سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر مقتل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


*بعضی موقع،روضه خونده میشه به حالات باید توجه کرد،فرمودندبراتون: بین جمعیت یا انتهای جمعیت عموی قاسمه حسین،اما امامِ قاسمه اول،ابی عبدالله"  انقدر مودبه وایساد همه حرفا شونو زدند،از میانه ی جمعیت یه آقازاده ای بلند شد هنوز مو در صورت مبارکش ..." عمو جان! اجازه هست من یه سوال کنم؟اینی که شما میگی برا همه هست یا برای یه عده خاص؟! من تکلیفم چیه فردا؟عمو هم فرمود به بلای عظیم..." براش شرح داد.." از این که بلای عظیم برا کسی استفاده نشده یه افتخاری کرد با لبخند به همه ی اصحاب نگاه کرد..." من ازهمه بدتر کشته میشم..." الحمدالله؛(مال مابدتره برای اون شیرین تره)

درهرقدم شوق شهادت بر سرم بود

*وقتی اومد اجازه بگیره از جاهایی که ابی عبدالله غش کردند" این بچه روبغل کرد، دیدن پاهای حسین دیگه جان نداشت"حسین روی زمین نشست، قاسم بالای سرش،توبغل هم پاهای حسین جان نداشت"یه ساعت بعد، ماجرا برعکس شد،قاسم توبغل عمو پاهاش رو زمین کشیده میشد...

(درخونه کریمیم این دو شبه ها،امام حسن داره به ما کمک میکنه)*

درهرقدم شوق شهادت بر سرم بود

اشک عمو جاری ز چشمان ترم بود

پیراهنم جای زره بر پیکرم بود

شمشیرو تیغ ونیزه ها بال وپرم بود

می سوخت قلب سنگ ها بر زخم هایم

من قاسمم نجل امام مجتبایم

از زخم تن،با تن یکی پیراهنم شد

زخمم فزون از حلقه های جوشنم شد

رنگین ز خون آب گلویم دامنم شد

زخم دوباره مرهم زخم تنم شد

پامال سمّ اسب شد قد رسایم

من قاسمم نجل امام مجتبایم

 *میانه ی لشکرآمد،ازرق شامی ملعون چهارتا پسر داشت،خودش گفت برم گفتن نه! این بچه اس اومده تو میدون،یه عده هم دیده بودن از این طایفه و قوم و قبیله وآل پاک و پاکیزه ورشیدو دلاور ،یه عده هم میگفتن کوچیک و بزرگ شون فرقی نداره اینا بچه های علی اند"گفت :پسراشو ازرق شامی فرستاد، برین داغشو رو دل مادرش بذارین,سرشو برای من بیارین,پسر اول اومد اصلا فرصت نکرد به قاسم برسه،همه رو رو زمین انداخت؛آخر سر پدرشون ازرق شامی اومد خودم میرم کارو تمام میکنم،اومدمقابل قاسم بن الحسن نوه امیرالمومنین،پسر قهرمان جنگ جمل گفت:بچه هامو کشتی

آماده باش؛قاسم علیه السلام جان عالم فدای پسر امام حسن،یه نگاهی بهش کرد

فرمود:ازرق شامی تویی که میگن خیلی آوازت پیچیده؟!!تو که انقده پهلوانی چرا بند کفش نعلینت بازه؟سر پایین آمد،چنان ضربه روی فرقش گذاشت، صدای حسین از کنار خیمه ها بلند شد الله اکبر،صدای عباس بلند شد ماشاءالله!لا حول ولا قوه الا بلله علی العظیم؛دیدن این طوری حریف نمی شن نانجیبی صدا زد سنگ بارانش کنید ..."دورشو گرفتن آنقدر سنگ باریدن گرفت،روی زمین افتاد همه تاختند ..." اسب ها از روی بدن رد شدند...

پر از هلاله ماه روی قاسم

خونی شده زلف سیاه قاسم

باباش حسن رسیده پیش ازاونکه

عمو بیاد به قتلگاه قاسم ....

به جای نقل و شاخه گل هنوزم

سنگ میاد به حجلگاه قاسم

وا نمیشه لبش ولی  یه دنیا

حرفه تو آخرین نگاه قاسم

ریگ بیابون داره گُر میگیره

با آتیش داغی آه قاسم

تاکه عموبالاسرش میشیینه

حالا بیاید یه سر  بریم مدینه

تو کوچه ای که راه مادری رو

چهل نفربستند با بغض وکینه

مادر بلند میشه و باز می افته

گوشواره ی شکسته رو زمینه

خدا نیاره پسری تو کوچه

افتادن مادرش و ببینه ....

اون آقایی که توی نوجوانی

موهاش سفید شده واسه همینه

*کجا میخوای بری دوباره؟*

کبودیه صورت و درد پهلو

*بلای عظیم" زیرسم اسب ها*

کبودی صورت ودرد پهلو

با بچه های فاطمه عجینه

*حسین...

بگو ببینم تا حالا کسیوکه غش کرده بلند کردی از جاش یانه؟!دیگه اعضای بدنش کار نکنه،آری اگه مفصل کارکنه،زانو کارکنه،مچ پا کارکنه،استخونا سالم باشه ،یه نیمه رمقی هم باشه،بدن یه حالت بدن داره ...

تاحالا ماهی بی جان از رو زمین بلند کردی یانه؟! هر جوری حسین اومد بلند کنه دید یه مقداری از بدن روی زمینه..." همه دیدندخم شد علی اکبرو صورت به صورتش گذاشت؛قاسموسینه به سینه بلند کرد،حسین رشیده....." اما این جا قد قاسم بلندتر از حسین بود..." قبل میدان قدش به عمو نمی رسید..."میگه:دیدم حسین داره قاسمو میبره جای ردپای قاسم رو زمین کشیده میشه..."

ای وای .... حسین ...

از تنش کاش ای خدامیشد ...

حلقه های زره جدامیشد

باید بچه سیزده ساله،چهارده ساله ببینی" سی هزار نفر،اول که اومد وسط میدون همه یه جوری هلهله کردن،حسین بچه فرستاده میدون،کسی نبود بگه بابا این بچه حسین رو جان به سر کرد تابه میدون آمد،نامه از باباش آورد تا آخرش خودش معرفی کرد،گفت:اگه منو نمیشناسین من پسر حسن بن علی ام...حسین...*

  دانلود روضه قسمت اول

دانلود روضه قسمت دوم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:01 ب.ظ | نظرات()

ای باطن غم تو غم کربلا حسن

میراث دار غربت شیر خدا حسن

*حسن جان ...*

ای شاهد مصیبت فرق شکافته

*امیرالمومنین رو آوردند صحن مسجد کوفه؛سر بابا رو به دامن گرفت،شروع کرد های های گریه کردن؛یه وقت امیرالمومنین چشما رو باز کرد،حسن چرا گریه میکنی؟عرضه داشت پدر،کمرم رو شکستی..." حسن جان..."

مرغ دل یک بام دارد دو هوا

گه مدینه میرود گه کربلا

*آقای بی حرم رو صدا بزن ...*

خواب دیدم که تو حرم داری

من ضریح تو در بغل دارم ....

*دلم مدینه میخواد...حسن جان*

ای شاهد مصیبت فرق شکافته

ای شاهد غم در و دیوار،یا حسن

*ای آقایی که کوچه هم به همراه مادرت بودی*

به هر جا مادری از شوق دست طفل خود گیرد

دراین کوچه گرفته طفل دست مادر خود را

*حالا صداش بزن:حسن جان... مدینه نمیذارن صدا بزنی،اینجا صدا بزن...*

ای شاهد غم در و دیوار،یا حسن

ای زخم خورده،زخم زبان خورده از همه

*قربونت برم،تو مسجد موقع طواف زیر پیراهن زره میپوشید؛پسرت زره اندازش نشد...*

ای زخم خورده،زخم زبان خورده از همه

سردار دست بسته ی قحط وفا حسن

عمری اگرچه زیستی ای زاده ی علی 2

هر روز را شهید شدی،مرحبا حسن

*هرروز شهیدت کردند آقای غریبم،گفت:*

حسن شدی که سوال غریب کیست به عالم

میان کوچه و گودال بی جواب بماند...

*امشب با یه امیدی آمدیم در خونت،فرداشب آب رو میبندن...*

بخشیده اند مال،کریمان به مردمان2

بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن

*آقای کریم،آقامون خیلی کریمه*

ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم

گوش این طایفه آواز گدا نشنیده ست

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست

در محضر کریم،تمنا چه حاجت است؟!

*آقای کریم ما امشب با امید آمدیم،آقامون خیلی کریمه،سر سفره ی جذامیا مینشست،به همه خوبی کرد ولی هیچ کس بهش خوبی نکرد...آقای کریم! گرفتاریم؛گرفتار نفس اماره ایم،امشب بیا قفلا رو باز کن،ما رو آزاد کن ....*

نزد کریم فرق ندارد خوب و بد 2

*کریم این جوریه،اگه یه سفره داری بخواد غذا بده فقط خوبا رو راه میده اگه بدبخت بیچاره ها بیان میگه برید غذا نمیدم به شما؟*

نزد کریم  فرق ندارد خوب و بد

یک جا قبول کن همگان را،سوا مکن...

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن...

*این قدر کریمه این آقا...

ببین کرامتش تا کجاست؟! گفت:*

کریم بیرق و صحن و علم نمیخواهد

کنار فاطمه هرگز حرم نمیخواهد ...

بخشیده اند مال، کریمان به مردمان

بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن

هرگز نبود با تو ولی با حسین بود

هفتاد یار صادق و بی ادعا حسن

*این بیت آخر مقدمه ی روضه من باشه...*

افتاد جسم قاسم و عبدالله ت به خاک

شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن

*حسن جان...حسن جان...*

شاعر: میلاد عرفان پور

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:38 ب.ظ | نظرات()


سیدبن طاووس نوشته"وَخَرَجَ غُلَامٌ كَأَنَّ وَجْهَهُ شِقَّةُ قَمَرٍ "یه نوجوانی وارد میدان شد،صورتش مثل ماهپاره بود"

این که چون مه میدرخشد ای سپه

سیزده ساله ست و ماه چهارده

"فَجَعَلَ یُقَاتِل"شروع کرد جنگیدن مجلسی نوشته چنان جنگی کرد بااین صغر سن35 نفر رو به جهنم فرستاد، حمیدبن مسلم از اصلی ترین راویان کربلاست،میگه من بین لشکر ابن سعد بودم،داشتم این کودک رو نگاه میکردم، دیدم یه پیراهن پوشیده"وعلیه قمیص و ازار"دیدم شلوار ساده پوشیده،به جای کفش جنگ،نعلین پوشیده،حتی حمیدبن مسلم تصریح کرده میگه یادم نمیره بند نعلین پای چپش رو نبسته بود*قربونت برم زره اندازت نشد"شما شنیدید شب هشتم اگه زنده باشیم باید بگیم علی اکبر زره خستش کرد؛برگشت پیش امام حسین"یا ابا العطش قد قتلنی"تشنگی منو کشت "و ثقل الحدید اجهدنی" سنگینی زره خستم کرد*

علی اکبر که جوشن شد آن شد2

تو که جوشن نداری وای بر من

زخم های تن تو کشت مرا

تازه شد داغ اکبرم،قاسم

*حمیدبن مسلم میگه پیش اون ملعون-ابن فضیل بن ازدی لعنه الله علیه-ایستاده بودم،میگه یه وقت صدا زد به خدا قسم یه جوری به این نوجوون حمله کنم داغشو به دل عموش بذارم،میگه من تعجب کردم،گفتم:سبحان الله،اگر این نوجوون به من دست بزنه من اصلا دست به سمتش دراز نمیکنم این همه ادم دورشو گرفتن،محاصرش کردند کافیه؛گفت:نه،من کار خودمو میکنم،قاسم داره میجنگه،داره رجز میخونه،داره به بابای عزیزش افتخار میکنه*

امام حسین وقتی کوفه بابای عزیزش رو ضربت زدند حاضر بود؛دوباره داغ مسجد کوفه تازه شد*

"فَضَرَبَهُ ابْنُ فُضَیْلٍ الْأَزْدِیُّ عَلَى رَأْسِهِ"یه شمشیر به سر قاسم زد"فَفَلَقَهُ "سر شکافت"فَوَقَعَ الْغُلَامُ لِوَجْهِهِ"بچه با صورت به زمین افتاد،قاسم تو که خبر داری تو این خانواده خیلیا با صورت به زمین افتادند،من میخوام دوتاشو بگم،بی بی میگه پشت در ایستاده بودم"والنار تصعر"آتش زبانه میکشید"فسقطت لوجهی"من با صورت به زمین افتادم"اینجا صدا زد"یا ابا هکذا یفعل لابنته" یه دونه دیگشم میگم:اسماء میگه حسنین رو به زحمت بلند کردم؛پاشید برید به مسجد به مادر بگید مادر از دنیا رفت،حسنین آمدند نزدیک مسجد"ورفعا اصواتهما بالبکائا"شروع کردند بلند گریه کردن،اصحاب اومدند:یا بنی رسول الله چی شده؟بلند صدا زدند"ماتت امنا فاطمة"مادر از دنیا رفت،راوی میگه "فوقع علی،علی وجهه"کمر علی رو شکستیم*نوجوون با صورت به زمین افتاد" وَصاح یا عماه"*

افتادم از پشت فرس

عمو به فریادم برس

*عمو بیا،چه شد بماند راوی میگه مثل بازشکاری خودش رو به میدون رسوند"وَ انْجَلَتِ الْغُبْرَةُ" گردو غبار خوابید"فَرَأَیْتُ الْحُسَیْنَ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الْغُلَامِ"حسین بالای سر نوجوان ایستاد "وَهُوَ یَفْحَصُ بِرِجْلَیْهِ"آخ قاسمم"

ذبیح پابه زمین سودو یافت چشمه ی زمزم2

تو پا مسای عمو دسترس به آب ندارد

*عموت تشنه ست"اما اون جا هم چشمه ی دیگه ای روان شد"چشمه ی دیگه اینجا بود،گفت:*

جسم لطیف بی زرهت گشته چون زره

از بس که چشمه چشمه ز آثار نیزه هاست

*میدونید اینجا امام حسین چکار کرد؟شروع کرد باهاش حرف زدن*

ماه در خون شناورم قاسم

یادگار برادرم ...

*راوی میگه دیدم اینطور داره میگه"وَ الْحُسَیْنُ یَقُولُ بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ"عزیزدلم پدرو جدت روز قیامت از اینا مواخذه میکنند*یه چیزی گفت دل عالم سوخت*

"عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا یُجِیبُكَ‏ أَوْ یُجِیبُكَ‏ فَلَا یَنْفَعُكَ صَوْتُه"خیلی برا عموت سخته عمو رو صدا بزنی جواب نده یا جوابتو بده ولی فایده نداشته باشه*

سخت بود این که در وداع حرم

تشنه لب رفتی از برم قاسم

سخت تر اینکه با بلای عظیم

جان سپردی برابرم قاسم

*قاسم جواب عموتو نمیدی؟*

تو نه ای که جواب عموی خویش نگویی2

لبت زبی رمقی طاقت جواب ندارد

این جا امام حسین(ع) دوجمله دیگه هم به قاسم گفت"هَذَا یَوْمٌ وَ اللَّهِ كَثُرَ وَاتِرُهُ وَ قَلَّ نَاصِرُهُ "قاسم،امروز روزیه که دشمنای عموت فراوونند؛یاور کمه*بعد میدونید چه کار کرد؟* "ثُمَّ حَمَلَ الْغُلَامَ عَلَى صَدْرِهِ"راوی میگه دیدم پاهاش رو زمین کشیده میشد"

 وقتی حسینت از دل میدان برون کشید

پاهای تو به روی زمین خط خون کشید

*روضه تمام شد،قاسم فقط یه حرف مونده؛به دونفر اینا شمشیر زدن،به سر دونفر،علی اکبر رو که شمشیر زدن بااون وضع به زمین افتاد؛همه ی ضرباتی که بر علی وارد شد امام حسین تونست صورت به صورت علی اکبر بذاره،قاسم شمشیر به سرش خورد؛وقتی امام حسین بچه رو به سینه چسبانید سر قاسم رو شونه ی امام بود"اونی که با عمود آهن به سرش زدند"اونی که دستاشو بریدند"اونی که پاهاشو بریدند.

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:34 ب.ظ | نظرات()

السلام علیک یا مظلوم،یا غریب،یا وحید یا اباعبدالله،السلام علیک یا قتیل العبرات، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَرِیعَ الْعَبْرَةِ السَّاکِبَةِ وَ قَرِینَ الْمُصِیبَةِ الرَّاتِبَةِ

)به انتظار نشستیم کربلا بشود

که پیش مرگی مولا نصیب ما بشود)2

*آقا ... مولا ...*

چقدر کرب وبلا مثل عید قربان است2

خوشا کسی که چنین در منا فدا بشود

*مارو کی فدای خودت میکنی؟ما رو کی انتخاب میکنی؟ما به دردی نخوردیم برای تو...ما به درد امام زمانمون نخوردیم...تعارفم نداریم...*

سر تعارفمان نیست با حسین ولی 2

کجا به دادن سر دین ما ادا بشود

*اگه الانم سر بدیم چه فایده؟ما دیر رسیدیم ولی بیا یه کاری کن! من میخوام به شب عاشورا برسم؛اون موقعی که صدا زدی همه برید اینا فقط منو میخوان...*

بدا به نامه ی اعمال ما به روز حساب

نماز صبح شهادت اگر قضا بشود

*شهادت ...شهادت ... همه آرزومه ...

شهادت ... شهادت ... رویای ناتمومه ...*

خدا نبخشدمان گر که زنده باشیم و

خیام دوست گذرگاه اشقیا بشود

)خدا نبخشدمان گر که زنده باشیم و

سه شعبه در گلوی شیرخواره جا بشود)2

*دستای گداییتونو بلند کنید این جوری نمیشه... ای خدا به سوز دل مادرش رباب اون موقعی که بچشو داد سیراب کنند،به اضطرار و تحیر امام حسین علیه السلام اون موقعی که نگاه کرد بچه دست و پا میزنه ... بالحسین الهی العفو ..." به ما سوز دل بده،ما اومدیم تو غمت بسوزیم ما فقط تو رو داریم...*

فقیر گوشه نشین محبتت هستم 2

بساز با دل آن که فقط تو را دارد ...

*به حق اون مادری که وقتی رسیدی حسن جانت خودش رو به روی سینه ی شکسته ی مادر انداخت،خودت رفتی صورت به کف پای مادر گذاشتی... به مادرت ... امشب یه نگاه به ما بکن . دوباره دستاتو بلند کن اگه اشک میخوای اول باید استغفار کنی..." به ناله ی زهرا بین در و دیوار الهی العفو...*

خوشاکه کشته شویم وبه لحظه ای نرسیم2

که جسم اکبر او جمع در عبا بشود

*آخه یه وقت برگشت سمت خیمه ها، جوانان بنی هاشم "احملوا اخاکم"

به قطعه قطعه شدن در هوای عشق حسین2

رضا دهیم,خداوند اگر رضا بشود

شاعر : میلاد عرفان پور

                           دانلود روضه



برچسب ها : مقتل ،خوانی ،شب ،چهارم ،روضه ،اصحاب ،امام ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ق.ظ | نظرات()

شب چهارم شب اصحابه ... هر سال در خونه یکی ازاصحاب با صفای امام حسین میریم،هرسالم من میگم ولو گریه کم بشه ولو بر حسب ظاهر هیاهو نباشه ولی ما تعمد داریم اینارو معرفی کنیم"سعیدبن عبدالله حنفی"شیخ طوسی در رجال خودش نوشته:"هو احدالاصحاب الراسخین" از یاران ثابت قدم امام حسینه،از آقاهای کربلاست سعیدابن عبدالله،یکی از اونایی که امام حسینوبه کوفه دعوت کردند و سر دعوتشون موندند،همراه دومین گروهی که نامه ی کوفیان رو برای امام آوردند به مکه،خدمت آقا رسید کنار کعبه،باعث شد آقا به نامه ی اهل کوفه جواب بده، یعقوبی نوشته نامه ای که سعیدبن عبدالله و هانی بن هانی برای آقا آورده بودند،اینطور شروع میشد"إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ مِنْ شِیعَتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ" (آی دروغگوها ! یه کاری کردید که مسلم شرمنده بشه...)"أَمَّا بَعْدُ فَحَیَّهَلَا" آقا به سمت ما بشتاب "فَإِنَّ النَّاسَ یَنْتَظِرُونَکَ"مردم منتظرند(آره مردم منتظرند؛میخوان بکشنت؛مردم منتظرند؛همه بازار آهنگرا صف کشیدند؛یکی شمشیر تیز میکنه؛یکی سه شعبه میسازه؛یکی نعل تازه به اسبش میزنه؛همه منتظرند...)"لَا امامَ لَهُمْ غَیْرُکَ"غیر از شما امامی ندارند"فَالْعَجَلَ الْعَجَلَ ثُمَّ الْعَجَلَ والْعَجَلَ وَالسَّلَامُ"آقا عجله کن،

نامه رو آورد خدمت آقا،خودش برگشت کوفه،مسلم نماینده ی امام حسین وارد کوفه شد،وقتی مسلم در خانه ی مختار بود سعیدبن عبدالله حنفی حاضر شد،بلند شد صحبت کرد،اعلام وفاداری کرد،مردم رو تشویق کرد با مسلم بیعت کنند، گذشت و گذشت شب عاشورا شد،همه رو جمع کرد؛با یه غربتی صدا زد همتون برید"تفرقوا فی سوادکم و مدائنکم"اینا فقط منو میخوان،پراکنده شید برید شهراتون"فان القوم انما یطلبونی" فقط دنبال منند؛دست زن و بچه منم بگیرید ببرید"و لو قد اصابونی لذهلوا عن طلب غیری"اگر به من دست پیدا کنند در پی دیگران نمیرن.

سعیدبن عبدالله بلند شد،البته همتون میدونید اول کی بلند شد! اول یه نفر بلند شد فقط یه سوال کرد،عرضه داشت آقا"َلِمَ نَفْعَلُ ذلِکَ؟! "برای چی این کار رو بکنیم؟ "لِنَبْقی بعدک؟"عباس قربونت برم،عباس که بلند شد،دونه دونه اصحاب بلند شدند،میدونید سعیدبن عبدالله چی گفت؟آروم آروم داریم میرسیم به عاشورا،صدا زد" وَاللهِ لَوْ اَعْلَمُ اَنِّی اُقتَلُ" به خدا قسم اگر میدونستم کشته که میشوم"ثُمَّ اُحْیا"دوباره زنده میشم"ثُمَّ اُحْرَق حیاُ"زنده زنده منو میسوزوندن"ثُمَّ اُذْرى یُفعَلُ بِی ذلِکَ سَبْعینَ مَرَّهً"اگه هفتادبار با من این کارو بکنند"ما فارَقْتُکَ"ازت جدا نمیشم،یا صاحب الزمان!امشب میشه ما این حرفو بهت بزنیم یا نه؟! اگه همین جوری بگیم لاف زدیم...آقا من از تو جدا نمیشم"حَتَّى اَلْقى حَمامِی دُونَکَ"تا در راه تو بمیرم،من اززبون سعیدبن عبدالله میگم:حسین جان! هفتادبار که سهله:

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم

هزار بار بمیرم،نبینم آن دم را ...

فقط ما رو قبول کن،هر چه خواهی بکن،فقط یه نگاهی به ما بکن؛ما به محرم امیدداشتیم؛ما همین جوری نیامدیم؛به مادرت قسم،ما منتظر بودیم محرم بشه ...؛ آقا ...؛ امام زمان هم در زیارت رجبیه،هم در ناحیه مقدسه به سعیدبن عبدالله حنفی سلام داده(خوش به حالت،امام زمان بهت سلام داده) فرمود" السلام على سعیدبن عبدالله حنفی"سلام بر سعیدبن عبدالله حنفی"  القائل للحسین(ع) وقد أذن له فی الانصراف"همون کسی که وقتی امام حسین بهش اجازه داد بره گفت" لا والله، لانخلیك" به خدا قسم رهات نمیکنم...(من این حرفارو دارم برای خودمون میگم،ما میخوایم چه کنیم؟ما با امام زمان چه میکنیم؟"حتى یعلم الله أنا قد حفظنا غیبة رسول الله(ص) فیك" تا خدا بدونه که در نبود پیامبر خدا ما از تو پاسداری کردیم،(خدایا ما دلمون میخواد در نبود پیامبر به درد دین بخوریم ،در نبود امام آقامونو یاری کنیم،پای ارزشهامون بایستیم)بعد امام زمان فرمود سعید همون کسیه که صدا زد"والله لو أعلم أنی أقتل ثم أحیا ثم أحرق ثم أذرى،ویفعل فی ذلك بی سبعین مرة ما فارقتك"همون کسی که اون جملات نورانی رو شب عاشورا گفت که اگه منو بکشند،زنده کنند،بسوزانند،قطعه قطعه کنند،هفتادبار با من این کارو کنند،از تو جدا نمیشم "وكیف لا أفعل ذلك،وإنما هی موتة أو قتلة واحدة" چرا این کارو نکنم درحالیکه مردن یا کشته شدن یک بار بیشتر نیست؟!

نقد جان بر کف و شرمنده به بازار توام

که بدین مایه ی ناچیز خریدار توام...

)بچه ها ما برای اسلام چک نخوردیم،سیلی نخوردیم،ما به خوشیش رسیدیم)بعد امام زمان فرمود:سعید یه چیز دیگه هم خواست.

"ثم هی بعده الكرامة التی لا انقضاء لها أبدا" یه بار در راه تو جون بدم بعدش غوطه ور شدن در کرامت تمام نشدنیه"

بعد امام زمان فرمود"فقد لقیت حمامك" مرگ را دیدار کردی" وواسیت إمامك" امامت رو یاری کردی"ولقیت من الله الكرامة فی دار المقامة"خودش کرامت خواست حالا ببین امام زمان چی میفرمایند"حشرنا الله معكم فی المستشهدین"خدا ما رو با شما دربین شهید شده ها محشور کنه "ورزقنا مرافقتكم فی أعلى علیین"همراهی شما را در اعلی علیین روزی ما کنه.

حالا دیگه کم کم میخوام روضه بخونم...خوارزمی در مقتل الحسین نوشته:روز عاشورا شد،موقع نماز ظهر رسید،آقای ما خواست نماز بخونه

نماز ظهر ادا کرد و تیرباران شد ...

نماز عصر سرش روی نی نمایان شد ...

آقا میخواست نماز بخونه

نازم به شهادت حسین بن علی

از جان بگذشت،از نمازش نگذشت

ما؛نمازامونو چی کار میکنیم؟بیا امشب عهد ببند با آقا به خاطر تو که در صحنه ی خطر نماز اول وقت رو فراموش نکردی،ما اهل نماز بشیم،آقا جون شما هم از خدا برای ما بخواه،شیرینی یاد خودش رو یه کمی تو کام ما بچشونه،نماز درست نشه هیچی دیگه درست نیست...

نازم به شهادت حسین بن علی

از جان بگذشت،از نمازش نگذشت

"ان سعید بن عبدالله الحنفی تقدم امام الحسین"موقع نماز شد،سعید آمد مقابل آقا ایستاد:

بگذار که در راه نماز تو بمیرم

تا خلق بدانند که من عاشق تیرم

آقا الله اکبر نماز رو گفت،این نماز رو یادته باشه،آخه آقا روز عاشورا نمازای دیگه ای هم داشت"فاستهدف له بالنبل" خودش رو هدف تیرهایی که به سمت آقا میومد قرارداد"فما اخذالحسین علیه السلام یمینا و شمالا الا قام بین یدیه"هر چی آقا به چپ و راست میرفت سعید هم می آمد جلوی امام حسین می ایستاد"فما زال یرمی"اینقدر در برابر تیر ایستاد"حتی سقط علی الارض"سعید افتاد روی زمین..." سعید جان همه نمازگزاران،همه مسجدیا فدای اون نمازی که ظهرعاشورا نخوندی؛سعید بن عبدالله مصداق"یومنون بالغیب و یقیمون الصلوة"حالا وقتی افتاد رو زمین مثیر الاحزان نوشته این جملات رو گفت"اللهم لایعجزک شی ءتریده"خدایا در ایجاد هر چه که بخواهی ناتوان نیستی.

من امشب اصلا ناراحت نیستم تو سروصدا نداری،هیاهو نداری،ما باید اینا رو بشناسیم.چی بهتر ازاین؟! بعد هم یه جمله گفت"فابلغ محمدا صلی الله علیه و آله نصرتی و دفعی"خدایا خبر یاری و دفاع من رو از امام حسین (ع) به پیغمبر برسون"وارزقنی مرافقته فی دارالخلود" در دارالخلود همراه شدن با او را روزی من بکن.

سیدبن طاووس هم نوشته سعید این جملات را میگفت" اللهُمَّ العَنْهُم لَعنَ عادٍ وثمودَ" خدایا اینا رو مثل عاد و ثمود لعنت کن" اللهُمَّ أَبلِغْ نبیَّك عنّی السلامَ"خدایا سلام منو به پیغمبر برسون"وأَبلِغْه ما لَقِیتُ من ألمِ الجِراحِ" از درد و رنج هایی که بر بدن من وارد شده به پیغمبر خبر بده"فإنّی أردتُ بذلكَ  نُصْرَةِ ذُرِّیةِ نبیِّكَ (ص)" من هدفم از این زخم و رنج ها یاری فرزندان پیغمبرت بود.(آقا جونم اگه اجازه بدی از اینجا به دیگه روضه شما رو بخونم)"ثم مات"شهید شدش،"فوُجِدَ بهِ ثلاثةَ عَشَرَ سَهماً،سِوى ما به من ضَربِ السیوفِ وطَعْنِ الرِّماحِ"غیر از جای ضربه های شمشیر و زخم نیزه ها سیزده تیر در بدن سعید پیدا کردند،حالا من با سعید بن عبدالله حرف دارم،سعید میخوام برات روضه بخونم،شنیدم سیزده تا تیر به بدنت زدند،کجا بودی؟اینجای مقتل رو شنیدی یا نه؟

"أُثْخِنَ الْحُسَیْنُ (ع)بِالْجِرَاحِ" جراحات زیادی به آقا وارد شد"وَ بَقِیَ کَالْقُنْفُذِ" دیدند آقا مثل خارپشت شده...میدونی زینب چی گفت؟حسین جان ...

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

*سعید فقط سیزده تا تیر خورد*

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

تیرباران که شدی یاد حسن افتادم..

حسین ....

سعید بن عبدالله سیزده چوبه ی تیر بین بدن تو و زمین حائل شد،دیگه این تیرا بیشتر فرو نرفت؛آروم مثل برگ گل زمین افتادی،یه سوال دارم ازت:میدونی تیرها با بدنت چه میکرد اگر قرار بود از روی اسب به زمین بیفتی؟آخه آقای ما بالای اسب بود،این جای روایت که میگه"و بَقِیَ کَالْقُنْفُذِ"مثل خارپشت شده بود آقای ما بالای اسب بود ....

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...

میدونی چطور افتاد؟سید بن طاووس نوشته" عَلَى خَاصِرَتِهِ طَعْنَة"ً اون نامرد یه نیزه ای به پهلوش زد..."فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ(ع)عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ"آقا از روی اسب به زمین افتاد... "عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ" با گونه ی راست به زمین افتاد...این تیرها به قلبش فرو رفت...اینجا بود که راوی گفت:مثل ناودون خون میومد... آقا ما رو ببخش ...

آقای ما ظهر عاشورا نماز خوند،نماز دیگه ای هم عصر عاشورا داشت،میدونی با چه کیفیتی؟میدونی چطور وضو گرفت؟به خون چهره و پیشانیت وضو کردی ...

آخه سنگ زدند،تیر به پیشونیش زدند، شمشیر به سرش زدند،کلاه خودش پراز خون شد ... وضو گرفت ...

به خون چهره و پیشانیت وضو کردی

برای سجده به درگاه ذوالکرام،حسین....

آقا میدونی کجا رکوع رفت؟یکی کنار علقمه اون جایی که کمرش شکست؛صدا زد"الان انکسر ظهری" کمرم شکست...من میگم یه رکوع دیگری هم داشت؛اگه تیر به قلب کسی بخوره خم میشه...سجده چطور کرد؟

به خاک بود جبین و سرت جدا کردند

نماز عشق تو در سجده شد تمام،حسین...

یه سوال دارم اگه کسی سجده باشه چطور سرشو جدا میکنند؟یه وقت آقای ما رو برگردوند به پشت...آخه زینبم صدا زد"هذا حُسَیْنٌ مَجْزُورُ الْرِأْسِ مِنَ الْقَفاءِ"

سنگ،مهر و قتلگه سجاده،خون،آب وضو

ذکر بر لب،تیر بر دل،اشک بر صورت روان

شد به زیر خنجر قاتل نماز او تمام2

گفت تسبیحات زهرا را به بالای سنان....

ده مرتبه صدا بزن یا حسین.....

                              دانلود روضه



برچسب ها : مقتل ،خوانی ،شب ،چهارم ،روضه ،اصحاب ،امام ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:36 ق.ظ | نظرات()

به حال ما، در و دیوار خانه می گرید

برای غربت ما آشیانه می گرید

فرشته های خدا و هرآنکه مادر شد

به یاد مادر ما عاشقانه می گرید

نه آشنا، نه رفیقی، ولی در این کوچه

گذشت هر که از این آستانه می گرید

*هر كی در ِ خونه ی مارو نگاه میكنه گریه می كنه،با خودش تصور میكنه نكنه یه وقت یه بانوی ِ بارداری پشت در این خونه بوده،چرا میخ های در همه بیرون زده؟چرا این در با ضربت لگد جابه جا شده؟چرا آستانه ی در قطرات خون روی زمین ریخته؟نكنه دختر پیغمبر رو زدن؟نكنه مظلومه ی علی رو كتك زدن؟*

لباس رزم به تن کرده، ذوالفقار به دست

علی نشسته و در بین خانه می گرید

*آخه وقتی بی بی خطبه خوند امیرالمؤمنین، "یتطلّع طلوعها" هی داخل كوچه سرك می كشه، خانم خونه اش بر می گرده یا نه؟ "وَ یَتَوَقَّعُ رُجُوعَهَا"  ، منتظر ِ زهرا به خون برگرده،همچین كه بی بی وارد خانه شد،علی یه گوشه ی منزل زانوی غم بغل كرده صدا زد: یا علی "اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنِینِ؟" مثل جنین در رحم مادر زانو بغل كردی؟" وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنِین؟ِ "مثل متهم ها یه گوشه نشستی، یه وقت فرمود:یا زهرا،اگه می خوای این صدای اذان رو بشنوی  باید صبر كنی*

علی؛ دلاور میدان، علی؛ ولیّ خدا

به یاد آتش و دود و زبانه، می گرید

*یه وقت علی آمد صحن خانه، نگاه كرد دید امانت رسول خدا روی زمین افتاده*

چه رفته بر تو مگر مادرم! بگو با من

که در مصیبت تو هر کرانه می گرید؟

بهار آمده آری ... بهار فاطمه، آه...

نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید

برای غربت ما آشیانه می گرید

به حال ما، در و دیوار خانه می گرید...

شاعر: حسن صنوبری

*همین دو سه جمله روضه ی من،هر جا زنی باردار باشه،حامله باشه، همه رعایت حالش رو می كنن، اگه خبر بدی باشه ازش پنهان می كنند، اگه كسی در بین اقوام از دنیا بره خبر و بهش نمیدن،این بی بی بزرگ ترین داغ ِ این عالم رو دیده، پیغمبر رو از دست داده، حالا من یه سئوال دارم،امام زمان،اگه زنی باردار باشه،اگر بزرگ ترین مصیبت عالم رو ببینه، دیگه بهش سیلی نمی زنند،دیگه در خونه اش رو آتش نمی زنند،دیگه گوشواره اش رو روی زمین پراكنده نمی كنند،خونه اش رو آتیش نمی زنند،جسارت از همین جا شروع شد، كربلایی ها، صل الله علیك یا مظلوم،یا حسین، گذشت،گذشت، همون آتشی كه مدینه به خانه ی مادرش زدن،یه وقت زینب نگاه كرد، دامن دختر بچه ها آتش گرفته،یه وقت صدا زد: "علیکُنّ بالفَرار"، همه فرار كنند.*

آتش گرفته خیمه،یا تارو پود ِ زینب

سوزد میان آتش، بود و نبود ِ زینب

مظلوم حسین،حسین جان...

عجب خاطراتی یاد زینب آمد

میان ِ دود و آتش،برس به داد ِ زینب

خاطره ی مدینه آمد بیاد زینب

از درب آستانه آتش زبانه می زد

قنفذ گُل ِ علی را با تازیانه می زد

*اگه مادر رو بین در و دیوار نمی زدن، اگه مادر رو تو كوچه ی مدینه نمی زدن، كی جرات می كرد كنار بدن ِ پاره پاره دختر ِ امیرالمومنین رو بزنه،صدا زد بابا پاشو ببین عمه ی من رو دارن می زنند. "انظر علی عمتی المظلومه"،یه نگاه به اون بدن پاره پاره كرد صدا زد:بابا*

با همان دستی كه زهرا را زدند

در كنار ِ پیكرت ما را زدند

*حسین.....*

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:04 ق.ظ | نظرات()

قصه ی عشق آخری دارد

 عاشقی روی دیگری دارد

گاه آن روی عشق پنهان است

 گاه راه از میان طوفان است

گاه فرمان دهد زمین بخوری

 سیلی از دست بدترین بخوری

سر هجده بهار پیر شوی

 بین دیوار و در اسیر شوی

یا که در شعله ی پریشانی

 مثل پروانه پر بسوزانی

عشق گاهی سر جنون دارد

داستانی به رنگ خون دارد

ریشه عشق اگر چه افلاکی است

 گاه در بند چادری خاکی است

عشق بازوی ِ پر ورم دارد

 عشق بانوی بی حرم دارد

گاه چشم تر از تو می خواهد

 زخمِ میخ در از تو می خواهد

گاه شیرین ترین محدثه ای

 گاه زخمی سخت ِ حادثه ای

هم قرار است کوثرش باشی

 هم فدایی حیدرش باشی

عشق گرچه هزار غم دارد

 ماه پهلو گرفته کم دارد

دوست دارد که بی قرار شوی

 روی دل زخم ذوالفقار شوی

پیش محبوب دست و پا بزنی

 جای او فضه را صدا بزنی

*یا فضّةخذینی و الله قد قتل ما فی أحشائی*،فضه به دادم برس محسنم رو كشتند،بچه ام رو كشتند*

باید اینجا جوان بمیری گاه

 روی از محرمت بگیری گاه

زهرا چرا جلوی علی روی ِ خودت رو می گیری؟عزیز ِ دلم. من میگم چرا،این روضه ی من ِ:وقتی آمدند در كوچه ی بنی هاشم  و ماجرای فدك پیش اومد خیلی بی احترامی كردند، بعضی ها فكر می كنند سیلی اونجا نزدن،فكر میكنند سیلی زدن برای پشت در ِ خانه بوده، برید مقتل الإختصاص، شیخ مفید رو نگاه كنید، از امام صادق روایت نقل كرده: *فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا*، بی بی از پیش ِ اولی آمد بیرون،سند فدك دستش بود،اون ملعون ِ ازل و ابد(دومی)رو ملاقات كرد، *یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ مَا هَذَا الْكِتَابُ الَّذِی مَعَكَ،* این سند چیه؟این دست تو چه میكنه؟این سند ِ فدك ِ *هَلُمِّیهِ‏ إِلَیَ* بده به من، نمیدم،نمیدم *فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ* بی بی سند ِ فدك رو پس نداد،یه كاری كرد  من نمی دونم چه جوری بگم،دلش رو ندارم، *فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ،*با پا لگد به فاطمه زد،روایت میگه: *وَ كَانَتْ حَامِلَةً* بی بی باردار بود، امام صادق فرمود:* ثُمَّ لَطَمَهَا*،سیلی به صورت فاطمه زد،امام صادق می فرمایند: انگار دارم مادرم رو می بینم،گوشواره در گوشش شكسته،یه پرده ی دیگه ی روضه رو بخونم:یازهرا همه ی روضه خون ها میگن:اگه مدینه بی احترامی نمی كردند،كربلا كسی جرأت نمی كرد،بی بی جان عصر عاشورا شد،دخترك ها با گوشواره و دست بند در بیابان می دویدند،گوش ها همه خونی شده،حسین.....


دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:46 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic