سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شب دوم محرم
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



"اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ  اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ "

 

دوباره در حرم خود مرا کشید حسین

به احترام مُحرّم مرا خرید حسین

خبر دهید به عالم درِ کَرم وا شد

پناه هر چه گرفتار و ناامید حسین

زمان دست کشیدن بر این سیاهیها

شبیه «جُون» مرا کرده دل سپید حسین

گناهکار رسیدم ولی به رویم نزد

گمان کنم که مرا در گنه ندید حسین

همین که خواست گناهم مرا زمین بزند

شبیه یک پدر مهربان دوید حسین

میان خلوت خود هرکه حرف زد با او

تمام درددلش را بدان شنید حسین

برای اینکه نسوزند گریه کن‏هایش

به پیش مادر خود بین خون تپید حسین

برای یاری دین هر که یک قدم برداشت

ز اوج عرش به چشمان خویش دید حسین

دوباره گریه کنم با کشیدن مظلوم

غریب و تشنه بدون کفن، شهید، حسین

تمام سوز دل ما ز نالهی زهراست

میان حنجر ما مادرش دمید، حسین

کنار زنگ شترها کنار آل حرم

صدای ناله ای از آسمان شنید حسین

به کودکی بغلش کرد و گفت پیغمبر

تو را چه کار به گودال با یزید، حسین

 

*دید دیگه مرکبش حرکت نمیکنه ،پیاده شد ،اهل صحرا یا شاید بنی اسد اومدن جلو، تا دیدن پسر پیغمبره ،همه خوشحال شدن ،قربونی آوردن جلوی پاش بکشند ،حضرت اجازه نداد،اول کاری که کرد کُل سرزمین کربلا رو خرید ،بعد هم فرمود: برای دوستانم اینجا وقفِ ،گفت پیرمردی هست در این مکان که من از او سوال کنم ؟پیرمرد سالخورده ای آوردن،یابن رسول الله! امرتون رو بفرمایید ،فرمود: این سرزمین نامش چیه ؟گفت غاضریه، نینوا ،تَف ،شاطُ الفرات ،حضرت فرمود: آیا اسم دیگه ای هم داره ؟ گفت خیلی قدیمی ها به گفته ی امیرالمومنین گفتن اینجا کربلاست ،تا شنید اسم کرب و بلارو،صدا زد: أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ  ،دل زینب ریخت بهم ،عالمه ی غیر معلمه است ،میدونه چه خبره،نشست رو خاکها ،فرمود میشه برگردیم ؟آخه میخوان تو این سرزمین تورو بکشند ،خواهرت چیکار کنه؟دست گذاشت رو سینه ی زینب آروم شد ،فرمود این همون جایی است که جدم ،بابام ،مادرم، حسنم ،یک به یک فرمودن ،این همون سرزمین است ،زینب جان آروم باش،شنیدید اولین خیمه رو تو پستی ،چرا سرازیری که صحنه رو نبینه ،اول خیمه رو زدن بعد خیمه های بنی هاشمُ دور خیمه ی زینب زدن ،بعد دور خیمه ی بنی هاشم خیمه ی اصحاب،یه آرایش نظامی،این قلب لشگره ،قلب لشگره زینب .داره اون روزی رو میبینه که زینب وسط کفار نشسته کنار بدن ...*

 

راه بود و اذیت و غم بود

دلخوشی همه به پرچم بود

پرچمی که بروی دوش من‌ است

پرچمی که امانت حسن است

من‌ابالفضلمو علمگیرم

اسدالله زینبم شیرم

سایبان سر همه شده ام

عموی آل فاطمه شده ام

کار بدخواه نور یکسره است

این بیابان به زیر سیطره است

بچه ها در کنار هم هستند

نوبتی روی شانه ام‌ هستند

دوست دارم که گفتگو بکنند

روی دوشم عمو عمو بکنند

ناقه ها رام رام‌ می آیند

با شکوه تمام می آیند

همه در امن و امنیت کامل

چند پرده بروی هر محمل

گرچه این کربلا پر از خاک است

چادر و معجر همه پاک است

یکطرف من و یکطرف اکبر

دور ناموس حضرت حیدر

قد اورا ندیده است فلک

کُلْفَت زینبند حور و ملک

من برایش رکاب میگیرم

اون بگوید بمیرم میمیرم

 نیم قرن این عزیز دردانه

روز بیرون نیامد از خانه

نکند حرف ازین و آن بخورد

دل زهرای ما تکان بخورد

نکند چادرش لگد بشود

پابرهنه زخار رد بشود

نکند قامتش نظر بخورد

سنگ از بچه های شر بخورد

نکند خاک بر رویش برسد

تازیانه به بازویش برسد

ابن سعد و اشاره وای به من

گوش بی گوشواره وای به من

زینب و ازدحام وای به من

زینب و کاخ شام وای به من

 

*اومدند گفتند:آقا حال خواهرتون خراب شده ،دوید اومد دید رو زمین افتاده ،حسین جان از وقتی اومدم اینجا دلم داره کنده میشه، داره به من چه صدمه ای میرسه ،شنیدم هاتفی میگفت دیگه این کاروان برنمیگرده،برام بشین بگو.... روایت میگه ساعتی باهم گریه میکردند هی سر خواهر رو  روی سینه قرار میداد ...ای حسین...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:56 ب.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...

 

مُردم از دلواپسی بس که پریشان خاطرم

سایه ات تا بر سرم باشد خدا را شاکرم

 

دیگر از امروز یک لحظه مشو از من جدا

تو شبیه کعبه باش و من شبیه زائرم

 

در نماز شب دعا کردم نبینم داغ تو

تو سلامت باشی اما من بمیرم حاضرم

 

تو به فکر حنجرت باشُ غم من را مخور

دختر زهرایم و در حفظ معجر ماهرم

 

دست خود روی سرم بگذار و یاستار گوی

بوی خاک چادر مادر گرفته چادرم

 

شاعر:قاسم نعمتی

 

این حرم گهواره دارد جانِ زینب بازگرد

مادری بیچاره دارد جانِ زینب بازگرد

 

زینبی آواره دارد جان زینب، بازگرد

درد وقتی چاره دارد جان زینب، بازگرد

 

وای از این سرزمین، شیر ربابت خشک شد

تیرهاشان را ببین، شیر ربابت خشک شد

 

داد زد شام دَهُم، ‌ای وای می‌بینی چه شد؟

بچه‌ها را کرده گم، ‌ای وای می‌بینی چه شد؟

 

نعل تازه زیر سم، ‌ای وای می‌بینی چه شد؟

وِیلَنا مِن بَعدُ کم، ‌ای وای می‌بینی چه شد؟

 

گفت با طفلانِ در آتش، علیکم بالفرار

زود گیرد موی سر آتش، علیکم بالفرار

 

می‌زند روی سرش، دیگر نمی‌دانم چه شد

بوسه زد بر حنجرش، دیگر نمی‌دانم چه شد

 

خاک خورده معجرش، دیگر نمی‌دانم چه شد

مانده او با مادرش، دیگر نمی‌دانم چه شد

 

ناقه‌اش عریان، ولی جمع بنی‌هاشم نبود

با حرامی بود، اما اکبر و قاسم نبود

 

شاعر:حسن لطفی

 

*مثل فردا روزی این قافله میاد به كربلا میرسه،ابی عبدالله فرمودند:یكی به من بگه این سرزمین نامش چیه؟ یه پیرمردی اومد جلو،گفت:غاضریه بهش میگن،ماریه هم میگن...یكدفعه صدا زد: به این سرزمین كرب و بلا هم میگن...امان از دلِ زینب...ای حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:49 ب.ظ | نظرات()


خیره‌ام…از بیرقِ سُرخت نگاهم را نگیر

جز خودت چیزی نمی‌خواهم پناهم را نگیر

 

باز بارَم را به دیوارِ حرم انداختم

جانِ من از شانه‌هایم تکیه‌گاهم را نگیر

 

اشتباهم را گناهم را گناهم را ببخش

هِق هِقم را گریه‌هایم را سلاحم را نگیر

 

*وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ .. هر چقدر به این سلاح این شبا مسلح تر می شیم ، هیچ کسی نمی تونه برامون نقشه ای بکشه ، هیچ دشمنی .. این سلاحی ست که پیامبرایِ خدا همه بهش مسلح شدن . تاریخ که بخونید ، قبل از اینکه ابی عبدالله کاروانش برسه کربلا ، همه پیامبرا از آدم ابوالبشر اومدن کربلا یه زخمی هم برداشتن هر کدومشون .. حضرت ابراهیم سرش شکافته می شه ، حضرت آدم پاش مجروح میشه ؛ سوال می کنن خدایا! پیامبرا اگر اتفاقی می افتاد سوالی می کردن ، خدایا خطایی از ما سر زده؟.. ندا میرسید نه خطایی نیست ، خواستم همدردی کنی با حسینم ... یه روزی اینجا خون حسینم رو می ریزن .. لذا هر کدومشون به این سلاح مسلح شدنُ گریه کردن تو همون سرزمینِ کربلا. منو تو هم الان کربلاییم ، چون فرمود هر جا روضه ای برای ابی عبدالله خونده بشه ، تحتِ قبّه ست. ینی همونجایی که مستجاب میشه دعا تو حرم امام حسین ، اینجا الان همون حالته. اگه اومدی تو مجلس امام حسین باید کار کنی براش ، باید ناله بزنی ..*

 

اشتباهم را گناهم را گناهم را ببخش

هِق هِقم را گریه‌هایم را سلاحم را نگیر

 

من به این شبها به این روضه به این غم دلخوشم

بِرکه‌ای غمگینم از من عکسِ ماهم را نگیر

 

بین هیئت مثل تو یا مثل زهرا می‌شوم

هرچه میخواهی بگیر ای عشق آهم را نگیر

 

تو میانِ ما نشستی حیف خیسِ گریه‌ام

آه ای اشک اندکی راهِ نگاهم را نگیر

 شاعر : حسن لطفی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:03 ق.ظ | نظرات()

آروم آروم ، صدایِ قدم هایِ دریا میاد
آروم آروم ، دیگه داره دریا به صحرا میاد
آروم آروم ، صدا روضه خوانیِ زهرا میاد

*چی می خونه بی بی؟...*

آروم روضه می خونه ، دلهارو می سوزونه
الهی که تنِ تو ، زیرِ آفتاب نمونه

نبینم بی سپاهی ، نبینم بی پناهی
صورتِ مثل ماهت ، خاکی نشه الهی

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ
السَّلَامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضِیبِ




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:02 ق.ظ | نظرات()

سوال کرد ، تا رسید به این سرزمین فرمود کسی میدونه اینجا اسمش چیه؟ یکی گفت آقاجان اسمش غاضریه ست . فرمود اسم دیگه ای هم داره؟ آقا جان نینوا هم میگن ، (دنبال اسم دیگه ای می گرده حسین) آیا اسم دیگه ای هم داره؟ گفت آقاجان اینجارو کربلا هم میگن. تا شنید کربلا رنگ صورت ابی عبدالله عوض شد. فرمود أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ .. تا اسم کربلا اومد یه وقت زینب از داخل محمل یه آهی کشید ..


آینه در آینه تابید عالم شد علی

نفسِ خود را دید خود را دید خاتم شد علی

اولین صبحِ ظهورِ حی اعظم شد علی

حق تماشا کرد خود را تا مجسم شد علی

با علی جان میدهیم با یا علی تب میکنیم

حرفِ مولا میزنیم و مشقِ زینب میکنیم

آنکه اقیانوسِ آرامِ علی شد زینب است

آنکه او آغاز و انجامِ علی شد زینب است

آنکه او معنایِ اسلامِ علی شد زینب است

آن که آمد زینتِ نام علی شد زینب است

ما نمی فهمیم از این اعجاز هیچ

شعرها را ساده تر میگویم اما باز هیچ

او هزاران شیر زن بود او فقط زینب نبود

او ظهورِ پنج تن بود او فقط زینب نبود

سوختن در سوختن بود او فقط زینب نبود

او حسین و او حسن بود ، او فقط زینب نبود

شد تمامِ آیۀ "قالو بلی" وقتی رسید

با نزولش کربلا شد کربلا وقتی رسید

شرح لیلی را اگر منزل به منزل گفته اند

شرحِ این تکلیف را جمعِ مقاتل گفته اند

کعبه را با بودنش در راه ، محمل گفته اند

گَردِ صحرا نه ، غبارِ پرده را دل گفته اند

به حسینش که دل زینب به دستِ اکبر است

پرده هایِ محملِ زینب به دستِ اکبر است

کشتیِ کرببلا در کربلا پهلو گرفت

خواست تا پایین بیاید آسمان زانو گرفت

تا بیاید جبریئل از شهپرش جارو گرفت

او نه از عباس جان عباس از بانو گرفت

پای او بر زانویِ مردانۀ عباس بود

بعدِ بابا دستِ او بر شانۀ عباس بود

 

*با چه جلالی داره بی بی از محمل میاد پایین .. عباس پاشُ رکاب کرده .. علی اکبر دستشُ داره می گیره .. ای روزگار! .. ای روزگار! .. هم ام کلثوم سلام الله علیها رو نوشتند ، هم بی بی رو ، عرضه داشتند حسین جان بیا برگردیم مدینه ... خبری از این مهمونی نبود .. دور تا دورت با نیزه ایستادند ، کجا اینطوری آدمُ مهمونی می برن؟ .. حسین جان میون این نانجیبا ، یه نفر دل منو داره میبره .. هی تیر و کمان نشون میده ..*

 

دورِ خود تا دید اکبر را خیالش جمع شد

عون و عبدالله و جعفر را خیالش جمع شد

دید در گهواره اصغر را خیالش جمع شد

بینِ خیمه چند دختر را خیالش جمع شد

دید فوجِ دشمنان را گفت عباسم که هست

نیزه و تیر و سنان را گفت عباسم که هست

ناگهان بی حال شد گودال را وقتی که دید

روضه اش اطفال شد گودال را وقتی که دید

ماتِ استقبال شد ، گودال را وقتی که دید

حرمله خوشحال شد گودال را وقتی که دید

آمد و افتاد بر پایِ برادر بازگرد

جان خواهر جان من نه ، جانِ مادر بازگرد

گفت داداش بیا برگردیم ، گفت بذار برات بگم زینب جان ، تو راه صفین اومدیم با بابامونُ داداشم حسن؛ قدری تو این سرزمین بابام خوابش برد ، سرش رو پاهای داداش حسنم بود. یه وقت سراسیمه از خواب بیدار شد ، شروع کرد گریه کردن .. داداشم سوال کرد ، من سوال کردم چی شده باباجان چرا انقدر پریشونی؟ چرا اینطور گریه می کنی؟ ..

فرمود الان خواب دیدم تو این سرزمین ، حسینم تو دریایِ خون داره دست و پا می زنه .. هر چی کمک می خواد ، یه نفر به دادِش نمی رسه .. همۀ این لحظه هارو بهم گفتن ، بارها جدم این روضه رو برام خوانده ، مادرم زهرا این روضه رو براش گریه کرده . راهی برای برگشت نیست ، روز ازل خودم انتخاب کردم ، خود ابی عبدالله انتخاب کرد.

به جعفر جنی بزرگه اجنه ایراد می گرفتن که چرا نرفتی کمک امام حسین؟ چرا وضعُ برنگردوندی؟ گفت وقتی رفتم کنار گودال ، دیدم فوج فوج ملائکه ، انبیا ، اولیا ، انقدر بودن که اصلاً جا به من نمی رسید. به زحمت خودمو رسوندم به ابی عبدالله ، تو گودال افتاده بود . گفتم آقا ما اومدیم کمکت ، فرمود نه ؛ من روز ازل انتخاب کردم کشته شدن در راهِ خدا رو . (حالا وضع برگشت) زینبی که با این عزت پیاده شد، حالا میخواد سوارِ ناقۀ عریانش کنن .. آه .. اومد کنار گودال ، آی غیرت الله .. من همون زینبم که وقتی میخواستم برم حرم پیغمبر ، بابام میگفت بذار آخرین چراغایِ مدینه هم خاموش بشه. کسی نمی خوام قد و بالای دخترمُ ببینه .. ببین دور تا دور ما حرومیا جمع شدن ...*

 

شامِ غم ای وای ، اکبر را نمیبیند چرا

عون و عبدالله و جعفر را نمی بیند چرا

پشتِ خیمه قبرِ اصغر را نمی بیند چرا

بینِ حجمِ شعله دختر را نمی بیند چرا

خیمه از شعله اُفتاد و عزیزی سوخت سوخت

زیرِ آن خیمه خداوندا مریضی سوخت سوخت

بسکه اُفتاده زمین در پا توانی نیست نیست

می‌دَود سمتِ برادر حیف جانی نیست نیست

دیر شد تا او بیایَد ساربانی نیست نیست

وای از انگشت و انگشتر نشانی نیست نیست

زیرِ تیغ و نیزه می‌گردد جوابی حیف نیست

ناقه و چشمِ حرامی و ... رکابی حیف نیست

__________

بارون بارون ، میباره چشایی که از خون تره

بارون‌بارون ، صدایِ دلِ سوختۀ خواهره

بارون بارون ، میگه این روزایِ آخره

بارونی که میباره ، رو خاکا دونه دونه

امروز بارون اشکه ، فردا بارون خونه

خون چشمایِ سقا ، خون لبهایِ اکبر

خونایی که میریزه ، تو گودال از یه حنجر

میدونم که ، میخوان مارو از هم جدامون کنند

میدونم که ، میخوان نامسلمون صدامون کنند

میدونم که ، میخوان بینِ بازار نگامون کنند

میدونم که تو میری ، من هم میرم اسیری

خیلی سخته باشمرُ با خولی هم مسیری

میدونم که سرت رو ، باید رو نی ببینم

با لباسِ اسیری ، تو بزم مِی بشینم

________

سه غم آمد سراغم هر سه یک بار

غریبی و اسیری و غم یار

غریبی و اسیری چاره داره

ولی آخر کُشد ما را غم یار




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:01 ق.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِالله

 خیمه ها برپاست، بسم الله الرحمن الرحیم

کربلا اینجاست، بسم الله الرحمن الرحیم  

 

بار بگشایید یاران چون قرار ما و دوست

در همین صحراست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

* آه از آن ساعتی که بسم الله نگفته سر از بدنِ پسر فاطمه جدا کردن.. آه از آن ساعتی که با تنِ چاک چاک نهادی ای تشنه لب، صورت خدا را به خاک.. *

 

بار بگشایید یاران چون قرار ما و دوست

در همین صحراست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

هاهُنا مَوضِعُ کَربٍ وَ بَلا، این سرزمین

قتلگاه ماست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

*حسین جان .. حسین جان ..

قتلگاه ماست، بسم الله الرحمن الرحیم ..

 

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین ..

دست و پا میزد حسین ، زینب صدا میزد حسین ..

 

حسین جان،حسین جان*

 

خیمه گاه بزم عشاق خدا در دشت خون

تا ابد برپاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

*آقا این بیتُ که خوندم ، یه عرض حاجتی دارم .. آقا اربعین یادت نره مارو .. آقا دستت همیشه روی سرِ ما پیاده هاست ، این اربعین به لطف خدا کربلایی ام ...حسین جان ، حسین جان*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:37 ق.ظ | نظرات()


*یکی از بزرگانِ هند از هندوستان اومده کربلا، چند ماه ساکن کربلا شده ، هر وقت دلش زیارت میخواست می رفت پشت بام منزل، دست رویِ سینه میگذاشت : السلام علیک یا اباعبدالله

حرم نمیرفت، کربلا بود، چند ماه کربلا بود ولی حرم نمی رفت، خبر به گوش سید مرتضی علم الهدی رسید، سید بلند شد رفت خونه این عالم هندی گلایه کرد، گفت اینی که میری رو پشت بام دست رو سینه میذاری مالِ اوناییِ که از کربلا دورن، تو که کربلایی چرا حرم نمیری؟ آداب زیارتُ رعایت کن! گفت سید ولمان کن، من این کار رو نمیکنم؛ میگن سید مرتضی ناراحت شد. این بزرگ وقتی ناراحتی سید رو دید، گفت باشه میرم حرم. بلند شد لباس تمیز پوشید، قبلش غسل زیارت کرد. آروم آروم راه میرفت، هی بین راه ناله میزد، گریه میکرد. رسید سرِ حرم به سجده افتاد در مقابل عظمت خدا که بنده ای مثل حسین آفریده. با چه حال عجیبی وارد حرم شد ، میگن تا چشمش به قبر آقا افتاد ؛ فقط دو جمله گفت: آیا قبر آقایِ من اینجاست؟ آقای منُ اینجا کشتن؟ همانجا جان داد ، از دنیا رفت!! .. جنازه شُ از حرم بیرون آوردن .. این یه زائر بود، یه مسافر بود، من یه زائرای دیگه هم میشناسم فردا رسیدن کربلا ..

 

فریاد یا محمدا .. حسین رسید به کربلا ..

 

میکشی مرا، میکشی مرا .. دهه اولت با همه ایام سال فرق میکنه .. منم بسم الله گفتم فردا با تو برسم کربلا .. ای حسین

 آقا رسید کربلا ، اول یه سؤال کرد: اینجا کجاست؟*

 

پرسید از قبیله كه این سرزمین كجاست

این سرزمین غم‌زده، در چشمم آشناست

این سرزمین كه بوی نی و نیزه می‌دهد

این سرزمین تشنه كه آبستن بلاست

گفتند: «طفّ» و «ماریه» و «شاطِیءُ الفُرات»

گفتند: «غاضریّه» و گفتند: «نینوا»ست

دستی كشید بر سر و بر یالِ ذوالجناح

آهسته زیر لب به خودش گفت: «كربلا»ست

 

*بعد صدا زد: هذا والله یومُ کرب و بلا؛ زینبم خودت و آماده کن! اِنزِلوا.. صدا زد همه پیاده بشین ..*

 

فرود آیید یاران وعده گاه داور است اینجا

مزار و قتله گاهِ عاشقانِ بی سرست اینجا

 

*بعد فرمود: اینجا خیمه و خرگاه برپا میکنیم.. اینجا خون های مارا به این خاکِ گرم کربلا میریزن.. یه جمله گفتی قربانت بروم اما ای کاش مورخین، مقتل نویس ها نمی نوشتند. فرمود: اینجا حُرمت مارا میشکنند، اینجا احترام حرم منو نگه نمیدارند. زینب آماده باش، دخترا آماده باشید.. ای کاش یکی به اینها می گفت گوشواره هاتون رو وا کنید! *

 

طوفان وزید از وسط دشت ، ناگهان

افتاد پرده، دید سرش رویِ نیزه‌هاست

زخمی‌تر از مسیح، در آن روشنایِ خون

رویِ صلیب دید، سر از پیكرش جداست

طوفان وزید، قافله را بُرد با خودش

شمشیر بود و حنجره و دید در مِناست

بارانِ تیر بود كه می‌آمد از كمان

بر دوشِ باد دید كه پیراهنش رهاست

افتاده پرده، دید به تاراج آمده ‌ست

مردی كه فكرِ غارتِ انگشتر و عباست

 

*انگشترو ببَر چرا انگشت میبُری؟*

 

برگشت اسب، از لب گودال قتلگاه

افتاده پرده، دید كه در آسمان، عزاست

 

حسین جان .. حسین جان ..

 

* اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ.. (فردا همه بودند، دخترها رو با احترام پیاده کردند.. ) وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ .. (دلم خیلی برات تنگ شده، دلم خیلی برات تنگ شده) وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:36 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic