سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر سیب سرخی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



آنقدر ناله زدم تا که پناهم دادی
بی‌رمق بودم و تو قدرت آهم دادی

کور بودم که مرا روضه‌تان داد شفا
با همین اشک چه نوری به نگاهم دادی

همه‌جا رفتم و خوردم به درِ بسته حسین
فقط آخر که رسیدم به تو راهم دادی

خیرِ دنیایِ منی، آخرتم هم با توست
به همه خیر رساندی و به ما هم دادی

من زمین خورده‌ام اما تو بلندم کردی
روی خوش باز به این روی سیاهم دادی

آنقدر پیش خدا دست تو باز است حسین
لب اگر باز کنم هر چه بخواهم دادی

شاعر : مجتبی شکریان همدانی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:34 ب.ظ | نظرات()


[با من نگفته بودی از ناله های هرشب
از هق هق شبانه (در پیش چشم زینب۲)
(با دیدن حالت از زندگی سیرم
پیشم بمان زهرا من بی تو می میرم)۲
خیبر شکن بودم،ای بود و هست من
حالا ببین زهرا،میلرزه دست من
تنها یاور،ای خونین پر۲
بشنو این التماس مرد تنها را
من می میرم گر برگیرم
روی دوشم جنازه ی تو را زهرا
مرو زهرا۳ جان حیدر... ]۲

موهای زینبت را دیدم که شانه کردی
ممنونم ای بانو با اینکه پر دردی
دیدم به چشم خونبارچون کار خانه کردی
موهای زینبت را(دیدم که شانه کردی۲)
(ممنونم ای بانو با اینکه پر دردی
این روز آخر هم تو دلخوشم کردی)۲
این سان که بازحمت بالابری دستی
فهمیدم ای زهرا تو رفتنی هستی
قلبم خون شد،دل مجنون شد
پیش چشمم گلم به خاک چنین میری
ره میرفتی دیدم لختی
خون از زیر لباس تو زمین میریخت
مرو زهرا۳ جان حیدر ...

***
پلکم فتاده از بس،مجروح ماتم توست
هرجا که دیده افتد(آثاری از غم توست۲)
من هرچه که کردم،با آن در و دیوار
اما نگردد پاک خون از روی مسمار
فریاد از این تقدیر،ای وای از این قسمت
مانده به روی میخ،یک تکه از جسمت
زآنچه دیدم،خوش فهمیدم
که آمده بر سرت چه ماجرا زهرا
ماه آرام،دارم ابهام
جسم محسن چه شد چه شد،ای نگار
مرو زهرا۳ جان حیدر ...

[با من نگفته بودی از ناله های هرشب
از هق هق شبانه (در پیش چشم زینب۲)
(با دیدن حالت از زندگی سیرم
پیشم بمان زهرا من بی تو می میرم)۲
خیبر شکن بودم،ای بود و هست من
حالا ببین زهرا،میلرزه دست من
تنها یاور،ای خونین پر۲
بشنو این التماس مرد تنها را
من می میرم گر برگیرم
روی دوشم جنازه ی تو را زهرا
مرو زهرا۳ جان حیدر ...

هرگز نمیشود شب یک روز من خدایا
آن روز اگر نبینم(من عکس کربلا را۲)
گیرم سراغ تو از باد صحراها
میپرسم احوالت از موج دریاها
عمری گرفتار این خونه ی عشقم
من را همین کافی دیوونه ی عشقم
دستم برگیر،نعم الامیر
دل دیگر رفت،عقل از سر رفت۲
وقتی نشان دادی مرا تو شش گوشه
مرو زهرا۳جان حیدر ...

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:20 ب.ظ | نظرات()



"به سبک تیتراژ معمای شاه"

زهرا تو را قسم به دیده ی تر
به حال التماس حیدر
بگو چه بر سر تو آمد
میان شعله پشت آن در

زهرا...بگو چرا دو دیده بستی؟
عصای من چرا شکستی؟
بگو چه شد میان کوچه
که روی خاک غم نشستی؟
زهرا مرو تو را به جان حیدر ..‌.

(زهرا دگر مزن سخن ز رفتن
مزن شراره بر دل من
شنیده ام ز کوچه داری
هزارویک نشانه بر تن)۲

زهرا...چکیده خون به ابروی تو
ورم گرفته بازوی تو
به ضرب پای مرد جنگی
شده شکسته پهلوی تو
زهرا مرو تو را به جان حیدر .‌‌..

***
زهرا مرا شکسته پر کشیدند
غریب و خون جگر کشیدند
به پیش چشم پر ز خونم
تو را چهل نفر کشیدند ...۳

زهرا در آن کشاکش نفس گیر
دگر شدم ز جان خود سیر
همان دمی که زد مغیره
به بازویت غلاف شمشیر

زهرا بهار من خزانت آمد
چه بر سر امانت آمد
به زیر دست و پا که بودی
صدای استخوانت آمد

***
زهرا فدای آه و شور و شینت
فدای اشک زینبت
دلم گرفته از دمی که
تو گفتی از غم حسینت

زهرا تو را جدا شده پر و بال
بریده سر میان گودال
تو گفتی از تن شریفش
از آن تنی که گشته پامال
زهرا مرو تو ای غریب حیدر ..‌.

زهرا تو را قسم به دیده ی تر
به حال التماس حیدر
بگو چه بر سر تو آمد
میان شعله پشت آن در
زهرا مرو تو ای غریب حیدر ..‌.

***
زهرا مرا شکسته پر کشیدند
غریب و خون جگر کشیدند
به پیش چشم پر ز خونم
تو را چهل نفر کشیدند .‌‌‌..‌‌

زهرا در آن کشاکش نفس گیر
دگر شدم ز جان خود سیر
همان دمی که زد مغیره
به بازویت غلاف شمشیر

زهرا مرو تو را به جان حیدر...
دیدم دوباره خواب کربلا رو
خواب علمدار شما رو
چو دیده ام ساقی بی دست
گرفته دست نوکراتو

زهرا دوای درد بی قراری
میخوام بیام برای یاری
اگر علمداری نداری
مدافع حرم که داری۳
زهرا مرو تو را به جان حیدر ...

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:03 ب.ظ | نظرات()


تو که میتوانی بمانی بمان ...۲
عزیزم تو خیلی جوانی ...
*بذار اینطوری بگم*
ببین میتوانی بمانی بمان
عزیزم تو خیلی جوانی ...
تو هم مثل من نیمه جانی بمان
زمین گیر من آسمانی بمان
مرو فاطمه فاطمه فاطمه .....

*باید شب شهادت یه جور دیگه گریه کنی،آخه مادر ما به مرگ طبیعی از دنیا نرفته*

تو نیلوفرانه ترین یاس شهر
وجود تو کانون احساس شهر
*دیگه از فردا کسی جواب سلام علی رو هم نمیده...*

وجود تو کانون احساس شهر
دعاگوی هر قدرنشناس شهر
نکش دست از دست دستاس شهر
نباشی چه آبی چه نانی ! بمان؟؟؟؟
مرو فاطمه فاطمه فاطمه .....

چه شد با علی همسفر ماندنت؟!!
چه شد ماجرای سپر ماندنت؟!!
پس از غصه ی پشت در ماندنت
چه شد پای حرف پدر ماندنت؟!
پس از غصه ی پشت در ماندنت
ندارد علی هم زبانی بمان ...

برای علی بی تو بد میشود
بدون تو غم بی عدد میشود
نرو که غرورم لگد میشود
و این سنگ،سنگ لحد میشود

تو باید غمم را بدانی بمان
عزیزم تو خیلی جوانی بمان۲

*فاطمه جان...چرا زود داری میری؟*

خزان رسید و به گلزار من شرر انداخت
رسید هیزم و آتش به شاخسار انداخت

دَری که ساختم آخر به من خیانت کرد ...
گرفت آتشِ خود را به روی یار انداخت

میان معرکه سلمان خداش خیر دهد
دوید و زود عبا را روی نگار انداخت

*هر نفسی که بی بی میکشید از سینه ش خون میومد یارالی نه نه .... یارالی نه نه ...*

میان معرکه سلمان خداش خیر دهد
دوید و زود عبا را رویِ نگار انداخت
خودم زسینه ی او میخ را در آوردم ۲
ببین مرا به چه کاری که روزگار انداخت
عقب کشیدو به دیوار خورد و در پیچید۲
شیار در به روی پهلویش شیار انداخت

زن جوان مرا می زدند نامردها ....

*موقعی که مادر جوانش رو تو کوچه ها زدن،
هر کی رسید بعد زهرا اهلبیتش رو زدن،تو خرابه رقیه ش رو زدن،
زینب رو چهل منزل میون نامحرما زدن،حسینش رو تو گودال ......*

زن جوان مرا می زدند نامردها
مدینه فاطمه ام را در احتضار انداخت
و یک غلاف که دست چهل نفر چرخید
ودست فاطمه را عاقبت زکار انداخت
چقدر چادر زهرا به پاش می پیچید
زن مرا وسط کوچه چند بار انداخت
همین که دست به معجر گرفت طوفان شد
صدا که زد همه را یاد ذوالفقار انداخت
از آن به بعد که برگشت فاطمه،زینب
دو گوشواره ی خود را دگر کنار انداخت

*صلی الله علی العطشان،دلتو ببرم گودال ...*

تو را غلاف که انداخت حسینت هم
ز روی اسب نیفتاد نیزه دار انداخت

خوشی زعمر ندیده خدانگهدارت
صنوبری که خمیده خدانگهدارت
قرار بعدی ما کربلا زمان غروب
کنار راس بریده خدانگهدارت

*چه زمانی رسید؟!
الشمر جالس ....*
مادرش آمده گودال مچرخان بدنش۲
استخوان های گلویش ز قفا ریخته است
ای حسین....

ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:25 ب.ظ | نظرات()


[آبرومه،شدم گدای حضرت معصومه۲
آرزومه،(بشم فدای حضرت معصومه۲)]۳

(غم دیرینه ای دارم به سینه
ولی آرامش قلبم همینه)۲
زیارت میکنم من این حرم رو
به جای قبر مخفی در مدینه

تو حریمش شمیم یاس فاطمی پیچیده
پا ضریحش بیای تموم حاجتاتو میده۲

آبرومه،شدم گدای حضرت معصومه
آرزومه،(بشم فدای حضرت معصومه۲)

میباره بر سرم بارون رحمت
نشستم بر سر خوان کرامت
یقین دارم بی بی از زائرینش
شفاعت میکنه روز قیامت

این دعامه،معصومه اشفعی لنا فی الجنه
رو لبامه،معصومه اشفعی لنا فی الجنه
آبرومه،شدم گدای حضرت معصومه
آرزومه،(بشم فدای حضرت معصومه۲)

***
رضاجانم بیا دل بی قرارم
میان بسترم چشم انتظارم
امیدم اینه که لحظه ی آخر
سرم رو روی دامنت بذارم

دیگه امشب جونم رسیده برلبم میمیرم
دیگه امشب (به یاد عمه زینبم میمیرم۲)

آبرومه،شدم گدای حضرت معصومه
آرزومه،(بشم فدای حضرت معصومه۲)

بعیدا عن اخی تبکی عیونی
(دور از برادرم چشمانم اشک بار است)

و کل حوراء قلبی فی الشجونی
(و همچون زینب قلب من غمگین است)

ولکن مثلها ماء السرونی
(مانند حضرت من را اسیر نکردن)

ولا بلحبل  قیدونی ...
(و با ریسمان من را نبستن)

عندموتی۲ ابکی لزینب عمتی المسبیه۲
(هنگام مرگم گریه می کنم برای عمه ی اسیرم)

بالاعلی صوتی۲ابکی لزینب عمتی المسبیه
(با صدای بلند گریه می کنم برای عمه ی اسیرم)

آبرومه،شدم گدای حضرت معصومه
آرزومه،(بشم فدای حضرت معصومه۲)







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:54 ق.ظ | نظرات()

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی ابنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّّتكَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ كثیرَةً تامَةً زاكیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِكَ

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن  ،

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،

فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ،

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ،

حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

*یابن الحسن...یابن الحسن...*

من که اندازه ی دنیا به دلم غم دارم

به جگر داغ تو و داغ محرم دارم

زخم شد پلک تو از گریه برای جدت

من ولی چشم تر از بارش نم نم دارم

این دوماه از کف من رفت و از این غصه فقط

در کفم هست دخیلی که به پرچم دارم

جز خودت هیچ کسی خوب نمیداند که

من چه انسی به غم و خیمه ی ماتم دارم

*دو ماه محرم و صفر چه زود گذشت...چه زود این سفره رو جمع کردند...*

با چه حالی من از این رخت عزا دل بکنم؟!

من که با بزم غمت انس دمادم دارم

وعده ی بعدی ما فاطمیه در کوچه

به دلم داغ از آن سیلی محکم دارم

*شب آخره مادرجانم...*

از لبم دور مکن نام خودت را آقا

من که در زندگیم یاد تو را کم دارم

کربلا میروم اما ز خراسان رضا

باز امشب به سرم شور محرم دارم

*آخه امام رضا خودش بانی روضه ی جدش حسین بود‌...*

خاک حجره مثل خاک کربلا سوزان نبود

لااقل تا لحظه ی آخر تنت عریان نبود

تازه آقاجان سرت از شاخه ای آویزان نبود

برروی جسمت دگر اثر از سم اسبان نبود

نیزه ای را در گلوی تو فرو کردند؟نه!

یا سر نیزه تنت را زیرو رو کردند...نبود

*آه آه آه حسیییین...*

ز درد بال و پری زد ولی پرش افتاد

میان کوچه عبای مطهرش افتاد

*تا نام کوچه میاد...ناموس دار میفهمه من چی میگم...مادر...مادر...*

ز درد بال و پری زد ولی پرش افتاد

میان کوچه عبای مطهرش افتاد

دوباره کوچه ی باریک و سنگ های زمین

مواظب بود نیفتد که آخرش افتاد

نهاده است به دیوار شانه هایش را

اگر چه تکیه زده باز پیکرش افتاد

بلند شد به سر زانویش زمین نخورد

چه کرده زهر که این بار با سرش افتاد

نشد صدا بزند یک نفس جوادش را

که کار او به نفس های آخرش افتاد

رسید یک طرف حجره و زمین غلطید

درست مادر او سمت دیگرش افتاد

نبود طشت به پیشش ولی یقین دارم

که تکه های جگر در برابرش افتاد

گریست، دامنش از پاره ی جگر پر شد

که یاد خاطره ی گریه آورش افتاد

تمام حجره پر از روضه های محسن بود

همینکه خانه پر از شعله شد درش افتاد

شکسته شد در و یک ضربه میخ را هل داد۲

همینکه محسنش افتاد مادرش افتاد...

رسید کاسه ی آبی،حسین گفت...حسین

دوباره لرزه به لب های مضطرش افتاد

حرامزاده ای آمد به سینه اش پا زد

در آن طرف سر گودال خواهرش افتاد

چه سخت شد اثر بوسه از گلو نگذاشت

که شمر از نفس افتاد،خنجرش افتاد

یکی دوتا نَه،خدایا! دوازده ضربه

میان پنجه سری ماند و حنجرش افتاد

*حسییین...حسییین...

خوش به حال زنان نیشابور،فردا میان زیر بدن این آقا رو میگیرن،هر چقدر میتونند گل میریزند رو بدن امام رضا...لا یوم کیومک یا اباعبدالله...اینجا احترام کردند،همینطوری که احترام به خواهرش معصومه کردند،هر دوتاشون رو احترام کردند،گل آوردند...گریه کردند بر امامشون...من بمیرم برا خواهر اربابم حسین...آخه زینب رو آوردن در بزم شراب...زینب رو سوار بر ناقه ی عریان کردند...رقاصه ها رو گفتند دور ناقه ی زینب همه دف زدند و کف زدند...نبودی آقا کربلا؛عصر عاشورا اسباشون رو نعل تازه زدند،بر بدن عزیز زهرا تازوندند؛بدن آقا سه روز زیر آفتاب گرم کربلا بود؛بنی اسد میگه غروب عاشورا اومدن نزدیک گودال بشن؛ دیدن دور گودال یه سیاهی جمع شده؛نزدیک شدن؛دیدن یه مشت حیوون دارن دور ارباب گریه میکنند...آقاجان کاش ما بودیم برات گریه میکردیم...حسییین*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:28 ق.ظ | نظرات()

خوابم نمی برد که دست تو بالشم نیست

بابا یتیم یعنی دست نوازشم نیست

باید بگیرم امشب دیوار را نیفتم

عمه حواس جمع است اینجاست تا نیفتم

حتی توانِ ماندن از بالِ من نیاید

گفتی به زجر دیگر دنبالِ من نیاید

من دوست دارم این را این زخم را که اینجاست

ردی که بر رُخَم هست نقشِ عقیقِ باباست

دیدم چقدر رویَت تغییر کرده بابا

دیدی چه با گلویم زنجیر کرده بابا

آنانکه روبرویت  شمشیر را کشیدند

وقتی به گردنم بود زنجیر را کشیدند

بابا تمام کردند وقتی غذایشان را

انداختند پیشَم نان خشکهایشان را

کوچکتر از من اینجا این دختران ندیدند

دائم بلند کردند بر من صدایشان را

من رویِ خاک بودم تو رویِ خاک بودی

زحمت به خود ندادند هر بار پایشان را...

انگار می شود خوب ،خون زخمهایِ زنجیر

وقتی که عمه بوسید آرام جایشان را

من روسریِ خود را  محکم گرفته بودم

در مجلسی که دیدم هر بی حیایشان را

دندانِ تو که اُفتاد  لبهای من تَرَک خورد

لبهای تو که خون شد کردم هوایشان را

بابا سرت زِ نیزه هر جا که گشت اُفتاد

حتی میان مجلس از رویِ طشت اُفتاد

پیشِ لبان خُشکت آن کَس که آب می ریخت

دیدم کنارِ طشت است وقتی شراب می ریخت

ما بارِ شامیان را بر دوش خسته بُردیم

با ما عمو نبود و چوبِ حراج خوردیم...

"شاعر:حسن لطفی"

بابا بگو چرا کبودِ روی تو

خاکستریِ موی تو

کدوم نامردی بریده گلوی تو

بابا به روی نیزه ها دیدم سرت

ولی ندیدم پیکرت

تو دست دشمنا دیدم انگشترت

بچه ها می کنند به من اشاره

خنده کنند به این لباس پاره

میگن یتیمه و بابا نداره

بابا حسین جان...

*گفت اون زن غساله رو آوردن،گفتن به من بگید بزرگ این قافله کیه؟همه اشاره کردن زینب اومد؛خانوم جان به من بگو این بچه به چه مرضی از دنیا رفته؟چرا دور گردن این سه ساله جای غل و زنجیره؟چرا موهاش سوخته؟چرا پاهاش آبله زده؟چرا لباساش پاره ست؟گفت:نبودی ببینی غروب عاشورا خیمه هامونو آتیش  زدن،اموالمون رو به غارت بردن،این زن و بچه از ترس اینا فرار میکردن،هر کس یه طرف میرفت...*

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:55 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات