سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شعر شهادت
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


  
 


ای بهارِ همیشه های خدا
ای که از آسمان شدی جاری
از چه این روزها شکسته شدی
بغض داری ولی نمی باری

لااقل صبر کن مسافر شب
گریه کن ، گریه در معابر شب
صبحِ صادق به جز تو کیست بگو
کیست جز تو امامِ بیداری

گاه گاهی که حرف هم داری
شهر در خواب می رود انگار
آه ، آقا چه می کِشی با این
استخوانی که در گلو داری

تو بگو از کدام طایفه ای
که همیشه خدایِ عاطفه ای
لطف ها می کنی برای کسی
که برایت نمی کند کاری

پس کجایند عالِمانِ سحر
یک نفر از چهار هزار نفر

*چهار هزار شاگرد داشت ... ولی راحت غریبونه کشتنش ....*

پس کجایند عالِمانِ سحر
یک نفر از چهار هزار نفر
که شبانه امام را بُردند
پا برهنه به خفتُ و خواری

پس کجایند نافله خوان ها
که دلِ قافله به درد آمد
کی به درد می خورد پس کِی
این نمازی که هست تکراری

کوچه ای در مدینه منتظر است
تا که روضه بخوانی از دیوار
تا تو هم مثلِ مادرت آن جا
حس کنی بینِ درب و دیواری

*خدا لعنت کنه آل سعود رو ، کوچۀ بنی هاشمُ خراب کردن ،
 همه رو خراب کردن ، تو کوچۀ بنی هاشم کاهگلُ و سنگ بوده ،
 هنوز همونجوری کوچه باریکه بود ... یعنی وقتی رد می شدی
 نفر روبِروت باید یه مقدار کج میشد تا بتونه  رد بشه ....*

کوچه تنگ و دل سنگ و صدایِ سیلی ...

تا که کوچه به کوچه پخش شود
هم صدایی غربتت با او
تا بفهمند فاطمی هستی
مثلِ مادر به غم گرفتاری

تا که دست تو را نبندندُ
هی به یاد علی بخندند و
نکشندت پیاده اینگونه
هی به قصد امام آزاری ....

آی آقا .... خودش فرمود هر روضه ای میخوانید آخرش باید یادِ حسین کنید ....

حسین ....



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:58 ق.ظ | نظرات()



باز هم نوبتِ مدینه شُد و
در غَمَش باز کربلا میسوخت
باز در کوچه‌یِ بنی هاشم
خانه‌ای بینِ شعله‌ها میسوخت

نیمه شب ریختند در خانه
مو سپیدی به ریسمان بستند
درِ آتش گرفته را اما
ناگهان رویِ کودکان بستند

به پَرِ دامنی ولی اینبار
آتشِ چوبِ شُعله وَر نگرفت
پدر از خانه رفت شُکرِ خدا ...
* گفت من فرزند ابراهیم خلیل الله هستم ...*
پهلویِ او به میخِ در نگرفت ...

نَفَسَش بند آمده نامرد
در پِیِ خود دوان دوان نَبَرش
پیرمرد است میخورد به زمین
بینِ کوچه کِشان کِشان نَبَرش ....

شرم از رنگِ این محاسن کُن
رحم کُن حالِ کودکانش را
این چنین رفتن و زمین خوردن
درد آورده استخوانش را .....

(بابا پیرِمردِ ... ما اگه یه پیرمرد ببینیم بهش احترام میزاریم ...
اما بمیرم برا شیخ الائمه که همه محاسنشسفید شده ...
 اما دارن دنبالِ مرکب میدوانَنِش ... )

حق بده که به یادِ او انداخت
گَرد و خاکی که بر محاسن داشت
مادرش را که تا درِ مسجد
داغِ بابا عزایِ محسن داشت

حق بده که به یادِ او انداخت
عرقِ سردِ رویِ پیشانیش
خونِ رویِ جبینِ جدش را
عمه و رنجِ کوچه گردانیش

حق بده که به یادِ او انداخت
عمه‌اش را گُذر گُذر بردند...
از مسیری که ازدحام آنجاست
یعنی از راهِ تنگ‌تر بردند ....

* بریم کربلا ...*

حق بده که به یادِ او انداخت
گیسوانش که خاک آلود اند
گیسویی را که در دلِ گودال
غرقِ خون رویِ خاکها بودند ....

رویِ این کوچه‌ای که از سنگ است
همه جایش نشانیِ او بود
یادِ یک حنجر است این دفعه
نوبتِ روضه خوانی او بود ...

*بیش از 4 هزار شاگرد تربیت کرده بود ... تا می دید روضه خوان اومده ،
 کلاسِ درسُ مباحثه تعطیل روضه خوان روضۀ جدِ غریبمو بخوان ...
صَل الله عَلیک یا سَیدالمَظلوم ... صلَ الله علیکَ یا سَید العَطشان ...*

هرچه او بیشتر نَفَس میزد
بیشتر می‌زدند زینب را
تیغشان مانده بود در گودال
با سپر می‌زدند زینب را .....(ای داد ....)

چادرش زیرِ پایِ او پیچید
بین نامحرمان زمین اُفتاد
از سَرِ تَلِّ خاک تا گودال
با کَمَر میزدند زینب را

سَرِ شب کودکان همه در خواب
تا سحر می‌زدند زینب را
یک نفر در میانِ گودال و
صد نفر می‌زدند زینب را



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:43 ق.ظ | نظرات()


خدا ... بغضی تویِ گلوم نشسته

ببین چقدر دلم شکسته

دستایِ من رو کینه بسته ، خدا ...

خدا ... دشمن ما چقدر پلیده

می بینه که موهام سفیده

ولی بازم منو کشیده ، خدا ...

آتیش گرفته قلبم ، آتیش گرفته خونم   

میون آتیش و دود ، روضه می خوام بخونم

*راه افتاده بود تو آتیشا روضه می خواند ... سادات من معذرت میخوام ... امامِ صادق تو آتیشا داره روضه میخونه ...*

یه روزی پشت این در ، زهرِشون و رسوندند 

یه روزی پشت این در ، مادرم و سوزوند ...

خدا خدا خدایا ......

خدا ... آخه چه رسم روزگارِ

افتاد نفس هام در شماره

منم پیاده اون سواره ، خدا ...

*به خدا روضه از این بالاتر نیست ، اون بی حیا خودش سوار اسب شد ، امامِ صادق هفتاد ساله رو پشتِ سرش کشوند .....*

خدا ... آخه چه رسم روزگارِ

ابن ربیع حیا نداره

هی نام مادر و میاره ....

وقتی شبیه بابا ، اون بی حیا من و بُرد

همون جا افتادم که ، مادرِ من زمین خورد ...

انگار دارم می بینم ، بابام و دست بسته

تو گوشمه صدایِ گوشوارۀ شکسته ....

خدا خدا خدایا ......

خدا ... درسته قلبمُ دَریدن

به رویِ من شمشیر کشیدن

ولی سرم رو نبریدن ....

خدا ... درسته حق منو خوردن

منو تو کاخِ مستی بردن

سرمو تو تنور نبردن ، خدا ...

نمیره رویِ نیزه ، هرگز سر بریده ام

نمی سوزه تو آتیش ، محاسنِ سپیدم

هیچ وقت رو ناقه دستِ خواهرم نبندن

هیچ موقع مردمِ مست به دخترم نخندن ...

حسین ....

*وقتی شمشیر کشید ، وقتی نتونست جسارت کنه ، افتاد رو دستُ پایِ امام ، پیغمبرُ غضبناک دیده بود زبونش بند اومده ، فهمید چه خطا و خبطی کرده گفت حالا هر چی بخوای برات فراهم میکنم ، هر چی بخوای بهت میدم ...

امام گفت من چیزی از تو نمیخوام ، فقط منو زود برگردون به خونه ام ... اهل و عیالم نگرانن ... آخه منو نصفِ شب با سر برهنه آوردی ... زود منو برگردون ... زن بچم نگرانن ... یه روزی هم حسین یه نگاه به خیمه ها کرد ، دید دارن به خیمه ها حمله میکنن .... اگه دین ندارید آزاد مرد باشید ... هنوز حسین داره نفس میکشه ... بیاید کارِ منو تموم کنید ...*

آی حسین .....

قاتل حیا کن چشم مولا نیمه باز است ...

*دلم برا حرمت یه ذره شده ... دوماه تا محرم مونده امامِ صادق شنیدم شما خرجیِ روضه می دادید ... مردم برا جدت روضه بگیرن ... وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا ... به ما هم خرجیِ محرم بده ، روزیِ محرم بده .... *

حتی خیالِ بی تو شدن میکُشد مرا

کارم به روزگارِ جدایی نمیرسد ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:11 ق.ظ | نظرات()

یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ بَیْنِی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوبا لا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلا رِضَاكُمْ ...

یک عمر چون پروانه بودن سخت دشوار است

در عاشقی درمان کم استُ درد بسیار است

از شش جهت ، گیسویِ تو راه مرا بسته

هرکَس که عاشق میشود ذاتاً گرفتار است

شب تا سحر صد بار خاکستر شدن دارد

یک عمر چون پروانه بودن سَخت دشوار است

معشوق زیرِ منَتِ عاشق نخواهد رفت( الله اکبر ...)

صد بار قربانش شوم بازم طلبکار است

*آقا ... آقا ... پسرِ فاطمه ...*

 چشمانِ من سرخ استُ جایی را نمی بیند

شبها که می خوابم کسی تا صبح بیدار است

ازخانه میرفتُ به ما هم استخوانی داد

روزیِ بعضی در نشستن پشتِ دیوار است

بی تو همین که زنده می مانم گنه کارم

بینِ خلایق بیشتر عاشق گنه کار است

با گریه کارِ طفل بهتر راه می اُفتد

گر کارِ ما زاری نباشد کار ما زار است

جز گریه از ما فاطمه کاری نمی خواهد

عاشق بدونِ گریه عاشق نیست سربار است

گریه کنِ تو زینب هستُ و مادرت زهرا

(یا قتیل العَبرات ... محرم داره میاد .. ما محرمتُ می بینیم یا نه ... حسین ... ان شالله مادرش پیرهن مشکیِ عزایِ پسرشُ تنت کنه ...)

گریه کنِ تو زینب هستُ و مادرت زهرا

این گریه هایِ ما فقط گرمیِ بازار هست

 *آقاجان امشب به ما نگاه کن ، هیچی نمیخواهیم ، ما اومدیم اینجا یه مقدار دِلمون آروم بگیره .. دلمون بشکنه ... تو از ما راضی بشی و بریم دنبال کار و زندگیمون ... به یه پیرمرد رحم نکردن .... اینا به مادرش هم رحم نکردن تازه مادرش باردار هم بود .... مادر ... مادر ...

این پیرمردُ نصفِ شب زدن .... اما اون مادرُ جلو چشمِ شوهرش زدن ... جلو چشمِ بچه هاش زدن ... وای وای

من اگه تو این محل یه جسارتی بهم کنند حالا نمیگم بخوان بچه هام برن ... نه... سالیان سال دیگه ازاین کوچه رد نمیشم ....*

 

نمیتونم از کوچه مون رد بشم

چیکار کرده این کوچه با روحِ من ....

یه عمرِ ازت شرمسارم عزیز

منو بسته بودن تو رو میزدن .......

میدونم درد داری عزیز

بااین دردا باید مدارا کنی

 درِ خونمون رو عوض میکنم( اما ... )

به شرطی نیایی درُ و وا کنی ...

نگاهِ تو روزا از من نگیر

تو عطرِ نجیبِ بهشتی برام

خودت داری میری ولی پشتِ در

دو خط یادگاری نوشتی برام

نوشتی که شبها تشنه میشه حسین .....

حسین ....

*یهو می بینی اربعینتُ امامِ صادق امضا می کنه ... اینجا مادرُ زدن ... کربلا هم دخترُ  زدن ... اومد بالایِ تل زینبیه ایستاد ، هی نگاه میکنه می بینه شمشیر دار با شمشیر میزنه .... این همۀ دارو ندار منِ ... این همه کسُ کارِ منِ ... خواهرت برات بمیره ....

وای ازمحاسنِ توو انگشتهایِ شمر

وای از سینۀ توو جای پای شمر

مثل تو نیز به من خورد چکمه هایِ شمر ...

صل الله عَلیک یا حسین .......

وحوش بادیه سیراب بودِه اند اما

نگاه ماریه می دید تشنه بودی تو

بلایِ جنگ بماند ... خِجالتت دادن ...

رسید فاطمه اما برهنه بودی تو ...

 حسین ......




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:39 ب.ظ | نظرات()

رها کنید دگر صحبت مداوا را 2

فراغ اگر نکشد،وصل می کشد ما را 2

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

*نکنه بمیرم ، نبینمت .... ، محرم داره میاد ، نوکرا دارن آماده میشن من هنوز آماده نیستم ...*

شراره های دلم اشک شد زدیده چکید

ببین چگونه به آتش کشید دریا را ....

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم

اگر دهند به دستم تمام دنیا را

آقام آقام .... آقام آقام ....

جنون کشانده به جایی که نشناسم

طریق کعبه و بت خانه و کلیسا را

نسیم صبح ، ز راهی که آمدی برگرد

ببر سلام زمن آن عزیز زهرا را ....

*ای در و دیوار ، ای حسینیه،لباس مشکی عزا،ای گریه کنا،ای حسینیا،ای برادر خواهرایی که اومدید امشب هم ناله ی مادرش بشید، همتون شاهد باشید خودشون گفتن سلام مستحبه و جواب سلام واجب ...." همچین شبی آقا رو سلام دادم ...." السلام علیک یا بقیه الله ... قربون شال عزات برم آقا،کجا برا جدت گریه می کنی؟ کجایی ببینی عده ای دارن با دستگاه عزای امام حسین بازی می کنن ....؛ ما مگه یادمون میره ، بزرگانمون گفتن" گفت پیرزنه کار میکرد یتیم بزرگ می کرد، تو خونه ی مردم لباس می شست،یه مقدار پول که خونه می آورد میگفت این سهم بچه ها ، اینم سهم روضه ی حسین (ع) ...." ما هر چی داریم برا حسینه ....." خون بچه هامون حلال کربلای حسین ...." همه ی عالم فدای یک گردش زبان  دور دهان علی اصغر، همه عالم فدای یه آه رقیه یکی گفت بابا پاهام میسوزه صدا گریت برسه مدینه....

                                دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:28 ق.ظ | نظرات()

دلهامونو روانه کنیم بریم ببینیم مدینه چه خبره ..." ساعت های آخر عمر امام صادق هست" دوباره یکی از گلهای زهرا رو پرپر می کنن،اما الان اگه مدینه باشی،کنار بقیع خبری نیست...." هیچ کسی تو مدینه لباس عزا به تن نکرده ..." آخه این بچه های فاطمه غربت و از مادر به ارث بردن*

غروب سرخ نگاهش، به رنگ ماتم بود

غریب شهر خودش نه،غریب عالم بود

چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت

*شعرا و روضه خوان ها رو که دعوت می کرد،انقده برا ابی عبدالله گریه میکرد،این بکاء بر سیدالشهدا رو ما از مدرسه ی امام صادق به عنوان جلسات و هیئات به ارث داریم*

چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود

اگر چه زخم جگر تازه میشد اما باز

برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

*فرمود گریه ی بر جد غریب ما ابی عبدالله،یه فرح و نشاطی تو دل گریه کن به ارث میزاره،که تا قیامت این شادمانی از دلش بیرون نمیره*

همیشه در وسط کوچه ی بنی هاشم

پر از تلاطم اشک و مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

*خونشو مثل مادرش فاطمه آتش زدن،آتش به درون خانه سرایت کرد،از این حجره به آن حجره،چقدر اهل و عیال حضرت ترسیدن،اومد مثل مادر وسط آتش ایستاد*

چقدر شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

شکسته قامت و آشفته حال و در هم بود

وسط آتش ایستاد فرمود:*ان ابن ابراهیم خلیل الله* (این یه مصیبت ...)

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا

میان کوچه زمین خوردنش مسلم بود

*اگه یه وقت جوان رشیدالقامتی باشه،دنبال مرکب بدواننش،پابه پای مرکب حرکت میکنه،اما خدا نکنه اینی که پشت مرکب دارن میدوننش یه پیرمرد باشه،مثل امام صادق یا یه بچه ی سه چهار ساله باشه،مثل بچه های ابی عبدالله ..."

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا

میان کوچه زمین خوردنش مسلم بود

کبود زخم طناب و اسارت و غربت

چقدر در نظرش کربلا مجسم بود

*عجب مصیبت هایی،دونه دونشو یا یاد مدینه می کرد یا یاد کربلا می افتاد*

خلاصه لحظه ی آخر زمان تدفینش

بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشان

شهید بی کفن وادی محرم بود

به زخم پیکر گل بوریا نمی پیچید

اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود ....

*چندین هزار نفر امروز برا دفنش تو مدینه اومدن" با چه عزت و احترامی دفنش کردن، (درستشم همینه) فرزند پیغمبر احترام داره؛بچه ی فاطمه محترمه؛اینجا چهارهزار نفر برا تشییع جنازه ی عزیز زهرا اومدن،کربلا هم سی هزار نفر اومده بودن،آخ بمیرم ...." عوض گل باران این بدن،چه کردن؟!! فقط یه جمله و زیارتو شروع کنم،کاری کردن که حتی خواهرش بدن برادر رو نشناخت،گفت داداش:*

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من

همه رفتن،فقط مادر تو مانده و من

حسین....

                         دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:23 ق.ظ | نظرات()

السلام علیک ایها الامام الصادق،السلام علیک ایهاالامام الناطق،السلام علیک ایها الفائق الراتق، السلام علیک ایهاالسنان الاعظم

)کوچه کوچه مدینه لبریز از

عطر و بوی محمّدی شده است)2

به تن شهر باز گشته حیات

غرق در رفت و آمدی شده است

دم به دم با دم مسیحائیت

منتشر می کنی حقایق را

به دیار مدینه می بخشد

چشم های تو صبح صادق را

مثل جدّت مدینة العلمی

ششمین آفتاب اندیشه

با بیان پیمبرانه‌ی تو

شد به پا انقلاب اندیشه

با شکوه تو تا هزاران سال

سرفراز است رایت شیعه

که به «قال الامام صادق» ها

زنده مانده هویّت شیعه

لحظه لحظه زُراره پرور بود

یابن طاها! نبوغ چشمانت

*چه شاگردهایی تربیت کرده امام صادق؛خود حضرت فرمود: "لولا زراره لاندرس احادیث ابی" اگر زراره نبود احادیث پدرم امام باقر مندرس میشد.مدرسه ای راه انداخت،شاگردان بزرگ تربیت کرد؛اما اینقدر شاگرد داره بعضی از منابع نوشتند:تا دوازده هزار،بعضیا نوشتند تا چهار هزار.یه جمله ای رو مرحوم کلینی در کافی نقل کرده،آقا فرمود: " اشکوا الی الله وحدتی و تقلقلی بین اهل المدینه"من بین مردم مدینه غریبم...ای غریب مدینه...اصلا همه ائمه ما مدینه غریب بودند...مگه جدت امیرالمومنین در این مدینه غریب نبود؟! *

لحظه لحظه زُراره پرور بود

یابن طاها! نبوغ چشمانت

شده صدها مفضّل و جابر

ریزه خوار فروغ چشمانت

در عروج الهی ات هر دم2

جان تو شوق بندگی دارد

نیمه‌ی شب قنوت دستانت

درس عشق و پرندگی دارد

آن شبی که در آتش کینه

باغ یاس و شقایقت می سوخت

*آتیش آوردند در خونه امام صادق... "فَأَلْقَى اَلنَّارَ فِی دَارِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ‏ فَأَخَذَتِ اَلنَّارُ فِی اَلْبَابِ وَ اَلدِّهْلِیزِ"

والی مدینه آمد آتیش زد در خونه ی آقا رودر خونه آتیش گرفت،آستانه منزل آتیش گرفت...

والی مدینه آمد آتیش زد در خونه ی آقا رودر خونه آتیش گرفت،آستانه در آتیش گرفت...

*دلت کجا رفت؟! مثل مادرت که  در خونشو آتیش زدند...اونجام در خونه رو سوزوندن ...منو ببخش آقا یا جعفربن محمد،یه سوال دارم: وقتی شما رو دست بسته بردند،وقتی در خونتونو آتیش زدن آیا جلو چشمت ناموستو زدند؟نه به خدا...آقاجونم آیا همسر باردار داشتی بیاد دم در؟! یا زهرا...دیگه چی؟!*

آن شبی که در آتش کینه

باغ یاس و شقایقت می سوخت

هیزم و تازیانه آوردند

چقدر قلب عاشقت می سوخت

ای محاسن سپید آل الله!

دست بسته تو را کجا بردند

*نذاشتند عمامه برداره،نذاشتند لباس به تن کنه،با لباس منزل،پای برهنه...من یه تصویر میکنم برای شما:اگر خدای ناکرده یکی از مراجع تقلید ما رو بیان این جوری ببرن ما جیگرمون خون میشه؛امام صادقه،پسر پیغمبره...راوی میگه وقتی از در منزل بیرون آمد روی آتش راه میرفت میگفت: "انا بن اعراق الثری،انابن ابراهیم خلیل الله"من پسر ابراهیمم...*

ای محاسن سپید آل الله!

دست بسته تو را کجا بردند

تن تو در مدینه بود اما

دلتان را به کربلا بردند

*اگه میخوای دلت جلا بگیره امام مهربان ما به ریان بن شبیب فرمود: "یابن شبیب ان کنت باکیا لشیء فابک للحسین"اگه میخوای گریه کنی برا حسین گریه کن...هر چی که روضه میشنوی نوای حسین جان هم داشته باش...حسین حسین حسین...*

تن تو در مدینه بود اما

دلتان را به کربلا بردند

قلب تو مثل این حسینیه ها

شب جمعه همیشه هیأت داشت

داغ هفتاد و دو گل پرپر

در نگاه ترت اقامت داشت

مجلست روضه خوان نمی خواهد

در حضورت اشاره ای کافی است

تا شود حجره‌ی تو کرب و بلا

گریه‌ی شیرخواره ای کافی است

*اگر گهواره را پس داده بودند2

دلش خوش بود با طفل خیالی...

یه وقت مادر نگاه کرد بچه روی دست بابا پرپر میزنه...

از سویدای دل یا حسین...*

شاعر: یوسف رحیمی

                             دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:32 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic