سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شهادت حضرت فاطمه الزهرا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



کمک کن امشب ای اسماء دلِ دریایی ام درده

ببین خیبر شکن امشب چه زانویی بغل کرده

 

تو سینه م کوهِ فریاده ولی به صبر مامورم

نمیشه باورم دارم تن زهرامُ میشورم

 

دارم دق میکنم از غم نبین اینقدر آرومم

ببین اسماء چقدر سرده تنِ زخمیِ خانومم

 

تن زخمیِ خانومم چه خاکی بر سرم کرده

بریز آب روان آروم به بازوی ورم‌کرده

 

بریز آب روان اسماء علی دلتنگ و بیتابه

تو هرچی آب میریزی ازش میریزه خونابه

 

خدایا کاش میمیردم علی چی داره میبینه

حالا باید بفهمم که چه زخمی داشت رو سینه

 

دیدی واسه چی بود وقتی میشد بعضی شبا بیهوش

چجوری زندگی کرده با این زخمِ روی پهلوش

 

سه ماه از من چه پنهون کرد همه آزردگی هاشُ

نگاه‌کن زیر چشمش رو ببین خون مردگی هاشُ

 

برای من سپر کرده چطور کل وجودش رو

بذار بیشتر ببینم من یکم رویِ کبودش رو

 

داره میره ولی خونش هنوزم روی دیواره

داره میره نگفت آخر کجا افتاد گوشواره

 

همین که دست من خوردش به زخم بازو اُفتادم

منی که گریه ام آروم بود دراومد دیگه فریادم

 

حسن جانم ، حسین جانم بیایید مادر داره میره

به داد من برس زهرا که زینب داره میمیره

 

دوباره فاطمه جانم ،خودت مشکل رو حل کردی

برای آخرین دفعه یتیماتُ بغل کردی ..

 

*خدا نیاره به آدم بگن بیا برا آخرین بار با مادرت وداع کن .. امشب شبیِ که دادِ علی بلند شد .. بچه ها نتونست گریه کنن آستین به دهان گرفته بودن .. خدا نیاره آدم ببینه چطور مادرشُ کفن میکنن .. علی بدنِ زهرا رو غسل داد تا دستش رسید به بازو دادش بلند شد .. شروع کرد بند کفنُ  بستن سادات نوکرا من معذرت می خوام .. شروع کرد علی بدنِ زهرا رو کفن کردن ...

 اول گره رو بست ، تا اومد گره بالاسرو بزنه صورت زهرا رو آروم تو کفن گذاشت یه وقت نگاه کرد دید بچه ها دارن نگاه میکنن .. یا مرتبه رها کرد ، گفت بچه ها بیاید با مادرتون وداع کنید .. همه از هم سبقت میگرفتن بزار زبانِ حال بگم .. یکی میگفت مادر من حسنم .. من همون کسی ام که تو کوچه خاکایِ چادرتو تکوندم .. یکی میگه مادر من زینبم .. یکی میگه مادر من کلثومم .. اما یه آقایی یه جور دیگه صدا زد هی میگفت مادر تو مادری نبودی که وقتی حسین صدات بزنه جواب ندی .. میدونی چی شد ؟ شیخ عباس قمی میگه یه وقت دیدن بند کفن آروم آروم باز شد دست شکستۀ زهرا بالا اومد بچه هارو بغل گرفت .. منادی بین زمین و آسمان صدا زد علی ، بچه هارو از فاطمه جدا کن .. این منظره رو ملائکه طاقت ندارن .. عرش ولوله شده وقتی حسن و حسین گریه میکنن .. وقتی زینب گریه میکنه .. الهی برای غربتت بمیرم هی حسنُ بلند میکرد بابا خدا صبرت بده حسین جان خدا صبرت بده .. زینب جان از این به بعد تو خانوم خونه ای .. با احترام بچه هارو جدا کرد یعنی آی اهل عالم یاد بگیرید هر وقت دیدید بچه ای خودشو رو بدن عزیزش انداخته با احترام ، با ناز و نوازش جداش کنید ..

اما علی جان نبودی ... یه دختری اومد تو گودال خودشُ انداخت رو بدن بی سر .. اینقده گفت بابا عوض اینکه ناز و نوازشش کنن ، بگن این دختر یتیم شده ؛ هم داداشاشُ کشتن ، هم عموهاشو کشتن ، میدونی چطور جداش کردن ؟.. ریختن تو گودال اینقدر با تازیانه ... ای حسین ..*

با اجازۀ امام رضا امشب نگم کی بگم ، ما فکر میکنیم فقط عباسِ که رو زینب غیرت داره ، فقط حسینِ ، فقط مردای هاشمین که رو زینب غیرت دارن نه ولله .. بچه رو بزنن میگه بابا بدنم درد گرفت بابا ببین منو دارن آزار میدن اما تو گودال عکس همۀ اینا شد این دخترُ زدن اما از خودش حرفی نزد یا امام رضا معذرت میخوام یه مرتبه بلند شد گفت بابا بلند شو ببین نامحرما عمه رو دارن میزنن ..*

 

شبی در عمق تاریکی نشسته

زمین و آسمان غمگین و خسته

روان در کوچه ها تابوت غربت

در آن تابوت یاقوتی شکسته

 

*سلمان میگه یه جوری به در میزدن نمازمُ زود سلام دادم درُ باز کردم دیدم آقازادۀ امیرالمومنین امام مجتبی ست فرمود سلمان بیا ، بابام غریب شده .. بابام تنها شده .. بیا کمکش کن میترسم بابام دق کنه .. فرمود علی جان منو شب غسل بده ، شب کفن کن ، شب به خاک بسپار فرمود علی جان وقتی منو تو خاک گذاشتی زود رهام نکن یه خورده بشین بالا قبرم برام قرآن بخوان .. همچین که اومد بدن بی بی رو روانۀ قبر کنه یه وقت امیرالمومنین دید دوتا دست شبیه دستایِ پیغمبر نمایان شد .. اینقدر خجالت کشید علی .. بدن زهرا رو تو خاک گذاشت خدا جواب پیغمبرُ چی بدم اون روزی که امانتیتُ گرفتم سالم بود .. حالا هم پهلوش شکسته .. هم صورت سیلی خورده .. هم بازو ورم کرده ...

 همچین که بدن زهرا رو تو خاک گذاشت چقدر سخت بود برای علی حالا آروم آروم میخواد خاک بریزه رو بدن زهرا .. خانوم جوونشُ تو خاک گذاشت .. این صحنه تو ذهن زینب موند ، میدونی کجا یادش امد؟ پشت خیمه دیدن حسین اومد یه قنداقی رو گذاشت رو زمین یه قبر کوچیکی رو با دستاش شروع کرد کندن .. علی رو روی خاک گذاشت یه وقت شنید یکی میگه مهلاً مهلا یا ابن الزهرا .. آقا اجازه بده یه بار دیگه بچه مُ ببینم .. *

 ای حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:57 ب.ظ | نظرات()

انسیه الحورا کجا و هیزم اَفروخته
مرزِ بهشت و جهنمِ این درِ نیم سوخته

وایِ من ، تو رفتی پشت در جایِ من
حالا میبینه چشمایِ من ، داره میسوزه دنیایِ من

چه خبره
محسنم تو خطره
پشتِ در قیامتِ ، فاطمه یه نفره

« وای وای وای یا زهرا .. »

این یه سواله بی جوابه ، چی شد که اون لحظه
من بودم اما تو پشت در صدا زدی فضه

وای من ، تو رفتی پشت در جایِ من
طنابِ دور دستایِ من کبودِ روی زهرای من

چه خبره
میخِ در شعله وره
پشتِ در قیامتِ ، فاطمه یه نفره

« وای وای وای یا زهرا .. »

تو میری از مدینه اما کربلا نزدیکه
دم غروب میبینیم همو دوباره وقتی که

عاشورا ، حرامی و حرم واویلا
رقیه گم میشه تو صحرا
تو خیمه ها میگن یا زهرا

چه خبره
کربلا چه خبره
خیمه ها میسوزه و ، زینبم یه نفره
__________________
من و تنها گذاشتی پرکشیدی
نفسِ آخر و بی سر کشیدی ...
بس گلوت و بر زمین کوبیدی
رو خاکا طرح یک حنجر کشیدی

بمیرم مجبورت کردن
از خیمه ها دورت کردن
گودیِ گلوت رو دیدن
با نیزه منحورت کردن ..



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:54 ب.ظ | نظرات()

زهرایِ من .. زهرایِ من ..
حیدر بمیره واسه ات دنیای من
زهرایِ من .. زهرایِ من ..
رحمی نما به حال و دردهای من
زهرایِ من .. زهرایِ من ..
داره میباره خون از چشمایِ من
___________________
محزونِ شبها زینبت
زهرایِ من .. زهرایِ من ..
می میره بی توحیدرت
زهرایِ من .. زهرایِ من ..
چشمم به دیوار و درِ
زهرایِ من .. زهرایِ من ..
حسنت داره می میره
زهرایِ من .. زهرایِ من ..

زهرایِ من .. زهرایِ من ..
کشتن تو رو به پشت در ، وای من
زهرایِ من .. زهرایِ من ..
دیگه نداره جون این پاهای من
زهرایِ من .. زهرایِ من ..

أما فِیکُمْ مُسْلِم ، مادرِ ما پشت در اُفتاده
أما فِیکُمْ مُسْلِم ، مادر ما بی سپر اُفتاده
أما فِیکُمْ مُسْلِم ، مادر ما بی گناه اُفتاده
أما فِیکُمْ مُسْلِم ، مادر ما پا به ماه اُفتاده

نرو زهرا .. بمونُ تکیه گاهم باش
نرو زهرا .. تو این عالم پناهم باش
نرو زهرا ...

نرو زهرا .. آوردی جونمُ رو لب
نرو زهرا .. داره دق میکنه زینب
نرو زهرا ...

دلم خون .. یه حرفی جمله ای چیزی
دلم خون .. به قلبم میزنی تیری
دلم خون ..

دلم خون .. چرا از من میگیری رو؟
دلم خون .. شکسته بازو و پهلو
دلم خون ..
___________________
وای حسین .. وای حسین ..

غریب کشتنت ..
دوره ات کردن اسیر کشتنت ..
زخمی ات کردن چه دیر کشتنت ..
اصلاً روزِ غدیر کشتنت ..

غریب کشتنت ..
بی یارُ بی حبیب کشتنت
ده اسب نانجیب کشتنت ..
آقا خیلی عجیب کشتنت

« غریب کشتنت ... »

تورو کشتن برا یه مشتی گندم
تورو کشتن جلو چشایِ مردم
تورو کشتن برایِ بار چندم

وای حسین .. وای حسین ..

بی سر کشتنت ..
باتیر و سم و سنگ کشتنت
با سختی و پسر کشتنت ..
لب تشنه پیشِ بحر کشتنت ..

زدن کشتنت ..
پیش چشمهای من کشتنت
چند لشکر یک بدن کشتنت
با شمر بد دهن کشتنت

« غریب کشتنت ... »

توروکشتن برا درهم و زر
تورو کشتن برا بدر وخیبر
توروکشتن بریدن از تنت سر

وای حسین .. وای حسین ..

بی آب کشتنت..
اینها واسه ثواب کشتنت
یک عده با نقاب کشتنت ..
پیش چشمِ رباب کشتنت

به لج کشتنت ..
کج کردن راهِ حق کشتنت
با یک نیزۀ کج کشتنت
باخنجر زد ..

« غریب کشتنت ... »

تو رو کشتن برایِ لقمه نونی
تو رو کشتن که اینطور غرقِ خونی
تو رو کشتن سرت هم بینِ گونی

برادر جان سلیمان زمانی 
چرا انگشت و انگشتر نداری
چرا بر تن برادر سر نداری 
بمیرم من مگر مادر نداری 

«حسین جانم حسین جانم حسین جان»



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:47 ب.ظ | نظرات()

این شهر بی وفا به علی مرحمت نداشت
این داغ دیده را نظرِ تسلیت نداشت

غربت ببین که سامِری اینجا عزیز شد
اما علی برایِ کسی منزلت نداشت

ای روزگار ، قبلِ جسارت به فاطمه
قنفذ درین حکومتِ غاصب سمت نداشت

دیوارهایِ سنگیِ کوچه که جایِ خود
دیوار خانه نیز به من معرفت نداشت

عالم کنارِ من همه در امنیت ولی
زهرا درونِ خانۀ من امنیت نداشت

مسمار در مقابلُ دیوار پشتِ سر
راهِ نجات ، همسرم از هر جهت نداشت

یک بار هم برایِ شفایش دعا نکرد
غیر از وفاتِ خویش زِخدا مسئلت نداشت

مرهم نیاز نیست کسی را که رفتنی ست
او بعدِ کوچه آرزویِ عافیت نداشت

او را نبی به دست گرفت و به عرش برد
زیرا برایِ دفن زمین ظرفیت نداشت





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:27 ب.ظ | نظرات()

مادر مگه چند سالته آرزوی مردن نکن
زخم در رو پر و بالته فکر پر کشیدن نکن

دعام اینه که خوب خوب بشی
دوباره خونمون و شاد کنی
باید بمونی تا یه روز بیاد
داداش حسنم و دوماد کنی

خونه بی تو بی روحِ
بی تو شب ها تاریکِ
از نگاهت معلومه
وقت رفتن نزدیکِ

مادر مگه چند سالته آرزویِ مُردن نکن
زخم در رو پر و بالته فکر پر کشیدن نکن

پیچیده تو تموم شهرمون
حکایتِ تو و شهامتت
ولی حالا که تویِ بستری
کسی نیومدِ عیادتت

تا چشات و میبندی
بابا انگار میمیره
انتقامِ اشکات و
مهدی یه روز میگیره

مادر مگه چی دیدی که اینجوری زمین گیر شدی
صورتت چه پریشون شده یک شبه چقدر پیر شدی

مادر مگه چند سالته آرزویِ مُردن نکن
زخم در رو پر و بالته فکر پر کشیدن نکن

داداش حسنم و ببین تو خواب
که حرفای عجیبی میزنه
مگه چی دیده توی کوچه ها
با ما داره غریبی میکنه

نیمه بازِ چشم تو
نیمه شب ها بیداری
سردِ خونه اما تو
مثله آتیش تب داری

مادر چرا مونده هنوز خاک کوچه رو چادرت
خونمون تو سکوته ولی گریه میکنه دخترت

مادر مگه چند سالته آرزویِ مُردن نکن
زخم در رو پر و بالته فکر پر کشیدن نکن




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:38 ب.ظ | نظرات()

تویِ این دنیا ، سخته تنها شی
من ازت میخوام تو فقط باشی

دارم رو میزنم ، اَزم نگیر نگاتو
چند وقته چشم من ، ندیده خنده هاتو
ای کاش اصلاً گلم ، علی بمیره با تو

بمون ، جون علی
نرو ، جون حسن
تو رو ، جونِ حسین تنهایی میمیرم 

« بی تو میمیرم ... »

اگه تو میری ، من چرا زنده ام
بابت اون روز خیلی شرمندم

خاکی شد چادرت خودم تو کوچه دیدم
خون میرفت از پرت کبوتر سفیدم
افتادی رو زمین عبامو روت کشیدم

«  بی تو میمیرم ... »

میدونم رفته ، رمقِ دستات
با تنِ خسته ات ، پا شدی از جا

موهاشو شونه کن ، که بی قرارِ زینب
چی گفتی که دیگه ، آروم نداره زینب
با اشکایِ حسین ، داره می باره زینب

غم زینب تو غم پیرُهنِ
آخه من چی بگم ، حسین بی کفنِ

« حسین ، ای بی کفن .. »

صنوبری که خمیده خدا نگهدارت
ز عمر خوشی ندیده خدانگهدارت
قرارِ بعدیِ ما کربلا دل گودال
کنار رأس بریده خدانگهدارت




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:15 ب.ظ | نظرات()

کیست زهرا آن‌ که ختم الانبیا را کوثر است
چیست کوثر هدیۀ حق ، هستیِ پیغمبر است

لیلةُ القدر خدا ، روحِ دو پهلوی رسول
جان قرآن قلب دین رکن وجودِ حیدر است

مادر سادات ، ناموس خدا ، کفو علی
بانویِ هر دو سرا ، خاتونِ روز محشر است

نام او کوثر بدان معنی که او دخت رسول
مدح او اُمّ اَبیها کو نبی را مادر است

هیچ‌کس جز او نپرورده به دامن دو امام
دامن او مشرقِ دو مهرِ گردون پرور است

گرچه نامی نامیش در پنج تن آمد علم
در میان چارده معصوم زهرامحور است

با وجود مریم و حوّا، خدیجه، آسیه
از همه زنهای جنّت فاطمه بالاتر است

دختری پروده چون زینب که در صبر و رضا
صابران را پیشتاز و سالکان را رهبر است

کیست زهرا لیلة القدری که قبر مخفیش
کعبۀ کعبه، صفای مروه، روحِ مشعر است

ماهِ رخسارش علی را وجه ربّ العالمین
مصحف رویش محمّد را کتاب دیگر است

هرکه راه او نپوید تا ابد گمراهیش
هرکه خاک او نشد در حشر خاکش بر سر است

کیست زهرا کفو بی‌کفو امیرالمؤمنین
آنکه او را اوّلین مرد دو عالم همسر است

کیست زهرا آنکه قبر مخفیش در قلب ماست
کیست زهرا آنکه مهرش جانِ جان در پیکر است

کیست زهرا آنکه در عالم در مزارش گم شده
در درون تربتش پنهان جهاد اکبر است

سینه و دست و جبینش بوسه گاه مصطفی
حجره اش معراج بابا، بیت، بیت داور است

روی مستورش سماوات العلی را آفتاب
قبر پنهانش به کلّ خلق سایه‌گستر است

نسل او روییده همچون گل در اقطاع زمین
دامنش چون آسمان هر لاله‌اش یک اختر است

بی سبب نبود اگر امّ ابیها خوانیش
مکتب ختم رسل پاینده از این دختر است

یا محمّد احترامش کن، در آغوشش بگیر
کوثر است این، کوثر است این، کوثر است این، کوثر است

ملک داور مرتفع، بیتی که زهرا بانویش
قلب احمد ژرف دریایی که اینش گوهر است

قبلۀ جان نبی باب الولای فاطمه است
بی سبب نبود که چشم انبیا بر این در است

تازیانه خوردن و پاسِ علی را داشتن
در فضیلت فتح احزاب است و بدر و خیبر است

فاطمه تنها ولی تنها طرفدار علیست
خانۀ او حجرۀ او بستر او سنگر است

ای در و دیوار شاهد باش فردا ، فاطمه
مادر اوّل شهید از عترت پیغمبر است

ای غلاف تیغ شرمی دست ، دست فاطمه است
تو نمی دانی که این دست خدا را یاور است

ضربۀ دستی که از آن گوشواره بشکند
چون کند با صورتی کز برگ گل نازکتر است

باورم ناید که زهرا پشت در افتد ز پا
کوثر مولاست این یا مرغ بی بال و پر است

در وفای فاطمه این بس که تا روز وفات
روی سیلی خورده اش مخفی ز چشم شوهر است

فاطمه داغ پدر دیده‌ست، دلجویی ببین
تازیانه تسلیت، گل، شعله‌های آذر است
 
شاعر :  استاد غلامرضا سازگار






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:57 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic