سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شعر روضه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


یک عالم بزرگواری از نجف هر هفته،نماز صبح رو می خوندند،راه می افتادن،پیاده،شب جمعه می رسیدند به کربلا...

 

یه هفته ای گفت:پسرم! روز دوم ماهِ رمضانِ، شب جمعه افتاده، جون ندارم،می خوام بمونم،صبح خودت برو کربلا...پسر هم گفت: چشم،هر چی شما بفرمایید....

 

ولی بعد صبح دیدم بابام جلوتر از همه اومده،چی شده بابا؟گفت:دیشب خواب دیدم حضرت زهرا سلام الله علیها رو که اومدن کربلا،چند مَلَک هستند،به هر کدوم نامه ای داد،فرمود: تو برو به پدرم بگو فاطمه در کربلا اقامه ی عزا داره،دعوت کن....تو برو به شوهرم بگو بیاد...تو برو به حسنم بگو بیاد....



حالا حضرت زهرا سلام الله علیها بساط داره کربلا،خوشبحال اونی که خودش رو برسونه،خوشبحال اونی که برسوننش،اما اگر نرفتی هم ناراحت نباش،"هیچ مادری نیست که سر سفره سهم بچه ای که نیومده رو کنار نذاره،اولم سهم اونی رو میکشه که نیست...."





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:02 ب.ظ | نظرات()


سلام همسفرِ نیمه راهه بی سرِ من

سلام ماهِ به دریایِ خون شناورِ من

گذشته است چهل روز از شهادتِ تو

هنوز مانده به گودال دیده ی تَرِ من

 

*زن و بچه رو جمع کرد،صدا زد:حسینم را همین جا سر بریدند...*

 

هزار بار سرت را به نوک نی دیدم

هنوز داغ تو یک لحظه نیست باورِ من

خدا گواه است چه دیدم در این چهل منزل

که بود همسفرم،قاتلِ برادرِ من

تن تو ماند زمین پیشِ خواهرِ تو

سرِ تو گشت جدا پیشِ چشمِ مادرِ من

 

*حسین جان! از زمانی که رویِ زمین افتادی شروع شد..*

 

ز خاطرم نرود هرگز، ای عزیزِ دلم

که چوب خورد به لبهات در برابرِ من

به ذوالفقارِ زبان،حمله بر عدو کردم

 

*یه جوری خطبه خواند،که بعضی ها که دور بودند و صدا رو می شنیدن،سئوال کردند:طنینِ صدا آشناست،علی اومده به کوفه؟... خطبه هایت طَنین صوتِ علی ست/یا ز مادر گرفته ای الهام!؟/زینبی ، حیدری ، تو زهرایی/این بُوَد اصلِ صَنعَتِ ایهام/ای که از قامتِ هلالیِ تو/راست گردیده قامت اسلام...*

 

به ذوالفقارِ زبان،حمله بر عدو کردم

چنانکه محملِ من گشته بود سنگرِ من

گزارشاتِ سفر را زمن بپرس ولی

مپرس از اینکه نیامد سه ساله دخترِ من

 

*حسین جان! نگاه نکن این همه سختی کشیدم،اول بهت بگم،که شیرِ شیر آمده ام،کاری کردم باهاشون که همه شهر گریه می کردن،با همین بچه هایی که پریشونن،شام رو گرفتم،من دخترِ علی ام،مادرم فاطمه بابام علی رو از مسجد تو خانه آورد،دختر فاطمه ام،یه کاری کردم همه پریشان،نالان...نفرینشون هم کردم...گفتم:ان شاءالله چشماتون گریون باشه،چون شما بابام رو دیده بودید،یتیم هاتون نمک گیرِ بابام بودن...داداش سخت بود ولی همش زیبایی بود...

رفقا! اُسرایِ کربلا رو همه ی بلاد بردن،کوفه در جنوب کربلاست،حلب،در شمال غربیِ کربلاست،بِعَلبَک،لبنانِ فعلی،به سمت غربِ شامِ...کمتر از یک ماه،بین1100 تا 1400 کیلومتر،خیلی راهه،روی ناقه ی عریان،یه جایی سه ساله صدا زد:عمه جان! اینا نمیخواد وایستن؟...حالا برایِ چی؟ چون این ناقه لنگ بود،ناقه ای که امام سجاد هم سوارش بود لنگ بود...

الان زائر هشتاد کیلومتر،صد کیلومتر، ده قدم راه هم که میره...تویِ همین ده قدم همه میان میگن:" هَلابیکُم یا زُوار الحسین" خوش اومدین،بفرمایید چایی،بفرمایید شربت،غذا...داداش! از ما هم پذیرایی کردن...*

 

ناموسِ خدا و مَلأ عام که دیده؟

شادی و کف و خنده و دشنام که دیده؟

سرهایِ بنی فاطمه در شام که دیده؟

قرآن و سر و سنگِ سرِ بام که دیده؟

هُورا و کف و داغِ دل و گریه  و ناله

بهتر که نگویم که چه شد طفلِ سه ساله

من خنده و شادی و کف و هلهله دیدم

ده فاطمه را بسته به یک سلسله دیدم

رأس شهدا را جلویِ قافله دیدم

من خنده ی شادی به لبِ حرمله دیدم

از کعبِ نی و شادی و بیداد بگویم

از سلسله ی گردنِ سجاد بگویم

مردم عوضِ بزم عزا،عید گرفتن

در ریختنِ خونِ خدا عید گرفتن

دور سرِ شاهِ شهدا عید گرفتن

در ماتم مصباحِ هُدا عید گرفتن

رخسارِ گُلِ یاس و کبودی چه بگویم

قرصِ قمر و سنگِ یهودی چه بگویم

 

کارم تمومِ نمونده جونی به تنم

یه اربعینِ دارم زار می زنم

زار می زنم،زار می زنم،حسین...

می خونم نوحه برات ،وای،وای،وای

می کنم گریه برات،های،های،های

 

*حسین جان!قربونِ زائرات،زائرهای کوچیک و کم سن و سال،قربون زائرایی که الان تو آغوش پدر و مادراشون خوابشون برده دارن میان،قربون زائرایِ سیرابت،قربون زائرایِ شیرخواره ات که هر موقع گشنه میشن،مادرشون هست،یه گوشه کنارِ جاده مادر میشینه،چادر رویِ سرِ بچه اش میکشه،بچه اش رو شیر میده،بچه که آروم میشه،بلند میشه،بسم الله..طرف کربلا حرکت میکنه...حسین....

مثل اربعین که بی بی حضرت زینب سلام الله علیها رسیدن کربلا،تا سه روز هی ناله زد،هی حسین حسین گفت،تا این زن و بچه ها می اومدن آروم بشن،می رفتن علقمه...دوباره گریه و زاری شروع می شد...

 

ای برادرِ من، چشمِ تو روشن...

 

عباس! یادته میخواستم برم قبر جدم رو زیارت کنم،می دویدی عباس از جلو،همه مشعل ها و شمع ها رو خاموش می کردی،مبادا سایه ی من رو  هم کسی ببینه... *

 

ای برادرِ من، چشمِ تو روشن...

روم نمیشه بگم رفت معجرِ من

حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:22 ب.ظ | نظرات()


بی تو دلم، بِسمِلِ بی‌بال بود

 

*تازه بعد از چهل روز،حرف دلِ زینب شروع شده،بسمل یعنی: مرغی که دَمِ جون دادنِ...حسین جان! چهل روز زینب این جوری بود...یه نگاه می کرد بالا نی سر تو رو می دید،میخواست جون بده...*

 

بی تو دلم، بِسمِلِ بی‌بال بود

داغِ چهل روزه، چهل سال بود

 

 

طایر جان، دور سرت می‌پرید

مرغ دلم، گوشۀ گودال بود

 

سلسله، گردیده النگوی دست

خار، به پای همه خلخال بود

 

 

سینۀ ما، داغ روی داغ داشت

خال لب ما، همه تبخال بود

 

 

همره ما، تار و نی و چنگ بود

دسته گُلِ محفل ما، سنگ بود

 

 

خیز، زجا، ای پسر مادرم

من نه مگر این که تو را خواهرم

 

 

معجر نو، بر سر خود کرده ام

بس‌که به سر، ریخته خاکسترم

 

 

تو در مدینه، وسط آفتاب

عبا کشیدی به روی پیکرم

 

*داداش یادته؟یه روز اومدی توی خونۀ من، دیدی من خوابم، از روزنۀ در دیدی آفتاب رو صورتم داره میخوره...داداش! یادته؟عبات رو برداشتی،رو صورتم کشیدی،یه مرتبه بیدار شدم...گفتم:حسینم! چی شده داداش! گفتی:خواهرم! نگران نباش،بخواب،دیدم آفتاب رو صورتت افتاده،دلم نیومد آفتاب صورتت رو اذیت کنه...داداش! یه نگاه کن زینبت چهل روزه تو آفتابِ...*

 

 

در پی این قصه، گمانم نبود

از سَرِ نی، سایه کنی بر سرم

 

*باورم نمی شد داداش،یه روز سایبان من سَرِ به نیزه رفته ی تو باشه...*

 

 

من نه فقط همسفرت گشته ام

سوخته ‌ام ، دور سرت گشته ام

 

 

کرب و بلا، باغ گل ما کجاست؟

مصحف صدپاره ی زهرا کجاست؟

 

 

ای بدنت پاره تر از برگ یاس!

باغِ گُل و لاله ی لیلا کجاست؟

 

 

رباب با شاخه ی گل آمده

غنچه ی پرپر شده ی ما کجاست؟

 

 

رقیّه را، اگر نیاورده ام

سکینه ات آمده، سقّا کجاست؟

 

#شاعر_غلام_رضاسازگار

 

*عبارت عجیبِ تو مقتل،میگه:وقتی خودشون رو از بالای محمل ها انداختن،هر کی یه صورتِ قبر رو بغل کرد،دیگه اینجا زینب عنان کار از دستش خارج شد،دیگه خیالش راحتِ،کسی کسی رو اذیت نمیکنه،دیگه خیالش راحتِ تازیانه نیست،کعب نی نیست،سیلی نیست...میدونه همه راحت گریه می کنند..

هر کی یه جایی روضه اش رو شروع کرد،اما یه مرتبه دیدن یه دختری داره میره سمتِ علقمه،چهل روزه عموش رو ندیده،چهل روزه از عموش بی خبرِ، چهل روزه عمو قول داده...دیدن یه مشک رو پُر از آب کرد،عمو چشمت روشن...عمو پاشو دوباره پات رو رکاب کن آخه دوباره زینب اومده...شاید سکینه یه جمله به عموش گفت:صدازد:عمو جان!...*

 

تا تو بودی خیمه ها آرام بود

دشمن از بی حرمتی ناکام بود

 

تا تو رفتی چهره ها نیلی شدن

عمو! دست ها آماده ی سیلی شدن

 

*عمو! هر کی رسید به ما سیلی زد...هر کی رسید به ما ناسزا گفت...هر چی رو نیزه ها نگاه کردم سرت رو پیدا نکردم...ای حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:26 ق.ظ | نظرات()


ای .. فلک بر هم زدی سامانِ زینب

چه می خواهی مگر از جانِ زینب

 

*از محرم تا الان منتظرِ اربعینی .. با خودت گفتی روزِ عاشورا امام حسین کربلاییم میکنه ، دیدی نرفتی .. دیدی نطلبیدت .. نکنه منو نخواستی و نبردی ام .. *

 

ای .. فلک یارِ مرا در کربلا بُرد

بلاها بود که آمد بر سرِ من ..

 

*امروز فقط باید بشینی زبون بگیری ... حسین ..*

 

خدایا ، لالۀ من یاسِ من کو ؟

کسی کز مهر دارد پاسِ من کو

 

همه اطرافِ من نامحرمانن

گلِ اُم البنین عباسِ من کو ..

 

*یه لشگرِ پیروز اومدن کربلا .. چندتا دخترِ کتک خورده .. نمی دونم اینجا معجر دارن یه ندارن .. آروم آروم اومدن .. فرماندۀ این لشکر یه خانمیِ که اسمشُ گذاشتن زینب .. وقتی گفتن این کاروان میخواد بره کربلا همه از هم سوال میکردن ، بویِ بابامُ دارم استشمام میکنم .. اومدن پیشِ عمه جانشون ، عمه چه خبره ؟! ولوله تو کاروان افتاده .. گفت بچه ها خودتونُ آماده کنید برید سرِ قبرِ باباتون حسین .. وقتی آماده شدن ، معجرهاشونو درست کردن نامحرم نبینه .. چادراشونُ درست کردن گفتن بابا حساسِ .. اومدن بالا سرِ قبرِ حسین .. همه نشستن منتظرِ زینبن .. ببین عمه جانشون چه جوری روضه میخونه .. (تا حالا روضه عمه جانشونُ نشنیده بودن) اما اینجا فرصت شد روضه ی زینبُ بشنون .. آخه یزید ملعون گفت با اینا با مهربانی رفتار کنید تاریخ نوشته بشیر ابن جزلم رو فرستاد با این کاروان از محبینِ اهل بیتِ رسیدن نزدیکِ کربلا فرمود برید کنار .. این زن و بچه تا الان عزاداری نکردن .. میخوان بشینن با باباشون حرف بزنن همه منتظرن ببینن زینب چی جوری حرف میزنه : *

 

سرت را پس گرفتم

همان عمامه ی پیغمبرت را پس گرفتم

به چه سختی ولیکن

ز دست حرمله انگشترت را پس گرفتم

بیا بنشین و بنگر

ببین خلخالِ پایِ دخترت را پس گرفتم

ز دستِ نیزه داران

لباسِ دست دوزِ مادرت را پس گرفتم

 

*داداش بلند شو .. همه چیزایی که به غارت برده بودن پس گرفتم .. اما داداش از تو یه تقاضا دارم ..*

 

دلم خوش کن برادر

بگو آرامِ خواهر معجرت را پس گرفتم

 

*یه عده کتک خورده اومدن کربلا .. هر کی دنبالِ چیزی میگرده .. گفتن عمه ما بریم برا بابامون آب بیاریم .. دیگه آب آزاد شده .. اما گوش دادن دیدن زینب یه جورِ دیگه داره حرف میزنه .. گفت داداش تا الان نمی تونستم موهامُ نشونت بدم .. داداش دیگه اینجا نامحرم نیست ... فقط یه پرده کنار زد .. گفت داداش موهام سفید شد .. * حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:49 ق.ظ | نظرات()

نام تو را نوشتمُ پشت جهان شکست 2

آهسته ازغم تو،زمین و زمان شکست

پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین

گفتم که فاطمه،کمر آسمان شکست

هجده بهار دیدی و درسوگ تو،دلم

بعد ازهزاروسیصد وچندین خزان شکست

ای دل بسوز و بشکن،تا باوارت شود

حتما دری که سوخته را می توان شکست

باهر دری که بعد نگاه تو باز شد

انگار در گلویِ علی استخوان شکست2

*حسینِ،ثمرۀ وجود مادرِ،تو حدیث کساء وقتی ابی عبدالله اومد محضر بی بی،اجازه بگیره،سوال کرد کیا هستن؟* اِنّی اَشَمُّ رایَحَهَ جَدّی*بی بی وقتی فرستادش بااین خطالب:* یا ثَمَرَةَ فُؤادی * حسینشُ اینجوری صدا زد"و*یاقُرَّةَ عَیْنی*مادر همۀ بچه هاشو دوست داره، اما هر کدومُ یه جور دوست داره"

همه رو یجور دوست داره همه رو یه اندازه دوست داره؛ اما بعضی دوست داشتنا فرق داره" من از مدینه می خوام *ببرمت کربلا ..*

چند جا تو مدینه بی بی یادِ کربلا کرد" (حسینِ شش هفت سالِ هنوز نه کربلایی هست نه) اما بی بی یاد کربلا کرد، چند جا یاد کرد . کجاها یادِ کرد؟؟

اون وقتی که زینبش رو صدا کرد،کفن ها رو داد به زینب؛کفن اول مالِ منِ دخترم، میدی بابات علی، (تصور کن یه دختر چهارساله) کفن دوم مالِ بابات علیِ، میدی داداش حسنت یه روزی؛ کفن سوم مالِ برادرت حسنِ ؛ وقتی بقچه رو بست زینب مات و متحیّر(اینو من میگما : خوب خدا رو شکر حسینم سالمِ ... حسینم هست ، حتما من زودتر ازحسین میرم که کفنِ حسینُ به من نسپرده)اما یه مرتبه دید یه پیراهن رو داد تو بقل زینب ....

زینبم یه روزی میاد کربلا .. الله اکبر ..

حسینت ازت جدا میشه،به جایِ من پیراهنُ بهش بده ... زیر گلوشُ ببوس زینب ..." این یه جا یاد کربلا کرد ... یه جا دیگه ش رو بگم معطلت نکنم ...

یه جا دیگه هم یاد کربلا کرد وقتی شبِ آخر همه حرف هاشو به علی زد ... همه وصیتاشو گفت ... مادرِ ما همه حرفاشو زد ... همه وصیت هاشو به علی گفت ... یه نفسی کشید ... یه آهی کشید ... صدا زد *لاتَنسی قَتیلِ الاعَدا ...* حسینمُ تشنه می کشن .... حواست به حسینم باشه علی ... از بابام شنیدم بین دو نهر آب ... هی صدا میزنه العطش ...

حسین ...

بریم کربلا ...

میان عاشق ومعشوق رمز بسیاراست

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید ...

مادر مدینه دو جا یاد کربلا کرد و یاد حسین کرد ...

حسینشم تلافی کرد ... دو جا سراغ دارم یادِ مادرش افتاد ... یاد مدینه افتاد بگم یا نه؟؟

یه جا اون لحظه ای بود ... (یا صاحب الزمان من معذرت میخوام) یه جا وقتی پیراهن عربیش رو بالا زد .... وقتی تیر حرمله به قلبش خورد ...*فَرَمَاه حَرملَةُ سَهمٌ مَسمومٌ محدَّدُ ثَلاثُ شُعَبٍ*.... هر کاری کرد تیرُ از روبرو دربیارِ نشد .... کمرشُ خم کرد ....

حالا چرا حرف مدینه شد؟؟؟ وقتی سینه ش سوراخ شد ... مقتل میگه : فَجَرّدَ کَلمیزاب .... عین ناودون از سینه ش خون میریزه ..... دیدن دو دستی زیر خون ها رو گرفت ... هی میمالید به محاسنش .... (چی می گفت ؟؟) می گفت منُ مدینه کشتن ....

اون روزی که مادرمُ تو کوچه ها زدن .....

وای .......

خدایا همین یه دونه آدمُ میکشه ... رحمت خدا به این ناله ها ....

یه جا دیگه هم یاد مادرش کرد .....بگذریم ...بزار ادامه ش رو بگم هی محاسنش رو به خون خودش خضاب کرد ... اما دیگه نتونست رو اسب بمونه ... همچین که اومد از رو اسب بیفته دیدن زیر لب میگه :*بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ...*

هوا زجور مخالف چو قیر گون گردید

عزیز فاطمه از اسب ......

حسین ......

ای خدا به این مادرُ پسر ...

به زائر پهلو شکستۀ کربلا فرج امام زمان را برسان .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:27 ب.ظ | نظرات()

گره فتاده به کارم گره گشایی کن

 *آقای من*

به یک نگاه،دلِ خسته را خدایی کن

*یه جوری این فاطمیه ناله کنید که دل امام زمان تسلی پیدا کنه" امام صادق فرمود خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه کنه،بلند ناله بزنه ..." با آقات هم ناله بشی مورد نگاهش و لطفش قرار می گیری*

آقاجان ...

دعای گوشه نشینان بلا بگردانت

مرا خلاص زداغ غم جدایی کن

*آقاجانم .... همه امیدم اینه فاطمیه بیاد من از جدایی واز فراق فاصله می گیرم"دلخوشیم اینه*

عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم

*من بعد محرم و سفر این پیراهنُ بوسیدم گذاشتم کنار ... تا رنگ و بوی فاطمیه اومد، تا صدای عزا و چاووش فاطمه آمد دوباره رفتم پیراهنمُ درآوردم*

 عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم

بیا و با دلِ بیچاره هم نوایی کن ...

به روضه های محرم به فاطمیه قسم

به پای بیرق هیئت مرا فدایی کن

*کیه که دلش نخواد فداییِ این اسم نشه؟؟ به یاد همۀ شهدا، وقتی اسم مادر میومد وسط ، همه سبقت می گرفتن برا رفتن ... مگه نشنیدی سر سبند یا زهرا دعوا بودِ تو جبهه ها ....خوشحالیشون ، ذوقشون ، نهایت آرزوشون این بود پشت پیرهنشون بنویسن:

میروم تا انتقام سیلیِ مادر بگیرم ..

مگه میشه فاطمیه بیاد ما یاد شهدا نکنیم ؟؟؟ فدات بشم بی بی جان ...*

به روضه های محرم به فاطمیه قسم

به پای بیرق هیئت مرا فدایی کن ...

*دل میدی چی میگم ببینم حقشُ ادا می کنی یا نه ...*

قسم به چادر خاکی قسم به روی کبود

مرا شهیدِ شهیدان کربلایی کن ....

یاصاحب الزمان بیا*

 بخوان انا ابن علی رابه صبح روزظهور

ضریحِ فاطمه را ظهر،رونمایی کن ...

*شنیدم اول جایی که میری مدینۀ مادرت زهراست ..."



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:06 ب.ظ | نظرات()


مارم با خودت مدینه ببر ... قول میدم دست و پاگیرت نباشم ..." قول میدم منم باهات برا مادرت گریه کنم ... قول میدم وقتی رفتی کنار قبر پیغمبر ، وقتی صدا زدی مادرم رو به چه گناهی کُشتید؟؟

 منم بلند بگم وای مادر ...

قول میدم مستمع باشم تو روضه ت ...(نه مستمع معمولی) مگه نفرمود برا مادر ما بلند گریه کنید " قول میدم ...

فقط شماهم یه قول به ما بده " ... یه جمله برا ما روضه بخوون آقاجان ...." روضه تم نمی خواد باز باشه " فقط یه بار بزن به سینه ت بگو وای مادر ...

مادر مادر ...

به قول آذری زبان ها ، میخوان بی بی رو صدا بزنن دستشونو مشت می کنن ، اینجوری صدا میزنن :

آخ ... جوان نَنَه ...

یارالی نَنَه ...

یعنی مادرِ زخمیِ من ...

یارالی نَنَه ..

یارالی به کسی میگن که(الله اکبر)،یه موقع هست خودت رد میشی از کنار دیوار دستت می گیره  به یه میخی به یه چوبی رو دیوار خراش برمیداره ...

.... خودت داری رد میشی زخمی میشی .... به این نمیگن یارالی .... یارالی یعنی کسی که زخمیش کنن ...

مادر ما باردار بین در و دیوار رفت ....

داد بزنTگفت برم پشت در شاید حیا کنن،شاید بگن این دختر پیغمبرِ ،شاید خجالت بکشن برگردن ...

علی بشین آقا ....

رفت پشت در ... حیا نکردن ... خجالت نکشیدن ... چنان لگدی زدن .....

سیدا فاطمیه باید سیاه بشن،کبود بشن ، زخمی بشن"

به خدا فاطمیه سخت تر از محرمِ .... محرم انقد لطمه میزنی همه دو طرفِ صورتت کبودِ ...

امام باقر فرمود: فاطمیه برا ما سخت ترِ ... تلخ ترِ ... آخه عاشورا اومدن برن طرف خیمه ها ابی عبدالله نزاشت،فرمود من هنوز زنده ام ،نفس دارم ،اگه دین ندارید آزاد مرد باشید

اما فاطمیه جلو چشم علی*

من ایستاده بودم

 دیدم که همسرم را

دشمن گهی به کوچه

گاهی به خانه میزد

گردیده بود قنفذ همدست با مقیره

او با قلاف شمشیر

وای مادر ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:04 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic