سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر مستند
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


به حال ما، در و دیوار خانه می گرید

برای غربت ما آشیانه می گرید

فرشته های خدا و هرآنکه مادر شد

به یاد مادر ما عاشقانه می گرید

نه آشنا، نه رفیقی، ولی در این کوچه

گذشت هر که از این آستانه می گرید

*هر كی در ِ خونه ی مارو نگاه میكنه گریه می كنه،با خودش تصور میكنه نكنه یه وقت یه بانوی ِ بارداری پشت در این خونه بوده،چرا میخ های در همه بیرون زده؟چرا این در با ضربت لگد جابه جا شده؟چرا آستانه ی در قطرات خون روی زمین ریخته؟نكنه دختر پیغمبر رو زدن؟نكنه مظلومه ی علی رو كتك زدن؟*

لباس رزم به تن کرده، ذوالفقار به دست

علی نشسته و در بین خانه می گرید

*آخه وقتی بی بی خطبه خوند امیرالمؤمنین، "یتطلّع طلوعها" هی داخل كوچه سرك می كشه، خانم خونه اش بر می گرده یا نه؟ "وَ یَتَوَقَّعُ رُجُوعَهَا"  ، منتظر ِ زهرا به خون برگرده،همچین كه بی بی وارد خانه شد،علی یه گوشه ی منزل زانوی غم بغل كرده صدا زد: یا علی "اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنِینِ؟" مثل جنین در رحم مادر زانو بغل كردی؟" وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنِین؟ِ "مثل متهم ها یه گوشه نشستی، یه وقت فرمود:یا زهرا،اگه می خوای این صدای اذان رو بشنوی  باید صبر كنی*

علی؛ دلاور میدان، علی؛ ولیّ خدا

به یاد آتش و دود و زبانه، می گرید

*یه وقت علی آمد صحن خانه، نگاه كرد دید امانت رسول خدا روی زمین افتاده*

چه رفته بر تو مگر مادرم! بگو با من

که در مصیبت تو هر کرانه می گرید؟

بهار آمده آری ... بهار فاطمه، آه...

نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید

برای غربت ما آشیانه می گرید

به حال ما، در و دیوار خانه می گرید...

شاعر: حسن صنوبری

*همین دو سه جمله روضه ی من،هر جا زنی باردار باشه،حامله باشه، همه رعایت حالش رو می كنن، اگه خبر بدی باشه ازش پنهان می كنند، اگه كسی در بین اقوام از دنیا بره خبر و بهش نمیدن،این بی بی بزرگ ترین داغ ِ این عالم رو دیده، پیغمبر رو از دست داده، حالا من یه سئوال دارم،امام زمان،اگه زنی باردار باشه،اگر بزرگ ترین مصیبت عالم رو ببینه، دیگه بهش سیلی نمی زنند،دیگه در خونه اش رو آتش نمی زنند،دیگه گوشواره اش رو روی زمین پراكنده نمی كنند،خونه اش رو آتیش نمی زنند،جسارت از همین جا شروع شد، كربلایی ها، صل الله علیك یا مظلوم،یا حسین، گذشت،گذشت، همون آتشی كه مدینه به خانه ی مادرش زدن،یه وقت زینب نگاه كرد، دامن دختر بچه ها آتش گرفته،یه وقت صدا زد: "علیکُنّ بالفَرار"، همه فرار كنند.*

آتش گرفته خیمه،یا تارو پود ِ زینب

سوزد میان آتش، بود و نبود ِ زینب

مظلوم حسین،حسین جان...

عجب خاطراتی یاد زینب آمد

میان ِ دود و آتش،برس به داد ِ زینب

خاطره ی مدینه آمد بیاد زینب

از درب آستانه آتش زبانه می زد

قنفذ گُل ِ علی را با تازیانه می زد

*اگه مادر رو بین در و دیوار نمی زدن، اگه مادر رو تو كوچه ی مدینه نمی زدن، كی جرات می كرد كنار بدن ِ پاره پاره دختر ِ امیرالمومنین رو بزنه،صدا زد بابا پاشو ببین عمه ی من رو دارن می زنند. "انظر علی عمتی المظلومه"،یه نگاه به اون بدن پاره پاره كرد صدا زد:بابا*

با همان دستی كه زهرا را زدند

در كنار ِ پیكرت ما را زدند

*حسین.....*

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:04 ق.ظ | نظرات()

قصه ی عشق آخری دارد

 عاشقی روی دیگری دارد

گاه آن روی عشق پنهان است

 گاه راه از میان طوفان است

گاه فرمان دهد زمین بخوری

 سیلی از دست بدترین بخوری

سر هجده بهار پیر شوی

 بین دیوار و در اسیر شوی

یا که در شعله ی پریشانی

 مثل پروانه پر بسوزانی

عشق گاهی سر جنون دارد

داستانی به رنگ خون دارد

ریشه عشق اگر چه افلاکی است

 گاه در بند چادری خاکی است

عشق بازوی ِ پر ورم دارد

 عشق بانوی بی حرم دارد

گاه چشم تر از تو می خواهد

 زخمِ میخ در از تو می خواهد

گاه شیرین ترین محدثه ای

 گاه زخمی سخت ِ حادثه ای

هم قرار است کوثرش باشی

 هم فدایی حیدرش باشی

عشق گرچه هزار غم دارد

 ماه پهلو گرفته کم دارد

دوست دارد که بی قرار شوی

 روی دل زخم ذوالفقار شوی

پیش محبوب دست و پا بزنی

 جای او فضه را صدا بزنی

*یا فضّةخذینی و الله قد قتل ما فی أحشائی*،فضه به دادم برس محسنم رو كشتند،بچه ام رو كشتند*

باید اینجا جوان بمیری گاه

 روی از محرمت بگیری گاه

زهرا چرا جلوی علی روی ِ خودت رو می گیری؟عزیز ِ دلم. من میگم چرا،این روضه ی من ِ:وقتی آمدند در كوچه ی بنی هاشم  و ماجرای فدك پیش اومد خیلی بی احترامی كردند، بعضی ها فكر می كنند سیلی اونجا نزدن،فكر میكنند سیلی زدن برای پشت در ِ خانه بوده، برید مقتل الإختصاص، شیخ مفید رو نگاه كنید، از امام صادق روایت نقل كرده: *فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا*، بی بی از پیش ِ اولی آمد بیرون،سند فدك دستش بود،اون ملعون ِ ازل و ابد(دومی)رو ملاقات كرد، *یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ مَا هَذَا الْكِتَابُ الَّذِی مَعَكَ،* این سند چیه؟این دست تو چه میكنه؟این سند ِ فدك ِ *هَلُمِّیهِ‏ إِلَیَ* بده به من، نمیدم،نمیدم *فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ* بی بی سند ِ فدك رو پس نداد،یه كاری كرد  من نمی دونم چه جوری بگم،دلش رو ندارم، *فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ،*با پا لگد به فاطمه زد،روایت میگه: *وَ كَانَتْ حَامِلَةً* بی بی باردار بود، امام صادق فرمود:* ثُمَّ لَطَمَهَا*،سیلی به صورت فاطمه زد،امام صادق می فرمایند: انگار دارم مادرم رو می بینم،گوشواره در گوشش شكسته،یه پرده ی دیگه ی روضه رو بخونم:یازهرا همه ی روضه خون ها میگن:اگه مدینه بی احترامی نمی كردند،كربلا كسی جرأت نمی كرد،بی بی جان عصر عاشورا شد،دخترك ها با گوشواره و دست بند در بیابان می دویدند،گوش ها همه خونی شده،حسین.....


دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:46 ب.ظ | نظرات()

 بسم الله الرحمن الرحیم

یا رب الحسین بحق الحسین اِشف صدر الحسین بظهور الحجة

یا رب الحجة بحق الحجة اِشف صدر الحجة بظهور الحجة

...

چه غصه ها که نخوردی برای همسایه

هنوز هم که تو داری هوای همسایه

کمی به فکر خودت باش در قنوت شبت

چقدر زمزمه كردی به جای همسایه

تو ناله کردی و همسایه را دعا کردی

ز گریه ی تو در آمد صدای همسایه

*علی، از صدای گریه ی زهرا خسته شدیم،علی*

دعای توست که مرگت سریعتر برسد

همین شده است عزیزم دعای همسایه

*خدایا مارو از دست زهرا راحت كن،خدا ما از این خانواده بدمون میآد. "ای خاك بر این مردم ناسپاس" *

به زخم دست تو پاشید آن نمک را که

گرفته بود ز دستت گدای همسایه

*امشب می خوام برات بگم چه طور نمك ریختند به زخم بی بی*

به خانه ریخته اند و گمان نمی کردم

به خانه وا شود اینگونه پای همسایه

*همسایه ها همه اومدند به ما سر بزنند،شاید اومدن سر سلامتی بدن،تسلیت بگن،نه،نه،نه*

چه غربتی است که همسایه بی خبر باشد

ز داغ مرگ عزیز و عزای همسایه

قسم به سرخی خونهای چادرت دیگر

برام رنگ ندارد حنای همسایه

***


جریان مواجهه فاطمه زهرا سلام الله علیها با دشمنان پشت درب خانه از زبان خلیفه دوم:

*مرحوم مجلسی در بحار الأنوار روایتی رو از دلائل الامامه طبری نقل كرده،دومی ِ ملعون نامه نوشته به معاویه لعنت الله علیهما، وقایعی رو براش تشریح كرده،نامه مفصل ِ، اول ِ نامه ضروریات دین رو انكار كرده.میگه  به در خونه ی علی حمله بردم. خودش مناقب ِ علی رو میدونه. *وَ لَقَدْ وَثَبْتُ وَثْبَةً عَلَى شِهَابِ بَنِی هَاشِمٍ الثَّاقِبِ، وَ قَرْنِهَا الزَّاهِرِ، وَ عَلَمِهَا النَّاصِرِ، وَ عِدَّتِهَا وَ عُدَدِهَا الْمُسَمَّى بِحَیْدَرَةَ *"اینها علی رو میشناسند بعد توصیف میكنه،میگه: تو خونه ی علی كی بوده،علی وفاطمه بودند،حسن و حسین بودند،زینبین بودند،فقط فضه كمك كار اینها بود،حالا من با كی رفتم" *وَ مَعِی خَالِدُ بْنُ وَلِیدٍ وَ قُنْفُذٌ مَوْلَى أَبِی بَكْر*من با یه جماعتی رفتم*وَ مَنْ صَحِبَ مِنْ خَواصِّنَا،* رفقای صمیمی ِ ما هم بودند،اولین كاری كه كردم معاویه *فَقَرَعْتُ الْبَابَ عَلَیْهِمْ قَرْعاً شَدِیداً* ،محكم به در زدم،فضه آمد پشت در چه خبره؟ برو به علی بگو این كارهای بیهوده رو رها كنه،در خلافت طمع نكنه،علی باید بیاد بیعت كنه،حامی ِ ولایت بلند شد،زهرای مرضیه پشت در آمد،صدا زد: *أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ! مَا ذَا تَقُولُونَ؟ وَ أَیَّ شَیْ‏ءٍ تُرِیدُونَ؟ *ای گمراهان ِ دروغ گو،چی میگید؟چی می خواهید؟ "چی به بی بی گفت این ملعون؟" چرا پسر عموت در دهلیز خون نشته تو رو فرستاده؟ فرمود:*طُغْیَانُكَ یَا شَقِیُّ* طغیان و سركشی ِ تو ای بدبخت، من رو از خانه به در آورده. به علی بگو بیاد،مگر نه اون كاری كه نباید بشه میشه،*أَبِحِزْبِ الشَّیْطَانِ تُخَوِّفُنِی وَ كَانَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ ضَعِیفاً.* داری مارو از چی میترسونی؟اگه علی بیرون نیاد هیزم میارم،خون رو آتیش می زنم،اهل خونه رو می سوزونم،حالا شروع كرد اولین كارو * وَ أَخَذْتُ سَوْطَ قُنْفُذٍ فَضَرَبْتُ‏* میگه تازیانه ی قنفذ رو گرفتم شروع كردم زدن و دوم* وَ قُلْتُ هَلُمُّوا فِی جَمْعِ الْحَطَبِ* گفتم:برید هیزم بیارید *فَقُلْتُ: إِنِّی مُضْرِمُهَا.* میخوام خونه رو بسوزونم *فَقَالَتْ: یَا عَدُوَّ اللَّهِ* ای دشمن خدا *وَ عَدُوَّ رَسُولِهِ وَ عَدُوَّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ،*حالا بی بی چه كرد؟حامی ِ ولایت ِ  *فَضَرَبَتْ‏ فَاطِمَةُ یَدَیْهَا مِنَ‏ الْبَابِ*‏ بی بی در رو با دست ها نگه داشت *تَمْنَعُنِی‏ مِنْ فَتْحِهِ* اجازه نمی داد در خونه رو باز كنم *فَضَرَبْتُ كَفَّیْهَا بِالسَّوْطِ* شروع كردم به دست هاش تازیانه زدن *فَأَلَّمَهَا*،بی بی دردش گرفت..نانجیب میگه:وقتی به دست هاش زدم  *فَسَمِعْتُ لَهَا زَفِیراً وَ بُكَاءً*. شنیدم داره داد می زنه، گریه میكنه،خواستم برگردم،دلم داشت نرم می شد،یه وقت یاد ِ كینه های بدر افتادم، دوباره برگشتم.*

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:37 ب.ظ | نظرات()

     


بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِكَ وَنَبِیِّكَ، وَاُمِّ اَحِبّائِكَ وَاَصْفِیائِكَ، الَّتِى انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِساءِ الْعالَمینَ، اَللّـهُمَّ كُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثّائِرَ اَللّـهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها، اَللّـهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى، وَحَلیلَةَ صاحِبِ اللِّواءِ، وَالْكَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَعْلى، فَصَلِّ عَلَیْها وَعَلى اُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أبیها مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَتُقِرُّ بِها اَعْیُنَ ذُرِّیَّتِها، وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ.( صلوات بر حضرت زهرا سلام الله علیها، منبع: مصباح المتهجد شیخ طوسی، ج‏1، ص 401)

السلام علیك ِ یا فاطمه، بریم در خانه ی امیر المؤمنین علیه السلام،شب اول روضه است،شما خاندان كَرَم هستید ، هر چه می خواهید شب آخر به ما بدهید، همین شب اول به ما عطا كنید، با یه اُمیدی اُمدیم اینجا یا زهرا

فكر كردن به غم و غصه ی مادر سخت است

خواندن روضه ی در چند برابر سخت است

از حسین این همه اصرار: حسن حرف بزن

حسنم به من بگو كوچه ی بنی هاشم چه خبر شد؟

از حسین این همه اصرار: حسن حرف بزن

از حسن بغض پی پی بغض: برادر سخت است

آخه حسینم خودم دیدم، كه دشمن.... یازهرا

از حسن بغض پی پی بغض: برادر سخت است

مادرم زهرا جان، ای چراغ خونه ی امیرالمؤمنین علیه السلام

زیر بار غم تو می شکند پشت پدر

زندگی بی سر و بی همسر و سرور سخت است

هی میآمد كنار بستر زهرا،خودش پرستار بی بی است،شیخ مفید ،شیخ طوسی  هر دو در اَمالی خودشان نقل كردند: و كان یمرضها بنفسه ،علی خودش پرستاری میكرد،از بین مردم مدینه فقط یه نفر كمك میكرد . وتعینه على ذلك أسماء بنت عمیس (رحمها الله) اسماء كمكش میكرد،پرستاری میكرد،اون شبی هم كه میخواست غسل بده،بازم اسماء كمكش كرد. بریز آب روان اسماء ولی آهسته آهسته

دل حیدر دل کوه است، دل کوه آری

ولی این داغ برای دل حیدر سخت است

من همان اول بسم الله اشکم جاری است

چقدر زمزمه سوره کوثر سخت است

***

خواندن روضه ی در سخت است ای مرثیه خوان

از خداحافظی فاطمه این بار بخوان

اجازه بدهید من روضه ی خداحافظی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را بخوانم،امیرالمؤمنین نماز ظهر رو در مسجد خواند،قصد منزل كرد. إِذَا اسْتَقْبَلَتْهُ الْجَوَارِی بَاكِیَاتٍ‏ حَزِینَاتٍ‏. در بین راه كنیزها رو مشاهده كرد، همه دارند گریه میكنند، اینقدر مضطربند،اینقدر پریشانند، امیرالمؤمنین تا زنها رو دید فرمود: مَا الْخَبَرُ چه خبر شده؟ نكنه زهرام رو از دست دادم؟ وَ مَا لِی أَرَاكُنَّ مُتَغَیَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَالصُّوَرِ چرا مضطربید چرا رنگ هاتون پریده؟ عرضه داشتند یا امیرالمؤمنین: أَدْرِكْ ابْنَةَ عَمِّكَ الزَّهْرَاءَ اگه یه بار دیگه میخوای زهرا رو ببینی بشتاب. علی جان زهرا رو دریاب،یه جمله ای هم گفتند: وَ مَا نَظُنُّكَ تُدْرِكُهَا، بعیده به زهرا برسی. امیرالمؤمنین وارد منزل شد، فَأَلْقَى الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ، عبا از دوش برداشت وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِهِ، عمامه برداشت، وَ إِذَا بِهَا مُلْقَاةٌ عَلَى فِرَاشِهَا . زهرای مرضیه داخل بستر،چشم ها رو بسته،آمد سر بی بی رو به دامن گرفت،شروع كرد بی بی رو صدا زدن، وَ نَادَاهَا یَا زَهْرَاءُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ،صدا زد یا زهرا صدایی نشنید، فَنَادَاهَا یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ بار سوم،بار چهارم صدا كرد بی بی جواب نداد، یه جمله ای گفت، صدا زد: یَا فَاطِمَةُ كَلِّمِینِی فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِیُّ، من علی مظلومم، دلش به رحم آمد، فَفَتَحَتْ عَیْنَیْهَا فِی وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَیْهِ چشم های مبارك رو باز كرد،شروع كرد علی رو نگاه كردن، خیلی این جمله جانسوزه، وَ بَكَتْ وَ بَكَى هر دو شروع كردن های های گریه كردن،زهرای من بانوی خانه ی من چی شده؟ عرضه داشت: یَا ابْنَ الْعَمِّ إِنِّی أَجِدُ الْمَوْتَ الَّذِی لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِیصَ عَنْهُ علی جان مرگ رو در مقابل دیدگانم میبینم، پدرم رو در خواب دیدم،رسول خدا فرمود: یَا بُنَیَّةِ هَلُمِّی إِلَیَّ فَإِنِّی إِلَیْكِ مُشْتَاقٌ پدر من فرمود: دخترم بیا من مشتاق دیدن توأم، بعد شروع كرد آرام آرام وصیت كردن: فَغَسِّلْنِی وَ لَا تَكْشِفْ عَنِّی  علی جونم اگه من رو غسل میدی لباس من رو از تن بیرون نیآر،من نمیدونم چی شد، آخه وقتی بی بی رو غسل میداد،یه وقت سر به دیوار گذاشت،شروع كرد های های گریه كردن،آقا مگه خودتون نفرمودید: آروم آروم گریه كنید، همه صدا بزنید یا زهرا.....

 منبع: بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص: 178

متن كامل این سند در ادامه مطلب           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:31 ب.ظ | نظرات()


          

ابن فتّال نیشابوری در روضة الواعظین نوشته:

وقتی بی بی رحلت كرد، فَصَاحَتْ أَهْلُ الْمَدِینَةِ صَیْحَةً وَاحِدَةً مردم نامرد مدینه شروع كردند شیون كردن وَ اجْتَمَعَتْ نِسَاءُ بَنِی هَاشِمٍ فِی دَارِهَا زن های بنی هاشم اومدند خونه ی بی بی فَصَرَخْنَ صَرْخَةً وَاحِدَةً آنچنان ناله زدند،آنچنان شیون میكردندكَادَتِ الْمَدِینَةُ أَنْ تَزَعْزَعَ مِنْ صُرَاخِهِنَّ نزدیك بود مدینه به لرزه در بیاد، هی صدا می زدند: وَ هُنَّ یَقُلْنَ یَا سَیِّدَتَاهْ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ علی هم نشسته،مردها اومدند خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام وَ أَقْبَلَ النَّاسُ إِلَى عَلِیٍّ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ع بَیْنَ یَدَیْهِ یَبْكِیَانِ امام حسن و امام حسین مقابل پدر نشسته اند گریه میكنند،‏ فَبَكَى النَّاسُ لِبُكَائِهِمَا... مردم از گریه ی این دو گریه میكردند، "تا حالا كجا بودید،مردم مدینه،نمی دونم شاید امیرالمؤمنین نگاه می كرد،بعضی از این چهره ها آشنا بود،اینها رو دیده بود،پشت در خونه دیده بود،بعضی ها هیزم می آوردند،الان اومدید گریه میكنید؟كوفه هم همین جور بود،همونهایی كه نامه نوشتند،وقتی زینب شروع كرد حرف زدن،دید دارند گریه میكنند،زین العابدین فرمود أتبكون؟گریه می كنید؟ مَنَ الَذْی قَتَلَنا؟ كی مارو كشت؟" حالا مردم نشستند،جنازه بیرون بیآد ،نماز بخونند،آقا ابوذر رو فرستاد، اومد بین مردم،صدا زد: اِنْصَرِفُوا همه ی شما برید فَإِنَّ ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَدْ أُخِّرَ إِخْرَاجُهَا فِی هَذِهِ الْعَشِیَّةِ فعلاً جنازه بیرون نمی آد،بلند شید برید، گذشت،ساعت ها گذشت فَلَمَّا أَنْ هَدَأَتِ الْعُیُونُ وَ مَضَى مِنَ اللَّیْلِ وقتی همه خوابیدند،دل شب شد أَخْرَجَهَا عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (ع) وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَقِیلٌ وَ الزُّبَیْرُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ خواص و یاران اومدند ،جنازه رو بیرون آوردند صَلُّوا عَلَیْهَا وَ دَفَنُوهَا فِی جَوْفِ اللَّیْلِ نماز خوندند،به خاك سپردند،وقتی كار دفن تمام شد، وقتی علی شروع كرد با پیغمبر حرف زدن،دیدن هنوز علی داره ادامه میده وَ سَوَّى عَلِیٌّ حَوَالَیْهَا قُبُوراً مُزَوَّرَةً مِقْدَارَ سَبْعَةٍ حَتَّى لَا یُعْرَفَ قَبْرُهَا داره بازم قبر میكنه،داره قبر و صاف میكنه،یه وقت نیان نبش قبر كنند.آخه چند روز بعد تصمیم گرفتند.گفتند: والله لننبشن قبرها. نبش قبر میكنیم نماز میخونیم.

متن كامل این سند در ادامه مطلب           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:12 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic