سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر روضه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



ای دُر یمِ عصمت یا حضرت معصومه
ای فاطمۀ عترت یا حضرت معصومه
ای خاکِ رهت جنّت یا حضرت معصومه
ای سایۀ تو عفّت یا حضرت معصومه
قم از یم تو رحمت یا حضرت معصومه
محتاجِ دِمَت حکمت یا حضرت معصومه

تو در حرم موسی انسیّۀ حورایی
انسیّۀ حورایی محبوبۀ یکتایی
محبوبۀ یکتایی ممدوحۀ طاهایی
ممدوحۀ طاهایی ریحانۀ بابایی
ریحانۀ بابایی آیینۀ زهرایی
در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه

تنها نه محیط قم ، ایران به تو می نازد
عصمت به تو می نازد ، ایمان به تو می نازد
عترت به تو می نازد ، قرآن به تو می نازد
تفسیر و اصول و دین ، عرفان به تو می نازد
جنّ و ملک و حور و انسان به تو می نازد
بانویِ همه خلقت یا حضرت معصومه

شمس و قمر و انجم ، جنّ و ملک و انسان
جنّ و ملک و رضوان ، حور و پری و غلمان
هم حوری و هم غلمان هم مالک و هم رضوان
هم عالم و هم حاکم هم بنده و هم سلطان
دارند به تو چشم لطف و کرم و احسان
گیرند زِتو حاجت یا حضرت معصومه

نبوَد عجب ای بانو شاهی به گدا بخشی
وز گرد حریم خود بر روح شفا بخشی
بر روح شفا بخشی بر سینه صفا بخشی
حاجاتِ خلایق را از لطف و عطا بخشی
بر خلق زمین بخشی بر اهل سما بخشی
داری زحق این قدرت یا حضرت معصومه

ای بانوی نُه افلاک ای مادرِ اهل قم
ای خاک حریم تو تاج سر اهل قم
ای کوثر فیض تو در ساغر اهل قم
آید زنسیمت جان در پیکر اهل قم
گلدستۀ صحنِینَت روشن گر اهل قم
ای قم حرم امنت یا حضرت معصومه

شاعر : استاد غلامرضا سازگار




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:36 ب.ظ | نظرات()


محملت با وقار می آمد 

سبز تر از بهار می آمد

 

وه! عجب خوش خرام می آمد

با شکوهِ تمام می آمد

 

محملت بود و … خیلِ استقبال

کم محلی نشد زبانم لال

 

*بعضیا انگاری هنوز خودشونو به جلسه نرسوندن ، برا اونا آروم آروم میخونم .. فقط بدونید ما ایرانیا جلو فاطمه سربلندیم .. چه تشییع امام رضا .. چه استقبالِ بی بی معصومه کم نزاشتیم .. بگم ناله بزنی ؟ ..*

 

دم قم گرم! سربلند شدیم

ازدعایِ تو بهره مند شدیم

 

*هرجا نشستی زمزمه کن .. نفس بزن .. امام رضا به مهمونایِ خواهرش خوش آمد میگه انقده جمعیت اومد .. هیچ کسی دست خالی نیومد .. انقدر گل به قدمایِ خانم ریختن ..*

 

دم قم گرم ! احترام گذاشت

هرچه گل داشت ، رویِ بام گذاشت

 

*رفقا ، خوش به حالتون برا این بی بی بلند گریه می کنید ..*

 

با مَحارم به قم رسیدی ، شکر

دمِ دروازه ای ندیدی ، شکر

 

*بهترینِ جایِ قم بردن اسکانش دادن .. بردنش بیتُ النور .. میگن اون محلُ از همه طرف قُرُق کردن .. گفتن مردا اینجا حق ندارن تردد کنن .. (خودشو که نه نه) ، نکنه از دور سایه شُ ببینن .. ای روزگار ..*

 

قم کجا کوفۀ خراب کجا

تو کجا زینب و رباب کجا

 

ساربان محملت عجول نراند

چادرت زیرپایِ شمر نماند ..

 

شاعر : وحید قاسمی

 

شام بلا تیره تر از شام بود

شام فقط سنگِ لبِ بام بود

شام فقط طعنه و دشنام بود

آل رسول و ملاءِ عام بود ..

 

*زینبی که کسی سایه شم ندیده بود حالا همه دارن تماشاش میکنن .. حالا داره میگه :*

 

حسین ..

خبر داری مرا بازار بردن

میانِ مجلسِ اغیار بردن

 

*از دمِ دروازه تا دمِ قصرِ اون ملعون راهی نبوده ، اما طول کشید .. اونجا هم که رفتن زینب چی گفت .. :*

 

نزن ..

ببین که دندوناش شکسته ..

 

*سادات معذرت میخوام ، دَخَلَتْ زَیْنَبُ عَلَی ابنِ‏زِیادٍ وَ علیها  اَرْذَلُ ثِیابِها وَ هِیَ مُتَنَکِّرَةٌ ..*

 

زینب کجا و مجلسِ نامحرمان کجا

مِضمار و چنگ و نای ، حضور رباب خواست

 

کلثوم چاک داد ، گریبانِ صبر را

پس دفع ظلم ، از پدرش بو‌تراب خواست

 

کای «شحْنهُ النَّجف»! نظری سویِ بی‌کسان

بنْگر یزید ، خانۀ ایمان ، خراب خواست

 

شاعر: محزون گیلانی

 

تو بی كسم شدی و منم بی كست شدم

از تل تو را ندیدم و دلواپست شدم

 

پنجاه سال خواهری ام را چه میكنی؟

احساس هایِ مادری ام را چه میكنی؟

 

مانندِ دخترانِ تو طاقت نداشتم

گفتی نیا به جان تو طاقت نداشتم

 

وقتی كه پیكر تو زمین گیرِ نیزه هاست

زینب تمام زندگی اش زیرِ نیزه هاست

 

خواهر بمیرد آه دگر دست و پا نزن

تنگ است جات مادرمان را صدا نزن

 

شاعر : علی اکبر لطیفیان




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:37 ب.ظ | نظرات()


منت خدای را به غمت مبتلا شدم

صد شکر عاشقِ نجفُ و کربلا شدم

 

اُفتاده ام به دامِ تو صیادِ مهربان

 

*عجب گرفتارم کردی آقا .. از هرچه بگذریم سخنِ دوست خوش ترست .. نزدیکِ یک ماهِ از پایانِ ماهِ صفر میگذره دل ها بهونه میگیره برا حسین زار بزنه .. گرچه این روزها داره مریض داری میکنه .. دورِ بسترِ مادرش داره میگرده ..*

 

حسین جانم .. حسین جانم ...

حسین جانم .. جانم .. جانم ..

 

اُفتاده ام به دامِ تو صیادِ مهربان

وز قید و بندِ غیرِ تو یکجا رها شدم

 

*چی بگم از آقایی و بزرگواری و کرامتت .. فرمود زینب جان برو اون پیراهن کهنه رو بیار .. پیرهنُ پوشید راوی میگه دیدم آقا چند پیرهن قیمتی و با ارزشُ رو این پیرهن پوشید رو این پیرهنا زره پوشید زینب سوال کرد حسین جان ، تو این هوایِ گرمُ و آفتابِ سوزان چرا چند تا پیرهن رویِ هم پوشیدی؟!.. فرمود زینب جان اونی که برا غارت میاد تو گودال به یه امیدی میاد .. نمیخوام دست خالی بره بیرون .. این لباس هایِ قیمتی رو پوشیدم که ببرن ..

عزیز برادر این پیرهن کهنه رو چرا پوشیدی؟! فرمود زینب جان ، لباس هامو میبرن .. خواستم بدنم برهنه نمونه .. اُف بر این مردم .. یه وقت زینب واردِ گودال بشه ببینه بدنِ برهنه ی حسین ..

 

لباسِ کهنه چه حاجت که زیرِ سم ستور

تنی نمانده که پوشند کهنه یا کفنت

 

قباله ای که دلِ مادرم از آن خون شد

تو را شهید با همان قباله کرده است عدو

 

*روزِ عاشورا جمعه بود .. ولی زینب تا بدنُ دید گفت سلام بر کشته ای که روز دوشنبه کشتنش .. یعنی حسین جان همون روزی که لگد به در زدن .. همون روزی که پهلویِ مادرمُ شکستن .. همون روزی که صورتِ مادرنُ نیلی کردن .. همون روز تو رو کشتن ، حسنُ کشتن ، علی رو کشتن ..

 

اللّهُمّ العَن اَوَّل ظالِم ظَلَمَ حَق مُحَمَّد و آل محمد و آخِرَ تابع لَه علی ذلک اَللهم العَنِ العِصابَه الَّتی جاهَدَتِ الحُسَین و شایعَت و بایعَت و تابعَت عَلی قَتلِه اللّهُمّ العَنهُم جَمیعاً ..  *

 

گلی گم کرده ام میجویم او را

به هر گل میرسم میبوسم او را

 

گل من یک نشانی در بدن داشت

یکی پیراهنِ کهنه به تن داشت

 

آن تشنه شهید را تماشا میکرد

از اشک دو دیده را چو دریا میکرد

 

میگفت که از این همه تیر و پیکان

ای کاش یکی به قلبِ من جا میکرد

 

اگر کشتن چرا آبت ندادن

چرا زان دُّرِ نایابت ندادن

 

اگر کشتن چرا خاکت نکردن

کفن بر جسمِ صد چاکت نکردن

 

دعا کن خواهرت زینب بمیرد

نباشه بعدِ تو ماتم بگیرد

 

اگر کشتن چرا آماده هستن

به پایِ اسب نعلِ تازه بستن





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:56 ق.ظ | نظرات()


در این روزگاری که دل بیقرارست

گدایِ کریمه شدن افتخارست

 

ثوابِ زیارت برایم نوشتند

خودم نه دلم سویِ تو ره سپارست

 

دوباره حرم قسمتم نه نشد آه

چقدر این دلِ بی نوا بدبیارست

 

چنان گنبدت جلوه دارد در عالم

که صحنِ تو در آسمان ها مدارست

 

کسی که قدم میزند در حیاطت

رویِ فرشِ بالِ ملائک سوارست

 

نگاهت مرا از غریبی درآورد

ببین خنده رویِ لبم آشکارست

 

همین هم نشان از کرم خانه دارد

گدا زاده ای با شما هم جوارست

 

کریمه کرم کن گدایِ خودت را

گدایی که در ماتمت سوگوارست

 

چکید اشک تو بر زمین بعد از آن بود

که از ساوه تا قم درختِ انارست

 

دلم خون شد از این غم و ماجرایت

دلت تنگ بوده برایِ رضایت

 

*وارد شد در این شهرِ مقدس .. تمام مردم به استقبالش اومده بودن .. همه گل دستشون بوده .. آخه برا اولین بارِ دخترِ امام داره میاد .. مرد و زن احترام گذاشتن .. بارها شنیدید .. ولی چون در ساوه به بی بی زهر داده بودن ، مریض احوال بود و خانه ای براش آماده کردن .. هفده روز در آن خانه زندگی کرد و  مهمان بود .. مردم قم حتی نزاشتن مردی واردِ محله بشه .. بمیرم برات خانم .. من از نیمۀ شعر میخونم صدا ناله ت بلند بشه ..*

 

تفسیر کن دوریِ خواهر از برادر را

تعبیر کن خوابِ حرم بوسیِ مادر را

جاری بکن در قم کمی از حوضِ کوثر را

ماتمکده کن کشورِ موسی ابن جعفر را

 

ای زینبی که از حسینِ خود جدا ماندی

با ما بگو آیا به زیرِ نیزه ها ماندی؟

 

آیا زِ تو کس هتک حرمت کرد نه هرگز

در قم دلِ تو حسِ غربت کرد نه هرگز

کس خنده در اوجِ مصیبت کرد نه هرگز

کس غارتِ خلخالُ و زینت کرد نه هرگز

 

اینها که گفتم یک به یک آمد سرِ زینب

ای وای سوغاتِ سفر شد معجرِ زینب

 

قم با سلام و تهنیت دنبالِ تو آمد

با سر به طوفِ کعبۀ آمالِ تو آمد

با شاخه هایِ گل به استقبالِ تو آمد

دستِ محارم زود زیرِ بالِ تو آمد

 

زینب ولی با خیل نامحرم کجاها رفت

پیشِ دو چشمش خیزران پایین و بالا رفت





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:51 ق.ظ | نظرات()


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

 

معنیِ آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقعِ سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پایِ کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم زِ خیر فاطمه ست

خیرهایِ عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشۀ یاسِ پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرتِ صدیقه را از بغض ، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرِ سادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند

 

*اجازه بدید روضه مُ اینجور بگم .. فرستاد دنبالِ سلمان ، فرمود به سلمان بگید بیاد ، ما دلمون براش تنگ شده .. به عجله آمد خانۀ بی بی .. حضرت فرمود سلمان کم به ما سر میزنی ؟.. عرضه داشت خانم ، دیگه بعد از پیغمبر سخته برام قدم تو این خانه بگذارم .. فرمود سلمان جبرئیل برام از بهشت طعام آورده رطب آورده ، سهمِ تواَم کنار گذاشتم ..

 

دانه ای از رطبِ بهشتی به سلمان داد ، بعد شروع کرد برا سلمان حرف زدن .. سلمان دردهامُ به علی نمی تونم بگم .. انقدر بدون شب تا به صبح ناله میزنم از درد خوابم نمیبره .. سلمان ، بد منو زدن .. سلمان ، نمیدونی با من چه کردن .. سلمان ، این حرفا رو من به علی نزدم ، اما بهت میگم در تاریخ بماند .. آه .. آه .. من باید از اون ضربه ها همون موقع میمردم ، اما گفتم خدایا یه جونی بده از علی دفاع کنم .. آخ مدافعِ حرمِ علی .. فاطمه جان ..

 

اشاره داشت بی بی به اون مسئلۀ کوچه .. خودشُ رسوند با اون بدنِ زخمی به اون جمعیت  .. همه رو کنار زد شالِ کمرِ علی رو گرفت جانبازِ امیرالمومنین .. فرمود بمیرم نمیزارم آقامُ ببرید .. سلمان ریختن سرم .. یکی با تازیانه میزد .. خدا لعنت کنه قنفذُ .. انقد با قلافِ شمشیر به صورتم زد .. دستم از علی کوتاه شد ..

 

مَردم این زدنِ زهرا انتشار پیدا کرد .. بسط پیدا کرد .. حقیقتِ ضربه هایِ به زهرا کربلا تجلی پیدا کرد .. راوی میگه دیدم ریختن سرِ زینب .. انقد بی بی رو با لگد زدن .. انقد بی بی رو تازیانه زدن .. اونجا صدا زد مادرشُ .. وا اُماه ...*حسین....صل الله علیک یا مولا یا اباعبدالله






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:38 ق.ظ | نظرات()


السَّلامُ عَلَیْكُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ...tوَ بمُوالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ ، وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْواجِبَةُ وَ الدَّرَجاتُ الرَّفیعَةُ وَ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَكانُ الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللّهِ عز و جل

 

همانگونه که دلتنگم برای کربلا ، آقا

همان مقدار می سوزم ز هجر سامرا ، آقا

 

تو تنها می روی ما را ببر دنبال خود یک شب

ز سرداب مقدس تا نجف تا نینوا ، آقا

 

کنار مضجع پاک امام عسکری خوب است

زیارت نامه خواندن از تو و گریه ز ما ، آقا

 

کنار جد تو هادی ، بابایت حسن ، آری

صفا دارد که با زهرا شود دل همنوا ، آقا

 

به نرجس مادرت سوگند دارم آرزو روزی

که در مدح حکیمه عمه ات گویم ثنا ، آقا

 

*سامرا که میری عمه کنار پسر وعمه کنار برادرو مادر کنارشون ...همه دور هم هستن...اگر بپرسی:حکیمه خانم عمۀ امام زمان آیا لطمه ای خورده ؟ میگن نه والله ...*

 

همانجا یاد باید کرد یاد عمه ی سادات

اسیری را غریبی را ، یتیمی تو را ، آقا

 

اسیری و غریبی چاره دارد ای گل زهرا

تو خود بر اشک چشمان یتیمان کن دعا ، آقا

___

 

می نویسم به دست لرزانم

آب در دست ماه می لرزید

 

در دل خویش با خودش می گفت

یاد جد غریب می لرزید

 

با لب خشک و داغ و عطشانش

یاد سوسوی اختران می کرد

 

ظرف آب و صدای دندانش

یاد از چوبِ خیزران می کرد

 

یاد می کرد با دلی خونین

راس جدش میان طشت طلا

 

چون که تبعید را به غربت نیست

گشت گریان ز داغ شام بلا

 

ناگهان یاد دختران افتاد

وای از ریسمان بسته به دست

 

یک طرف دست سیدِ سجاد

یک طرف عمه پیش مردم پست

 

در گلستان سامرا یادِ

غنچه های خرابه ای افتاد

 

طعم زندان سند را که چشید

یاد زندان کوفه می افتاد

 

همه غم های کوفه و شام از

پیش چشمان او چو باد وزید

 

مجلس آرایی عبیدالله

مجلس آرایی زنان یزید

 

چشم بیگانه ای بی پروا

شرم ناموس کبریا ز عذاب

 

شرم بی معجری زن ها و

آستین ها که بود جای حجاب

 

کشته ی سامرا در آن سکرات

یاد مقتول کربلایی بود

 

یاد شمشیر و نیزه و خنجر

حنجر پاره ماجرایی بود

 

ناله ی مادری به گوش آید

خذلوک بنیّ یا مظلوم

 

ذبحوک من القفا پسرم

قتلوک بنیّ یا مظلوم




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:31 ب.ظ | نظرات()

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 آنکه بر محضر شما نرسد

مطمئناً که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود

آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده

آنکه بر سُرَّ مَن رَآی … نرسد

چشم برخاکِ آن اگر بکشیم

آسمان هم به گرد ما نرسد

سامرا رفته ها به من گفتند

هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان

تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدایِ دوتا حسن هستیم

 نام ما را که از قدیم نوشت

از گدایان این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید

بعدِ نام حسن،کریم نوشت

تا که پیش تو دردِ دل کردیم

نام ما را خدا کلیم نوشت

دلِ ما را اسیر کرد آنکه

بال جبریل را گِلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا

باز هم روزیِ عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا

نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

 این طرف صحنِ صاحبِ کَرَم است

آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست

آن طرف بی چراغ بی عَلَم است

این طرف احترام می بینی

آن طرف ناسزا که دَم به دَم است

سامرا شد خراب فهمیدم

چقدر روضه ها شبیهِ هم است

مادری اند هر دوتا آقا

موسپید است هر که غرقِ غم است

پیش هر دو به گریه می شنوی

روضۀ پهلویی که محترم است

 

*مادر ، مادر ....*

 

"بویِ دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟

نکند خانۀ مولاست خدا رحم کند ...

همۀ شهر به این سمت سرازیر شدند

در میان کوچه دعواست خدا رحم کند ...

هیزم آورده که آتش بزنند این در را

پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند"

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدایِ دوتا حسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد

به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت

زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرف آبی به دستهایش تا

پدر آبی نفس زنان بخورد

می‌خورد ظرف هی به دندانت

چه کند؟ آب نیمه جان بخورد

خوب شد کودکت ندیده لبت

ضربه از چوب خیزران بخورد

روی پیشانی‌ات فقط چین است

آه اگر سنگ بی امان بخورد

عمه مانده است زیر هر ضربه

که مبادا به دختران بخورد

دختران تشنه‌اند و با خنده

لقمۀ خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

 شاعر : حسن لطفی

 

*فرمود:خواستی شیعۀ ما رو بشناسی،مقابلش سه بار بگو:" صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه..." ناخودآگاه بهم میریزه..." یابن الحسن آجرك الله"اما آقا جان بابای شمارو کفن کردند،دفن کردند...میخوام از زبان خودِ آقا امام زمان روضه بخونم...." أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْلُ الْقُرى"...

 

رأسِ تو می رود بالایِ نیزه ها

من زار می زنم،در پایِ نیزه ها

آه ای ستارۀ دنباله دارِ من

زخمی ترینِ سَرِ نیزه سوارِ من

با گریه آمدم اطرافِ قتلگاه

گفتی که خواهرم برگرد خیمه گاه

 

*وای از اون ساعتی که زینب تماشا کرد،نیزه دار با نیزه میزد،شمشیردار با شمشیر میزد،اونایی که حربه نداشتن دامن هاشون رو پر از سنگ کرده بودند...حسین...*

 

هر چه او بیشتر نفس می زد

بیشتر می زدند زینب را

نیزه هاشان میانِ گودالُ

با سپر می زدند زینب را

یک نفر مانده بینِ گودالُ

صد نفر می زدند زینب را

وای حسینم.....

هر چه سیه رو شدم،غلامِ تو هستم

خواجه مگر بندۀ سیاه ندارد

شکر خدا را که در پناهِ حسین

عالم از این خوب تر پناه ندارد

 

ای عشقِ اول و آخرِ من

ای مهربان تر از مادرِ من

یا واهب العطایا

یامنتهی الرجایا

یا دافع البلایا

ارباب....

تشنۀ سر جدا

خون بهایت خدا

السلامُ عَلی

 ساکنِ کربلا

یا حبیبی حسین...

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:59 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو