سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر میلاد
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است
جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است
خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است
زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است
آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی
صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی
جودی و یَغما و نَیِر،شهریار و مولوی
می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است 

نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر
خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر
غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر
محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر
گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است

شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است
مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است
سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است
عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است
در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

عشق وقتی می تپد عاشق، پرستو می‌شود
دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود
هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود
دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود
یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است

از همان اول خدا میخواست او را...شُد حسین
اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین
فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین
گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین
او حسین است و حسینش هم مُسَلّم زینب است

گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز
او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز
می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز
با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز
آنکه ریزد در فراقت اشک ماتم زینب است




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:51 ب.ظ | نظرات()


اشک ها از دیده یک سر میرود

دختر آمد حیف مادر میرود

 

*انقده امشب دوست داشت مادر بغلش کنه .. مادر تازه چهار سالم شده .. هر وقت رفت طرفِ مادر ، مادر صورتشُ برگردوند .. نکنه یه وقت دختر جا سیلیُ ، رو صورتِ مادر ببینه .. جوان نَنَه .. ما اومدیم فاطمیه مونُ با نفس ها و اشک های شما بگیریم ..*

 

مادر دگر بهانه به دستت نمیدهم

یک لحظه کارِ خانه به دستت نمیدهم

 

دستت شکسته و به سرم شانه میزنی

از این به بعد شانه به دستت نمیدهم ..

 

*برا این مادرِ هجده ساله بلند گریه کن .. به خدا بچه هاش نتونستن بلند بگن مادر .. گفت :*

 

قصد داری بروی و بدنم میلرزد

مادرِ آینه ها بی تو تنم میلرزد

 

از همان روز که از کوچۀ غم برگشتی

تا همین ساعتُ لحظه حسنم میلرزد ..

 

*بزار زبانِ حال بگم .. گفت زینب تو کوچه یه جوری دستشُ بالا برد .. فقط انقده بگم که مادر راهِ خونه رو گم کرده بود .. آی یارالی نَنَه .. (بریم کربلا ؟!) باید درِ آتیش گرفته رو ببینه .. باید شبی که باباش بدنُ غسل میده رو ببینه .. باید آماده شه برا کربلا .. تا بتونه طاقت بیاره بدنِ بی سرُ ببینه ..‌*

 

از خیمه تا به مقتل ، با سر دویده زینب

تیرِ بلایت ای دوست بر جان خریده زینب

 

در بینِ قتلگاهت حیران شدم برادر

تا حال این همه سنگ یکجا ندیده بودم

 

حسین ...

 

وقتی که پیکرِ تو زمین گیرِ نیزه هاست

یعنی تمام زندگی ام زیرِ نیزه هاست

 

خواهر بمیرد آه ، دگر دست و پا نزن ..

*چرا بعضی ها صدا ناله شون بالا نمیاد ؟!.. بابا این خانم از چهار سالگی فقط غصه خورده .. حواست باشه این خانم یه عمری مصیبت دیده .. همۀ روضه هایی که ما میگیم این خانم دیده ..*

 

خواهر بمیرد آه ، دگر دست و پا نزن ..

تنگ ست جات ، مادرمان را صدا نزن ..

 

ای حسین ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:45 ب.ظ | نظرات()

اگه نگاه کنی با قلبت 
به شهرِ کربلا تو هر شب
نوشته تویِ آسمون 
عشق ، یا حضرتِ زینب ..

اون که جلوه میریزه از نگاش
سجده هاش طنین یا ربِ
عاقبت شفیع حسینیا چادرِ زینبِ

مهربونه ، ملیکۀ آسمونه
هر چی داره بی بهونه ، برا حسینِ ..
____________
برا دفاع از حرمت کاش
خونِ تنم بشه مُرَکب
بنویسم رو کفنم
عشق ، یا حضرتِ زینب ..

دخترا همیشه بابایی اند
پس باید که با دم یا علی
رویِ گنبد تو بالا بره پرچم یا علی

تو حرمت ، حال و هوایِ نجفِ
با ابوفاضل طرفِ ، دشمنِ شما
هم قسمیم پایِ تو ثابت قدمیم
مدافعانِ حرمیم ، تا روزِ جزا ...

مهربونه ، ملیکۀ آسمونه
هر چی داره بی بهونه ، برا حسینِ ..
____________
دلم پُر از محبت تو
سینه از عشق تو لبالب
میون قبرمم میگم
عشق ، یا حضرتِ زینب

اُنقدر دخیلِ شما میشم
تا یه بار تو منو نگاه کنی
تا یه روز سندِ غلامیمُ
مهر و امضاء کنی ..

از کرمت ، چی میشه پایِ علمت
یه روز میون حرمت ، برات بمیرم
عشقِ علی ، خواهر حسین و حسن
فاطمیه روزیمو من ازت میگیرم

مهربونه ، ملیکۀ آسمونه
هر چی داره بی بهونه ، برا حسینِ ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:37 ب.ظ | نظرات()

چه زینبی که عرش را سریر خویش می کند
چه زینبی که صبر را اسیر خویش می کند
چه زینبی حسین را امیر خویش می کند
حسین زنده در دلِ جوش و خروشِ زینب است
علم زمین نمی خورد ، علم به دوشِ زینب است
____________
گوش کن از دلِ افلاک خبر می‌آید
به سرِ اهل زمین دُرّ و گهر می‌آید
چه خبر هست؟ فرشته چقدر می‌آید
سورۀ صبر در آغوشِ سحر می‌آید

شد اجابت زِخدا باز دعایِ حیدر
فاطمه دختری آورده برایِ حیدر

دختری آمده تا همدم مادر باشد
دختری آمده تا حیدرِ حیدر باشد
خواهری آمده عشقِ دو برادر باشد
گوییا آمده یک برهه پیمبر باشد

عصمت و عفت و تقواش همه مادری است
به خداوند قسم لایقِ پیغمبری است

فاطمه محو گل روی درخشانش بود
مرتضی زمزمه میکرد و غزل خوانش بود
گرم بوسیدن پیشانی و چشمانش بود
احمد آن‌روز چه می‌دید که گریانش بود

احمد آن ‌روز تجلّی رسالت را دید
یا که ظرفیت تحویل امامت را دید؟ 

قلمی نیست که املا کند اوصاف تو را
دهنی نیست که انشاء کند الطاف تو را
یا که توصیف کند وسعت انصاف تو را 
یا که تشریح کند قلۀ اهداف تو را

عقل عاجز شد و از درک وجودت شد مات
به گلِ رویِ بهشتیِ تو بانو صلوات

بعد زهرا احدی مثل تو اکرام نشد
زنی اینگونه پیام آور اسلام نشد
طائر عقل کسی مَحرَمِ این بام نشد
دست در دست شدی گریه‌ات آرام نشد

دیدی از دُورُبرت عطر کسی می‌آید
مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

*هر چی دست به دستش کردن ساکت نشد .. پیغمبر گرفت آرام نشد ؛ علی میگیره آرام نمیشه ؛ حسن میگیره آرام نمیشه ؛ یه وقت همه دیدن حسین از دور داره میاد .. همچین که ابی عبدالله این بچه رو بغل گرفت چشمش به چشمِ زینب افتاد ، زینب آرام شد .. دلدار به دلبر رسید .. آیت الله مرعشیِ نجفی رحمت الله علیه فرمودند اینجا یه جا بود بی بی چشمش به چشمِ حسین اُفتاد آرام شد .. یه جایِ دیگه ام چشمِ زینب به حسین خورد و آرام شد .. (میدونی کجا بود؟ ..) اونجا که حسین سرش بالایِ نیزه هاست .. یه نگاه به حسینش کرد دلش آروم شد ..*


چشم برهم زدی و عشقِ مجسم آمد 
بَه که بالایِ سرت خیر دو عالم آمد
اشک از گوشۀ چشم همه آن دم آمد
کودکی سویِ تو با دیدۀ پر نَم آمد

گفت خوش آمدی ای نور دو عینم زینب
کمی آرام عزیزم که حسینم زینب

بانویِ مُلک وجودی و وجودت خیر است
قلب تو وقفِ حسین است و جدا از غیر است
پیش تو عشقِ حسین ، اصلِ سلوک و سِیر است
سِیر تو کربُبَلا ، کوفه و شام و دِیر است

آمدی تا که بفهمیم خدا یعنی چه
صابره بودن در کربُبَلا یعنی چه

ای که در عشق حسینی به دو عالم عَلَمی
کعبۀ عشقِ برادر شدی و محترمی
مریم از جام حیایِ تو چشیده است نمی
نائبِ فاطمه ، صدیقۀ ثابت قدمی

کوفه و شام اسیر دَمِ زهرایی توست
مات و مبهوتِ سخنرانیِ مولایی توست

جای امثال شما در کُرۀ خاکی نیست
چون زمین قابل این گوهرِ افلاکی نیست
گفتی ای درد بیا از تو مرا باکی نیست
داغها دیده‌ای اما لب تو شاکی نیست

چه عبارات عجیبی روی آن تَل گفتی
پیش آن پیکر صد چاک تَقَبَّل گفتی

آمدی جلوه کنی نام علی زنده شود
زن ندیده است کسی مثل تو رزمنده شود
در دل جهل زمان شمسه‌ی تابنده شود
با زبان وقت بیان خنجر بُرّنده شود

روی نی گفت برادر همه‌جا در هر راه
طَیِّب الله به غوغای تو ماشاءالله

شاعر : مجتبی شکریان





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:32 ب.ظ | نظرات()

این خانواده همه آقایِ ما شدند
روزی رسانِ سفرۀ شبهایِ ما شدند

وقتی که پا به عرصۀ خلقت گذاشتیم
آغوش باز کرده پذیرایِ ما شدند

ماها یکی یکی همه مجنونشان شدیم
اینها یکی یکی همه لیلایِ ما شدند

نوکر شدن همان و سلیمان شدن همان
اینها دلیل رتبۀ والایِ ما شدند

دنیا و کل لذت آن مال دیگران
این خانواده لذت دنیایِ ما شدند

چیزی به جز محبت اینها نخواستیم
در هر شبانه روز تمنای ما شدند

حرف از عذاب و آتش دوزخ نیاوردید
این خانواده شافع فردایِ ما شدند

مثلِ عقیق که یمنش چیز دیگری است
این خانواده هم حسنش چیز دیگری است

می‌آیی و نشاط به عالم می‌آوری
در هر نفس بهار مجسم می‌آوری

دل می‌بری ز عالم و آدم بدون شک
تا عطری از پیمبر اکرم می‌آوری

حبل‌المتین خلق خدایی و بی‌گمان
راهی برای توبۀ آدم می‌آوری

بالای دست هر چه کریم است دست توست
نانی برای سفرۀ حاتم می‌آوری

دور خودت گدا همه شب جمع میکنی
با سفرۀ خانه‌ای که فراهم می‌آوری

راضی نمی‌شوی که مرا کم محل دهی
ابن‌الرضایی به حسابم می‌آوری

از سجدۀ سحر احدی با خدا نشد
با بچه‌های فاطمه گر آشنا نشد

بی آفتاب روی تو دنیا به کام نیست
خورشید بی اجازۀ تو روی بام نیست

سر تا به پا حسینی و پا تا به سر حسن
جز تو کسی که مظهر حسن تمام نیست

از جود مجتبی چقدر ارث برده‌ای
هر سفره‌دار با کرمی که به نام نیست

عالی‌جناب پروریِ تو زبان‌زد است
در خانۀ تو حرف کنیز و غلام نیست

زائر در انتظار علیک‌السلام توست
بیهوده گرم گفتن عرض سلام نیست

روزی سه بار کعبه تو را می‌کند طواف
جز محرم نگاه تو بیت‌الحرام نیست

باید به خاک پای تو دل بست آخرش
وقتی که دردهای مرا التیام نیست

در زیر چترِ لطف تو آسوده خاطرم
هر سایه‌ای که بر سر من مستدام نیست

نسل تو آخرین گل باغ ولایت است
جز طفل مکتب تو که حسن ختام نیست

باید به نسلِ اطهر تو احترام کرد
باید به پای مهدی قائم قیام کرد

یوسف اگر ملیح ، تو هستی ملیح‌تر
از بین انبیا به محمد شبیه‌تر

باید نوشت از برکات وجود تو
از نوح مهربان‌تر از عیسی مسیح‌تر

تنها تو با زبان خدا حرف میزنی
ای لهجه تو از همه عالم فصیح‌تر

دنیا ندارد از تو فقیهی بزرگتر
عقبا ندارد از بزرگی فقیه‌تر

راه رسیدن به تو را برگزیده‌ام
با توست راه سیر و سلوکم صحیح‌تر

یادش بخیر در حرمت خاکبوسی‌ام
از اشک چشم‌های ترم شد ضریح تر

رنگ رواق‌های تو را شاد می‌زنم
در مشهد تو پنجره فولاد می‌زنم

ای آن که کار روز و شبت ذره‌پروری‌ست
چشمان تو هر آینه مشغول دلبری‌ست

روی گشادۀ تو همانند فاطمه
جنس کلام و خطبۀ ناب تو حیدری‌ست

مشتاق خطبۀ تو ابوسهل‌های عصر
حیران یک حدیث لبت ابن‌جعفری‌ست

تنها علی که فاتح میدان نبوده است
در هر مناظرات، تو هم فتح خیبری‌ست

امشب به یُمن مقدمت اقرار می‌کنم
مستی‌ام از عنایت انگور عسکری‌ست

تنها نه مادر و پدرم خادمت شدند
این بنده‌زاده نیز به دنبال نوکری‌ست

هرکس گرفت چشم تو را می‌شود عزیز
وابستگی به مهر تو معیار برتری‌ست

زیباست کاظمین، نجف، کربلا ولی
سرداب سامرایِ تو یک چیز دیگری‌ست

فهمیدم از ارادت بر نام فاطمه
هرکس حسن شود همۀ عمر مادری‌ست

این شعرهای من که نشد باب میل تو
مدح تو کار دعبل و عمان و حمیری‌ست

با گفتن از تو فاطمه را شاد می‌کنم
صحن تو را دو مرتبه آباد می‌کنم

سر را برای هدیه به دلدار می‌دهیم
دل را به دست میثم تمار می‌دهیم

تاریخ شاهد است که اهل شهادتیم
هر بار با شهید شدن بار می‌دهیم

ما هم شبیه شیخ نمر با بصیرتیم
ما ذکر یا علی به سرِ دار می‌دهیم

باید نشاند بر سر جایش یهود را
بر بزدلان منطقه هشدار می‌دهیم

سید علی خامنه‌ای اذن اگر دهیم
ما پاسخی خشن به ستمکار می‌دهیم

تا فارس‌الحجاز خدا قد علم کند
دائم به خویش عدۀ دیدار می‌دهیم

همراه رهبرم عَلَم انقلاب را
صبح شهور دست علمدار می‌دهیم

آل سقوط حربۀ خود را غلاف کن
این بار چندم است که اخطار می‌دهیم

یک روز می‌رسد که میانِ رسانه‌ها
از کشته‌هایِ تو فقط آمار می‌دهیم

آن برج‌های تا به فلک رفتۀ تو را
تقسیم می‌کنیم و به زوّار می‌دهیم

بشنو که حرف اولمان حرف آخر است
دنیا به کام شیعۀ زهرا و حیدر است






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:50 ق.ظ | نظرات()

دوباره نسیم ، عاشقونه ..
میبره دلای عاشقا رو
اونی که هوایِ مستی داره
میگیره براتِ سامرا رو

شب شبه دلبری ، هوا هوایِ نوکری
دوباره دل پرتبم شیدا میشه 
تو دل آسمون ، میونِ همه کهکشون
اونی که دلش با تو نیست ، رسوا میشه

شده قلب شیعیان ، حرم تو دلبرم
گوشه ای از صحن تو کل ایران
تا به گوش آسمون ،میرسه این زمزمه
ای عزیز فاطمه ، ای حسن جان

« مولانا عسکری .. ای حسن جان»

همۀ نگاها ، سمت دستش 
دلِ همه دنیا ، بی قراره
همه میگن این آقا کریمِ
آخه مثه جدش سفره داره

هر زمان اومدم در خونتو در زدم
تو برای عاشق شدن میدون دادی
با تو من بهترم ، هوامو داری سرورم
تو دل خرابه منو سامون دادی

کنار ِتو دلخوشم ، تا که عاشقت باشم 
تو بگیری دستمو ، جان جانان
هر زمانی که گره خورده کارمن
گفته مادرم بگو یا حسن جان

« مولانا عسکری .. ای حسن جان»

دوباره نسیم ، عاشقونه ..
میبره دلای عاشقا رو
اونی که هوایِ مستی داره
میگیره براتِ سامرا رو

شب شبه دلبری ، هوا هوایِ نوکری
دوباره دل پرتبم شیدا میشه 
تو دل آسمون ، میونِ همه کهکشون
اونی که دلش با تو نیست ، رسوا میشه

شده قلب شیعیان ، حرم تو دلبرم
گوشه ای از صحن تو کل ایران
تا به گوش آسمون ،میرسه این زمزمه
ای عزیز فاطمه ، ای حسن جان

« مولانا عسکری .. ای حسن جان»

حالا که منم از عاشقاتم
چه خوبه که داری تو هوامو
دوباره به پایِ تو می افتم
که بگیرم از تو کربلامو ...

عطر سیب اومده ، دوباره دلم پرزده
برای شبای زیارت بی تابم
خیلی دلواپسم ، تورو به عزیزت قسم
منو برسون به ضریح اربابم

آخه کی بجز حسین ، تو تمام عالمین 
تا همیشه میتونه باشه سلطان
آقام شاهِ عالمِ ، نور چشم فاطمه
الهی فدات بشم ، ای حسین جان 

« اربابِ مهربون ... ای حسین جان»





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:46 ق.ظ | نظرات()

حیرونیه دل از تب عشقت
من مست توام شب شب عشقِ

مولا ... مولا ... مولا ...

پدر و مادرم ، خادم این خونه
ولایتِ شما ، همیشه می مونه
الهی کم نشه سایه لطف تون
دلم و دوری از شما نمی تونه

مولا ... مولا ... مولا ...

ذکر تو  مهر تو  عشق تو
دنیامه  دلتنگم  می دونی
سر دابت رویامه

حیرونیه دل از تب عشقت
من مست توام شب شب عشقه

مولا ... مولا ... مولا ...

جون و تنِ من نذرِ تو جانا
شد قبلۀ دل خاک سامرا

مولا ... مولا ... مولا ...

من معجزه رو دیدم کنار تو
عالم رو ببین که میشه مجنونت
همۀ عمرمو میدم اگه باشم
شب زیارتت کنار ایوونت

مولا ... مولا ... مولا ...

مولا تو  آقا تو  امیدِ فردا تو
تو قلبم خونه داری دنیا تو عقبا تو

حیرونیه دل از تب عشقت
من مست تو ام شب شب عشقه

مولا ... مولا ... مولا ...

پدر و مادرم ، خادم این خونه
ولایتِ شما ، همیشه می مونه
الهی کم نشه سایه لطف تون
دلم و دوری از شما نمی تونه

ای جان ... ای جان ... ای جان ...

ذکر تو  مهر تو  عشق تو
دنیامه  دلتنگم  می دونی
سر دابت رویامه

جون و تنِ من نذرِ تو جانا
شد قبلۀ دل خاک سامرا

ای جان ... ای جان ... ای جان ...

ای ماهِ جهان از سفر برگرد
صاحب الزمان از سفر برگرد

بر گرد ... برگرد ... برگرد ...

بی تو دلِ من همیشه میگیره
بیا ببین داره جوونیمون میره
بیا بزار دلم کنارِ تو باشه
به سرِ زلف تو همیشه زنجیره

آقا ... آقا ... آقا ...

درگیرم بی تابم دلگیرم دلدادم
من مثل یه اسیرم با تو آقا آزادم

آقا ... آقا ... آقا ...

جون و تنِ من نذرِ تو جانا
شد قبلۀ دل خاک سامرا

آقا ... آقا ... آقا ...








!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:37 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic