سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر مقتل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



         

امشب دل ها ی شما را روانه كنم كنار حرم با صفای امام حسن عسكری ان شاء الله یك شب دسته جمعی از نزدیك عرض ادب كنیم. معمولاً هر كجا مجلس بگیرند اگر كسی صاحب عزا را نشناسند سئوال می كند كه صاحب این مجلس كیست؟ می خواهم بگویم امشب صاحب این محفل و مجلس امام زمان است؛ حجة بن الحسن است. غالباً مردم می روند پیش فرزندان تسلیت عرض می كنند. ما هم امشب بگوییم: یا بقیة الله، آجرك الله، چه كردند با پدرتان امام حسن؟ ساعات آخر عمر، امام حسن عسكری علیه السلام رو به غلامش عقید كرد و فرمود: به آن حجره برو، كودكی را می بینی كه در پشت پرده به سجده افتاده است، او را نزد من بیاور. غلام به آن جا رفت، كودكی را كه چهره ای درخشان داشت در حال سجده دید، او را متوجه كرد نزد پدر آمد. وقتی نگاه امام حسن عسكری به چهره ی نورانی امام زمان افتاد، گریه كرد و فرمود: یا سَیِّدَ اَهْل ِ بَیْتِهِ إسْقِنِی الْمَاءَ فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی؛ ای سرور اهل خانه ی من، به من آب بیاشام همانا من به سوی پروردگارم می روم( وفاتم نزدیك است) در حالی كه دست های امام عسكری از شدت مسمومیت می لرزید، حضرت ولی عصر(عج) با دست های مبارك خود آب در دهان مبارك پدر می ریخت.1 بعد از مدتی امام به شهادت رسید، امام زمان هم بر بدن پدر نماز خواندند.2 نمی دانم با چه حالی امام زمان بر بدن بابا نماز خواندند؟ كربلا هم طایفه ی بنی اسد آمدند. نخست تصمیم داشتند بدن امام حسین را دفن كنند، ولی پیكر او و سایر شهدا را كه سر در بدن نداشتند، نشناختند. حیران بودند چه كنند؟ ناگاه دیدند سوار ناشناسی نزد آ نها آمد و به آن ها گفت: برای چه اینجا آمده اید؟ گفتند: برای دفن این اجساد مطهر آمده ایم ولی بدن ها را نمی شناسیم. صدا زد، من این بدن ها را می شناسم.آمد كنار بدن بابا، گریه كرد و قبری مهیا كرد، بدن بابا را به خاك سپرد. قبر را پوشاند و با سرانگشت روی قبر نوشت: هَذَا قَبْرُ الحُسَیْن ِ بِن ِ عَلِّی بِنِ ابیطالب الذی قَتَلُوه عَطْشَاناً غَریْباً؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است كه او را با لب تشنه و غریبانه كشتند.3

1-       بحارالانوار،ج52،ص16؛ غیبة الطوسی، ص273: منتخب الانوار، ص142

2-        منتهی الآمال،ص1206؛ سوگنامه آل محمد، ص149

3-       سوگنامه آل محمد، ص 408-406

        منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص78-77



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:40 ق.ظ | نظرات()


          

امام رضا علیه السلام را در خانه ی خدا واسطه قرار بدهیم: السلام علیك یا اباالحسن، یا علی بن موسی ایهاالرضا یا بن رسول الله. امام خمینی(ره) فرمودند: آستان قدس، پایتخت ایران است، افتخار ما این است در كشوری زندگی می كنیم كه صاحب این كشور علی بن موسی الرضاست.قبر او مثل خورشید می درخشد و تلألؤ دارد. من در مدینه گاهی خدمت زائران این جمله را می گویم كه امام رضا علیه السلام پنجاه و دو سال در مدینه و سه سال در ایران بود. ببینید چه قدر در ایران آثار دارد. هر كجا می روید می گویند این موقوفه ی امام رضاست. تقریباً ما در همه ی شهرهای ایران موقوفه داریم؛باغ،مِلك،خانه،آب،آب انبار،خلاصه هر چه مردم در توان شان بوده وقف كرده اند. قبر و بارگاه و دور و برش را تا جایی كه مردم توانسته اند وسعت داده اند. گفتم ببینید امام رضا سه سال در ایران بود. مردم چه كرده اند؟! اما پنجاه و دو سال در مدینه بود حال مردم برایش چه كرده اند؟! می روی كنار قبر مادرش می بینی خرابه است. دور تا دورش یك دیواری كشیده اند و قبرش اصلاً معلوم نیست. اثری از خانه ی آقا نیست،معلوم نیست كه كجا بوده؟ كجا درس می گفته؟ آثارش كجاست؟ واقعاً در مدینه مظلومیت می بارد. متأسفانه این تلاشی است كه وهابیت در از بین بردن آثار داشته اند. مگر می شود شخصی نیم قرن در شهری زندگی كرده باشد و اثری از او نباشد؟ شخصی به  علی بن موسی الرضا عرضه داشت:جایی بودم یكی از بستگان تان پشت سر شما حرف می زد، می گفت: موسی بن جعفر آخرین امام است.{ظاهراً این شخص از واقفیه بوده است، از كسانی كه به هفت امام بیشتر قائل نبودند} امام فرمود:آیا به پیغمبر عمویش ابولهب بدی نكرد؟ آیا سلمان از سرزمین ایران و از سرزمین عجم نیآمد و به پیامبر ایمان نیآورد؟ مگر صهیب از روم نیآمد؟ مگر بلال از حبشه نیآمد و ایمان نیاورد؟این افتخار بود برای بعضی هایی كه از اطراف می آمدند و به پیغمبر ایمان می آوردند. ولی كسانی كه در كنار پیغمبر بودند ایمان نیاوردند و پیغمبر را اذیت كردند. در روایت دارد كه امام از عجم ها تعریف و تمجید كردند،جمله ای فرمودند كه قرآن هم می فرماید: اگر ما پیغمبر را از غیر عرب انتخاب می كردیم و قرآن را به غیر عرب نازل می كردیم، ممكن بود بعضی ها از اعراب جاهلی با آن تعصب و لجاجت هایی كه داشتند، مثل ابولهب و دیگران زیر بار نروند. این دل ها را روانه كنیم كنار مضجع شریف ثامن الائمه علی بن موسی الرضا، خداوند رحمت كند شیخ عباس  قمی را كتابی دارد به نام« فوائد الرضویه» در آن كتاب معجزاتی را كه بعد از شهادت امام رضا از قبر شریف او ساطع شده بیان كرده است. بعضی از این معجزات نسبت به غیر مسلمان هاست كه به امام متوسل شده اند و بیمارشان شفا گرفت و یا گرفتاری شان رفع شده است. حالا از همین جا از كنار مضجع شریف حضرت معصومه، خواهری كه به عشق برادر مدینه را ترك كرد اما موفق نشد امامش را زیارت كند و قبل از زیارت ِ امامش از دنیا رفت. دل ها را روانه كنیم خراسان. السَّلام علیك یا ابالحسن یا علی بن موسی ایهّا الرضا یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الی الله و قدمناك بین یدی حاجاتنا یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله.

سَلامٌ عَلَی آلِ طاها وَ یاسین

سَلامٌ عَلَی آلِ خَیْر ِ النَّبیین

سلامٌ عَلَی رَوْضَةِ حَلَّ فِیها

امامٌ یُباهِی بِهِ المُلكُ و الدینُ

اباصلت می گوید:خدمت اقا بودم به من فرمود: اباصلت،منتظرم بمان اگر آمدم و دیدی عبا بر سر افكنده ام دیگر با  من صحبت نكن بدان مرا مسموم كرده اند. بدان هدف شان را به نتیجه رسانده اند. اباصلت می گوید:آقا رفت من هم چشم به در گشودم. خدا كند آقا عبا به سر نیفكنده باشد، اما یك وقت دیدم در باز شد، امام عبا را به سرافكنده از خانه ی مأمون بیرون آمد، نمی دانم چه شده بود؟1 اما بعد از هر چند قدمی یك لحظه می نشست، یك لحظه بلند می شد- اباصلت،جگرم پاره پاره شد. این سم چه كرد با بدن آقا؟! حضرت داخل منزل شد، در را بستم. آقا سئوال كرد:خدمتكارها غذا خورده اند؟! گفتم:نه یابن رسول الله، با این حالی كه شما دارید مگر می  شود غذا خورد. فرمود: بروید سفره بیندازید، همه را خبر كنید. اباصلت می گوید:سفره انداختیم، خدمت كارها و غلام ها سر سفره نشستند،زیر بغل های امام رضا را گرفتند و آوردند. از یك یك آن ها حالشان را پرسید. سفره را برچیدیم و خدمتكارها رفتند. لحظه ای بعد دیدم آقا ضعف كرد.2 فرش ها را كنار زد و شكم را به زمین چسباند؛یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلیم؛ مثل مار گزیده به خود می پیچد، دائماً به در نگاه می كرد و انتظار می كشید.یه وقت دیدم سرش روی زانوی جواد الائمه است،از مدینه آمده بود. خودش به آن شخص فرمود: من دارم می روم سر بابام را به دامن بگیرم، و ودایع امامت را تحویل بگیرم. یا بقیةالله،آقا جواد الائمه علیه السلام از مدینه با طی الارض خودش را كنار بدن بابا رساند. اما دل ها بسوزد برای آقا امام سجاد كه نتوانست از خیمه ها بیاید. مگر از خیمه ها چه قدر راه بود كه امام سجاد نتوانست سر بابا را به دامن بگیرد؟! هرچه اباعبدالله منتظر ماند،خبری نشد كسی نیست سرش را به دامن بگیرد. چه كرد؟ سرش را روی خاك های گرم كربلا گذاشت؛ فَوَضَعَ رأسَه عَلی الأرض ِ و التّراب؛ صورت را گذاشت روی خاك كربلا.

1- منتهی الامال،ص1052؛ سوگنامه آل محمد،ص123

2- منتهی الامال،ص105؛ سوگنامه آل محمد،ص121

 منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص72-69




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:31 ب.ظ | نظرات()

     

از همین جا، از حرم فاطمه ی معصومه خواهر بزرگوارش،دل ها را روانه ی آستان قدس رضوی كنید.فاطمه ی معصومه سلام الله علیها عزادار است. خواهری كه كه به عشق و محبت برادر از مدینه راه افتاد كه برادر را ببیند. اما قبل از برادر از دنیا رفت و بدن مباركش دراین شهر به خاك سپرده شد،خواهری كه مدینةالرسول را با عده ای به قصد دیدن برادر ترك كرد. خانم فاطمه معصومه،امشب شب شهادت برادر بزرگوار شماست؛ شما هم عزادارید. ما ازهمین جا عرض تسلیت به پیشگاه شما و حضرت بقیةالله الاعظم داریم و دل هایمان را روانه ی آستان قدس رضوی می كنیم. خیلی ها امشب مشهد هستند،خودشان را به حرم علی بن موسی الرضا علیه السلام رسانده اند تا از نزدیك بگویند: یا علی بن موسی الرضا،آقا جان،اَشْهَدُ اَنَّكَ تَشْهَدُ مَقامی و تَسْمَع كلامی و َتَردُّ سَلامی؛ شهادت می دهیم كه ما را می بینی و جواب سلام هایمان را می دهی. خودتان فرمودید:سه جا بازدید زائرانم می آیم. یا اباالحسن، جان ما به فدایت. تو آن آقایی هستی كه قبل از شهادت برای خودت مرثیه خواندی و زن و بچه برایت گریه كردند. در مدینه خانواده ات را دور خود جمع كردی و فرمودی: امر بالنیاحة؛ همین جا برای من نوحه كنید و اشك بریزید. آن موقع امام جواد چهار سال داشت، زن و بچه و خواهران و برادران و خاندان امام رضا دورش جمع شدند و اشك ریختند، عرض كردند:آقا جان، پشت سر مسافر گریه خوب نیست. فرمود: آن مسافری كه امید برگشت داشته باشد. اما علی بن موسی الرضا از این سفر بر نمی گردد.1 نوشته اند مدتی كه در ایران بود، وقتی این اواخر نماز جمعه می رفت، دعایش این بود: خدایا،اگر مشكل ِ كار من در مرگ من است مرگ مرا برسان.2 غربت بس است ، تهایی بس است.آقایی كه برادران و خواهران متعدد داشت،اما هیچ كدام در كنارش نبودند، تنها و غریب بود. آقایی كه غریبانه مسموم شد و غریبانه به شهادت رسید. اباصلت می گوید: من كنار آقا بودم فرش ها را كنار زد، روی خاك می غلتید و مثل مار گزیده به خود می پیچید. چه كرد این زهر؟! یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلیم،مثل مار گزیده، شكم روی خاك گذاشته بود، گریه می كرد. ناله می كرد و فرزندش جواد الائمه را صدا می زد. آن شخص می گوید: من خدمت جواد الائمه بودم، اطراف مدینه بودیم كه یك وقت دیدم مركب ایستاد رنگ آقا تغییر كرد. آقا جان، اباجعفر،بنفسی انت؛ چه شده؟ فرمود: پدرم در حال جان دادن است. خودش را بالای سر پدر رساند. سر پدر را به دامن گرفت، با پدر سخن گفت. قربانت بروم جواد الائمه، زود بود یتیم شوی، سه سال است بابا را ندیده ای، حالا هم در حال احتضار می بینی. ودایع امامت را در حال جان دادن واگذار كرد.3  شب آخر مجلس من،رسم این است كه مجلس را با نام« اُمّ الائمه» فاطمه زهرا به اتمام برسانم. عرض كنم آقا جان. علی بن موسی الرضا، سر شما در دامن جواد الائمه بود كه جان دادی. مادرت زهرای مرضیه نیز كنار امیرالمؤمنین وصیت نمود. كنار امیرالمؤمنین مطالبش را بیان فرمود. آقا جان، تو غریب بودی، در اتاق تنها بودی، مادرت زهرای مرضیه هم لحظه ای كه جان داد{ اسماء می گوید:} هیچ كس داخل اتاق نبود،تنهای تنها بود. امیرالمؤمنین مسجد بود، بچه ها كنار قبر پیغمبر بودند و دخترها خانه ی هاشمیه. وقتی آمدند، دیدند بی مادر شده اند. خودشان را روی بدن مادر انداختند. اباعبدالله صورت را روی پای مادر گذاشت؛ یا اُمّاه، اَنَا اِبنُكِ الحُسَیُنُ؛ مادر جان من حسینم4 مادر، چه قدر رنج كشیدی كه حاضر شدی بچه هایت در كودكی یتیم شوند؟! چه قدر رنج كشیدی كه برای مرگ خود دعا كردی؟!5

دیشب دعا كردی خدا جانت بگیرد

امشب دعا كن دخترت زینب بمیرد

1-       سوگنامه آل محد،ص125

2-       همان،ص122-121

3-       همان ص 124-123

4-       بحارالانوارج43،ص186؛ كشف الغمه،ج1،ص500، سوگنامه آل محمد،ص32

5-       بحارالانوار،ج43،ص117.

      منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص69-67




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:01 ب.ظ | نظرات()


       

روز شنبه است و متعلق به رسول اكرم؛پیامبر رحمت و پیامبر رفق و مدارا. این همه كه مردم مكه او را آزار دادند اما همین كه مكه را فتح كرد صدا زد:اَلْیَوْم یَوْمَ الْمَرْحَمَة.1 امروز روز مرحمه است. همه را بخشید.پیامبر بارها فرمودند:اللُّهُمَّ اهِد قومِی فَاِنَّهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ2 خدایا این ها را هدایت كن همانا بعضی از این قوم نمی دانند؛اللّهُم اغْفِر لِاُمَّتِی3.به او گفتند:یا رسول الله، نوح نفرین كرد،آب آمد.قوم عاد،باد آنها را گرفت.قوم دیگری قحطی آنها را گرفت.شما هم نفرین كنید،شما بیش از پیغمبر های دیگر اذیت و آزار شدید؛ ما أوذِیَ نَبِیٌ مثلَ ما اُذیتُ.4 هیچ پیغمبری مثل پیغمبر ما اذیت نشد.فرمود:نه،من نفرین نمی كنم. خداوند در قرآن می فرماید:تا وقتی دو چیز در بین مردم است عذاب نمی آید:1-شخص تو(پیامبر اكرم صلوات الله علیه و آله و سلم)،تا شما در میان مردم هستی عذاب نمی آید؛2-استغفار،تا استغفار در بین مردم است عذاب عام برای مسلمانان نمی آید.

امروز روز شنبه و متعلق به پیغمبر است. در مفاتیح هم دعایی داردكه مخصوص شنبه است،می گوید:پیغمبر را اینگونه زیارت كنید،درآن زیارت می خوانیم كه اگر مردم پیش تو استغفار كنند،و تو از خداوند برای آنان طلب مغفرت كنی،خدا می پذیرد.یارسول الله،زمان حیات نبودیم كه خدمت شما بیاییم،امروز كه روز شنبه و متعلق به شماست،متوسل به شما می شویم، و از شما می خواهیم كه واسطه بشوی كه خداوند گناهان ما را ببخشد و بیامرزد. این مطلب در فرازی از همین زیارت روز شنبه نیز آمده است. دل ها را روانه كنیم مدینه، نمی دانم مشرف شده اید یا نه؟گنبد خضرای نبوی و در كنارش آن قبرستان خاموش بقیع.

السلام علیك یا رسول الله،السلام علیك یا نبی الله،السلام علیك یا رحمة الله الواسعه و یا باب نجاة الاُمة. رحلت پیامبر گرامی اسلام همان گونه كه امیر المؤمنین فرمود:اعظم مصائب است. یا رسول الله،در حال جان دادن شما حسن و حسین آمدند و خودشان را روی بدن شما انداختند، در نقل دارد پیغمبر دست هایش را باز كرد،یك دست امام حسن و یك دست امام حسین آن ها رابه سینه فشرد. امیرالمؤمنین آمد حسن و حسین را بردارد،پیامبر تب داشت،حالش مساعد نبود،چشمانش را باز كرد و فرمود: نه علی جان، بگذار حسنم روی سینه ام باشد؛ بگذار حسینم روی سینه ام باشد؛بگذار آنها را ببویم؛بگذار آنها را ببوسم. علی جان، اینها بوی بهشت می دهند. اَتَزَوَّدُ مِنْهُما.5 بگذار از آنها توشه بچینم. یا رسول الله حاضر نشدی حسن و حسین را از روی سینه ات بردارند و روی زمین بگذارند،اما نبودی ببینی كه كنار قبرت تیرها بر بدن امام حسن....! یا رسول الله،آنقدر حسین را دوست داشتی كه اگر صحبت می كردی و صدای گریه ی حسین را می شنیدی،صحبتت را قطع می كردی. اگر نماز می خواندی و صدای گریه اش را می شنیدی،صحبتت را قطع می كردی.  اگر نماز می خواندی وصدای گریه اش را می شنیدی، نماز را سریع تمام می كردی. اگر می آمد و روی پشت مباركت می نشست،آنقدر سجده را طولانی می كردی تا حسین پایین بیاید. یا رسل الله،كربلا نبودی ببینی؛ یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری، حسینت روی نیزه شكسته؛یه عده با شمشیر،یه عده با سنگ،یه عده هم با نیزه....!

1-شرح نهج البلاغه،ج17،ص272

2- بحارالانوار،ج11،ص298

3- بحارالانوار،ج31،ص208

4- بحارالنوار،ج39،ص55

5- بحارالانوارج22،ص50؛كشف الغمه،ج1،ص409

           منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص17-15



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:03 ق.ظ | نظرات()


                 

نبی در بستر و زهرا كنارش

عزیز قلب او شد بی قرارش

بگوید دخترم كمتر نوا كن

برای رفتن بابا دعا كن

شب رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و شب یتیمی جهان اسلام است. امشب همه ی جهان اسلام عزادار و در واقع مصیبت دیده اند . از همه بیشتر ، بر تنها یادگارش زهرای مرضیه سلام الله علیها سخت بود. بر امیرالمؤمنین علیه السلام و بر نوادگان پیغمبر علیهم السلام ، حسن و حسین علیهما السلام و زینب كبری سلام الله علیها و ام كلثوم سلام الله علیها سخت بود. چون یك اُنس عجیبی بین پیغمبر صلی الله علیه و آله و فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بود. فاطمه ی زهرا پنج سال داشت كه مادرش را از دست داد. فاطمه برای پیغمبر هم دختری كرد و هم مادری. پیامبر اكرم خطاب به فاطمه می فرمود:اُم ابیها؛ تو مادر من هستی. یك روز شخصی در كنار مسجدالحرام شكمبه ای روی پیغمبر انداخت، بدن و لباس آن حضرت قدری كثیف شد،پیامبر منزل آمدند{ پیغمبر خیلی رئوف بود،خیلی صبور بود،خیلی مهربان بود،همه ی آنها را با این جرم هایشان بخشید} فاطمه ی زهرا همین كه این وضع را مشاهده كرد بلافاصله پدر را تطهیر كرد،لباسی برای او آورد. پیغمبر لباسش را عوض كرد و فرمود:انت اُمّ ابیها؛ تو مادر پدرت هستی. پیامبر این تعبیر را چند جا به كار برده است. روزی كه پیغمبر مدینه بود و فاطمه را نمی دید به او خیلی سخت می گذشت، حتماً باید زهرا را می دید. پدر و دختر خیلی ارتباط شان با هم صمیمی بود؛خانه شان نزدیك هم بود حتی بعد از ازدواج،رفت و آمد می كردند. اما این دو سه روزی كه پیغمبر حالش خوب نبود دیگر فاطمه خانه ی خودش نرفت،خانه ی پیامبر ماند. نوشته اند همین كه پیامبر حالش بد می شد و رنگش تغییر می كرد؛ زهرا گریه می كرد و می فرمود: وَاكَرْباهُ لِكَرْبِكَ یا اَبَتاهْ؛( آه وفغان ازرنج ومصیبت تو ای پدرجان) 1 همین كه پیغمبر متأثر می شد، اشك فاطمه جاری می گشت. خیلی این پدر و دختر صمیمی بودند. با این ارتباط وسیعی كه با هم داشتند. فاطمه امشب و فردا از بالای سر بابا تكان نخورد، نشسته بود و صورت بابا را نگاه می كرد{ یا بقیة الله، ان شاءالله یك شب ِ بیست و هشتم، مدینه ی منوّره عرض ارادت كنیم} فاطمه ی زهرا،امیر المؤمنین،امام حسن و حسین علیهم السلام همگی دور پیغمبر بودند. در نهج البلاغه آمده است:امیرالمؤمنین فرمود: لَقَد قُبِضَ رسولُ اللهِ و اَنَّ رأسَهُ علی صَدری؛2 پیامبر در حالی جان دادن كه سرش روی سینه ی من بود. در حالی جان داد كه سرش را به سینه چسبانده بودم، در این حالت از دنیا رفت.پیغمبر در خانه غسل داده شد،كفن شد،ولی تشییع نشد،در همان خانه ی خودش به خاك سپرده شد.اَنس بن مالك می گوید: وقتی پیغمبر را به خاك سپردیم،سنگ لحد را چیدیم و قبر را پوشاندیم، من از حجره بیرون آمدم،دیدم یك خانم كنار دیوار ایستاده و گریه می كند. از صدای گریه اش فهمیدم فاطمه است. شب بود،تاریك بود،جلو آمد،عرض كرد:اَنَس پیغمبر را به خاك سپردید؟ عرض كردم بله خانم. فرمود:چه طور طاقت آوردید جسم پیغمبر را زیر خاك كنید؟! چه طور گُل مرا زیر گِل قرار دادید؟ چطور خاك بر بدنش فشاندید؟3 اتاق را خلوت كردیم، فاطمه وارد اتاق شد، فرمود: بابا بلند شو، دخترت تنها مانده است.

صُبَّتْ عَلَیَّ مصائِبُ لَو اَنَّها

صُبَّتْ عَلَی الاَیّام صِرْنَ لَیالِیا4

بابا، روز ِ فاطمه شب شد. بابا،خوشی فاطمه تمام شد.بابا،احترام فاطمه پایان پذیرفت.بابا بلند شو ببین آماده شده اند به خانه ی دخترت حمله كنند.بابا بلند شو ببین دخترت تنها مانده.یا فاطمة الزهراء طاقت نیاوردی بر بدن بابا خاك بریزند.شما را احترام كردند. وارد اتاق شدی كنار قبر پیامبر اشك ریختی.اما نبودی ببینی چگونه جلوی چشم قاسم بن الحسن،جنازه ی بابا را تیر باران كردند! به خدا امام حسن غریب است.امام غریب زیست و غریب مُرد.امروز هم قبرش زائر ندارد.یا فاطمةالزهرا،جلوی چشم صغیرهایش بدن را تیر باران كردند. فاطمه جان،طاقت نیاوردی خاك بر بدن بابا بریزند. شما هم یك دختری و دختر اباعبدالله هم یك دختر است. وارد قتلگاه شد،دید بابا سر در بدن ندارد،بدن قطعه قطعه،خودش را روی بدن بابا انداخت. خانم شما را كنار قبر بابا آزاد گذاشتند كه اشك بریزید،گریه كنید،اما دختر اباعبدالله را با تازیانه از بدن بابا جدا كردند!

1-مستدرك ج2،ص451،بحارالانوارج22،ص458،منتهی الآمال،ص148

2-نهج البلاغه،خطبه197،غررالحكم،ص120،ح2103

3-سوگنامه آل محمد،ص23

4-بحارالانوار،ج79،ص106؛مناقب ج1،ص242؛مسكن الفؤاد،ص112

منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص15-13



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:32 ب.ظ | نظرات()


السّلامُ عََلَیكَ یَا اَبا مُحَمَّد ٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلی

امروز می خواهم دو سه جمله، روضه ی امام مجتبی علیه السلام بخوانم. امام حسن علیه السلام خیلی مظلوم بود در مظلومیتش همین بس كه هنوز كودك بود،پنج سال بیشتر نداشت جلوی چشمش به زهرای مرضیه سلام الله علیها جسارت شد.خودش چهل سال بعد از این حادثه فرمود: «یا مُغَیره أنتَ الَّذی ضربتَ فاطمة بِنْتَ رَسُول الله صلی الله علیه وآله و سلم حتّی أَدْمیتها » 1 تو جز كسانی بودی كه كه مادرم زهرا را زدی تا از بدنش خون جاری شد و مجروح شد . ظلمی به او شد كه چهل سال بعد از این قضیه وقتی مغیره را می بیند گریه می كند.دنبال مادر راه افتاد، مادر میخواست راجع به فدك صحبت كند و قباله ی فدك را بگیرد. هنگام برگشت امام شاهد سیلی خوردن مادر بود. 2

ای كاش من حسن را با خود نبرده بودم

در پیش چشم كودك سیلی نخورده بودم

خیلی سخت است فرزند نتواند عكس العمل انجام دهد و سن او اقتضا نكند،ببیند شخصی به مادرش جسارت می كند،سیلی می زند،نگاه كند و اشك در چشمانش حلقه بزند و گریه كند. سال ها این درد در سینه ی امام حسن علیه السلام بود. مظلومیت امام حسن علیه السلام از روزی كه مادرش بین در و دیوار قرار گرفت شروع شد. یك روز آمد مسجد دید بابایش دارد میان خون خودش می غلطد،صدا زد یا ابتا! این چه حالتی است؟ یك روز هم به دهان طبیب چشم دوخته بود و طبیب گفت: پسر بزرگ آقا شما هستید؟ به بابایت بگو دیگر وصیت كند او توان ماندن ندارد. یك روز هم وقتی صلح كرد در كوچه های مدینه به امام جسارت كردند و گفتند:« یا مذِّل المؤمنین» توهین ها كردند. خانه هم كه می آمد دختر اشعث در خانه بود،همان كسی كه به امام زهر نوشاند. وقتی امام مسموم شد. 3 بچه های صغیری داشت، عبدالله بن حسن شش ماهش بود، قاسم بن الحسن علیه السلام سه سالش بود، خیلی سخت است برای یك مرد كه بچه های كوچك دور بستر مرگش بنشینند؛ اما عزیزان من! برادران و خواهران! كسی كه یك زندگی سخت داشته باشد،درد مریضی بكشد،مشكلات داشته باشد،وقتی از دنیا برود ، اگر با شكوه تشییع گردد و مردم احترام و عزتش كنند و مراسم خوبی برایش بگیرند یك مقدار بچه هایش آرام می شوند و می گویند: پدرمان سختی كشید اما بدنش با احترام دفن شد. دل ها بسوزد برای امام حسن علیه السلام كه این قضیه هم اتفاق نیافتاد. جلوی چشم قاسم بن الحسن علیه السلام ، جلوی چشم عبدالله بن الحسن ، جلوی عباس و جلوی چشم امام حسین علیه السلام كه یك عمر با هم بزرگ شده بودند ، یك عمر با هم زندگی كرده بودند،یك وقت ببیند،چوبه های تیر بر بدن مقدس امام علیه السلام نشست 4

غربت آن است كه بعد از مردن

آتش تیر ببارد بر بدن

آتش تیر چو افروخته شد

كفن و جسم به هم دوخته شد

امام حسین علیه السلام كنار بدن نشست ، تیرها را از بدن بیرون آورد. برادرم! غارت زده آن نیست كه مالش را می برند، غارت زده منم كه با دست خودم داداشم را میان قبر گذاشتم.5

وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ . 6

1-الاحتیاج،ج1،ص278

2-فضایل و سیره ی حضرت فاطمه سلام الله علیها در آثار علامه حسن زاده آملی،ص54

3-مقتل فلسفی،ص47

4-سوگنامه آل محمد،ص 63

5-سوگنامه آل محمد ص 64

6-سوره ی شعراء،آ یه ی 277

 منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص53-51




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:18 ب.ظ | نظرات()


                    

امروز می خواهم دل هایتان را روانه كنم قبرستان بقیع برای غریبی امام حسن مجتبی اشك بریزید و آن آقایی كه مظلوم بود؛مظلوم زیست،و مظلوم تشییع شد.امروز هم قبرش مظلوم است.در زندگی امام حسن،مظلومیت موج میزند.كسیكه زنش به او خیانت كند،از این مظلومیت بالاتر؟!كسی كه یاران خودش به او خیانت كنند. در مدائن درون خیمه ی ایشان ریختند،پای امام را مجروح كردند خون جاری شد. اباعبدالله و اباالفضل وكسانی كه آنجا حضور داشتند،بلافاصله پای امام را بستند و او ا از خیمه بیرون آوردند،مظلومیت از این بالاتر؟! یاران خودش به او پشت كردند،وقتی عبیدالله بن عباس به امام پشت كرد و به معاویه پیوست، امام چقدر متأثر شد.یك،یك فرماندهان و یاران پشت امام را خالی كردند. این از یارانش، و آن هم از همسرش.بعد از آن كه حضرت ازكوفه به مدینه آمد،بعضی ها كه رد می شدند به آقا سلام نمی كردند،بعضی ها جواب سلامش را نمی دادند،بعضی ها به او می گفتند:یا مذلّ المؤمنین. از شام می آمدند رو در روی امام می ایستادند،به او فحش می دادند و ناسزا می گفتند. در مجلسی كه نشسته بود خطیب،منبر می رفت به پدرش امیرالمؤمنین جسارت می كرد.گاهی امام اشك می ریخت و از مجلس بلند می شد،و گاهی مقابله می كرد. قدرت در دست معاویه افتاده بود.قبل از این،بیست سال فرماندار بود و اكنون خلیفه ی مطلق شده و قدرت را قبضه كرده است.مدینه دست اوست،سایر بلاد دست اوست. و امام در این شرایط سخت مظلوم بود. امروز هم قبرش در قبرستان بقیع بدون هیچ شمع چراغی است.لذا پیغمبر فرمود:هر چشمی كه برای حسنم بگرید،قیامت گریان نخواهد بود.1 از زهرای مرضیه هم نقل شده كه به بعضی از ذاكران اهلبیت فرموده است:چرا از حسنم یاد نمیكنید؟چرا برای حسنم شعر نمی خوانید؟. برای حسن،حسین گریه كرده است،حسین برایش شعر گفته. همه ی روضه خوان ها برای امام حسین روضه خوانده اند،امام امام حسین برای امام حسن روضه خواند و اشك ریخت. وقتی كنار بدنش نشست و لخته های خون برادر را در طشت دید،شروع كرد به اشك ریختن و گریه نمودن. امام حسن علیه السلام چشمانش را باز كرد،گفت:برادرم تو گریه نكن،لایومَ كَیَومِك یا اباعبدالله،حسین جان تو برای من اشك نریز،گریه كنان عالم باید برای تو اشك بریزند و گریه كنند.2 وقتی بدن مقدسش را كنار قبر پیامبر آوردند،جلوی اباالفضل العباس و امام حسین بدن را تیر باران كردند.3 عكس العمل هم نمی شود نشان داد،خودش سفارش كرده بود.4امام حسین علیه السلام فرمود: كسی شمشیر نكشد،بدن برادرم را به قبرستان بقیع ببرید. بدن را به قبرستان آوردند،شروع كرد روضه خواندن:فَلَیْسَ حَریباً مَنْ اُصیبَ بمالِه، غارت زده آن نیست كه مالش را می برند، غارت زده منم كه با دست خود،برادرم را داخل قبر گذاشتم.آه ،یك یك چوبه های تیر را از بدن امام حسن علیه السلام بیرون كشید. داداشم، دیگر چگونه در بین مردم ظاهر شوم،داداشم،دیگر چگونه خود را بیارایم، فَلَیْسَ حَریباً مَنْ اُصیبَ بمالِه و َلكِنَّ مَنْ واری اَخاهُ حَریبٌ.5 امام حسین علیه السلام وارد قبر شد و بدن را داخل قبر گذاشت. صورت امام حسن را روی خاك قبر گذاشت. آقا جان،برادر شما با همه ی اذیت هایی كه شد،كفن شد و به خاك سپرده شد،اما دل ها بسوزد برای خود شما كه صورت روی خاك كربلا گذاشتی، وَضَعَ خَدَّهُ عَلی الأرض ِ و َالتُّراب.

1- در عزای مظلومان،انتشارات شفق،ص56-55

2- بحارالانوار،ج45،ص218،المناقب،ج4،ص86،منتهی الامال،ص324؛ اللهوف،ص25

3-  سوگنامه،ص63

4- منهی الاما،ص323،شوگنامه آل محمد ص60

          منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص51- 49

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:59 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات