سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شهادت امام حسن
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



ای کرم ، خاک قدم‌های گدایِ در تو
ای فدای نظر حُسن خدامنظـر تو

چشم ارباب کرم مانده به دست کرمت
آبرو یافته خورشید ز گرد حرمت

عرش، خشتی‌ست ز ایوان رفیع تو حسن!
وسعت ملکِ الهی‌ست بقیعِ تو حسن!

مهر تو شیرۀ جان ، میوۀ باغ دل ماست
قبر بی‌شمع و چراغِ تو چراغ دل ماست

پسر اول زهرا و امام دوم
چارمین فرد ز پنجی و فروغ سوم

بوسه‌های نبوی بر دهنت گل کرده
آیت وحی خدا از سخنت گل کرده

بوسه برداشته پیوسته دعا از لب تو
شانۀ عرش، نشانِ نبوی مرکب تو

حسنی؛ حسن خدای احد ذوالمننی
در کمال و ادب و حسن و ملاحت حسنی

تو کریمی تو زعیمی تو امامی تو ولی
کرده ده‌سال امامت به حسین‌بن‌علی

سینه و شانه و آغوش پیمبر جایت
گلِ لبخند خدا ریخته بر سیمایت

وسعتِ مُلکِ خدا سفرۀ مهمانیِ توست
خوش‌ترین ذکر خداوند ، ثناخوانی توست

تو ز طفلی غم ایام، مکرر دیدی
سوختی، آب شدی، داغِ پیمبر دیدی

شاهدِ غربت و تنهایی حیدر بودی
تا اُحد گریه‌کنان همره مادر بودی

تو درِ خانۀ آتش زده را می‌دیدی
مادرت نقش زمین می‌شد و می‌لرزیدی

{تاکنون لاجرعه از غم خورده ای
تاکنون سیلیِ محکم خورده ای}

قاتلت اوست که در پیش دو چشمان ترت
تازیانه زده بر مادر نیکو سیرت

قاتلت اوست که با خشم ، لگد بر در زد
مادرت ناله کشید از جگر و پرپر زد

شاعر : استاد غلامرضاسازگار





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:31 ق.ظ | نظرات()

خیلی سخته،که خاکِ مصیبت بشینه سرت
خیلی سخته،غرورت لگد شه پیشِ مادرت
خیلی سخته،بیوفته زمین پیشِ چشمت زنت

خیلی سخته یه نامرد ،راه و به روت ببنده
ناموست رو زمینُ، یک بی غیرت بخنده


کوچه بود و یه داغی که هیچکس نشد باورش
کوچه بود و کبوتر که می لرزه بال و پرش
کوچه بود و حسن بود و بیتابیِ مادرش

کوچه بود و صدای نفس های مادر،خدا
کوچه بود و یه نامرد که می زد بازم بی هوا
کوچه بود و یه چادر که پُر می شد از رد پا

سنگینیِ یه دستی،که بغض از مرتضی داشت
چندتا بنفشه پایِ چشمای مادرم کاشت
لعنت به مردم آزار، مادرم شد گرفتار
با صورت خورد به دیوار
از سنگ بود جنسِ دیوار
ای مادرِ جوانم.....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:35 ب.ظ | نظرات()


باز هم رویِ لبم قصۀ مادر گل کرد

*الحمدالله همۀ شما اهلِ روضه اید حقشُ ادا میکنید ..*

باز هم رویِ لبم قصۀ مادر گل کرد
باز هم در نظرم مادر من می سوزد

*در آتش گرفته بود .. مادرم بینِ در و دیوار بود ...*

بر لبم روضۀ « لایوم کیوم العاشور »
عالم از زمزمۀ آخر من می سوزد

*حالا امام حسن داره برا منو تو روضه میخونه :*

چشم وا کردم و دیدم که به صحرایِ غمی
خیمه هایی ست که دور و بر من می سوزد

دختری می دود و رویِ لبش این آواست:
عمه دریاب مرا ، معجرِ من می سوزد ..
_________
روزی که طشت پر زدل پاره پاره شد
تازه دلم شبیه به آن گوشواره شد

زهر جفا مرا نکشت گوشِ پاره کشت
از بس که دردهای دلم بی شماره شد
_________

برایِ من که تو کوچه
دیدم مادر نیمه جونه
حالا رفتن با زهرِ کین
مثه آزادی میمونه ..

میریزه خون از رو لبم
گریه نکن ای زینبم
_______
این که چیزی نیست کربلا باید حنجر و خنجر ببینی
روزِ عاشورا در دلِ گودال یک تنِ بی سر ببینی ..

خصم هر چند که یک ضربه زد اما مادر
آن چنان خورد به دیوار که دیوار گریست




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:12 ق.ظ | نظرات()


از بارِ داغش پشتِ پیغمبر شکسته

تنهاترین سردارِ بی لشگر شکسته

سجاده اش بر غربتِ او گریه کرده

پایِ غریبی اش دلِ منبر شکسته

بخشید آنکَس را که زد نیزه به ساقَش

او دستگیری می کند از هر شکسته

تا زهر را نوشید،فرمود:آه مادر!

راحت شد این آئینه یِ یکسر شکسته

بُغضِ چهل سالِ مرا این زهر بشکست

اما غرورم را کسی دیگر شکسته

یک کوچه ی باریك و دو دیوارِ سنگی

یک راه بُن بست و دو برگ و بر شکسته

فهمید فرزندِ بزرگم، ناسزا گفت

می خواست من باشم ولیکن سر شکسته

گفتم که با رویم بگیرم ضربه اش را

رفتم نبینم حُرمَتِ مادر شکسته

اول مرا زد بعد از آن هم مادرم را

من میزدم بال و پَر و او پر شکسته

 

*یکی از خصلت های خوبه شیعه،غیرت داشتن رو ناموسشِ،هر چند یک مشت نامردِ بی حیا، می خوان مارو از حجاب و بحث غیرت جدا کنند،نمی تونند،چون ما نونِ حلال خوردیم...این بیت مالِ ما بچه غیرتی هاست...*

 

از رویِ چادر، پایِ خود را برنمیداشت

پایی که قبل از این جسارت،دَر شکسته

در زیر پاها گوشواره خوردتر شد

خندید وقتی دید نیلوفر شکسته

خون لخته از تیزیِ سنگی بر زمین ریخت

فهمیدم از دیوارِ کوچه،سر شکسته

لایوم کَ یومَک  حسینم گریه کم کن

تنها نه من،از گریه ات خواهر شکسته

می بینمت با مادرم بر شیبِ گودال

در لا به لایِ نیزه و خنجر شکسته

ای کاش می شد تا نبینم ساربان هم

انگشت را دنبال انگشتر شکسته

#شاعر_حسن_لطفی

 

*یک نفر سوال کرد:آقاجان!یا امام حسن!محاسنِ شما خیلی سفید شده...چه حکمتی داره؟داداشِ شما هم تقریباً هم سن و سالِ شماست،یکی دو سه سال کوچیکترِ؟ امام حسن فرمود:هر کسی غیر از من بود،این جریان کوچه رو می دید،اونم مثل من پیر میشد...آخه مادرش فرموده بود:حسن جان! تا من زنده ام به بابات چیزی نگی،قربونت برم...

 

بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها از مَدبَخ وارد حُجره شدن،دید پیغمبرِ اکرم گوشه ی حجره نشستن،دو تا آقازاده حسن و حسین با هم دارن بازی میکنند،به قول و نقلی دارن کُشتی میگیرن...بی بی نگاه کرد به لب های مبارکِ پیغمبر دید داره یه ذکری میگه...خوب دقت کرد دید پیغمبر زیر لب دارن میگن:ای جانم حسن!...بی بی ناراحت شد فرمود:بابا! قربونتون برم،حسینم کوچیکترِ،چرا اسمِ حسینم رو نمی برید؟فرمود:نگاه کردم به تمام آسمانها،دیدم همه ی آسمان ها دارن میگن:جانم حسین! دیدم حسنم غریبِ...گفتم: من بگم:حسن!...

 

تا زهر رو نوشید به اون زنِ نانجیبش فرمود: برو حسینم بیاد میکشه تو رو...یه جایی هم دیدن بدن امام حسن به تابوت با تیر دوخته شده بود،اینقدر تیر به بدن امام حسن زدن...

 

 اما رفقا من اینجا میخوام یه حرفی بزنم...اون زمانی که ابی عبدالله کنار بدن امام حسن فرمود:غارت زده به اونی نمیگن که پول و ثروتی از دست داده باشه...غارت زده به من میگن که داداشی مثلِ حسن رو دارم از دست میدم...چشمای امام مجتبی هی باز و بسته میشد،آروم نفس می کشید،فرمود:داداش! امروز کنار من تو هستی،زینبم هست،عباسم هست،بچه هام هستن...هر چند کوچیکن، اما حسینم! "لایوم کیومک یا اباعبدالله" برای اون روزی گریه هات رو نگه دار،که بابام وعده داده،مادرم میدونه،جدم رسول خدا میدونه...کدام روز؟...*

 

نمیشه باورم که وقتِ رفتنه

تموم این سفر بارش،رو شونه ی منه

کجا میخوای بری؟

چرا...منو نمی بری؟

حسین! این دَمِ آخری

چقدر شبیهِ مادری

 

*ابی عبدالله فرمود:زینب! پیراهنی که مادرم دوخته و به تو امانت داده بردار بیار عزیزم...دید خواهر داره گریه میکنه...گریه چرا؟ تو باید حواست به خیمه ها باشه...عزیزِ دلم! مادر وقتی این پیراهن رو داشت امانت میداد،فرمود: زینبم! هر وقت حسینم این پیراهن رو طلب کرد بدون لحظات آخرِ...بمیرم برای اون زمانی که زینب باید هم خیمه هارو آروم کنه...و هم هوای امام سجاد رو داشته باشه...یه لحظه نگاه کرد دید گرد و غبار سرزمین کربلا رو فرا گرفته...آمد بالای تَل...دید بدن حسینش پاره پاره...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:45 ب.ظ | نظرات()


*زینبم!...*

 

 تو گرفتی با حسین روی دامن سرمُ

من میرم جای شما ببینم مادرمُ

پیشِ مادری که با پرِ زخمی پر کشید

دلیلِ رفتنشو جز خودم کسی ندید

 

*به هر کی بگم می میره...*

 

مادری که گیسوهاش مو به مو سفید میشد

ذره ذره آب میشد...روز به روز شهید میشد

 

*آب شدنِ مادرمُ دیدم...*

 

شاهدِ شکستنش کسی غیرِ من نبود

من دیدم که گونه هاش،چه جوری شدن کبود

دست سنگین مثل برق، از رویِ سرم گذشت

دستِ من به روی خاک پیِ گوشواره میگشت

بی صدا گریه میکرد... اسم بابامُ میبرد

تا میخواست بلند بشه دوباره زمین میخورد...

خوبه که دور و برم پرِ از محارمِ

از میونِ همه تون که امشب عازمم

سر من رو دامنِ مهربون، برادرمِ

قاسمم گریه نکن،اِنقده بالاسرم

قاسمم یادت نره تا عمو کنارته

سختیایِ زندگی با عمو بهارته

قاسمم یه روز میاد که عمو تنها میشه

پیشِ چشمِ تو سیاه همه ی دنیا میشه

اون روزه که تو باید،جانشین من بشی

تویِ میدونِ بلا،یه تنه حسن بشی

 

*حسن شد...یه حسنی...یمن شد...چه عقیق یمنی...همه جاش کبود شد...سر رو برگردوند...*

 

خواهرم گریه نکن...گریه تو بذار کنار

همه اشکِ چشمتو،برا کربلا بذار

یه روزی تو خاک و خون تنِ بی سر میبینی

 

*فرمود: حسین جان! من الان چشمم رو میبندم و وا میکنم صورت تو رو میبینم.ای قربونِ صورتت...سرمو برمیگردونم عباسم رو میبینم...ای قربونِ عباست...اما یه روز میاد تو چشمتو باز میکنی جلو چشمات خاکه...سر رو برمیگردونی از روی خاک،میبنی بچه هات دارن خودشونو میزنند...این ور برگردونی چکمه ی شمر کنارته...الان اشک منو شما پاک میکنید...قربون صورت خون آلودت،حسین..*

 

یه روزی تو خاک و خون تنِ بی سر میبینی

سر یه شیرخواره رو رویِ خنجر میبینی

یه روزی که میبینی اوجِ اشک و ناله رو

در میاری از  آتیش دختر سه ساله رو

 

*یه نگاه به عباس...*

 

زینبم!

یه روز از رو نیزه ها جلویِ پایِ حرم

میبینی که افتاده سرِ سقایِ حرم...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:43 ب.ظ | نظرات()


نشستم گوشه‌ای از سفره‌ی همواره رنگینت

چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت

به عابرها تعارف می‌کنی دار و ندارت را

تو آن باغی که می‌ریزد بهشت از رویِ پرچینت

کرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفت‌هایت

حسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینت

دهان وا می‌کند عالَم به تشویقِ حسین، امّا

دهانِ خاتمِ پیغمبران واشد به تحسینت

 

*همه حسین حسین میگفتند...دو نفر حسن حسن زیر لب میگفتند...یکی جدش پیغمبر...یکی هم مادرش فاطمه...(امشب امام حسن برات کربلا میده...اگه نگیری تقصیر خودته)...*

 

تو دینِ تازه‌ای آورده‌ای از دیدِ این مردم

که با یک گُل، کنیزی می‌شود آزاد در دینت

 

*کنیز براش گل اورد فرمود:آزادت کردم.*

 

مُعزالمومنین خواندن، مُذل المومنین گفتن

اگر کردند تحسینت، اگر کردند نفرینت

برای تو چه فرقی دارد ای «والتین و الزیتون»

که می‌چینند مضمونِ آسمان‌ها از مضامینت

بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی‌گشتند

 

*هر چی سفیر میفرستاد،برنمیگشتند. همه میرفتند لشگر معاویه...خیلی غریبی...برادرت فقط یه سفیر فرستاد...بالای دارلاماره گریه میکرد...بهش گفتند:مسلم بَدِه...گریه نکن...گفت:برای خودم گریه نمیکنم...."والله ما لِنَفسی بَکَیتُ و لکن اَبکی لِلحسیَن و آلِ الحسَین..."حسین جان...آقا هر جور حساب میکنم غریب فقط خودتی...غریب فقط خودتی...غریب اونیه که همدم اشک و آهه...دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه...حسن...حسن...حسن جان...*

 

بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی‌گشتند

خدا واداشت جبرائیل‌هایش را به تمکینت

بگو تا آفتاب از مغربِ دنیا برون آید

که سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینت

بگو تا تیغ بردارد اگر جنگ است آهنگت

بگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینت

خدا حیرانِ شمشیرِ علی در بدر و خندق بود

علی حیرانِ تیغِ نهروانت، تیغِ صفینت

بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند

 

*اصحابش می آمدند جانماز از زیر پاش میکشیدند...*

 

محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبّینت

تو را پایین کشیدند از سرِ منبر که می‌گفتند:

چرا پیغمبر از دوشش نمی‌آورَد پایینت

درونِ خانه هم مَحرَم نمی‌بینی تحمّل کن

که می‌خواهند، ای تنهاترین؛ تنهاتر از اینت

تو غم‌هایِ بزرگی در میانِ کوچه‌ها دیدی

که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت

*چه غم هایی دیدی بین کوچه ها...؟!به هر جا مادری از شوق دست طفلِ خود گیرد

در این کوچه گرفته طفل،دستِ مادرِ خود را...مادر! داری راه رو اشتباه میری ...*

 

تو غم‌هایِ بزرگی در میانِ کوچه‌ها دیدی

 

*در وسط کوچه تو را میزدند/کاش به جای تو مرا میزدند.../چرا شده گوشه ی چشمت کبود.../به من بگو مگر علی مُرده بود...وای من و وای من و وای من...میخ در و سینه ی زهرای من....*

 

تو غم‌هایِ بزرگی در میانِ کوچه‌ها دیدی

که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت

از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی

از آن دستانِ سنگین بیشتر شد داغِ سنگینت

سرِ راهت می‌آمد آنکه نامش را نخواهم برد

برای آنکه عمری تازه باشد زخمِ دیرینت

*حسن جان....حسن جان....*

برای جاریِ اشکت سراغِ چاره می‌گردی

که زینب آمده با چادرِ مادر به تسکینت

به تابوتِ تو زخمِ خویش را این قوم خواهد زد

چه می‌شد مثل مادر نیمه‌ی شب بود تدفینت

 

*ای کاش شبانه تدفینت میکردند که اینقدر تیر به تابوتت نمیزدند...*

 

صدایت می‌زند اینک یتیمت از دلِ خیمه

که او را راهیِ میدان کنی با دست آمینت

هزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخر

در آغوشِ برادر دست و پا زد جانِ شیرینت

کدامین دست،دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟

 

"فَاتَّقاهَ الغلام بیَدِه..."دست رو سپر عمو کرد...شمشیر رو به نیت امام حسین پایین آورد "فَاَطنَّها عَلی الجلد... فَاِذا هی المعلَّقَه..."دست به پوست آویزان شد..."وَ نادَی الغلام: یا اُمّاه..."*

 

کدامین دست،دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟

همان دستی همان دستی که روزی بوده مسکینت

دعا کن زخمِ غم‌هایت بسوزاند مرا یک عمر

نصیبم کن نمک از سفره ی همواره رنگینت

شاعر:سیدحمیدرضابرقعی

 

*اگرچه عازم قبر شهید کربلا هستیم/به هر موکب نمک گیر امام مجتبی هستیم...حسن جانم...حسن جانم...حسن جانم....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:21 ب.ظ | نظرات()


میسوزه تو تب، مقابل من

چه آتیشیِ، تویِ دلِ من...

 

*همیشه به شما گفتم مجلس اهلبیت گرمه...گرما نمیخواد...ما چی کاره ایم گرما بدیم به مجالس اهلبیت...ولی به خدا قسم اونایی که کار اربعینشون گیره امشب میتونن درست کنند....بابا درِ خونه ی کریم اومدی..محتاج را کریم ز سر وا نمیکند....باور کنید امشب کارتون درست میشه....*

 

دعا کنید سینه زنا حال حسن بهتر بشه

 

*زبون حال ارباب دوعالمه....دعا کنید حال برادرم بهتر بشه...*

 

دعا کنید سینه زنا حال حسن بهتر بشه

نکنه که زینب بفهمه که چه دردی میکشه

ای وای...بمیرم برایِ غریبیت حسن جان

 

*سینه زنا اینجا میخواید برای حسن بن علی دعا کنید...یادتون میاد شب شیش محرم برای قاسم بن الحسن دعا میکردید؟ بریم شبِ ششم ماه محرم...*

 

چی داره میگه؟!خدا نمیرسه صداش....

خدا کاری کن به خاطر باباش...

دعا کنید با پیکر یار وفادارم بیام

چیزی اگه مونده ازش میرم که بردارم بیام

ای وااای... بمیرم برای یتیم حسنم...

 

فدای دلِ، صبور حسن...

شکسته شده، غرور حسن...

 

*غرورمو شکستن...*

 

فدای دلِ، صبورِ حسن...

شکسته شده، غرورِ حسن...

 

حسن از اون داغِ تو کوچه قامتش از غم خمید..

همیشه میگه با خودش کاشکی که قدّم میرسید...

 

*ایستادم به روی پنجه ی پا اما حیف ،دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد...*

 

ای وااای...بمیرم برای غریبیت حسن جان

 

*از زبون خود امام حسن بگم؟*

 

ای وای...بمیرم برای پهلوی مادرم

ای وای... بمیرم برای بازوی مادرم

ای وای...بمیرم برای صورت مادرم

ای وای... بمیرم برای بازوی مادرم

 

*حسن جانم....اگه آقایی کنی یه پیغامی دارم...*

 

دمِ آخری...تو روضه بخون

به مادرمون...سلام برسون

نکنه که دردایِ بازو، مادرُ میده عذاب

بگو هنوز پهلو به پهلو میشه بازم وقتِ خواب؟

ای وای...بمیرم برای پهلوی مادرم

ای وای... بمیرم برای بازوی مادرم

 #نغمه_پرداز_اکبر_شیخی

#شاعر_امیررضا_یزدانی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:17 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic