سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر زین العابدین
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



اهل بیتُ واردِ مجلس کردن .. حیا میکنم بگم چه مجلسی .. فقط همینُ بگم همه دور تا دور نامحرما نشستن .. (اگه اهل ناله ای بسم الله) یزید بالایِ مجلس نشسته از بالا ، همۀ مجلسُ داره نگاه میکنه ، به خطیب اشاره کرد برو بالایِ منبر ، مدحِ ما و مدحِ آل ابی سفیان رو به زبان جاری کن ، هرچی ام دلت خواست به علی و آل علی بد بگی ، بگو راحت باش.

خطیب رفت بالا ، حالا تصور کن رو منبر شروع کرد مدح گفتن (لعن الله آل ابی سفیان و آل زیاد ..) پسرِ پیغمبر با دستِ بسته گوشۀ مجلس .. اجازه بدید من فراز هایی از خطبۀ امام سجادُ بگم ان شالله حقشُ ادا میکنی ..

با یه خطبه ورقِ شهرُ عوض کرد ، کاخُ رو سر یزید و یزیدیان خراب کرد .. خطیب رفت بالایِ منبر ، شروع کرد مدحِ آل ابی سفیان رو گفتن روایت میگه اینجا امام سجاد سکوت کرد .. اما یه مرتبه لحنِ خطیب عوض شد شروع کرد به امیرالمومنین ناسزا گفتن .. میگن یه مرتبه این رگِ غیرت زین العابدین به جوش آمد .. *فَصاحَ بِه علی بن الحسین علیهما السلام : " وَیلك أیُها الخاطب!* وای بر تو .. تا صدا ازین حنجره درآمد ، میگن دست و پایِ خطیب شروع کرد لرزیدن .. اومد از منبر پایین . بهش گفتن چرا عرشۀ منبرُ ترک کردی؟ گفت مگه نشنیدی این صدا صدایِ علیِ ...

نگاه نکنید تو غل و زنجیرِ .. صداش بدنمُ به لرزه انداخت .. دست و پامو گم کردم ..

 *ویلك أیها الخاطب! اشتریت رضا المخلوق بسخط الخالق؟* برا رضایتِ مخلوق داری خدا و رضایتش رو میفروشی .. چی میخوای گیرت بیاد یزید اجازه بده برم بالایِ منبر ، صدا زد : *ائذن لی حتى أصعد هذه الأعواد* .. ای جانم فدات .. منبری که بالاش سَب امیرالمومنین بشه ، منبر نیست ، زین العابدین گفت اینا چند تکه چوبِ .. بزار من برم بالایِ منبر .. یزید ممانعت کرد . اطرافیا اصرار کردن گفتن بابا این مریضِ دست و پاشُ ببین ، رنگ به رخسار نداره .. بزار بره بالا .. مجلس حساس شده ، نزاری بالا منبر بره جَو درست میشه .. جملۀ یزیدُ ببین ...

 *إنه مِن أهلُ بَیت قَد زَقوا العِلم زقا ..* اینا علم براشون مثه کبوتری که غذا رو تو گلوش نگه میداره به جوجه هاش میده ، خدا علمُ تو وجودِ اینا اینجور ذخیره کرده .. من اینارو میشناسم .. *إن صعد المنبر* اگه رفت بالایِ منبر *لم ینزل إلا بفضیحتی، وفضیحة آل أبی سفیان ..* تا منو رسوا نکنه پاشو پایین نمیزاره .. اصرار کردن یزیدِ ملعون قبول کرد .

ای جانم فدایِ قد و بالات .. نوۀ علی رفت بالایِ منبر .. *فصعد المنبر* (حالا که نوۀ علی ، حالا که پسرِ حسین رفت بالا منبر حرمت پیدا کرد ..) حمدِ خدا رو گفت ، ثنای خدا رو با اون بیانِ بلیغش گفت *أیّها الناس، أُعطِینا سِتًّا، وفُضِّلنَا بِسَبع* خدا به ما شش ویژگی داده ، ما رو با هفت ویژگی فضیلت بخشیده ( همۀ مجلس تو سکوتِ ) این جوانِ 22 سالۀ تو غل و زنجیر چی داره میگه ..

 *أعطِینَا العِلم، والحِلم، والسَمَاحَة، والفَصَاحَة، والشَجَاعة، والمَحَبَّة فی قلوب المؤمنین ..* حالا می خواید بدونید این هفت ویژگی که ما رو برتر کرده چیه ، فضیلتِ ما چیه ، این هفت نفر از ما هستن ..

 *منّا النبی المختار ..* سادات منو ببخشن .. به من میگید خارجی ؟.. تا فرمود *منّا النبی المختار ..* یه وِلوله ای تو مجلس به وجو د اومد .. *ومنّا الصدّیق ..* ( اشارۀ به حمزۀ سیدالشهدا کرد ) *ومنّا الطیّار ..* جعفرِ طیار .. (اینا همش کد بود همه می فهمیدن ، میشناختن .. *وَمِنّا أَسَدُ الله وأسَدُ رَسوله ، ومنّا سیّدة نساء العالمین فاطمة البتول، ومنّا سبطا هذه الأُمّة ..* حالا میخواد خودشُ معرفی کنه : *فمن عرفنی فقد عرفنی ، ومن لم یعرفنی أنبأته بحسبی ونسبی ..* وقت کمه من فقط گزیده ای از خطبه رو بگم و دعات کنم .. شروع کرد معرفی کردن همه دارن گوش میدن ..

*أیّها الناس، أنا ابن مكّة ومنى، أنا ابن زمزم والصفا، أنا ابن من حمل الزكاة بأطراف الرداء، أنا ابن خیر من ائتزر وارتدى، أنا ابن خیر من انتعل واحتفى، أنا ابن خیر من طاف وسعى، أنا ابن خیر من حج ولبّى ..* من کی ام ؟ من پسرِ مکه و منایم .. من پسر زمزم و صفایم .. من پسرِ اون آقایی ام که الحجر الأسودُ تو عباش گذاشت سرِ جایِ خودش قرار داد .. من پسرِ بهترین طواف کننده گانم .. من پسرِ بهترین سعی روندگانم .. *أنا ابن من حمل على البراق فی الهواء، أنا ابن من أسری به من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى، فسبحان من أسرى، أنا ابن من بلغ به جبرائیل إلى سدرة المنتهى، أنا ابن من دنا فتدلى، فكان قاب قوسین أو أدنى، أنا ابن من صلّى بملائكة السماء، أنا ابن من أوحى إلیه الجلیل ما أوحى ..* یه مرتبه دیدن صدا زد : *أنا ابن محمّد المصطفى ..* اول جدِ اولشُ معرفی کرد .. تا گفت من پسرِ محمد مصطفی م .. همه شروع کردن بلند بلند فریاد زدن این پسرِ پیغمبرِ ؟... ازین فرصت استفاده کرد ، حالا میخواد جدّ دومشُ معرفی کنه .. ای جانم ..

*أنا ابن من ضرب خراطیم الخلق، حتّى قالوا لا اله إلا الله، أنا ابن من بایع البیعتین، وصلّى القبلتین، وقاتل ببدر وحنین، ولم یكفر بالله طرفة عین أنا ابن مَن ضرب بین یدَی رسول اللهِ بسیفَین* من پسرِ اون کسی ام که بینِ دستانِ پیغمبر شمشیر میزد .. (دستایِ مارو بستید ؟) حلم دار به کسی میگن که قدرت داره و مجبورِ صبر کنه .. الله اکبر به این آقایی که داره زبان به خطبه باز میکنه .. *وطعن برمحَین، وهاجَرَ الهجرتین، وبایع البیعتین، وقاتَلَ ببدرٍ وحُنَین، ولم یكفر بالله طَرْفةَ عین، أنا ابنُ صالحِ المؤمنین، و وارثِ النبیّین، وقامعِ الملحدین، ویعسوب المسلمین، ونور المجاهدین، وزینِ العابدین، وتاجِ البكّائین، أنا ابن المحامی عن حرم المسلمین ..* بابایِ من حرمِ مسلمینُ حمایت کرد .. حالا شما اهل بیتشُ واردِ مجلسِ نامحرما کردید ..

هنوز دست بردار نیست .. مجلس شروع کرد به ضجه زدن .. بعضی نقل ها داره همه تو صورت ها میزدن گریبان پاره میکردن .. *ویذروهم فیها ذَرْوَ الریح الهشیم، لیثُ الحجاز، مكّیّ مدنیّ، خَیفیٌّ عَقَبیّ، بَدریٌّ أُحُدیّ، شَجَریٌّ مُهاجریّ، مِن العرب سیّدُها، ومِن الوغى لیثُها، وارثُ المشعرَین، وأبو السبطَین، الحسن والحسین، ذاك جَدّی علیُّ بن أبی طالب ...*

تا دید مجلس دگرگون شد .. تا دید همه دارن ضجه میزنن .. اینجا یه اسمی رو برده .. باید حقشُ ادا کنی .. یه مرتبه گفت : *أنا ابن فاطمةَ الزهراء ..* تا به اینجا رسید ضجه ها بلند تر شد  .. دید اسم فاطمه همه رو بهم ریخت .. هی تکرار میکرد .. من پسرِ فاطمه ام ..

همه چیز بهم ریخت .. یزید دید الانه که سقف رو سرش خراب بشه .. الانه رسوا شه .. گفت موذن رو بگید اذان بگه .. یه جوری صدایِ اینو قطع کنید .. موذن بلند شد ..

الله اکبر ... الله اکبر ...

امام سجاد از دونه دونه فرازهای اذان میخواد بهره ببره .. گفت أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله .. حضرت گفت پوست و خون و گوشتِ من شهادت میده به یگانگی خدا ..

تا گفت أَشْهَدُ أَنّ محمداً رسول الله ..

الله اکبر آماده ای یا نه ، سادات ، علما .. یه مرتبه دیدن زین العابدین بلند شد .. عمامه ش رو از سرش برداشت .. اشاره کرد آی موذن ساکت شو .. رو کرد به یزید ، یزید ازت یه سوال دارم ، این محمدی که تو اذان اسمشُ بردن ، سوالِ من اینه ، آیا این ‌محمد جدّ توِ یا جدِّ من ؟!!

اگه جد توِ که همه میدونن دروغ میگی ، اما اگه جدِ منه ، این‌سری که تو تشتِ .. این حسینِ ... منم عزیزِ پیغمبرم ..

بعضی از نقل ها نوشتن کار به اینجا که رسید یزیدِ ملعون بلند شد مجلسُ ترک کرد .. دیگه نتونست جوابِ امام سجادُ بده .. رفت از مجلس ، اطرافیاش هم رفتن انگار مجلس از اغیار خالی شد ..

همۀ توجهات دیگه به امام سجاد جلب شد .. انگار تازه میخواست برا دلش روضه بخوانه .. انگار اسمِ فاطمه رو آورد بغض همه زن و بچه ترکید .. نمیدونم ..

تا یزید رفت شروع کرد اینجوری گفتن :

*أنا ابن طریح کربلاء ... أنا ابن العطشان حتى قضى .. أنا ابن العطشان حتى قضى ، أنا ابن طریح کربلاء ، أنا ابن مسلوب العمامه والرداء .. انا ابن المقتول ظلما أنا ابن المحزوز الرأس من القفا ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:51 ق.ظ | نظرات()

وقت باران داغ چشم تر عذابم میدهد
آب مینوشم غم حنجر عذابم میدهد

شیرخواره سیر باشد زود خوابش میبرد
از عطش بی خوابی اصغر عذابم میدهد

مجلسِ ختم جوان رفتم دلم آتش گرفت
یاد تشییع تنِ اکبر عذابم میدهد

غیرتم را شعله ور کرده! چهل سالست که
ماجرایِ غارت معجر عذابم میدهد

ذبح را وقتی که میبینم کسی سر میبرد
خاطراتِ کندیِ خنجر عذابم میدهد

موی بابایم به روی نیزه ها آشفته بود
شانه را تا میزنم برسر عذابم میدهد

کاش غارت میشد از رویِ سرم عمامه ام
بر سرم جامانده خاکستر عذابم میدهد

از دم دروازه تا بازار ساعت ها گذشت
این شلوغی هایِ هر معبر عذابم میدهد

شامیان در پیشِ من حرفِ از کنیزی میزدند
التماس چشم آن دختر عذابم میدهد

داغ چوب خیزران و مجلس شوم شراب
از تمام داغ ها بدتر عذابم میدهد

خطبه را با لعن بر جدم علی آغاز کرد
چون به مسجد میروم منبر عذابم میدهد

هرچه آمد برسر ما از بلایِ شام بود
قتلگاه اصلی ما کوچه هایِ شام بود

شاعر :سیدپوریا هاشمی
________________
در شامِ پر کینه ، زغصه خمیدم ..
از عمه ام زینب ، خجالت کشیدم ..

پیش چشمم همه دوره کردن حرم را
زینب میگفت خدایا بپوشان سرم را ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:42 ق.ظ | نظرات()

مثل شمعی به روی خاک چکیدن سخت است
با پَر و بالِ پُر از زخم، پریدن سخت است

تا چهل سال فقط آه کشیدن سخت است
یاد گودال و حرم، جامه دریدن سخت است

روضه و گریه شده روزی او در هرشب
خاطرش را همه دیدند مکدّر هرشب

با لب تشنه و با یک دل مضطر هرشب
یاد یک واقعه از خواب پریدن سخت است

بر امامی که اسیری به بیابان دیده
زخم پا بر اثر خار مغیلان دیده

اهل بیتش همه با صورت عریان دیده
معجر و پوشیه و جامه خریدن سخت است

آب را دید و دلش یاد عمو سوخته است
جگرش سوخت لبش،سوخت،گلو سوخته است

بهر آن که سر و عمامه ی او سوخته است
حرف، از کوچه و بازار شنیدن سخت است

چقدَر از غمِ این فاجعه افروخته است
چشم بر نیزه ی شش ماهه فقط دوخته است

یادِ حلقوم علی، حنجر او سوخته است
این وسط حرمله را یکسره دیدن سخت است

پیش آن کس که شرر بر جگرش افتاده
خنجری کُند به جانِ پدرش افتاده

دیده که در ته گودال سرش افتاده
تشنه لب کشتن مذبوح شدیداً سخت است

یک نفر که شده گریانِ پدر تا حالا
یادش افتاده تن خونیِ بابا حالا

بوریایی که خودش دیده و اما حالا
دم آخر کفنش را طلبیدن سخت است

شاعران:مهدی علی قاسمی و محمدجوادشیرازی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:55 ب.ظ | نظرات()

شامیان اشک عزیزان خدا را دیدند
جای همدردی بر آل علی خندیدند
عوض رخت سیه جامۀ نو پوشیدند
همه در پای سر خون خدا رقصیدند
کینۀ کهنۀ خود را به علی نو کردند
سر هر کوچه بنی‌فاطمه را هو کردند

سر مصباحِ خدا راهبر قافله بود
خنده وعشرت و شادی وکف و هلهله بود
سنگ بر فرقِ سر و برکف پا آبله بود
سر اصغر روی نی، روبروی حرمله بود
کودکان با نَفَسِ سوخته فریاد زدند
ناله بر زخمِ تن سیدِ سجاد زدند

شام در چشم بنی‌فاطمه شام آمده بود
سنگ‌ها بر سرشان از لب بام آمده بود
دختر فاطمه در محضر عام آمده بود
همره دختر زهرا سه امام آمده بود
ناله‌ها بود که از سینه رها می‌کردند
هر سه بر زینب مظلومه دعا می‌کردند
شام ما را به سوی بزم شراب آوردند
بهر دلجویی اطفال طناب آوردند
ساغر مِی عوض ظرف گلاب آوردند
ستم و محنت و اندوه و عذاب آوردند

زجر‌ها در ملأ‌ عام به ما می‌دادند
دسته‌دسته همه دشنام به ما می‌دادند
پسر هند شرر بر جگرت زد دیدی
زخم‌ها بر روی زخم دگرت زد دیدی
خنده بر سوز دل و چشم ترت زد دیدی
خیزران بر لب خشک پدرت زد دیدی
تو که از خاک درت خلق، عزیزی ببرند
خواهرت را ز چه باید به کنیزی ببرند

شاعر:استاد غلامرضا سازگار

در مجلس شراب بود که شخصیتم شکست
یک سرخ مو   ز قافله ی ما کنیز خواست
کارِ رقیه ی تو همان جا تمام شد
وقتی سر تو واردِ بازارِ شام شد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:54 ب.ظ | نظرات()


روزِ شهادتِ امام زین العابدین علیه السلامِ .. دلا باید بره مدینه و قبرستانِ بقیع کنارِ آن قبورِ با خاک یکسان شده ..

 

اَلسَّلامُ عَلَىک یا عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ یَا زَینَ العابِدینَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ ..

 

ان شالله به همین زودی از نزدیک عرضِ ادب کنیم تو حرمِ مطهرشون .. اونجا گریه کنیم برا اون آقایی که همۀ مصائبِ کربلا رو دیده .. همۀ مصائبِ کوفه و شام رو دیده .. تا قریبِ به چهل سال کارش همه گریه و ناله بود ...

 

جوان میدید گریه میکرد .. طفلِ شیرخواره میدید گریه میکرد .. غذا میاوردن میل کنه ، تا چشمش به می افتاد روضه می خواند .. قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ  جَائِعاً .. آب می آوردن بنوشه ، گریه میکرد .. صدا میزد پسرِ رسولِ خدا رو با لبِ تشنه کشتن .. ای حسین جانم ..

 

امان از اون لحظه ای که میدید میخوان گوسفندی رو ذبح کنن .. حسینیا .. با گریه سوال میکرد ، آیا آبش دادید یا نه ؟!

 

میگفتن آقا ما مسلمانیم .. آب ندیم ذبح نمی کنیم .. گریه و ناله اش بیشتر میشد .. میفرمود کربلا پدرِ منو با لبِ تشنه کشتن ...

 

حسین ...

 

 سوال کردن آقا تو این سفر به شما کجا خیلی سخت گذشت ؟!! سه مرتبه فرمود الشام .. الشام .. الشام .. اونجا دیگه هم رنجِ اسارت بود و خاکستر به سر و روشون ریختن .. هم خارجی خطابشون کردن .. مقابلشون همه مزمار و نی و چنگ و دف و تار زدن .. بانگِ شادی سر هر کوچه و بازار زدن .. ان شالله غلط باشه این چیزی که منتسبِ به وجودِ نازنینشِ ..

 

اُقاد ذَلیلا فی دمشق كاننی

مِنَ الزَنج عبدُ غاب عنه نصیر

 

*چون غلام ما رو به غل و زنجیر بسته اند ... من که حورانن کنیزند و بُوَد غِلمان غلامم*

 

و جَدی رسول الله فی كل مشهد

و شَیخی امیرالمؤمنین امیر

 

فیالیت اُمی لم تلدنی و لم اكن

یزید یَرانی فی البلادِ اسیر

 

*یعنی ای کاش مادر منو نمیزایید .. تا یزید منو این سان اسیر نبینه .. *

 

تا نمیدیدم یزید این سان اسیرِ هر دیاری

کاش در این عالم فانی نمیزایید مامم





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:42 ب.ظ | نظرات()


ماییم مست جام تو یا زین العابدین

خانه خراب نام تو یا زین العابدین

هستیم مرغ بام تو یا زین العابدین

مست علی الدوام تو یا زین العابدین

پس میدهم سلامِ تو یا زین العابدین

دردم همین که با تا دوا میشود بس است

ذکرم همین که نام شما میشود بس است

لطف تو دستگیر گدا میشود بس است

وقتی که مستجاب دعا میشود بس است

با رحمتِ مدام تو یا زین العابدین

هستی که شمس مثلِ عطارد شدیم ما

سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما

کردی نگاه و مرد تحجُّد شدیم ما

فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما

با اشتیاقِ دام تو یا زین العابدین

مُهر غلامی پدرت بر جبین ماست

حب الحسین روز قیامت نگین ماست

شهبانوی مجلله شور آفرین ماست

نامش شرافتِ همۀ سرزمین ماست

ایران فدای مام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه میگرفت

جبریل از نماز شبت بوسه میگرفت

سجاده نیز از لقبت بوسه میگرفت

حتی حسین از دو لبت بوسه میگرفت

جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات ، جای سجودت مشخص است

بالای ساقِ عرش عمودت مشخص است

یکپارچه علیست وجودت مشخص است

زهرا در این قیام و قعودت مشخص است

 حق کرده احترامِ تو یا زین العابدین

ذکر عروجِ حلقۀ رندان صحیفه ات

شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات

نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات

شد آیه آیه خواهر قرآن صحیفه ات

دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تا زینب است

از این به بعد پشت و پناه تو زینب است

تفسیر ذیل خطبۀ آه تو زینب است

وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است

شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتیِ عشق را تو به ساحل رسانده ای

با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای

ابن زیاد را سر جایش نشانده ای

کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای

احسنت بر قیام تو یا زین العابدیم

 

*آبروی یزیدُ برد ، مؤذن رفت بالا شروع کرد اذان گفتن ، اَشهدُ اَن مُحَمَداً ... زیاده حضرت حرف نزد، فقط یک کلمه سوال کرد یزید؛ این آقایی که اسمش رو بردن جد تو یا جد من؟ چی جواب میخواست‌ گفت جد شما ، گفت با بچه های این آقا چیکار کردی؟.. دست بسته آوردی تو مجلست ، میون این همه نامحرم ، کاری کرد همه کسایی که یزید دعوت کرده بود فتوحاتش رو نشونشون بده همه شروع کردن اعتراض، خیلی عجیبه، یه نفر همونجا به شهادت میرسه، کسی که تو دین خدا هم نیستش تو دین اسلام هم نیست مسیحیِ .. وقتی که دستور داد سر از بدنش جدا کنید ، گفت صبر کن یزید حالا که قراره من کشته بشم ، دیشب خواب جد این آقا که سرش داخل تشت گذاشتی خواب ایشون رو دیدم، فرمود به زودی مهمان من میشی‌، اما نمیدونستم وعدش اینقدر زودُ حقِ . سر بریده دستگیری میکنه از یه مسیحی آی جوون ، یه عمری بیایم در خونه ابی عبدالله و بخوایم دست خالی برگردین خیلی حیف برامون ، آقاجان ، چه آرزوی قشنگی*

 

آبی ز دست مادر من نذر مرقدت

دو گوشواره دختر من نذر مرقدت

هرچی که هست در بر من نذر مرقدت

 

*دیدن دهاتی بود اومده بود،توفیق شده بود اومده بود بقیع پشت بقیع یجوری ناله میزد هی میگفت آقاجان، من و زنم با دست خودمون یه قالی بافتیم تو امام زادۀ شهرمون انداختیم ، اگر اجازه بدن همه زندگیم و میفروشم حداقل برا قبرت یه سایه بون درست میکنم .. انقدر این قبر آفتاب نخوره ..*

 

هرچی که هست در بر من نذر مرقدت

چیزی که نداشتم سر من نذر مرقدت

قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد

بینِ مدینه نیز بنایی درست شد

یک گنبد امام رضایی درست شد

آخر ضریح های طلایی درست شد

آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز درد های شب قافله بگو

از زخم گردن و اثر سلسله بگو

 از پا و خار و سوختن آبله بگو

از طرز خنده های بد حرمله بگو

دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمه شد و

دانه به دانۀ شهدا ترجمه شد و

با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و

جسم مرملٌ بِدماء ترجمه شد و

با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:34 ق.ظ | نظرات()

برپا شده هر جا ، مهمونیِ ارباب 
اومد پسرِ همسرِ ایرونی ارباب
 از شوق  ، تا خودِ صبح بارونی ارباب
 اومد پسرِ همسرِ ایرونی ارباب

 تو این شبِ رازِ گل های خوشبو
 اومده جدِّ چهارم ضامن آهو

 دلبرِ ثاراللهی .. یابن الارباب 
 زینتِ ذِکر اللهی .. یابن الارباب
 مثل اباالفضل ماهی .. یابن الارباب 

« ای جان ... جانم سنه قربان »

خانِ کَرم تو اندازه نداره
حاتم به خدا این همه آوازه نداره 
بابُ الکرَم تو دروازه نداره
حاتم به خدا این همه آوازه نداره 

امشب دعاهای ما مستجابِ
رو دستِ شهربانو وقتی میخوابِ

با چشمای بارونی .. یابن الارباب
من اومدم مهمونی .. یابن الارباب
هموطن ایرونی .. یابن الارباب

« ای جان ... جانم سنه قربان »

مرغِ دل شیدا می کوبه تو سینه
زائر تو بقیع تو صحنِ زین العابدینِ
هرشب دلِ زارم این خواب میبینه
زائر تو بقیع تو صحنِ زین العابدینِ 

لب تَر کنه رهبر .. یک لحظه آنی 
میریم مدینه ما با .. قاسم سلیمانی 

ای پدر سجاده .. یابن الارباب
تو دل هر دلداده .. یابن الارباب
بقیع تو آباده .. یابن الارباب 

« ای جان ... جانم سنه قربان »





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:26 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic