سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر قمر بنی هاشم
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


از گلستان ولایت خبر آمد خبرآمد

  که شب منتظران را سحر آمد سحر آمد

افق فضل و ادب را قمر آمد

  یم ایثار وفا را گهر آمد گهر آمد

شاهکار ازلی را اثر آمد اثر آمد

فاطمه ام بنین را پسر آمد پسر آمد

به همه صبح تجلای رخ یار مبارک

  خنده فاطمه و حیدر کرار مبارک

جشن خون و شرف و غیرت و ایثار مبارک 

  جلوه یوسف دیگر سر بازار مبارک

عید میلاد ابوالفضل علمدار مبارک

نخل سر سبز علوی را ثمر آمد

شب میلاد در او شیر خدا دید خدا را

   عشق و ایثار ووفا وشرف و صدق و صفا را

آبرو داده  به میدان شهادت شهدا را

      لاله گون کرد ز خون تا صف محشر ، یم لا را

بیشتر سینه سپر کرد و بلی گفت بلا را

هر چه بر پیکر او تیر بلا بیشتر آمد

کربلا گوهر سرخی است به دریای وجودش 

    شهدا در دو جهان عاشق شیدای وجودش

آخرت نعمه شوری است به دنیای وجودش

 نینوا گوشه ای از زمزمة نام وجودش

تا گلستان شود از زخم سراپای وجودش

پیش شمشیر سراپای وجودش سپر آمد

ای زده دست خدا بوسه به دست و سر و رو یت

   ای گلستان وفا سبز ز خوناب گلویت

رشته عشق تمام شهدا حلقه ی مویت

          دیده خلق چو اطفال جگر سوخته به سویت

من نه مداح توام بلکه گدای سر کویت

شاد از آنم که سر کوی تو عمرم بسر آمد

غلام رضا سازگار



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:57 ب.ظ | نظرات()

بحر ولایت گوهر آورده است

درخت توحید برآورده است

ز بیشة ولایت ام البنین

برای دین شیر آورده است

تبارک الله احسن الخالقین

 به ، که چه زیبا پسر آورده است

بین جوانان بنی هاشم

   ز برج عصمت قمر آورده است

نصر من الله و فتح قریب 

  آیت فتح و ظفر آورده است

لمعه ای از نور جلالت نگر

   خدا به شکل بشر آورده است

به ، چه پسرکه بوالبشر را به خلد 

  زنده دل و مفتخر آورده است

مهر فلک به خاک درگاه او

از ره تمجید سر آورده است

سنبل مویش بنگر کز رخش

 نور و ضیا و بصر آورده است

بهر علمداری سلطان عشق 

شیر دلی نامور آورده است



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:54 ب.ظ | نظرات()

باغ اسلام ندارد شجری بهتر از این

نخل ایمان نرساند ثمری بهتر از این

پدر پیر فلک خواهد و تا آنکه از او 

  مادر دهر بزاید پسری بهتر از این

آسمانا پس این بر شرف خویش مناز

 که تو در سینه نداری قمری بهتر از این

پسر فاطمه را آمده پرچم داری

      نتوان دید بر او همسفری بهتر از این

صف اسلام ندیده است پس از شیر خدا

  صفدر و صف شکن و ناموری بهتر از این

در سریر ادب و فضل و کمال و تقوی

  نبود طالع فرخ سیری بهتر از این

نتوان دید به اردوی همایون حسین

  جان فشانی یلِ زرین کمری بهتر از این

راد مردان جهان را به دو عالم نبود

 راهنمایی به از این راهبری بهتر از این

به روی خاق دری باز شد از جانب حق

بهر این خلق کجا هست دری بهتر از این

هر کسی را به جهان هست علوی، اثری

از تو دردهر نماند اثری بهتر از این

علوی تبریزی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:52 ب.ظ | نظرات()

امشب به حریم دل ما شادی و شور است

   آوای غم از گوش همه خلق به دور است

جانها همه چون بزم صفا مشرق نور است

   مستظهر الطاف خداوند غفور است

چهارم شب شعبان شب میلاد ابوالفضل

آن ساقی عطشان و گل باغ نبوت

    کانون وفا چشمه ی ایثار و مروت

آموخت به آفاق ره و رسم اخوت

          تکمیل نمی شد به جهان درس فتوت

در صنع نمی بود گر ایجاد ابوالفضل

این مقدم زیبا پسر امّ بنین است

        میلاد گلی از چمن صدق و یقین است

ذکرش همه جا با شرف و شوق عجین است

  تا در همه آفاق به پا پرچم دین است

جاوید بماند به جهان یاد ابوالفضل

یادش همه جا هم قدم پیر و جوان باد

      این جامة شیعه ابوالفضل نشان باد

حبّ علی و آل علی در  دل و جان باد

         در خطه اسلام به هر دور و زمان باد

یاری گر مانصرت و امداد ابوالفضل

شهاب تشکری آرانی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:47 ب.ظ | نظرات()

شب جشن و سرور و شادمانی است

هر آن کس شادمان نبود ز ما نیست

شب میلاد عباس رشید است

که دلها غرق در نور امید است

ابوالفضل دلاور یافت مولود

که شد عالم این مولدو خشنود

فروغ دیده ام البنین است

گل باغ امیرالمؤمنین است

امیر لشکر عشق است عباس

یم پهناور عشق است عباس

بنازم بر چنین مولود مسعود

که در بیت علی گردیده مولود

از این مولود بادا چشم بد دور

که باشد معنی نوّر علی نور

سپهر جود را خورشید آمد

جهان را مایه امید آمد

گرفته «حافظی»دامان عباس

چو دارد چشم بر احسان عباس

محسن حافظی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:44 ب.ظ | نظرات()

                                          

یاكاشف الكرب عن وجه الحسین اكشف كربنا بحق اخیك الحسین علیه السلام

بر لب آبم و از داغ لبت می میرم 

هردم از غصه جانسوز تو آتش گیرم

مادرم داد به من درس وفاداری را 

عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم

یادم نمیره ، همون روز اول قنداقه ام رو هی دور سر تو می چرخوند آقام،هی میگفت بچه ام فدای حسین،اصلاً من برا همین به دنیا اومدم كه فدای تو بشم.

اكبرت كشته شد و نوبتم آخر نرسید

سینه ام تنگ شد از بس كه بود تأخیرم

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام 

شد در این قبله عشاق دوتا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد 

چشم من داد از آن آب روان تصویرم

امشب باید یه جور دیگه بگی،دستت رو بیار بالا،عین پرچم تكونش بده،شب علمداره

سقای دشت كربلا اباالفضل،اباالفضل

بچه ها همه دست هم رو گرفتند، دور عمو می گشتند.این جوری دل عمو رو بردند

سقای دشت كربلا اباالفضل،اباالفضل

آبی رسان بر خیمه ها اباالفضل،اباالفضل

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد 

باید هر شب یادی از شهدا بشه،به یاد بچه هایی كه وقتی رمز عملیاتشون رو فهمیدن یاقمربنی هاشمه،همه قمقمه ها رو خالی كردن،می دونی چرا قمقمه هاشون رو خالی می كردن،اصلاً آب نمی خوردن، امامی دونستند اگه دستشون به آب بخوره، عطش اونها كم میشه،عباس دستش به آب خورد،همچین كه دست به آب رسید،دستاش رو آورد بالا،گفت:عباس دستای تو به آب رسید،اما دست حسین نرسید،این دست رو دیگه نمی خوام،این چشم رو دیگه نمی خوام،ای فدات بشم حسین با این عباست،بی خود نبود، بهش گفتی:بنفسی انت،دلیل داره.

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد 

چشم من داد از آن آب روان تصویرم

باید این دیده و این دست دهم قربانی 

تا که تکمیل شود حجّ من و تقدیرم

وصل شد حال قیامم ز عمودی به سجود 


بی رکوع است نماز من و این
تکبیرم

یه بیت،عاطفی ها،اونهایی كه دل عاطفی دارن

بدنم را به سوی خیمه اصغر نبرید 

که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم

حسین..........

اومد محضر اباعبدالله،السلام علیك یا سیدی،یا مولای،یه حرفی بزنم،شاید تو اون لحظه ابی عبدالله گفت: حالا هم نمیگی داداش،كار داره تموم میشه،نمی خوای بگی، صدا زد داداش سینه ام سنگینه،صبرم سر اومده، دیگه بزار برم،ابی عبدالله یه نگاهی كرد،آی عزیز دلم،ابی عبدالله بهش گفت:تو برادر منی،تو علمدار منی،تو صاحب لوای منی،یه حرفی ابی عبدالله زده،من عین جمله ی حضرت رو بگم،بخدا برا من همین روضه است،حضرت یه نگاهی بهش كرد،فرمود:عباسم، وَ إذا مَضَیتَ تفرّقَ عسکری،چی گفته حسین؟صدا زد عباس كجا می خوای بری،اگه تو بری لشكرم از هم می پاشه،اگه تو باشی همه هستن،اگه تو نباشی هیچ كی نیست داداش،عباس اصرار كرد،ابی عبدالله اجازه داد،همه می دونید به چه دلیلی اجازه داد،رفت میدان،چه اتفاقی افتاد،حالا ابی عبدالله نگرانه،بین این دو برادر،این رجز ها رد و بدل شد،انابن الحیدر كرار،انا بن محمد المصطفی،انا بن علی المرتضی،تا ابی عبدالله گفت:انابن فاطمه،فهمید خبرهایی است،فهمید دیگه صدا نمی آد،مسیر رو عوض كرد،ای وای،می خوام برات روضه بخونم،اما از این منظر،ابی عبدالله علم امامت داره،تا دید رجز سوم نیومد،راه رو به سمت علقمه عوض كرد،راوی میگه دیدم حسین،اونهایی كه كربلا رفتن،روضه هارو مجسم ببینن،كف العباس یادته،یادته ایستادی گفتی اینجا كجاست،بهت توضیح دادن،اینجا همون جاست،دیدن حسین از اسب پایین اومد،یه چیزی رو از رو زمین بر میداره،این دست عباسمه،چرا رو زمین افتاده،دوباره رفت،دوباره فهمید،آمد به سرم آز انچه می ترسیدم، دوباره از اسب اومد پایین،الهی بمیرم، حیف این دستا نبود از بدن جدا شد،فهمید دیگه عباسش دست نداره،لااله الا الله، الهی بمیرم، یه مرتبه دیدن حسین،از دور داره نگاه میكنه،دید وسط میدون غوغاست،یه مرتبه شنید یه صدا داره می آد،یا اَخا، حسین فهمید عباس اون رو برادر صدا زده،دیگه عباسم رفتنی است،رسید كنار علقمه،میگن یه نگاه كرد دید،همه دور داداشش حلقه زدن،هی شمشیرها بالا میره،تا ابی عبدالله رو دیدن همه فرار كردن، این تفرون و قد قتلتم اخی؟ ،كجا فرار می كنید،دادشم رو كشتید،اومد،چه جوری اومد،تا نگاش به عباس افتاد،آه،برادر از دست دادی؟برادرای شهید كجان ناله بزنن،اگه شب تاسوعا نبود نمی گفتم،عین مقتله،چهار تا جمله نوشتن عموم مقاتل،دونه دونه رو معنی كنم،میكشتت،تا رسید،نگاه كرد،ابی عبدالله اول گفت: الان انكسر ظهری،ابی عبدالله داغ برادر زیاد دیده،هم تو كربلا زیاد دیده،هم مدینه امامش رو از دست داده بود،تو بقیع نگفت:انكسر ظهری،گفت:انكسر ظهری،یعنی كمرم شكست،برم جلوتر، و قلت حیلتی،یعنی راه چاره برمن بسته شد،می دونی صمیمی این حرف چی میشه؟آقا امام زمان ببخشید،می دونید و قلت حیلتی یعنی چی؟یعنی بیچاره شدم،سومین جمله ،وانقطع رجائی،یعنی دیگه ناامید شدم داداش،آخریش آدم رو میكشه،صدا زد داداش، و شمت بی عدوی،معنی كنم یا نه؟اجازه می دی؟یعنی داداش پاشو ببین دشمن داره ناسزا میگه،ببین روی دشمن باز شده،زخم زبون میزنه به من،حسین............... نشت، أخذ الحسین رأسه و وضعه فی حجرة ،نشت سر عباس رو بغل گرفت،چه سری،چه فرقی،سر رو بغل كرد،یه نگاه به عباس كرد،جا خورد،یه چیزی بگم،كنایه فهم ها،قربون ابروهای به هم پیوستت،كی دلش اومده .....،ابی عبدالله یه نگاه كرد،دید عباسش داره گریه میكنه،صدا زد مایبكیك یا اخی؟چرا تو داری گریه میكنی؟من باید گریه كنم،عباس صدا زد: كیف لا ابكی؟ الآن جئتنی و اخذت براسی عن التراب،داداش چرا گریه نكنم،می دونی گریه ام واسه چیه؟نگفت دستام،نگفت چشمم،نگفت سرم،نگفت تشنه هستم،دارم واسه این گریه میكنم،داداش الان تو اومدی سر من رو از رو خاك برداشتی، فبعد ساعة من یرفع رأسك عن التراب ؟ كی می خواد سر تو رو بلند كنه؟حسین........ كی می خواد سر تو رو بلند كنه؟می خوام یه جمله از زبون شما به عباس بگم،عباس جان نگران سر حسین نباش،خیلی طول نمیكشه،هنوز داره نفس میكشه،حسین هنوز زنده است،سرش رو جدا میكنن، حسین......

دانلود روضه - سید مهدی میرداماد

 منبع: كتاب گودال سرخ



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:18 ب.ظ | نظرات()

                

شب عباس،اگه چشمی خدای نكرده،اهل بُكاء هم نیست،یه طوری باید به شكل بكائین در بیاد،اسمش رو تماشاچی نذارن،دست باید كار كنه،ناله باید كار كنه،امشب خود خانم حضرت زهرا سلام الله علیها،شخصاً یك به یك،اسم می نویسه،شب تاسوعا اگه كسی جا بمونه از قلم حضرت زهرا سلام الله علیها وای به حالش.

بسته از خون دلم راه تماشا شده است

تشنگی لب تو حیرت دریا شده است

مادرت ام البنین نیست اگر بر سر تو

همه ی دشت پر از گریه ی زهرا شده است

داغ دست قلم و مشك و علم پیرم كرد

بی تو ناچار ترین ام كمرم تا شده است

توی روضه ی عباس هرچه قدر هم بلند بلند گریه كنی،نمی تونه كسی منعت كنه،چرا؟آخه میگی اربابم ابی عبدالله اینطوری ناله زده،و فبكاء،بكاءً شدیدا،هرچه قدر صدای ناله اش بیشتر میشد،صدای هلهله ها بیشتر،لما قتل العباس،تا با خبر شد ابی عبدالله،هیچ كجا این عبارت رو نیاورده،حتی كنار سفره ی روضه ی علی اكبر، لما قتل العباس، بان الانكسار فى وجه الحسین،یه مرتبه دیدن حسین پیر شد،شكسته شد،همه لشكر دارن گوش میدن،كنار این بدن چی می خواد بگه،این همه دشمن داره شماتت میكنه، تا دیدن حسین گفت: الان انكسر ظهری،خیال همه راحت شد دیگه كمر حسین شكست،شروع كردن دست زدن،..

بی تو ناچار ترین ام كمرم تا شده است

بین این لشكر سرمست غرور از بدنت

پاسخ گریه من خنده و هورا شده است

هرچی میری جلوتر روضه سخت تر میشه،باید هم این طور باشه،ان شاءالله همچین شب هایی كنار حرم اباالفضل،گفت:

قسمتی از سر تو بیخته بر شانه ی من

وای من،چقدر زخم سرت وا شده است

عباسم،داداش،داداش،من امشب از كسی معذرت نمی خوام،آخه در محضر امام زمان(عج)دارم اینطور روضه میخونم،آقا داره برای عموش گریه میكنه

این تمام بدنت نیست علمدار رشید

چقدر فاصله در قد تو پیدا شده است

این یه دونه رو بشنو،نمی گم حداقل یك سال براش گریه كن،حداقل فردا كه اومدی،قبل از اینكه روضه برات بخونن،یاد این بیت بیوفت،اشك بریز،

گرچه بد از روی زین نقش زمینت كرده اند

اما تكه های بدنت بر سر نی تا شده است

كاسه ی چشم كجا،حجم سر تیر كجا

قربون اون چشات برم،با چشماش  دشمن رو شكار میكرد،از چشماش می ترسیدند،خدا برات نیاره،هر عضوی از بدن اگر به درد بیاد،چشم درد اگه كسی داشته باشه،امیر المؤمنین علیه السلام با اون عظمت در یكی از غزوات رسول خدا،نوشتن نود زخم ظاهراً برداشته بود،صبر میكرد،اما یه وقت رسول خدا اومد دید،علی داره با اون عظمت گریه میكنه،داد میزنه،گفت:چی شده؟ علی جان،پسر عمو چی شده،تو رو این طور بی تاب ندیده بودم؟عرضه داشت یارسوالله،چشمم درد گرفته،دردش امونم رو بریده،پیغمبر میدونه چه خبره،فرمود:بشین عزیز دلم،از آب دهان مبارك روی چشم پسر عمو كشید،آروم گرفت،اما این چشم رو حسین كاری نمی تونه بكنه،می خوای بفهمی چی شده،كل بیت رو گوش بده

كاسه ی چشم كجا،حجم سر تیر كجا

در چشم تو شمشیر سه پر جا شده است

این اولین تیر سه شعبه بود،خدا لعنتش كنه،دومیش رو به حلق علی اصغر،سومیش رو به قلب نازنین ابی عبدالله زد،آخرین تیر سه شعبه رو هم به گلوی عبدالله زد،همه ی تیرها مسموم بود،كاری بود،كاری بدتر از شمشیر كرد،عباس خیلی كار برای من سخته،اما می خوام این كار رو بكنم،دلیل داره

می كشم تیر من از چشم تو برخیز ببین

چقدر چشم حرامی به حرم وا شده است

روایت میگه،ابی عبدالله هنوز كنار بدن هست،هنوز ابی عبدالله نرفته،این نانجیب ها تا عباس رو زمین افتاد،یه نفر از دور داد زد،آی سید هاشمی كو علمدارت،یعنی به عباست می نازیدی،دیدی ستون خیمه هات افتاد،یه نفر برای اینكه جگر حسین رو بیشتر آتیش بزنه،داد می زد،هركی می خواد بره سمت خیمه ها دیگه می تونه بره،به اندازه ی غیرتت امشب باید ناله بزنی،حسین.......

خیمه ی دختر من بی تو در امنیت نیست

می دونی چرا عباس؟

سایه ی كعبه نی حرمله پیدا شده است

نقل میكنند هر شب تو حرم اباالفضل روضه به پا بود،الان هم همینطوره،اگر كسی از راه می اومد،مهون می شد، سید قزوینی ادب می كرد،می فرمود شما روضه بخونید،شما منبر برید،شیخ خراسانی از مشهد اومد،رفت بالای منبر ،منبر خوبی هم رفت،روضه ی خوبی هم خوند،مردم خیلی گریه كردند،بعضی ها خودشون رو زدند،برا همین روضه،روضه ی تیر زدن به چشم نازنین قمر بنی هاشم،سید میگه وقتی شیخ از منبر اومد پایین،اومدم گفتم:آقا چرا همچین روضه هایی كه سند محكمی هم نداره میخونید،با دل مردم بازی میكنید،شیخ گفت: آقا جان من خیلی سند براش دارم،اما اینجا حرم عمو جان شماست، محل ادب كردنه،سوغاتی روضه شب تاسوعای اباالفضل برا ما باید ادب باشه،به بزرگتر ها،به پدر و مادر، آقا جان محل ادبه، من بحثی ندارم،هرچی شما بگید،سید میگه من اومدم خوابیدم،شب در عالم رؤیا،عمو جانم قمر بنی هاشم رو دیدم،سلام كردم،آقا با بی اعتنایی جواب سلامم رو دادند،گفتم:آقاجان قربونت برم،یه عمری من خادم حرم شما هستم،یه عمری من نوكری شمارو می كنم،چرا این طوری جواب سلامم رو می دید؟مگه من بی ادبی كردم؟دیدم آقا با غیظ بیشتر فرمود:سید مگه تو بودی ببینی كربلا با ما چه كردند،روضه ای كه شیخ خونده،من خودم برات كامل میكنم،وقتی تیر به چشمم زدن،سوار بر اسب بودم،دست در بدن نداشتم بخوام تیر رو از چشمم بیرون بكشم،روی اسب پاهام رو بالا بردم،سرم رو پایین آوردم،می خواستم تیر رو مابین پاهام قرار بدم،سرم رو بالا بكشم،تیر از چشمم بیرون بیاد،در همین اثناء كلاه خود،از سرم افتاد،راه باز شد،یه وقت دیدم یه نانجیبی با عمود آهن.......» یه جای دیگه به شیخ كاظم سبتی فرموده،فرموده:« شیخ كاظم بگو، هر سواری بخواد از اسب رو زمین بیوفته،اول دستاش رو جلو میآره،صورت آسیب نبینه،اما من دست در بدن نداشتم،با صورت رو زمین افتادم»،حسین...اشكات رو كف دستت بگیر ،شب ،شب دعاكردن برا فرج آقاست، اللهم عجل لولیك الفرج...

 منبع: كتاب گودال سرخ



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:11 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات