سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شب چهارم محرم
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


صلی الله علیک یامولای یا اباعبدالله

اگرخواهرت اذن میدان ندارد

*حالاکه نمیذاری منم برم دورت بگردم در ارتباطات عاشقانه ابی عبدالله و این خانم واقعاچیزی نمیشه گفت چون حقیقتا ازدرک مادوره؛به درک مانمیاداین نوع عاشقی یعنی چی! روایت دیدم ازاون اولین نمازی که زینب خونده تاآخرین نمازی که زینب خونده حتما بایدقبل از هرنماز مدتی مینشست به صورت حسین نگاه میکرد،توشه میگرفت؛البته عرض کرده باشم که روایت اینه که تاوقتی امام حسین زنده بود؛بنده گمانم اینه بعدازشهادت امام حسین حتماقبل ازهرنمازی حسینشو میدید؛دقایقی مینشست صورت به صورت حسین" دیشب عرض کردم عزیزانی که میخوان امضاء اربعین کربلا روبگیرن دست بندازن دامن امام چهارم ؛امشب میخوام پیشنهادکنم به پیشگاه شما عزاداران ابی عبدالله اگه میخوای مزه ی عاشقی حسین روبچشی؛اگه میخوای مزه دربه دری حسین روبچشی؛ اگه میخوای دلداده حسین بشی؛امشب گوشه چادرعمه جان سادات زینب رابگیر،عرضه بدار بی بی جان یه گوشه ازعاشقیتو بین ماتقسیم کن؛ یه ذره ازدلدادگیت روبین ماتقسیم کن؛ماهم یه کمی بفهمیم عشق ابی عبدالله یعنی چی،حالااین زینب بااین شکل بااین دل بااین دلدادگی عرصه ی کربلاست یکی یکی رفتن حالادیده داداشش تنهامانده این لشکربی ادب بی حیا جسور دیدن که همون چهارتا که شهیدشده دیگه کسی نمونده حسینم دیگه تنهاست جسارتشون دیگه بیشترشدزینب مگه قرارمیگره اومدجلو*

 اگرخواهرت اذن میدان ندارد

نمیخواهیش پای تو جان سپارد

 دراینجا که واغربتایت بلند است

*فکر دل زینب روبکن دیگه تواینجوری وایسی هل من ناصرن بگی من میتونم آروم بشینم حسین جان* دراینجا که واغربتایت بلند است

دو گل دسته دارم برایت بیارم

*یه دوتاگل دسته کوچولو گذاشتم کنارذخیره کردم داداش اجازه میدی اینها روبیارم پابوست، دست بوست؟!*

غم بی کسی تو ای مرد تنها

گرفته گلوی مرا میفشارد

*دیگه طاقت ندارم داداش*

الهی نبینم تورا درغریبی

الهی نبینم که چشمت ببارد

*برای چی داری  گریه میکنی حسین جان؟! صدازد زینب جان به این مردم میگم برای چی میخواید من رابکشید؟حلالی راحرام کردم یاحرامی راحلال کردم چشم توچشم به من میندازن نگاه به چشمام میکنن بانهایت جسارت و بی ادبی میگن حسین می کشیمت چون باباتو دوست نداریم، میگن حسین می کشیمت "بغضا لابیک"برای اینکه نمیتونیم بابات روببینیم؛نشستن خواهروبرادری زار زار گریه کردن انقدربرای غربت باباگریه کردن

علی....

حالابیا یه جوری این دوتا خواهراین خواهربرادر ازتنهای درآرید دیگه یه کاری بکنیددیگه گرچه بعدازهزارچهارصدسال رسیدید دیررسیدیدامااین که ازما برمیاد:علی علی علی علی... خانم به بابای شما بی ادبی کردن حالا ماجبران میکنیم علی علی علی... لعنت به دشمن علی، علی علی علی... ای قربون توعلی گو برم زینب نگهدارت باشه....علی علی علی علی لعنت به دشمن علی....

* الهی نبینم تورادرغریبی

 الهی نبینم که چشمت ببارد

)دوقربانی آورده ام  تانگویند

 مگراین بلاپیشه خواهرندارد)۳

*دوتاپسراش توخیمه صدازدگفت عزیزان من شما همه ذخیره منید برای امروز؛ میبینید داییتون تنهاست، لباس آراسته و نو تن این دوتا آقازاده کرد ؛موهاشون شانه زد بی بی ؛عطروگلاب بهشون زد؛ چشماشون سرمه کشید؛ درنهایت زیبایی و آراستگی دستاشون گرفت اومدپشت خیمه حسین فرمودمیرید توخیمه دایی خودتونو میندازیدروپاهاش اینقدر التماسش میکنید تااجازه میدون بگیرید اجازه نگرفته نیاییدبیرون مادرا....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:41 ب.ظ | نظرات()

خودش هم پشت خیمه هست پشت پرده ی خیمه ایستاده صدای بچه هاوصحبتشون بادایی میشنوه، دوتاآقازاده هااومدن عرض ادب کردن ؛خودشونو انداختن روپاهای ابی عبدالله ،دایی جان مادرمون ماموریت داده تاجونمون رافدات نکنیم آرام ننشینیم، دایی جان عقب افتادیم ازعلی اکبروقاسم،دایی اجازه بده بریم میدان جانمون رافدات کنیم،بی بی زینب گوششو تیزکرد دید نه انگاری قرارنیست اذنی بده، دلداریشون میده حسین،یه حرفهای داره میزنه احساسات این بچه هانسبت به مادر الانه هست که برانگیخته بشن برگردن ازخیمه بیرون،دیدحسین داره میگه مادرتون به اندازه کافی داغ دیده؛ مادرتون دیگه طاقت نداره داغ منم میاد رو داغهاش اگه شماهم برید مادرتون خیلی تنهامیشه؛شماها مردزینبید؛ کوفه وشام بایدمواظب مادرتون باشید،تادیدصحبت،صحبت غیرتی وناموسی شد،زینب پرده خیمه رو زدکناررفت تو؛ گفت: حسین! جان مادرت؛حسین! جان مادرم، یه حرفی زد که ابی عبدالله مجبورشدبه اجازه دادن!صدازد حسین جان! توعلی اکبردادی؛ میدونم چرااینهاقبول نمیکنی...

به رویم نیاور که وسعم همین بود۲

مگرخواهرت زینبت دل ندارد؟!

*گوشه چادرعمه جان رو رها نکنید ؛اشک ،سوز ،عشق محبت همه این ها  رو میخوایم امشب؛ اصلاهم نمیخوام مقایسه کنم؛ چی روباچی مقایسه کنم؟ هیچی باهمه چی مگه میشه مقایسه کرد؟!فقط میخوام  سوء استفاده کنم به نفع خودمون امشب ماهم به ابی عبدالله بگیم: آقا!

 برویم نیاور که وسعم همینه

 همین دوتا قطره اشک چشمه ...

برویم نیاور که وسعم همینه

*آقاهمینجوری مارو بخرحسین جانم*

آقاجانم به رویم نیاور"میدونم خیلی خراب کردم حسین جانم؛میدونم خیلی آقایی کردی حسین جانم؛میدونم خودم فکرنمیکردم امسال هم دوباره رام بدی آقاجانم؛گفتم یه جوری خراب کردم دیگه رام نمیده؛امادیدم بازم آقایی کردی اجازه لباس مشکی دادی؛به چشام گریه دادی؛ به لبام اجازه حسین گفتن دادی؛ منو هرشب آوردی توخونه بابات نشوندی سرسفره ات؛ اجازه دادی دستم به سینه ام بخوره حسین جانم؛چقدرآقایی"میدونم که دارم میگم بیخود دارم میگم برویم نیاورد... توهیچوقت به روم هیچ چی نیاوردی"عرصه ی جنگه؛دیگه کسی براش نمونده؛ تنهاست هرکی باهرچی داره میزنه؛سی هزارلشکرهست یه حسینه؛ازهمه طرف دارن حمله میکنن؛ حضرت مثل شیری که به گله ی روباه میزنه به این گله ی جماعت میزنه؛یه وقت اون لا به لا لشکردشمن دیدن یه نفرگفت: داره فرارمیکنه؛ دست گذاشت رو شونه اش فرمودن فرارنکن؛صبرکن!دست کردند پرشالشون یه جفت گوشواره درآوردن گفتن اینو ببربرای دخترهات؛آقاداری چکارمیکنی جنگه اینجا من دارم برات شمشیرمیکشم تو به من گوشواره هدیه میدی؟فرمودن ازخونه که راه افتادی دخترت گفت کجامیری گفتی دارم میرم سفر؛ روت نشد بگی دارم به جنگ حسین میرم؛ دخترت گفت بابا یه جفت گوشواره برام سوغات بیار اینو بده بچه ات فقط من یه خواهش ازت دارم من یه ساعت دیگه شهیدمیشم این گوشواره ها رو بگیرسراغ دخترهای من نرو....حسین آقام آقام آقام آقام....

اجازه گرفتن هردو آقازاده اولی رفت میدان برادر دیگری ایستاده رواسب نشسته آماده به رزم داره نگاه میکنه رزم برادرشو هی زیرلب میگه ماشاالله لاحول ولاقوه الابالله"ابی عبدالله داره نگاه میکنه زینب که  توخیمه اصلا واینستاد گفت برای چی وایسم داداشم خجالت بکشه ابی عبدالله داره نگاه میکنه جنگ مغلوبه شد؛ناگهان دیدن آقازاده رو محاصره کردن، اوبرادر دیگرطاقت ازکف داد رفت به کمک برادر چندنفری رو هلاک کرد رسیدبالاسربرادردیدشهید شده کارازکارگذشته فوری برگشت خودشوانداخت روپاهای ابی عبدالله گفت دایی جان ببخشیدبی اجازه رفتم داداشمو زدن؛طاقتمو ازکف دادم اجازه نگرفته رفتم...*

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:39 ب.ظ | نظرات()

مهریه ی عروسی من،دیدن روی تو بود

ای از تو پر تمام من و لحظه های من

تقصیر من که نیست دلم شور میزند

بگذار لحظه ای تو خودت را به جای من

*تو باشی حسین داداشت تنها مونده باشه حسین،سی هزار لشگر جمع شده باشند حسین...*

دل دل مکن اجازه ی میدانشان بده۲

دیدی اگر شجاع نبودند پای من

داداش بیا و یک نگاه به قلب خواهر کن

سپاه من آماده شد،(فقط تو لب تر کن)۲

تا نکشی خجالت،بدرقشون نمیرم

اگه اجازه بدی خودم برات بمیرم

*بازم دید آقا سرش رو پایین انداخته؛شاه کلید رو درآورد زینب،گفت:حالا این کلید رو به کار میگیرم نتونی رومو زمین بندازی؛

داداش جون مادرم...داداش به چادر خاکی مادر...تا سرش رو به اشاره ی تایید تکون داد خانوم زینب فوری...*

برید به یاری دایی( که داره دیر میشه)۲

سخته براتون ببینید( مادر اسیر میشه)۲

)بعد شما یه روزی،زینب میبینه آزار

بهتره که نبینید منو تو کوچه بازار)۲

*گذشت...کاروان برگشت مدینه؛یه روز عبدالله گفت:بی بی جان زینب،یه سوال دارم؛شنیدم کربلا هر شهیدی زمین می افتاد زینب میرفت

بدن رو برگردونه،شما تا حدتوان میرفتی کمک میکردی،علی اکبر زمین افتاد،زیر بغل حسین رو میگرفتی،شنیدم وقتی دوتا پسرامو برمیگردوندند به خیمه از خیمه بیرون نیامدی،یعنی پسرای منو قابل ندونستی؟صدا زد عبدالله دست از دلم بردار! کدوم مادریه نخواد جنازه های بچه هاشو ببینه،پس چرا نیامدی؟عبدالله ترسیدم حسینم از روی من خجالت بکشه...حسین...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:27 ب.ظ | نظرات()

امروز مهمان علیا مخدره،عقیله ی بنی هاشمیم،مهمان زینبیم،آقاجان میای مارو به این مهمانی ببری؟میخوایم کم کم بریم خیمه ی زینب!

"السلام علیک یا عقیلةَ بنی هاشم یا زینب الکبری"

یا زینب..‌

ای دختر مادر مدینه

ای مصحف مادرت به سینه

محبوبه ی کردگار زینب

صدیقه و طاهره،امینه

چون شیر خدا خدای را شیر

چون مادر خویش بی قرینه

دل با غمت ای بتول دوّم

هم کرب و بلاست هم مدینه

حوران که مقدّس و عزیزند

در کوی کنیز تو کنیزند

ای همسفر سر بریده

ای پرده خصم را دریده

ثارالله دیگر است ما را

خونی که ز صورتت چکیده

*ثار به معنای خون نیست به معنای کسیه که  خون خواه داشته باشه..."شب عاشورا دید امام حسین(ع) داره یه شعرایی میخونه:

"یا دهر اف لک من خلیلی"

معلوم شد شب آخر حسینه،دوید تو خیمه،گریبان چاک کرد،نوشتند چنان زد تو صورتش دل حسین به درد اومد، گفت:خواهر به جان من تا زنده ام اینطوری تو صورتت نزن!اگر علیا مخدره زینب سلام الله علیها جواز نگرفته بود کار ما دشوار میشد،یه نگاهی به حسین کرد،گفت:داداش میشه شما رو بکشند من خودمو نزنم؟

امام حسین سر پایین انداخت‌"اونقدر بالا تل زینبیه زد تو صورت خودش،میگی بازم صورت  رو خون نگرفت باشه،میگی سر رو به چوبه ی محمل نزد،باشه؛میگی سنگ های شام سر رو نشکست،باشه؛اما زینب حتما یه جا صورتش غرق خون شد،کجا؟تو گودال اومد گلو رو بیاره بالا یادش افتاد گاهی بچه که بودند تو مدینه میدید گاهی حسین به درو دیوار نیگا میکنه،داره ضجه میزنه،میومد بالا سر حسین میگفت داداش این جوری گریه نکن اگه بابامون بیینه خوب نیست،داداش به جون زینب بسه،دست به سر حسین میکشید،زیر لب میگفت:الهی یه تار مو از سرت کم نشه چشم حسین که به چشم زینب می افتاد میگفت:چشم،تو یادگار مادرمی،حالا زینب شروع میکرد به گریه کردن خواهرم اینجوری گریه نکن میگفت:اصلا با حسن نمیتونم اینجوری درددل کنم،از اون روزی که مادرم با چادر خاکی برگشت نمیشه باهاش حرف بزنم،بابامم مادر خیلی سفارش کرده جلوش گریه نکنم،زینب فقط تو رو داره درد دل کنه،یه دفعه سر میگذاشت رو شونه ی حسین" حالا جنازه رو تو قتلگاه یه ذره بالا آورد،میخواد سر بذاره رو شونه ی حسین،تکیه ی سر به گلو و سره،اما همچین که سر گذاشت دید،سر داره میره جلو رسید به رگای بریده ی گردن،این صورت زینبه...حالا شعر رو بشنو*

 

ای همسفر سر بریده

ای پرده خصم را دریده

ثارالله دیگر است ما را

خونی که ز صورتت چکیده

غیر از تو به طول چند ساعت

هفتاد و دو داغ کس ندیده

 

تنها و اسیر و دست بسته

پیوسته حماسه آفریده

با خون جبین نموده تفسیر

تا آیه ز نوک نی شنیده

در عین حسین نور عینی

او زینبی است و توحسینی

 

ای داده حیات بر کرامت

وی دین تو زنده تا قیامت

ای مقتل خون به همّت تو

دانشگه صبر و استقامت

بر خاک ره تو سجده بردند

مردان بزرگ راست قامت

در هر قدمت هزار معراج

در هر نفست دو صد کرامت

غیر از تو که دختر بتولی

ای مادر دوّم امامت

کی جان امام خود خریده

در اوج مصیبت از شهامت

با عزم تو خون به تیغ پیروز

از صبر تو یافت دین سلامت

*تا علی اکبر بود روشون نمیشد از امام حسین اجازه بگیرند بچه های زینب..." همچین که بعد از اصحاب علی اکبر خواست بره میدان همه ی بنی هاشم زانو زدند مقابل حضرتش،بنی الحسن، بنی العقیل،همه،بچه های زینب...آقازاده اجازه بده ما پیشمرگت بشیم،علی اکبر فرمود:من که باید پیش مرگ همه باشم،بابام به سنت جدمون عمل میکنه،جدمون اول علی رو میفرستاد که عزیزتر از همه میفرستاد،حالا علی اکبر رفته،بنی هاشم از هم سبقت میگیرند،این دو تا آقازاده آمدند محضر حسین، این میگه دایی جان برم حضرت میفرمود: نه؛باباتون نیامده،نمیخواد برید عرض میکرد اون یکی به خدا بابامون ما رو فرستاده گفته فدات بشیم،فرمود:همون داغ علی اکبر بسه،برید؛هر چی اصرار کردند،نشد،از در خیمه وارد شدند دارند گریه میکنند، سر بلند کردند،دیدند علیا مخدره زینب لبخند زده،مادر ما در اوج مصیبتیم،امام زمان ما دست رد به سینمون زده،لبخند میزنید؟فرمود:زیر آسمان کسی حسین شناس تر از من نیست،راه داره از حسین اجازه گرفتن،داداشم به نام مادرش حساسه ..." برید بگید دایی جان به پهلوی شکسته ی مادرت زهرا،اومدند مقابل حضرت،عرض حال کردند،دایی جان به مادر پهلو شکستت...تا اسم مادر رو آوردند،حسین شونه هاش لرزید شروع کرد به گریه کردن...فرمود:باشه،میخواید برید، برید هر دو اومدند یکی میگه منم نوه ی حیدر کرار،یکی میگه منم نوه ی جعفرطیار

جعفر طیاری و حیدر کراری

دو سوارند چنان شیر ژیان

یال به یال...

دو عقابی که گشودند به میدان پروبال

چشم ها زَهره دران،تیغ دو ابرو برّان

محشری کرده به پا لشکر مژگان به قتال

پیر لبخند زنان کرد نظر بر ساقی

*امام حسین یه نگاه به عباس کرد،نگاه تشکره،عجب سربازایی برام تربیت کردی*

پیر لبخند زنان کرد نظر بر ساقی

از تماشای دو سرمست تمنای وصال

وقت تکثیر مه هاشمیان در آفاق

آسمان دید به رخسار دو مه چهار هلال

این یکی نعره برآورد که حیدر نسبم

دیگری عربده جو وارث جعفر به جدال

تیغ تکبیر کشیدند به نبردیا نه!

در بدر و احد باز بانگ داد بلال

تیغشان میبُرد و نیزه به هم میدوزد

تا بپوشند به اندام عدو رخت زوال

*یه نفر گفت منم میرم میمنه،اون برادر گفت من میرم میسره،اما قاعده اینه والله،دو برادر اگه اول جنگ از هم سوا بشن همچین که زخم تو تنشون زیاد میشه دوباره میخوان آخر کار به هم برسند،از کجا میگی؟مگه حسین و ابالفضل یمین و یسار نبودند؟ولی آخر کار به هم رسیدند،یکی گفت:داداش داداشتو دریاب...

بچه های زینب اول به یمین و یسار زدند اما عاقبت الامر نزدیک هم افتادند ابی عبدالله فرمود:عباس جان مواظب خیمه ها باش،به عجله خودش رو رسوند، نوشتند حسین با یه دست این برادرو بغل کرد،با یه دست اون برادرو...زن ها خبر دادند زینب تمام شد بیا،فرمود:من از داداشم خجالت میکشم،روم نمیشه بیام اما عبدالله جعفر بعدها تو مدینه یه روز سوال کرد،خانوم بچه هام فدای حسین، من غلامتم،گله ندارم،سواله،شنیدم هر کدوم از بنی هاشم رو زمین افتادند تو از خیمه بیرون آمدی،شنیدم کنار علی اکبر زودتر از حسین رسیدی،مگه از  بچه های ما خطایی سر زده بود؟شنیدم همه زن ها ریختند بیرون،اما از گوشه ی خیمه بیرون نیامدی! صدای گریش بلند شد، عبدالله دست از دل شکستم بردار! ترسیدم نگاه حسین به من بیفته...من از حسین خجالت میکشیدم...حسین....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:28 ب.ظ | نظرات()

مارا کشاندند به میخانه ی حسین(2(

تا مستمان کنند ز پیمانه ی حسین

پروا نکن از آتش دوزخ، حسین هست

آتش حرام گشته به پروانه ی حسین

حسین..حسین..

دست تو سر پرستی ما را سپردند

ما را  گذاشتند در خانه ی حسین..

حب الحسین اَجُنَّنی ای عاقلان شهر

 یعنی شدیم ما همه دیوانه ی حسین..

باب الحسین ذکر شریف رقیه است

سوگند می خوریم به دردانه ی حسین..

جان همان سه ساله  مرا کربلا ببر

با بچه های هیئت ریحانه الحسین...

*کیه این حسین؟که از آدم تا خاتم همه باید برا گریه کنن اولیا و انبیا..

جور دیگه هم می تونستن بیارن آدم چند سال گریه کرد؟چرا بخشیده نشد؟مگه چیزی غیر خدا صدا زده؟

آدم  ابوالبشر مگه کسی غیر خدا رو صدا زده پس چرا بخشیده نشدی؟

باید یه کسی دیگه بیاد خیلی آبرو دار تر باشه تو خلقت که  به واسطه او( درس داد اول خلقت...

روضه خون ابی عبدالله بیا من برات بنویسم با مدرک بهت می گم.

اول روضه خون خود خداست

چرا؟

تا اومد دید آدم گریه می کنه، آدم می خوای یه رمزی رو یادت بدم خدا توبتو قبول کنه؟گفت چرا نمی خوام جبرائیل چند هزار ساله دارم گریه میکنم

گفت خدا رو به پنج نورمقدس قسم بده

شروع کرد براش گفتن،آدم منتظره

یا حمید و بحق محمد

)رنگ آدم پرید(

یا عالی بحق علی

یا فاطر و بحق فاطمه

دستاش شروع کرد به لرزیدن

یا محسن و بحق الحسن

یه مرتبه صدا زد:

یا قدیم الاحسان بحق الحسین

تا گفت یا قدیم الاحسان بحق الحسین آدم گفت دست نگه دار، اسم این چندتا رو اوردی قلبم لرزید اما این آخریه کیه؟ این حسین کیه که اسمشو اوردی غم های عالم رو دلم اومد

صدا زد آدم پس بذار روضشو برات بگم:

این نوه پیغمبر آخرالزمانه،این کسیه که مهریه مادرش آب ها و دریا و رودهای عالمه اما یه روزی با زن و بچه تو یه سرزمینی میاد به نام کربلا بین دو نهر آب،

جلو چشم خواهرش، با لب تشنه سر از بدنش جدا می کنند...

حسیییین...

امشب منم اومدم بخشیده بشم به حق الحسین...

ما جز حسین کسی رو نداریم ،پناه همه عالمه حسین... الان یادم افتادا...پناه همه  عالمیان خواهرت پناه ندارد....

ما جز حسین کسی رو نداریم

قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش

 یک دم سپر شوند برای برادرش

 * تا اومدن مودب سرشونو پایین انداختن مادر جان،ما می خوایم بریم میدان فدای داییمون بشیم؛فرمود مادر من هم اینجا هستم شما خودتون برید از دایی تقاضا کنید، شروع کردن زدن به پرده خیمه ابا عبدالله

اجازه می خوایم داییمونو ببینیم

همچین که اومدن این دوتا آقا زاده مودب

سرشونو پایین انداختن؛دایی جان..

ما سر خود نیومدیم مادرم منو فرستاده

دایی دست زیر صورت اینا...

دایی جان ما نمی تونیم غریبی شما رو ببینیم...

ابی عبدالله فرمود نه عزیزان من شما برگردین..

برگشتند تا اومدن خانم زینب بلند شد ،چی شد مادر جان؟مادر دلمون شکسته..

مگه چی شده ؟مادر رفتیم دایی اجازه نداد ،یه مرتبه گره ی چادرشو محکم زد اومد مقابل ابی عبدالله صدا زد داداش تا حالا رو حرفت حرف نزدم..

اما جان مادرمون،تو رو قسم میدم به چادر خاکی مادرمون...فرمود: شاید باباشون راضی نباشه

صدا زد عزیز دلم خود عبدالله گفته سفارش کرده گفته هر وقت دیدی کار به جای باریکی کشید من نمی تونم، اما دوتا دسته گلام فدای حسین..

همه کسم فدای حسین..

آدم بچه بزرگ کنه فدای حسین بده...

"بابی انت  و امی یا حسین...

همچین بیرون زد بچه ها گفتن مادر چی شد؟

گفت: مگه میشه زینب از حسین چیزی بخواد دست رد بهش بزنه؟

گفت مادر بیاید می خوام موهاتونو شونه کنم؛همچین که موهاشونو شونه می کرد می گفت: بچه ها یه روزی تو مدینه مادرم هر روز موهامو شونه می کرد...

مادرم صبح به صبح موهامو شونه می کرد می گفت دخترم،عزیزم ...اما یه روز بین در و دیوار یه کاری کردن دیگه دست مادرم بالا نمی اومد. اگه رفتین میدان می خوام انتقام مادرمو بگیرین...*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:41 ق.ظ | نظرات()


قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش

یک دم سپر شوند برای برادرش

این دو ز کودکی فقط آیینه دیده اند

آیینه ای که آه نسازد مکدرش

واحیرتا که این دو جوانان زینبند

یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش

با جان و دل دو پاره جگر فرق می کند

 یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش

یک دستِ گرم اشک گرفتند ز چشمهاش

مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش

)چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر

چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش)(2(

زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت(2(

تا که خدا نکرده مبادا برادرش...

زینب همان شکوه که ناموس غیرت است

زینب که در مدینه قُرُق بود معبرش

زینب که فاطمه از هر نظر شده

 از بس که رفته این همه  این زن به مادرش..

زینب همان که زینت بابای خویش بود

 در کربلا شدند پسرهاش زیورش

گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات

وقتی گذشته بود آب از سرش

کاروان رسید مدینه، بشیر خبر داره میده یه وقتی دیدن عبدالله جعفر اومده داره می گرده، آیا در این کاروان زنی هم کشته شده؟ همچین که نگاه می کرد رسید به یه محمل دید یه پیرزنی نشسته ،گفت: خانم یه سوال دارم:تو کربلا از زن ها کسی کشته شده؟نه.میشه به من بگید خانومم کجاست؟

من دنبال زینب می گردم.

یه نگاه کرد،عبدالله حق داری زینب و نشناسی

خانوم جان چرا ایقدر پیر شدی؟چرا ایقدر شکسته شدی؟

خانوم جان ازت گلگی دارم.عبدالله گلگیت چیه؟ خانم شنیدم روز عاشورا هر کسی زمین افتاد تو اومدی براش گریه کردی،شنیدم بالا سر علی اکبر رفتی،همه جا کنار حسین بود اما چرا دوتا بچه هام رو زمین افتادن از خیمه بیرون نزدی؟بالا سر بچه هامون نرفتی؟

صدا زد عبدالله من خواستم بیرون بزنم گفتم مبادا حسین حال منو ببینه؛ببینه چطور برا بچه هام گریه می کنم خجالت بکشه...

ببرمت جلوتر !خانم جان !حالا بگو چی شده اینقدر خمیده شدی؟!

عبدالله آخه اون چیزی که من دیدم هیچ کی ندیده

مگه تو چی دیدی خانم؟

عبدالله تا حسین از ذوالجناح افتاد، گفتم خودمو برسونم

حسین...

او می دوید و ...

بذار زودی بهت بگم

او می کشید و من می کشیدم

او می برید و ....

حسین

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:40 ق.ظ | نظرات()

"السلام علیک یامولانایااباعبدالله السلام علی الحسین وعلی ابن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین"

*حسین جان...*

خوش بحال هرکسی که روضه دعوت میشود

هیئتی ازجانب زهراحمایت میشود

بس که شان ومنزلت درروضه خوانی ریخته

هرکه یک دفعه بیاید پیش کسوت میشود

*یه دفعه اومده درخونه امام حسین چنان رنگی بهش میدن،چنان بو بهش میدن،چنان بهش هیبت میدن، هرکه نگاش میکنه میگه خوش به حالش نوکرامام حسینه*

این وسط آن عاشقی برده است که دراین دوماه

بی ریا می آیدو مشغول خدمت می شود

یک پر کاهی اگر چشم کسی نمناک شد

کوه عصیان هم اگرباشد شفاعت میشود

به کسی ربط نداردکه خریدارمنی

*اونای که به فقرخودشون،به بخل خودشون آگاه اند،میگن یعنی میشه یک قطره اشک تورانجات بده؟!!اینهادارن صحبت امام صادق رو انکار میکنند بارها شنیدید،دل گرمی مستمعین مجلس ابی عبدالله است،حضرت فرمود:یک قطره اشک چکیده روگونه هاتون برای جد ما اول خداهمه گناهاتون رو محومیکنه بعدحضرت فرمود:"وجب له الجنه" بهشت واجب میکند،براشون یک پرکاهی اگر چشم کسی تا اهل انکاراینوبراشون میخونی ها میگن آقاپس این همه گناه مابریم انجام بدیم زودمیخوان کنارش یه چیزی بیارن،آخه یکی رسیدبه امام صادق گفت آقاشما فرمودید:شیعیان ودوستا منو شفاعت میکنی، فرمود:بله گفت:آقا اگر خیلی گناهش زیاد باشه حضرت فرمود:تو این دنیا مریضش میکنند با مریضی پاکش میکنند ازدنیامیره،گفت: آقا اگر خیلی گناهش بالاترباشه فرمود: درسکرات موت اینو پاکش میکنم جونشو به سختی میگیرم ،گفت: آقا اگر خیلی گناهش بالاترباشه،حضرت فرمود: شب اول قبر پاکش میکنم گفت:آقا اگر گناهش بالاترازاینها باشه، فرمود: برزخ یه خورده این ور آن ورش میکنندپاکش میکنند،گفت:آقااگرگناهش بالاتر ازاین حرفا باشه فرمود به کوری چشم دشمنامون ما شفاعتش میکنیم*

یک پرکاهی اگرچشم کسی نمناک شد

کوه عصیان هم اگر باشدشفاعت میشود

گریه کن باگریه اش غسل تقرب میکند

قطره ای ازاشک منجربه طهارت میشود

هرکه درماه محرم کارو بارش شدحسین

چون رسول ترک آخرباسعادت میشود

حسین جان...

*خیلی داستان قشنگی داره،خیلی سرگذشت زیبایی داره،بگیریدکتاب رسول ترک رو بخونید ببینیداین آزاد شده امام حسین چجوری بود!

هرکه درماه محرم کار و بارش شدحسین

چون رسول ترک آخر باسعادت میشود

رازدل باکربلایهاحسین فاطمه است

روزیِ یک سالِ مااین ماه قسمت میشود

درمیان هیئتش انگار زیر قبه ای

تاکه لب بازمیکنیدفورا اجابت میشود

تابه سجده میروم سمت خداپرمیکشم

علت معراج هایم مهرتربت میشود

*قربون خاک کربلات حسین...*

تابه سجده میروم سمت خداپرمیکشم

علت معراج هایم مهرتربت میشود

آنقدر آقاست این آقا به عباسش قسم

 ارمنی هم زیراین پرچم هدایت میشود

ناله های مادری پهلوشکسته میرسد

روضه خوان تاواردذکرمصیبت میشود

یابنیَّ حال مارا زود میریزدبه هم

قلب مابا آه زهرا پر حرارت میشود

صبح محشرتاکه میگوید حسین من کجاست میرسدآواز ولی بی سرقیامت میشود

* فرداقیامت روایت داره صدامیرسه یا اهل محشرخذوا ابصارکم چشماتون سرهاتون پایین باشه،چه خبره ؟مادرابی عبدالله میخوادبیاد،روایت داره زهرا میاد وارد محشر درحالی که سربریده حسین رو دستاشه میگه امروز میخوام از قاتلهای عزیزم انتقام بگیرم؛امروز روزیست که دوستان حسینم مقامشونو پیدا میکنند فرمود:دونه دونه دوستان حسینو صدامیزنه

 ای حسین*

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:33 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic