سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شب قدر
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


ای کاش می شد، با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانِ چشم هایت پَر بگیرم

 

ای کاش می شد، امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

 

*امشب به ما نگاه کن،ای امامِ زمان!،امشب مُقدَّرات سال آینده ی مارو به شما میدن،برامون واسطه گری کن،به خاطرِ مادرت...*

 

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

 

شاعر:موسی علیمرادی

 

*یکی از اعمال شبِ بیست و سوم،درروایت هست:در سجود یا ایستاده ویا نشسته،دعای سلامتیِ امام زمان رو بخونیم...حالا همه با من زمزمه کنند: "اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً."





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:38 ق.ظ | نظرات()

امشب بریم دَرِ خونه ی امیرالمؤمنین،ببینیم چه خبره؟بریم حالِ امیرالمؤمنین رو بپرسیم،خیلی ها امشب اومدن دَرِ خونه اش،اَصبَغ بن نُباته،از اصحاب امیرالمؤمنینِ،میگه: من دم خونه ی مولا بودم،مردم همه جمع شده بودن،وِل وله ای بود، صدای گریه و شیون بلند بود،"فخرج الحسن علیه السلام  و قد ملأت المکان بالصمت" حسن در رو باز کرد،سکوت همه جا رو فرا گرفت،یه نگاهی به جمعیت کرد،فرمود:مردم! حال بابام اصلاً خوب نیست،نمیتونه کسی رو ببینه....{امشب ما هم اومدیم دَرِ خونه ات،دَرِ خونه ات رو باز کن،مارو از دَرِ خونه ات رد نکن}....

امام حسن فرمود:مردم! "یقول لکم أمیر المؤمنین انصرفوا إلى منازلکم فانصرفوا رحمکم الله"امیرالمؤمنین فرمودند:بروید خونه هاتون،خدا بهتون خیر بده... اَصبَغ بن نُباته میگه: "فانصرف القوم" مردم پراکنده شدند،رفتند خونه هاشون،ولی من جایی نرفتم" و لکن بقى أصبغ بن نباتة أحد أصحاب أمیر المؤمنین علیه السلام" میگه: من دَرِ خونه ی امیرالمؤمنین موندم،با خودم گفتم:یه عُمری زیر سایه ی علی بودم، حالا کجا برم؟

 

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر کنم

 

"و لَم یستطع الإنصراف" نرفت،نتونست بِره،آقام داره با سر و دل شکسته جون میده من کجا برم؟  "و اشتد البکاء من منزله فبکی"  میگه:از داخل خونه ی مولا صدا گریه بلند می شد،همچین که صدا بلند میشد منم گریه می کردم،داد می زدم "و خرج الإمام المجتبى علیه السلام ثانیةً"دوباره امام حسن اومد بیرون،فرمود: "یا أصبغ أ ما سمعت قولی عن قول أمیر المؤمنین" مگه نشنیدی حرف امیرالمؤمنین رو؟مگه نگفت: همه بروید؟...

{یه حرف بزنم:این خانواده عادتشونِ ،میگن: بروید...نمونید،حسینش هم همه روز عاشورا گفت بروید،اینها فقط منو میخوان...}

"قال أصبغ: بلى و لکنی رأیت حاله"....اصبغ میگه: می دونم ولی حال و روز مولام رو که می بینم نمیتونم بروم... "فأحببت أن أراه مرة أخرى" دلم میخواد یه بار دیگه ببینمش...اصبغ میگه من التماس کردم،امام حسن برگشت داخل،چیزی نگذشت دوبارهآمد بیرون،فرمود: داخل شو...میگه داخل منزل شدم، "فدخلت فإذا أنا بأمیر المؤمنینعلیه السلاممعصب بعصابة صفراء" دیدم آقام بستر نشین شده، دیدم یه دستمال زردی به سرش بسته، "و قد علا صفرة وجهه على تلک العصابة" میگه: نفهمیدم صورتش زردتر شده یا اون دستمال زردترِ" فإذا هو یقلع فخذا و یضع أخرى من شدة الضربة و کثرة السَم" میگه از شدت درد، از شدت زیادیِ سَم،دیدم امیرالمؤمنین هی پاهاشو رو زمین میکشه...

میخوام روضه امیرالمؤمنین بخونم،ولی برا امام حسین در روایت داره" وَالحسین یَجُودُ بِنَفْسِهِ" یعنی:از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین..او صدا می زد:حسین! دست و پا می زد حسین...

میگه دیدم آقام هی پاهاش رو روی زمین میکشه" فأکببت علیه"خودم رو روی مولام انداختم،" فقبلته و بکیت" صورت مولا رو بوسیدم و های های گریه کردم...مولا فرمود:اصبغ! گریه نکن من دارم به بهش میرسم...گفتم آقا جان!من میدونم شما دارید می روید بهشت،ولی من برای درد از دست دادن شما و دوری شما گریه میکنم،چه جوری دوریِ شمارو تحمل کنم؟...

آره... دوری از علی خیلی سخته،این تازه حال اصبغ بود...زینب باید چیکار بکنه،اُم الکلثوم،حال حسن و حال حسین و عباسش رو...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:20 ق.ظ | نظرات()

" لَمّا كانَت لَیلَةُ إحدى وعِشرینَ و أظلَمَ اللَّیلُ وهِیَ اللَّیلَةُ الثّانِیَةُ مِنَ الكائِنَةِ جَمَعَ أبی أولادَهُ و أهلَ بَیتِهِ ووَدَّعَهُم "مثل امشب،شب بیست و یکم،وقتی هوا تاریک شد،امام حسن میگه:بابام همه بچه هاشو جمع کرد،دونه دونه صداشون کرد،باهاشون خداحافظی کرد،براش طعام آوردیم،ولی چیزی نخورد،به دو لب امیرالمؤمنین خیره شدیم،یه وقت این پیشانیِ نورانی شروع کرد به عرق کردن،آقا با دست خودش عرق هارو پاک کرد..گفتم:باباجونم! چرا پریشونی؟فرمود:از رسول اکرم شنیدم،یکی از نشونه های مرگ،عرق کردنِ پیشانیِ...امام حسن عرضه داشت،بابا! این چه حرفیِ؟چرا حرف رفتن میزنید؟ مولا فرمود: "یا بُنَیَّ إنّی رَأَیتُ جَدَّكَ رَسولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله فی مَنامی قَبلَ هذِهِ الكائِنَةِ بِلَیلَةٍ" پسرم! یک شب قبل از این اتفاق پیغمبر رو در خواب دیدم"  فَشَكَوتُ إلَیهِ ما أنَا فیهِ مِنَ التَّذَلُّلِ وَالأَذى مِن هذِهِ الامَّةِ "از اینکه این جماعت که خون به جگرم کردند شکایت کردم.پسرم! پیغمبر فرمود:اینهارو نفرین کن" فَقالَ لی: ادعُ عَلَیهِم، فَقُلتُ: اللّهُمَّ أبدِلهُم بی شَرّاً مِنّی و أبدِلنی بِهِم خَیراً مِنهُم" گفتم:خدایا! بدتر از من رو بر اینها مسلط کن،من رو به بهتر از اینها برسان...بعد اینجا پیغمبر فرمود: "قَدِ استَجابَ اللّهُ دُعاكَ" علی دعات مستجاب شد... "سَیَنقُلُكَ إلَینا بَعدَ ثَلاثٍ" پیغمبر فرمود: سه روز دیگه به ما ملحق میشی..." وقَد مَضَتِ الثَّلاثُ" حسنم! سه روز گذشته،دیگه چیزی نمونده،دیگه دارم میرم کنار پیغمبر،کنار فاطمه،راحت میشم از این مردم...محمد حنفیه میگه: مولا اینجا یه نگاهی کرد به حسن و حسین فرود:" یا أبا مُحَمَّدٍ ویا أبا عَبدِ اللّهِ كَأَنّی بِكُما وقَد خَرَجَت عَلَیكُما مِن بَعدی الفِتَنُ مِن ههُنا، فَاصبِرا حَتّى یَحكُمَ اللّهُ وهُوَ خَیرُ الحاكِمینَ" حسنم!حسینم! انگار شمارو می بینم؛بعد از من بلاها بر سر شما میاد،ولی صبر کنید،خدا احکم الحاکمینِ...اینجا به امام حسن و حسین نگاه کرد...اما یه وقت روش رو کرد سمت یک نفر...روش رو کرد سمت امام حسین،فرمود:"  یا أبا عَبدِ اللّهِ أنتَ شَهیدُ هذِهِ الامَّةِ" حسین تو شهید این امت هستی...{زبان حالِ: حسینم این مردمی که بیرون دارن برا من گریه می کنند،تو رو میکشن،همین بچه هایی که هر شب براشون نون و خرما بردم،همین هایی که با ظرف شیر  اومدم پشت در خونه،بزرگ میشن..میان کربلا... خوبی هام رو جبران میکنن...}

" فَعَلَیكَ بِتَقوَى اللّهِ وَالصَّبرِ عَلى بَلائِهِ" حسینم! بر بلا و مصیبت صبر کن،خیلی سختِ ولی صبر کن،خیلی داغ می بینی ولی صبر کن...زینب تا این حرف هارو شنید دلش لرزید...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:19 ق.ظ | نظرات()

اگه تاریک و تلخ و تنها شدیم
همه جایِ خالیِ نورِ توئه 
اگه درد داریم اگه خسته ایم 
دوای تمومش ظهور توئه

خدا عاشقاتو سوا می کنه
شب قدری حاجت روا می کنه
دعای تو پشت سر ماست چون
پدر واسه بچش دعا می کنه

میدونم محاله جوابم کنی
میدونم محاله خرابم کنی
خدا رو چه دیدی شاید هم من و 
برای خودت انتخابم کنی

به هر کی بگه چی میخوای از خدا
میگم که سپردم به صاحب زمان
بگن تو مناجات چی میخوای بگی؟
میگم الاَمان الاَمان الاَمان...

بگن آرزوی محالت چیه؟
بگم که بدونم که آقام کجاس...
بگن که چه جوری صداش می زنی
میگم الغیاث الغیاث الغیاث الغیاث...

شب قدر من نور بارون میشه
با ذکری که شیرین تر از عسل
به جای تموم مناجات ها 
میگم العجل العجل العجل....

مگه میشه امشب من و رد کنی
مگه میشه امشب من و راه ندی
به شوق تو قرآن و وا می کنم
میگم سیدی سیدی سیدی...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:08 ب.ظ | نظرات()

برا چی نَگِریَم،برا چی نبارم

الان یک دو روزِ،که بابا ندارم

 

بازم داغ مادر،برام گشته تازه

نشد که برم باز به تشییع جنازه

 

منم دختری که، اسیرِ غروبم

برا داغِ بابام،به سینه می کوبم

 

تویِ گریه زاری،دعا من همینه

که هیچکی باباشو،شکسته نبینه

 

امون از یتیمی،امون از یتیمی...

 

سلام ای سَرِ در طبق آرمیده

می دونی رقیه ات چه رنجی کشیده

 

سلام ای پُر از زخم،پر از زخمِ کاری

چرا جای سالم، تو صورت نداری؟

 

میدونم که بُردن، چه جور پیروهن رو

می دونی که بردن النگوی من رو؟

 

می دونم چه جوری سرت رو بریدن

می دونی چه جوری موهام رو کشیدن؟

 

*یه نگاه کرد به رگای بریده، "مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْکَ!؟" حسین....

 تو کوفه امیرالمؤمنین ملاحظه ی زینب رو کرد،گفت: زینبم نبینه فرق سرم شکافته،یه جمله بگم،بگم: یا علی! زینبت تو کوفه سی و پنج سالش بود،اونم می خواستی فرق شکافته رو نبینه،بچه هات زیر بغل هات رو گرفتن،این دو سه روزِملاحظه ی زینب رو کردن،سی و چند سال کجا،یه دختر سه ساله ی کتک خورده کجا؟ با دستای لرزونش سر رو از تو طبق برداشت،گرفت تو بغلش،بابا محاسنت چرا خاکیِ؟...

تاریخ میگه:قبل از شام،قبل از منزل خرابه،یه منزلی هست دیرِ راهب،تو دیرِ راهب یه اتفاقی افتاد،اون راهب سرِ مقدس ابی عبدالله رو با گلاب شست،سر رو از خون وخاک پاک کرد...

 

میخوام یه جمله بگم،اونایی که اهل روضه باشن از من جلوتر میرن،سر شسته اومد شام،تمیز،معطر،اما وقتی تو خرابه رقیه بغلش کرد، دید همه محاسنش خونیِ،لباش ترک خورده و پاره پاره است،دید دندوناش شکسته است...بابا!بابا! حالا فهمیدم دیروز چوب خیزران کجا میخورد،هی رو پنجه ی پا بلند شدم،گفتم:عمه! اون سرِ بابایِ منِ...ای حسین...

 

همه به نیت فرج،به نیت شفای مرضا،همه نیت کنن،هیچکی نیست بگه من بی حاجت اومدم،همه الان سه مرتبه خدا رو قسم بدیم،به رحمةالله الواسعه،بیار دستت رو بالا، بالحسینِ یا الله.....ای خدا به اون لحظه ای که صورت گذاشت رو صورت باباش،لب هاش رو گذاشت رو لبای باباش،" ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف،هی تقول: یا لَیْتنی كَنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ" گفت بابا کاش کور بودم نمیدیدم باهات چه کردن...




 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:53 ب.ظ | نظرات()

                              

قرآن هارو مقابل صورت ها نگه دارید

اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ، وَ فِیهِ اسْمُکَ الاَکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ مَا یُخافُ وَ یُرْجى، أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ

امشب من رو از آزاد شده های از جهنمت قرار بده. حاجت هاتون رو در نظر بیارید،دعا کنید برا ظهور امام زمان(عج)، برا سلامتی رهبر عزیزمون دعا کنید،برا اونایی که گره ی کور به کارشون دارند،برا باز شدن گره ها،برا شفای همه مریض ها خصوصاً شیعیان امیرالمؤمنین، برا کربلا نرفته ها،برا عاقبت به خیری،برا شهادت،برا رفیقاتون دعا کنید. قرآن هارو برسر بذارید.

اللَّهُمَّ به حق هَذَا الْقُرْآنِ امشب اگه با اشک برا امام حسین قرآنها رو برسر بذارید،یه جور دیگه تحویلت می گیرند،یه جور دیگه دعاهاتون بالا می ره. تا دیدن زینب رو نمی تونند آروم کنند.گفتند:یه راه داره،سر داداشش رو براش ببرید،یه وقت دید بالا نیزه سر حسینِ.گفت:

هلال یک شبِ زینب فدایت

آی قربون پیشونیه سنگ خوردت برم حسین جان

هلال یک شبِ زینب فدایت

چرا دیگر نمی آید صدایت

مگر کنج تنور جای تو بوده

زتو خولی پذیرای نموده

صدور انقلابت بین چها کرد

تنم با تازیانه آشنا کرد

اللَّهُمَّ به حق هَذَا الْقُرْآنِ وَ به حق مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ به حق کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ؛

ده مرتبه : بکَ یَا اللّهُ......

الهی: بمُحَمَّد....... صلوات الله علیه و آله

الهی: بعَلِیٍّ........ علیه السلام

میگه گره کور به کارم خورده بود،درمونده و مستأصل داشتم می رفتم سمت حرم امام رضا علیه السلام،مونده بودم چه جوری حرف بزنم با حضرت،حضرت دست رد به سینه ام نزنه،دیدم علامه ی طباطبایی عبا به سر کشیده،تو پیاده رو آروم داره میره سمت حرم،جلو رفتم گفتم: آقا درمونده ام، مستأصلم شما یه راه بذارید جلوم،برم حرم امام رضا ، امام رضا ردم نکنه.گفت:رفتی در خونه ی امام رضا،کافیه گردنت رو کج کنی، بگی جان مادرت. حالا می خوای خدا رو قسم بدی به حق فاطمه

الهی:بفاطِمَةَ......... سلام الله علیها

الهی: بالْحَسَنِ...... علیه السلام

حضرت آیت الله گلپایگانی(ره) رو در عالم خواب دیده بود ، سئوال کرده بود آقا اون طرف چه خبره؟ فرموده بود: خیلی سختِ،توشه برا خودتون آماده کنید،بیکار نمونید.الدنیا مزرعة الآخرة. گفته بود:آقا با شما چه کردند؟ گفته بود:ما که بر کشتی حسین علیه السلام سوار شدیم و رفتیم.آی حسین...

ای کشتی نجات بشر ای قلزم کرم

باور نمی کنم که تو باشی برادرم

 

الهی:بالْحُسَیْنِ.....علیه السلام

 الهی: بعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ........ علیه السلام

الهی: بمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ....... علیه السلام

 الهی: بجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد....... علیه السلام

الهی،بمُوسَى بْنِ جَعْفَر....... علیه السلام

 به آقا و ولی نعمت مون می خواهیم خدا رو قسم بدیم. بعَلِیِّ بْنِ مُوسى..... علیه السلام

الهی: بمحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ..... علیه السلام

الهی: بعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد....... علیه السلام

الهی: بالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ...... علیه السلام

الهی: می خواهیم با آقامون ، ولی نعمت مون،امام زمان مون قسم بدیم خدا رو،بگو:آقاجان یا صاحب الزمان،شما سفارش مارو بکنید،اصلاً همه کاره ی عالم شمایید،مقدرات به دست شما امضاء میشه.

دردم مداوا می کنی مثل همیشه

عقده زدل وا می کنی مثل همیشه

دل مُرده ایم اما تو با یک گوشه چشمی

کار مسیحا می کنی مثل همیشه

سرت رو از خجالت بنداز پایین و بگو: آقا جان

 پرونده ی اعمال ما گرچه سیاه است

می دانم امضاء می کنی مثل همیشه

بهر ظهور خود چرا ای یوسف عشق

امروز و فردا می کنی مثل همیشه

تو مثل بابایت علی غم های خود را

با چاه نجوا می کنی مثل همیشه

الهی: بالْحُجَّةِ......


                                      دانلود مداحی

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:38 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات