سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر شب دهم محرم
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها،وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ،وَ لعَنْ اَعْدائَهُم بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ"

 

*امشب حواستون باشه هم دعا برا سلامتی آقاتون بکنید و هم صدقه بدید برا سلامتی آقا...مرحوم علامه ی امینی می فرمایند: شب عاشورا قلب حضرت در فشارِ،براش صدقه بدید...

 

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ،و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

 

به بَزمِ ماتم جدت بیا اباصالح

در این مُحرَّم جدت بیا اباصالح

 

شعار صبحِ ظهورِ تو یالثارات است

به زیرِ پرچم جدت بیا ابا صالح

 

 

به اشک چشمِ محبان سید الشهدا

که ریخت درغمِ جدت بیا اباصالح

 

 

هنوز خون گلوی حسین می جوشد

به حُرمتِ دَمِ جدت بیا اباصالح

 

چقدر خجلت بابا زکودکش سخت است

به اشکِ نم نم جدت بیا اباصالح

 

به لحظه ای که به زانو کشان کشان آمد

کنار علقمه جدت بیا اباصالح

 

 

قسم به غربت شب الخضیبِ  کرب وبلا

به ذبحِ اعظم جدت بیا اباصالح

 

یکی لباسِ تنش بُرده و یکی دیگر

ربوده خاتم جدت بیا اباصالح

 

به جابه جا شدن آیه ی یک سوره

به جسم در هم جدت بیا اباصالح

 

 

دعای آخر او در میانِ گودالی

 

نموده زمزمه جدت بیا اباصالح ...









!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:38 ب.ظ | نظرات()

"السلام علیکم یا اهل بیت نبوه یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ بَیْنِی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوبا لا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلا رِضَا"

سفره ات را مادرت زهرا فراهم می کنم

چون وهب آخر نگاهت سر به راهم می کند

هر چه میخواهی بگیر از من، گدایی را نگیر

نوکریِ خانهی تو پادشاهم میکند

سی شبِ ماه خدا، شکرِ خدا، گفتم حسین

پس مُحَرم، مَحرم این دستگاهم میکند

تو خودت پیغام دادی که بیا، من آمدم

دوری از تو مطمئنا روسیاهم میکند

بیشتر از یک سیاهی لشگرم کردی حساب

چون علمدارت فدایی سپاهم میکند

در میان خیمههایت دست من را هم بگیر

چشم خیس دخترت دارد نگاهم میکند

به لباس کهنهای که دوخته زهرا، قسم

خواهر تو بیقرار قتلگاهم میکند

فکر این که میرود صحرا به صحرا پیکرت

مثل زینب عاقبت بیسرپناهم میکند

*یکی از اصحاب نگهبانه کنار خیمه ابی عبدالله،میگه دیدم خواهر عرض کرد داداش،میخوام بهت بگم،این اصحاب و یاراتو امتحان کردی؟فردا میمونن پای رکابت؟(اخه زینب داغ دیده ست)چرا اخه میدونه یه روزه امام حسنو شبونه تنها گذاشتن،همه رفتن،معاویه لعنت الله علیه همه رو خرید"

نگهبان جزء اصحابه،میگه نگهبانیمو رها کردم به سرم زدم،رفتم تو خیمه ی اصحاب،گفتم حبیب چرا نشستی؟زینب بی بی دو عالم نگرانه" پاشید شمشیراتونو آماده کنید دیدم همه ی اصحاب وارد میدون شدن :

یا بنات رسول الله ،شمشیرهاشونو بالا کشیدن ،ما فردا وایمیستیم ...."

با خدا در حرمت از چه نیایش نکنم

باز هم ناله ی من شد که فروکش نکنم

چقدر حرف تلنبار شده روی دلم

خواهرم می‌شود ازچشم تو خواهش نکنم

حرفهایی زده مادر که به هم ریخته ام

می شود موی تو را باز نوازش نکنم

*هی دست سر حسینش میکشه،هی میگه آقا بشین،هی دورش می گرده،هی دستای ابی عبدالله رو میبوسه ..."هی انگشترشو نگاه می کنه ...*

خواهری فلسفه اش خرج برادر شدن است

کار من کرببلا نائب مادر شدن است

خداحافظ حسین عزیز عالمین ...

خداحافظ به زهرا نور عین ...

میاید بوی هجران ...

دلم خون شد حسین جان ...

حسین سالار زینب ....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:05 ق.ظ | نظرات()

شیخ مفید در ارشاد روایت کرده:عبیدالله ملعون-لعنت خدا هزار هزار بار بر او باد که دل زینب رو آتش زد-نامه ای به بدتر از خودش داد-شمر بن ذی الجوشن-نامه رو از کوفه بیاره کربلا،نامه خطاب به عمرسعده: اما بعد،من تو رو نفرستادم که از جنگ کناره گیری کنی،تو رونفرستادم که باحسین به مسامحه رفتار کنی یا بخوای وساطت کنی،همون جاشرط کرد*این نامه به حسب ظاهر چند روز قبل عاشورا رسیده*تصریح کرد ببین اگر حسین بن علی و اصحابش به اون چیزی که من حکم میکنم تن دادند که هیچ؛اونا رو دستگیر میکنی تسلیم من میکنی،"فَاِن اَبَوا  فاذهب الیهم"اگر نپذیرفتند بهشون هجوم بیار"حتی تَقتُلَهُم"اول اینارو میکشید،"و تُمَثِّلَ بهم" بدنهاشون رو مثله میکنی،بدناشون رو قطعه قطعه میکنی"فانهم لذلک مستحقون"آخه مستحقشن،حق حسینه که بدنش پاره پاره بشه*یه چیز دیگه هم از قبل خودش تعهد کرده بود*"فان قتلتَ حسینا فَاَوطِئِ الخیلَ صدرَه و ظهرَه"وقتی حسین کشته شد اسب ها رو روونه میکنید دلم میخواد هم سینشو هم پشتشو له کنند*همه چی مشخص بود*بعد هم خودش گفت:این کاری که من نیت کردم بعد از کشته شدنش زیانی به اون نمیرسونه ولی من عهد کردم که اگر حسین بن علی رو کشتم اسب ها رو روانه کنم روی پیکرش،اگر به این دستور من فرمان بردی و عمل کردی جزا داری؛اگر نمیپذیری دست از کارلشگر بردار! فرمانده ی لشگر شمر بشه،شمر یه نگاهی به عمر سعد کرد گفت: حالا چه بکنیم عمرسعد ملعون گفت:"لا یَستَسلِم والله حسین"به خدا قسم حسین تسلیم نمیشه "اِنَّ نفس علی بَینَ جَنبَیه"جان علی در سینه ی حسینه،این پسر علیه،کسی نیست که تن به خاری بده؛خب چکار میکنی؟دستور امیر رو اطاعت میکنی و با دشمنش میجنگی یا کنار میکشی؟گفت:نه! این کرامت به تو نیامده،خودم انجام میدم تو امیر پیاده ها باش.*حسین جان اگر کوفیا اون نامه های دروغ رو برات نمیفرستادند،کار به این نامه ی ابن زیاد نمیکشید.

مکتوب، میرسید  فراوان ولی دریغ

خطش تمام کوفی و مُهرش فریب بود*

حالا شب عاشورا شد،عمر سعد سپاهش رو آماده کرد،صدای نحسش رو بلند کرد:"یا خَیلَ الله الکبیر" ای لشگر خدا سوار بشید،"وبالجنة اَبشِری"بشارت بهشت به شما میدم"فَرَکِبَ الناس"همه سو ار شدند،آمدند سمت لشگر امام حسین*قربون دختر بچه هات برم که دیگه کم کم دلاشون داره میلرزه تا حالا فکر میکردند فقط آب بسته شده* "والحسینُ علیه السلام جالس اَمامَ بیتِه" راوی میگه این موقع آقا بیرون خیمه خودشون نشسته بودند"مُحتَبِىءٌ بسیفه إذ خَفقَ برأسه على ركبتیه"سر مبارکش رو به زانوها گذاشته بود،به شمشیر تکیه داده بود،خوابش برده بود"و سمعت اخته الصیحه"زینب صدای غوغای دشمن رو شنید،"فَدَنَت مِن اخیها"اومد کنار برادر"  و قالت یا اخی  اما تسمع هذه الاصوات قد اقتربت ؟"حسین جونم مگه این سرو صداها رو نمیشنوی که به ما نزدیک شدند؟راوی میگه:"فرَفَعَت حسین علیه السلام راسَه" آقا سر مبارک رو برداشت،یه جمله به زینب گفت:"اِنّی انا رسول الله الساعه فی المنام"زینبم همین الان پیغمبر رو در خواب دیدم"و هو یقول انک تروح علینا"پیغمبر فرمود:به زودی میای نزد ما*اینجا دیگه شروع شد*"فَلَطَمَت اختُه وجهَها"زینب شروع کرد به صورت لطمه زدن"و نادَت بالویل"واویلا سر دادن*زینب به اون صورت مبارک لطمه زد که یه بارم نبوده،حالا میگم*"فقال لهاالحسین علیه السلام لیس لکِ الویل یا اختاه اُسکُتی رحمک الله"زینبم خواهرم تو نباید واویلا بگی؛ساکت باش،خدا رحمتت کنه.*شاید زبان حال زینب این بود:حسین جانم منو دعا کن.

امشب برای من تو دعا کن که روز بعد۲

بی سر به روی دامن زهرا نبینمت

حسین جان

این یه تصویر از نگرانی های زینب شب عاشورا بود،یه روایت دیگرم میخوام بگم شاید روضه ی من همین باشه،سیدبن طاووس نوشته"وجلس الحسین یُصلح سیفه"آقا یک گوشه ای نشسته بود شمشیرش رو اصلاح میکرد،یه اشعاری  زیر لب زمزمه میکرد:"یَا دَهْرُ أُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِیلٍ‏"ای روزگار اف بر دوستی تو باد"كَمْ لَكَ بِالْإِشْرَاقِ وَ الْأَصِیلِ""مِنْ طَالِبٍ وَ صَاحِبٍ قَتِیلٍ""وَ الدَّهْرُ لَا یَقْنَعُ بِالْبَدِیلِ"

ای روز گار اف بر تو باد چقدر شب و روز،دوستان رو کشتی، بین دوستان جدایی انداختی"وَ كُلُّ حَیٍّ سَالِكٌ سَبِیلِ"

هر زنده ای آخرش باید این راه رو طی کنه"مَا أَقْرَبَ الْوَعْدَ مِنَ الرَّحِیلِ"

زمان کوچ کردن از دنیا چقدر نزدیک شده

"وَ إِنَّمَا الْأَمْرُ إِلَى الْجَلِیلِ"*وقتی آقا این اشعار رو خوندند*"فسَمِعَت زینب بنت فاطمه ذلک"زینب این حرفارو شنید،اومد خدمت برادر،"فقالَت یااخی هذا کلامُ مَن اَیقَنُ بالقتل" این حرف مال کسیه که یقین به کشته شدن داره،"قال نعم یا اختاه"*حالا زینب شب عاشورا رو ببین،زینب فرداشبم ببین،یه زینب دیگه شد*

"فَقَالَتْ زَیْنَبُ وَا ثُكْلَاهْ یَنْعَى الْحُسَیْنُ إِلَیَّ نَفْسَهُ"

وای بر من! برادرم داره خبر کشته شدن خودش رو به من میده.*اینجا سیدبن طاووس  میگه:*"وَ بَكَى النِّسْوَةُ "زنان حرم شروع کردند به گریه کردن"وَ لَطَمْنَ الْخُدُودَ " به صورت ها لطمه زدند"وَ شَقَقْنَ الْجُیُوبَ"گریبان چاک کردند*شب عاشورا به صورت سیلی زدند،صبح عاشورا وقتی آقا خطبه میخوند به صورت ها لطمه زدند،اینجا اباعبدالله هست،ابالفضل هست،علی اکبر هست،زن ها رو آروم میکردند،اما شدیدترین لطمه ها رو فردا عصر به صورت ها زدند؛یکی زمانیکه بدن اربا اربای علی اکبرو خیمه ها آوردن،یکی اون ساعتی که ابالفضل کنار علقمه افتاد،اما بیشترین لطمه ها رو کجا زدند؟من اززبون امام زمان میگم، ترجمه هم نمیکنم:" فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً " دیدند زین ذوالجناح واژگون شده" وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک َ مُبادِرات"

*همه از خیمه ها بیرون دویدند،چه لحظه ای؟امام زمان فرمودند:*" وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ،  وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِک َ ،قابِضٌ عَلى شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ "اون لحظه ای که محاسنت رو در دست گرفت...

*حسین..."چه کسی تو رو کشته؟عالمو بیچاره کرده چه کسی تو رو کشته؟زینبو آواره کرده کی گلوتو بریده؟زینبو بیچاره کرده حسین ....

گوش بده میخوام یه چیز دیگه بگم:این لطمه ها عصر عاشورا تمام نشد،فرداشبم این لطمه ها ادامه داشت امشب امام حسین زینب سلام الله علیها رو آروم کرد،اما فردا شب:

یک زن نمانده بود که سیلی نخورده بود...

فقطم سیلی نبود...

لطمه ها بر سوگواران میزدند

کعب نی بر داغداران میزدند

اینقدر به پهلوی زینب زدند

این لطمه ها از کجا آمده؟

من ایستاده بودم؛دیدم که مادرم را

قاتل گهی به کوچه گه بین خانه میزد

گاهی به دست و بازو،گاهی به پشت و پهلو

گاهی به چشم و ابرو گاهی به شانه میزد

گردیده بود قنفذ با مغیره

این با غلاف شمشیر،این تازیانه میزد

خدا حافظ ای برادر زینب۲

به خون غلطان در برابر زینب۲

ببین  خون دیده ی تر زینب۲

*چرا؟!*

به غارت معجر از سر زینب

*اینا بی حیا شدند،محرم زینب!ببین نامحرمان گردمنند...حسین....

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:31 ق.ظ | نظرات()

خسی دل خسته هستم درشب غمگین عاشورا۲

شب میقات خسی هستم که با آه نسیمی میروداین سو وآن سو

تاپریشان بودنم امشب شود اثبات

*گاهی دنبال این پرچم گاهی دنبال آن پرچم یه ساعت تواین مجلس یه ساعت تواون مجلس؛پریشانم،پریشانم،شب عاشوراست،بی قرارم،نسیم روضه ای ازهرطرف میوزه منم همون سمتی کشیده میشم*

خسی دل خسته هستم درشب غمگین عاشورا

شب میقات،خسی هستم که باآه نسیمی میرود این سووآن سوتاپریشان بودنم امشب شوداثبات

دراین حالت زمان رامیکشم مثل نخی بیرون ازاین ابیات

*پریشانی من سرایت میکنه به دیگران وهمه چیز؛نگاه کردم دیدم فقط من پریشان نیستم؛زمین وزمان پریشان حسینه*

دراین حالت زمان رامیکشم مثل نخی بیرون ازاین ابیات

 واین گونه به جای این که پای روضه ی سخت وداعت باحرم گریه کنم...

 یک دفعه میبینم خودم راخسته در دروازه ساعات

حضور کاروانی که به شرحش  آه این توضیح شدلازم که نه عباس و اکبردارد ونه عون و نه قاسم

به روی نیزه هاجمعنددورهم

سر این اسمها هرچندناسالم؛ زمان چون ذهن من درروضه امشب پریشان است

 مگرکه میشود باشد سرجایش زمان وقتی که امشب حضرت زینب پریشان است

*زینب که پریشون بشه عالم پریشونه؛ زینب که بهم بریزه هستی به هم میریزه؛ چه برسه به ذهن من !زمان ومکان و همه چی درهم میشه*

 به روی روضه ی سخت اسارت چشم میبندم

 دراین اوضاع دل تنگی؛دراین حس پریشانی ؛

عقب تر میرود بامن زمان تا لحظه ای که آمده کرب وبلا زینب به مهمانی

*برگشتم اون روزی که خانم واردکربلاشد،ذهنم پریشونه،دیگه پریشونم دیگه،ذهنم میره فقط میخواددنبال زینب باشه*

رسیده کاروان این جانباشدهیچ توضیحی برای هیچ کس لازم

*بهتون عرض کردم وقتی فکرم رفت دروازه ی ساعات سرها رو دور بر زینب دیدم اماچه سرهایی! یه جای سالم به این سرهانیست،این سرهااینجوری نبودکه*

که هم عباس و اکبرداردهم عون هم قاسم به روی نیزهارفت دورزینب

اسمهاهستنو این دفعه ولی سالم

*چه روزگاری داشته زینب وقتی وارداین کربلاشدباچه جلالی وجبروتی وارداین کربلاشد،بزرگترین بزرگان عالم دور و برشو گرفتن، عباس زانوخم کرد،باجلال وجبروت پیادش کردن*

زمان داردعقب ترمیروداین دفعه تا آن جاکه عبدالله رفته خواستگاری خانه مولابرای زینب کبری

به خودمیبالد این جا نوکرت۲

به به که زینب ضمن عقدش بارهاشرط حسین ابن علی را میکند مطرح

که دوری ازحسینش درحقیقت غیرممکن بود

*امیرالمومنین فرمودزینب جان اگرقصدازدواج داشته باشی عبدالله خوب شوهریه برات،عرض کردبابا

حکم آنچه توفرمایی و رای آنچه تو بنمایی

من فقط این شرط دارم،شرط من اینه که به عبدالله بگو:هرجاحسین بره منم باحسین میرم؛هرجاحسین بمونه منم باحسین میمونم؛ این زینب که شرط ازدواج میذاره*

تحمل میکندآیاچگونه بعدامشب دوری اورا

که ساعاتی دگرباقیست تاآغازدوری، ظهرعاشورا

دراین لحظه وداعه عمه وارباب دیدن داشت

لهوف روضه هاشان هم شنیدن داشت

تماشای چنین تصویرمحزونی برای چشم هرعلامه ی دهری یقینا قیمت جامه دریدن داشت...

پس ازاین لحظه هادر لحظه ی گودال چون بوسیدزینب حنجرش را

تیغ قاتل نیزتصمیم بریدن داشت...

 و قد زینب کبری خمیدن داشت

 به غیرازگوشواره بوی بیتاب رقیه داستانهای کشیدن داشت"

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:11 ق.ظ | نظرات()

(زمان خم شد،همینکه قامت ارباب روی نیزه اش خم شد۲

زمان برگشت درگودال وقتی  که سرت برگشت

روبه خیمه و عضوی ازاعضای بدنت کم شد

زمان درهم شد،آن وقتی که درگودال اعضای تو درهم شد

زمان چشم خودش رابست،تاازپیکرت یک چکمه بالارفت

به روی صفحه ی قرآن خدایاشمر با پارفت

زمان ازحال رفت اینجا،که هی ازحال زهرا رفت)۲

زمان پاشیدازهم چون تنت پاشیده شدازهم

زمین که هیچ!حتی آسمان پاشیدازهم چون تنت پاشیده شدازهم

وبعدازبندبندتو اعضات پاشیده شدازهم

چون تنت پاشیده شدازهم

زمان درظهرعاشورادرنگی داشت درگودال

وهرچه شمر روی پیکرت باخنجرخودکاشت درگودال۲

سنان برداشت...

*علاوه براینکه زینب یه هوچشمش بازکرددیدسری به نیزه بلنداست این بود،یه خورده این ورترنگاه کرددید:

تنی به نیزه هابلنداست دربرابرزینب...

حسین... چیه؟ چه خبرته؟

بعدازهزاروچهارصدسال ازراه رسیدی یه روسیاه مثل من داره یه نقلی میگه،تومیشنوی حالت اینه؛

اگراینست تاثیرشنیدن شنیدن کی بود....

چیکارکردزینب؟دوتادستاشو گذاشت روسرش"وامحمداه! واعلیاه وااماه *

ای ملائک۲ لاله درهامون کنید؛شمررا ازقتله گه....

حتمابایداین روضه رابخونم امشب شبشه یکی یکی باهمه خداحافظی کردبچه هاشوبغل گرفت باخواهراش خداحافظی کردهمه ی خانمهاوبی بی هااومدن با آقاوداع کردن فقط یه خانومه توخیمه اش مونده ازخیمه اش بیرون نیامده ازخجالت زینب علی اصغرهم که دیگه نداره همه دارو ندارش حسینه اما حیاء میکنه جلوبیادهمه خداحافظی کردن رباب موندتوخیمه این آتیش توجیگرش موندتاکی تومجلس آن طبیب دید سرها روچیدن به جان همه تون سرعلی اصغرهم بوداما سراغ سرعلی نرفت طناب اسارت راپاره کرددویدسرحسین رابغل گرفت آقا حسین*

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:10 ق.ظ | نظرات()

           

جنایتی که در کربلا رقم خورد؛اسلام اجازه نمیده این جنایت و این معامله رو با کافر حربی بکنی.کافر حربی کیه؟کسی که اومده به جنگ با مسلمونا و میخواد خون مسلمونا رو بریزه.کافر ذمی داریم که در ذمه ی مسلموناس و کافر حربی داریم که درصدد فرصت میگرده که خون این مسلمونو بریزه.حالا این مسلمون اگر بخواد به جنگ کافر بره باید قوانینی رو رعایت بکنه،تمام این قوانین فردا زیر پا گذاشته شد؛یعنی چی؟!یعنی بلایی که تو کربلا سر ابی عبدالله الحسین علیه السلام آوردن اسلام اجازه نمیده این بلا رو حتی سر کافر بیاری‌.سخت ترش رو بگم؛خیلیا ممکنه تعجب بکنند؛درسته! نحوه ای که ابی عبدالله رو سر بریدند و به شهادت رسوندند اسلام میگه اگر خواستی گوسفندی رو سر ببری حق نداری اینگونه سر ببری.در زمان جاهلیت وقتی میخواستند یه قوچی رو بکشند؛تو یه قفسی مینداختند؛هی با نیزه این طرف اون طرفش میزدند؛هی با خنجر بهش میزدند یا تو چاله مینداختند با سنگ با چوب بهش میزدند تا بمیره؛به این میگن قتل صبر.اسلام که اومد گفت دیگه حق ندارید حیوونا رو اینجوری بکشید.اگه میخواید گوسفندی،قوچی رو سر ببرّید،با چاقوی تیز چهارتا رگ رو اول بگیرید و اینجوری سر ببرید.آدابی داره سر بریدن،همین جوری نباید چیزی رو سر ببرید.امام صادق علیه الصلوه والسلام فرمودند:جد ما امام حسین علیه السلام رو تو کربلا با قتل صبر کشتنش؛یعنی او را دوره کردند؛به صور مختلف؛من چند تا از این قوانین رو که در جنگ حاکمه بگم:مسلمون! اگه خواستی به جنگ کافر بری نباید تو ماه های حرام بری؛مثل محرم تو ماه حرامه دیگه! ولی اول محرم تازه حسین رو تو کربلا تنها گیرش آوردن؛یه ذره که رفت جلو آب رو به روش بستند؛یه ذره که رفت جلو لشگر آمد دور تا دور رو محاصره کرد و اومدند تو ماه حرام این بلا رو سر ابی عبدالله آوردند که اسلام اجازه نمیده.مسلمون! اگر به جنگ کافر رفتی فقط کافر رو اجازه داری بکشیش؛به تو اجازه نمیدن کافر حربی رو اگر کشتی بری سراغ زن و بچش؛مجسم کنید! سراغ زن و بچش نریدا !! مگر تو کربلا سراغ زن و بچه ابی عبدالله هم رفتند؟جسارت به زن و بچه کردند؟آره؟!

سراغ زن و بچه نرید! آخه اینا داغ دیده هستند؛یه هو نکنه گوشی پاره کنی؛خلخالی از پا دربیاری؛تازیانه ای بزنی؛مبادا این اتفاق بیفته.

امام سجاد علیه السلام میفرمایند:مثل قافله ی شتران ما رو به هم بسته بودند.قانون بعدی اینه: فقط خود کافر رو بکش؛دیگه نریزی خونه،زندگیش رو آتیش بزنی! زن و بچش رو آواره نکنیا! دور خیمه ها رو ابی عبدالله یه خندقی کند؛توشم هیزم ریخت که مبادا دشمن از پشت بیاد؛اما فردا این نامردا اونا رو آتیش میزنند؛خیمه ها رو هم آتیش میزنند؛فقط یه موضع راه خروجه؛بچه ها میخوان از این راه بیان بیرون؛سواره نظام هم داره میاد تو ؛دیگه این بچه ها زیر پای...مثل فردا شب عمه جان ما زینب دید دوتا از بچه ها نیستند؛رفت زیر خارا هی داره دنبال این بچه ها میگرده؛تو بیابان ظلمانی؛تا دید زیر یه خار این دوتا بچه اونجان؛دستشون به گردن همدیگه افتادند...دیدید بچه کوچیکا وقتی میترسند شروع میکنند به لرزیدن؛میترسند؛بابا صدا میکنند؛ مامان صدا میکنند؛حالا یه مشت حرامی غارتگری که آمدند خیمه ها رو آتیش زدند،با هر چی دستشونه به این زن و بچه میزنند؛این دوتا بچه دست دور گردن هم انداختند از ترس دق کردند و از دنیا رفتند...

مسلمون اگه به جنگ کافر رفتی یه کافر یه مسلمون! مبادا در مقابل یه کافر ده تا مسلمون بریزیش سرش و بزنیدش! چی کار کردند تو کربلا؟گفت این جوری حریف حسین نمیشید؛چهارهزار تیرانداز حسین رو هدف گرفتند،سه هزار و پونصد تیر بگو به خطا رفته؛پونصد تا تیر هم به این بدن خورده باشه دیگه چی از این بدن باقی میمونه؟! تازه دوره کردند،دستور داد بریزید کار حسین رو تموم کنید.ریختند تو گودی قتلگاه چند نفری دارند به بدن حسین میزنند.لگد زدن که یه چیز عادی ای بود...یکی با نیزه به پهلو از این ور زد؛یکی با نیزه به تَرقُوه ی حضرت زد؛یکی با نیزه به نهرگاه حضرت زد؛یکی با نیزه جسارت به دهان حضرت کرد؛سنان ملعون آمد هی با نیزه به سینه ی حسین میزنه؛چند نفری دوره نکنیدا!! اونایی که شما دارید میشنوید یه خانومی از بالای تل زینبیه اینا رو دیده...دیده...مسلمون! جوری با کافر نجنگی که خسته بشه ها! جنگ ناجوون مردانه هست! عصر شروع کن،غروب تمام کن،دو سه ساعت! فردا دوباره شروع کن.جوونمردانه بجنگ‌.صبح علی الطلوع این نامردا شروع کردند تا عین غروب ادامه دادند؛غروب تازه اومدند سراغ بدنا؛ سر بود که از بدن ها جدا میشد؛غارت بود که صورت میگرفت.

مسلمون! اگه رفتی کافر رو کشتی پس از مردن برای عبرت کفارحربی سرش رو اجازه داری از بدن جدا کنی اونم جلو زن و بچش نه ها! ولی اگر سر رو جدا کردی حق نداری سر رو از بدن دور کنی، تو همون میدان جنگ باید بمونه‌.

مگه تو کربلا این اتفاق افتاد؟! سر ها رو از بدن جدا کردند،گاهی تو تنور،گاهی رو نیزه،گاهی تو تشت؛هی چرخوندند...چرخوندند...چرخوندند...یه جا هم که اون جنایتکار هر کاری خواست با اون سر کرد؛یه جا هم که چوبدستی برمیدارند به دندونا میزنند؛سر رو بالا نیزه زدند وقتی دیدند حضرت داره قرآن میخونه یه نانجیبی سر رو به دهان حضرت زد، سر از بالای نیزه افتاد زیر پای اسب ها...مسلمون! اگر کافر رو کشتی و بزرگ قوم و قبیلش بود حق نداری بدنش رو غارت کنی ها! خواهر عمرو بن عبدود اومد بالا سر برادرش گفت من عزا نمیگیرم،داداشم به دست یه جوونمرد کشته شده،این زره داداشم قیمتیه زره داداشم رو نبرده؛به امیرالمومنین گفتند چرا زره عمرو رو نبردی؟فرمود:این بزرگ قومشه نباید به خفت و خواری بیفته،ای وای...ای وای...

یوسف اندر قعر چاه،شاه دین در قتلگاه

هر دو عریانند،اما این کجا و آن کجا؟!

تازه بعد این همه تیر و نیزه و شمشیر آمدند لباسای تن رو غارت کردند...یه شال قیمتی به کمر حضرت بود هفت تا گره زده بود؛اومد یه ملعون شامی گره ها رو باز کنه شال رو بدزده دست راست ابی عبدالله شال رو گرفت،هر چی تلاش کرد نتونست جدا کنه؛با یه شمشیر شکسته اونقدر به بازوی حسین زد...بابا بدن افتاده دیگه چیزی برای غارت نمونده؛بَجدَل نامی آمد دید هنوز انگشتربه انگشت حسین هست هرکاری کرد این انگشتر رو در بیاره نتونست؛خنجر کشید انگشت رو...مسلمون! کافر رو کشتی ولش کن برو دیگه مبادا بدنش رو مثله بکنی قابل شناسایی نباشه ها! چی کار کردند با این بدن؟زینب اومد قتلگاه؛شمشیر شکسته ها و نیزه شکسته ها رو کنار، نه !! از تو بدن بیرون کشید یه بدن پیدا کرد؛هی خیره خیره نگاه میکنه"اَ اَنت اخی؟!" آیا تو برادر منی؟"و ابن والدی"تو پسر پدر منی؟! تو پسر مادر منی؟! تو حسین منی؟! چی کار کردند که این بدن رو نشناخت؟!

امیدوارم زینب ندیده باشه...وقت پیدا کردند بدن رو برهنه کردند،کنار بدن برداشتند عرق خوری کردند؛بعد عرق خوری این بدن رو غارت کردند؛نشستند کنار بدن کاری با این بدن کردند که شد"مقطع الاعضاء"حسین زینب رو عضوعضوش کردند...مسلمون! اگر به جنگ کافر رفتی، زنانشون رو اسیر کردی،مبادا از کنار کشته ی عزیزانشون عبورشون بدی که جیگراشون آتیش بگیره ها! مسلمون! اگر به جنگ کافر رفتی،زن و بچشون رو اسیر کردی؛از بزرگان قومشون بودند حق نداری اینا رو در معرض دید دیگران قرار بدی ها!مبادا ببریشون تو بازار برده ها بفروشیشونا! بگم؟! خط قرمز منه؛شب عاشوراس،یا صاحب الزمان ببخش! خاک  به دهن من! امام سجاد علیه السلام میفرمایند:تمام اسرا رو با زنجیر از گردن به هم بسته بودند؛همه که یه قد نبودند،کوجیک و بزرگ داشتند دیگه،میفرماید:اگر یکی زمین میخورد همه باهم زمین میخوردند؛نمیومدند که اینا رو از زمین بلند کنند؛اینقدر اینا رو با کعب نی و تازیانه میزدند،واویلا...واویلا...واویلا...یه سر ریسمان به بازوی منه،تو تمام این قافله مگه چند تا مرد هست؟ یکی دوتا که بیشتر نیست! یکی امام سجادِ،هر چی تو این قافله هست زنِ،کهنسال داریم،جوون داریم،کوچیک داریم.میفهمی چی دارم میگم؟! دق نکنید! دق نکنید! به دلتون هم بد راه ندید! این کوفیا و شامیا زن هاشون آمدند زینب رو با ریسمان بستند...این زنجیر رو زن ها آمدند به گردن زینب بستند...

که جرات کرده دستت را ببندد؟!!

من مساله شرعی میگم رد میشم؛اگه خواستی گوسفند رو سر ببری نباید جلوی گوسفند دیگه سر ببرّی! آداب ذبح و قربانیه دیگه! اگه خواستی گوسفند رو سر ببری باید تیز باشه با کارد کند نباشه ها! دست و پاش رو باید بگیری.امام رضا فرمودند: جد ما رو تو کربلا مثل کَبش سر از بدنش جدا کردند...اما قبل از اینکه سر رو جدا کنند دوره ش کردند،با تیر زدند،با نیزه زدند،با شمشیر زدند،با لگد زدند،هر کاری میتونستند کردند تا آخر سر شمر آمد...ذبح برخلاف قتله،قتل یعنی کشتن اما ذبح یعنی زنده سر بریدن...زینب داره میبینه،عزیزش رو دارن زنده سر میبرند؛از بالای تل زینبیه میبینه،شمر وارد شد؛عمامه از سر حسین برداشت؛اومد رو سینه ی حسین وایساد،یه لگد به پهلوی حسین زد،زینب دید...محاسن حسین رو بالا آورد؛هی با خنجر ضربه میزنه،نه از جلو! اونقدر با خنجر ضربه به پشت حسین زد... جلو چشم زینب....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:12 ق.ظ | نظرات()

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ"

امشب ما رو سوا کن،ما رو به کشتی نجات خودت برسون... حسین...

 کشتی نوح نشد منتظر هیچ کسی ۲

این حسین است که با خود همه را خواهد برد

حسین ...

*السلام علیک یا اباعبدالله*

شب عاشورا قرار بود حمله بشه،اصحاب اومدند اعلام وفاداری کردند،بیاید ماهم امشب کنار خیمه آقا یه جوری بهش سلام بدیم که دل زینب قرص بشه ...

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

(لبها معطر است سلام علی الحسین

ساعات آخر است سلام علی الحسین)۲

این خاک، رستخیز تمام مصایب است

صحرای محشر است سلام علی الحسین

ظهر دهم رسیده و چشمان خواهری

سوی برادر است، سلام علی الحسین

*حسین ... آی ...*

ظهر دهم رسیده و از سیب سرخ عشق

عالم معطر است سلام علی الحسین

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب۲

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

*آخه اهل حرم  یه وقت دیدند آقا رفت پشت خیمه شروع کرد با غلاف شمشیر خاک رو کندن،علی اصغرم"*

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

هم دست ها بریده و هم آب ریخته است

عباس، مضطر است سلام علی الحسین

*اون لحظه که آب روی زمین ریخت عباس مضطر شد،قربونت برم سقای حسین،علمدار عشق من یه مضطر دیگه هم میشناسم که روز یازدهم وقتی همه رو سوار کرد،کاروانش رو مرتب کرد،نمیدونم زینب با دختر بچه هایی که مرده بودند چه کرد؟! همه به دست و پا غل و زنجیر جامعه دارند،همه رو سوار ناقه های بی جهاز کرد،زین العابدین رو سوار کرد،سی هزار نامرد دارند نگاه میکنند"یا مجیب المضطر اَجب المضطر" زینب به داد برس،الان زین العابدین قالب تهی میکنه،صدا زد "یا حجة الباقین و یا ثمال الماضین" ای یادگار گذشتگان و ای امید آیندگان "مالی اراک تجود بنفسک؟! "چرا داری با جون خودت بازی میکنی؟  تو حجت خدایی! عمه مگر این بدن حجت خدا نیست؟

میکشی مرا...

کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است

حسین ....

امشب شهادتنامه عشاق امضا میشود

فردا زخون عاشقان این دشت دریامیشود

امشب باید خودمونو برسونیم وگرنه جا میمونیم...

امشب شبشه...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

مکن ای صبح طلوع...

عصر فردا....

همون لحظه ای که آسمون تیره و تار شد،همون لحظه ای که صدای بانویی قدشکسته بلند شد...

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است...

زینب بچه ها رو جمع کن...

امشب کارو تموم کن،امشب به کی قسمت بدم؟اگر به مادرت قسمت بدم  دیگران چی میگن؟اینم یاد گرفته هر وقت گیر میفته به حضرت زهرا قسم میده.به حق اون مادرت که بین در و دیوار صورتش سوخت امشب جواب ما رو بده...

آتش زبانه میکشید...

حسین حسین حسین...*

بر آن گلو که بوسه برآن زد پیامبر

امروز خنجر است،سلام علی الحسین

والعصر، عصر اگر برسد چشم زینبش

حیران یک سر است،سلام علی الحسین

*سری به نیزه بلند است...

حسین جان قراره سرت رو وارد کوفه کنند؛زینب معلم قرآن دختران اینا بوده، من بهشون یاد دادم اگر کسی قرآن خواند ماشاء الله بگید،بارک الله بگید ولی اینا سنگ میزنند،من بهشون یاد ندادم وقتی کسی قرآن میخونه هلهله کنند و کف بزنند...

حسین جان...*

این بوی سوختن ز خیامش رسیده است؟

یا بوی معجر است سلام علی الحسین

*بوی موی سوخته میاد"صداتو برسون کربلا،اربعین همدیگه رو کربلا ببینیم،حسین جان ...*

شاعر: میلاد عرفان پور

   دانلود روضه قسمت اول

دانلود روضه قسمت دوم




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:19 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic