سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر متن روضه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



نشستم گوشه‌ای از سفره‌ی همواره رنگینت

چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت

به عابرها تعارف می‌کنی دار و ندارت را

تو آن باغی که می‌ریزد بهشت از رویِ پرچینت

کرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفت‌هایت

حسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینت

دهان وا می‌کند عالَم به تشویقِ حسین، امّا

دهانِ خاتمِ پیغمبران واشد به تحسینت

 

*همه حسین حسین میگفتند...دو نفر حسن حسن زیر لب میگفتند...یکی جدش پیغمبر...یکی هم مادرش فاطمه...(امشب امام حسن برات کربلا میده...اگه نگیری تقصیر خودته)...*

 

تو دینِ تازه‌ای آورده‌ای از دیدِ این مردم

که با یک گُل، کنیزی می‌شود آزاد در دینت

 

*کنیز براش گل اورد فرمود:آزادت کردم.*

 

مُعزالمومنین خواندن، مُذل المومنین گفتن

اگر کردند تحسینت، اگر کردند نفرینت

برای تو چه فرقی دارد ای «والتین و الزیتون»

که می‌چینند مضمونِ آسمان‌ها از مضامینت

بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی‌گشتند

 

*هر چی سفیر میفرستاد،برنمیگشتند. همه میرفتند لشگر معاویه...خیلی غریبی...برادرت فقط یه سفیر فرستاد...بالای دارلاماره گریه میکرد...بهش گفتند:مسلم بَدِه...گریه نکن...گفت:برای خودم گریه نمیکنم...."والله ما لِنَفسی بَکَیتُ و لکن اَبکی لِلحسیَن و آلِ الحسَین..."حسین جان...آقا هر جور حساب میکنم غریب فقط خودتی...غریب فقط خودتی...غریب اونیه که همدم اشک و آهه...دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه...حسن...حسن...حسن جان...*

 

بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی‌گشتند

خدا واداشت جبرائیل‌هایش را به تمکینت

بگو تا آفتاب از مغربِ دنیا برون آید

که سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینت

بگو تا تیغ بردارد اگر جنگ است آهنگت

بگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینت

خدا حیرانِ شمشیرِ علی در بدر و خندق بود

علی حیرانِ تیغِ نهروانت، تیغِ صفینت

بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند

 

*اصحابش می آمدند جانماز از زیر پاش میکشیدند...*

 

محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبّینت

تو را پایین کشیدند از سرِ منبر که می‌گفتند:

چرا پیغمبر از دوشش نمی‌آورَد پایینت

درونِ خانه هم مَحرَم نمی‌بینی تحمّل کن

که می‌خواهند، ای تنهاترین؛ تنهاتر از اینت

تو غم‌هایِ بزرگی در میانِ کوچه‌ها دیدی

که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت

*چه غم هایی دیدی بین کوچه ها...؟!به هر جا مادری از شوق دست طفلِ خود گیرد

در این کوچه گرفته طفل،دستِ مادرِ خود را...مادر! داری راه رو اشتباه میری ...*

 

تو غم‌هایِ بزرگی در میانِ کوچه‌ها دیدی

 

*در وسط کوچه تو را میزدند/کاش به جای تو مرا میزدند.../چرا شده گوشه ی چشمت کبود.../به من بگو مگر علی مُرده بود...وای من و وای من و وای من...میخ در و سینه ی زهرای من....*

 

تو غم‌هایِ بزرگی در میانِ کوچه‌ها دیدی

که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت

از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی

از آن دستانِ سنگین بیشتر شد داغِ سنگینت

سرِ راهت می‌آمد آنکه نامش را نخواهم برد

برای آنکه عمری تازه باشد زخمِ دیرینت

*حسن جان....حسن جان....*

برای جاریِ اشکت سراغِ چاره می‌گردی

که زینب آمده با چادرِ مادر به تسکینت

به تابوتِ تو زخمِ خویش را این قوم خواهد زد

چه می‌شد مثل مادر نیمه‌ی شب بود تدفینت

 

*ای کاش شبانه تدفینت میکردند که اینقدر تیر به تابوتت نمیزدند...*

 

صدایت می‌زند اینک یتیمت از دلِ خیمه

که او را راهیِ میدان کنی با دست آمینت

هزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخر

در آغوشِ برادر دست و پا زد جانِ شیرینت

کدامین دست،دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟

 

"فَاتَّقاهَ الغلام بیَدِه..."دست رو سپر عمو کرد...شمشیر رو به نیت امام حسین پایین آورد "فَاَطنَّها عَلی الجلد... فَاِذا هی المعلَّقَه..."دست به پوست آویزان شد..."وَ نادَی الغلام: یا اُمّاه..."*

 

کدامین دست،دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟

همان دستی همان دستی که روزی بوده مسکینت

دعا کن زخمِ غم‌هایت بسوزاند مرا یک عمر

نصیبم کن نمک از سفره ی همواره رنگینت

شاعر:سیدحمیدرضابرقعی

 

*اگرچه عازم قبر شهید کربلا هستیم/به هر موکب نمک گیر امام مجتبی هستیم...حسن جانم...حسن جانم...حسن جانم....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:21 ب.ظ | نظرات()


میسوزه تو تب، مقابل من

چه آتیشیِ، تویِ دلِ من...

 

*همیشه به شما گفتم مجلس اهلبیت گرمه...گرما نمیخواد...ما چی کاره ایم گرما بدیم به مجالس اهلبیت...ولی به خدا قسم اونایی که کار اربعینشون گیره امشب میتونن درست کنند....بابا درِ خونه ی کریم اومدی..محتاج را کریم ز سر وا نمیکند....باور کنید امشب کارتون درست میشه....*

 

دعا کنید سینه زنا حال حسن بهتر بشه

 

*زبون حال ارباب دوعالمه....دعا کنید حال برادرم بهتر بشه...*

 

دعا کنید سینه زنا حال حسن بهتر بشه

نکنه که زینب بفهمه که چه دردی میکشه

ای وای...بمیرم برایِ غریبیت حسن جان

 

*سینه زنا اینجا میخواید برای حسن بن علی دعا کنید...یادتون میاد شب شیش محرم برای قاسم بن الحسن دعا میکردید؟ بریم شبِ ششم ماه محرم...*

 

چی داره میگه؟!خدا نمیرسه صداش....

خدا کاری کن به خاطر باباش...

دعا کنید با پیکر یار وفادارم بیام

چیزی اگه مونده ازش میرم که بردارم بیام

ای وااای... بمیرم برای یتیم حسنم...

 

فدای دلِ، صبور حسن...

شکسته شده، غرور حسن...

 

*غرورمو شکستن...*

 

فدای دلِ، صبورِ حسن...

شکسته شده، غرورِ حسن...

 

حسن از اون داغِ تو کوچه قامتش از غم خمید..

همیشه میگه با خودش کاشکی که قدّم میرسید...

 

*ایستادم به روی پنجه ی پا اما حیف ،دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد...*

 

ای وااای...بمیرم برای غریبیت حسن جان

 

*از زبون خود امام حسن بگم؟*

 

ای وای...بمیرم برای پهلوی مادرم

ای وای... بمیرم برای بازوی مادرم

ای وای...بمیرم برای صورت مادرم

ای وای... بمیرم برای بازوی مادرم

 

*حسن جانم....اگه آقایی کنی یه پیغامی دارم...*

 

دمِ آخری...تو روضه بخون

به مادرمون...سلام برسون

نکنه که دردایِ بازو، مادرُ میده عذاب

بگو هنوز پهلو به پهلو میشه بازم وقتِ خواب؟

ای وای...بمیرم برای پهلوی مادرم

ای وای... بمیرم برای بازوی مادرم

 #نغمه_پرداز_اکبر_شیخی

#شاعر_امیررضا_یزدانی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:17 ب.ظ | نظرات()


حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن

برای این که حسین است سوگوار حسن

محرم و صفر اندوهگین غربت او

دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن

 

*شاید بی دست کربلا وقتی تو علقمه افتاد وقتی مادر سادات اومد استقبالش...اون وقتی که صدا میزد:پسرم...عزیزدلم....شاید اونجا عباس با خودش میگفت:حسنم! چه کشیدی! چه دیدی! *

 

ضریحِ کرب و بلا نقرهِ داغِ تربتِ او

زهیر و حر و حبیبند داغدارِ حسن

اگر چه دور و برش از حبیب ها خالی است

امام ها همه جمعند در کنارِ حسن...

 

*حسن جان...حسن جان...*

 

مزارِ خاکیِ او شد ابوترابیِ محض

از آن به بعد نجف گشت خاکسارِ حسن

عجب نباشد اگر که به روزِ رستاخیز

حسینِ فاطمه برخیزد از جوارِ حسن

برایِ غربت او بی قرار می گریم

شبیهِ شمعِ خیالی سرِ مزارِ حسن

 

برایِ داغِ دو تا ماهپاره اش یا که

برای لحظه ی جانسوزِ احتضارِ حسن

 

*دوتا پسر فرستاد کربلا...دوتا دسته گل فرستاد فدایی بشن...*

 

برای روضه ی او با کنایه می خوانم

مدینه...کوچه...فدکنامه...گوشواره...حسن

#شاعر_محسن_حنیفی

 

*غریب اونیه که تو کوچه های بنی هاشم مادرشو نگاه میکرد....*

 

غریب اونیه که همدم اشک و آهه...

دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه...

{حسن...آقام حسن...آقام حسن...حسن جاان}

کریم کاری به جز جود و کرم ندارد

آقام تو مدینه ست ولی حرم نداره

 

*امشب سرو کار ما با کریمه...میخوام آروم آروم روضه بخونم...کریم یعنی چه؟!کریم چه کسیه؟!من بگم؟! نه....یه کریم برات تعریف کنه کَرَم رو....از خودِ امام حسن سوال کردند:"قیلَ فَمَن کَرَم؟!آقا کَرَم یعنی چی؟!فرمود:"اَلاِبتداءُ بِالعَطیَّه قَبلَ المَسالَه..‌"یعنی قبل از اینکه سائل ازت چیزی بخواد بهش عطا کنی...*

 

ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم

گوشِ این طایفه آوازِ گدا نشنیده ست....

 

*من میگم خدارو چه دیدی شاید امشب قبل از اینکه بیای روضه امام حسن برات اربعین،کربلا رو نوشته باشه...به هر موکب نمک گیر امام مجتبی هستیم...

 

تو مگو ما را بدان شه بار نیست...

با کریمان کارها دشوار نیست...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:46 ب.ظ | نظرات()


بریم مدینه خونه ی امام حسن بشینیم کنار حسین و زینب،کنار ابالفضل گریه کنیم. شیخ مفید در ارشاد روایت کرده: بعد از آن که این سم  به بدن مبارکش اثر کرد رو کرد به امام حسین؛ فرمود: حسین جان!"فَاِذَا قَضَیْتُ فَغَمِّضْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی..."

 

*چه وصیتی به امام حسین کردی...*

 

وقتی از دنیا رفتم خودت چشمای منو ببند...خودت منو غسل بده...خودت منو کفن کن...

*از اینجا رو نیت می کنم برا مادرت روضه میخونم...اگه قابل بدونه یه سری بزنه....*

فرمود:حسین جان! "وَ احمِلنی عَلی سَریری اِلی قبرِ جدّی رسول الله( صلی الله علیه وآله وسلم) لِاُجَدِّدَ بِه عَهدا...*حسین جان من رو روی یک تابوتی بگذار...ببر برای زیارت قبر جدم پیغمبر...دیدار تازه کنم.

بعد فرمود:حسین جان! موقع تشییع من یه عده میان جلوتو میگیرند که بدن منو نبری کنار پیغمبر دفن کنی.حسین جان! تمام تلاشتو بکن خونی پای جنازه ی من ریخته نشه...

 

" و شهیدِِ فوقَ الجِنازَه قَد شُکَّت اَکفانُه بالسِّهام..."

*اونقدر تیر به اون تابوت زدند.... تمام بدنش خونی شد...*

حسین جان! منو ببر بقیع دفن کن...

من نمیدونم...شاید دلش میخواسته نزدیک مادرش باشه....*

خلاصه روح از بدن مبارکش مفارقت کرد.

ابیعبدالله به وصیت برادر عمل کرد.بدن رو غسل داد و کفن کرد.پیکر رو روی تابوت گذاشت.

*فَلَمَّا تَوَجَّهَ بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ اِلَی قَبْرِ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله...*

وقتی آقا این تابوت رو به طرف مرقد پیغمبر میبرد..." اَقْبَلُوا اِلَیْهِمْ..."دورشون رو گرفتند...دور و برِ جنازه ی برادرش شلوغ شد...

*حسین جان یاد چه خاطراتی افتادی؟*

مروان ملعون امد جلو یه جسارتی کرد...حسن بن علی رو با کسی مقایسه کرد که بمونه....مهر کردند و دهانم دوختند...تشییع کنندگان رو تهدید کرد...گفت"اَنا اَحمِلُ السَّیف..."شمشیر میکشم...

امام حسین علیه السلام که وضعیت رو این طوری دید فرمود بریم.

ما نمیخوایم جنازه رو کنار پیغمبر دفن کنیم.پیکر مبارک برادر رو برد قبرستان بقیع کنار فاطمه بنت اسد دفن کرد.

*روضه م تمومه...این یه حجت خدا بود.این یه امام بود. یه فرزند پیغمبر بود.برادرش با احترام بدنشو غسل داد...اما یه حجت خدایی رو میشناسم...یه امامی رو میشناسم...یه فرزند پیغمبری رو میشناسم نه که غسلش دادند...چرا غسلش دادند...یه خط ناحیه مقدسه بخونم...امام زمان فرمود"السلام علی المُغَسَّلِ بِدَمِ الجِراح..."

سلام بر اون آقایی که با خون جراحاتش غسل داده شد....غسل دادند...تازه کفنشم کردند...کی گفته حسین کفن نداره؟!*

 

کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است...

اربعین کربلا باشی.صدا بزن یا حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:45 ب.ظ | نظرات()


السَّلامُ عَلَیْكُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِیَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ 

 *آقا .. یه سال منتظر این دهه بودم .. خیلی زود داره تموم میشه ، خیلی داره به غفلت میگذرونم حسین جان ... به یادِ همه گذشته ها گوشِت اگه باز باشه میشنوی دارن حسرتِ این مجالس و میخورن ، مرگ بغلِ گوشتهِ  ، قدر بدون این ساعات*

 

عمریست دم زدم ز غمت دم به دم حسین

بوده ست هر دمم حسن و بازدم حسین

 

مادر مرا میانِ حسینیه داده شیر

قد کرده ام علم بغل این علم حسین !

 

رویم سیاه بود و لباسم سیاه شد

مدیون توست یک دهه یک رنگی ام حسین!

 

می آیم اربعین به نیابت ز دخترت

جانِ سه ساله ات ببرم تا حرم حسین

 

بعد از سجود ، خاکِ تو را بوسه می زنیم

شد مُهر هم به حرمتِ تو محترم حسین

 

با دست خالی از در هیأت نمی رویم

وقتی تو را دهیم به قاسم قسم حسین

 

______________

بسم رب الحسن از خیمه قمر می آید

کیست این ماه که حیدر به نظر می آید

اینچنین که سویِ میدانِ خطر می آید ..

پدر ازرقِ شامی ست که در می آید

 

از جلال و جبروتش همه می ترسیدند

بعد ده سال همه رویِ حسن را دیدند

 

این‌ عمامه که به سر بسته برای حسن است

تنکرونی است شعارش  زرهش پیرهن است

ای جمل زاده بدان قاسم ما صف شکن است

چقدَر تیغ کجش تشنه گردن زدن است !

 

کِیْفْ کرده است حسین از رجز فاطمی اش

جان فدای هنر رزم بنی هاشمی اش

 

مثل باباش چه با غیظ و غضب می جنگد

میرود هم به جلو هم به عقب می جنگد

یک‌تنه با همه یلهای عرب می جنگد

همه گفتند که این‌ تشنه عجب‌ می جنگد

 

خسته شد ! دور و برش آه چه غوغایی شد


*یه نانجیبی گفت این بچه ی امام حسن فقط از دور سنگ بارانش کنید*

 

سنگ باران شدن کعبه تماشایی شد

 

یا زهرا مهی شد نمایان

از رزمش عدو شد هراسان

 

خروشان آمد رجز خوان آمد

حسن سوی میدان ..

 

تیغ علی به دستان او

خشم علی به چشمان او

زلزله شد ز طوفان او

 

یا قاسم یا قاسم ....

 

این آه عزای کریم است

گیسویی به دست نسیم است

 

به خاک افتادن چنین جان دادن

بلای عظیم است ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:42 ب.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...

 

چطور باورم شه، چه قَدِّ رشیدی

زیر نعل اسبا، چه قَدّی کشیدی

 

حسن شد کفن، تن قطعه قطعت، توی خاک و خون

رو سرت، پیکرت، با هرچی که داشتند زدند بی امون

 

پا نکش، رو زمین، تنت رویِ دستم شده نیمه جون

وای..، غَمِ مادرم، شده پهلویِ تو برام روضه خون

 

چکمه اش را که از گلو برداشت

دشت را ناله ی عمو برداشت

نیزه را قاتل از تنش بعد از

سیزده ضرب،زیر و رو برداشت

 

پنجه ای آمده گلو بکشد

بعد هم جنگ شد، که سو برداشت

تا می آید حسین، وَ گریه کند

زدنش ناله ی عمو بکشد

 

او یتیم است مبهم اش نکنید

زیر این نعل ها کَمَش نکنید

آه ای نیزه ها میان حرم

مادرش هست دَرهَمش نکنید

 

نه به لبخند و گریه، لب وا کرد

جای دو نعل روی لبها بود

جای دو نعل، نعل بعدی خورد

حفره هایی به سینه پیدا بود

روی دوش عمو که جاشده بود

قسمتی بر زمین رها شده بود

تیغ از لابلای او می ریخت

چون حصیری که نخ نما شده بود

 

نیمه جان بود و اندکی حس داشت

کاکُلَش را گرفت،ناکِس داشت

می کشید و به پشت می چرخاند

ناله دیگر نبود، خِس خِس داشت

 

نفسش بین دنده ها مانده

سیزده جای رد پا مانده

سر و کِتفش بروی کِتف حسین

وای پایش به خاک جا مانده

 

*ریختن سرش،یکی موهاش رو گرفت،یکی نیزه میزد به گلوش...*

 

چگونه جسم تو را تا به خیمه ها ببرم

تو تکه تکه ای باید جدا جدا ببرم

نشسته ام به کنارِ تن تو گریه کنم

به فکرِ رفتنم، آخر چه سان تو را ببرم؟

مرا که داغ علی اکبرم زمین زده است

نمی شود که تنت را بروی پا ببرم

برای این که دگر خُردتر از این نشوی

تن شکسته ات از زیر دست  وپا ببرم

یتیم بودی این ها زودتر نوازشت کردند

بزودی این خبرت را به مجتبی ببرم

چکار می کنی اینجا به زیر پای نعل

عمو رسیده کنارم بیا بیا ببرم

 

*اگر میخوای امشب تذکره ی کربلا رو برات امضا کنن...یا امام حسن! ای سفره دارِ عالم،ببین نوکرات نشستن برا پسرت امشب اومدن گریه کنند...این دستات رو بیار بالا...زن و مرد صدا بزنند:حسین...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:35 ب.ظ | نظرات()


من برایت پدرم پس تو برایم پسری

چه مبارک پسری و چه مبارک پدری

 

یاد شبهایِ مناجاتِ حسن می افتم

می وزد از سرِ زلفِ تو نسیم سحری

 

همه گشتیم ولی نیست به اندازۀ تو

نه کلاه خودیُ ، نه یک زرهی ، نه سپری

 

من از آن جا که به موسی ایَت ایمان دارم

می فرستم به سوی قوم تو را یک نفری

 

بی سبب نیست حرم پشت سرت راه افتاد

نیست ممکن بروی و دلِ ما را نبری

 

قاسمم را به رویِ زین بگذار عباسم

قمری را به رویِ دست گرفته قمری

 

نوعروست که نشد مویِ تو را شانه کند

عاقبت گیسویت افتاد به دستِ دگری

 

تو خودت قاسمی و صد ذره شدی

دو هجا بودی و حالا دو هجا بیشتری

 

بند بند تو که پاشید خودم فهمیدم

از روی قامت تو رد شده هر گذری

 

جابجا می شود این دنده تکانت بدهم

وای عجب درد سری وای عجب دردسری

 

*هی مادرش به قد و بالاش نگاه می کرد .. قاسمم .. عوضِ بابات برو میدان شمشیر بزن .. فرستادن تو خیمه ، خواستن لباسِ رزم تنش کنن ، عاقبت نشد .. کفن تنش کردن .. همه کمک کردن تا قاسم سوار مرکب بشه .. خیلی اصرار کرد گفت عموجان اجازه بده منم مثل علی اکبر برم میدان .. ابی عبدالله بهش اجازه نمی داد .

 

رفت گوشه خیمه زانویِ غم بغل گرفته بود. مادرش اومد گفت عزیزم چی شده؟ گفت مادر رفتم عمو اجازه نداد برم میدان .. گفت صبر کن یه کاری می کنم الان دیگه نتونه عمو نه بیاره .. دیدن از تو یه بقچه ای یه نامه ای رو درآورد گفت اینو بابات داده گفته یه روزی کربلا قاسمم خواست بره این نامه رو بده دست برادرم ابی عبدالله ..

 

همچین که نامه رو گرفت خوشحال اومد خدمت عموجان .. (عزیز دلم قربونت برم، تو یادگار برادر منی ، تو عزیز منی، تو بمون با این زن و بچه برگرد مدینه ) گفت عموجان این نامۀ بابامه .. تا اسم باباشُ آورد ابی عبدالله زد زیر گریه .. نامه رو باز کرد دید دست خط داداش حسنِ .. هی نامه رو ، رو چشمش می کشید میگفت حسن جان کجایی ببینی حسینتُ غریب گیر آوردن ..

 

تو نامه نوشته حسین جان من نیستم کربلا ، اما قاسمم عوض من میدان بره .. ابی عبدالله راضی شد فرمود عزیزمُ آماده کنید . اومد بره سید جعفر شوشتری رحمه الله علیه میگه انقدر ابی عبدالله عاشقِ قاسم بود ، همدیگرو بغل گرفتن انقدر گریه کردن تا دیدن ابی عبدالله غش کرد .. حالا قاسم رفت وسط میدان .. عمه زینب داره براش دعا می کنه ، زنهای خیمه همه دارن براش دعا می کنن .. ابی عبدالله هی میگه ان شالله داغتُ نبینم .. نگاه کن ببین چقدر قشنگ شمشیر می زنه .. مثل داداش حسنم تو دل دشمن می زنه .. اما این خوشحالی زیاد طول نکشید .. یه وقت یه صدایی به گوش ارباب رسید ، یه ناله ای بلند شد عمو! عمو بیا قاسمتُ کشتن .. (راحت تر روضه بگم؟) عمو استخونایِ بدنم ..

 

پسری که پاهاش به رکاب اسب نمی رسید ، شیخ جعفر میگه تا ابی عبدالله اومد بالا سرش دید بچه بدنش زیرِ سم اسبا .. قاسمُ بغل گرفت .. اومد بیاد سمت خیمه ها ، یه وقت دیدن پاهایِ قاسم رو زمین کشیده میشه .. شیخ جعفر میگه دو تا دلیل داره ، یا انقدر مصیبت سنگین بوده ابی عبدالله قاسمُ خمیده آورد .. یا انقدر بدن قاسم زیر سم اسبان ... ای حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:18 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic