست و پایان راهِ ماست

این تلِّ زینبیه و آن قتلگاهِ ماست

اینجا مزارِ خوبترینها و خاکِ ماست

اینجا محلِ ریختن خون پاک ماست

اینجا یتیم ها همه آواره میشوند

اینجا لباس ها همگی پاره میشوند

این خاک امن نیست برایِ مُخَدَرات

پیچیده بینِ دشت صدایِ مُخَدَرات

وقتی حسین فاطمه در کربلا رسید

با خونبهایِ خود همه دشت را خرید

فرمود عصرِ روزِ دهم اِی بنی اسد

پر میشود تمامیِ این دشت از جسد

آنروز دشتِ کربُبلا غرقِ ماتم است

سرهایِ قدسیان همه بر زانویِ غم است

آنروز پیکر شهدا را کفن کنید

فکری برایِ پیکرِ عریان من کنید

اما غروبِ روز دهم هیچکس نبود

فریاد واعطش زد و فریادرس نبود

در قتلگاه بود و تنش چاک چاک بود

خاکم به سر،سه روز تنش زیر آفتاب بود ....

الحمدالله همه اهلِ روضه ان ... نگاه نکن من چیکار میکنم ، صدام چجوریه ، محفل چطوریِ ، بارِتو ببند ... اگه معطل سینه زنیی ، یادت باشه اول گریه مهمه ، تاخوب گریه نکنی ، نمیتونی سینه زن خوبی باشی ... یا اباعبدالله ....

بگو ببینم تا حالا با ناموسِت سفر رفتی یه اتفاقِ بدی بیفته؟ ...

اول کاری که میکنی میگی با ناموسم بیرونم ، مراعات میکنی .... یا اگه یه اتفاق بیفته ، اول دنبالِ سر پناه میگردی ... یه وقت دیدن یه دختر کوچولو هی میگه عمه این چه مهمونیه عمه ... عمه دارن سر نیزه هارو نشون میدن ... تو مهمونی برا دختر بچه ها گل میارن ... عمه چرا دارن از دور شمشیرهارو نشون میدن ... حسین .....


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:43 ق.ظ | نظرات()


بیا برگردیم و آوارم نکن

بگو من خوابم و بیدارم نکن ...

بیا برگردیم از این صحرا بریم

من گرفتارم ، گرفتارم نکن ...

 

نگو اینجا رو بایدحرم کنم

نگو دوری از برادرم کنم

اگه یه مو از سر تو کم بشه

من باید چه خاکی تو سرم کنم

 

پاییزی تویِ بهارمون نبود

ما جدایی تویِ کارمون نبود

شرطِ ازدواجِ من بودی حسین

نه خدایی این قرارمون نبود

 

تو دلت میاد که آشفته باشم

یا جدایی رو پذیرفته باشم

تویِ گودالم بری باهات میام

من ولِت نمیکنم ، گفته باشم ...

 

من نمیخوام بی سرت رو ببینم

پاره پاره پیکرت رو ببینم

 من نمیخوام که تویِ دستِ کسی

یادگارِ مادرت رو ببینم

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:41 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic