سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر میرداماد
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ، اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَیْنَ، وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ، اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعاً

*می بینم بعضیا بی اختیار دستاشون میره رو سینه ، حق هم همینه .. آخه این شبا صدایِ مادرش میاد : بُنَیَّ .. اصلاً امشب اینجا نباش ، کربلا باش ..

السَّلاَمُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِكَ ، عَلَیْكَ مِنِّی سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِكُمْ ، السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَیْنِ ، وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْن

 

تو در عینِ غریبی بر تمام خلق سلطانی

 

*فرمود «قبرهُ فی قلوب من والاه » اگه دیدی نام حسینُ می برم اشک می ریزی ، بدون همون لحظه زائر حرمش شدی .. اگه زائر نبودی این اشکُ نداشتی ..*

 

تو در عین غریبی بر تمام خلق سلطانی

تو در اوجِ عطش آبی ، تو دریایِ خروشانی

اگرچه اهرمن انگشترت را برد می بینم

تو در مُلکِ خدا تا عرصۀ محشر سلیمانی

تو هم خونِ خدا هم زادۀ خونِ خداوندی

تو مجروحی ، تو مذبوحی ، تو عریانی ...

نیازی نیست تا قرآن بخوانی بر فراز نی

تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی

به تن داری هزاران زخم تیر و نیزه و خنجر

نباید سنگ بارانت کنند آخر تو مهمانی،تو مهمانی

 

*میخوای حسینُ بشناسی؟ کی هستی آقاجان؟.. مگه ما زبانمون قادرِ تورو معرفی کنیم؟ مدح تورو به زبان جاری کنیم؟ خدا، پیغمبر، امیرالمومنین باید زبان باز کنه ... یه بیت (در خانه اگر کسی است ..) اونایی که شب چهارم محرم اومدن به واسطۀ ابی عبدالله آشتی کنن ، اومدن پاک بشن ..*

 

نصیحت می کنی در زیر خنجر قاتلِ خود را

ز بس دارایِ لطفُ رحمتُ عفوی و احسانی

 

یا رحمَةُ اللّهِ الواسِعَة یا بابَ نَجاةِ الاُمَّة .. رحمت واسعه یعنی این ، نگاه کرد تو اون شلوغی گودال، دیگه چشمایِ ابی عبدالله تار می دید. دید یه نفر رو سینه ش نشسته .. سینه ش سنگین شد ، من انت؟ کی هستی تو؟ نانجیب گفت انا شمر بن ذالجوشن . حضرت بهش فرمود هل تعرفنی؟ (الله اکبر ..) ببین تو اون وانفسا تو نفسای آخر گفت منو میشناسی رو سینه م نشستی؟ گفت آره میشناسمت ، تو پسرِ فاطمه ای ... گفت تو پسرِ ساقیِ کوثری .. گفت چرا میخوای منو بکشی؟ گفت میخوام جایزه بگیرم .. لجائزه الامیر .. (الله اکبر .. ای اف به تو دنیا ..) حضرت بهش یه جمله گفت. گفت اگه الان بلند شی بری، اگه همین الان دست از کشتن من بکشی، قول میدم فردایِ قیامت شفاعتت کنم .. قول میدم جلو مادرم سفارشتُ کنم ، پاشو برو ... از کشتن من چیزی گیرت نمیاد .. پاشو برو .. (دیگه لال شم از اینجا به بعدُ نگم) فقط یه دونه شو بگم تا عاشورا بسوزی ... گفت حسین دهنتُ ببند ... شفاعتت به چه درد من می خوره؟ حسین کارت تمومه ... آخ چه خبره امشب؟ این حسینِ ، این کشتی نجاتِ بشرِ .. همینه که فرمودند انَ الحسین مصباحُ الهُدی ، کشتیِ نجاتِ ، رحمت واسعه ست. کشتی نجات یعنی چی؟ امام صادق فرمودند :

مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ الذُّبَابِ اگه گریه کن و عاشقِ حسین گریه کرد ، اشکش رو گونه هاش جاری شد غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ  همه گناهانشُ خدا می بخشه حتی اگه اندازۀ کفِ آب رو دریا باشه ..

حالا امشب بگو آقاجان شب چهارمِ .. شنیدم حر یه قدم اومد طرفت .. شنیدم حر اومد جلو خیمه ت یه سوال کرد. هل لِی مِنْ تَوْبَةٍ؟ آیا من اجازه دارم توبه کنم؟ ابی عبدالله گذشتۀ حر رو یادش نیاورد. اصلا انگار نه انگار حر راه رو بسته، آب رو بسته، دل بچه هارو ترسونده، دل زینبُ شکونده، انگار نه انگار. حسین اینِ ... تا گفت اجازه دارم توبه کنم دیدم ابی عبدالله دست گذاشت زیر محاسن حر .. سر حر رو بالا آورد .. «إرفع رأسکَ یا حرّ» ... سرتو بالا بگیر ... یه حرفی بزنم ان شاالله امشب حسین به منو توام بگه ارفع راسه .. تو گریه کن منی .. تو سینه زن منی .. سرتو بالا بگیر ... ان شاالله امشب مثل حر بیای دم خونه ش ،پشیمون بیای، شکسته بیای، خاضع بیای، شرمنده بیای. اینجوری در خونه خدا قشنگه، اینجوری ابی عبدالله تورو میخره، اگه اینجوری بیای، مورد خطابِ حسین قرار میگیری، دید حر اینجوری اومده.*

 

ای شده در عالم زر یار من

خوش آمدی حُرِ گنهکارِ من

تو از ازل یار ولی بوده ای

حر حسینِ بن علی بوده ای

ظرفِ وجود تو ز ما بوده پر

مادرت از روز ازل خوانده حر

سنگ بُدی با نِگَهم دُّر شدی

با نفسِ مادر من حر شدی

 

*چرا میگه مادر من؟ آخه همه کارۀ عالم مادرشِ .. فرمودن قیامت همه می ایستن مادرِ ما رد بشه. اصلاً قیامت بدون فاطمه معنا نداره .. حر هم حر شد به خاطر اینکه ادب کرد. تا ابی عبدالله گفت مادرت به عزات بشینه سرشُ انداخت پایین بدنش لرزید، گفت آقاجان اگه هر کی غیر از شما اسم مادرمُ می آورد خونشُ می ریختم .. اما چه کنم تو مادرت فاطمه ست؟ دستم بسته ست ، احترام مادرت واجبه .. همون ادب عاقبت به خیرش کرد ..*

 

حضرت صدیقه تو را برگزید

حر حسینی تو نه حر یزید

دیدم از آغاز که یار منی

دوست من در سپه دشمنی

خار بُدی ، حال گل یاس باش

همدمُ هم سنگرِ عباس باش

تو حر ریحانۀ پیغمبری

برایِ من جایِ علی اکبری

 

*دو بیت ، روضه بخونم ..*

 

وفایِ خویش را نشان می دهی

در بغل حسین جان می دهی

غم مخور ای عاشق سرمست من

بسته شود فرقِ تو با دستِ من

 

حر رفت میدان. چه جنگی، چه رشادتی، وقتی به فرق سرش شمشیر زدن ، حر افتاد رو خاکِ کربلا .. اصلاً باورش نمی شد حسین بیاد بالا سرش .. اما این حسینِ .. یه مرتبه دید یه دستی سر حر رو از رو خاک برداشت عبارت مقتل میگه سر حر رو برداشت بغل کرد. مقتل نوشته وقتی سر حر رو بغل کرد دید خاک و خون با هم قاطی شده .. دیدن ابی عبدالله یه دستمالی از کمرش باز کرد .. فَجَعَلَ یَمْسَحُ التُّرَابَ عَنْ وَجْهِهِ .. صورتِ حر رو شروع کرد پاک کردن .. خاکارو از صورتِ حر پاک کرد .. دید فرق سر شکافته شده ..همون دستمالُ دور پیشانی حر بست .. با دستایِ خودش چشمای حر رو بست. صدا زد وَ یَقُولُ أَنْتَ الْحُرُّ کَمَا سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرّاً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ .. چی میخوام بگم؟ همه اینارو گفتم به یه جمله برسم. حسین جان! آدم صورتش خاکی میشه دستمال برمیداره .. پیشونیش خونی میشه با دستمال پاک می کنه .. دستمالتُ بستی دورِ سر حر ..  (آه.. بعضیا از من جلوترن) چی میخوای بگی؟ میخوام بگم دستمالشُ بست دور سر حر .. کاشکی اون وقتی که پیشونی خودت خونی شد، تیر به پیشونیت زدن ، سنگ به صورتت زدن .. کاشکی پیراهنتُ بالا نمی زدی، پیراهن عربی رو بالازد ، حرمله نشست رو کندۀ زانو ... حسین ..

این پیرهن بالازدن، تیر سه شعبه به قلب زدن بمونه، اگه زنده بودیم شب عاشورا حرف زیادِ میخوام یه جا دیگه ببرمت یه جمله .. بادستمال خاکای صورت حر رو پاک کردی ، ای کاش وقتی سر تورو تو تنور خولی گذاشتن .. یه نفر میومد با دستمال خاکارو از رو صورتت برمیداشت .. (چرا؟) آخه مادرت اومد سر تورو خاکی دید .. هی گفت بُنَّی، حسین ...

هر کی دلش میخواد آشتی کنه با خدا ،هر کی از عرفه جا مونده ... هر کی از شبهایِ قدر جامونده ... میخوای برسی باید امشب ناله بزنی .. بالحسین الهی العفو ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:31 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8294642834/9771.jpg

سینۀ پاکم شده غار حرا
پیکِ خدا آمده در این سرا
نایِ وجودم دمِ احمد گرفت
تا نفسم بویِ محمّد گرفت
از طرفِ داورِ ربّ جلیل
روح شدم با نفَسِ جبرئیل
بویِ خدا خیزد از آب و گلم
آیۀ «اِقرأ» شده ذکر دلم

من سفر غار حرا کرده‌ام
من ز محمّد خبر آورده‌ام

غار حرا مرکز وحی خداست
مشرق خورشیدِ سپهر هُداست
ای مَلَکِ وحی سخن‌ساز کن
عقدۀ نگشوده ز دل باز کن
آنچه که گفتند به احمد بگو
حکمِ خدا را به محمّد بگو
محمّد ای بر تو سلام خدا
بخوان، بخوان، بخوان به نام خدا

بخوان ،بخوان به نام ربّ‌ الفلق
کو خلق‌ الانسان من علق

بخوان بنام خالقِ ذوالکرم
بخوان به نام علّم بالقلم
به نام آنکه عِلم از او شد علَم
«علَّم‌ الانسانَ ما لَم یعلم»
چند مِی و مطربی و سرخوشی
چند پدرها پیِ دخترکشی
چند روی تختۀ سنگِ حرا
ای به تو محتاج جهانی برآ

چند جفا؟ چند ستم؟ چند جنگ؟
چند خدایانِ بشر چوب و سنگ؟

آینه‌ات را سپرِ سنگ کن
خنده بزن چهره زِ خون رنگ کن
حافظِ دین تو خداوند توست
اسلحۀ تو گلِ لبخند توست
ما به تو حُکم ازلی داده‌ایم
بت‌شکنی مثل علی داده‌ایم
ای بشریت همه مرهون تو
کتاب ما کتاب قانون تو

مکتبِ تو فاطمه می‌پرورد
فاطمه ای که حسنین آورد

مکتب تو مربّیِ زینب است
زینبِ تو حافظِ این مکتب است
مکتبِ تو کلاسِ عمّارهاست
مربّیِ میثمِ تمارهاست
پیمبران جمله بشیر تواند
بشیرِ بعثت و غدیر تواند
تو نورِ اوّل، نبیِ آخری
تو از تمام انبیا برتری

آدمِ خاکی کفی از خاک توست
تو یمِ نور، او گهر پاک توست

خیز و بزن بر همه عالم صلا
تا برهانی همه را از بلا
مشعلِ تابنده ی این جمع باش
آب شو و خنده کن و شمع باش
رهبرِ کل، رسولِ کل، عقلِ کل
عقلِ نخستینی و ختمِ رُسُل
ای ز ازل امامِ پیغمبران
خوب‌تر از تمام پیغمبران

مَسندِ بعد تو جایِ علی است
دین تو امضا به ولایِ علی است

کیست علی؟- دست تو شمشیر توست
یک تنه در جنگ احد شیر توست
بازوی شیرافکن تو حیدر است
فاتح بدر و احد و خیبر است
تو شهر علم استی و حیدر درت
کیست علی تمامی لشکرت
علی همان حیدر کرار توست
تیغۀ شمشیر شَرربار توست

کفه و شاهینِ عدالت علی است
لَحم و دَم و روح رسالت علی است

علی ... علی ... علی ...

شاعر : استاد سازگار





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:09 ق.ظ | نظرات()


http://s3.picofile.com/file/8220952084/mirdamad_Shab_3_Moharam_94.jpg

منمو هوای تو

هوای نفس زدن تو روضه ها ...

منمو هوای تو

هوای هروله بین زائرا ...

منمو هوای تو

هوای سینه زدن تو کربلا ...

 

منو از خودم بگیر ... خودتو ازم نگیر ...

به خدا بدجوری آقا به تو وابسته شدم

 

به دلم جلا بده ... باز یه کربلا بده ...

به خدا من از همه غیر خودت خسته شدم

 

از غم دوری تو ، غم مهجوری تو

مثه یک شیشه ی سنگ خورده ی بشکسته شدم

 

همه چیم ، حرم حرم حرم ....

زندگیم ، حرم حرم حرم ....

میبریم ، حرم حرم حرم ....

 

*یکم روضه بخونم ، الله اکبر ، جلو چشمش گفتن بُغضاً لِاَبیک ... بعضی مقاتل نوشته به باباش ناسزا گفتن ... سب امیرالمومنین جلو پسر ... شما یه حرف ناسزا به پدرت خدای نکرده بزنن میخوای طرف رو زنده نزاری ، جلو چشمش ناسزا گفتن به باباش ... خیلی گریه کرد ... بمیرم برات ... آقاجان ... سنگ بارانت کردن ... با پیشانی شکسته وارد خیمه زینب شد .... زینب یه نگاه کرد دید پیشانی برادر صدمه دیده ... گفت برادرم خودت رو معرفی نکردی ؟! ...

شاید اینا تو رو نشناسن ؟!

گفت زینبم ، خودمو معرفی کردم ... ای کاش معرفی نکرده بودم ... (چرا حسین ...؟!)*

 

آخه تا گفتم من پسر علی ام .... تا گفتم من پسر فاطمه ام ... ( آماده هستی یا نه ؟...)

 

لیک آتش بر دل تنگم زدن ...

نام زهرا بردم و  سنگم زدن ....

 

*پیراهن و بالا زد خون پیشانی رو پاک کنه ... قلبش رو با تیر سه شعبه ....*

 

ای حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:32 ب.ظ | نظرات()


چه زود از دست ما ، ماهِ خدا رفت
مَهِ تسبیح و تهلیل و دعا رفت
مَهِ احیا ، مَهِ شب زنده داری
مَهِ روزه مَهِ صدق و صفا رفت
مَهی که بود از فیضِ سعادت
نَفَس ، تسبیح و خواب آن عبادت

مه یا نور و یا قدوس و یارب
شبش از روز و روزش بهتر از شب
خوشا آن روزه داران را که دائم
محبت بود در دل ، ذکر ، بر لب
به خلوتگاهِ شب اَختر فِشاندند
کمیل و افتتاح و ندبه خواندند

مَهِ اَحیا مَهِ مولا علی بود ...
علی شمعِ دلُ و دل با علی بود
تو گویی با علی بودیم تا صبح
چه می گویم نفس ها یا علی بود
چه شد آوای یارب الکریمش
دعای یا علیُّ یا عظیمش

اگر چه عیدِ فیض و عیدِ نور است
اگر چه عیدِ شوق و عیدِ شور است
اگر چه عیدِ مجد است و سعادت
تمام عیدها روز ظهور است
بدون یار ، گل خار است ، خار است
گلِ نرگس اگر آید بهار است




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:54 ب.ظ | نظرات()

اَللَّهُمَّ
صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ...

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ اَبیها ، وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ َ ....

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ،فِی هَذِهِ السَّاعَةِ
وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"


دوباره جمعه و تنهایی و عذاب فراق ...
بیا که بی تو نمانده به سینه تاب فراق

چرا طلوع نکرده ست آفتاب وصال
چرا غروب نکرده ست ماهتاب فراق

ورق ورق غم دوری و غصه ی حجرت
چه قصه ها که نخواندیم از کتاب فراق

ببین که دیده ام از دوری تو بارانیست
و پر شده است درین آسمان صحاب فراق

اگر به دست من افتد ، فراق را بکشم
خرابتر شود این خانه ی خراب فراق

*آقا جانم .....*

چرا زمان به ظهورت نمیکند تعجیل
فغان و آه زدنیای بی شتاب فراق ...

قسم دهیم خدا را به عمه ات زینب
که باب وصل شود باز و بسته باب فراق

پس از غم تو ، غم کربلاست در دل من
دوباره کرببلا و منو عذاب فراق .....

حسین ........

*هر کی بهتر میگه حسین ، امام زمان بهتر سواش میکنه ....*

حسین ....... آرام جانم
حسین ....... روح روانم
 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:37 ب.ظ | نظرات()


اَللَّهُمَّ 
صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ...

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ اَبیها، وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ َ ....

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ،فِی هَذِهِ السَّاعَةِ
 وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"



راحتم از شرِ این دنیایِ ماتم خیز کن
التفاتی هم به این بارانِ حزن انگیز کن

من بیابانم تو اما آسمانِ رحمتی
گوشه چشمی برمنِ بی حاصلِ بی چیز کن

آقا جانم ....

برگهایِ سبز می خشکندُ می میمیرند آه
باز گردُ این جهان را خالی از پاییز کن

آقا جانم ...

اِنتَقِم یا مُنتَقِم پیش از تمامِ کارها
ذوالفقارت را برایِ آن دو قاتل تیز کن

ای فدایِ پلکهایِ زخم دارِ روضه ات
اندکی از گریۀ روزُ شَبت پرهیز کن ...

آقا ....

یک سلامِ بر حُسینم را بگیرُ در عوض
در حسابِ من هزاران بار حج واریز کن ....

من مریضِ دوری از شش گوشه هستم،ای طبیب
پس برایم تا محرم کربلا تجویز کن ....

حسین ...... دیگه شبایِ آخرِ ماهِ رمضانِ .... کیا سالِ دیگه هستن کیا نیستن ...
وای بر من اگه منو نبخشیده باشی ... (شب جمعه ست شب زیارتی ابی عبدالله) ...
هیچ مناجاتی مثلِ روضۀ برا ابی عبدالله تو رو نمیتونه تا خدا برسونه .... (امشب ) مادرش فاطمه روضه خوانِ ....
 روضه رو باید از مادرش زهرا بشنوی ... ای وای ...
بُنَیَ .... قَتلوکَ عَطشانا .......
(با همین ذکرِ ابی عبدالله هر جا نشستی باید وارد مناجات بشی ....)

حسین ......


 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:23 ق.ظ | نظرات()

دوباره مهمونی شده ، صاحب خونه کجایی

مهمونات از راه اومدن ، پس کی میخوای بیایی

*میدونم امشب کربلا هستی ولی یه سری به ما بزن ...*

دوباره مهمونی شده ، صاحب خونه کجایی

مهمونات از راه اومدن ، پس کی میخوای بیایی

خدا رو شکر ، جا داره امشب همه دستامونو بیاریم بالا شکر کنیم ، تا سحر شکر کنیم به خدا قسم کمه ...*

خدارو شکر که امسالم شبای قدر رو دیدم(شک نداشته باش خودت با پای خودت نیومدی(

خدا رو شکر که امسالم شبای قدر رو دیدم

دعوتمون کردی و باز به محضرت رسیدم ...

خدارو شکر که امسالم کنار تو می شینم(اخ اگه بشه چی میشه ...)

چه خوب میشه که این دفعه،روی تو رو ببینم

*ببینم قرآن رو سرت میزاری ... ببینم برا جدت گریه میکنی ... قربون شال عزای به گردنت ... قربون بابا بابا گفتنت ....*

با این که توفیق شده اینجا پناه آوردم

خیلی خجالت می کشم بار گناه آوردم

*همه مهمونی میرن لباس نو می پوشن ... من هی به خودم نگاه کردم ، لباسم کثیف گناه ... باز خدا رو شکر یه پیرهن مشکی برام مونده ... ان شاالله آخرشم با این پیرن مشکی زیر خاک برم .... شبای آخر ماه رمضونه ... ان شاالله محرم با پیرن مشکی منو دفن کنن ... همه دارایی من همینه قربونت برم ....*

یادش می یاد که سال پیش چه عهدی با تو بستم(هرکی اینجوریه خودش حدیث نفس کنه و خودش ناله بزنه ...*

برای آدم شدنم قول و قرار گذاشتم ...

ولی باز هم با خطاهام ، قلب تو رو شکستم

عِین خیالمم نبود با تو چه عهدی بستم ...

یه سال گذشته و هنوز همون جوری بدم من

*بهتر نشدم ... بدتر شدم ... یه بار گوشمو میگرفتی آدمم میکردی ... یه بار منو محکم زمین میزدی بفهمم چه خبره ... هی من خطا کردم تو پرده انداختی ... هی من جوونی کردم تو به رو خودت نیاوردی ... هی فرشته هات اومدن گفتن خدا این بسشه دیگه پیمونه اش پر شده الان وقتشه عذابش بدیم ... هی گفتی نه ان شاالله میاد .... منتظرم شب بیست و سوم بیاد ... به جای اینکه تو ناز کنی من ناز تو بکشم ، من هی ناز کردم .... به فرشته هات گفتی عذابش نکنید .... ان شالله میاد ...

دلتون میاد این بنده رو عذاب کنید نگاش کنید ببینید با همه بدیش هر وقت یکی میگه حسین .... جانم ... دنبال همین بودی نه؟ همینو میخواستی ؟!! اگه رفتی منم با تو میام ..."

برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا ... (چرا صدات نمیاد؟! این حسینو واسه کی نگه داشتی(

بردلم ترسم بماند آرزوی کربلا .....

*بگم دیگه...*

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین(بگم یا نه (

دست وپا می زد حسین زینب صدا می زد حسین

*حالا بگو حسین .... (فکر کن نفس آخرته بگو تا نفست بند بیاد( ...

حسین ....


                            





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:22 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic