سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر سید مهدی میرداماد
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

*یکی دیگه از دیدنی ترین جاها اون لحظۀ آخرِ عمرِ ماست ... ان شاالله تو بیای ... بخدا این گریه خیلی می ارزه ، مِسمَعِ بن عبدُالمَلِک از امامِ صادق (ع) تو کامل الزیارات نقل میکنه :

پرسید آقاجان آخرِ ما چی میشه ؟ لحظۀ جون دادن ما چی میشه ؟ امام صادق (ع) فرمود مِسمَع : ﻫَﻞ ﺗَﺰورُ ﺟَﺪّی اﻟﺤُﺴَﯿﻦ ؟

*آیا جدِ ما رو زیارت میکنی ؟ سرشُ انداخت پایین،نه آقا خَفَقانِ،حکومتِ نظامیه،راه ها بسته هست،می کشَنِمون،زن و بچه مون رو به اسارت میبرن ... نمیتونم برم ...

آقا یه سوال دیگه کرد فرمود مِسمَع حالا که نمیتونی بری آیا برا جد ما گریه میکنی یا نه ؟ جذع و فذع داری یا نه ؟ مِسمَع گفت آره آقا ... اینقد گاهی اوقات منقلب میشم دارم غذا میخورم یادِ جدِ شما میفتم،لقمه از دهانم میفته ... میخوام آب بخورم ، یادِ لبهایِ بچه هاش می افتم ... حضرت فرمود مِسمَع حالا که جذع و فذع و گریه داری بهت یه مژده بدم لحظۀ جون دادنت مادرم میاد ... جدم میاد ... ما هممون دورت حلقه میزنیم جانان *

یا غیاث المستغیثینِ منی هنگامِ مرگ

میزبانیِ تو در آن واپسین دم دیدنی ست

در میان نامۀ اعمال در محشر فقط

روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی ست

*بابا،مگه نمیگن قیامت،پرده رو کنار میزنن اعمالمونُ نشونمون میدن ... مگه قیامت : یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ... نیست ؟ خوش بحالِ اونی که پرده رو کنار میزنن ، گریه هاشو نشونش بدن ... بگن این گریه کنِ حسینِ ... چه دیدنیِ این گریه ... فداتون بشم بعضی ها یه جوری گریه میکنن،من حسرت میخورم و غبطه میخورم ... این گریه خیلی می ارزه *

این سبک را دوست سنگین میخرد

آبِی شورِ چشم شیرین میخرد

*فکر نکنی همیجوری بدست منُ و تو رسیده ... خیلی می ارزه ...

مرحوم مُستَنبِط تو کتابِ القَطره میگه حبیبُ خواب دیدن،گفتن آرزو داری؟ گفت دوتا آرزو دارم .

یکی که دوباره زنده بشم برا حسین (ع) جون بدم ...

یکی اینکه نفَس بهم بدن ، جون بهم بدن بیام تو روضه هایِ حسین (ع)  قاطیِ گریه کن ها بشینم،منم گریه کن بشم،گریه کنارِ شهادت ... این شهدا تو همین گریه ها اذنِ شهادتُ گرفتن ... اگه بالِ پرواز میخوای تو گریه باید بالِ پرواز بگیری ... آهای شهداء ما کاری از دستمون برنمیاد ... تنها کاری که از ما برمیاد بچه هاتون و احترام کنیم ... کسی حق نداره این بچه رو اذیت کنه ...

 

قبل از عاشورا براش گریه ها کردن ... فک نکنی بعد شهادتشِ ، نه ... به دنیا نیومده بود مادرش براش  زار زار گریه کرد ... هی میگفت : اَنا الغَریب ... باباش علی گریه کرد ... داداش حسنش (ع ) گریه کرد ... هی میگفت :لایوم کیومک یا ابا عبدالله ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:30 ق.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

طاووس یمانی میگه اینقدِ پیشانیُ لبهایِ حسینُ پیغمبر بوسیده بود که نور ازش ساطِع می شد ... دیگه یه جایی تاریک بود، نیازی به چراغ نبود ، حسین (ع) که میومد چهره اش نورانی بود ، از بوسه هایِ پیغمبر ... پیغمبر می بوسید و گریه میکرد ، میگفتند چرا گریه میکنید آقا ؟ میگفت دارم جایِ شمشیر ها رو میبوسم ... قبل از شهادت برا حسین گریه ها کردن ...

برسیم به امشب روضه بخونم ... میخوام اسم کسی رو ببرم که قبل ازشهادت برا حسین گریه کرد ...

دیدن از پله هایِ دارالعماره داره میره بالا و گریه میکنه ... نفهمیدن چرا داره گریه میکنه ... فک کردن ترسیده ... فک کردن گریه ، گریه ضعفه ... بهش طعنه زد گفت تو که اینقد ترسو بودی و گریه ات گرفته ، چرا اومدی کوفه ....؟ گفت تو نمیفهی من برا چی گریه میکنم ، من دارم برا حسین گریه میکنم ... دارم برا اون آقایی گریه میکنم که نامه نوشتم بیاد ، دستِ زن و بچه شو گرفته ... این گریه نیست ، این عشق بازیِ مسلم با مولاشِ ... بچه ها گریه یعنی عشق بازی ...

اشک یعنی عشقبازی با خدا ...

انفجارِ بغض اما بی صدا .... *

 عشقبازی ازنگاهِ مسلمُ حرُ و حبیب

با غریبی سر به زیری،قامتِ خم دیدنی ست

*غریبیش مالِ مسلم ... سر به زیریش مالِ حر ... قامتِ خمش مالِ حبیب ... ما همه مون اینجوری بیایم ، غریبیم ، سر به زیریم ، قامتمون خمِ ...

چرا غریبیم ، آخه آقامونُ ندیدیم

چرا سر به زیریم ، آخه گنه کاریم خجالت زده ایم .... بعضی هام که پیر شدن تو این مسیر ، خمیده شدن .....

 غریبه مسلم حیفِ ، باید شبِ اول غریب نوازی کنیم ... اینقدِ ابی عبدالله مسلمُ دوس داره

عبارت عجیبه ، بعد از شهادتِ مسلم یه جمله ای داره حضرت ، یه محرم می ارزه معنا بشه ... وقتی خبرِ شهادتِ مسلمُ شنید یه جمله گفت : لا خَیْرَ فِى الْعَیْشِ بَعْدَ هؤُلاءِ ...

الله اکبر ... کیا بودن اینا ، کی بوده مسلم که حسین گفت دیگه نمیخوام زندگی کنم بعد اینا زندگی معنا نداره ، خوبی نداره ... کی بود مسلم که حسین براش جوری گریه کرد ...

"حَتی جَرَت دُموعَ علی صَدره  ... سینه اش خیس اشک شد ... حالا من و تو میتونیم حقِ مسلم و ادا کنیم شبِ اول ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:29 ق.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیْكَ یا امیرَالمُومِنین السَّلامُ عَلَیْكَ یا یا آبَاالحَسَنِ یا اِمامَ المُتَقین

نامِ تو را که بردیم باران رسید از راه

بر دردِ خشک سالی،درمان رسید از راه

از راه آمدی و دستِ مرا گرفتی

در زندگیم هر جا شیطان رسید از راه

 *علی جان ...  مولا جان ...  ایامِ شهادتُ و یتیم شدن بچه هاتونِ ...*

 یا مرتضی علیُ یا مَظهَر العجائب

نادِ علی که گفتیم احسان رسید از راه

 جانِ مرا علی جان با یک نگاه بِستان

هر وقت رسید روز عید قربان رسید از راه

 در محفلی که اِسمت بر جِسم مرده جان داد

عیسی به عشقِ نامت بی جان رسید از راه

 *زبانِ حال همتون ...*

با شادیِ فراوان از محضرِ تو برگشت

هر وقت هر گدایی گریان رسید از راه

*مولایِ من ...*

هرجا که هتکِ حرمت بر آلِ مرتضی شد

دیوانه وار قومِ سلمان رسید از راه

*جانم فدات ، همه وجودت شعله ور از عشقِ علیِ ... هرجا دشمنِ علی هست ، بلرزهِ و بیفته و از بین بره *

هرجا که هتکِ حرمت بر آلِ مرتضی شد

دیوانه وار قومِ سلمان رسید از راه

احساس شد که دشمن نزدیک زینبیه ست

از جای جایِ ایران گُردان رسید از راه

آغوش باز کردی با احترام هرگاه

از کربلا برایت مهمان رسید از راه

 در آرزویِ آنم زیر لحد بگویند

غمگین مباش برخیز،سلطان رسید از راه

 ایام شهادتِ ایام مرثیه و روضه ست ، دقایقی منم فیض مو ببرم ، روزای عزایِ امیرالمومنینِ ، همه شهدا فیض ببرن . شهدایِ مظلومِ زینبیون فیض ببرن ...

 

دیگه امیرالمومنین به آرزویِ خودش رسید بعد سی سال مهمانِ سفرۀ فاطمه ش شد ... همتون اهلِ روضه و اهلِ ناله اید یکی از روضه هایِ این شبها اینه ، امیرالمومنین کاری کرد برخلاف عادتِ همیشگی ، چه کرد ؟ همیشه وقتی پدری بخواد از دنیا بره فرزندانِ کوچکش رو به فرزند بزرگ میسپاره .

علی جان چه کردی ؟؟

صدا زد همه بچه ها برن فقط بچه هایِ زهرا بمونن ، نگاه کردن دیدن اباالفضل داره از حجره بیرون میره ... صدا زد عباسم تو بمون بابا باتو کار دارم ( لله اکبر ) ...

چه کرد امیرالمومنین نگاه کردن دیدن دستِ حسینُ تو دستِ عباس گذاشت پسرم عزیزِ دلم من کربلا نیستم یه روزی میاد حسینم غریب و تنها ...

اوناییکه حرم عباس رفتن صدایِ ناله شونو بلند کنند ... یه گوشه حرم یکی از جملات معروف و نوشتن ... نوشته یا کَفیلَ زِینَب ...

این کفیلَ زینب روضه من باشه امیرالمومنین دیشب گفت عباسم تو باید از خواهرت دفاع کنی ... این شهدا که میبینی میرن مدافع حرم زینبن اینا راه عباس ها رو در پیش گرفتن ...

اون شب علی سفارش کرد عباسم تا تو زنده ای نزار یه مو از سر زینب و بچه هایِ حسین کم بشه تاتو هستی مواظبِ بچه ها و حرم حسین باش ...

من از رفقام عذرم میخوام بگم یاعلی تا عباس بود کسی جرات نکرد به خیمه ها حمله کنه ، اما همچی که عباس رفت ، همه به خیمه ها حمله کردن شاید خیلیا این دوبیتُ بلدن ...

 تا تو بودی خیمه ها آرام بود

دشمن از بی حرمتی ناکام بود ...

تا تو رفتی چهره ها نیلی شدن

دستها آماده سیلی شدن ...

ای حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:06 ب.ظ | نظرات()


افتاده بین بستری آتش گرفته

در آتشِ غم حیدری آتش گرفته

*اَصبغ ابن نُباته میگه تو عمرم علی رو اینجوری ندیده بودم ... سردارِ خیبرُ و احدُ و بدر ... کسی که دیدم چه جوری خیبر رو از جا کنده ... اَصبغ میگه تا اومدم کنار بستر دیدم دستای علی داره میلرزه ....*

بعد از علی دانست تنها چاه کوفه

راز قدیمیِ پری آتش گرفته ...

باور نمی کردند مردم تا به امشب

افتادنِ نام آوری آتش گرفته ...

زینب کنار بستر او بغض کرده

افتاده یادِ مادری آتش گرفته

دیدم در چشمانِ حیدر حلقه میزد

اشکِ وصال همسری آتش گرفته

مرهم ندارد زخمِ او جز چادری که

خاکی شده پشتِ دری آتش گرفته ....

پایان قصه میرسد با فرقِ خونی

ساقی کنار کوثری آتش گرفته

با کاسه هایِ شیرشان ایتام کوفه

دارند داغ سروری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاکی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی که در آن یک خیمه بود و

در بین خیمه خواهری .....

ای ابرهای کربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

کار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته ....

از جیغ یک دختر سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

حسین ....

*روضه بخونم و التماس دعا ... تا نانجیبِ ملعون ضربه رو زد ... سریع همه ریختنِ تو مسجد این حرام زاده رو گرفتن ، نداشتن فرار کنه ، درسته داغ خیلی سخته ، اونی که خیلی زینب و آتش میزنه داغ باباست ، اما اونی که داغدیده رو خیلی اذیت میکنه اینه قاتل آزاد باشه ... (فهمیدی چی گفتم ؟!!

جلو زینب قاتلِ باباشو دست بسته آوردن ... دید قاتل باباشو زندان کردن ... دید قاتل باباشو دست بستند ... میخوام بگم کربلا برعکس شد .... جلو چشمِ شمر دستهای زینب و بستند ....

جلو چشمِ نامحرمان ریسمان به گردن و دست هاش زدند .... از تو گودال عبورش دادند .... یه نگاه به علقمه کرد ... عباس پاشو ... قاتل داداشم داره نگاه .... میکنه زینب و اسیری میبرن ... حسین ....

 بالحُسین الهی العفو ..........




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:43 ب.ظ | نظرات()

گر غِیر آل الله لیلایی نمانده

در عشق جُز عباس شیدایی نمانده

در جای‌جایِ قلبِ فرزندانِ زهرا

با بودنِ فرزندِ من جایی نمانده

*امشب فقط یه نفر میتونه روضۀ عباس بخونه ... اونم مادرِش ام البنینِ ... هر کی اومدِ امشب هم روضۀ عباس بشنوه . هم روضۀ حسین بشنوه ... امشب فقط یه نفر روضه میخونه ... هیچ صدایی محزون تر از صدای مادرانه نیست ... اگر مادر زبون بگیره زمین و زمان میلرزه ... دلِ سنگ آب میشه .... اگه مادر زبون بگیرِ  ... دشمنا با گریۀ ام البنین گریه می کردن ... سنگ دل ترینِ آدما تو مدینه وقتی رد می شدن میدیدن دارِ به سینه ش میزنه هی می گه بُنیَّ .... امشب تو هم ناله داری بزن .... فاطمیه دارِ تموم میشه ها .....*

امِ بنینم من نه، امِّ بی‌بَنینم

یعنی برایم دیگر اَبنائی نمانده

دور و برم پُر بود از اولادِ حیدر

*یه روز خونم شلوغ بود ... حسین بود حسن بود عباس بود الان دمِ آخری هیشکی نیست این لحظه های آخر سرَمُ به دامن بگیرِ ... آخ بمیرم برات ....*

دور و برم پُر بود از اولادِ حیدر

این آخرِ عمری منم ... مایی نمانده ...

بر چهارقبرِ خالی از بس ریختم اشک

از من به غیر از گریه سیمایی نمانده

شد گونه هایم چون کویر از آفتابُ

*آخه میگن زیر آفتاب مینِشست برا حسین گریه می کرد ... چرا زیرِ آفتاب؟؟؟ شنیدم بدنِ حسینِ زیر آفتابِ گرمِ کربلا ....*

شد گونه هایم چون کویر از آفتابُ

جز خون دل در چشم دریایی نمانده

آن قدر خواندم واحسینا واحسینا

در زخم های حنجرم نایی نمانده

عباس،نایِ پایِ راهِ باورم بود ...

رَفته عَصای پیری ام،پایی نمانده

رَفته عَصای پیری ام،وامصیبت ...

آمد شبِ دلگیریِ من،وامصیبت ...

رفتهِ عصایِ پیریِ من ، وامصیبت ...

بعد از رباب و قِصۀ اصغر برایم

غمگین تر از لالای نجوایی نمانده

بر آب غیر از شرمُ غیر از شرم بر آب

بر مشک غیر از اشک سودایی نمانده

سقا بدون مَشک یعنی جِسمِ بی روح

مشکی اگر شُد پاره سقایی نمانده

گفتند جِسمش آب رفت از شرمُ شمشیر

زان سروِ رعنا قد و بالایی نمانده ....

*ای وای ... هرکی هرچی میرسید برا ام البنین تعریف می کرد،شاید ضرباتِ شمشیر ... شاید تیرِ تو چشم زدن ... شاید دستِ بریده ... انقد ام البنین رو اذیت نمی کرد که میگفتن به بچه ها قول داد آب بیاره ... همچین که میشنید عباس نتونست آبُ برسونه ..... (الهی برا خجالتت بمیرم ..) شنیدم آب شدی کنارِ علقمه ... شنیدم یه نگا کردی به حسین گفتی آقا خجالت زدۀ خودتُ بچه هاتم .... با الله ... عباس من عوضِ  تو مادر ... رفتم از همۀ بچه ها حلالیت گِرفتم .... هر وقت نگاش به سکینه می افتاد ... نگاش به رباب می افتاد ... حسین ......

مشکُ علم یک طرف ....

دستِ قلم یک طرف ...

العطشِ کودکان

بین حرم  یک طرف ...

نالۀ ادرک اخا ... میرسد از علقمه

زادۀ ام البنین شد پسر فاطمه

امیدِ خیمه شد نا امید

جیب الماء للاسکینِ ...

بعدِ تو دیگر خسین،بی کَسُ تنها شده

پایِ حرامی ببین به خیمه ها وا شدهِ

کرببلا والسلام  ... کارِحسین شد تمام

میرود امشب اسیر زینب او ......

 حسین....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:05 ب.ظ | نظرات()


(میخوای از کنارم بری
همه کس و کارم بری
آروم و قرارم بری
ای دار و ندارم بری)۴

(رحمی به من ای یارم
رحمی که گرفتارم
رحمی که منِ تنها
تو رو دارم ... تو رو دارم)۲

(آخه خودت بگو،بعد یار چه کنم؟
با دلِ دخترت،دل زار چه کنم؟)۲

در و عوض کنم با دیوار چه کنم
وااای چه کنم ....۴

*هی میرفت تو قبر میومد بیرون....چه کنم؟!
امشب شبِ چه کنم چه کنم علیِ....*

میخوای از کنارم بری
همه کس و کارم بری
آروم و قرارم بری
ای دار و ندارم بری

(یار نیمه راهم شدی
اشک من و آهم شدی)۲
یادم نمیره تو کوچه
یه تنه سپاهم شدی۲

(رحمی به شبِ تارم
رحمی گلِ بیمارم)۲
رحمی که شبِ غسلت
بی یارم .... بی یارم

(با صورت کبود ای بانو چه کنم؟!
دستم اگه رسید به بازو چه کنم؟!)۳
از اینا رد میشم با پهلو چه کنم؟!
(وااای چه کنم ....۴ )۲

(چی میشه حالت جا بیاد
نفسِ تو بالا بیاد )۲
دیگه دارِ وقتش میشه
پسرم به دنیا بیاد ...

رحمی به دلِ خونم
رحمی که پریشونم
لالایی برا محسن
چی بخونم؟!

(با دل بچه هات بگو من چه کنم؟۲
زینب آروم بشه با حسن چه کنم؟!)۲
بگو با گریه ی بی کفن ......

حسین .... حسین ....
الا صَلی الله عَلی الباکین علی الحُسین....
حسین .... حسین ....

حسینم این همه بر سینه آزرم نزنید
نمک به زخم دل دردپرورم نزنید ....

در این مدینه همینجا سر مرا ببرید
غلاف تیر به بازوی مادرم نزنید ....

 
   


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:50 ق.ظ | نظرات()



صاحب العصر کجایی؟بأبی أنت و اُمی 2
وای از این داغ جدایی،بأبی أنت و امی

به هوای سر کویت ، نفسی دیدن رویت
دل شده باز هوایی ، بابی انت و امی

ای دَوای دل مولا ، پسر آخر زهرا
نَجفی کرببلایی ، بأبی أنت و امی

*این شبا شبای خاصّیِ ..... مگه میشه این شبا کنار بستر مادرت نباشی ....
اصلا آدم مادرش تو بستر باشه جای دیگه نمیره ....
آقا تو این شبا ما رم محرم بدون ......*

مادرت خستۀ خسته ...
مادرت پهلو شکسته ...
وقت آن نیست بیایی ؟
 بأبی أنت و امی ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:15 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic