سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شهادت امام كاظم
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




زیر سنگینیِ زنجیر ، سرش افتاده
خواست پرواز کند ، دید پرش افتاده

میشود گفت کجا تکیه به دیوار زده‌ست
بس که شلاق به جان کمرش افتاده

*یاعلی ابن موسی الرضا ... شام غریبان بابای مظلومتِ آقا ...*

آدم تشنه عجب سرفه‌ی خشکی دارد
چه قدر لخته‌ی خون دور و برش افتاده

(من زود می‌خونم و می‌گذرم ...)

گریه پیوسته که باشد ، اثراتی دارد
چند تاری مژه از پلک تَرَش افتاده

هرکس ایام کهنسالی عصا میخواهد
پسرش نیست ببیند ، پدرش افتاده

*اما اگه از آقا هم سوال کنی میگه هزار مرتبه شکر من زمین بخورم اما یه زن زمین نخوره ...
بذار من زمین بخورم اما یه زن جلوی شوهرش کتک نخوره ...
چه خبره امشب ...*

آن که از کودکی‌اش مورد حُرمت بوده‌ست
وقت پیری به چه جائی گذرش افتاده

به جراحات تنش ، ربط ندارد اشکش
حتم دارم که به یاد پسرش افتاده





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:12 ب.ظ | نظرات()

اللهُمَ صَلِ علی فاطمةَ وَأَبیِها وَبَعلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحَاطَ بِهِ عِلمُک و العَن أعدائهم بعَدَدِ ما أحاط به علمُک

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دلی که مهر تو در آن نباشد، آن دل نیست

به راه عشق نسوزد ، دلی که قابل نیست

*مگه هر دلی لیاقت پیدا می‌کنه شب شهادت موسی بن جعفر (ع) ، غمگینِ این امام مظلوم باشه ...*

به خاک گر که نبارد سحاب رحمت دوست

تفاوتی که دگر بین خاک با گِل نیست

آقاجانم ...

هزار آینه طلعت اگر به پیش آید

مرا به غیر تو ، آیینه ای مقابل نیست

بیا به حالِ منه خسته دل دمی بنگر

که خواجه بی خبر از اشک و آه سائل نیست

*صاحب عزا قربونت برم .... امشب این دلارو با خودت ببر کاظمین ... کنار قبر باب الحوائج ... خیلیا گرفتارن...از قدیم ، از بچگیمون ، باباهامون ، مادرامون ، به ما اینطور یاد دادند ، گفتند گرفتاری داری در خونه باب الحوائج موسی بن جعفر..مخصوصا وقتی زائرا میان ، عربهایی که میان زیارت موسی بن جعفر ، یه جوری وارد حرم میشن انگار همون دم در حاجتشون آماده‌ست ... هیچ معطلی ندارن ... بعضیاشون میان یه دق الباب میکنند ، سلام میدن و برمی‌گردن ... تا گرفتار میشن میگن بریم در خونه موسی بن جعفر... دلیل داره...این آقا چهارده سال گوشه زندان ... چهارده سال از گل پسرش دور بود ... چهارده سال هر موقع برای دخترش خواستگار میومد ، می‌گفت بذارید بابام از زندان آزاد بشه ...*

فشاندم اشک ندامت به مَقدمت ای دوست

قدم گذار به چشمم اگر چه قابل نیست

*گرفتارا کجا نشستند ... می‌خوام حرف دلتو بزنم ...*

آقا ....

به ریسمان امیدم ، هزار خورده گِره

گِره گشای ز کارم ، تو را که مشکل نیست

*این یه بیتم برای من*

به این گدا نظر رحمتی کن ای مولا

که غیر بار گناهش به عمر حاصل نیست

آقام آقام ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:53 ب.ظ | نظرات()

زخم گلوی تو پذیرفته‌ست اما

* از رو زخم باشه قبولِ، کارِ زنجیره*

زخم دهانت کار این زنجیرها نیست

این ایستادن با زمین خوردن مساوی‌ست

از چه تَقلّا میکنی ، این پا که پا نیست

*یا امام رضا کمک کن ...امشب ، شب عوض شدنه ... جوونه میگه منم عین یوسف چشم پوشی کردم از گناه ، پس چرا خدا اینطوری به من لطف نکرد ؟!

من اگه گناه نمیکنم ، از یادِ گناه کردنم نمیلرزم ، نمیترسم ... وقتی هم می‌گذرم بهش فکر میکنم که اگر نکرده بودم این کارو مثلا چی می‌شد !؟ ...

اما یوسف از به یاد آوردنِ گناه ، از به یاد آوردن تنهایی با زلیخا ، بدنش میلرزید ... إنَّه ربّی أحسن مَثوای ... خدا جایگاه منو بالا قرار داده ... إنه لایُفلحُ الظالِمون ... اهل ظلم هم نیست یوسف ...حالا یوسف کجا ... موسی کجا (موسی بن جعفر ) ... موسایِ آل فاطمه‌رو میگم ...یوسف اگه میلرزید ، آقا موسی بن جعفر اصلا اعتنا نکرد ... اصلا ...اینا نخوندن مگه قرآنُ ... آره نخوندن ... آخه سندی إبن شاهک ملعون یهودی بود ... چقدر اسلام کشید از دست این یهود ... زن رقاصۀ فاحشه رو فرستادن زندان موسی بن جعفر ... به گمان این که عذابش میخوان بدن ... آقا سر به سجده گذاشت ... ساعتی گذشت ، گفتن بریم ببینیم چیکار کرده ...رفتند دیدند این زنِ عبا رو گرفته ، رو سر انداخته ، سر به سجده گذاشته ، هی میگه خدایا غلط کردم ....آقا جان!ما که برای اذیتِ تو گناه نمی‌کنیم ... نمیگم عباتو روی سر من بنداز ... یه دست روی سر من بکش ، منم دعا کن ...

یا موسی ابن جعفر ، یا باب الحوائج ...اون زن رقاصه رو آدمش کردی ، من سینه زن مادرت فاطمه ام ... آقا یه خرده دلداری بهت بدم سر همین زندانبانِ؟؟....آقا .... سادات ببخشند منو *

اصلا رها کن این پلیده بد دهن را

از چه توقع می‌کنی وقتی حیا نیست

نامرد ، زندانبان ، در این زندان تاریک

این که کنارش میزنی با پا ، عبا نیست

*یکی اومد حال فاطمه‌رو بپرسه ،(جان عالم فدای مادر امام زمان... سادات نشستند ، می‌خوام حیا کنم نگم اما توی لفافه بگم ...(

یه رواندازی مادر سادات روی خودش کشیده بود ، اومدند حالشو بپرسند ، گفتند کجاست فاطمه !؟ ...أسما گفت زیر همین ملحفه فاطمه خوابیده ... یعنی اینقدر مادر شما بچه شیعه ها نحیف شده بود ، معلوم نبود کسی زیر ملافه هست ...

اومد توی زندان دید یه پارچه ای یه گوشه ای افتاده ... با لگد زد ... دید پارچه تکونی خورد ... این ارث لاغرشدن و نحیف شدن رو از مادر گرفته ...*

 

این تخته‌ی در که شده تابوت حالا

بهتر نباشد ، بدتر از آن بوریا نیست

حسین .....

*حالا برای خودِ موسی بن جعفر روضه بخونم یه خط ...*

اما تو را با نیزه ها بالا نبردند

پس هیچ روزی مثل روز کربلا نیست

*امشب با گریز روضه بخونم ... اگر حساب کنیم چهارده سال، هی آقارو بردن زندان و آوردن ، بینش یک ماه ، یک ماه خالی باشه ، تقریبا خانوم فاطمه معصومه سه ساله بوده ... تا میومد بابارو ببینه میبردنش ... همه میگفتن فاطمه جان بابا میاد ... اخبار میاوردن براش ...یه دختر سه ساله سراغ دارم ... گفتن بابات سفر رفته ... هی نگاه می‌کرد روی نیزه ... عمه جان ... این سر روی نیزه خیلی شبیه بابامه ... (برای خانوم معصومه سر بابارو نیاوردند) ... سرو بغل کرد ... گفت بابا منو می یتیم کرده ؟! ... چرا محاسنت خونی شده ؟! ... چرا دندونات شکسته ؟! ... اینقدر به لب و دندان خودش زد ... ای حسین *

شرار زهر آتش زد همه عمر و وجودم را

به فریادم برس ، آتش گرفتم ، سوختم مادر





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:03 ب.ظ | نظرات()

"لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ واتوب علیه"

چشم مرا پیاله ی خون جگر کنید2

هر وقت تر نبود به اجبار تر کنید

من کمتر از گدای شب جمعه نیستم

خانه به خانه دست مرا در به در کنید

بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند2

مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید

*زن بدکاره رو بردن تو زندان آقا موسی ابن جعفر، اولیاء خدا،معصومین،انبیاء از فحشا انقدر تنفر دارن،زجر میکشن، ناراحت میشن، لذا یوسف وقتی به جایی رسید که قرآن میفرماید:فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا "انگشتاشونو زن ها بریدن بعد دعوت به منکر کردن، یوسف گفت خدایا زندان بر من گواراتر از این چیزیه که اینها منو دعوت می کنن" جوونه آمد گفت منم تو موضوعی که یوسف قرار گرفت ،قرار گرفتم"چرا مثه یوسف بهم توجه نکرد خدا؟ کدوم ماجرا "وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ" گفتم تو معاذالله شو سفت و سخت گفتی یا از ترس اینکه کسی نیاد؟از ترس رسوا شدن بود یا از ترس خدا؟یوسف فرقش این بود تا آخر عمرش تنش میلرزید ازین قضیه"یوسف تنش میلرزید" زن بدکاره رو انداختن تو سلول آقا موسی ابن جعفر سلام الله علیه گفتن میره داخل سلول شروع می کنه به رقصیدن و لودگی" یک روزی گذشت رفتن ببین چه کردن با اعصاب امام چه کردن با روحیه ی موسی ابن جعفر؛وقتی رفتن دیدن زن عبای آقا رو به سر کشیده داره نماز میخونه و میگه الهی العفو ...؛گریه می کنه*

بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند

مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید

این تحبس الدعا شدن ازمرگ بدتر است2

فکری برای این نفس بی اثر کنید

العفو گفتنم که به جایی نمی رسد

ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید

در می زنیم و هیچ کسی وا نمی کند

پس زودتر امام رضا را خبر کنید ....

دلت روضه میخواد؟ با گریه دعات بالا میره، هر جا نشستی آقا و مولا رو صدا بزنیم

حسین ......."

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:27 ب.ظ | نظرات()

كاظمینی نشدیم و دلمان هم پر بود

بار بستیم به سوی شاه خراسان كریم

*یا امام رضا سرت سلامت آقا جان*

بر نمی آید از این دست گدایی نکند

به قسم های خداوند به قرآن كریم

طلب رزق نكردیم ز دربار كسی

نان هر سفره حرام است مگر نان كریم

*به خدا نونی که موسی بن جعفر بهت داده یک سالت رو تامین میکنه در خونه دیگه رو نزن*

نا امیدم مكنید از كرمش فرض كنید

باز بدكاره ای امشب شده مهمان كریم

*خودمو میگم به شما جسارت نمیکنم.فرض کن منم یه بدکاره ام افتادم به سجده...فرض کن منم گنهکارم..از اون نگاها که به اون زن بدکاره کردی یه نگاه به منم بنداز،به خدا منم آدم میشم،به خدا منم هر چی تو بخوای میشم...قربون نگاه کردنت برم...*

سپر درد و بلایش..

*فرمود:تو کافی شریف وقتی اوضاع زمان موسی بن جعفر به هم ریخت تقدیر خدا بر این شد که بلا بر مردم نازل بشه واسطه فیض حضور امام معصوم ِ،امام معصوم قبول کنه بلا نازل بشه حضرت گفت:خدایا میخوای به این مردم بلا نازل کنی؟دلم نمیاد...بلا رو به من نازل کن من سپر بلای این مردم و این شیعه ها بشم.به خدا آقا 14 سال تو زندان سپر بلات شدحالا امشب میخوای داد بزنی،بزن.صدای نالش دیگه نمیاد...*

سپر درد و بلای همه شد جان كریم

*السلام علیک یا موسی بن جعفر

خیلی از ابیات رو حذف کردم،اطمینان دارم این چند بیت رو با همه وجودت تحویل میگیری...*

آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت

*رد میشما...خودت هر چی گرفتی ناله داری..*

بر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت

مثل گودال...2

*گفتم توضیح نمیدم فقط ناله...*

مثل گودال دچار کمی جا شده بود

فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت2

زحمتش...3

*با گودال خیلی فرق داشت،اصلا هیچ روضه ای به کربلا نمیرسه...اگه میخوای بدونی! بدون...*

زحمتش چکمه ی سنگین کسی را نکشید

یعنی پامال نشد....

*حسین...این ناله شب شهادته؟!!

لطف زنجیر...

*خدایا کمکم کن این مضمون خوب جا بیفته دیگه مثل اسفند روی آتیش خودت روضه خونی...خدا رو شکر زنجیر داشت...چی میگی خدا رو شکر؟!! آخه...

 لطف زنجیر همین بود که عریان نشود

هرچه هم بود ولی پیرهنی در بر داشت

*دیگه زنجیرا نذاشت کسی لباسش رو در بیاره اما کربلا همه ریختند تو گودال یکی پیراهنو برد...حسین...

بگذرم،میخوام این یه بیت رو تقدیم کنم به دخترش...تو رو خدا یا گوشاتو بگیر یا حقش رو ادا کن...*

دختری داشت4 ولی روسری اش دست نخورد

*هیچ کی دست نزد2*

دختری داشت ولی روسریش دست نخورد

دختری داشت ولی دختر او معجر داشت

یک نفر کشته شد و هفت کفن آوردند

*کجا دیدی یک نفر هفت کفن داشته باشه؟*

پاره هم میشد اگر، یک کفن دیگر داشت

*حسین....دیگه روضه نمیخونم به شرطی که همه بگن  حسین...*

ای تشنه لب حسین حسین حسین

عشق زینب حسین حسین حسین

*خوش به حالت راحت گریه میکنی...*

ای بی کفن حسین حسین حسین

                                  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:00 ق.ظ | نظرات()

دور از شعاع کوچک نوری فتاده ام

*بعضی ها گفتن چهل ،بیشتر و کمتر ،پله میخورد تا برسن به سیاه چال موسی ابن جعفر ، به علم امامت روز و شب رو حضرت تشخیص میداد ... ،روزها روزه بود ، شب ها تا صبح مناجات میکرد ... دم افطار که مشد ، نانجیب تا افطار میبرد اول با تازیانه ... جانم ... جانم ... یا اباعبدالله ، نمیخوام زودی برم تو روضه ی ارباب ، برا حضرت میخوام مفصل گریه کنی ، آخ قربونت برم آقا ، کارش ببین به کجا میرسید نانجیب تازیانه به حضرت میزد ...

از آتش دل من صحبتی نکن نامرد

*حضرت و غل و زنجیر بسته و تازیانه میزنه*

از آتش دل من صحبتی نکن نامرد

سکوت صبر مرا غیرتی نکن نامرد

بزن ، بزن ، تمام تنم را کبود کن ،اما 2

به نام فاطمه بی حرمتی نکن نامرد ...

*خبر پیچید ، گفتن موسی ابن جعفر و آزاد میکنن ، مردم همه جلو زندان جمع شدن پیر و جوون؛ یکی گفت آگه آقا رو ببینم دستش و می بوسم ، یکی گفت آگه آقا رو ببینم می گم آقا دلم برات تنگ شده بود ... یکی میگه آگه آقا رو ببینم میگم آقا تو کودکی کس و کارم می گفتن موسی ابن جعفر چشم به راحت بودم الحمدالله زیارتت کردم ، هر کی با یه آرزویی یکی می گفت آقا جان ، آگه آقا رو ببینم میگم آقا ترسم این بود بمیرم و نبینمت ... یه مرتبه ، چشما همه یه نقطه، اونم جلو در زندان ... یه مرتبه دیدن آروم آروم لنگه های در باز شد جمعیت بلند شد گفتن الان آقا رو آزاد میکنن همه آماده بودن گل بریزن ... یه وقت دیدن چهار تا حمال زیر یه لنگه ی دری رو گرفتن ... در زیارتش میگن ، سلام من بر اون بدنی که سرش از لنگه در آویزان بود ... "هذا امام الرافضة" مردم اومدن زیر بدن آقا رو گرفتن ، خدا ، آقا چهارده سال زندان بوده ، لاغر و ضعیف شده ، پس چرا سنگینی میکنه؟!! همچین که عبا رو کنار زدن دیدن هنوز غل و زنجیر به دست و پای موسی ابن جعفر ... جانم ... گریه کن ها بسم الله ... چقدر جمعیت اومد برا تشیع جنازه موسی ابن جعفر ، پسر عزیزش امام رضا اومد ... اما خبر داری یا نه؟ اینهمه جمعیت اومدن اما دخترش حضرت معصومه نبود ... گریه کن بابا دختره ...؛ دختر نبود برا بابا گریه کنه ، اما یادت باشه تاریخ نشون داده آگه دختر نره ، بابا میاد ..." نیمه ی شب صدا زد عمه ، دلم برا بابام تنگ شده ... یه وقت دیدن جلو خرابه شلوغه ... سر بریده ی حسین ... اما این دختر سرو بغل گرفت ؛ صدا زد "مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی" بابا کدوم نانجیبی چوب به لبات زده؟!! بابا کدوم نانجیبی رگهای گردنت و بریده ...؟؟*

حسین ...

خرابه بودوشب وسینه ای که پر درد است

به عکس روز گذشته هواعجب سرد است

ستاره ها همه از حال من خبر دارن

به قلب کوچک من آسمانی از درد است

به پیش ضربت دشمن سپر برایم شد

قسم به جان عمویم که عمه ام مرد است

*گفت بابا*

نسیم میوزد صورتم چه میسوزد ...

خدا کند که بمیرم ،سرم چه آوردن ...

حسین ...


                                    دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:38 ب.ظ | نظرات()

*یا امام رضا شنیدم كنج زندان بابات غریبونه جون داد آقا،شام غریبان ِ موسی بن جعفر ِ،گریه كنا! نمی دونم ماها می فهمیم یا نه اصلاً زندون نمور یعنی چی؟ روایت نوشته: هفت طبقه زیر زمین می رفت، یه سیاه چالی كه،اصلاً نور بهش نمی رسید،دل نم ناك زمین،می دید یه گوشه یه آقایی به سجده رفته،بابا تاریخ نوشته:چند بار می خواستن امام كاظم رو اذیت كنند،اومدن یه بار یه زن بد كاره رو فرستادن داخل سیاه چال،زن ِ تا وارد شد،دید یه آقای لاغر و نحیف یه گوشه به سجده رفته،داره میگه:" لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ حَقًّا حَقًّا ، لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ اِیماناً وَ تَصْدِیقاً ، لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقًّا" داره ذكر خدا میگه،بعد ِ چند ساعت زندان بان اومد در رو باز كرد ببینه چه خبره،دید یه گوشه موسی بن جعفر به سجده رفته،یه گوشه ای زن ِ به سجده رفته،داره میگه:خدا منو ببخش،نفهمیدم.**آی میشه از اون نفسایی كه موسی بن جعفر زده یه نفس به من و تو بخوره؟ روضه بخونیم؟ چه حرفایی داره امام موسی بن جعفر،آقامون باب الحوائج*

پا تا سرم می سوزه

آخ جیگرم می سوزه

چشم ترم می سوزه

ای خدا ، ای خدا

*طاقت داری بشنوی؟درد و دلای موسی بن جعفر ِ*

دلم به خون نشسته

عدو دستامو بسته

استخونام شكسته

*سید بن طاووس یه سلامی از امام زمان(عج)برا آقا موسی بن جعفر نوشته،نمی دونم بگم یا نه؟ "السلام علی الْمُعَذَّبِ فى قَعْرِ السُّجوُنِ ،وَظُلَمِ الْمَطامیرِ، ذِى السّاقِ الْمَرْضُوضِ" "مَرْضُوضِ" یعنی چی؟ یه وقت استخون می شكنه بهش میگن:"مكسور" یعنی شكسته شده، اما اگه استخون با گوشت آغشته بشه،بهش میگن: "مَرْضُوضِ" چه كردن نمی دونم، ساق پارو خرد كردن*

من بودم و یه زندون

یه تن ِ خسته بی جون

سر تا به پا پر از خون

ای خدا ، ای خدا

*نانجیب وقتی وارد زندان می شد،وقتی موقع برگشتن نگاش می كردن،می دیدن داره از شلاقش خون می چكه، وای وای، یه عده شیعیان موسی بن جعفر،محبین آقا امام كاظم، از شعرای خراسان و نیشابور رفتن پیش هارون الرشید ِ ملعون،بزم شعر بود، هركی شعری می خوند برا هارون الرشید ملعون. یه شاعر نیشابوری یه شعر خوند،هارون الرشید ملعون كه مست بود گریه اش گرفت، گفت:چی می خوای؟حالا كه من رو متحول كردی. گفت:ما یه زندانی داریم،میشه آزادش كنی؟ زندونیتون كیه؟ زندونی ِما موسی بن جعفر ِ،می خواهیم آزادش كنیم،گفت:كاری نداره،نامه نوشت،گفت:برو فردا زندان سندی بن شاهك بگو:زندونیتون رو آزاد كنند،همه خوشحال،محبین و شیعیان جمع شدن،امامشون می خواد آزاد بشه،اما دیدن در زندان باز شد،چهار نفر یه بدن رو روی دوش گرفتن،من بذار از اینجا روضه رو قطع كنم،این یه زندونی بود تو شهر بغداد زندونی ِ سندی بن شاهك بود،آی مردم! غیرتی ها! این آقا،امام شیعیان مرد بود و زندونی ِ این نانجیبا بود،سیر شد از جونش،من یه زندونی میشناسم،چند روز بیشتر اسیر دستشون نبود،اما همین چند روز ِ پیر شد،كی ِ؟*

دخت ابوترابم

*وای، وای،هر كی دل نداره بشنوه، گوشش رو بگیره،حرف  آخرم باشه*

دخت ابوترابم

در مجلس شرابم

*حسین...كجا رفتیم امشب....امان ای دل،ای دل،ای دل...ابی عبدالله بلند شو ببین چی به حال و روز خواهرت اومده.. امان ای دل،ای دل،ای دل...ان شاءالله محرم برا این روضه ها گریه كنیم،بریم كربلا،بین الحرمین،كنار قبر آقامون بشینیم،گودی ِ قتلگاه رو دیدی یا نه؟تل زینبیه رفتی یانه؟ حرم ارباب رو دیدی یا نه؟ گفتم گودی قتلگاه بذار دو بیت برات بگم،آی گریه كنا! تا اومد تو گودی،تا بدن داداش رو دید یه حرفی زد،گفت:داداش!*

راز پوشیده شدن می خواهی

كمی از چادر من می خواهی

 این چنینی كه ز هم پاشیدی

قدر یك دشت كفن می خواهی

حسین.....ناله بزن،حسین...


                                دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:33 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic