سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر روضه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



زندگی ما خزونه

علتِ گریه هامُ کی میدونه

اون غمی که دلامونُ سوزونده

مصیبتِ یه مادر جوونه

 

تو سرخیِ سپیده دیدی یا نه؟

مادرِ قد خمیده دیدی یا نه؟

شنیدی از مزارِ بی نشونه

اون که کسی ندیده دیدی یا نه؟

 

هر آدمی دلش میگیره میره پیش مادرش

دلم گرفته که  مزارشم ندیدم آخرش

حرم نداره .. چه سخته باورش

 

اونی که مارو میکُشه همیشه

رازِ یه  دیوار و در و آتیشه

تو اون شلوغی و تو اون هیاهو

میخوام بگم چی شد ولی نمیشه

 

بعد تموم ضربه ها دَر افتاد

مادرمون از نفس آخر افتاد

روضۀ امشبم همین یه خطِ

جلو چشایِ بابا مادر افتاد

 

مگه ندیدینش  چه غرقِ زخم شده همه تنش

میون شعله ها  یه چیزاییِ سخته گفتنش

همین که محسنُ چجوری کشتنش

 

*همه رو کنار زد .. دید علی رو دارن میبرن .. گفت مگه زهرا مرده باشه علی رو پابرهنه میبرن .. دید چهل نفر دارن علی رو میکشن دست انداخت کمربندِ علی رو گرفت .. چنان کشید چهل مردِ جنگی رو زمین افتادن ‌.. چهل نفر رو زمین افتادن نامرد دومی کم آورد دید یه زنی که پهلو شکسته اس هر جوریه  اومده از علی داره حمایت میکنه .. حالا مردای جنگیِ منو خراب میکنی وسطِ مردم .. گفت الان یه کاری میکنم ... یه وقت دیدن وسط جمعیت نگاه کرد صدا زد قنفذ بیا ... گفت امیر چه کنم ؟.. گفت یه کاری کن دیگه قدم از قدم برنداره .. غلافُ با شمشیر بالا آورد اینقدر به بازویِ مادر زد .. اینقدر زد .. اسماءمی گفت من آب میریختم دیدم علی دست از غسل کشید هی میگه زهرا ..

چی شده آقا داد میزنی فرمودی بچه ها آروم گریه کنن .. فرمود دستم رسید به بازویِ ورم کردۀ زهرا .. وای مادر ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:52 ب.ظ | نظرات()


شفیعه ا ی که شفا می دهد، جواب شده است

فَلَک به رویِ سَرِ مرتضی خراب شده است

 

نفس کشیدنِ زهرا، چقدر قیمتی اَست

که قَدرِ جانِ علی، هر نفس حساب شده است

 

*گفتن:بابا! مادر مُرد...روای میگه: از خونه تا مسجد راهی نبود،اصلاً تو هم بوده،هی علی می خورد زمین، هی بلند میشد...وارد حجره ی فاطمه شد،دید پارچه ای کشیدن رو صورتِ زهرا...زینبین هر کدوم گوشه ای نشستن،زینب و اُم الکلثوم دارن میلرزن...اومد بالا سر زهرا نشست،پارچه رو کنار زد...فاطمه جان!...*

 

برای صورتِ او بَرگِ گُل ضرر دارد

همان کسی که به او حورا خطاب شده است

 

از امام صادق علیه السلام پرسیدند:آقاجان! چرا به مادرِ شما گفتند: اِنسیَّةَ الحورا ؟ فرمود: حوریه توی بهشت اگر برگ بهشتی از درخت جدا بشه،تو آسمون بچرخه...از کنارِ صورتِ حوریه رد بشه،صورت حوریه کبود میشه...

چقدر لطیفِ...اون وقت اون نامرد سیلی هاش مشهور بوده،در عرب میشناختنش،اون وقت شما تصور کنید این نانجیب،دست های بلند،قلبش پر از کینه، حالا زهرا رو تنها گیر آوُرده...*

 

مهریه ی فاطمه را شَرمِ مرتضی پرداخت

برای دادن مهرش، چقدر آب شده است

 

دلیل شرم علی، بال زخمی زهراست

دلیل شرم علی، قصه طناب شده است

#شاعر محسن حنیفی

 

*همچین که پارچه رو کنار زد،زینب داره می بینه،دو تا دستای کوچیکش را گذاشت رو صورتِ مادر تا بابا صورت رو نبینه،هفتاد و چند روزِ زهرا رو گرفته...دستای کوچیک زینب رو علی گرفت،عزیزِ دلِ بابا، تو فکر کردی بابا خبر نداره؟

 علی سَرِ فاطمه رو گذاشت رو زانوش،دخترِ رسول الله! دید جواب نمیآد...مادرِ حسن و حسین! دید جواب نمیآد...رمز و کلیدِ قفلِ زبون فاطمه یه کلمه است،زهرا! من علی ام....تا گفت: من علی ام،چشمای زهرا باز شد...دید علی نشسته،قطره قطره اشک های چشمِ علی رویِ صورت فاطمه...زهرا با همون دستِ شکسته، که جون نداره بالا بیاره،هی دست رو میخواد بالا بیاره،اما دست می اُفته،بار دوم،بار سوم،امیرالمؤمنین فرمود: فاطمه! میخوای چه کنی؟ این دستِ شکسته رو اینقدر بالا نیار...دست رو برد زیرِ دست زهرا،دست رو بالا بیاره...اینقدر زهرا خانومِ،اینقدر علی دوستِ،یه بار نگفت:علی تو صورتت رو پایین بیار،اصلاً نمیخوام ببینم سرت پایین باشه،علیِ من همیشه باید سرش بالا باشه،دستِ زهرا رو آورد بالا،بالا،مقابل صورت،یه وقت امیرالمؤمنین دید انگشتای بی رمق زهرا حرکت کرد،اشکایِ صورتِ علی رو پاک کرد،علی جان!جلویِ من اینجور گریه نکن...

شبِ شهادتِ مادرِ،اما بی حسین نمیشه،بی کربلا نمیشه،رفقا وقتی علی گفت:زهرا! من علی ام،زهرا چشماش رو باز کرد،شروع کرد با علی حرف زدن،اما " لا یوْمَ کیوْمِک یا ابا عبدالله  " ابی عبدالله هرچی صدا زد:علی اکبر! من باباتم...*

 

ای پسر من پدرِ پیرِ تو هستم

پدرِ پیر و زمین گیرِ تو هستم

 

سخنی گوی  دلم را خوش کن

 تو که آتش زده ای خاموش کن





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:43 ب.ظ | نظرات()

بشین خونه رو آب و جارو نكن
بذار زخم پهلوت بهتر بشه

خودم  از پَسِ غربتم بر میآم
نمیخوام چشات واسه من تر بشه

می دونم پُر از درد هستی ولی
با این درد باید مُدارا کنی

دَرِ خونَمون رو عوض می کنم


*می دونم چشمت به این در می اُفته یادِ محسن می کنی،می دونم...
باشه اما یه شرط داره...*


دَرِ خونَمون رو عوض می کنم
به شرطی نیآیی دَرُ وا کنی

نمی تونم از كوچه مون رد بشم
چیكار كرده این كوچه با روحِ من

خجالت ازت می کشم تا اَبد
من و بسته بودند تو رو می زدند

زندگی با تو بس که شیرین بود
شور چشمان مرا نظر زده اند

*مگه یادم میره زهرا جان!..*

تو زمین خوردی و جماعتِ پست
خنده ها از تَهِ جگر زده اند





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:41 ب.ظ | نظرات()


زندگی با تو بس که شیرین بود

شور چشمان مرا نظر زده اند

 

تو زمین خوردی و جماعتِ پست

خنده ها از تَهِ جگر زده اند

 

قلم افتاد دستِ بی هنران

رنگ شب بر رُخِ قمر زده اند

 

سیلی و میخ و تازیانه بر آن

صورت و سینه و کمر زده اند

 

*اینکه میگن: مغیره و قنفذ تو کوچه بودند، نه،بخدا فقط این دوتا نبودند، بزرگشون ایستاده بود،همه میخواستن خودشون رو به رئیسشون نشون بدن...مغیره زد،قنفذ زد،خالد زد،هر سگ و شغالی از راه رسید زد...خودشم گفت: من دارم از قافله عقب می افتم...خود ملعونش هم اومد جلو...با غلاف...*

 

بوته ی یاسِ نازنینِ مرا

دستچین نه،بلکه با تبر زده اند

 

*اما اینا که چیزی نیست،کجا بودید کربلا،دور گودال حلقه زدند،نیزه دار با نیزه میزنه،..... "أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیب..." آقا رو به رو خوابوند، "أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ... أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَری..."حسین....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:40 ب.ظ | نظرات()


اگر دشمن کند نقشِ زمینم

رسد ظلم از یسار و از یمینم

 

به قرآن تا نفس دارم به سینه

طرفدارِ امیرالمؤمنینم

 

اگر چه کس نکرد از من حمایت

حمایت از علی دِینْ است و دینم

 

شود قربان یک مویِ امامم

هزاران بار طفل نازنینم

 

نگاهم را بگیر ای ابرِ سیلی

که مظلومیِ حیدر را نبینم

 

همه دشمن ، نه یاری نه معینی

فقط دیوار شد یار و معینم

 

تنم مجروح شد از تازیانه

بزن قنفذ بزن قنفذ من اینم

 

الهی بشکند دستت مغیره

بزن من دُختِ خَتم المرسلینم

 

شاعر : استاد غلامرض سازگار

 

*دید دارن آقا رو میبرن .. کمربند علی رو گرفت ، چهل نفر یه طرف .. خانم یه طرف .. هر کاری کردن دیدن دست از مولا بر نمیداره با تازیانه .... (بریم کربلا ؟..) هرکاری کردن دخترشم از امامش جدا نشد .. تو گودال چهل نفر با تازیانه ...

 

عباشُ انداخت رو فاطمه .. این عبا خیلی کار کرده ، یه بار اهل بیت زیرِش نشستن داستانِ حدیثِ شریفِ کسا رو شنیدید .. عبا ارثِ پیغمبرِ ؛ حتماً همون عبا بوده که امام رضا رو سرش کشید از کاخِ مامونِ ملعون به سمتِ خانه آمد .. حتماً همون عبا بود که ابی عبدالله رو صورتِ علی اصغر کشید .. اما همین عبا رو مثلِ علی از شانه برداشت حسین ، رو علی اکبر ننداحت ، کنارِ علی اکبرش پهن کرد بدنُ تو عبا جمع کرد ..

 حسین ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:00 ب.ظ | نظرات()


الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ اولادِهِ الْمَعصومین

 

چنان که دستِ گدایی شبانه میلرزد

دلم برایِ تو ، ای بی نشانه میلرزد

 

هنوز کوچه به کوچه،حکایت از مردی ست

که دستِ بستۀ او عاشقانه میلرزد

 

*علیِ مظلوم .. آخه :

 

آنچه بیدادِ خزان با یاس کرد

دردِ آن را باغبان احساس کرد

 

تا قیامت نه پس از واقعۀ محشر هم

نالۀ یا اَبَتایَت نرود از یادم ..

 

الحمدالله همه اهلِ روضه اید این تذکرُ برا خودم میگم امام صادق علیه السلام فرمود کور باشه چشمی که برا مادرِ ما گریه نکنه .. نور از اون چشم بره که برا مادرِ ما اشک نریزه .. آخه مادرِ ما هجده سالش بوده .. مادرِ ما تو خونه بچه هایِ قد و نیم قد داشت .. آی مادر ..*

 

هنوز کوچه به کوچه،حکایت از مردی ست

که دستِ بستۀ او عاشقانه میلرزد

 

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز

به نام تو ، در و دیوارِ خانه میلرزد ..

 

*قربونِ زبون گرفتنتون .. عوضِ اون نامرد مردمی که درِ این خونه رو نزدن ، یه بار عیادت نیامدن حالِ دخترِ پیغمبرُ بپرسن ..

 

کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید

 

یه زمانی یه مادری از دنیا میره حالا سن و سالی داره بچه هاش بزرگ شدن خیلی راحت ترِ .. داغِ مادر همیشه سخته ها ولی این راحت ترِ ، مادر بچه هاشُ از آب و گل دراومدن . وقتی از دنیا میره ، عروس ها دامادا هستن ، میان خلاصه بچه ها کارُ جمع میکنن اما خدا نکنه مادر وقتی از دنیا بره بچه ها از آب و گل درنیومده باشن .. اصلاً اگه تو بسترم میوفته خدا کنه دخترش سن و سالی داشته باشه .. هی میومد میگفت فضه یعنی یه نفر نیست بیاد درِ این خونه رو بزنه .. ما چقدر غریبیم ..*

 

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز

به نام تو ، در و دیوارِ خانه میلرزد ..

 

چه دیده در که پیاپی به سینه میکوبد

چه کرده شعله که با هر زبانه میلرزد

 

دگر نشانِ مزارِ تو را نخواهم جست

که در جواب ، زمین و زمانه میلرزد

 

*دیگه معطلتون نکنم .. بی بی جانم .. فرمودن برا مادرِ ما آه بکشید .. وقتی گریه میکنید دنبالۀ گریه تون آه بکشید .. آهُ معمولاً برا جوون میکشن ... آی مادرِ جوان .. چه خبره این روزا خونۀ علی ؟.. بچه ها این روزا هر کدوم یه گوشه زانو بغل میکنن .. روزایِ آخر فرمود فضه دیگه پرستاریِ فاطمه با خودمه .. خودش دورِ خانومش میگشت .. سرِ فاطمه رو به زانو میگرفت ..*

 

نمازِ نافله خواندی ولی قیام نداشت

*میدونه اهلِ مدینه کسی سراغِ این خونه نمیاد .. این روزایِ آخر تا درِ خونه رو میزدن میگفت فضه بیا کمکم کن .. میخوام خودم درُ رو علی باز کنم .. منو ببینه غم هاش یادش میره ..( این صحنه ها رو دیده که اینجور حرف میزنه ..*

 

نمازِ نافله خواندی ولی قیام نداشت

چرا به حرمتِ من این همه قیام کنی؟

 

* قربونِ نفس زدن هاتون .. این نشونۀ عشقِ .. قیامت میگی من برا حُسینت گلومو زخم کردم .. بی  بی جان انقده ازم بر میومد .. حالا بگم صدا ناله ت بلند شه :*

 

تو مثلِ اهلِ مدینه زمن نگردان رو ..

که فارغم زدو عالم به یک کلام کنی

 

ای کتابِ عشقِ من بسته نشو

مثلِ مردم از علی خسته نشو

 

رفتنت خانه خرابم میکند

ماندنت چون شمع آبم میکند

 

ای که با من بسته ای لب از کلام

پلک بر هم میزنی جایِ سلام

 

لبانش می خورد بر هم صدا اما نمی آید

 

پر شکسته این چنین پرپر نزن

تازیانه بر دلِ حیدر نزن

 

صحبتی کن ای همه داراییم

رحم کن زهرا بر این تنهایی ام

 

جانِ زهرا روزِ من را شب نکن

چادرت را بر سرِ زینب نکن

 

*امام صادق فرمود هی مادرِ ما از هوش میرفتُ روزایِ آخر به هوش می آمد پرستارم که خودِ علیِ .. سر و رو زانو گرفته ..*

 

فاطمه چشمانِ خود را باز کرد

با زبانِ دل سخن آغاز کرد

 

کی همیشه همنشینِ فاطمه

 ای امیرالمومنینِ فاطمه

 

ای که غم ها را عسل کردی علی

گو چرا زانو بغل کردی علی؟

 

ای که بر عرض و سما هستی امیر

جانِ زهرایت سرت بالا بگیر

 

این دلِ غم دیده را هم زنده کن

جانِ من یک بارِ دیگر خنده کن

 

آنکه باید دل غمین باشد منم

دل غمین و شرمگین باشد منم

 

خواستم یاری کنم اما نشد

ریسمان از دست هایت وا نشد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:47 ب.ظ | نظرات()


برادرا دلم از رفتنت قرار ندارد

چرا که گردشِ ایام اعتبار ندارد

 

چو مقابل شدی به لشکرِ دشمن

بگو که خواهرِ من تابِ انتظار ندارد

 

به خیمه منتظرِ تو نشسته عابدِ بیمار

میانِ بسترِ تب غیر گریه کار ندارد

 

گرفتم آنکه پس از تو رضا شود به اسیری

توانِ آنکه به اُشتر شود سوار ندارد

 

مبر به جانبِ میدان علیِ اصغر خود را

که طفل تابِ پیکانِ آب دار ندارد

 

سکینه را بنشان در کنارِ خویش زمانی

که طفل تابِ دوری بابِ بزرگوار ندارد

 

*یک وقت دید دیگه اسبش قدم برنمیداره .. وقتی نگاه کرد دید دخترِ کوچکش دستایِ ذوالجناحُ بغل گرفته .. بابا نمیگذاری به میدان روم ؟.. گفت بایستی از اسب پیاده شوی بابا .. ابی عبدالله از اسب پیاده شد .. گفت بابا دلم میخواد به رویِ زمین بنشینی بابا ... امام حسین نشست به رویِ زمین ، این دختر نشست بالایِ زانویِ باباش.. ای دختر دارا .. دختر به پدر خیلی علاقه منده ..

این دختر نشست به رویِ زانویِ بابا گفت منزلِ زباله یادم نمیرود .. خبرِ شهادتِ مسلم رو به شما دادن ، شما دخترِ کوچکه مسلمُ صدا زدی .. به رویِ زانو نشاندی .. دستِ یتیمی به سر و صورتش کشیدی ..

 

بابا دلم میخواد با همون دست ها به سر و صورتم من بکشی بابا .. بابا میدانم دیگه بعد از این یتیم شدم بابا .. دیگه کسی نیست از من دلجویی کنه .. این پدر گریه کرد ، دختر گریه کرد .. آمدن به هر نحوی که بود این دخترُ از بغلِ بابا جدا کردن .. اما دیگه این دختر باباشُ ندید .. (تا چه وقت؟!) تا اون وقتی که آمد کنارِ گودیِ قتلگاه .. وای دید عمه ش یه بدنِ پاره پاره ای رو در بغل گرفته .. داره گریه میکنه ، اشک میریزه ، ناله زنه .. صدا زد عمه بدنِ کیست داری گریه میکنی ؟! .. فرمود عزیزم حق داری نشناسی .. بدنِ بابایِ غریبت حسینِ ..

 

ای مظلوم حسین ...

ای غریب حسین ...

 

خودشُ انداخت رو بدنِ بابا ، گفت بابا به خدا یتیمی ام زود بود بابا .. بابا بی پدری ام زود بود بابا .. گفت بابا :

 

به فدایِ این تنِ بی سرت ، اَبا یا اَبا ..

بشود سکینه ی دخترت ، اَبا یا اَبا ..

 

اگر امشب من از تو جدا شوم

به سیاهیِ شب به کجا روم

اَبا یا اَبا ... اَبا یا اَبا ...

 

یه دخترِ پدر از دست داده رو میان دلداری میدن ، تسلیت میگن .. نمیزارن گریه کنه .. اما آمدن با تازیانه بر بدنش زدن .. هی صدا میزد بابا ببین دارن منو کتک میزنن ..*

 

مزنیدم ، مبریدم که در این دشت مرا کاری هست

گرچه گل نیست ولی صحنه ی گلزاری هست

 

ساربانا! مزنید این همه آواز رحیل

آخه این قافله را قافله سالاری هست

 

دریغُ درد که نگذاشتند ای جناب پدر

کنار نازنین بدن یک شبی بمانم من

 

دریغ و درد که نگذاشتند جان پدر

تن مبارکت از آفتاب برادرم

 

نداد شمر امان کز رخت نگاهی سیر

برای توشه ی شام خراب بردارم

 

شاعر : صامت بروجردی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:46 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو