سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شب دوم محرم 93
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


هزار تا لشكر آمده  بیا كه برگردیم،بیا كه برگردیم

یكی با خنجر آمده،بیا كه برگردیم، بیا كه برگردیم

دل نگرون ِ زینب،برا سرت برادر

من هیچی

رباب دلش می لرزه،برا گلوی اصغر

می دونم اینجا یه جوریه،همین كه پام به اینجا رسید،دلشوره ام شروع شد.

برا چی؟

مارو می گیرند از هم،بعیده كه بمونی

سه ساله ات رو بغل كن،حالا كه پیشمونی

زینب جان اینقدر بی تابی نكن

هنوز حرم عمو داره

نگاه به قد و بالای عباس بكن

هنوز حرم عمو داره،غصه نخور خواهر،غصه نخور خواهر

خانمم چرا اینقدر رنگت پریده؟

ركاب محملت میشه،پای علی اكبر ،پای علی اكبر

از الان زوده این جور بی تابی كنی،صبر كن یه خورده

یه روز میآد كه خواهر،مَحرم برات نمونه

آتیش بی حیاها، خیمه رو می سوزونه

وقتی به خیمه ریختند،گوشواره ها رو وا كن

از دست تازیونه، رقیه رو جدا كن

حسین....

تا شنید اینجا كربلاست،فرمود:عباس جان

با احتیاط لاله ی من را زمین گذار

عباس جان:

 سه ساله ی من را زمین گذار

با احتیاط یار حرم را پیاده كن

زانو بگیر وقار حرم را پیاده كن

با احتیاط تا كه نیوفتد ستاره ای

می ترسم آنكه گیر كند گوشواره ای

چشم مخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزه گان محترمه در پناه تو

با حوریان رفته به زیر نقاب ها

یك لحظه روبرو نشده آفتاب ها

اینها آفتاب ندیده هستند عباس جان،اینها پرده نشین های پیغمبرند عباس جان

تو هستی و اهالی ِاین خیمه راحتند

در زیر سایه ات همه در استراحتند

خیالم راحت ِ عباس جام

هستی تو و به روز حرم شب نمی رسد

چشم كسی به قامت زینب نمی رسد

چقدر كار عباس سنگین شد

از این به بعد ماه حرم آفتاب باش

عباس جان،مراقب این با حجاب باش

جون تو و جون زینب

یك عده یوسفند و یك عده مریمند

احساس می كنم همه دلواپس همند

فرمود:خیمه هارو به پا كنید،دقایقی گذشت. آقا ابی عبدالله دیدند بی بی زینب نیست،خبری از زینب نیست،این طرف آن طرف زینب من كجاست؟ كسی زینب من رو ندیده؟ یه مرتبه دیدند علی اكبر سراسیمه آمد جلو،بابا، عمه رفته پشت یه خیمه ای نشسته زانوهاش رو بغل گرفته،هی زیر لب میگه آخه من چیكار كنم؟آخه من چه جوری بدون تو برگردم؟سراسیمه رسوند ابی عبدالله خودش رو بالا سر زینب، بالا سر زینب ایستاد آفتاب به صورت زینب نخوره،خواهر جان چی شده اینقدر بی تابی؟سرش رو بلند كرد،گفت: حسین، خدا سایه ات رو از سر من كم نكنه. علی اكبر خبرم كرد،گفت:داری بی تابی میكنی،چیه زینب جان؟فرمود:حسین جان از وقتی پام به این زمین رسیده قلبم تحت ِ فشاره

از آن ترسم به غم دم ساز گردم

تو را بگذارم و خود باز گردم

حرف هایی بین این خواهر و برادر رد و بدل شد،همه راجب به امروز شما،زینب جان:اینجا میشه سرزمینی كه قبله ی دوستان ما میشه،از تمام عالم میآن،زیارت میكنند،برای ما گریه میكنند،خدا گناهاشون رو می بخشه،اگه اینجوریه باشه قبوله فچشم،صبر میكنم، حرف ها كه تموم شد سرش رو بلند كرد یه نگاه به علی اكبر .گفت: علی جان یه دون عمه به تو بدهكار شد،رفتی داداشم رو آوردی ممنونم عزیزم،بدهی رو گذاشت زینب، كی بدهی رو داد؟ابی عبدالله بالا سر علی اكبر نگاه كرد دید زینبم نشسته، حسین......

                                  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:29 ق.ظ | نظرات()

   

از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم

پیشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم

هر زمان هم رخصت سینه زدن می خواستم

پشت بندش دیده ای از اشک زمزم خواستم

خواستم در این عزاداری بساطی جور را

تا که خرج تو شوم رزقی فراهم خواستم

صبح گریه می کنی تا شب، و شب تا صبح را

گریه کردن را شبیه تو دمادم خواستم

وقتی از آقا امام زمان(عج) در عالم رؤیا سئوال كرد برا كدوم روضه فرمودید چشمام مرتب گریانند،اگه اشك چشمم تموم شه خون گریه می كنم؟ آیا روضه ی جد غریبتون حسین بود؟ فرمود:اگه جدَّم هم بود با من برای این روضه گریه می كرد.آیا روضه ی عمو جانت قمر بنی هاشم بود؟فرمود: اگه عموم هم بود با من گریه می كرد. روضه ی علی اكبر و قاسم؟نه..آقا پس اون كدوم روضه است؟ فرمود:من برای روضه ی عمه جانم زینب ،برای مظلومیت عمه جانم زینب،برای اسیری رفتن عمه جانم زینب

تا عزاداران جدت را بگریانم ز تو

روضه و شعر و گریز و نوحه و دَم خواستم

چون شهیدان در رکاب تو شهادت را ولی

روی دامان تو در خط مقدم خواستم

كجایند اونایی كه با اخلاص برای عمه جان امام زمان اشك می ریختند؟

تو عزاداری و در این روزها غرق غمی

از سر شرمندگی بوده اگر کم خواستم

آقا جان كم خواستم از شما،اما این یكی رو التماستون هم می كنم:

تا که امضای تو زینت بخش طومارم شود

غیر اشک و ناله از تو کربلا هم خواستم

كربلا،كربلا....هر كی دلش دنبال قافله ی حضرت زینب سلام الله علیهاست بگه:كربلا،كربلا.....

این دل تنگم غصه ها دارد

گویآ میل كربلا دارد

كربلا كربلا.....

می روم بینم در كجا زینب

شكوه از شمر بی حیا دارد

***

ز راه خسته ای از التهاب می لرزید

تمام ِ عاطفه زیـر ِ نقـاب می لرزید

ستاره رنگ پریده سراغ ِ ماه گرفت

ز ترس و دلهره­ی بی حساب می لرزید

گلابِ اشك رویِ گونه هایِ معصومی

كه پوست پوست شد از آفتاب می لرزید

تا حالا كه سوار برمحمل ها بودند،سایه ی عمو رو سرشون بود،سایه ی داداش علی اكبر رو سرشون بود،حالا كه دارند از مركب ها پیاده میشند،امشب صورت ها سوخته،پوست پوست شده. ای وای از بعد از این چه می كنند بچه ها؟ هر كار كردند مركب تكون نخورد:

گرفته بود زمین پایِ ذوالجناح انگار

ز شرم ِ هِی شدن و اجتناب می لرزید

هر آنچه بیشتر از نام ِ این زمین می گفت

چه بیشتر دلی از هر جواب می لرزید

كجاست این سرزمین؟این جا رو غاضریه میگند،این جا رو نینوا هم میگند.آقا اباعبدالله فرمود:آیا اسم دیگه ای هم داره؟یه وقت یه پیرمردی گفت:آقاجان،بله، این جا رو كرببلا هم میگند. تا گفت:كرببلا. یه وقت دیدند زینب یه آهی كشید،صدا زد وای دلم،حسین جان،این چه سرزمینی است؟یه مرتبه ابی عبدالله صدا زد: اَعوذُ بالله مِنَ الْکَربِ وَالْبَلا

كشید چادرِ عصمت عقیله بر صورت

ز گریه شانه­ی او در حجاب می لرزید

یه نگاه ابی عبدالله كرد،عباسم چرا معطلی؟ خواهرت رو با احترام پیاده كن،جوانهای بنی هاشم صف كشیدند،جلوتر از همه قمر بنی هاشم،پاهاشو ركاب قرار داد،سیدتی و مولاتی،پای عباس ركاب شد

به خیر گذشت، ز محمل پیاده اش كردند

عجیب پاش ولی بر ركاب می لرزید

نشست سایه و گهواره را تكان می داد

ز برقِ تیرِ سه شعبه رباب(س) می لرزید

ز رسمِ تازه­ی مهمان نوازیِ كوفه

هنوز شكرِ خدا مشكِ آب می لرزید

وزید گرد و غباری كه بویِ هجران داشت

نگاهِ ابریِ زینب(س) هوای باران داشت

گفت:داداشم،عزیز دلم،این چه سرزمینی است قربونت برم؟

بگو اكبر ببندد محمل من

كه این صحرا نموده خون دل من

اَمون از دل زینب،وای از دل زینب

گفت:گریه نكن عزیز دلم،این وعده ی حتمی خداست،جدم رسول خدا رو در عالم رؤیا دیدم اینجارو بهم نشون داده،زینب جان یاد خاطره ای افتادم برات بگم:از جنگ صفین برمی گشتیم،رسیدیم توی این سرزمین یه چند لحظه بابام امیرالمؤمنین سرش رو گذاشت روی شونه ی داداش حسنم،یه چند لحظه ای خوابید،یه مرتبه دیدم بابام از خواب بیدار شد،شروع كرد گریه كردن،داداشم می گفت:باباجونم چی شده؟چرا اینقدر بی تاب شدی بابا؟فرمود: الان توی این سرزمین دیدم دریایی از خون ِ،حسینم توی این دریا داره دست و پا میزنه، هرچی میگه: یكی كمكم كنه، كسی به دادش نمی رسه

                 ***
گفت حسین(ع)جان

چقدر لشكر ِ مستِ غرور می آید؟

برایِ بستن ِ راهِ عبور می آید!

كتابِ خاطره های دلِ صبورم را

شرارِ تیغ برایِ مُرور می آید

پی گرفتنت از زندگی ِ شیرینم

سپاهِ حرمله با چشم ِ شور می آید

تلافی ِ دم ِ گرم ِ دعای بارانت

داداش من كه یادم نرفته،تو همین كوفه،وقتی خشك سالی اومده بود،اومدند دورت رو گرفتند،گفتند: حسین جان بابات علی گفته بیاییم پیش تو،تو دعا كنی خدا باران رحمتش رو بفرسته، حسین جان یادته تا دستت رو بالا آوردی،اصلاً خدا نگذاشت معطل بشی،چنان باران رحمتی تو این شهر فرستاد،سابقه نداشت حسین،یادته حسین اومدند دورت حلقه زدند،گفتند:حسین جان ان شاءالله یه روز برات تلافی می كنیم، حالا موقشه

تلافی ِ دم ِ گرم ِ دعای بارانت

كمان و تیر به حدِّ وَفور می آید

میخوای ناله بزنی برای این ناله بزن:

دلم برای گلویِ تو غرق ِ آشوب است

ز بسكه نیزه­ی پهن و قَطور می آید

به چنگِ مسلخ ِ این دشت چند خورجین سنگ

به قصدِ كشتن ِ آیاتِ نور می آید

ابی عبدالله از همین روز اول سفارش كرد،زینب جان: نكنه بی صبری كنی،نكنه یه وقت موهاتون بر اثر عزاداری در برابر نامحرم مشخص بشه، حالا زینب داره یه روزهایی رو می بینه،گفت:

گُل و خوش آمدِشان پیشكش، چرا دیگر؟

برایِ بردنِ معجر به زور می آید

رقیه­ی تو دلش آب می شود از ترس

صدایِ شیهه و سُمِّ سُتور می آید

صدایِ مادر ِ پهلو شكسته از حالا

ز سمتِ كوفه ز كُنج ِ تنور می آید 

شاعر:علیرضا شریف

حسین....... با چه عزت و جلالی عمه ی سادات رو پیاده كردند، اما این عزت و جلال چقدر زود تموم شد،چیزی نگذشت اومد كنار گودال،نشست روی خاك،صدا زد آی غیرت الله،پاشو ببین ناموست رو دارند می برند،یكی بیاد به داد زینب برسه....حسین... اشكاتو روی دست بگیر،موقع اجابت دعاست، اللهم عجل لولیك الفرج

                                   دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:17 ق.ظ | نظرات()

روزی هزار بار که شکر خدا کنیم

شاید که حق آمدنش را اَدا کنیم

اصلاً شب دوم محرمی بیا برا همین گریه كنیم،غصه از این بالاتر؟چیه غصه ات؟

امسال هم بدون تو سرزد هلال غم

کِی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم

محرم ما وقتی محرم ِ، كه اول به ماه روی تو نگاه كنیم.آخ اون چه محرمی میشه،حرف دلت هست یا نه بیا از همین شب اول عهد ببندیم:

ما عهد کرده ایم، كه در روضه ی حسین

اول برای روز ظهورت دعا کنیم

یابن الحسن،یابن الحسن.....

صاحب عزا بیا که به لطف نگاه تو

فكر نكنی خودت می تونی بیای،محاله،این كلام امام صادق ِ،مرحوم ابن قولویه در كامل الزیارت میگه: احدی در مجلس ما قدم نمی گذارد،مگر اینكه ما بریم در خونه اش در بزنیم. فكر نكنی خودت به پای خودت اومدی،دونه دونه ی شما رو امام زمان برا شب اول عزا صدا زده،ببین چقدر تو رو خاطر خواه بودند كه تو رو صدا زدند.

صاحب عزا بیا که به لطف نگاه تو

در سینه باز خیمه ماتم بپا کنیم

دستی بده که سینه زن نوحه ها شود

اشکی بده که خرجی این دیده ها کنیم

آقا ما مُحرم بدون گریه نمی خواهیم. این گریه ی شما یه معنی داره، معناش اینه هركی گریه و اشك داره فاطمه دست كشیده رو چشمش،حضرت زهرا تو رو راه داده توی خیمه.

شاگرد مکتب شهدا و ولایتیم

هیهات اگر که بیرقتان را رها کنیم

یک روز میرسد که همه در جوار تو

عزم زیارت نجف و کربلا کنیم

امشب از زبون زینب بگو:

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا

چه كربلایی؟من و تو اسم كربلا میآد،می ریزیم به هم،تو رو خدا اگه غیر اینه بگو من حرفم رو پس بگیرم. نجف میریم اوج غرور و عشق علی تو وجودمون بیداد میكنه.نگاه تو ایوون نجف به اون گلدسته ها نگاه كه میكنی می خوای داد بزنی بگی :علی علی علی. اما فقط كافیه بهت بگن:پاشو بارت رو ببند،كجای میخواهیم بریم؟ یه ساعت دیگه میرسیم كربلا،اسم كربلا میآد روضه ها برات مجسم میشه. میگی كربلا میآی بریم؟ آره میآم. میدونی اولین سئوالی كه ازت میپرسند چیه؟میگن كاروانمون روضه خون داره،مداح داره. آخه یه نفر كربلا میره دلش میخواد یكی براش روضه بخونه،امشب هم شب دوم محرمه،شب ورود كاروان ابی عبدالله به كربلاست،فردا یه كاروان با هشتاد و چهار تا زن و بچه میرسند كربلا. كدوم كربلا؟ هركی رسید كربلا روضه خوند،هر پیغمبری، از ابراهیم بگیر تا یعقوب تا نوح تا موسی هر كی رسید كربلا،یه یادی از شهید كربلا كرد هنوز به دنیا نیومده،همه كربلا روضه خوندند،امیرالمؤمنین داشت از صفین بر می گشت،روایت میگه رسید به كربلا از اسب پیاده شد،میگن:یه ذره خاك كربلا رو برداشت بو كرد، اصحاب دیدند حضرت به پهنای صورت داره گریه میكنه،گفتند:آقا چیزی شده،چیزی دیدید توی این خاك؟حضرت یه جمله فرمود،رو به خاك كرد،فرمود: واهاً لَکَ أیُّتُها التُّربَة فرمود:ای خاك از تو شگفت زده شدم،همه دارند گوش میدن علی چی میگه، فرمود:آی خاك لَیُحشَرَنَّ مِنکَ أقوامٍ یَدخُلونَ الجَنَةَ بِغَیر حِساب بخدا همین یه جمله ی مولا رو امشب بگو و گریه كن،دیدن خاك و برداشته و بو میكنه و می بوسه و گریه میكنه،میگه:ای خاك ازتو در شگفتم یه روزی میرسه یه عده از این خاك وارد بهشت می شوند به غیر حساب و كتاب.پاشون رو روی این خاك بگذارند بهشتی میشند،رسید به خاك كربلا گفتند:مگه این خاك چه خاكیه؟ امیرالمؤمنین روضه خوند گریه كرد. خود ابی عبدالله هم تو كربلا روضه خوند،فردا خودش روضه خوند،ای جانم آقا كه خودت روضه خوان خودتی،وقتی رسیدند كربلا،همه ی اهلبیت پیاده شدند حضرت همه رو جمع كرد،اهلبیتش رو دور هم جمع كرد،همه ی محرم ها و بنی هاشم رو دور زن ها حلقه داد،زن ها رو وسط جمع كرد،گفت:همه بنی هاشم دورشون حلقه بزنند، زن ها وسط، وسط زنها خواهرش زینب،همه رو جمع كرد،دستش رو بلند كرد، خدایا: اِنَّ هولا اَهْلُ بَیتی خدا اینها زن و بچه ی منند.شروع كرد امام روضه خوندن:

از کعبه آمدید خدا اینجاست

باور کنید کرب و بلا اینجاست

از مروه رو به کرب و بلا کردید

سعی شما قبول صفا اینجاست

صحرای تشنه ای که شود سیراب

از خون زنده ی شهدا  اینجاست

ای نخل ها به خاطرتان باشد

عباس را دو دست جدا اینجاست

جایی که حاجیان همه میگردند

دور حرم نه دور خدا اینجاست

با کام تشنه با بدن خونین

جایی که می شوید فدا اینجاست

شق القمر ندیده کسی در روز

فرق علی ز تیغ جدا اینجاست

جایی که زیر تیغ با لب عطشان

گردد سرم جدا ز قفا اینجاست

خواهر وبرادر دارند با نگاه با هم حرف می زنند،این خواهرو برادر كربلا با عالمی قابل مقایسه نیستند،اما حسیش اینه بعضی وقت ها تو نگاه به خواهرت میكنی،خواهرت به تو نگاه میكنه،جمله ای بین شما رد و بدل نمیشه،اما هزار تا حرف دارید با هم میزنید،این خواهرو برادر هم هی به هم نگاه كردند،حسین نگاه كرد گریه كرد،زینب نگاه كرد گریه كرد. امشب یه دقیقه هم شده بریم مدینه و برگردیم،بخدا اسم مادر بیاد كار تمومه،بیرون نرفته، دستت رو پر میكنند. اینجا ابی عبدالله به زینب نگاه كرد،زینب پنجاه و چهار ساله ،حسین پنجاه و هفت ساله،نمی دونم شاید یاد اون زینب چهار ساله افتاد،كدوم زینب؟همون زینبی كه یه شب هی عقب جنازه ی مادر دوید و خورد زمین

خدا مادرم را كجا می برند

اما اون روز كجا امروز كجا؟اون روز اگه مادرش رو بردند باباش بود، داداش حسنش بود،داداش حسینش بود،اما فردا دیگه یه حسین بیشتر نداره،فردا بین این همه زن و بچه نگاه به زینب كرد،اما نگران زینبه،دلشوره داره برا خواهر،این آخرین نگاه حسین نبود،چند جا دیگه هم به خواهرش نگاه كرد،كجا نگاه كرد؟فردا نگاه نگرانی به زینب كرد، اما هشت روز دیگه،تو گودال قتلگاه دید زینب اومده بالای تل زینبیه،همه ی مقاتل نوشتند: تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً اِلی رَحْلِکَ وَ بَیْتِکَ. با گوشه ی چشم، نگران خیمه ها و خانواده ات بودی. یه نگاه كرد به زینب گفت:زینبم برگرد،برو خیمه نبینی سر از بدن حسینت می بُرند. یه جای دیگه هم زینب رو نگاه كرد، كجا؟ از بالای نیزها، دید خواهرش رو آوردند پشت دروازه ی شهر..ای حسین.....بگو تا نفست قطع شه....حسین....

                                  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:59 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

چه می شود که مرا هم صدا کنی شب دوم

خودت بساط عزا را به پا کنی شب دوم

حسین....

منی که توبه نمودم ز معصیت شب اول

امشب هم توبه كنیم:بالحسین: الهی العفو...به سر بریده ی آقا: الهی العفو...به اون سر مقابل زینب: الهی العفو.....

منی که توبه نمودم ز معصیت شب اول

چه می شود که برایم دعا کنی شب دوم

به دست و پات می افتم فقط به شوق همینکه

مرا ز بند تعلق رها کنی شب دوم

نهیب میزنم امشب فقط به خود که مبادا

گره ز روضه ی سربسته وا کنی شب دوم

شاعر: علیرضا خاکساری

ای حسین........ آقام آقام،حسین.... آقام آقام

برادرم، این سرزمین غم کجاست؟

این بوی سیب که میرسه چه آشناست

چشام سیاهی میره ایهاالغریب

خیره شدی چرا به گودالی عجیب؟

چقدر نگات، شبیه مادره

دلم میگه، منزل آخره

ترسم اینه، بعد داداش حسن

سایه ات از سرم بره

كربلا، مَوْضِعُ کَرْبٍ وَ بَلأ

اِبْنِ اَعْثَم کُوفی در اَلْفُتوح روایت كرده:آقا وقتی منزل عُذَیبِ الهَِجانات رسید نامه ی عبیدالله اومد كه: به حسین سخت بگیرید،یه وقت نذارید آب به دستش برسه.میگه:آقا از خیمه بیرون اومد،همین روضه اگه باشه بسه: خَرَجَ الحُسَینُ علیه السلام و َوُلدُهُ وإخوَتُهُ وأهلُ بَیتِهِ رَحمَةُ اللّه ِ عَلَیهِم بَینَ یَدَیهِ بچه های حسین ایستادند،برادراش،خانواده اش، یارانش. همین یه جمله روضه است فَنَظَرَ إلَیهِم ساعَةً وبَكى. من نمی دونم چرا اینها رو نگاه كرد آقا شروع كرد های های گریه كردن.شاید صورت رقیه رو نگاه كرد،بابا قربون صورتت برم. شاید دستای علمدارش رو نگاه كرد،زینب قربون حجابت برم،زینب زینب. آقا گریه كرد. یادگار برادرش رو نگاه كرد گریه كرد.آقا به همه نگاه كرد شروع كرد بلند بلند گریه كردن،همین جا خیلی حرفه بعداً هم چند جای دیگه گریه كرد،یه جای دیگه هم خیلی گریه كرد" فلما رآهُ الحسین علیه السلام مَصْروعاً عَلى شَطِ الفُرات  وَبَكى بُكاءً شدیداًوقتی حسین دید برادر كنار نهر افتاده شروع كردگریه كردن" بچه هاش رو نگاه كرد،برادراش رو نگاه كرد،گریه كرد،دست ها رو بلند كرد: اللّهُمَّ إنّا عِترَةُ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله. خدا ما اهلبیت پیغمبریم. وقَد اُخرِجنا وطُرِدنا عَن حَرَمِ جَدِّنا، وتَعَدَّت بَنو اُمَیَّةَ عَلَینا، فَخُذ بِحَقِّنا خدا حق مارو بگیر وَانصُرنا عَلَى القَومِ الكافِرین دعا كه تمام شد صاحَ الحُسَینُ علیه السلام فی عَشیرَتِهِ صدا زد حسین حركت كنید ورَحَلَ مِن مَوضِعِهِ ذلِكَ از عُذَیب الهِجانات بیرون آمدند حَتّى نَزَلَ كَربَلاءَ اقا رسید كربلا ثُمَّ أقبَلَ إلى أصحابِهِ برگشت سمت یارانش یه سئوال كرد أهذِهِ كَربَلاءُ؟ آیا این جا كربلاست؟ فَقالوا: نَعَم. آقا جونم اینجا كربلاست صدا زد اِنزِلوا پیاده بشید .مثل فردا هذا مَوضِعُ كَربٍ وبَلاءٍ هاهُنا مُناخُ رِكابِنا، ومَحَطُّ رِحالِنا اینجا بار و بُنه رو زمین میذاریم وسَفكُ دِمائِنا. خون مارو اینجا روی زمین می ریزند فَنَزَلَ القَومُ همه پیاده شدند وحَطُّوا الأَثقالَ ناحِیَةً مِنَ الفُراتِ بار و بنه ها رو در ناحیه ای ازنواحیه ی فرات فرود آوردند...اینجا زینب به آقا خطاب كرد،حالا نوبت امام حسین ِ،می خواد جواب بده:

برادرم، این سرزمین غم کجاست؟

زینب من، اینجا زمین کربلاست

منای قربونیای راه خداست

آروم میگم خودت تا آخرش بخون

اصغرهم اینجا میکشن به خاک و خون

گُر میگیره، یكی یكی خیام ما

سیلی میشه، مرهم درد بچه ها

شام دهم، میای تو قتلگاه

میبینی جسمی سر جدا

میخونی، هذا حسین بالعرا

زینب یه صدای دیگه ام شام دهم میاد:

بُنَیَّ، آبت ندادن اَشقیا

***

خیمه زدیم کنار ساحل فرات

همین روزاست که خون میشه دل فرات

همین روزاست که می برن گهواره رو

همین روزاست که میکشن گوشواره رو

تنها میشی میون کوچه ها

مثل مادرم میشی زینب،كوفی ها تو كچه گیرتون میندازن

امون از این مردم بی حیا

حسین..... وقتی اومد كربلا همه محرم ها همه دور زینب بودند،هر موقع از محمل پیاده میشد، علی اكبر می اومد، عباس ام البنین می اومد، دور و بر بی بی رو می گرفتند،در اوج عزت و احترام، اما بمیرم این روزگار چی به سر این خانم آورد. چرا این حرف رو می زنی؟آخه یه روزی رسید یكی یكی زن و بچه رو سوار كرد،اما یه وقت نگاه كرد دید یه محرمی نداره ، نگاه كرد به اون بدن پاره پاره صدا زد حسین جان:

 محرم زینب ببین نامحرمان گرد منند

من به صورت میزنم اینها همه كف می زنند

حسین......

                                دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:32 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو