سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شعر مداحی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


 

امشب به زمین خلد مخلّد شده پیدا

نادیده رخ خالق سر مد شده پیدا

در بیت ولا روی محمد شده پیدا

با خلق بگوئید که احمد شده پیدا

حق داده به شاه شهدا دسته گل امشب

تبریک بگوئید به ختم رُسُل امشب

خیزید که حورا غزل عشق سروده

آئید که از کعبه علی جلوه نموده

فرزند حسین بن علی چهره گشوده

دل از پدر و زینب و عباس ربوده

پیداست در او جلوه پیغمبر و آلش

گل بوسه گرفته حسن از ماه جمالش

بر ، داد به هستی شجر عصمت لیلا

حورا ز بهشت آمده بر خدمت لیلا

انداخت گل از وجد و شعف طلعت لیلا

لبخند زند فاطمه بر صورت لیلا

با آمنه گوئید که عروست پسر آورد

سر تا به قدم مثل تو پیغامبر آورد

در ظلمت شب مرغ سحر خوش خبری کرد

خورشید حسین بن علی جلوه گری کرد

بیرون شد و بر نسل جوان راهبری کرد

طفلی که به مخلوق دو عالم پدری کرد

بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد

بر درد شفا داد شفا داد شفا داد



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ب.ظ | نظرات()

امشب دل نسل جوان دارد سرور دیگری

امشب خدا در هر سو افکنده شور دیگری

امشب به  جان اهل بیت دل تابیده نور دیگری

دل پیش دلبر یافته فیض حضور دیگری

ماه محمد طلعتی از برج زهرا آمده

یا بار دیگر در حجاز احمد آمده

لیلا در آغوش سحر شمس الضحی آورده ای

قرآن گرفتی در بغل یا مصطفی آورده ای

زادی علی دیگری یا مرتضی آورده ای

حسن خداوند است این یا مجتبی آورده ای

بالله عجب شوری تو در نسل بتول انداخته ای

الحق که آلُ الله را یاد رسول انداختی

تکرار کن و الشمس را عکس جمالش را ببین

بگشای قرآن را سپس خلق و خصالش را ببین

با بال جان پرواز کن اوج کمالش را ببین

در بین آل فاطمه قدر و حلالش را ببین

آری تو ثارالله را مرآت داور زاده ای

گویی که همچون آمنه امشب پیبمر زاده ای

در بوستان فاطمه سرو روان است این پسر

جان رسول الله را آرام جان است این پسر

هم یک جهان جان است هم جان جهان است این پسر

    در بیبشه قرآن و دین شیر ژیان است این پسر

هم اشرف الخلق است این هم اشجع الناس است این

هم در ره عشق و وفا همگام عباس است این

این است اندر کودکی روح عبادت یا فته

پا در جهان نگذاشته راه سعادت یافته

نا کرده تر از شیر ، لب رمز شهادت یافته

رشد و نمو نا یافته درس رشادت  یافته

نسل جوان را این پسر در هر زمان رهبر بود

چشم و چراغ فاطمه نامش علی اکبر بود

در ماه شعبان کآمده آئینه دل منجلی

بر زاده خیر البشر زاده دو مادر دو علی

آن شمع بزم عارفان این شیر میدان یلی

آن در ولا ، حق را ولی ، این بر بلا گفته بلی

آن ماه تابانی بود ، در دست لیلای عرب

این مهر رخشانی بود ، ز آن مام ایرا نی نسب

یاد آرد از حُسن نبی عشق رخ دلجوی او

تفسیر آیات نبی در خال و خط روی او

نور نبوت جلوه گر در خَلق و خُلق و خوی او

بس دل که گم گردیده در پیچ و خم گیسوی او

آری مه لیلا ست این کز پرده بیرون آمده

وز شوق دیدارش جهان یکباره مجنون آمده

ماهی که می بخشد به جان فیض لقاءالله را

ماهی که برق خنده اش سوزانده مهر و ماه را

ماهی که مجنون ساختته یادش در دل  آگاه را

ماهی که نسل جوان روشنگر آمد راه را

ماهی که خط سبز آن ، از وهم ها بالا شده

ماهی که در معراج خون ، مهر سپهر لا شده

ماهی که چشم مست دل گردیده و شد گردون او

دردا که با خون شسته شد رخساره گلگون او

روی حسین ابن علی شد لاله گون با خون او

لیلا به صحرای بلا از غصّه شد مجنون او

مهری که از تیغ ستم فرق منیرش چاک شد

در محشر کرب و بلا یک نی بلند از خاک شد

تا پیکر صد چاک او گردیده در خون غوطه ور

آمد کنار کشته اش ریحانه خیرالبشر

بگرفته همچون جان خود آن جسم خونین در ببر

    آن سان که گوئی داد جان آن جا پسر هم با پدر

بر بند لب ، خاموش شو «میثم» ز شرح ماتمش

ترسم که بگذارد جهان جان بر سر دار غمش

(غلام رضا سازگار)



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:35 ب.ظ | نظرات()

ای به شر افت ز همه برتری

   وی علمدار و علم پروری

نور دو چشم علی مرتضی

 شیر خدا سرور هر سروری

ای به رافت ز همه برتری

وی  علمدار و علم پروری

دست همه خلق به دامان تو

قبله ی حاجات به هر مضطری

ای به شر افت ز همه برتری

وی علمدار و علم پروری

شمس جلالت ز تو آموخته

 چون تو نباشد به جهان گوهری

ای به شر افت ز همه برتری

وی علمدار و علم پروری

ماه منیر ماه بنی هاشمی

  وی خورشید و قمر انوری

ای به شر افت ز همه برتری

 وی علمدار و علم پروری

ساقی اصحابی و در کربلا

 لیک خودت از همه عطشان تری

ای به شر افت ز همه برتری

 وی علمدار و علم پروری

مرحبا زین مهر و وفا و صفا

بر لب آب هستی و در آذری

ای به شر افت ز همه برتری

وی علمدار و علم پروری

ای به فلک دست بر آویخته

ای به فضیلت ز ملک برتری

ای به شر افت ز همه برتری

وی علمدار و علم پروری

کس نشنیده لب آب روان

تشنه برون لب ننماید تری

ای به شر افت ز همه برتری

 وی علمدار و علم پروری

ابن امام هستی ، و عمّ امام

 فضل و شرافت ز تو گشته تمام

اخ امام بودی ، و یار امام

باب حسینی به هر خاص و عام

آن که اول نام تو بنهاد گفت

حضرت عباس علیه السّلام

باد بر او صد صلوات و درود

صد تحیّات باد بر صبح و شام

من به کدام فضل بخوانم تو را 

فضا و فضائل ز تو بگرفت نام

(عدنانی)



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:12 ب.ظ | نظرات()

امشب از برج ولایت جلوه گر شد ماه دیگر 

       حزب حق را آمده فرمانده آگاه دیگر

باز شد سوی خدا از بیت مولاراه دیگر

   بر امیرالمؤمنین حق داده ثارالله دیگر

کیست این ، یار ولایت ، مرد ایثار ولایت

            سر و گلزار ولایت ، شیر پیکار ولایت

آری آری داده حق ، شیری دگر شیر خدا را

ای بهشت آرزوهای علی یاست مبارک

            یاس نه در هر گلی لبخند احساست مبارک

ای شجاعت ، صبح عید اشجع الناس مبارک

    یا امیرالمؤمنین میلاد عباست مبارک

ماه خود را جلوه گر بین ، نخل عشقت را ثمر بین

      روی زیبای پسر بین ، بهتر از قرص قمر بین

غرق کن در بوسه آن ماه جمال دلربا را

دیده شو ، ای دل که حُسن حیّ داور را ببینی

 یا در آغوش نبی قرآن دیگر  را ببینی

ساقی لب تشنه نه ساقی کوثر را ببینی

     عاشق لب تشنة بیدست و بی سر را ببینی

هاشمیون محو رویش ، عارفان مست سبویش

  انبیا مشتاق رویش ، اولیا زوار کویش

در رخش خواندند کل داستان کربلا را

مادرش ام البنین محو جمال دلربایش

               دیده بر روی حسین و دل بسوی کربلایش

بوسه زن مولا امیرالمؤمنین بر دستهایش

         دخت زهرا در نماز شب کند هر شب دعایش

عشق ، سرمست کلامش ، روح مشتاقش پیامش

 روی جان خاک غلامش چشم دل سوی امامش

می شناسد در دل گهواره یار آشنا را

کرد آن نور دل ام البنین در گاهواره

      بر بهشت عارض ریحانة زهرا ، نظاره

گوئیا می کرد با چشم خدا بینش اشاره

           کی عزیز فاطمه ای عرش حق را گوشواره

من علمدار تو هستم عبد دربار تو هستم

         مرد ایثار تو هستم ، تا ابد یار تو هستم

سر کشیدم بیشتر از شیر صهبای بلا را

آمدم تا جان و دست و چشم و سر سازم نثارت

      آمدم تا در غم و شادی بمانم در کنارت

آمدم تا هم غلامت باشم و هم پاسدارت

         آمدم تا آبرو بر چهره گیرم از غبارت

ای به گوش جان ندایت ، ای صدای حق صدایت

          ای ثنا گفته خدایت ، جان عباست فدایت

تا کنم تکمیل درس عش و ایثار و وفا را

ای خط و خالت کتاب عشق عاشورایی من

      گوهر  اشک غمت در دیدة دریایی من

نوکری در آستانت سر خط آقایی من

         مُهر شد پیش از ولادت نامه سقایی من

برده عشقت صبروهوشم ، پای تاسر چشم وگوشم

   همچو دریا در خروشم نیش هر تیر است نوشم

تا کنم خشنود با  جانبازیم خیرالنساء را

ای به شخصیت متکی روزعاشورا ولایت

      ای سپهر جود ای بحر کرم ، کوه عنایت

بعد  مصباح الهدی روی تو مصباح هدایت

           روی وموی وخط وخال وخلق وخویت جمله آیت

نینوا را نینوایی ، رهبر کل قوایی

     فتح را صاحب لوایی ، درد عالم را دوایی

از تو می گیرد مریض دل دوا را و شفا را

خضر هنگام عطش از آتش دل جرعه نوشت

      بردباری سجده آورده به عزم سخت کوشت

قصة کرب و بلا از خرد سالی درّ گوشت

            هم علمداری به کف هم مشک سقایی به دوشت

بحر عطشان لب تو ، صبر درس مکتب تو

           سوز دل شمع شب تو ، ذکر یارب یا رب تو

سوز داده شور داده محفل اهل ولا را

انبیا شب های جمعه زائر صحن و سرایت 

        اولیا آرند حاجت سوی ایوان طلایت

چشم ها رود فرات و سنه ها کرب و بلایت

        یوسف زهرات فرموده که جان من فدایت

کربلا محو جمالت ، علقمه بزم وصالت

            خلق مات شور و حالت ، چشم زهرا بر جمالت

ای دیده که وجه الله دیده در رخت وجه خدا را

شمع جمع محفل اولاد ختم المرسلینی

      راستی فرزند دلبند امیرالمؤمنینی

مادرت زهرا ست  گر چه زادة ام البنین

  تا قیامت در تمام نسل ها شور آفرینی

جان اسیر بیقرارت ، دل همیشه داغدارت

         چشم «میثم»بر مزارت گوهر اشکم نثارت

بر سر کویت گدایم کن گدایم شهریارا



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:07 ب.ظ | نظرات()

عاشقان یارآمده یار وفادار آمده        جان به کف گیرید کامشب روح ایثار آمده

خیل انصار خدا را میر وسالار آمده    نخل سرسبز ولا را خوشترین یار آمده

آفتاب برج دین را مه به دیدار آمده     بر حسین ابن علی میر و علمدار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

ماه هاشم آفتاب برج دین است این پسر          قرص خورشید امیرالمؤمنین است این پسر

باغ یاس از دامن ام البنین است این پسر         بازوی شیر خدا در آستین است این پسر

راستی یار امام راستین است این پسر            چشم نازش بین که محو طلعت یار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

گفت دانایی که این پیر خردمند من است          زد تبسّم لاله کز او نقش لبخند من است

از ادب بشنو که گوید این خداوند من است        خنده زد ام البنین کین طفل دلبند من است

شیر حق فرمود این عبّاس فرزند من است     کاین چنین از عشق ثارالله سرشار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

آمده تا بر امام خود فداکاری کند       با نثار دست و سر اسلام را یاری کند

هم شود سقّای طفلان هم علمداری کند   وصل جانان را به بذل جان خریداری کند

تا به خاک پای یار از دیده خون جاری کند    در حضور یار با چشم گوهر یا با چشم آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

دیده بگشا قدّ و قامت را ببین           قد قامت نه قیامت را قیامت را ببین

اقتدار عشق و ایثار و کرامت راببین لاله ی عبّاسی باغ امامت را ببین

یک جهان توحید یک دنیا شهامت را ببین    لاله ی عباسی باغ امامت را ببین

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

صورتس را خوشتر از خلد مخلّد یافتم      سیرتش را را سیرت پاک محمد یافتم

پیکرش را بهتر از روح مجرّد یافتم     بازویش را بازوی خلّاق سرمد یافتم

تا بگویم نعت او مضمون بی حدّ یافتم     خامه در انگشت لرزانم به گفتار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

خال ، خال هاشمی بر خط و خالش آفرین         حال حال حیدری بر شور و حالش آفرین

قد جلال مصطفایی بر جلالش آفرین                                 رخ جمال کبریایی بر جمالش آفرین

بر چنین ماه از رسول الله و آلش آفرین              کآفرینش محو این خورشید رخسار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

اهل جنت را صفای باغ احساس است این        شیر حیدر میر لشکر اشجع الناس است این

پیر آگاه هزاران خضر و الیاس است این       ژاله صحرای خون لاله یاس است این

یا علی چشم و دلت روشن که عباس است این       نخل سبز آرزوهایش به گلزار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

عشق و عقل و صبرو ایثار و فا مجنون او          کربلا تا کربلا باشد بود مرهون او

عشق ثارالله هم در شیر و هم در خون او         تشنه کام از بحر بیرون آمد قانون او

هم شجاعت هم جوانمردی بود مدیون او         خضم پیش برق شمشیرش به زنهار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

چشم ها با یاد او پیوسته نهر علقمه                نخل ها با شور او گردیده گرم زمزمه

اشک ها از داغ او جاری به رخسار همه            درس غیرت یافته با غیرت او خاتمه

الله الله یک پسر فرزندی دو فاطمه                   عالمی در عجز مدح او به اقرار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)

کیست چون عباس کز خون چهرا آرایی کند       دیده اش بر تشنه گان از اشک دریایی کند

در مقام نوکری بر خلق آقایی کند                    کام عطشان کار یک لشکر به تنهایی کند

پاسداری و علمداری و سقایی کند                    «میثم» اینجا دار عشقش را خریدار آمده

عاشقان یار آمده ، یار وفادار آمده (2)



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:55 ب.ظ | نظرات()

گلزار زمین خوبتر از خلد برین است                  هر سو نگرم نور خداوند مبین است

دامان زمین سجده گه روح الامین است              در بیت ولایت پسری ماه جبین است

این شمع فروزان حرم خانه دین است                این نخل علی دسته گل ام بنین است

در باغ ولا عطر گل یاس مبارک

آمد به جهان حضرت عباس مبارک

امروز بنی هاشمیان را قمر آمد                از بحر خروشان ولایت گهر آمد

گلزار امید علوی را ثمر آمد                     یا فاطمة ام بنین را پسر آمد

گویی ملکی بود و به شکل بشر آمد         بر حیدر کرّار حسینی دگر آمد

لبخند حسن بر گل رخسار حسین است

خیزید که میلاد علمدار حسین است

عباس که شد فوق بشر قدر و جلالش   عباس که گردیده ملک محو جمالش

هرگز نرسد دست به دامان کمالش          بر قامت رعنا و به حسن و خط و خالش

دائم صلوات نبی و احمد و آلش             عطر نبوی می دمد از باغ خصالش

شد باز چو بر شیر خدا نرگس مستش

زد بوسه به پیشانی و چشم و لب و دستش

ای شیر خدا بوسه بزن بر سر و رویش     ای فاطمه با خنده بزن شانه به مویش

ای مهر ببر سجده به خاک سر کویش              ای ماه ز گردون بگشا دیده به سویش

ای خضر ببر آب بقا از لب جویش                 ای بحر بگیر آبرو از خون گلویش

ای سیّد عشاق به برگیر چو جانش

گه بوسه به چشمش بزن و گه به دهانش

این طفل نه سرباز فداکار حسین است      سقا و سپهدار و علمدار حسین است

جان بر کف و پیوسته خریدار حسین است   چشمش همه باز به رخسار حسین است

لبخند به لبهاش ز دیدار حسین است          پیدا است که در قلزم خون یار حسین است

بنوشته به پیشانیش از روز ولادت

عباس بود عاشق ایثار و شهادت

عباس حسینی بود از روز ولاذت    عباس بود منتظر روز شهادت

عباس کند با تن بی دست عبادت            عباس دهد بر همگان درس رشادت

عباس سراپا به حسین است ارادت                عباس گرفته است در این کوی سعادت

عباس غمی جز غم دلدار ندارد

عباس حسینی است به کس کار ندارد

من روز ازل رشتهی آمال گسستم         من دل به ولای پسر فاطمه هستم

من عاشق و دل باخته ی عهد الستم    من درهم و دینار عدو را نپرستم

من منتظر تیر بلا بودم و هستم                    این سینه و پیشانی و چشم و سر و دستم

من در طلب شیر ، نی ام تشنه دردم

من کودک گهواره نی ام مرد نبردم

 

قنداقه ام از دامن گهواره بر آرید    در زیر قدم های امامم بگذارید

شیرم به چه کار آید شمشیر بیارید     بر دامن گهواره ز خونم بنگارید

عباس حسینی است حقیرش نشمارید          بر گوش دل این نکته ی شیرین بسپارید

آن لحظه که عاشق به جهان چشم گشاید

از لعل لبش زمزمه ی عشق بر آید

ای بحر ، خجل از لب عطشان تو عباس     ای عشق و وفا آمده حیران تو عباس

ای در ره دلدار به کف جان تو عباس         ای دین خدا عاشق ایمان تو عباس

ای عالم و آدم همه قربان تو عباس            ای فوق شهیدان ، شرف و شأن تو عباس

پیوسته دلم یاد تو و یاد حسین است

میلاد تو همچون شب میلاد حسین است

از روز ازل دست تو تقدیم خدا شد          هر چند که در صحنة عاشور جدا شد

جسمت به زمین قبلة جان شهدا شد      بر نی سرت آئینه مصباح هدی شد

افسوس که حق ّ تو به شمشیر ادا شد           یکبار نگو جان تو صد بار فدا شد

آن لحظه شدی کشته تو ای ماه مدینه

کافتاد نگاهت به لب خشک سکینه

ای کشته حق در دل ما زنده توئی تو          تا هست جهان برپا ، پاینده توئی تو

بر سید عشّاق نماینده توئی تو              در سینة ما ، نور فزاینده توئی تو

بر هر گرة بسته گشاینده توئی تو          در قلزم خون ماه فروزنده توئی تو

الهام تو و لطف تو وجود تو باید                   بی فیض تو (میثم)چه بگوید چه سراید

غلام رضا سازگار



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:49 ب.ظ | نظرات()

 

کرامت قطره آبی از یم اوست 

بزرگی خاکسار مقدم اوست

شجاعت آفتاب عرصه ی رزم

شهامت سایه ای از پرچم اوست

پدر بوسیده دستش را به طفلی

برادر از ولادت همدم اوست

کسی را کو علی بوسیده بازو 

جهان گر وصف او گوید کم اوست

به خونی کز دو چشمش ریخت سوگند 

دل ما عشق درد وغم اوست

امام عالم عشق است عباس

که برتر از دو عالم عالم اوست

به عطر باغ رضوانم چه حاجت

که رویم را غبار ماتم اوست

به زخم پیکر او گریه ها کن

که اشک خسته دلها مرهم اوست

به یاد کعبه دل تشنه جان داد

كه چشم اهل عالم زمزم اوست

سرود وصل در موج خطر خواند

نماز عشق را بی دست و سر خواند



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:07 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات