امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



بازم  دوباره،دل تا مدینه زائرِ
انگاری باز مسافرِ
تو سینه دل آروم نداره
بازم مدینه و غمُ،غصه ی مرد بی حرم
من غصه دارِ غربت و غم عزای باقرم
قبر تو بی چراغ و هیچ کسی نیست بالا سرت
تو هیئت دلش برات روضه گرفته مادرت
غریب آقام،غریب آقام...
________
آتیش گرفته آقا تموم پیکرت
زخمی شده بال و پرت
از زهر کینه بی قراری
از بغض و کینه ی هشام
نمونده جونی به تنت
خونِ جگر داری به لب
پر خون شده پیروهنت
اگه چشات بارونیِ
ازشعله ی زهرجفا
ولی به سینه می زنی
برا شهیدِ کربلا
غریب آقام،غریب آقام...
________
خاطره دارم، از سوز زخم سلسله
از خنده های حرمله
از خاطرات کوفه و شام
سرایِ روی نیزه رو
دیدم با چشمای ترم
آتیش زدن به خیمه ها
آتیش گرفت بال و پرم 
دیدم به روی نیزه ها
رأس پر از خونِ عمو
کبودیِ سه ساله ای
که خورده سیلی از عدو
غریب آقام،غریب آقام...



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:19 ب.ظ | نظرات()

آه .. یادم نمیرود هرگز
غمِ جانسوز غارتِ خلخال
حمله ی نابرابرِ لشکر
به زنان و به خیمه و اطفال

صحنِ عرش بین صحن چشمانت
میدهد زجر هر شب و روزم
ذوالجناح آمد از دل میدان
با دوصد زخم بر سر و کوپال

«وای ... ای وای ای وای ای وای ..»

در هیاهوی نیزه و شمشیر
تنی از روی شیبِ قربانگاه
غلت میخورد تا ته گودال
چه بگویم که تیزیِ خنجر
به روی حنجری فشار آورد
یک نفر بین قاتلانش شد
بر سر سر بریدنش جنجال

هم غرورم شکست هم قلبم
آن زمانی که دختری خسته
از رویِ ناقه بر زمین افتاد
دشت تاریک بود و رفت از حال

«وای ... ای وای ای وای ای وای ..»

امان از گودال .. به پا شد جنجال
ببخشند سادات .. تنش شد پا مال

میون اعدا .. غریب و تنها 
رو خاک افتادی .. زدی دست و پا 

نانجیبا از راه رسیدن و 
پیکرِ زخمیتُ کشیدن و
چشمای زینب رو ندیدن و 
ندیدن و ...

وای ... بی هوا میزدنت
از جفا میزدنت
پیرمردا همگی ، با عصا میزدنت

«وای ... ای وای ای وای ای وای ..»

به زیر خنجر زدی بال و پر 
شدی غرقِ خون به پیش مادر
با چشمای تر ، با حال مضطر
میگفتی برگرد ، به خیمه خواهر

هدفِ نیزه ها شد بدنت 
جایِ سالم نموند روی تنت
به نیتِ غارت اومدند
بردند انگشتر و پیروهنت

وای ... شمر بی حیا و 
وای  ...حرمتت رو بد شکست
نفسای آخره با پا رو سینت نشست

حسین .....



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:00 ب.ظ | نظرات()

«دستام خالیِ ، دستامُ بگیر
ایها الرئوف ، یا نِعمَ الامیر»

منی که عمریه کبوترِ گوهرشادم
خاطراتِ حرم دیگه نمیره از یادم
تصویرِ گنبدُ این روزا هر کجا دیدم
با یه دلِ شکسته به آقام سلام دادم

آقاجون نوکرت اومده 
دوباره پیشِ تو رو زده
دستِ خالیه من رو ببین ..

ببین اشکِ چشام جاریِ
به خدا وقتِ دلداریِ
دوباره پایِ حرفام بشین ..

«دستام خالیِ ، دستامُ بگیر
ایها الرئوف ، یا نِعمَ الامیر»

سایۀ لطفِ تو افتاده رو سرم آقا
پر میگیره دلم دوباره تا حرم آقا
حالا که دورم از ضریحِ با صفایِ تو
میونِ عاشقا اسمِتُ میبرم آقا

تمومِ لحظه هایِ منی
تو امامِ رضایِ منی
تویی لیلا منم مجنون ..

بطلب ای عزیزِ دلم
به خدا که مریضِ دلم
بده بازم دوا درمون ..

عبدِ رو سیام ، هستم سر به زیر
اَیها الرضا دستامُ بگیر

«دستام خالیِ ، دستامُ بگیر
اَیها الرئوف ، یا نِعمَ الامیر»

شبایِ جمعه دل هواییِ حرم میشه
روضه بهونه ای برا چِشم ترم میشه

شبایی که دلم برایِ کربلا تنگِ
اسمِ عزیزِ فاطمه بال و پرم میشه

یا حسین میگمُ میپرم
دلمُ تا حرم میبرم
کنارِ گنبدِ ارباب ..

خودمُ تو حرم میبینم
که یه گوشه میرم میشینم
میخونم با دلِ بی تاب ..

شاهِ کربلا یا نعم الامیر
 اَیها العزیز ، دستامُ و بگیر

«دستام خالیِ ، دستامُ بگیر
ایها الرئوف ، یا نِعمَ الامیر»




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:56 ق.ظ | نظرات()

یا ضامنِ آهو مدد
باز این گدا با شوق تو اینجا اومد
باشه قبول خیلی بدم
اما همیشه پیشِ تو زانو زدم

راهم بده  مهمونتم
مهمون كه نه بهتر بگم از خونتم
من تا ابد مدیونتم
لحظه به لحظه عمرمُ  ممنونتم

ای جانم ای جان
شد خونه ی امید عالم مشهد تو
اره به قرآن
دلگرمی این سرزمینِ گنبدِ تو

« ای جانم ای جان،
سلطان علی موسی الرضا جانم رضاجان »

سمتِ تو با دل عازمم 
میدونی كه خیلی زیارت لازمم
عمریه اینِ خواهشم
رخصت بدی وقتی میام خادم بشم

هر وقت دلم مشهد میاد
حتماً یه سر باید بره بابُ الجواد
میره یه سر با اعتقاد
از پنجره فولاد تو حاجت میخواد

دیدم خدا رو 
تو صحنِ گوهرشاد و صحنِ انقلابت
هستن ملائک
از خادمایِ مخلصِ پا در ركابت

« ای جانم ای جان،
سلطان علی موسی الرضا جانم رضاجان »

ای خوبِ من محبوب من
میدونی كی قلبش برات میكوبه من
ای یار من سالار من 
میدونی كی یه عمره دوست داره من

عشقم تویی جونم تویی
اسمی كه خورده سر در خونه م تویی
هم درد و درمونم تویی
من با یكی خیلی خوشم اونم تویی

این دل كه دارم
پر میزنه سمتِ حریم غرقِ نورت
كامل شكستم
قابل نداره باشه تقدیم حضورت

« جانم حسین جان
جانم حسین ، جانم حسین ، جانم حسین جان »

خیلی گرفتارم ببین
مشكل گشایی كن یل اُم البنین
جانِ امیرالمومنین 
اذنم بده پیشِ تو باشم اربعین

ای دلبرم یا ذا الكرم
یادم نرفته كربلا كنجِ حرم
درمونِ حالِ مضطرم
كاشكی بشه بازم بیام با مادرم

چشمامِ بستم
حس كردم امشب زائرِ صحن و سراتم
حالم خرابه
ای مستجاب الدعوه محتاجِ دعاتم

« جانم اباالفضل
جانم ابوفاضل ابوفاضل ابالفضل »




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:49 ق.ظ | نظرات()

نور چشم پیمبری حمزه

چه قدَر مثل حیدری حمزه

اسدالله دیگری حمزه

به خداوند، محشری حمزه

ای مُلقّب به سیّدالشهدا

حامی مُخلص رسول خدا

هم عمو هم برادرش بودی

همه جا یار و یاورش بودی

تو علمدارِ لشکرش بودی

جنگجویِ دلاورش بودی

تا نظر بر سپاه می کردی

روزشان را سیاه می کردی

بین لشکر وجود تو لازم

بین میدان ، حریفِ تو نادم

افتخار قبیلۀ هاشم

می نویسم برایِ تو دائم

می نویسم کمال داری تو

مثل جعفر دو بال داری تو

 

*خیلی امیرالمومنین هم به برادرش هم به حمزۀ سیدالشهدا تکیه می کرد .. اینا همیشه کنارِ هم بودن ، بیخود نبود اون روزی که دستاشُ بستن ، وقتی می کشاندنش به طرفِ مسجد دو تا اسمُ خیلی صدا میزد هی میگفت وا حمزتا .. وا جعفرا .. بیاید ببنید دارن علی رو دست بسته میبرن ..*

 

بی سبب نیست این که "سرداری"

به علی رفته ای جگر داری

وقتِ حمله به سینه پر داری

همه دیدند که هنر داری

با دو شمشیر حمله می کردی

وَ دمار از همه در آوردی

مرحبا بر تو ای عمویِ رسول

که چنین شد سفید ، روی رسول

با تو محفوظ چار سویِ رسول

کم نگردید با تو موی رسول

کاش حمزه مدینه هم بودی

دور بیت الحزینه هم بودی

بیعتت با نبی چه دیدن داشت

اَشهدت آن زمان شنیدن داشت

عطر اسلام تو وزیدن داشت

رنگ بوجهل هم پریدن داشت

با کمانت سرش ز هم پاشید

از تو و نام حمزه می ترسید

 

*یه بار شنید ابوجهل جسارت کرده به پیغمبر بلند چنان کمانشُ به سرِ ابوجهل زد دیگه حساب کار دستش اومد گفت تا من زنده ام مراقب باش دیگه دورِ پیغمبر نبینمت .. یه جسارت ازت ببینم دیگه جونتُ میگیرم ؛ ای جانم فدات .. چه عمویِ خوبی بود حمزه .. آدم بعضی وقتا دلش به عموش قرصِ .. بیخود نبود کنارِ علقمه کمرِ حسین شکست .. بیخود نبود تا علقمه رو ترک کرد اومد کنارِ خیمه ها دیدن زینب دست رو سرش گذاشت .. بیخود نبود صدا زد إِذَا مَضَیْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِی .. بیخود نبود عمودِ خیمه شُ زمین زد صدای ضجۀ  وا ضَیعَتا بَعدَک بلند شد .. ای جانم فدات .. یه دونه دیگه شم بگم صدا نالت بلند شه .. بی خود نبود اربعین که برگشتن دیدن سکینه یه مشک بغل گرفته .. عمو نبودی تو راه همه رو زدن .. مثه مادر بزرگش تو مدینه .. مادربزرگشم میومد زیر آفتاب .. عمو بینِ در و دیوار لگدم زدن عمو .. عمو دستایِ علی مو بستن عمو .. عرضم تمام و التماس دعا ..*

 

ما پیاده ولی سواره، شما

یکی از راه هایِ چاره، شما

روضه هایِ پر از اشاره، شما

تکّه تکّه و پاره پاره، شما

اهل بیت از تو یاد می کردند

بر تو گریه زیاد می کردند

 

*تا قبلِ کربلا همه برا حمزه گریه می کردن میگفتن سیدالشهدا حمزه ست .. اما دیگه بعدِ کربلا .. لایوم کیومک یا اباعبدالله ...*

 

در کمین بود ، نیزه را انداخت

پیکرت را چه بی هوا انداخت

تا نبی روی تو عبا انداخت

همه را یاد بوریا انداخت

اوّلین رکن پنج تن می خواند

روضۀ شاه بی کفن می خواند

ته گودال پیکرش افتاد

جلویِ چشم خواهرش افتاد

جای خنجر به حنجرش افتاد

ناله ای زد وَ مادرش افتاد

یا بُنَیَّ ذبیح عطشانم

یا بُنَیَّ قتیل عریانم

 

*دیدن یه صدایی میاد .. بُنَیَّ قتلوکَ .. میخوام بگم آقا کسی ندید بدنتُ مثله کردن ؛ اما من یه آقایی رو سراغ دارم دخترش یه نگاهی کرد دید عمه یه بدنِ پاره پاره رو بغل گرفته .. «عمّتی هذا نعش مَن؟» ( نمیدونم چرا بی بی اینجور جواب داده .. آدم یه خبره بد و میخواد بده مقدمه چینی میکنه خصوصاً اگه دختر باشه ..) تا سکینه صدا زد این بدنه کیه ؟ صدا زد این بدنِ بابات حسینِ .. آخ خودشُ انداخت رو بدن .. یه نفر نیمد این دخترُ نوازش کنه .. ریختن تو گودال .. ای حسین ...

 

زینتِ دوش نبی رویِ زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و ماوایِ تو نیست





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:21 ب.ظ | نظرات()

حمله کرد خالد ابن ولید (لعنت الله) همه فرار کرده بودن .. یه عده پِیِ غنیمت ،یه عده لشکرُ دیدن از پشت داره هجوم میاره جنگی که پیروز شده بودن ،مغلوبه شد .. همه فرار کردن ،پیغمبر محاصره شد .. هیچ کسی نموند ،تک و تنها امیرالمومنین ایستاد پیشانیِ پیغمبر شکست .. دندانِ مبارک شکست ..تنها کسی که ایستاد و یه تنه دور پیغمبر میگشت امیرالمومنین بود .. نود زخمِ کاری به بدن آقا رسید ولی از پا ننشست .. آسمانی ها مبهوتِ جنگِ علی شدن ..

 

انقده تک و تنها دورِ پیغمبر گشت خطاب اومد همه شنیدن این ندا رو منادی بین زمین و آسمان ندا داد : لا فَتی اِلاّ عَلی لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار .. این برا امروز بوده .. یه تنه ایستاد جانِ پیغمبرُ نجات داد .. زخم هاشُ بی بیِ ما حضرت زهرا مرهم می گذاشت بعدِ جنگِ اُحد ؛ پرستارِ علی ابن ابیطالب فاطمه بود .. هر زخمی رو مرهم میذاشت میگفت علی جان ان شالله جبران کنم .. دست مریزاد علی چه کردی امروز .. جانِ بابایِ منو نجات دادی .. ان شالله جبران کنم .. یه گریز بزنم برگردم .. فرمود علی جان ان شالله عمرم باقی باشه برات جبران کنم .. میدونی کجا جبران کرد .. وقتی دستایِ علی رو بستن .. داشتن میبردنش سمتِ مسجد .. حائل شد ، کمرِ مولا رو گرفت .. صداش بلند شد ..

 

ای کعبه خودم دورِ سرت میگردم

پروانۀ شمعِ سحرت میگردم

امروز به جبرانِ نود زخم احد

بنگر که چگونه سپرت میگردم

 

*رکنی بود حمزه .. بیخود نبود نامش شد حمزۀ سیدالشهدا فاطمه (س) با این که آسیب دیده بود ،با این که پهلوش شکسته .. بازو آسیب دیده .. میاد سرِ قبرِ حمزه .. ببین چه مقامی داره فاطمه میاد اونجا حرفاشُ بزنه آرام بشه .. خودِ مولا وقتی داشتن میبردنش سمتِ مسجد ( میخوام مقامِ حمزه جا بیفته ، بدونیم امشب برا کی داریم گریه میکنیم ) انقدر مقام بالاست اسدالله علی ابن ابیطالب دارن میبرنش ، یه نفر از اونایی که اسم برده جلو درِ خونه ،حمزۀ سیدالشهداست .. فرمود حمزه اگه تو بودی اینا جرات نمی کردن درِ خانۀ ما رو آتش بزنن .. بعد از اینی که پیغمبر فرمود عمویِ من گریه کن نداره ، زن ها همه کشته هاشونُ رها کردن ،برا حمزۀ سیدالشهدا گریه کردن .. رسم شد تو مدینه هرکی کشته ای می داد ، شهیدی می داد اول برا حمزۀ سیدالشهدا گریه می کردن بعد برا شهید خودشون ..

 

در غزوۀ اُحد چو اُحد بود پا به جا

تا عاقبت ز حربۀ وحشی زپا فتاد

دشمن همین به کشتنِ او اکتفا نکرد

در فکرِ مثله کردنِ آن پارسا فتاد

جسمش درید و دیگر اجزایِ او برید

قلبش به دستِ هندۀ شوم دغا فتاد

این قرعۀ ستم که ز تزویر هنده بود

آوخ به نام حمزۀ شیر خدا فتاد

 

*مثله کردن بدنُ .. نوشتن با اجزایِ بدنِ حمزه گردن بند درست کرد به گردن انداخت ..*

 

هر کس برفت تا خبر آرد به مصطفی

زان کشته در کنارِ وی از غم ز پا فتاد

 

*هرکی میومد بدنُ میدید دیگه نمی تونست برگرده .. *

 

تا خود پیمبر آمد و چون حال حمزه دید

زد ناله آنچنان که طنین در فضا فتاد

 

*نشست شروع کرد گریه کردن یه وقت خبر آوردن یا رسول الله خواهرش داره میاد .. عمۀ شما صفیه خانم داره میاد .. خودش جلو دوید فرمود عمه برگرد .. اگه میشه شما بالاسرِ برادر نیا .. ( نمیشه که )خواهره .. خبرِ شهادتُ شنیده ولی تا بدنُ نبینه دلش آرام نمیشه .. فرمود عمه جان شرط داره .. اول فرمود عبا بندازن رو بدنِ حمزه .. انقدر رشید بود پاهایِ حمزه از زیرِ عبا بیرون آمد ، فرمود خار و خاشاکِ بیابون هارو جمع کردن حتی خواهر پاهایِ برادرم نبینه .. عمه جان شرط داره ، اگه میخوای بدنُ زیارت کنی عبارو کنار نمیزنی .. اگه می خوای بدنُ ببوسی از رویِ عبا .. بغل میکنی از رو عبا .. (چه بدنی ؟..) تازه این بدنی که مثله شده سر در بدن داره ...*

 

در شرح این مصیبت جانسوز ناگهان

دل در هوای واقعه ی کربلا فتاد

وقتی که راه قافلۀ غم نصیب شام

برکشتگان بی سر دشت بلا فتاد

 

*راوی میگه همچین که این زن و بچه رو از کنارِ کشته ها رد میکردن دونه دونه از رو ناقه ها می افتادن ...*

 

وقتی که چشم زینب کبری به قتلگاه

بر جسم نورِ دیدۀ خیرالنسا فتاد

بی اختیار نعرۀ هذا حسین او

سر زد چنان که آتش ازو در جهان فتاد

شاعر : موید

 پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:04 ب.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 

چشم خورشید محلی به سیاهی ندهد

سینۀ نور ، به خفاش پناهی ندهد

 

خصم بیهوده به دنبال حسن میگردی

شبِ تاریک چراغی به نگاهی ندهد

 

تا که دریایِ علی هست کسی جز بی عقل

به بیابانِ عطش وعدۀ ماهی ندهد

 

کوهی از جنسِ طلا گر به کفم بگذارند

سینه از عشقِ تو آقا پَرِ کاهی ندهد

 

رَختَم از تارِ وفا پُودِ غلامی ست که دل

یک نخش را به دو صد خرقۀ شاهی ندهد

 

*حرمُ تخریب می کنن ، میبینن شیعیان دست بر نمیدارند ، تهدید میکنن اینا مسرتر میشن ، جسارت میکنن، اینا آتیشِ غیرتشون برافروخته تر میشه .. چون خیلی اینا عقبند نمی دونن که : «وَفِی قُلُوبِ مَنْ وَالاهُ قَبْرُهُ»

 

جمع ما جامعه خوان تر شده از قبل بسوز

مجمع ما به سیاهی نرود رو ندهد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:38 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم