سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر سید مهدی میرداماد
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



به زیر تیغم و این آخرین سلام من است

سلام من به حسینی که او امام من است

سلام من به امامم به سیدالشهداء

که مقتدای من و شاهد مقام من است

*از همون بالای دارالاماره*

كجایی ای تو مرا كشتی نجات بیا

که بی حضور تو این زندگی حرام من است

*من و تو هم از زبان مسلم بگیم،آقاجان! اگرچه الان كربلا  نیستم، دلم می خواد شب اول محرم سرم رو روی ضریحت بذارم*

اگرچه دورم از آن آستان، دلم با توست

که ذکر خیر تو کار علی الدّوام من است

*تا دم آخر مسلم ذكر می گفت،آی حسینیا،هیئتیا. میگه:مرتب ذكر می گفت، استغفار، صلوات می فرستاد،تسبیح می گفت،این دم آخر هم هی زیر لب می گفت:"صلی الله علیك یا اباعبدالله" علمای اخلاق میگن: اگه تو عمرت مداومت به ذكر داشته باشی،تا دم آخر هم بهت اجازه میدن ذكرشون رو بگی،شیطون خیلی اصرار داره دم آخر هیچی نتونیم بگیم، ان شاءالله تا دم آخرمونم بگیم: حسین. ان شاء الله دم جون دادنمون بگیم: یا زهرا! به خدا حیف ِ آدم همین جور ساكت بمیره، مسلم تا لحظه ی آخر ذكر از زبونش نیوفتاد*

سزاست شهد شهادت به كام من ریزند

که در فراق تو چندی است تلخ کام من است

*روضه ی مسلم می خوای بشنوی؟ خووب بشنو! روضه ی جناب مسلم بدن بی سر از بالای دارالاماره انداختن فقط نیست، جنازه اش رو توی بازار روی خاك كشوندن نیست فقط، روضه ی مسلم حماسه ی مسلم ِ*

حیات و زندگی ِ من عقیده است و جهاد

حسینی ام این مذهب و مرام من است

*بهش گفت:سلام كن! به كی سلام كنم؟ ابدا. حسین چه سربازی تربیت كرده؟ كیو فرستاده كوفه؟سلام نمی كنی به امیر تعظیم كن، گفت: من امیری نمی بینم، گفت: امیر ابن زیاد اونجا نشسته. گفت:اون امیر من نیست. گفت:امیرت كی ِ؟ گفت:" أَمیرِی حُسَیْنٌ ".ای جانم به این آقا، چه جوری در مقابل همه ی ظلم، قد برافراشت، همه ی این خانواده همین بودن،ابی عبدالله هم جلوی ظلم اینجوری ایستاد، خواهرش زینبم تو شهر كوفه و شام.*

میان این همه پیمان شكن به ناكامی

حصار كوفه كنون شهر بند و دام من است

*بیایید امشب از روضه ی جناب مسلم یه درس بگیریم،به خودم میگم، روز اول محرم ِ، مسلم شهید پیمان شكنی ِ كوفیا شد، بیاییم من و تو سفت و محكم پیمانمون رو ببنیدم، امروز روز پیمان و تجدید عهده،اول با خدا تجدید عهد كنیم، نكنه تو روضه ی ابی عبدالله بشینیم، دینی گردنت باشه، دین ِ مادی،دین ِ اخلاقی، مواظب باشید،این آقایی كه براش مشكی پوشیدی، شب عاشورا،گفت: هر كی دینی به گردنشه بره، تو ركاب من نمی خوام شهید شه، نمی خوام كسی رو زمین بیوفته حقی به گردنش باشه،كسی ازش پولی بخواد،طلبی بخواد، نكنه من و تو اینجا نشستیم، یه نفر از ما بیرون پول بخواد، از ما دینش رو بخواد، گرفتار باشه من و تو نشسته باشیم تو هیئت عزا، حواست باشه، ابی عبدالله گفت: نمی خوام كسی كه دینی به گردنشه بیاد.آقا جان! شما كمك كن بتونیم یه عزادار ِ لایق تو باشیم، دومین عهدی كه می خوای ببندی با امامت ببند، تو زیارت ناحیه امام زمان می خواد جدش رو معرفی كنه،اینجوری معرفی میكنه: "کُنتُ حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق" مواظب این عهد و میثاق باشیم، آی رفقا! كربلا به خاطر فراموشی ِ این عهد شروع شد، عهدی كه چند روز پیش بستن، 18 ذی الحجه بستن این عهد رو.یادمون نره غدیر رو، یادمون نره امام رو، یادمون نره شهدا رو، این عهد رو محكم ببندیم، عهد ببندیم كه مثل مردم كوفه نشیم،عبارت روایت رو میگم،این روضه است،روضه ی مسلم اینه،میگه اینقدر توی این نامه هاشون نوشتن "العجل العجل..." توی یك خط چهار تا "العجل" یعنی آقا فقط بیا، عجله كن. چه طور شد یهو دور مسلم رو خالی كردن،"العجل" خالی فایده نداره،نكنه به امام زمان بگیم: "العجل" با گناه رومون رو برگردونیم،خاك بر سرم، ان شاء الله من از اونا نباشم، عهدی كه با تو ببندم،تا آخر باشم، حافظ میگه:*

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم

*تا آخر ان شاءالله سر این عهد و میثاق بمونیم، اما كوفیا نموندن، نگاه كرد پشت سرش دید هیچ كی نمونده، تنها تو كوچه ها سرگردان شد، یه دیوار پیدا كرد،یه گوشه پیدا كرد، سرش رو آروم گذاشت رو دیوار، تشنه،گرسنه، در خونه باز شد،یه پیر زنی در رو باز كرد، مرد عرب اینجا نمون، برو، برا من بد میشه، مگه نمی دونی كوفه چه خبره؟ گفت: آی زن یه ظرف آب داری بیاری برام؟ كی هستی؟ این وقار و متنانت مسلم.گفت: من و نمی شناسی؟ من سفیر حسینم. تا گفت:حسین، دل ِ این زن زیر و رو شد، تو مسلمی؟ رفت تو خونه ی طوعه،بهش پناه داد،این همه مرد،باید پناه به خانه ی این زن بیاره توی این شهر، یه شب از مسلم پذیرایی كرد، همش نماز و استغفار و دعا، همتون شنیدید،پسر طوعه جزء گروه های دشمن بود،فهمید،خونه لو رفت، تا مسلم فهمید خونه محاصره شده،زود از خونه ی طوعه بیرون اومد، كه كسی این زن رو محاصره نكنه، حرف ذوقی ِ، می خوام حرف دلم رو بزنم، شاید ترسید مدینه دوباره تكرار بشه، از خونه فاصله گرفت، همه دورش حلقه زدن، تن به تن حریف مسلم نبودن، یه نفر اومد گفت:امیر! چیه تن به تن سراغ این مرد می فرستی، فكر می كنی این كیه؟ این خون علی تو رگش ِ، آره، تنهایی نمیشه، دورش حلقه زدن، دیدن نمیشه،شروع كردن از بالای پشت بام خاكستر آتش رو سرش می ریختن، دسته دسته نی شعله ور می شد، آخ بمیرم برات، ابن اشعث اومد امان بهش داد،گفت:امان بهت میدم، در امانی، بیا داخل قصر شو، یه نگاه به ابن اشعث كرد گفت:امان تو به چه درد من می خوره.آی رفیق! حواست باشه مسلم به من و تو درس داده، از جبهه ی ظلم امان نامه به دست ما نمی تونه برسه، به ظلم اعتماد نكن، این همه آقا میگه:آمریكا قابل اعتماد نیست. چه كردن با مسلم؟ همین رو بگم، بگم وقتی سرش رو از تن جدا كردن، از بالای دارالعماره انداختن بدن رو زمین، بدن بی سر،بدن بی سر مسلم  روی خاك كوچه ها كشیده شد، طوعه جمعیت رو كنار زد، تا بدن بی سر رو دید، بدن رو شناخت، مگه بدن بی سر رو می شناسن؟ از كجا شناخت؟ از پیراهن مسلم شناخت،بابا، یا یه بدن رو از سرش می شناسن، یا از لباسش می شناسن، حسین.......امشب حاجیای مظلوم منا رو شریك روضه كنید، بابا، بعد بیست روز از عید قربان اخبار اعلام كرد:بعضی از بدن ها قابل شناسایی نیست، بیست روز گذشته، بدن متلاشی ِ،تعجب نداره بعد بیست روز، یه بدن رو نشناسن،اما من یه بدن رو سراغ دارم سه ساعت كاری با این بدن كردن، خواهرش با تعجب نگاه كرد،آیا تو حسین منی؟ حسین...... بمیرم برات زینب، كاری با بدن حسینش كردن، بگم و یا علی ناله بزنی، دخترش با تعجب گفت: عمه، "هذا نَعشُ مَنْ". یه جمله دیگه، بابا با بدنش كه نه، با سرش هم كاری كردن، دخترش تو خرابه گفت:، عمه این سر كیه؟ همه بگید حسین......


                                   دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:38 ق.ظ | نظرات()

زنده ماندم شب غمت آمد

*الحمدالله،خیلی ها می خواستند به امشب برسند*

زنده ماندم شب غمت آمد

 ماه شب های ماتمت آمد

*سلام محرم! از امشب الحمدالله دست پر اومدی، از همین امشب مادرش نگات كرده كه داری ناله میزنی*

حضرت یاس ناله سر داد و

 بوی سیب محرمت آمد

مادرت گریه کن صدایم کرد

گفت شب های مَرحَمَت آمد

من شنیدم که اشک مرهم توست

 کشته ی اشک، مرهمت آمد

*شب اولی ناله بزن، ناله ات شب اولی سالم ِ، ان شاءالله شام غریبان هیچی سالم نمونه برات،آقا جان جونم برات، ان شاءالله شام غریبان جنازه ام رو ببرن از جلسه بیرون، بذار برات ده شب گریه كنم،بعد خواستم بمیرم،بمیرم*

باز هم اول محرم شد

فصل باران نم نمت آمد

بوی پیراهنی که غارت شد

 تا حوالی پرچمت آمد

گریه کردم برای پیرهنت

 جان عالم فدای پیرهنت

*چه پیروهنی،می خوام برات امشب روضه ی همین پیروهن رو بخونم*

آمدم تا که نوکرت باشم

 نذری ِ پای منبرت باشم

منت توست بر سرم  ور نه

من که باشم؟ که نوكرت باشم

*همه ی التماسمون شب اول اینه*

اذن گریه بده به چشمم تا

زخمی ِ زخم پیکرت باشم

*آقا امام رضا فرمود:تو مصیبت جد ما " قَدْ اَقْرَحَ جُفُونَنا"  چشمای ما از بس گریه می كنیم زخم میشه تو گریه ی بر حسین. خوشبحال چشمی كه تو گریه برات زخم بشه*

یا که با گریه های ده شبه ام

 مونس داغ مادرت باشم

گریه کردم برای پیرهنت

 جان عالم فدای پیرهنت

* كدوم پیراهن؟ همون پیراهنی كه امام صادق فرمود:روز اول محرم كه بشه، می بینی یهو همه غم های عالم رو دلت میاد، فرمود:این سِر داره، خود خدا پیراهن خونی ِ حسین رو در عرش آویزان میكنه، از ساق عرش، امام صادق فرمود: ما به این پیراهن نگاه می كنیم و گریه می كنیم، اول مادرم نگاه میكنه، یه صیحه میزنه،"بُنَیَّ!" . همین پیراهن من و تو رو به هم می ریزه،شاید مادر ما میگه: من خودم این پیراهن رو براش دوختم،موقعی كه من به زینب دادم پاره نبود، موقعی كه من به زینب دادم اینقدر غرق خون نبود، چی به سرت آوردن؟


                                   دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:40 ق.ظ | نظرات()

( باید اینجا حرم درست کنند

چهار تا مثل هم درست کنند ) 2

با امام حسن سزاوار است

چند باب الکرم درست کنند ...

*آی امام حسنی ها،آخ اگه بشه  چی میشه،هر حرمی میری هر دری یه اسم داره،حرم کاظمین میری باب المراده،یعنی میشه امام حسن یه حرم داشته باشه؟بالا در حرم بنویسند باب الکرم،هر چی گداست سرشو بندازه پایین بره گدایی*

باید اینجا حرم درست کنند

چهار تا مثل هم درست کنند

با امام حسن سزاوار است

چند باب الکرم درست کنند

با طلا دور مرقد سجاد

بیتی از محتشم درست کنند

به تولای باقر و صادق

صحن دارالقلم درست کنند

نزد ام البنین نمادی از 2

مشک و دست و علم درست کنند

( "دودمه" نه! در این مکان باید

شاعران "چاردم" درست کنند ) 2

با کریمان "کریم خانی"ها

قطعه ی "آمدم" درست کنند

کاش هرچیز را نمی سازند 2

کوچه را دست کم درست کنند ...

*چیه؟!مگه یه کلمه چقدر میتونه آدمو به هم بریزه؟چرا وقتی میگم کوچه ناخودآگاه زبون دلت تغییر میکنه؟!هی تو سینت میزنی میگی آخ مادر ..." این ناله ی تو به من اجازه میده وارد کوچه بشم، اما شب بقیع شب تاریکی و غربت بقیعه،ان شاالله باهم بریم،بین اونی که شب میرسه مدینه با اونیکه روز میرسه هزار درجه فرق میکنه" وقتی شب میرسی مدینه دلت میخواد یه گوشه ای بشینی،هی به این تاریکیا خیره بشی،زانوتو بغل کنی،ای مهربونم ... ننه... ننه... ننه..." من نمیگما،پسرش داره میگه:دردت به جونم ننه..." مگه نگفته علامه امینی برگشته بود از مدینه، شاگرداش میرفتند دیدنش،میدیدند اشکش قطع نمیشه،میگفتند علامه دیگه بسه،این همه تو مدینه ناله زدی بس نبود حالا که برگشتی چته؟!مگه چی دیدی؟! چی شنیدی؟ گفت:آخه رفتم و اومدم این همه سال گذشته،اما هنوز صدای ناله فاطمه میاد ..."مگه ناله ی فاطمه چیه؟!

امان از بی کسی،ای داد بی داد ...

غم دلواپسی،ای داد بی داد ...

امان از ، کوچه های بی مروت 2

امان از مردم بشکسته بیعت ...

امان از آسمان شهر یثرب ...

از آن دلتنگی هنگام مغرب ...

*همه ی مدینه پخش شده بود که یه مادری زیر آفتاب میشینه،چهار تا صورت قبر درست میکنه برای بچه هاش گریه میکنه،اما هر کی می اومد بقیع میدید ام البنین داره گریه میکنه،هر چی صبر میکرد شاید یه بار اسم بچه هاشو ببره نمیشنید" میدید فقط میزنه تو سینش میگه آخ حسین ..." کشتنت عزیزم ..."من که نبودم اما شنیدم:

کشتنت عزیزم آبت ندادند ...

کشتنت عزیزم خاکت نکردند ...

گریه ی مادر با همه ی گریه ها فرق میکنه،مادر اگر گریه کنه عرش خدا به لرزه میفته؛اونم مادری که مادر چهار تا شهیده،چقدر گریه سوزناکه،همه ی مدینه منتظر بودند بگه ابالفضل" فقط یه بار گفت:ابالفضل،دید بشیر داره روضه میخونه،میگه ام البنین به سر عباست عمود آهن زدند؛بلند شد گفت باور نمیکنم،کی تونسته عمود آهن به سر عباس من بزنه؟!!باور کن ، میخوای بگم چه جوری عمود زدند؟راست میگی باورش سخته،اما قبل از اینکه عمود بزنند دستاشو جدا کردند ..." تیر به چشمش زدند ..." چهار هزار تیرانداز عباسو هدف گرفتن ..." ام البنین تا این موقع مشکلی نبود،اما وقتی مشک آبش رو زدند دیگه امید عباست ناامید شد ..." نانجیب اومد روبه روش ایستاد،حکیم بن طفیل لعنة الله علیه گفت اگر تو دست نداری من دارم چنان با عمود آهن زد ...

شاعر:مهدی رحیمی

                               دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:34 ب.ظ | نظرات()

شب بود و صحرای بلا بود و حرم بود

*شب مقدمه نیست، منتظری امشب،شاید خیلی ها یك سال منتظر یك همچین شبی هستند،اول كه باید سجده ی شكر به جا بیاریم:خدایا یه شب عاشورای دیگه زنده ایم ،به ما اجازه دادن برا پسر فاطمه گریه كنیم،از همین ابتدا دلت مهیا ست، مقدمه نچینم،معطلت نكنم*

شب بود و صحرای بلا بود و حرم بود

جان ها به کف، تنها سپر ،سرها علم بود

آن شب خدا بود و خدا بود و خدا بود

برلب دعا بود و دعا بود و دعا بود

*چه خبره كربلا؟هر شب یه سئوال پرسیدم از همه تون، امشب هم یه سئوال می پرسم، این حسینی كه محاله به دشمن رو بزنه، چه اتفاقی می افته كه یه شب مهلت می گیره از دشمن؟ جانم فدات آقا جان، دو تا دلیل براش نوشتن، دلیل اول این بود، می خواست تا صبح مناجات كنه و قرآن بخونه و نماز،وقت برا عبادت گرفت،دلیل دومش كه با دل ِ من و تو بازی می كنه، حضرت می خواست وقت بگیره، اونایی كه قرار ِ برسن،برسن، قربون تو برم آقا منتظر بودی یه عده بیان،آقا جان ممنونتم صبر كردی ما هم به تو برسیم*

یاران همه در فکر وصل یار بودند

در انتظار صبح خون بیدار بودند

* همه مشتاق شهادتند،چه خبره؟ می خوای یه پرده اش رو كنار بزنم،بگم؟*

اصغر گلو را بهر تیر آماده کرده

آغوش ثارالله را سجاده کرده

*ای سلام خدا به حبیب بن مظاهر، خوشبحال اونایی كه الان كنار ضریحشن*

آن شب حبیب اطراف خیمه پاس می داد

پاس حرم پشت سر عباس می داد

* همین جوری كه داشت سر كشی می كرد، پاسبانی می كرد، فرمانده ی اصحاب حبیب بن مظاهر ِ، رسید كنار خیمه ی زینب، صدا داره میآد، خواهر و برادر دارن با هم حرف میزنن*

جان جهان از دادن سر حرف می زد

آهسته زینب با برادر حرف می زد

*كجا می خوای بری داداش؟*


می گفت ای که عالِم ِ غیب و شهودی

آیا همه یاران خود را آزمودی؟

*داداش من نگرانم*

این ها که با تو دعوی اخلاص دارند

فردا مبادا که تو را تنها گذارند

*داداش من هنوز مدینه یادمه،اینا نكنه فردا مثه بابام علی تو رو تنها بذارن؟نكنه اینها مثه یارای داداش حسنم باشن؟ اینها رو امتحان كردی؟ جواب ابی عبدالله رو ببین*

فرمود خواهر یک به یک را آزمودم

هر چند خود از قلبشان آگاه بودم

اینان که بر عمر ابد هم ناز دارند

حاشا که دست از یاری ما باز دارند

* تا این حرف هارو حبیب شنید، دست و پاش شروع كرد لرزیدن*

ز این گفت و گو رنگ حبیب از رخ پریده

انگار بر تن جامه ی جان را دریده

انگار اینجا مرگ خود را آرزو کرد

زاری کنان در خیمه ی انصار رو کرد

*با این كه ابی عبدالله  یارانش رو آزموده، با این كه از دلشون با خبره، ولی حبیب رفت تو خیمه ی اصحاب*

کی حامیان اهلبیت از جای خیزید

باید همه خون جای اشک از دیده ریزید

* مگه چی شده حبیب؟خبر ندارید،زینب نگرانه،زینب نگرانه ما اینجا نشستیم*

جاری به رخ از دیده ی زینب گلاب است

بر امشب و فردای ما در اضطراب است

بر غربت آل پیمبر اشک ریزید

زینب صداتان میزند از جای خیزید

*یه دهه داری میگی حسین،برا امشب،امشب تنوره سینه ات داغه،اومدم بگم:حسین جان!آقاجان!یعنی میشه منم جزو یاران امام زمانم باشم؟یه كاری بكنم دل امام زمانم آرام بشه؟ اصحاب امشب یه كاری كردند، دل خواهر حسین آرام شد،كاری كردن خیالش راحت شد،ان شاءالله من و تو هم جوری پا به ركاب باشیم،مثل اصحاب حسین علیه السلام، ما هم دل امام زمانمون رو شاد كنیم،البته ما ندیدیده آماده ایم،یا صاحب الزمان!،امام صادق یه یاری داشت، حضرت رو ندیده بود، حضرت هم اونو ندیده بود، تاریخ اسمش رو آورده به نام، كُلَیْب ،اینقدر تسلیم امام صادق بود، كه  معروف بود به كُلَیْب تسلیم، میگن:هر چی امام صادق می گفت، ندیده می گفت:چشم.اطاعت می كرد، تسلیم محض امام بود، بعد امام بهش یه پیغام داد،گفت: به كُلَیْب بگید من ندیدمش اما دوسش دارم، كسی كه ندیده تسلیم ما بشه، بگو یا صاحب الزمان، منم می خوام شب عاشورا تصمیم بگیرم تسلیم تو باشم، آی جوان دنبال این هستی امام زمان از تو راضی بشه؟امشب شب احیاء است،شب مناجات ِ، من ِ گنهكار میگم:یا صاحب الزمان!قول میدم دیگه گناه نكنم، قول میدم كاری كنم، تو ازم راضی باشی، حبیب اصحاب رو بلند كرد،پاشید زینب نگران ِ*

آل رسول الله را یاری نمایید

بر زینب اعلان وفاداری نمایید

آن طائران قله ی خون پر کشیدند

پر در حریم آل پیغمبر کشیدند

*اومدن كنار خیمه،صدا زدن:*

ای خاندان وحی ما یار شماییم

تا پای جان خود طرفدار شماییم

پیوسته سرباز فداکار شماییم

یار شما یار شما یار شماییم

*خیالت راحت باشه زینب، تا ما هستیم یه مو از سر حسینت كم نمیشه، همین حرف رو عمل كردن،فردا تا اصحاب بودن، اجازه ندادن یه نفر از بنی هاشم میدان بره، نشون دادن تو عمل،یكی یكی اول اصحاب رفتن، وقتی اصحاب به شهادت رسیدن، دیگه بنی هاشم رفتن ، زینب خیالش راحت شد، یه نگرانیش بر طرف شد، یه دغدغه اش بر طرف شد، اما نگرانی ِ اصلیش یه چیز دیگه است، شنید حسینش داره حرف از مرگ میزنه"یا دَهرُ أُفٍّ لَكَ مِن خَلیلِ" حسین من زنده باشم و تو حرف از مرگ بزنی، آخ نگرانم. از امشب به بعد دیگه باید یه روضه رو لبت باشه،از امشب شروع میشه،همین امشب بیا اسمت رو تو روضه خونای شب عاشورا بنویس، كاری نداره،یه چشم پر اشك می خواد كه داری،یه دل پر سوز می خواد كه داری، دستت رو مشت كن، مثه این مادرایی كه داغ دیدن، بزن به سینه ات،روضه از امشب اینه:امان از دل زینب....*


                                       دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:58 ب.ظ | نظرات()

 فردا چه جوری این خواهر و برادر از هم جدا شدن؟ چند تا وداع داره ابی عبدالله، بشمارم برات، وداع با زنهای اهل حرم،الله اكبر، اومد جلوی خیمه ها،"یا ام الكلثوم! یا رباب!یا سكینه! یا زینب!علیکن من السلام" این یه وداع ِ، این یه خداحافظی ِ، مقتل میگه همه دورش حلقه زدن، صدای ضجه بلند شد، یكی میگه: " رُدَّنا اِلى حَرَم ِ جَدِّنا" یه وداع با زین العابدین كرد، الله اكبر، من اصرار دارم شب عاشورا این یه دونه رو باز كنم، نشست،زین العابدین نگاه كرد،دید همه سر و روی بابا خاكی ِ، از جای جوشن و زره خون میآد، دست زین العابدین رو گرفت، می خواد خداحافظی كنه، چه سئوال هایی كرد امام سجاد، اول گفت:بابا داداش اكبرم كجاست؟ اَیْنَ اَخی؟ حضرت گفت:داداشت به شهادت رسید، صدا زد:" اَیْنَ عَمی العباس؟" بابا تو بدون عمو جایی نمی رفتی، صدا زد: عموت تو علقمه رو خاك افتاده.خلاصه كنم،سراغ هر كی رو گرفت، حضرت گفت:به شهادت رسید، كار به جایی رسید، صدا زد علی جان! پسرم، می خوای بهت بگم چه خبره؟ غیر از من و تو دیگه مردی تو خیمه ها نمونده،یه وداع دیگه هم كرد، اون وداعی كه خیلی ها گرفتار میشن، مقدس اردبیلی فرمود:مادر ما زهرا این روضه رو دوست داره، وقتی گرفتار میشید، می خواهید فاطمه بیاد،میگن:روضه ی وداع بخونید همینه،آخ بمیرم برات، می خوام این روضه رو با زمزمه بخونم برات، می خوام با یه زبون دیگه،عاشقونه، اونجایی كه حسین پیراهن رو طلب كرد، این رمز بین خواهر و برادر ِ، پیراهن رو كه خواست،نمیگم با پیراهن چه كرد، همتون اهل روضه اید، فقط یه نگاه به پیراهن كرد،بو كرد، دید بوی دستای مادر رو میده، بذار بگم،شبش ِ، جلو زینب پیراهن رو پاره كرد، داداش چه می كنی؟ گفت: می خوام كاری كنم،فردا اینها به این پیراهن طمع نكنند،حسین.... پیراهن رو به تن كرد،آرام آرام داره از زینب دور میشه، التماس رو ببین.*

كجا داری میری

انگار می خوای راس راسی از خواهر جدا بشی

كجا داری میری

بدون خواهرت می خوای بری فدا بشی

كجا داری میری

تنهام بذاری و عزیز نیزه ها بشی

پشت سرت برادر

از نفس افتاد خواهر

وایسا می خوام ببوسم

گلوت و جای مادر

داره سپاه میرسه

روز سیاه میرسه

صدای مادر داره

از قتلگاه میرسه

*"بُنَیَّ قَتَلُوكَ"زینب داره التماس میكنه،داداش! "مهلاً مهلا"*

آروم آروم برو

بذار تنت كنم داداش دستباف مادرم

بذار بفهمم كه قرار ِ چی بیاد سرم

*سئوال زینب رو، تو ناله بزن، داداش: *

برا چی محكم میزنی گره به معجرم؟

تو شاهد ِ اشكمی

باخبر از دردمی

دعا بكن خواهر و

نبینه نامحرمی

*حسین....*

ای تشنه لب حسین،حسین،حسین

جان زینب حسین،حسین،حسین

*الله اكبر،این یه وداع ِ،یه وداع ِ دیگه ام هست، با همه خداحافظی كرد، همه رو دید، اونایی كه دختر دارن،این وداع آخر صدای گریه ی حسین رو بلند كرد، دختر دارا می دونن،دیدی بخوای مسافرت بری،با پدرت، با مادرت، با برادرت، با پسرت خداحافظی كنی، دختر میایسته یه گوشه فقط نگاه میكنه، میذاره همه خداحافظی هاشون رو بكنن، آخر سر، یه دفعه دیدن این دختر دستای اسب رو بغل كرده، بابا بیا پایین، بیا بغلم كن.*

اگر نازی كند دختر خریدارش پدر باشد

*حضرت از اسب اومد پایین بغلش كرد،آروم در گوشش حرفی زد،"لا تُحْرِقِی قَلْبِی بِدَمْعِكِ حَسْرَةً" اینقدر من و با گریه ات آتیش نزن،نمیدونم بهش چی گفت، شاید گفت: تو خرابه میام.شاید گفت:دوباره همو می بینیم،نمی دونم چی گفت، تاریخ ننوشته چی گفت، فقط یه سئوال كرد، بابا،خبر شهادت مسلم رو كه دادن، دخترشو بغل كردی،نوازش كردی، بابا به من بگو می خوای بری، بعد از تو كی من رو بغل كنه؟ كی منو نوازشم كنه؟ بگم یانه؟ بعد از حسین به جای اینكه نوازشش كنن، من عربیش رو میگم،مقتل رو میگم، خودت میفهمی، منو ببین، به جای اینكه نوازشش كنن، " اجْتَمَعَتْ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرَابِ حَتَّى جَرُّوهَا عَنْهُ جسد ابیها" یكی نیزه زد، یكی سیلی زد، یكی كعب نی زد.امان،امان،امان. حسین به زینب می گفت: آروم باش،آروم باش خواهرم. اماچه جوری آروم باشه زینب؟ فردا همین موقع میدونی چه خبره؟*

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

ای بی كفن حسین،حسین،حسین

عریان بدن حسین،حسین،حسین

*خداحافظی هاشو كرد، رفت به طرف میدان، جنگید،بعضی ها نوشتن سی و سه زخم، از نیزه، سی و چند زخم از تیر و تیغ، اما بگذرم، مقتل بخونم،یا صاحب الزمان" وَاشتَدَّ العَطَشُ بِالحُسَینِ علیه السلام" تشنه اش شد، رو اسبش نشسته، تكیه داد به نیزه اش، یه نانجیبی گفت:نگذارید استراحت كنه. چه كردند؟ یه سنگ به پیشونیش زدن، خون از صورت سرازیر شد، كمر بندش رو باز كرد، پیراهنش رو بالا زد،بگم یا نه؟نانجیب تیر سه شعبه رو تو كمان گذاشت،ای حسین.....قلب حسین رو هدف گرفت، عبارت مقتل اینه: "فانبعث الدم کالمیزاب" خون مثل ناودان از سینه میریخت، هر كاری كرد از روبرو در نیومد، میگن: ارباب ما خم شد، تیر رو از پشت سر، اینجا دیگه طاقت نیاورد*

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

" فسقط عن فرسه علی خده الأیمن"


                                      دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:51 ب.ظ | نظرات()

وقتی که با نان و نمک افطار می کرد

انگار که با فاطمه دیدار می کرد ...

*ام کلثوم دید اصلا حواس باباش یه جای دیگه س *

هی شیر را از پیش خود میزد کنار و

هی دخترش با چشم تر اصرار میکرد

*بابا جان شیر بخور ... اخه رنگ و روت پریده ...دخترا میدونن،دختر همه عشقش اینه بابا بیاد خونه افطار سفره براش پهن کنه ... بابا برات شیر آوردم شیر رو زد کنار ... حواس علی جای دیگه ست، دل امیرالمؤمنین یه جا دیگه بهانه میگیره*

***

هی شیر را از پیش خود میزد کنارو

هی دخترش با چشم تر اصرار میکرد

در آسمان انگار چیز تازه میدید

با اشک دیده چشم را خونبار می کرد

امشب ز شب های دگر مظلوم تر بود

این را اذان وقت سحر اقرار میکرد

*همه کنایه کجا نشستن، همه چیزو نمیشه وا کرد *

( آن پهلوانی که غرورش را شکستن

انا الیه الراجعون تکرار می کرد .... ) 2

*سادات منو ببخشن، بریم در خونه حضرت زهرا ، امیرالمومنین بعد سی سال به آرزوش رسید چه خبره تو دل علی؟ بزار بگم:*

***

(دلتنگ زهرا بود و این شب های آخر

گریه به یاد آن در و دیوار میکرد ... ) 2

*می خواست از در بره بیرون ، شال امیرالمؤمنین گرفت به قلاب در، آماده ای یه جایی ببرمت ؟*

قلاب در تا بوسه زد بر روی شالش

یاد قلاف و زخم دست یار می کرد ...

*سی سال پیشم یه نفر این شال رو گرفته بود هی نانجیب با قلاف شمشیر زد ... وای .... برم جلوتر ، *

 از بس که دلتنگ نگاه فاطمه بود

دیدند قاتل را خودش بیدار میکرد ...

*پاشو دیگه فاطمه رسیده، پاشو علی رو خلاص کن ...*

از بس که دلتنگ نگاه فاطمه بود

دیدند قاتل را خودش بیدار میکرد ...

***

الله اکبر ... فرق شکافته شد ، تا فرق علی شکافته شد، صدا بلند شد "فزت ورب الکعبه" بابا هر کی یه ضربه میخوره،بالاخره یه صدا میزنه، هر کی یه ضربه می خوره بالاخره یه ناله ای میزنه،یه اهی، وایی، فریادی .... استقاثه ای ... امیرالمؤمنین سحر نوزدهم وقتی ضربه شمشیر خورد صدا زد "فزت و رب الکعبه" آخ ... یاد خدا رو زنده کرد تو آون حالت ، حرفی از درد نزد، اصلا دردش حس نشد ... شمشیر تا ابرو رو شکافت، علی از زخم گله نکرد ، یه اقایی رم سراغ دارم تو گودال قتلگاه ، دیدن زیر لب داره ناله می کنه .... میگه جلو اومدم، دیدم میگه"الهی رِضاً بِرِِضِاکَ... لا معبود سواك یا غیاث المستغیثین ... " نمیدونم اجازه دارم جلوتر برم ... فقط نگفت رضا به رضائک،فقط نگفت یا غیاث المستغیثین ...." امام رضا می گه جد ما رو با دوازده ضربه کشتن ... هر ضربه ای که زد یه بار گفت وا اماه ... یه بار گفت وامحمدا ... یه بار گفت واعلیا ... حالا بگو حسین ....

                             دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:34 ب.ظ | نظرات()


خونابه های لبتو میشورم با اشکام، بابا
خاکسترای سرتو میگیرم با دستام، بابا
(خدانگه داره عمه رواگه نبود(میمردم)2)2
(سپربرای تنم میشد وقتی کتک(میخوردم)2)2
(باشه ، بذار چشام تو غربت بباره
باشه ، بذار بگن که بابا نداره )2
***
کجایی بابا شده نماز من شکسته
کجایی بابا شده قیام من نشسته
کجایی بابا بیا ببین تیمم به روی خاک صورتت با دست بسته
(ای بابا حکایتی شده مویم ...
ای بابا شکستگی ابرویم ...
ای بابا ببین کبوده بازویم ... ) 2
(باشه کوچه به کوچه رو نیزه ها رفتی خونه ی ما نیومدی
باشه کنج تنور و طشت طلا رفتی خونه ی مانیومدی)2
( ای بابا حکایتی شده مویم ...
ای بابا شکستگی ابرویم ...
ای بابا ببین کبوده بازویم ... )2
کجایی بابا عزا گرفته دختر تو 2
میخونه روضه خودش برای خواهر تو
تو بازار شام،دیدم که میفروشن یه گوشوارمو باانگشتر تو ... 2
ای بابا ببین دیگه زمین گیرم ...
ای بابا سه سالمه ولی پیرم ...
ای بابا شبیه زهرا میمیرم ...

دانلود مداحی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:45 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic