سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر سید رضا نریمانی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



یادمون نمیره 
خاطرات جبهه‌هامون
جای خون رو چفیه‌هامون 
خون گرم بچه‌هامون

یادمون نمیره 
بویِ خون و بوی باروت
بدنِ جوون و تابوت 
تاریکی و ظلم طاغوت

یادمونه این انقلاب با خونِ دلها پا گرفته
چه  گُلا رفته زیرِ خاک تا این‌ نظام امروز شکفته
پشت سرِ رهبرمون میمونیم و تا دمِ آخر
نمیذاریم این انقلاب به دست نا اهلا بیفته

میمونیم ما تویِ راه پیرِ خمین 
لبیک یاحسین ، یاحسین ، یاحسین

«لبیک یاحسین ، یاحسین ، یاحسین»

یادمون نمیره 
خاطرات مرگِ غیرت
به مقدسات اهانت
به اماممون جسارت

یادمون نمیره 
چه شعارایی میخوندن 
کارو به کجا کشوندن 
خیمه‌‌هامونُ سوزوندن

نمیره از تو ذهنمون که خندیدن تو روز ماتم
یادمونه شکسته شد چه‌جوری حرمت محرم
جسارت و اهانت و تمسخر و فتنه و آشوب 
حالا باید جواب بدن یا بخورن سیلی محکم

هرچی آقا بگه یک کلام، والسلام
لبیک یاامام، یاامام، یاامام

«لبیک یاامام، یاامام، یاامام»

یادمون نمیره 
روضه‌های کربلا رو 
روز غربت آقا رو 
عبرتای عاشورا رو

یادمون نمیره 
تنها راه برا سعادت
اینه که ما با بصیرت 
بمونیم پای ولایت

به ما وفا و غیرت و شجاعت‌و یاد داده سقا
فتنه‌گرا و دشمنا بترسن از جوونای ما
بسیجیای رهبریم تا جون داریم باهاش میمونیم
نمیذاریم که چشمی چپ نگاه کنه به‌سمت آقا

شیعه‌ی حیدریم، حیدریم، حیدریم
سرباز رهبریم، رهبریم، رهبریم
  
«لبیک یاحسین ، یاحسین ، یاحسین»




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:45 ب.ظ | نظرات()

دلواپسیم ، برای کاظمین و سامرا
دلواپسیم ، برای حریم مرتضی
دلواپسیم ، برای دمشق و کربلا
دلواپسیم ...

ما تیر زهراییم ، در چله میمانیم
در جنگ با اعدا ، چون تیر بُرّانیم

ما تجربه کردیم ، این قتل و غارت را
با نیزه پر کردیم ، چشم خیانت را

در فکه و اروند ، خون پای حق دادیم
از نسل سلمان و ، از حیدرآبادیم

پر شد تمام عالم ، از خون و ناله و آه
وقت ظهور عدل است ، أینَ بقیةالله

« أیْنَ بَقِیّةَالله ، أیْنَ بَقِیّةَالله »

دلواپسیم ، برا دین و اعتقادمون
دلواپسیم ، برا حفظ اتحادمون
دلواپسیم ، برا مقصد جهادمون
دلواپسیم ...

سگهای ابن‌سعد ، امروز اگر جمع‌اند
شیران زهرا از ، آنها نمی‌ترسند

گر لکه‌ای افتد ، بر صحن اربابی
صدپاره می‌گردد ، حلقوم وهابی

چیزی نمانده تا ، با ذکر یاحیدر
بنیان اسرائیل ، ویران شود یک‌سر

هرجا تشیعی هست ، آنجا شده کمین‌گاه
دنیا پر از یزید است ، أیْنَ بَقِیّةَالله

« أیْنَ بَقِیّةَالله ، أیْنَ بَقِیّةَالله »

دلواپسیم، برا نشر این پیاممون
دلواپسیم، برا غربت اماممون
دلواپسیم، برا رهبر قیاممون
دلواپسیم...

امروز اگر آید ، صدها امان‌نامه
پیمان نمی‌بندیم ، با شمر خودکامه

ما وارث خونِ ، سرخ شهیدانیم
تا خون به رگ داریم ، در صحنه میمانیم

پس کو حقوق انسان ، ای ظالمان گمراه
کشته شد آدمیت ، أیْنَ بَقِیّةَالله

« أیْنَ بَقِیّةَالله ، أیْنَ بَقِیّةَالله »

دلواپسیم ، ز سؤال بی‌جوابمون
دلواپسیم ، ما برای انقلابمون
دلواپسیم ، برا غیرت و حجابمون
دلواپسیم ...

ای خواهر دینی ، با چادر عفت
آتش بزن بر آن ، فرهنگ بی‌غیرت

بهر شهادت ما ، مشتاق و دلتنگیم
تا جان به تن داریم ، با فتنه می‌جنگیم

دارد سرود غربت ، چشمان مانده بر راه
بُت‌خانه شد زمانه ، أیْنَ بَقِیّةَالله

« أیْنَ بَقِیّةَالله ، أیْنَ بَقِیّةَالله »




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:34 ب.ظ | نظرات()

اسم زیباتو دارم بر لب ، میخونم لبیکِ یازینب 
من هستم سرباز گردانِ ، دخترِ پادشاه عرب

سرباز زینبم 
تا جون دارم پایِ این مکتب می‌ایستم
سرباز زینبم
در آرزوی نبرد با صهیونیستم
سرباز زینبم
هرگز اهل سازش با آمریکا نیستم

یازینب ، عمریه زیر علمتم
یازینب ، من مدافعِ حرمتم

«لبیکِ یازینب ، لبیکِ یازینب»
_______
موقعِ مرگ سفیانی‌هاست ، روزِ فتح سلیمانی‌هاست
بدونه دنیا که غیرتِ ، علی تو خونِ ایرانی‌هاست

بدونه دنیا که 
ما هم از قوم و تبارِ سلمانیم
بدونه دنیا که 
تا نفس باشه پایِ عهد و پیمانیم
بدونه دنیا که
مطیعِ امر سید خراسانیم

یاحیدر ، اسم تو نقش بازوبندم
یاحیدر ، باتو همیشه سربلندم

«لبیکَ یاحیدر .. لبیکَ یاحیدر ..»
_______
شوقِ مرگِ تو رگ و خونم
تا ابد مردِ این میدونم
تا ظهورِ فرزند زهرا
پایِ سیدعلی میمونم

تا ظهور آقا 
پیرو راه و رسم پیر خمینم
تا ظهور آقا 
از فدائیان مکتب حسینم 
تا ظهور آقا 
از سینه‌زنهای شاه عالمینم

یا مهدی ، اَبی و اُمّی بِفداکَ
یا مهدی ، متی تَرانا و نَراکَ

«لبیکَ یامهدی .. لبیکَ یامهدی ..»





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:13 ب.ظ | نظرات()

همون قنوتایی که یه دستی میگرفت برا من و تو دعا میکرد .. الجار ثم الدار .. اول همسایه ها بعد خودمون .. بچه ها رو جمع کرد آهای بچه هایِ فاطمه بیایید مادر میخاد برا خودش دعا کنه ، بچه ها همه جمع شدن .. چند روزه مادر در بستر بیماریِ (چی شده این حرفها رو داری میزنی؟) حسنین وضو گرفتن آماده شدن ، مادر میخاد برا خودش دعا کنه ..

 

نشستن دور تا دور مادر، امام حسن زیر بغل های مادرو میگیره ..دستشُ مادر آروم آروم بالا آورد حتما باید کمک حسن باشه .. (چرا؟) آخه این دست تو کوچه ها شکسته است ..بگذریم بریم کربلا ببینیم چه خبره؟

 

تو که این گونه روی خاک زِ هم وا شده

*آخه شب عاشورا عرضه داشت عموجان ، شهادت هم قسمت من میشه؟ گفت پسرم؛ اصلا ببینم در ذهن تو شهادت چه جوریه؟ سریع جواب داد اهلی من العسل .. شیرین تر از عسلِ .. خیلی مشتاق شهادتِ .. فلذا روز عاشورا که شد اومد پیش عمو ؛ عمو جان بهم اجازه میدی برم میدان؟ گفت عزیزِ برادرم اگه میشه برگرد خیمه ها .. تو سنت کمه.

 

این قدر ناراحت شد عمو جازه نداده برگشت خیمه پیش مادرش .. مادرجان عمو بهم اجازه نمیده .. یک لبخندی مادرش زد ، نگران نباش قاسمم چرا مادر؟ رفت از گوشۀ خیمه بغچه ای رو آورد ، در بغچه رو باز کرد ، یه نامه از تو بغچه درآورد ، قاسمم بگیر ببر پیش عمو ..

 

چیه؟ این نامه پدرتِ .. مخصوص برا تو نوشته .. نامه رو گرفت خوشحال اومد پیش حسین .. عموجان اذن بابامُ آوردم .. تا نامه رو ابی عبدالله دید اول گذاشت روی چشمش .. یکمی نامه رو بو کرد حسن جان خیلی جات خالیِ .. کجایی ببینی منو غریب تو این صحرا گیر آوردن .. حسن جان کجایی بیایی ببینی ما رو با این زن و بچه ها دوره کردن .. (خیلی حرف دارما هی دارم رد میشم ازش) تا نامه رو خوند صدا زد قاسمم باشه اذن باباته امام منه حرفی نمیتونم روی حرف حسن بزنم .. برو ..

 

بعضی ها یه جوری گریه میکنن اصلاً انگار شب اولشونِ .. باید یتیم نوازی کنیم امشب .. چی میخای بگی که آنقد معطلمون میکنی؟! آنقدر تو خیمه ها گشتن قد و قوارۀ قاسم زره پیدا نمیشه. ای خدا چکار کنیم .. زنها دورش کردن سرمه تو چشمش میکشن .. صورتشُ ابی عبدالله عمامه رو برداشت یه تیکه رو به صورت قاسم بست بنی هاشمیِ زیبا رخِ .. بره تو دل لشکر چشمش میزنن .. یه تیکه هم کفن کرد گردن قاسم راه افتاد سمت میدان شروع کرد رجز بخونه من پسر شیر جملم من پسر حسنم .. یهو پیر مردایی که میشناختن،زهر خورده بودن از جنگِ جمل گفتن داغشُ به دل مادرش میزاریم .. کاری باهاش میکنیم دیگه نتونن برگردونن به سمت خیمه ..

 

اول دوره اش کردن سنگ میزدن .. بدنشُ مثل گل پر پر کردن .. نامردا سوار بر مرکب شدن .. شیخ جعفر شوشتری میگه وقتی ابی عبدالله میخاست بفرستش میدون پاهاش به رکاب نمیرسید اما وقتی میخاست برگردوندش سمت خیمه .. شیخ جعفر میگه دو علت داره ، یا حسین خمیده بود که پایِ قاسم رو زمین کشیده میشد ... یا قد قاسم زیر نعل اسب ها رشید شده بود*

 

تو که این گونه رویِ خاک زهم واشده

ای وای بر من که دچار غم عظما شده ای

 

دیشب از طعم خوش مرگ و عسل میگفتی

ظهر امروز در این معرکه معنا شده ای

 

بی زره رفتی و از هر طرفی سنگ زدن

که چنین سرخ ترین لاله صحرا شده ای

 

هر کسی از تن صدپارۀ تو سهمی برد

در کریمی خودم وارث بابا شده ای

 

سم مرکب همه جایِ بدنت را له کرد

بی سبب نیست اگر در همه شن ها شده ای

 

استخوانِ قفسِ سینه ی تو خرد شده

تازه حالا نوه حضرت زهرا شده ..

 

یه روز بارونِ تیر

یه روز بارونِ سنگ

یه روزی تو صلح و یه روز تو دل جنگ

 

اون از نعش بابات این از پیکر تو

بمیرم برای دل مادر تو ..

 

گمت کردم آخر ، توی گرد و خاکا

ندیدم چطور شد که افتادی از پا ..

 

خون تو بیابون چه ردی کشیده

تنت زیر پاشون چه قدی کشیده

 

ریخته تو کل صحرا خونت

له شد تو سینه استخوانت

از درد آتیش گرفته جونت

 

میخاستم بگیرن تقاص جمل رو

که اینجوری ریختن به کامت عسل رو

 

اینها از بابتُ بابام کینه دارن

تلافیشُ میخان سر ما در آرن

دوتامون رو تشنه .. دوتامون رو خسته..

تن تو لگد مال سر من شکسته

 

اینها سینه هاشون پر از بغض و کینه است

شروعش هم از کوچه هایِ مدینه است

 

جسمت ، افتاده زیر پاشون

ریختن ، رو پیکرت عموجون

با این ، خنده ات منو نسوزون



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:10 ب.ظ | نظرات()


یا صاحب الزمان .. یا صاحب الزمان ..

 

مرا با یک نظر ، اهلِ نظر کن

مرا تا زنده ام اهلِ سحر کن

 

اگر هر جا که من هستم نیایی

بیا من میروم ، زین جا گذر کن

 

*همۀ اینا بهانه است برا اینکه تو یه نگاه به ما کنی .. همۀ این دورهمی ها ، گریه کردنا ، روضه ها سینه زنی ها . این همه وقت میزاریم می آییم اینجا می شینیم. منتی هم نیست خدا میدونه اما دلمون میخاد توام بیای در جمعمون .. شما بیایی جمعمون صفا پیدا میکنه ... آی پسر فاطمه ... ای پسر دست شکسته .. یک دستی سر دلِ ما بکش آقا .. یا صاحب الزمان ...*

 

وای اگر در حرمش یار نمی خواست مرا

سر بازار ، خریدار نمی خواست مرا

 

با چه شوقی بغلم کرد همان اولِ ماه

*بخدا خبر نداری همه مونو آقا بغل کرده .. والّا الان اینجا ننشسته بودیم ..*

 

با چه شوقی بغلم کرد همان اول ماه

اصلاً انگار نه انگار نمی خواست مرا

 

*یه جوری منو تحویلم گرفت. یه جوری میبینم بعضی ها گریه می کنن انگار دقیقاً همین حسی که منم دارم شما هم دارید. من حس میکنم تو جمع شما خیلی زیادیَم. اصلاً جام بین شما گریه کنا نیست .

 

آقا کریم بود که بی دعوت آمدم ..

حالا من کی هستم؟*

 

من همانم که شدم خوار همه اما او

پیش مخلوقِ خودش خوار نمی خواست مرا

 

به حسابم نرسید و به حسابم آورد

او کریم است بدهکار نمی خواست مرا

 

بودم آلوده ولیکن دم در پاکم کرد

لطف آقاست گناه کار نمی خواست مرا

 

*گفت همون دم در پاکت می کنم ، وقتی می آیی اینجا میشینی با همه وجودت گریه کنی برا حسینِ ما ...

 

بیا از گناهان پاکم کن

مرا در کربلا خاکم کن ..

 

یاده همه شهدامون که این شعرا رو میخوندن شما هم بخونید ..

 

نسیمی جان فزا می آید

بوی کرب و بلا می آید ...*

 

آشنایِ علی ام ، گرد و غبار نجفم

وای اگر حیدر کرار نمی خواست مرا

 

تشنه ام کرد که یاد لب عطشان باشم

تا نگوییم علمدار نمی خواست مرا

 

*آی خادما .. این برای خادماست که بیرون دارن کار می کنن ..*

 

عاقبت کارگر روضه شدم شکرِ خدا

فاطمه نوکر سربار نمی خواست مرا





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:38 ب.ظ | نظرات()

بی بی منو دعوت کرد بیا برا حسینم گریه کن ... آخه خودشم میاد ، مادرم میاد هی به سینه میزنه بُنّیَ .. بُنّیَ .. بُنّیَ .. توام روضه بخوان .. قتلوكَ و مِنَ شُرب الماء مَنَعوك .. بخدا ما معنی این حرفها رو نمی فهمیم، اگر میفهمیدی یه مادر دارد می گه آب به بچه ام ندادن زنده نمیموندیم .. اما بعدش می کشن هممونُ ..  بُنّیَ ذَبَحوکَ ..

 

آن حسینی که سرش ریخت بهم بین تنور

وسط شعله گرفتار نمی خواست مرا

 

رحمتِ خدا به این ناله ها و اشک ها .... میبینی امشب جنس اشکت فرق داره .. برا دلشورۀ بی بیِ ... دلشوره ای که بی بی داشته ما رو هم بیچاره کرده ...

 

از ابتدای راه دائم بیقرارم

حق دارم آخر مادرم دلشوره دارد

 گرما کشیدن روزها بسیار سخت است

با شیرخواره در بیابان کار سخت است

 هر وقت با عزت به محمل می نشینم

هی ذکر میگویم ، بلا دیگر نبینم

 اصلاً بلا باشد ، علی اکبر داری

وقتِ خطرها ساقیِ لشکر داری

 چشم غریبه تا سوی محمل بیفتد

کارش به شمشیر ابوفاضل بیفتد

 زینب دلش لبریز از حسِ غرور است

در کاروان هر چیز میخواهی جور است

 پوشیه کافی، چادر و معجر فراوان

در دست و گوشِ کودکان زیور فراوان

 از لطف سقا مشک ها لبریز آبند

مثلِ فرشته بچه ها آرام خوابند

 

*بعضی ها نگرفتند ، مثل فرشته .. مثل فرشته ..*

 

شکر خدا خورشید هم ما را ندیده

آقا خودش سایه سر ماها کشیده

 

خدا سایه تُ از سر ما کم نکنه حسین جان .. حالا تا اینجا بی بی اینجوری صحبت کرد دیگه از اینجا به بعد روضه است نمی تونم اینجوری بخونم. حالا همه این حرفها رو رباب زد دیگه چی میخاد بگه. این طرف که گفتی همه چیز آرومه، همه چیز هست، دور همیم. بچه ها خوابیدن. عباس دم دره. علی اکبر آن طرفه.

 

میترسم از سرنیزه ها از طبل هاشان

می ترسم از خار مغیلان بیابان

 می ترسم این معصومه ها تنها بمانند

یک یک به زیر سم مرکبها بمانند

 میترسم از ذبحی که با تکبیر باشد

طفلم به جای شیر سهمش تیر باشد

 ای وای از آن نحری که خنجر کند باشد

سهم عقیله حرفهای تند باشد

 ای وای از آن روزی که یک لشکر بخندد

نامحرمان دستان زینب را ببندند

 ای کاش جایی قحطی چادر نباشد

یعنی سکینه از کسی دلخور نباشد

 

حسین ...

 

*این حرفارو گذاشته بودم شام غریبان بزنم ، ولی اصلاً معلوم نیست که تو شام غریبان زنده باشیم .. بزار همین الان بزنم. هرچی نزدیک به کربلا می‌شدند، قدم به قدم دلشوره‌هایِ این خانم بیشتر می‌شد .. یه جایی آمدند به ابی‌عبدالله عرضه داشتند، آقاجان زینب خواهرتون کارتون داره ؛ سریع خودشان رو به محمل زینب خواهرم، عزیزم چیه؟ .. گفت داداش نمیدونم چرا آنقدر دلم شور میزنه .. اگر میشه از من دور نشو .. کنار محملِ من باش ... رسیدند کربلا با جلالُ و جبروت همه آمدند ، عباس ، علی اکبر ، قاسم، عبدالله ، عون ، جعفر .. یکی خم میشه، یکی دست خانم رو میگیره ... همه محرم‌ها جمع شدند .. ای حسین .. ای حسین ... فهمیدی چی میخام بگم دیگه؟.. بریم جلوتر ، از همه اینها میخام بگذرم*

 

سپردمت به خدا و به ریگ‌هایِ بیابان

سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان

 سپردمت به وحوش و به شیرهایِ درنده

به مردمانِ دهاتی ، به آهوانِ پریشان

 به باد گفتم اگر شد مُرتبت بکند

که تا خمیده نگردد دوباره مادرجان

 سپردمت به هر انچه كه هست،اما تو

سپردیم به كه رفتی!؟به دلغكان به كنیزان؟!

 

 بگم بازم کیا؟ به شمر .. خولی .. أخنس .. به حرمله .. به سنان ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:37 ب.ظ | نظرات()

میترسم این چهل روزِ دَووم نیارم 
سیصد و شصت و پنج روزِ لحظه شمارم 
خدا نکنه غلام سیات زنده نمونه 
نتونه امسال برا تو ، روضه بخونه 

دیشب خواب سیاهی دیدم ، سیاهیِ رویِ کتیبه 
یه کمی بو بکش دقیقاً ، این بویِ خوبِ عطر سیبه 
صدایی که میرسه گوشم ، صدا نالۀ امن یجیبه 

تو که تا اینجا گذاشتی من ، زیرِ علم روزی بگیرم
یه‌کم دیگه مهلتم بده ، محرم تو رو ببینم
کاش بشه که توی اربعین ، وسط صحن تو بمیرم
بمیرم ، بمیرم ، بمیرم

«امیرم   بگو دستتو میگیرم .... »

رسمه که از صاحب عزا رخصت بگیرن
تا که بیان به مجلسِ عزاش بشینن
یه عده دست به دامنِ حضرت زهرا
یه عده دست به دامن اُم البنینن

پیرهن سیاهمُ بیارید ، که از الان پیشم باشه 
خدا نیاره روزی گدات ، وسط میوندارات نباشه
هنو چهل روز مونده ولی ، نوکرت نگرانِ آقاشه

بزار فقط برسه محرم ، سنگِ تموم میزارم آقا
صدقه سر بی‌بی رقیه‌ ست ، همه دار و ندارم آقا
به جون پدر مادرم قسم ، خیلی دوسِت دارم آقا
آقا ، آقا ، آقا 

«امیرم   بگو دستتو میگیرم .... »

چه حالی داره واسه تو چله ‌نشینی
میدونم که بین گریه‌هام منو میبینی
نه که بی‌بی فاطمه فقط تو مجلساته
خودت حتما یک سری میای روضه میشینی

دست میکشی روی این سرم ، ولی نمی‌بینمت افسوس
تو بی‌کرونی و من فقط ، قطره‌ای‌ام از اقیانوس
چه ارتباط قشنگیه ، تو با من و من با تو مأنوس

حاجت من از شما اینه ، که بمیرم تو راهت آقا 
جنازه‌مُ دست به دست یه روز ، برسونن هیأتت  آقا
سر و جون و کل پیکرم ، فدا سر رقیه‌ ت آقا 
آقا ، آقا ، آقا 

«امیرم   بگو دستتو میگیرم .... »




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:44 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو