سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر سید رضا نریمانی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s8.picofile.com/file/8310672800/20597.jpg


آهسته می آمد ولی بی بال و پر بود

یک دست بر پهلو و دستی برجگر بود

زیر سر مهمانیِ اجباری اش بود

وقتی که می آمد عبایش روی سر بود

از بس میان کوچه ها افتاد بر خاک

روی لباسش ردپای هر گذر بود

 

*یه وقتی یه مرد زمین می خوره، بعضی ها میگن: چهل مرتبه،بعضی ها میگن: پنجاه مرتبه امام رضا علیه السلام از کاخ مأمون تا حجره ی خودش رو زمین نشت و پا شد، اما یه وقت یه مرد هی می نشینه  بلند میشه، میتونه سریع از جا بلند بشه،یه یاعلی می گفت: بلند میشد، اما مادرمون فاطمه وقتی افتاد توی کوچه رو زمین.........*

 

با آه می افتاد و بر می خواست اما

آهش زمان راه رفتن بیشتر بود

وقتی عصای پیری آدم نباشد

باید به زیر منت دیوار و در بود

آری شبیه قصه آن کوچه تنگ

فرسنگها انگار خانه دورتر بود

بال پرش زخمی شد از بس دست و پا زد

هر جای حجره  رد و پاهای جگر بود

سختی کشید اما چقدر آرام جان داد

آخر سرش بر رو پاهای پسر بود

باید که اهل کشف باشی بین روضه

باید میان روضه ها اهل نظر بود

وای از حسین از آن دمی که چشم وا کرد

پا روی زخم سینه اش پُر دردسر بود

 

*تا چشمارو وا کرد دید" وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ"*

 

وای از دمی که رفت بالا خنجری کُند

 وای از کسی که شاهدش  با چشم تر بود

شاعر : موسی علیمرادی

 

* همچین که امام رضا علیه السلام به شهر نیشابور رسیدند، همه ی مردم به استقبال آقا اومدن،هلهله می کردن،شادی می کردن، چه خبره؟ امام رضا اومده، گفتن آقا میشه ازتون یه درخواستی بکنیم؟میشه یه حرفی ،یه روایتی،یه کلامی...به یادگار بذارید؟که آقا اون جمله ی معروف رو فرمودند:" کَلِمَةُ لاَ اِله اِلاَّ اللّهُ حِصْنِیِ..." وقتی امام رضا می خواست این روایت رو بگه،یه نفر داد زد: گفت: ساکت باشید پسر فاطمه میخواد حرف بزنه، همه ی جمعیت،اونایی که هلهله می کردند ساکت شدند،.... اما من یه آقایی رو سراغ دارم، پسر فاطمه بود، اونجا نذاشتن حرف بزنه،تازه کف زدن،هلهله کردن...*

 

هر بلایی سرم آمد دست به زانو نزدم

جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم

همه با هم وسط خطبه من خندیدند

نسخه ی کودک بی شیر مرا پیچیدند

روی دستم گل بی برگو برم را کشتن

رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن

حرمله خیر نبینی گل من نو رس بود

کشتنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود

 

*این دستت رو بیار بالا،ناله بزن بگو :حسین...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:52 ب.ظ | نظرات()

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

 

کعبه زینب ، صفا امام حسین

کعبۀ بی منا ، امام حسین ...

 

هست ذکرِ قنوتِ هر شبِ من

ربنا آتنا امام حسین ....

 

با دو تا "یا" رسیده ام به خدا

یا ابوالفضلُ یا امام حسین ....

 

(حرفِ دلِ شما نوکرا چیه؟ چی میخوای بگی؟ )

 

عشقِ ما شد پیاده گریه کنان

اربعین ، کربلا ، امام حسین ...

 

بعد دورِ ضریح چان دادن

دو قدم مانده تا امام حسین ...

 

اولِ گریه هام اباصالح

آخرِ گریه هام امام حسین

 

گریۀ بی صدا امام حسن

گریۀ با صدا ، امام حسین ....

 

میرسد گر سه جا امام رضا

آمده هر سه جا ، امام حسین ...

 

روضه خوانِ حسین ، امام رضا

(فرمود یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ ... فرمود برا هر چیزی خواستی گریه کنی ، برا جد غریب ما حسین گریه کن ... چرا آقا ؟ آخه جد غریبِ ما رو (فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ) کربلا سر از بدنش بریدن .....)

 

روضه خوانِ حسین ، امام رضا

روضه خوانِ رضا امام حسین

 

آخرِ روضه ها بر امام رضا

گریه کردیم با امام حسین ...

 

(آماده هستی بریم کربلا ... همه اهلِ روضه و اهلِ اشک هستید الحمدالله .

پیغمبر وارد شد دید بی بی دو عالم داره گریه می کنه ، فرمود چه خبره دخترم؟ عرضه داشت بابا ، بچه ای که در رحم دارم داره با من حرف میزنه ... چی میگه میوۀ دلم ؟ ... بابا هی صدا میزنه انا الغَریب ... اما بابا نجواش دیگه عوض شده ، یه حرفه دیگه ای زده منو بیچارم کرده ...

از صبح تا حالا هی داره میگه انا العظشان .... قرارِ چه بلایی سرِ پسرم بیاد؟.. روایت مفصله فقط همینش رو عرض کنم ، پیغمبر شروع کرد به روضه خواندن ... دخترم ، پسرتُ کربلا اینطوری میکشنِش ... سر از بدنش جدا می کنن ... تا این حرفا رو زد گریه هایِ خانم بلند شد ... گریه هایِ بی بی که آروم شده عرضه داشت بابا یه سوالی ازت دارم ، آیا کربلا کسی هست یاری ش کنه ؟؟... (اهلِ روضه روضه ، محاسن سپیدا ، عرضم تمام ) پیغمبر فرمود نه دخترم ... شما هستید ؟ نه دخترم . باباش علی هست ؟ نه دخترم . منِ فاطمه هستم ؟ نه دخترم . داداشش حسن هست ؟ نه دخترم . گریه هایِ خانم بلندتر شد ... پس کی هست برا حسینم گریه کنه ؟ ... (سند مطلب اشاره شده در انتهای پست)

 

پیغمبر فرمودند دخترم نگران نباش از امتِ من یه عده ای میان ، مرداشون مثه زنِ بچه مرده برا حسینت گریه می کنن ....)

 

این همه راه دویدم ز پِیِ دلدارم

به امیدی که در این دشت برادر دارم ...

 

( صدا زد حسین جان )

 

تو دعا کن کنارِ بدنت جان بدهم

فکرِ همراهیِ با شمر دهد آزارم ...

 

(یه بیتِ دیگه شو بگم و عرضم تمام  ....)

 

یک عبا داشتی و خرجِ علی اکبر شد ...

با چه از رویِ زمین جسمِ تو را بردارم ...

 

(اومد تو گودل ، یه جمله ای فرموده من دیگه معنی ش نمی کنم صدا زد یا محمدا صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ یه اشاره به حسین کرد ... هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ ... وَ بَناتُکَ سَبایا ....)

 

ای حسین ....

 

سند روضه

1_1_علامه سید عبدالرزاق مقرم،مجموعه مقالات الزهرا ، ص 233 – 234

1_2 _محلاتی، زندگانی حضرت فاطمه علیها السّلام، ص 10.

1_3_لبیب بیضون، موسوعة كربلاء، بیروت، موسسه اعلمی، ج‏1، ص207







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:34 ب.ظ | نظرات()

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

من بریدم دل زِ دنیا ، آبرویم را مبر

رو زدم حالا به دریا ، آبرویم را مبر

غرق در بحر گناهم ، دستگیرِ عالمین

جان زهرا ، جان مولا ، آبرویم را مبر

من کجا و گریه کردن برایِ تو حسین

وصلۀ ناجورم اینجا ، آبرویم را مبر ...

من خودم را بین خوبان تو پنهان کرده‌ام ...

(هرکی ندونه تو میدونی من چکاره هستم ...)

من خودم را بین خوبان تو پنهان کرده‌ام ...

تو ببین این خوب ها را، آبرویم را مبر...

دارم از حالِ خودم خیلی خجالت می‌کشم ...

(آخه می بینم بغل دستیم داره خوب گریه میکنه ... ولی من حالِ خوبی ندارم ... اشک ندارم ...)

دارم از حالِ خودم خیلی خجالت می کشم

سر نمی‌آرم به بالا ، آبرویم را مبر

بین خوبانت به من هم روزیِ اشکی بده

می‌شوم بی اشک رسوا ، آبرویم را مبر

دارد آقا آبرویم می‌رود کاری بکن

جان زهرا ، جان آقا ، آبرویم را مبر

دارد این دوری ز تو خیلی خرابم می‌کند

کربلایم را بده یا آبرویم را مبر

با فراقِ کربلا داری عذابم می‌کنی

بیشتر با این بلاها آبرویم را مبر ...

(دیگه مقدم نمی چینم ... میرم سر اصلِ روضه ...)

بردنِ نام تو هر چند خطر داشت پدر

دخترت عشقِ تو را مدّنظر داشت پدر

ذره‌ای ترس به دل راه ندادم زیرا

دخترت مثل علمدار جگر داشت پدر

(لال بشم ان شاالله ... یه حرفایی میخوام بزنم ...)

عمه نگذاشت که اطفال تو سیلی بخورند

قافله در همۀ راه سپر داشت پدر

(من میگم و رد میشم ... )

چوب زد بر لب تو تا که مرا زجر دهد

این یزید از دل من خوب خبر داشت پدر

آنقدَر زیر لبم ذکر خدا را گفتم

تا که دست از سر لب‌های تو برداشت پدر

از قتلگاه بدم میاد

چکمه سیاه بدم میاد

از اونی که آتیش زده

به خیمه‌گاه بدم میاد

از هرچی جنگ بدم میاد

از چوب و سنگ بدم میاد

خدا میدونه چقد از

کوچۀ تنگ بدم میاد ....

آخه کی از فحش و کتک خوشش میاد؟

از موی سوخته و لب ترک ترک خوشش میاد؟

حالا تو از موی سرم خوشت میاد؟ ...

(بابا قشنگه موهام ...؟؟گرچه چیزی برام نمونده ...)

حالا تو از موی سرم خوشت میاد؟

از اینکه دست دراز کنن به معجرم خوشت میاد؟

(چه کنم؟ بریم جلوتر یا نه ....؟)

از ساربون بدم میاد ...

از رد خون بدم میاد ...

چند روزه حتی از تنور

از بویِ نون بدم میاد ....

*با این ناله ات نذار من بخونم ... ناله بزن ...*

از بویِ دود بدم میاد

من از حسود بدم میاد

از اونی که پیرهنتُ

دزدیده بود بدم میاد ...

فکر نکنم خوب بشه این کبودیا

چقد بدم میاد من از محلۀ یهودیا

*وای ... وای ... میکشه به امام حسین این یه بیتش ...*

حالا تو از زیر چشام خوشت میاد؟

(بذار اینو نگم ها؟؟...چکار کنم؟ ... ولی تو با ناله ات حقشو ادا کن ...)

حالا تو از زیر چشام خوشت میاد؟

حالا که دندون ندارم از خنده‌هام خوشت میاد؟

حالا تو از مویِ سپید خوشت میاد ؟

از اینکه زانو بزنم پیش یزید خوشت میاد؟

(میگم و رد میشم ... وعدۀ همه مون حرمش ...)

من از طناب بدم میاد

از اضطراب بدم میاد

از خنده‌های حرمله

جلو رباب بدم میاد ....

از شهر شام بدم میاد

از ازدحام بدم میاد ....

به عصمت سکینه از

بزمِ حرام بدم میاد .... حسین ....

آی دختر شامی بگو،گشنه باشی خوشت  میاد؟

دختر باحیا باشی از حواشى خوشت میاد؟

*(زبان حال) گفت بابا ، من که نمی دیدم ... عمه نمیزاشت من ببینم ... جلوی مارو گرفته بود نمیزاشت ما ببینیم ... اما فقط یه چیزی می دیدم ... از دور می دیدم چوبِ یزید بالا میره ... دستایِ عمۀ ما هم بالا میره ... چوب که پایین می اومد دستایِ عمه ام هم به صورت می خورد ... نمی دیدم داره چی می شه ... اما حالا که سرتو برام آوردن دارم می بینم با لب و دندانت چیکار کردن .... میدونی چیکار کرد؟...

اینقد با مشت تو دهنش زد ....

حسین ......

ان شاالله به زودی زود راه حرمش باز بشه ، باهم دیگه بریم حرم این سه ساله ... اونجا عرض ادب کنیم ...

هنوز خیلی حرفا دارم ... امشب شب گریه است ... امشب شب آروم گریه کردن نیست ... ناله تو آزاد کن با همه وجودت بگو ...

یاحسین .......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:49 ب.ظ | نظرات()


سر فدایِ یارِ ، راه ادامه داره ....

می‌خوام سر به تنم نباشه اما
نبینم حَرمش تو جنگ اسیرِ
هنوز دست از سرش بر نمیدارن
الهی نوکرت واسه‌ ش بمیره

الهی بمیرم که
بعد هزار و چهارصد سالم آرامش نداره
اشاره کنی بی‌بی
کیه که مثل محسن سرشُ هدیه نیاره
دل بی‌قراره .....

حالا بگو چی دیدی
که دم آخریت مثل یه شیری پیشِ دشمن
فاطمه اومد حتما
که سرتو بزاره دم آخری رو دامن
جُونِ اباعبدالله
مگه تنهات میزاره فاطمه؟ اصلا ابداً

سر فدایِ یارِ ، راه ادامه داره ....

پسرت تو خونه آروم نمیشه
یه خوابِ راحتم نداره چند شب
همسرت میگه محسنم شهید شد
فدایِ کاشیِ حریم زینب

از عشقت به خانوم جان
مثلِ خودش اسیر شدی دوتا دستاتو بستن
الهی بمیرم که
مثلِ حضرت زهرا پهلویِ تو رو شکستن
دستاتو بستن ....

مثِ اباعبدالله
تو رو غریب گیر آوردن تو معرکه عزیزم
تو سوریه جامونده
همه دار و ندار و زندگیم و همه چیزم
میری پیشِ ثارالله
برو پشت سرت یه کاسه آب واسه ت میریزم

سر فدایِ یارِ ، راه ادامه داره ....

از عشقِ تو به گمنامی نباید
امید داشته باشم برگردی پیشم
بینِ سینه ‌زدن یه عکسی داری
با دیدنِ همون دیوونه میشم

آخرشم از هیات
اونقده زار زدی که تو چشِ رقیه رفتی
سه ساله خریدت تو
همین مجلسی که از بچگی با گریه رفتی
با گریه رفتی .....

گفتی فداشم بعدش
میفهمی چرا گفتم رهبرُ تنها نزارید
وقتی بدنم اومد
بالا سرم فقط روضۀ زینبُ بزارید
یه زیارت عاشورا
با یه تربتِ کربلا برایِ من بیارید

سر فدایِ یارِ ، راه ادامه داره ....

    


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:57 ق.ظ | نظرات()



پایِ حرفم میمونم ...
هرچی تو بِگی خانومم ...

( تو هم یه مدافعی ، چادر سرت کن
از طَعنه کلافه ای ، چادر سرت کن ) 2

روبرو آئینه ، رفتی خونه بِ ایست
یکبار این دفعه ، چادر سرت کن

ببین چقد تفاوت داری با یه روزِ قبلِت
آلان شدی دیگه شدی دُردونۀ حضرتِ زهرا

سختیِ روزایِ گرمِ هوا ، می ارزه چون که
دیگه شدی عزیزِ خونۀ حضرتِ زهرا

قول بده ، تویِ محرم به عقیله
بگو بانو ، دیگه حجابم تکمیلِ ...

پایِ حرفم میمونم ...
هرچی تو بِگی خانومم ...

(تو هم با چادرِت ، سربازِ زینبی
با این تعصُبِت ، سربازِ زینبی) 2

قول دادی که حجابِتُ نگه داری
با این تَعهدِت سربازِ زینبی

نشه موقعِ پیری پشیمون شی از جوونیت
نشه که ذکرِ رو لبت بشه ای کاشُ و ای کاش

اینو بدون رقیه دامنش سوخته ولیکن
با یه تیکه ای پارچه هم حجابشُ نگه داشت

قول بده ، به رقیه و عقیله
بگو بانو ، دیگه حجابم تکمیلِ تکمیلِ تکمیلِ

پایِ حرفم میمونم ...
هرچی تو بِگی خانومم ...

(برات قشنگ میشه ، محرمِ امسال
حجابِت آرامِشِ ، محرمِ امثال) 2

بزار که چادرت ، امشب تویِ روضه
یادگاریت بشه ، محرمِ امسال

لیاقت تو این نیست بزنن طعنه بهت تا
غرورِت بشکنه هر روز تو کوچه و خیابون

یکیشو امشب انتخاب بکن ، ولی بدون که
با چادرت سرِت بالاس میونِ شهدامون 2

قول بده ، به رقیه و عقیله
بگو بانو دیگه حجابم تکمیلِ تکمیلِ تکمیلِ

پایِ حرفم میمونم ...
هرچی تو بِگی خانومم ...

   


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:36 ق.ظ | نظرات()


گره افتادهِ به کارم نگرانم ، آقا ...

ذکر استغفار دارم بر زبانم ، آقا

 

خورده‌ام من به در بسته به هرجا رفتم

تو بیا و بده یک راه نشانم آقا ...

 

خاطر آزرده شدی از بدیِ اعمالم

با گناه اُنس گرفته تنُ و جانم آقا

 

غافل از لطفُ عطایت شده‌ام شرمندَ‌م

همۀ عمر تو دادی آب و نانم آقا

 

دل بریدم ز همه آمده‌ام با گریه

تا همیشه در کنار تو بمانم آقا

 

گرد و خاکی زِمعاصی به تن من مانده

لطفِ خود شامل من کن بتکانم آقا

 

*آی پسرِ فاطمه ... نمی خوای دستِ یه زمین خورده رو بگیری ...؟؟ ببخشید منو یه وقتی یه زن زمین میوفته سریع همه روشونه اونطرف می کنن یعنی اصلا ما ندیدیم ... قربونِ مادرِت برم آقاجونم .... *

 

خوشبحال همۀ سینه‌زنان ارباب

خاکِ پایِ همۀ سینه‌زنانم آقا

 

*همچین که میگی حسین ، روایت میگه فرمود همچین که یه نفری میگه حسین ، خانمی تو عرش میگه جانم ..... زیرِ لب آه میکِشه ... ادامۀ روایت میگه اگه فرزندِ خودت اسمش حسینِ خدا حفظش کنه" اما اگه حسینِ منو میگی" کربلا بینِ دو نهرِ آب ......*

 

خبر از حال و هوایِ دل زارم داری ؟؟

ببرم کرببلا تا که جوانم آقا ......

 

*شاعر : روح الله پیدایی

                                   



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:24 ب.ظ | نظرات()


دل من هواییه ، هوایی مسیر عشقه
دل من کبوترِ ، گنبد بانوی دمشقه

با تو آروم میشه قلبم با غمت مأنوسم
تویِ خوابم همیشه ضریحتو میبوسم
رفیقام رفتن و من تو حسرت و افسوسم

همه‌ی آرزومه
تو صحنِ تو قدم بزارم
لحظاتِ آخرم
اسم تو رو به لب بیارم

مددی یا زینب .... مددی یا زینب .....

شهدا رفتن و ما ٬ هنوز تو حسرت نگاهیم
شهدا رفتن و ما ، هنوز تو گرداب گناهیم

توی خاطرم میارم دلای بی‌تابو
یاد دایی تقی مجیری مسلمِ خیزابو
یاد و خاطرات اون جوونای اربابو

خوش‌به‌حال همشون
که جون دادن تو راه مکتب
خوش‌به‌حال همشون
شدن فدائیانِ زینب

مددی یا زینب .... مددی یا زینب .....

من گدای خونه‌تم، از اون گداهای قدیمت
آرزوی قلبیمه، بشم مدافعه حریمت

گره افتاده به کارم گره‌ی کوریه
 همه‌ی دردِ دلم درد غم و دوریه
رفیقام یکی‌یکی دارن میرن سوریه

منو دعوتم بکن
دلم ز قصه بی‌شکیبه
توی نامه‌ت بنویس
من‌الغریب الی‌الحبیبه

مددی یا زینب .... مددی یا زینب .....


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:08 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic