تبلیغات
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شهادت
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                



(غریب یعنی تو غریب یعنی
غریب بین وطن
غریب یعنی تو
غریب یعنی حسن)
(گله داری از مردم دنیا
تو غریبی حتی توی خونه )۲
یکی نیست مرهم شه واسه زخمات
حال و روز خیلی پریشونه
{(چه بی طرفداری حسن
غریب و بی یاری حسن )۲
هنوز دلت میلرزه از غمای کوچه
هنوز عزاداری حسن }۳
(غریب یعنی تو
غریب یعنی غریب بین وطن
غریب یعنی تو غریب یعنی حسن)۲
نگاه کن آقا گداهات پای سفرت اومدن(۲)
روی لبهاشون کریم یعنی حسن
شده حسن حسن
شده حاتم درگیر نگاهت
در خونش روی همه بازه
گره داره هرکس توی کارش
براش آقا زود چاره میسازه (۲)
(دوا و درمونی حسن
پناه و سامونی حسن )۲
برا کویر خشکِ قلب غصه دارم
تو مثل بارونی حسن (۲)
چه بی طرفداری حسن
غریب و‌بی یاری حسن
هنوز دلت میلرزه از غمای کوچه
هنوز عزاداری حسن (۲)
غریب یعنی تو ۲
غریب یعنی غریب بین وطن
غریب یعنی تو غریب یعنی حسن
حسن،حسن...
شهید یعنی تو 2
سرت رو نی همه دیدن به عین
شهید یعنی تو 2
شهید یعنی حسین
حسین.....
تو غریبی اما همه دیدن
 دم آخر جسم تو کفن شد
بدنی که صد چاکه حسین ِ
تو غریبی همه تای حسن شو
چه جسم صد چاکی حسین
سرت شده خاکی حسین
تنت به زیر دست و پای مرکب اما
سر تو افلاکی حسین





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:50 ب.ظ | نظرات()



سحر رسیده انگار بابام از  سفر رسیده
درسته که همسو شده چشامون
حس میکنم من بوی بابامو بوی بابامو
(خوش اومدی سر بریده
خوش اومدی سالار زینب )۲
نور نگاهتو اُوُردی
خرابه روشن شده امشب ۲
بابا بابا حسین جان
***
(تنور خولی مو تو سوزونده۲
برای من هم موئی نمونده )۲
سئوالم اینه ای داد بیداد
چرا تو این سن دندونت افتاد
بابا اینا از اون بزم یزیده
که ما رو از خجالت آب کرد
دیدی یکی بر کنیزی خواهر من رو انتخاب کرد
بابا بابا حسین جان
***
یه شب نبودی تو دل صحرا
خوابیده بودم رو پای زهرا
یه لحظه دیدم یه صدا اومد
یه نانجیبی تو صورتم زد
آنقدر منو کشید رو خاکا
یه لحظه هم نزاشت بشینم
اُنقدر بگم برات از اون شب
من همه جا رو تار میدیدم
حسین.‌...حسین...

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:13 ب.ظ | نظرات()

نام تو را نوشتمُ پشت جهان شکست 2

آهسته ازغم تو،زمین و زمان شکست

پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین

گفتم که فاطمه،کمر آسمان شکست

هجده بهار دیدی و درسوگ تو،دلم

بعد ازهزاروسیصد وچندین خزان شکست

ای دل بسوز و بشکن،تا باوارت شود

حتما دری که سوخته را می توان شکست

باهر دری که بعد نگاه تو باز شد

انگار در گلویِ علی استخوان شکست2

*حسینِ،ثمرۀ وجود مادرِ،تو حدیث کساء وقتی ابی عبدالله اومد محضر بی بی،اجازه بگیره،سوال کرد کیا هستن؟* اِنّی اَشَمُّ رایَحَهَ جَدّی*بی بی وقتی فرستادش بااین خطالب:* یا ثَمَرَةَ فُؤادی * حسینشُ اینجوری صدا زد"و*یاقُرَّةَ عَیْنی*مادر همۀ بچه هاشو دوست داره، اما هر کدومُ یه جور دوست داره"

همه رو یجور دوست داره همه رو یه اندازه دوست داره؛ اما بعضی دوست داشتنا فرق داره" من از مدینه می خوام *ببرمت کربلا ..*

چند جا تو مدینه بی بی یادِ کربلا کرد" (حسینِ شش هفت سالِ هنوز نه کربلایی هست نه) اما بی بی یاد کربلا کرد، چند جا یاد کرد . کجاها یادِ کرد؟؟

اون وقتی که زینبش رو صدا کرد،کفن ها رو داد به زینب؛کفن اول مالِ منِ دخترم، میدی بابات علی، (تصور کن یه دختر چهارساله) کفن دوم مالِ بابات علیِ، میدی داداش حسنت یه روزی؛ کفن سوم مالِ برادرت حسنِ ؛ وقتی بقچه رو بست زینب مات و متحیّر(اینو من میگما : خوب خدا رو شکر حسینم سالمِ ... حسینم هست ، حتما من زودتر ازحسین میرم که کفنِ حسینُ به من نسپرده)اما یه مرتبه دید یه پیراهن رو داد تو بقل زینب ....

زینبم یه روزی میاد کربلا .. الله اکبر ..

حسینت ازت جدا میشه،به جایِ من پیراهنُ بهش بده ... زیر گلوشُ ببوس زینب ..." این یه جا یاد کربلا کرد ... یه جا دیگه ش رو بگم معطلت نکنم ...

یه جا دیگه هم یاد کربلا کرد وقتی شبِ آخر همه حرف هاشو به علی زد ... همه وصیتاشو گفت ... مادرِ ما همه حرفاشو زد ... همه وصیت هاشو به علی گفت ... یه نفسی کشید ... یه آهی کشید ... صدا زد *لاتَنسی قَتیلِ الاعَدا ...* حسینمُ تشنه می کشن .... حواست به حسینم باشه علی ... از بابام شنیدم بین دو نهر آب ... هی صدا میزنه العطش ...

حسین ...

بریم کربلا ...

میان عاشق ومعشوق رمز بسیاراست

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید ...

مادر مدینه دو جا یاد کربلا کرد و یاد حسین کرد ...

حسینشم تلافی کرد ... دو جا سراغ دارم یادِ مادرش افتاد ... یاد مدینه افتاد بگم یا نه؟؟

یه جا اون لحظه ای بود ... (یا صاحب الزمان من معذرت میخوام) یه جا وقتی پیراهن عربیش رو بالا زد .... وقتی تیر حرمله به قلبش خورد ...*فَرَمَاه حَرملَةُ سَهمٌ مَسمومٌ محدَّدُ ثَلاثُ شُعَبٍ*.... هر کاری کرد تیرُ از روبرو دربیارِ نشد .... کمرشُ خم کرد ....

حالا چرا حرف مدینه شد؟؟؟ وقتی سینه ش سوراخ شد ... مقتل میگه : فَجَرّدَ کَلمیزاب .... عین ناودون از سینه ش خون میریزه ..... دیدن دو دستی زیر خون ها رو گرفت ... هی میمالید به محاسنش .... (چی می گفت ؟؟) می گفت منُ مدینه کشتن ....

اون روزی که مادرمُ تو کوچه ها زدن .....

وای .......

خدایا همین یه دونه آدمُ میکشه ... رحمت خدا به این ناله ها ....

یه جا دیگه هم یاد مادرش کرد .....بگذریم ...بزار ادامه ش رو بگم هی محاسنش رو به خون خودش خضاب کرد ... اما دیگه نتونست رو اسب بمونه ... همچین که اومد از رو اسب بیفته دیدن زیر لب میگه :*بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ...*

هوا زجور مخالف چو قیر گون گردید

عزیز فاطمه از اسب ......

حسین ......

ای خدا به این مادرُ پسر ...

به زائر پهلو شکستۀ کربلا فرج امام زمان را برسان .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:27 ب.ظ | نظرات()

گره فتاده به کارم گره گشایی کن

 *آقای من*

به یک نگاه،دلِ خسته را خدایی کن

*یه جوری این فاطمیه ناله کنید که دل امام زمان تسلی پیدا کنه" امام صادق فرمود خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه کنه،بلند ناله بزنه ..." با آقات هم ناله بشی مورد نگاهش و لطفش قرار می گیری*

آقاجان ...

دعای گوشه نشینان بلا بگردانت

مرا خلاص زداغ غم جدایی کن

*آقاجانم .... همه امیدم اینه فاطمیه بیاد من از جدایی واز فراق فاصله می گیرم"دلخوشیم اینه*

عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم

*من بعد محرم و سفر این پیراهنُ بوسیدم گذاشتم کنار ... تا رنگ و بوی فاطمیه اومد، تا صدای عزا و چاووش فاطمه آمد دوباره رفتم پیراهنمُ درآوردم*

 عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم

بیا و با دلِ بیچاره هم نوایی کن ...

به روضه های محرم به فاطمیه قسم

به پای بیرق هیئت مرا فدایی کن

*کیه که دلش نخواد فداییِ این اسم نشه؟؟ به یاد همۀ شهدا، وقتی اسم مادر میومد وسط ، همه سبقت می گرفتن برا رفتن ... مگه نشنیدی سر سبند یا زهرا دعوا بودِ تو جبهه ها ....خوشحالیشون ، ذوقشون ، نهایت آرزوشون این بود پشت پیرهنشون بنویسن:

میروم تا انتقام سیلیِ مادر بگیرم ..

مگه میشه فاطمیه بیاد ما یاد شهدا نکنیم ؟؟؟ فدات بشم بی بی جان ...*

به روضه های محرم به فاطمیه قسم

به پای بیرق هیئت مرا فدایی کن ...

*دل میدی چی میگم ببینم حقشُ ادا می کنی یا نه ...*

قسم به چادر خاکی قسم به روی کبود

مرا شهیدِ شهیدان کربلایی کن ....

یاصاحب الزمان بیا*

 بخوان انا ابن علی رابه صبح روزظهور

ضریحِ فاطمه را ظهر،رونمایی کن ...

*شنیدم اول جایی که میری مدینۀ مادرت زهراست ..."



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:06 ب.ظ | نظرات()


مارم با خودت مدینه ببر ... قول میدم دست و پاگیرت نباشم ..." قول میدم منم باهات برا مادرت گریه کنم ... قول میدم وقتی رفتی کنار قبر پیغمبر ، وقتی صدا زدی مادرم رو به چه گناهی کُشتید؟؟

 منم بلند بگم وای مادر ...

قول میدم مستمع باشم تو روضه ت ...(نه مستمع معمولی) مگه نفرمود برا مادر ما بلند گریه کنید " قول میدم ...

فقط شماهم یه قول به ما بده " ... یه جمله برا ما روضه بخوون آقاجان ...." روضه تم نمی خواد باز باشه " فقط یه بار بزن به سینه ت بگو وای مادر ...

مادر مادر ...

به قول آذری زبان ها ، میخوان بی بی رو صدا بزنن دستشونو مشت می کنن ، اینجوری صدا میزنن :

آخ ... جوان نَنَه ...

یارالی نَنَه ...

یعنی مادرِ زخمیِ من ...

یارالی نَنَه ..

یارالی به کسی میگن که(الله اکبر)،یه موقع هست خودت رد میشی از کنار دیوار دستت می گیره  به یه میخی به یه چوبی رو دیوار خراش برمیداره ...

.... خودت داری رد میشی زخمی میشی .... به این نمیگن یارالی .... یارالی یعنی کسی که زخمیش کنن ...

مادر ما باردار بین در و دیوار رفت ....

داد بزنTگفت برم پشت در شاید حیا کنن،شاید بگن این دختر پیغمبرِ ،شاید خجالت بکشن برگردن ...

علی بشین آقا ....

رفت پشت در ... حیا نکردن ... خجالت نکشیدن ... چنان لگدی زدن .....

سیدا فاطمیه باید سیاه بشن،کبود بشن ، زخمی بشن"

به خدا فاطمیه سخت تر از محرمِ .... محرم انقد لطمه میزنی همه دو طرفِ صورتت کبودِ ...

امام باقر فرمود: فاطمیه برا ما سخت ترِ ... تلخ ترِ ... آخه عاشورا اومدن برن طرف خیمه ها ابی عبدالله نزاشت،فرمود من هنوز زنده ام ،نفس دارم ،اگه دین ندارید آزاد مرد باشید

اما فاطمیه جلو چشم علی*

من ایستاده بودم

 دیدم که همسرم را

دشمن گهی به کوچه

گاهی به خانه میزد

گردیده بود قنفذ همدست با مقیره

او با قلاف شمشیر

وای مادر ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:04 ب.ظ | نظرات()

السلام علیک یا فاطمة الزهراء

نوای غم دلم دوشینه می زد

سیاهی سایه بر آئینه میزد

دل من ، پابرهنه ، اشک ریزان

پی تابوت زهرا سینه میزد

*دارم روضه ی امام حسن میخونم ...*

نوای غم دلم دوشینه میزد

سیاهی سایه بر آئینه میزد

*خودم دیدم ... جلوی چشمم ... فقط من بودم و مادرم ... «یتیمانه گریه کنید امروز» ...*

دل من ، پابرهنه ، اشک ریزان

پی تابوت مادر ، سینه میزد

*فرمود عبدالزهرا چرا روضه منو نمیخونی؟! عرض کرد آقا جانم ، کار من روضه خونیه ... مکرر خوندم مصائب شمارو ... فرمود نه عبدالزهرا ، روضه من زهر و جگر پاره پاره نیست ... شما بفرمایید پس منظور چیه ، منم همونو بگم ... *

یارب! نصیب هیچ غریبی دگر مکن

روضه من اینه

داغی که گیسوان حسن را سپید کرد

با صد امید حامی مادر شدم ، ولی

دستش ز سر گذشت و مرا ناامید کرد

*وای مادرم ، مادرم ، مادرم ...*

دلی پر درد ، نَشتَر خورد آخر

نشتر:زخم زدن با نوک فلز

*این فکر رها نمی کنه منو ... آرامم نمیذاره ... از روز هفت صفر تا امروز ، هروقت روضه امام حسن خونده میشه ، رفقای من که با من توی مجالس هستند شاهد من هستند ، تا اسم امام حسن پیش میاد ، این صحنه برام تداعی میشه ...

زینب دید یه گوشه کِز میکنه ... حسین بلند بلند گریه میکنه ، زینب ناله میزنه ... اما تنها کسی که صداش درنمیاد ، همش یه گوشه خیره خیره نگاه میکنه ...

دل رو زد به دریا ، اومد کنار داداش نشست ... آخه حالا دیگه زینب مادر این خونه هست ... برای حسن و حسین مادری میکنه ... اومد کنار امام حسن نشست ... دست دور گردن برادر انداخت ...

داداش...

بین ما بچه ها ، شما بزرگ مائی ... چرا اینجور میکنی؟! ... اگه شما بی تاب بشی ، شما اینجور افسرده بشی ، من با ام کلثوم چه کنم ؟! ... چیه خب ؟! حرفتو بزن ، بریز بیرون ، راحت شو ، بامن درد و دل کن ... تو که میدونی من ام المصیبتم ...

سرشو بلند کرد گفت زینب جان ! ... یادته مادرم میخواست بره سراغ فدک ، به من گفت حسن جان ! ... به بابات مه نمیتونم بگم ... اما یه مرد باید همراه من باشه ...

زینب ...

اونی که داره منو آتیش میزنه ، اینه ... ««مادرم روی من حساب کرده بود »» ...

اما زینب!

توی کوچه خوب شد شماها نبودید ... مرتیکه لندهور ، با اون قد درازش از روبرو رسید ...

منم قدم کوچیکه ... جلو رفتم سینمو سپر کردم گفتم هان ، چیه ، چی میخوای ، جلو نیا ...

اما زینب دستش از روی سرم رد شد ... یه وقت دیدم مادرم داره با دست دنبال من میگرده ...*

یا زهرا ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:24 ب.ظ | نظرات()

بریم درِ خانه ی حبیبه ی خدا ، فاطمه زهرا سلام الله علیها ... عرض ادب کنیم ...

رسم مراسمات اینه آخرین شب بریم درِ خانه حبیبه ی خدا ... بی بی جانم ... هر چه کردیم ، امشب دیگه چشممون به دستهای توئه فاطمه جانم ...

کدوم دست ؟!... بمیرم ...

علی مرتضی مشغول غسل بود ...

أسما میگه من آب میریختم ، علی بدن رو غسل میداد ... یه وقت دیدم دست از غسل کشید ... سر به دیوار گذاشت ، ناله میزنه ، گریه میکنه ...

 آقا از فراقت فاطمه گریه میکنی؟! حق داری ... اما خودت فرمودی دل شبه ، اینگونه ناله نزنید ... بلند بلند گریه نکنید ... چی شده اینطور ناله میزنید؟!

فرمود أسما ... فاطمه ی من تا زنده بود ، بازوی ورم کردشو نشونم نداد ...

شبی که آن تنِ عفت حجاب را شستم

به اشک و خون دل آن دُرّ ناب را شستم

مجال غسل نمی یافتم ز اشک روان

شبی که بضعه ی ختمی مَآب را شستم (بمیرم برا دلت علی جانم ...(

به سینه خونِ دلم موج زد در آن دل شب

که زخمِ سینه ی از خون خضاب را شستم

زهرا جان ...

خدا داند دلم چون گریه میکرد

به حالم دشت و هامون گریه میکرد

ندیدم زخم پهلو را من آن شب

ولی دیدم کفن خون گریه میکرد

زهرا جان ....

نازنین بدنِ حبیبه ی خدارو در دل شب غسل داد ... حنوط کرد ... کفن نمود ... اما هنوز آخرین بند کفن رو نبسته ... یتیمان فاطمه رو صدا زد ... هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ ... یعنی بیایید و از دیدار مادر توشه بردارید ... حسنین اومدند ... خودشونو روی سینه ی مادر انداختند ... ناله میزنند ... کَلِّمینی مادر ...

علی مرتضی میفرماید ، خدارو شاهد میگیرم ، فاطمه مهربانی کرد ، دستاشو از کفن بیرون آورد ... حسنین رو در آغوش گرفت ...

چه منظره ای شد نمیدونم... همین قدر بگم هاتفی ندا داد ... یاعلی بردار حسنین را ... ملائکه ی آسمان طاقت ندارند این منظره رو ببینند ...

حسین ..... حسین ... حسین ...

بگیم ملائکه ... شما نتوانستید ببینید حسین روی سینه ی مادر افتاده ... چه حالی پیدا کردید کربلا ... لحظه ای که دیدید ... الشِمرُ جاٰلِسٌ عَلیٰ صَدرِه ...

حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:09 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم