سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شهادت امام كاظم
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


زندانی که غیر خدا در نظر نداشت

عمری شکنجه دید ، کس از وی خبر نداشت

هر روز روزه بود و ولی موقع غروب

جز تازیانه آب و غذایی دگر نداشت

یافاطمه به جان تو سوگند روزگار

زندانی از عزیز تو مظلوم تر نداشت

***

دیگر از جان و جهان سیر شدم

زیر زنجیر گران پیر شدم

بدتر از تیره گی زندانم

هست بی رحمی ِ زندان بانم

هر زمانی كه به زندان آید

تا رود بر لب من جان آید

ساق پا خرد شده از زنجیر

زهر كرده است به جانم تأثیر

مرغ بی بالم و کنج قفسم

 سخت از سینه بر آید نفسم

*مردم جمع شدن،یكی گفت:آقارو ببینم به دست و پاش می افتم، یكی می گفت:آقارو ببینم،در آغوش می كشمش،یكی گفت:آقارو ببینم به خانه ام دعوتش می كنم*

یا رب نكن امید كسی را تو نا امید

*دیدن در زندان باز شد،چهار غلام بدن آقارو روی تخته ی دری گذاشتن، بیرون آوردن، "لایوم كیومك یا اباعبدالله" یك نفر نبود كربلا،بدن پاره پاره ی حسین رو از رو زمین برداره، دستت رو بیار بالا،گرفتارها! حاجت دارها! امشب معامله كن با امام رضا، با تمام وجودت صدا بزن:حسین.....*


                               دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:30 ب.ظ | نظرات()


به زیر ِ غربت ِ سنگین ِ زندان
کمی پائین تر از پائین ِ زندان
*معلوم میشه تو زندان،زندان،یه چاله كنده بودن*
تَرَک زد بر رخ آئین ِ زندان
شکستم در شب ِ غمگین زندان
به غربت آتش افتاده به جانم
کجایی دخترم معصومه جانم
*با دختر روضه رو شروع كردم،با دختر آدم وقتی حرف میزنه،یه چیز دیگه است والله*
مرا در این سیاهی ، چال کردند
تَنَم را با لگد پامال کردند
نگهبان ِ مرا دجّال کردند
و یک روز ِ مرا صد سال کردند
نمانده بر عبایم تار و پودی
ز رفت و آمد ِ پای یهودی
*یعنی هرچی كشیده میشه زیر دست و پا،كم كم عبا پوسیده میشه*
ز بس که سرد و تاریک  و نمور است
ته زندان آخر مثل گور است
اگر چه پاسبان آن شرور است
بساط سجده اما جور ِ جور است
شکسته ساقه با زخم تبر وای
قیام از سجده با درد کمر وای
همین که از لبم فریاد افتاد
گره شد مشت و در دستان جلّاد
چنان زد از دهان دندانم افتاد
مرا تا مرز جان دادن فرستاد
به محض آب گفتن سِندی مست
لبم را پُر ز خون می کرد با دست
*آقاجانم.....*
دانلود روضه


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:27 ب.ظ | نظرات()

*زندانبان نامرد هم آگه بهونه ای نداشت از هر جایی دلش پر بود میرفت تو سیاه چال،شروع میکرد بی ادبی کردن،جسارت کردن ،آی آقا ...*

از ضربه ی لگد 2 ، کمرت درد می کند ...

*مادرتونم از ضربه ی لگد گوشه ی خونه افتاد ،برا موسی ابن جعفر علیه السلام  جور دیگه ناله بزن ،امام رضا صاحب جلسه هست*

از ضربه ی لگد ، کمرت درد می کند ...

خوردی زمین و ... سرت درد میکند ...

*آی آقا ...*

لرزش نشسته است به دست دعای تو

آقا تمام بال و پرت درد می کند

بر چشم خیستان ،ته این چاه لعنتی

تا نور میخورد ..... درد می کند

دستان بسته ات سپر تازیانه شد

چسمت، تنت، سرت، سپرت درد می کند

هر چه که شد بر تنت نیزه ای نخورد

پیراهن تو را که کسی با خودش نبرد

هر چه که شد ولی سرت از تن جدا نشد

هر چه که شد ولی کفنت بوریا نشد ...

با ضربه ی لگد ،بدنت زیرو رو نگشت

همراه نیزه ها که سرت جا به جا نشد

*امام رضا ببخشید*

جسم شما سه روز به جایی رها نگشت

سر نیزه ای به سمت دهان شما ....

*حسین ...*

جسمت به زیر آفتابی نرفته است *آقا*

ناموستان به بزم شرابی نرفته است ...

*ای وای حسین ...*

ای خدا فرج امام زمانمان را برسان ...

ای خدا به آبروی باب الحوائج آقا موسی ابن جعفر حاجاتو دعواته ، قلبیه و شرعیه هممون و رهبرمون و برآورده به خیر بفرما

ای خدا امشب،شبه باب الحوائج ِ،ای خدا شر صعودی و یهودی رو بکن .


                                   دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:55 ب.ظ | نظرات()

مسیب میگه یه شب دیدم آقا موسی بن جعفر  داره خیلی گریه میکنه عرض کردم آقا امشب دارید خیلی گریه میکنید! فرمودند:مسیب به خدا دلم برای رضام تنگ شده میخوام برم مدینه رضامو ببینم.دیدم صدای غل و زنجیر داره میاد رفتم داخل زندان دیدم آقا داره این غل و زنجیرو باز میکنه،گفتم:آقا کجا؟!فرمود:دیگه زمانی از عمر من باقی نمانده میخوام برم بچه هامو ببینم و برگردم یه وقت دیدم که دیوار زندان شکافته شد و حضرت رفتند ساعتی نگذشت هی دلشوره داشتم اگر الان مامورا بیان بفهمند من چه کنم؟دیدم دیوار زندان شکافته شد حضرت برگشتند شروع کردند با دست خودشون غل و زنجیرارو به گردن انداختن عرض کردم شما که میتونید خودتون رو خلاص کنید چرا خلاص نمیکنید؟حضرت فرمودند:برای شیعیانمان برای شیعیانمان.شیعیان ما اگه قراره راه برن باید این غربت و مظلومیت را بکشیم."السلام علی المعذب فی قعرالسجون"خب میتونسته بگن" السلام علی المعذب فی قعرالسجن"چرا میگن السلام علی المعذب فی قعرالسجون"سجون یعنی زندان ها اونم قعر،زندان موسی بن جعفر علیه الصلوه والسلام تو یه سیاهچال یه حفره کندن این حفره بالاش تنگه پایینش گشاده جوریه که نه آدم میتونسته بایسته نه میتونسته بشینه نه میتونسته بخوابه اسم این حفره مطامیر هست.مطامیر چیه؟ببینید چقدر مصیبت توش هست.مطامیر محل نگهداری غله رو میگن،مثل خمره میمونه بالاش تنگه پایینش گشاده.ویژگیش چیه؟اینه که باید تاریکه تاریکه تاریک باشه ظلمته ظلمته ظلمت و فقط یه روزنه میذارن که هوا رد بشه.موسی بن جعفر علیهما السلام رو سالیان سال تو این زندان مطامیر قرار دادن تازه بدتر از اون غل و زنجیر جامعه هم به گردن حضرت بوده.غل و زنجیر جامعه خیلی سنگینه،جوری بوده که سنگین بوده با حرارت اینا رو به همدیگه متصل کرده بودن امروزیا میگن جوش،جوش میدادن به همدیگه.غل و زنجیر جامعه این بوده،حالا ببینم گوش میدید تا منم ورود پیدا کنم یا نه! تو اون وضعیت سیاسی اون موقع خب به نفع هارون الرشید نبوده که موسی بن جعفر رو با غل و زنجیر تحویل شیعیان بدن چرا با غل و زنجیر تحویل داده؟چرا غل و زنجیرو باز نکردن؟ممکنه آقا احتمالاتی بدین منم  این احتمال رو میدم،یا بقیة الله ببخشید یا حضرت معصومه اگر تو جلسه مایی ببخش خانوم جان یا امام رضا عذر میخوام ازتون نه یه سال نه دوسال نه سه سال نه چهار سال نه پنج سال... هفت سال تا سیزده سال گفتن ایشون غل و زنجیر بودن.چی میخوای بگی؟این غل و زنجیر جذب بدن موسی بن جعفر شده باید دست امام رضا علیه السلام بیاد این غل رو از بدن باباش خارج بکنه.حالا بریم تو سیاهچال"ذی الساق المرضوض"غل و زنجیر آویزون کردن این غل و زنجیر استخونای حضرت رو خورد کرده.بگم؟زودتر از من میری؟گریزهاش رو بزن که من راحت تر ورود پیدا بکنم،چون من مشتری گریه ام تا روضه خرج بکنم."رضض"یعنی خرد شده دوباره میگم "رضض"یعنی...نه همه تحویل نمیگیرن،نمیگن..."رضض" یعنی خرد شده،شکسته شده."رضض"را سه جا میتونی ببینی.یه جا تو زیارت آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام،سلام براون آقایی که در اثر غل و زنجیر این استخوناشو خورد کردن،ناله بزن،نشنو.دومین "رضض" رو برو مدینه بین در و دیوار،این قدر این درو فشار داد...سومین "رضض" رو باید بری کربلا،اسبای عربی آوردن نعل تازه زدن یه بار از روسینه یه بار از رو کمر....گفت"نحن رضضنا الصدر بعد الظهر"اون قدر با اسبامون رو بدن حسین تاختیم...

امان از نعل های تازه بسته

(تو حسینت رو بگو)

امان از نعل های تازه بسته

امان از استخوان های...

حسین...

                                           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:24 ب.ظ | نظرات()

از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟

بین کویر حضرت باران چه میکشی؟

*دلم سفر کاظمین میخواد،ناشکر نیستم من رو کاظمین بردی ممنونتم،دلم یه زیارت سیر کاظمین میخواد،آقا الان خیلیا اومدن حرمت دارن به سر و سینه میزنند،خیلیا هم رفتن حرم پسرت آخه ماه رجب داره تمام میشه میگن زیارت مخصوصه خودمونو برسونیم مشهد امام رضا اما من جا موندم نه کاظمین آمدم نه مشهد راهم دادند،قبول کن،منم دوست دارم منم عاشقتم منم دلم برات پر میکشه قربون اون ساق های له شدت برم...چی شد دلمون امام رضایی شد؟قربون کبوترای حرمت امام رضا...مجلس پدرته،تسلیت آقا*

از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟

بین کویر حضرت باران چه میکشی؟

خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود

در بین این قبیله عصیان چه میکشی؟

با پیکرش چه کرده تب تازیانه ها

با حال خسته گوشه ی زندان چه میکشی؟

*یوسف نبی رو زندانی کردن اما یه روزی یوسف از زندان آزاد شد"فلبث فی السجن بضع سنین"با احترام بیرون آوردنش اما آقای مظلوم ما از زندان بیرون نیامد مگراینکه یه وقت در زندان باز شد"وحمل علی نعش"بدن نازنینش رو روی تخته پاره گذاشتند.این قدر زندان بهش سخت گذشت مرحوم صدوق در عیون اخبار الرضا روایت کرده:رو به قبله کرد نماز خوند بعد دست های نازنینش رو بلند کرد"یا سیدی نجنی من حبس هارون"دیگه نجاتم بده"و خلصنی من یده"منو از دست هارون نجات بده...آقای مهربونم ای پسر زندانی فاطمه،یه عرضی دارم یه حاجتی دارم دلم میخواد صدای غریبی من رو بشنوی،آقا من زندانی نفس اماره ام یه ماه رجب دیگه تمام شد معلوم نیست سال بعد ماه رجب زنده باشم یه آقایی برای من بکن از دست خودم خسته ام...آقای من اگه بخوای قسمت بدم باشه،من بلدم به حق نازدانه ات علی بن موسی الرضا یه فکری به حال من بکن تو که زن بدکاره رو اهل یا سبوح یا قدوس کردی اگه بخوای یه قسم دیگه بدم من بلدم منو ببخش...به حق اون مادر پهلو شکسته ات یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر بحق اون مادر مظلومت که بین در و دیوار صدا زد:یا ابتاه یا رسول الله...دیگه روضه من تمومه بیشتر روضه نمیخونم همین دو سه بیت آقا...*

شکر خدا که دختر مظلومه اش ندید

بابای بی شکیب و غریب،چه میکشید؟

*چی میخوای بگی؟آقا یا باب الحوائج یا امام کاظم! معصومه ات ندید زندان تو رو ندید*

اما دلم گرفته ز اندوه دیگری

طفل سه ساله گوشه ویران چه میکشید؟

با دیدن سر پدرش در میان طشت2

هنگام بوسه بر لب عطشان چه میکشید؟

وقتی که دید چشم کبودش در آن میان

خونی شده تلاوت قرآن چه میکشید؟

میگفت با لب پر از آهی که جان نداشت

ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت..

حسین...

*گفت:من تو مجلس شراب ندیدم چی شد! ندیدم چه جوری به بابام جسارت کرد،اما همه عالم بدونن *

ندیدم خیزران را بر چه میزد

فقط دیدم که عمه ناله میزد

*صدا میزد نانجیب نزن مگه نمیبینی بچه هاش دارن میبینن...از همه نفست از همه صدات ان شاالله بری کربلا از همه وجودت بگو یا حسین...*


                                              دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:10 ب.ظ | نظرات()

       

امروز برای پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله علیها آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام ذکر مصیبت کنیم، امام صابر ، امامی که حالا نمیدونیم چقدر زندان بوده ولی چهارسال آخر عمر مطمئنا زندان بودند شاید قبلش آزاد میشده رها میشده گاهی زندان میرفته ، اما زندان آخری چهارسال طول کشید خیلی صبور بود خیلی بردبار ... خداروشکر میکرد میگفت: خدایا یه جایی برای من قرار دادی عبادت کنم تنها باشم ، لاغر ، نحیف ، وقتی سجده میرفت فکر میکردند یک فرش روی زمین افتاده این قدر امام لاغر و نحیف شده بودند اما این امام صبور ، این امام بردبار و پرتحمل چقدر اذیت شد که دیگه یک شب سر به سجده گذاشت گفت : خدا دیگه بسه ، دیگه مرگ موسی بن جعفر رو برسون ، آقام سر گذاشت به خاک خدا من راضیم به رضای تو" پیش مردم نباید شکوه کرد پیش خدا که عیب نداره ، سامع الشکایاست، هر چی دلت میخواد به خدا بگو چندبار بگو تکرار کن گله هات رو میگه پیش خودم بیار من میشنوم "اللهم انی اسئلک الراحة عندالموت" شروع کرد با خدا مناجات کردن ، خودش خواست، خواست امامه ، حضرت زهرا سلام الله علیها امیرالمومنین علیه السلام براش دعا کردن بچه هاش دعا کردن فضه دعا کرد هرکه دعا کرد اما حضرت زهرا سلام الله علیها طلب مرگ از خدا نمود دعای او مستجاب شد ،موسی بن جعفر هم دعاش مستجاب شد میدونید کی؟ اون زمانی که در زندان باز شد فاطمه معصومه شما مدینه بودید،ندیدید اما چهار نفر "کالعرش حمل فوق اربع حامل نورالاله رئاه ذوالابصار" مرحوم غروی میگه هر غریبی از دنیا بره گریه کن نداره میگه غریبه بچه هاش نیستن موسی بن جعفر هم کسی نبود براش گریه کنه ، اما زنجیرهایی که به پاش بود به هم میخورد صداش می آمد "خشخشة الحدید فی رجلیه" یعنی آقاجان ما داریم برای غربت شما ناله میزنیم ... یا بقیة الله تا خبر رسید به مدینه ، فاطمه معصومه حدود ده سال داره ؛ نشست تو خانه ناله زد عزا به پا کرد امام رضا صاحب عزاست حضرت معصومه صاحب عزاست ، عرض کنم خانوم جان جنازه بابا رو بیرون آوردن ندیدی مسموم بود ، ضعیف بود ، نحیف بود ، شنیدی و گریه کردی ... اما دل ها بسوزه برای اون دختری سه ساله ای که گوشه خرابه سر مقدس بابا درمقابلش ، بابا به خرابه نشینا سر زدی و خوش آمدی ... صورت رو گذاشت رو صورت بابا ، بابا عمه گلوت رو بوسید اما من لب هایی که جوب خیزران خورده ، لب ها را گذاشت به روی لب های بابا ...

                                            دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:56 ب.ظ | نظرات()

موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی

راهی برای رد شدن قوم ، وا کنی ...

*امام ، مصیبت که میکشه عزیزترین فرد نزد خداست ، میخواد گره من و تو وابشه ، به یه روزی انداختند ... کند و زنجیر ... الان برات میگم ، دوتا تخته چوب روی هم میاد دو تا سوراخ توش ایجاد میشه پاها از توی این شیارها رد میشه پا از توی این کند بیرون نمیاد کنده ی درخته دیگه دست همینجور گردن هم همینجور ، بعد همه این ها با زنجیر به هم وصل میشن ، میخوان زندونی حرکت نکنه گوی فلزی هم بهش میبندن ... 14سال از این زندان به اون زندان ، این آخریه نمیدونم به آقا چه گذشت؟! هی میگفت:خدا مرگ منو برسون ، وقتی اومدن بدنو بیرون ببرن دیدن بدن تو سیاهچال نیست ،سیاهچال برات توضیح بدم،یه چاه بلندو عمیق حساب کن انتهای چاه یه تونلیم میزنن یه مقدار میرن یه اتاقکی زیر زمین نمور و سرد،زندانی رو بعضی وقتا با طناب میبستن ، وقتی مثلا امام آزاد شد رفتن بیارنش به سندی ملعون گفتن کسی توی این سیاهچال نیست،گفت چرا،عبا رو کنار بزنید،فقط یه عبا گوشه سیاهچال بود،یه عبا روی زمین پهنه وقتی کنار زدند دیدند بدن ضعیف و نحیف مولای دوعالم موسی بن جعفر ابوالرضا علیهم السلام زیر عباست اومدن بلند کنند دیدند خیلی سنگینه نگاه کردند دیدن هنوز کند و زنجیر به دست وپاشونه ...*

زنجیرهای زیر گلویت مزاحم اند

فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی

وقت اذان مغرب این تازیانه هاست

وقتش رسیده است که افطار وا کنی

مثل علی عروج نمازت امان نداد

فکری به حال فاصله ی ساق پا کنی

*علی علیه السلام سر نماز بود تیر رو از پاش کشیدن ... همه جا اگه زندانی باشه درمانگاهی وجود داره زندانی مریض بشه میبرنش دوباره سرحال میشه این 7سال آخر کشتند آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام رو ...*

عیسی مسیح من به صلیبت کشیده اند

این گونه بهتر است خدا را صدا کنی

*یه شعری حسن لطفی گفته ، یکی دوشب درسال برای موسی بن جعفر علیهماالسلام هست در صورتیکه باب الحوائج هست ،قدیما هر موقع مادرا پدرا گرفتار میشدند همه روضه موسی بن جعفر علیهماالسلام نذر میکردن ... یا موسی بن جعفر مردم که بیخود نمیان در خونت...*

 کنج نمور این قفس غم فزا بس است

خو با بلا گرفته ام اما بلا بس است

قلبم گرفته باز ، جگر گوشه ام کجاست

این روز آخری غم هجر رضا بس است

چشمی نمانده گوشه ی تار سیاهچال

دردی نمانده آه که این درد پا بس است

زنجیرهم به شانه ی من گریه می کند

در زیر حلقه ها بدنی بی نوا بس است

صیاد آمده به تماشای مرگ من

بیگانه کو که دیدن این آشنا بس است

رحمی نمی کند نفسم مانده در گلو

رحمی نمی کند که منو این جفا بس است

اینجا کسی ندید که ساقم شکسته است

اینجاکسی نگفت که سیلی چرا؟بس است

یک جمله گفته ام بزن که خوب میزنی

اما مگو به مادر من ، ناسزا بس است ..

                                                 دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:52 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات