سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر عسكری
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 آنکه بر محضر شما نرسد

مطمئناً که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود

آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده

آنکه بر سُرَّ مَن رَآی … نرسد

چشم برخاکِ آن اگر بکشیم

آسمان هم به گرد ما نرسد

سامرا رفته ها به من گفتند

هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان

تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدایِ دوتا حسن هستیم

 نام ما را که از قدیم نوشت

از گدایان این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید

بعدِ نام حسن،کریم نوشت

تا که پیش تو دردِ دل کردیم

نام ما را خدا کلیم نوشت

دلِ ما را اسیر کرد آنکه

بال جبریل را گِلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا

باز هم روزیِ عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا

نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

 این طرف صحنِ صاحبِ کَرَم است

آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست

آن طرف بی چراغ بی عَلَم است

این طرف احترام می بینی

آن طرف ناسزا که دَم به دَم است

سامرا شد خراب فهمیدم

چقدر روضه ها شبیهِ هم است

مادری اند هر دوتا آقا

موسپید است هر که غرقِ غم است

پیش هر دو به گریه می شنوی

روضۀ پهلویی که محترم است

 

*مادر ، مادر ....*

 

"بویِ دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟

نکند خانۀ مولاست خدا رحم کند ...

همۀ شهر به این سمت سرازیر شدند

در میان کوچه دعواست خدا رحم کند ...

هیزم آورده که آتش بزنند این در را

پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند"

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدایِ دوتا حسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد

به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت

زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرف آبی به دستهایش تا

پدر آبی نفس زنان بخورد

می‌خورد ظرف هی به دندانت

چه کند؟ آب نیمه جان بخورد

خوب شد کودکت ندیده لبت

ضربه از چوب خیزران بخورد

روی پیشانی‌ات فقط چین است

آه اگر سنگ بی امان بخورد

عمه مانده است زیر هر ضربه

که مبادا به دختران بخورد

دختران تشنه‌اند و با خنده

لقمۀ خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

 شاعر : حسن لطفی

 

*فرمود:خواستی شیعۀ ما رو بشناسی،مقابلش سه بار بگو:" صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه..." ناخودآگاه بهم میریزه..." یابن الحسن آجرك الله"اما آقا جان بابای شمارو کفن کردند،دفن کردند...میخوام از زبان خودِ آقا امام زمان روضه بخونم...." أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْلُ الْقُرى"...

 

رأسِ تو می رود بالایِ نیزه ها

من زار می زنم،در پایِ نیزه ها

آه ای ستارۀ دنباله دارِ من

زخمی ترینِ سَرِ نیزه سوارِ من

با گریه آمدم اطرافِ قتلگاه

گفتی که خواهرم برگرد خیمه گاه

 

*وای از اون ساعتی که زینب تماشا کرد،نیزه دار با نیزه میزد،شمشیردار با شمشیر میزد،اونایی که حربه نداشتن دامن هاشون رو پر از سنگ کرده بودند...حسین...*

 

هر چه او بیشتر نفس می زد

بیشتر می زدند زینب را

نیزه هاشان میانِ گودالُ

با سپر می زدند زینب را

یک نفر مانده بینِ گودالُ

صد نفر می زدند زینب را

وای حسینم.....

هر چه سیه رو شدم،غلامِ تو هستم

خواجه مگر بندۀ سیاه ندارد

شکر خدا را که در پناهِ حسین

عالم از این خوب تر پناه ندارد

 

ای عشقِ اول و آخرِ من

ای مهربان تر از مادرِ من

یا واهب العطایا

یامنتهی الرجایا

یا دافع البلایا

ارباب....

تشنۀ سر جدا

خون بهایت خدا

السلامُ عَلی

 ساکنِ کربلا

یا حبیبی حسین...

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:59 ب.ظ | نظرات()


ما بین بچه های فاطمه فرق نیست که

ترس یزیدیان همه "اصلِ ولایت" است

بر خاک می کِشند تو را این حرامیان

این بی حیا شدن همه اش از لجاجت است

 

*یا امام حسنِ عسکری! قربونت برم آقا! اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ همینطورِ،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ باید غریب باشه،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ می زننش...این یه بیت رو سادات منو ببخشن...آقا!...*

 

سیلی که می‌زنند به دیوار میخوری

محکم لگد زدن به تو از روی نفرت است

 

*این بیت رو ببینم یادِ کجا می اُفتی...*

 

بس کن نزن، زمین و زمان می‌خورد به هم

نفرین کند که لرزه به ارکانِ خلقت است

رحمت بس است، رو کن از آن هیبت خودت

نه…، صبر در قبیله‌ی حیدر وراثت است

 

*اصلاً انگار تو این قبیله باید صبر کنند،زن رو می زنن باید همسر صبر کنه،یا امام حسن!آقا!...*

 

ذکر لبم شده همه شب "یابن العسکری"

می‌آید آن‌که در پَسِ اسرارِ غیبت است

از یُمن توست "سامره" شد "سُرِّ مَن رَءآه"

سرداب سامرای تو "بابُ الاِجابت" است

انگار غربت تو به پایان نمی‌رسد

سوغات سامرای تو تربت نه، غربت است

شاعر:محمدکاظمی نیا

*هر جایی رفتی مراسم ترحیم،صاحب عزا دَمِ در می ایسته،خوش آمدی میگه،امشب صاحب عزا ، خودِ امام زمانِ،دَمِ در ایستاده،خوش آمد میگه،آی عزادارای پدرم! خوش اومدید...ما امشب اومدیم خودمون رو بهت نشون بدیم،ما هم اومدیدم آقا! اما تو رو ندیدیم یوسفِ فاطمه!...

صدا زد خادمش رو،ظرف آبی براش بیاره،میگه:ظرف آب رو برداشت آورد،داد دستِ امام حسن،اینقدر این آقا ضعیف شده،دست ها میلرزه،بدن داره میلرزه،ظرف آب رو که به دست امام حسن داد،اینقدر که دست ها میلرزید،ظرف آب رها شد،ریخت رو زمین،صدا زد:آی خادم!برو پسرم مهدی رو خبر کن،مهدیم بیاد...اینجا امام حسن پسرش مهدی رو صدا زد،یه مادری هم من میشناسم،پسرش مهدی رو صدا زد،ما بینِ در و دیوار قرار گرفت،صدا زد: مهدی جان! بیا...کمکِ مادرت کن....

اومد امام زمانِ من و تو...کنار پدرش،ظرف آبی رو برداشت،با دستای مبارکِ خودش نزدیکِ دهان امام حسن...اینقدر امام حسن ضعیف شده،دندان ها بهم میخوره،میلرزه،ظرف رو آورد جلو...میگه:امام حسن شروع کرد گریه کردن،صدا زد: بابا! چرا گریه می کنید؟گفت:برا تو گریه میکنم،خیلی غریبی،بعد از من بیابون گرد میشی...بعد از من خیلی بی کس میشی...

من میگم:شاید ظرف آب رو جلو امام حسن آوردن،یاد لب های خشک حسین هم افتاده باشه،یاد اون لحظه ای که راوی میگه:دیدم لب های حسین داره بهم میخوره...از لب ها داره خون جاری میشه...لبها خشکیده است...ظرفِ آب رو برداشتم برا حسین آب ببرم،تا اومدم تویِ گودال دیدم اون نانجیب داره بالا میاد،ظرفِ آب رو ازم گرفت،برای کی داری آب می بری؟ گفتم:مگه نمی بینی حسینِ فاطمه تشنه است؟ گفت:نمیخواد آب ببری،الان خودم سیرابش کردم...اما دیدم بدنش داره میلرزه،چرا بدنت داره میلرزه؟ صدا زد:آخه اون لحظه ای که نشستم رو سینۀ حسین،دیدم یه صدایی داره میاد،یکی هی داره میگه: "بُنیَّ!..." پسرم...حسین...

بهترین کفن ها رو برای امام حسن عسکری آوردن...جعفرِ کذاب اومد به این بدن نماز بخونه،دیدن از دور یه بچۀ چهار ساله ای داره میاد جلو...برید کنار من باید بر این بدن نماز بخونم....اومد جلو...ایستاد جلو،نمازِ مَیِّت رو خوند....امامِ،باید امام رو امام خاک کنه،بدن امام حسن عسکری رو داخل قبر گذاشت...

کربلا هم امام سجاد بابا رو داخلِ قبر گذاشت...میگه:دیدم داخلِ قبرِ، اما از قبر بیرون نمیآد...سر به این بدن گذاشته داره های های گریه میکنه...یا امام سجاد! چرا از قبر بالا نمی آیید؟ صدا زد: آخه هر میتی رو که خاک میکنن،طرفِ راستِ صورتش رو روی خاک میذارن،اما من هر چی نگاه میکنم،بابام سر به بدن نداره...ای حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:09 ب.ظ | نظرات()

آقای سامرا چقدر ناتوان شدی
خیلی شبیه مادرِ خود قدکمان شدی
آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی
چون مادرت زمان جوانی تو میروی
اَبَاالمَهدی یا مولا....
____________
بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای
هی میخوری زمین ، ولی یاد کوچه ای
گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت
شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت
شعله سراغ پیچشِ گیسوی تو نرفت
اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت
آتش کسی به خِرمَنِ نیلوفرت نزد
اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد
اَبَاالمَهدی یا مولا....
____________
تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند
مهدی رسیده و به برت گریه میکنند
خاکی شده است موی سرت گریه میکند
این ظرفِ آب بر جگرت گریه میکند
برروی دامنِ پسرت دست و پا مزن
اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن
آقا سلام بر تو و دریایِ تشنه ات
این کاسه میخورد روی لبهایِ تشنه ات
یادِ حسین می دمد از نایِ تشنه ات
دادی سلام بر لبِ بابایِ تشنه ات
خونابه گرچه از دهنت ریخته شده
آلاله روی پیرهنت ریخته شده
شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد
شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد
چکمه به روی پیکرِتو بی امان نخورد
سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد
شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن
بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن
اَبَاالمَهدی یا مولا....
____________
بی تو وقارِ خواهرِ تو مُستَدام ماند
با احترام آمد و با احترام ماند
پوشیده از نگاه خَواص و عوام ماند
وای از زنی که در وسط ازدحام ماند
احساس های خواهری اش لطمه خورده بود
حتی غرورِ روسری اش لطمه خورده بود
شاعر:محمدجوادپرچمی






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:01 ب.ظ | نظرات()


"اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا..."گداهایِ سامرا معروفن،ما هم امشب گدای سامرا باشیم،گدا نباید دستش پایین باشه..." یا وَجیهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّهِ..."

 

ای جلوۀ خداییِ بی انتها حسن

خورشیدِ روشنِ سحرِ سامرا، حسن

 

بی تو عبودیت به خدا بت پرستی است

نور خدا، مُکَمِّلِ توحیدِ ما، حسن

 

امشب عروجِ زخمیِ بالِ مرا ببر

تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن

 

در بینِ خانوادۀِ زهرایِ مرضیه

باید شوند تمامِ علی زاده ها حسن

 

 

*دوتا حسن دارن این خاندان،هر دو هم فرزند علی هستند،جانم فدایِ هر دوشون،اما این کجا و اون حسن کجا،این حسنی که میخوای براش گریه کنی،حرم داره،یه ضریح خوشکل داره،امشب دورش شلوغِ،حرمش پر از زائرِ...بمیرم برا اون حسن...*

 

 

بسته میشه پروندۀ دو ماهۀ اشک و عزا

با گریه بر روضه هایِ غریبِ شهرِ سامرا

 

دو ماهه آزگار شده،دلها همه غرقِ محن

گریۀ غربتِ شماست که آبرو داده به من

 

آقا یه امشبُ بیا به مجلس ما سر بزن

 

 

* مگه شبِ عزایِ پدرت نیست؟یاصاحب الزمان! مگه نمیگن:صاحب عزا دَمِ در ایستاده؟اصلاً من چرا میگم به ما سر بزن،تو قبل از ما اومدی،ما همه اومدیم بگیم:سرت سلامت،"آجرک الله"...*

 

آقا یه امشبُ بیا به مجلس ما سر بزن

الهی سایه ات کم نشه،ازسر ما آقایِ من

 

نامِ حسن یه عمریۀ به دلِ ما جلا میده

مادرش امضاء میکنه،خودش یه کربلا میده

 

نام حسن رو می برم،یه آهِ حسرت میکِشم

مدینه جلوه گر میشه،با روضه هاش جلو چِشَم

 

موندم به تو بگم غریب،یا به غریبِ مدینه

خوب شد مدینه نبودی،چشمت روز بد نبینه

 

بچه باشی نتونی که مادرت رو یاری کنی

مادر کمک بخواد ازت،نشه براش کاری کنی

 

خوب شد میون کوچه ها،مثلِ امامِ مجتبی

ندیدی مادر رو زدن،یه عده بی شرم و حیا

 

خوب شد مدینه نبودی،جلویِ چشمایِ ترت

یه ضربه با غلاف،یهو بشکنه دستِ مادرت

 

وای مادرم....

 

خوب شد مدینه نبودی،ببینی بینِ کوچه ها

مادرِ هجده ساله ات رو،افتاده زیرِ دست و پا

*زهر دو تا کار با بدن میکنه،اول اینکه آدم رو تشنه میکنه،عطش غالب میشه به بدن...وقتی اسمِ عطش میاد...بمیرم برای اربابمون امام حسین که لب هاش مثل دو تا چوب خشک بهم می خورد...اسم زهر که میاد...ای خدا! مگه بچۀ شیر خواره،مگه علی اصغر چقدر آب می خواست که تیری که  به گلوش زدن هم مسموم بود و هم سه شعبه بود...فقط همین رو بگم:یه کاری کردن،یه بلایی سَرِ حسین آوردن،که از آسمان پیامِ تسلیت رسید،برای هیچ شهیدی،اما تا تیر رو زدن به گلو،ندارسید: "صَبرَاً لَکَ یا حسین!..." خدا ندا میده:صبر داشته باش حسین...

دومین اثرِ زهر بهم خوردنِ تعادلِ،امام رضا هم تعادلش بهم خورد،چی میخوام بگم؟ میخوام بگم:مَرد اگر تعادلش بهم بخوره عیبی نداره،مَردِ...اما وای به روزی که یک زن تعادلش بهم بخوره.... چرا مادرِ ما تو کوچه ها تعادلش بهم خورد؟ مادرِ مارو زهر دادن؟ نه...چرا مادرِ ما تو کوچه ها هی به دیوار می خورد؟ یه جور دیگه هم میشه تعادلِ کسی رو بهم بزنی...چه جوری؟ چند نفری به یک نفر حمله کنن...کمربندِ علی رو گرفت،دیدن حریفِ فاطمه نمیشن...یه نفری داره علی رو میبَره...یه کاری کنید دستِ فاطمه جدا بشه...ریختن دورِ مادرِ ما...

 

 

من ایستاده بودم،دیدم که مادرم را

دشمن گهی به کوچه،گاهی به خانه می زد

 

گردیه بود قنفذ،هم دست با مغیره

او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد

 

*حرف من رو نشنیده بگیر .. یه جوری زدن،دیگه مادرِ ما تا آخرِ عمرش درست راه نمی رفت..." مُنَهَّدَةَ الرُّكن"....امان از بی کسی،ای دادِ بیداد...*

 

امان از کوچه هایِ بی مُروَّت

امان از مردمِ بشکسته بیعت

 

*ببرمت امشبی کربلا،روضه بدونِ کربلا انگار یه چیزی کم داره...یک امام رو با زهر کاری کردن که تعادلش بهم بخوره،مادرِ مارو با غلاف شمشیر...با تازیانه...یه آقایی هم سراغ دارم کربلا...سوارِ ذوالجناح...عطش غالب شده بود بر حسین....زخم ها،تیرها،شمشیرها...دیدن هر کاری کنن حسین از ذوالجناح نمی اُفته...چه کردن؟یه نانجیبی با نیزه به پهلوش زد...تعادلش رویِ ذوالجناح بهم خورد،" فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ ، عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ..." از بالایِ ذوالجناح با صورت...ای حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:51 ب.ظ | نظرات()

گم کردم دست و پامو ،شب شب مراده
سامرا امشب آقا،باز گدا زیاده
تویی ، تویی معجزه ی هستی
تویی ،تویی صاحب این عالم
تویی     تویی اهل کرم آقا
تویی ،تویی وارث این پرچم
برا پسرت دعا کن ،  مُردیم از صبوری
همه موهامون سفید شد، بسه دیگه دوری
____________
غوغا میشه مدینه ، از تو و قدمهات
مثل حیدر می مونه ، خیلی برق چشمات
تویی ، تویی جلوه ی نور حق
تویی ، تویی ثلاله ی زهرا
منم ، منم  عاشق و دلداده
تویی، تویی دلبر بی همتا
مدینه از آسمونش ، گل میباره امشب
ستاره رو دامن ماه ، سر میزاره امشب
برا پسرت دعا کن،مُردیم از صبوری
همه موهامون سفید شد ،بسه دیگه دوری
____________

بر میگردی یه روزی ، با دعای زهرا
کاش سرباز تو باشیم ، تو سپاهت آقا
بیا ،بیا تا که نفس مونده
بیا  ، بزا ببینمت آقا
بیا ، بیا خیلی دلم تنگه
بیا ، بیا ای نفس زهرا
آرزوی من همیشه، دیدن نگات   
خودت اینو خوب میدونی، جون من فدات
برا پسرت دعا کن ، مُردیم از صبوری
همه موهامون سفید شد ،بسه دیگه دوری




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:59 ب.ظ | نظرات()

بر عکس شد،  زمین به هوا نور می هد
کِل می کشد فرشته ، وسط شور می دهد

از سفره ای که روح الامین سور می دهد
خرما بزن که مزّه ی انگور می دهد

امشب شراب ،از میِ انگور عسکری است
این سفره ی ولیمه به دستورِ عسکری است

این حالِ خوش مباد که یک لحظه بد شود
دستی دراز شد که بنا نیست رد شود

امشب همان شبی است که باید رصد شود
تنها نزن به آب قرار است مَد شود

دریا بلند می شود و ماه می رسد
ماهی به هیبتِ حسن از راه می رسد

وقتی نمک علی است ، شکر می شود حسن
والشَّمس اگر علی است ، قمر می شود حسن

وقتی صدف علی است ، گهر می شود حسن
هر جا پدر علی است ، پسر می شود حسن

از حُسن خود دوباره خدا رونوشت زد
قابش گرفت و سَر درِ باغ بهشت زد

جانم به این ربیع و به ایام شادی اش
نقل است هشتمین خبر بامدادی اش

چون اختصاص داشت به باب المرادی اش
برداشت پرده از رخ دلبند هادی اش

در شرحش از کرامت مازاد می نوشت
کاتب مدام دست مریزاد می نوشت

تا ساق عرش سلطه ی فرمانروایی اش
مُهر نماز نقطه ی خود اتکائی اش

ارباب جود سیره ی مشکل گشائی اش
دلچسب ماست کنیه یِ ابن الرضائی اش

اقبال سائل از کرم افزایی اش بلند
بر دوش حشر پرچم آقایی اش بلند

نطق و بیان حریف سکوتش نمی شود
تبعید ، ساقط جبروتش نمی شود

جز کربلا دعای قنوتش نمی شود
جز اشکِ روضه ، غالبِ قوتش نمی شود

نشنیدی از علامت اهل یقین چه گفت ؟
از مؤمن و زیارت در اربعین چه گفت ؟

ماییم و حرصِ صحن مطلّایِ سامرا
صلی علیک ، حضرت والایِ سامرا

حدّاقل از عرش معلای سامرا
نان پرت کن برای گداهای سامرا

یک التفات هم شده بر مستمند کن
بنشین کنارِ ما و بگو و بخند کن

صاحب قَرانی و به سوار و پیاده ات
خواهم گذشت از سرِ خود با اراده ات

هر روزِ هفته می رود این بنده زاده ات
خدمت کند به خانه ای از خانواده ات

من پادوی بساط توام پنج شنبه ها
جارو کشِ حیاط توام پنج شنبه ها

ای پنج شنبه ، جمعه ات آیا نمی رسد ؟
این قرن ها غروب ، به فردا نمی رسد ؟

این بندِ شعر خوب نشد ، با نمی رسد
عرض دعای ما که به بالا نمی رسد

دست خودت فقط گره را باز می کند
آخر مگر پسر به پدر ناز می کند ؟

شاعر:علی صالحی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:55 ب.ظ | نظرات()

الا که موسم شادی و همدلی آمد
زمان ناد علیاً سینجلی آمد
زمین سامره را سینه منجلی آمد
دهم ولی ِّخداوند را ولی آمد
که دومین حسن از چهارمین علی آمد
بر آن علی به گل روی این حسن صلوات

وَلیِّ ذات خدا شاهِ انس و جان است این
جهان جان نه، که جان همه جهان است این
چراغ اهل زمین، ماه آسمان است این
به جسمِ شرع و تنِ اهل دین روان است این
امامِ ما، پدرِ صاحب الزمان است این
بر آن امام و بر این صاحب زمن صلوات

چراغ دیده رخ دلربای این پسر است
تمام عالم خلقت برای این پسر است
چو ذات حق به دلِ خلق جای این پسر است
دلِ شکسته دلان آشنایِ این پسر است
سخن اگر به مدیح و ثنای این پسر است
به صفحه و قلم و منطق و سخن صلوات

وزیده بوی گل مهر او ز هر چمنی
نیافریده خداوند همچو او حسنی
خوشا زبان و خوشا منطق و لب دهنی
که در ثنای وجودش برآورد سخنی
به یادِ رویش هر جا که هست انجمنی
سِزَد که خلق فرستد بر انجمن صلوات

سلام خلق و درود خدا به جان و تنش
فدای لیله ی میلاد و صبح آمدنش
جمال آینه ی ذات حیّ ذوالمننش
به باغ وحی دمد بوی گل ز پیرهنش
وجودِ مهدی موعود سَرو نسترنش
به باغبان و بر این سَرو نسترن صلوات

ز پرده چهره چو بی‌پرده همچو ماه نمود
دل امام دهم را به یک کرشمه ربود
شهادتین ز لبهای جانفزاش سرود
به فاطمه به علی بر ائمه گفت درود
سپس بخواندن قرآن، دهان چو غنچه گشود
به آیه آیه ی قرآن بر آن دهن صلوات

خدا ستوده به قرآنِ خود عیان او را
رسول خوانده امامِ جهانیان او را
ستوده حجّت حق، صاحب الزّمان او را
پدر گرفته در آغوش خود چو جان او را
نهاده بوسه به حُسنُ و لب و دهان او را
بر آن لبی که ورا گشته بوسه زن صلوات

سلام باد به جان و درود بر بدنت
روانِ عیسی مریم ز فیض پیرهنت
هزار موسیِ عمران به طور هم سخنت
نشانِ بوسه ی داود بر لب و دهنت
گرفته یوسفِ صدیق، جان ز فیض تنت
تو را ز جمله نبیّین به جان و تن صلوات

ز آب جوی تو خضر وجود رخ شوید
به شوق کوی تو پیر طریق ره پوید
زمان به گردش خود گردد و تو را جوید
بهشت لاله ی خود از دم تو می‌بوید
ز زلف پُرشکنت عطر تازه می‌روید
به عطر تازه آن زلف پُرشکن صلوات

خوشا دلی که بود باغِ جنّت غم تو
خوشا گلی که گرفته است فیض از دم تو
دل هزار سلیمان اسیر خاتم تو
سلام بر تو و بر مهدیِ مُکرّم تو
ثنای تو است نه تنها به نظم «میثم» تو
تو را ز پیر و جوان و ز مرد و زن صلوات

شاعر : استاد غلامرضا سازگار




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:36 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic