امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

             

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ....

گریه بر ابی عبدالله تو تمامِ سال رزقِ معنوی است ، اما ماه رمضون یه نمکِ دیگه ای داره ...

آخه تو ماه رمضون یه مشابهتی با اربابمون پیدا می کنیم ، اونم اینه هم گرسنه می شیم و هم تشنه ایم ... اربابمونم هم گرسنه کشتن ... هم تشنه کشتن ....

آمد محضرِ امام باقر علیه السلام ، عرضه داشت : یابن رسول الله ، من مکه ، مدینه ، نجف بودم . هیچ جا تُربتش بویِ تربتِ جدت حسین رو نمیده"

دید امام باقر داره گریه میکنه ، فرمود : علتش اینه ، این تربت با پوستُ گوشتُ استخوانِ جدّم عجین شد ....

"یاالله" کجا عجین شد ؟ ....

همه محاصره اش کردن دور گودال ، یه وقت دیدن عمر سعد ملعون فریاد زد :«مَن یَنتَدِبُ لِلْحُسَینِ؟

کیه بر بدنِ حسین اسب بتازونه ؟! ....

ده نفر سوارِ بر اسب شدن ، آخ اسب هاشون رو نعلِ تازه زدن ، استخوانهایِ سینه و پهلوش رو شکستن ...ای حسین.....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:12 ب.ظ | نظرات()

*اَصبَغ بن نُباته ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺁﻗﺎﻡ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ، ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﻛﺎﺵ ﻛﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺯﺭﺩﯼ ﺑﻪ ﺳﺮِ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ، ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺯﺭﺩﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻠﯽ ...

ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺎﻟﻪ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎﺑﺎﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﻛﺮﺩﻥ ...

 ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺳِﻤﺎﺟﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻫﺮ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻦ : ﻫﻤﺘﻮﻥ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﻟﻤﻼﻗﺎته ، ﺩﯾﺪﻥ اَصبَغ بن نُباته ، ﭘﺸﺖِ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ، ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ، ﻧﻤیرﻩ ، ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ : اَصبَغ ﻣﮕﻪ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺑﺮید"

ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﺟﺎﻣﻮﻧﺪﻩ ﺍﯾﻨﺠﺎ ، ﭘﺎﻫﺎﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻮ ﻧﻤﯽ ﻛﺸﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﻡ ، ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﻡُ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ .... ﺗﺎ ﻋﻠﯽ ﺭﻭ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺩِﻟﻢ ﺁﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ...

ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺮﺍ اَصبَغ ، اَصبَغ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﻋﯿﺎﺩﺕ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ، ﺍﻣﺸﺐ ﻋﺮﺿﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﺳﻤﺎﺟﺖ ﻛﻨﯿﺪ ، ﺩﺭُ ﺑﻪ ﺭﻭﺗﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻦ ، ﺟﻤﻠۀ ﺷﻬﺪﺍ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﻨﯿﻢ ، ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ، ﺟﻮﺍﺑﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ...*

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩَﺭ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ... ﺁﻗﺎﻡ ﺁﻗﺎﻡ

ﺗﺎ ﺑِﺒﯿﻨﻢ ﺭﻭﯼِ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ... ﺁﻗﺎﻡ ﺁﻗﺎﻡ

*ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻛﺮﺩ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻡ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺴﺘﺮﻡ ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﺣﺴﻨﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﻨﺒﯿﻦ ﺩﻭﺭِ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﺎﺑﺎ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻧﺪ ، ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺭﻣﻖِ ﺧﻮﺩﺵُ ﺣﺮﻛﺖ ﺩﺍﺩ ، ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮِ ﺧﻮﺩﺵُ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭘﺲ ﻋﺒﺎﺱ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟!! ﺍﻭﻣﺪﻧﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﺒﺎﺱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ، ﻫﺎﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﻜﻨﻪ ....

ﺳﺌﻮﺍﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ، ﺳﺮﺍﻍ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ، ﻣﮕﻪ ﻧمی یاید ﻛﻨﺎﺭِ ﺑﺴﺘﺮ ، ﮔﻔﺖ : ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﯿﺎﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺍﺩﺏ ﻣﯿﻜﻨﻢ ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻛﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻥ ،  ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ ست ﺳﻼﻡ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻬﺎ ﺍﺳﺖ  ، ﺍﻣﺎ ﻣﺎﺩﺭِ ﻣﻦ ﺍﻡ البنینِ ، ﻣﻦ ﻛﺠﺎ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻛﺠﺎ؟ ...

اﻣﺸﺐ ﻫﺮﻛﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺿﺮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ، ﻧﺎﻟﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﯾﻪ ﺷﺄﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ  ... ) مَعالِی السّبْطَیْن ﻣﯿﻨﻮیسِ : ﺗﺎ ﻋﺒﺎﺱ ﺍﻭﻣﺪ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺯﯾﻨﺐ ﺭﻭ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎﺑﺎﺟﺎﻥ ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺎﺹُ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﻪ ﺯﯾﻨَﺒِﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺮ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ، ﯾﻜﯽ ﺭﻭ ﺟﻠﻮ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﻔﺮﺳﺘﺎﺩﯼ ، ﺷﻤﻊ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻛﺴﯽ ﻗﺪ ﻭ ﻗﺎﻣﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺭﻭ ﻧﺒﯿﻨﻪ ، ﺷﻤﺎ ﺟﻠﻮ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﺮﻓﺘﯽ ، ﯾﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ، ﯾﻜﯽ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ، ﻣﺜﻞ ﻧﮕﯿﻨﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﺪ ، ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩاش ها ﺭﻭ ﻣﻮﻇﻒ ﻛﻨﯿﺪ، ﺷﻤﺎ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ، ﻣﻦ ﻛﻨﯿﺰ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﻢ ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺆﻇﻒ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷﻪ، ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ، ﻣﺴﺎﻓﺮﺗﯽ، ﻛﺎﺭﯼ ....

ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﺮﻛﺪﻭﻡ ﺭﻭ ﺑﮕﯽ ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﭼﻬﺮۀ ﻣﺒﺎﺭک ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨ، ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻛﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ ، ﻧﮕﺎﻩ ﺯﯾﻨﺐ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ : ﺍﮔﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﯾﺪ ﻋﺒﺎﺱ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷﻪ، ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﻛﻢ ﺟﻮﻫﺮ ، ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻋﺒﺎﺳﻢ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ ، ﻋﺒﺎﺱ ﻛﻪ ﺟﻠﻮ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺳﺖِ ﺯﯾﻨبُ گذاﺷﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺖِ ﻋﺒﺎﺱ ، ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺟﺎﻥ ، هذه وَدیعتی مِنی علیه ، ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﻣﻦ ﭘﯿﺶِ ﺗﻮﺳﺖ ، ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ، ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻛِﯽ ﺯﯾﻨﺐ ﯾﺎﺩِ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺍُﻓﺘﺎﺩ؟؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻥُ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﺎﻗﻪ ﻛﻨﻪ ... ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻛﺮﺩ ﺳﻤﺖ ﻋﻠﻘﻤﻪ ، ﮔﻔﺖ : ﻋﺒﺎﺱ ﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﻛﯽ ﻣﯿﺴﭙﺮﯼ میری ؟ ﺑﺒﯿﻦ ﯾﻪ ﻣﺸﺖ ﺣﺮﺍﻣﺰﺍﺩﻩ ﺩﻭﺭ ﻣﺤﻤﻞِ ﺯﯾﻨﺐ ..........





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:42 ب.ظ | نظرات()

"السلام علیک یا مولای یا اباعبدالله"

صبا اگرگذری اُفتدت به کشور دوست

بیار نفحه ای از گیسوی مُعنبرِدوست

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگربه سوی من آری پیامی ازبر دوست

*میدونه خیلی دوسش دارم،اما آرزومِ اون یه بار بگه منم دوسِت دارم*

حسین ... آرامِ جانم ...

حسین  ... روحُ روانم ...

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگربه سوی من آری پیامی ازبر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از در دوست ...

*چی میخوای بگی ؟؟ میخوام بگم دلم برا کربلات یه ذره شده ... میخوام بگم ، هوایی کربلاتم ... حسین جانم ... قربونِت برم خودت که جای خود داره ، کربلات دربه درم کرده ... آقایِ مهربونم ...*

حسین ... برو کربلا ... حسین ...

*شما دلِ مادرشُ بِبرید ... با بردنِ اسمِ پسر دل مادرُ ببرید ... مادرش میگه جانِ دلم ....*

غمِ عشقت بیابون پَرورم کرد

وای هوای وصل بی بال وپَرم کرد

به مو گفتی صبوری کن صبوری

آی صبوری طرفه خاکی برسرم کرد

*بخدا قسم همۀ بی تابی های منو تو همۀ حسینی هارو روی هم بزارن ، همۀ محبت های منو تو همۀ حسینی هارو روهم بزارن ، همۀ عِشقای عاشقای ابی عبدالله رو هم بزارن قطره ای ازدریایِ زینب نمیشه ... انوقت این زینب بیاد تو گودال ...

داداش چی به سرت آوردن ؟ ...  

به خدا قسم مجلسِت کربلاست ، به جانِ اباعبدالله خیلی قشنگ داری میسوزی برا حسین ، ماهِ رمضان اصلا وقت گریۀ برا حسینِ ... بابا یه صبح تا غروب آب نمیخوری دمِ غروب دیگه هی ساعتُ نگاه میکنی ... رفقا بیایید دم افطار یادمون نره ، قبل ازاینکه لب به آب بزنی بگو صَل الله علیک یا ابا عبدلله ....

قربونِ لبایِ تشنه ات برم حسین جانم ...

سه روز آبُ بستن ، طوری شد که مُورخین اینجوری نوشتن ، میگن پوستای صورتِ این زنُ بچه مثل مَشکِ خشک شده چروکیده شد ... الان نمیخوام روضه اهلبیت ابی عبدالله رو بخونم میخوام عمق تشنگی ابی عبدالله رو بیابیم باهم ، اونوقت تشنگی حسین اینجوری بوده بزرگان،علما میگن همۀ تشنگی اهل حرمُ بزار روهم،همۀ تشنگی اصحابُ بزار روهم،تشنگیِ رقیه رم بزار روش ، تشنگیِ شیرخواره رم اضافه کن ،باز حسین ازهم تشنه تره ....

 رفقا آی حسینیا آقامون تو گودال داد زد گفت آی مردم جگرم .... خواهرش ازبالا تلِ زینبیه نگاه کرد ... حسین ...

دو سه روز روزه میگیری ، یکی دوستان جوانِ 27 - 28 ساله با من یه خرده صحبت کرد ولی حال نداشت بعد گفت ببخشین من حال ندارم این روزا بلنده روزه منو برده ... گفتم شما جوانی ، داغ ندیدی ، زخم نخوردی ، خون از بدنت نرفته ، اضطرابِ زنُ بچه نداری ، زنُ بچه ات تو محاصرۀ نامحرم نیست ، جنگ نکردی ، تکاپوی جنگ نداشتی ...

ظهر عاشورا ابلیس سرشُ بلند کرد ، گفت خدایا یادته یه خواستۀ اجابت شده دارم پیشت"

ندا اومد بله ، گفت میخوام الان بخوام " ... بخواه

گفت اینقده این خورشیدُ به زمین نزدیک کن ... میخوام بویِ کباب شدن بدن حسینُ استشمام کنم ... اینا رو چرا دارم میگم،داغ ،عطش ،اضطراب  ،خون ریزی ،جنگ ،گردُغبار ،صمِ اسب ،شمشیرُنیزه و سنگ ،انوقت توقع داری زینب تا دید بشناسه ؟؟ ...*

  ای طائر تپیده بخون در برابرم

باور نمیکنم که تو هستی برادرم ...

 *گفت ، نه ، نمیشه تو داداش من باشی ... همین الان بغلش کردم  ... همین الان زیر گلوشُ بوسیدم ... هی نیزه شکسته هارو زیرُ رو میکنه  ... شمشیر شکسته هارو زیرُ رو میکنه ... یه نشونه پیدا کنم یه مرتبه حرف عوض شد ...*

گویا حسینِ من توی ... (شناختمت ... ازکجا بی بی ؟؟ )

 گویا حسینِ من تویی ای پاره پاره تن

چون آید از شکافِ دلت بویِ مادرم

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:23 ب.ظ | نظرات()

راسِ تو رویِ نیزه و من پایِ نیزه ها

خون میچِکد زحنجَرت آقایِ نیزه ها

لبهای تیزِ نیزه کجا و گلویِ تو ؟؟ ....

ای کاش بوسه میزدم از جایِ نیزه ها

*قربون اونی که تو روضه ناله خرج می کنه*

در بینِ قتلگاه در اُوجِ هجوم ها ...

*هجومِ چی؟ گاهی تیرِ ... نیزه ست... همه اینا بود ...یه عدهسنگ میزدن*

در بینِ قتلگاه در اُوجِ هجوم ها ...

خون شد دهانِ شاه زغوغایِ نیزه ها

*آی حسین ....*

با هر نفس که نامِ تو را برده ام حسین

هی سنگ خورده بر سرم از لایِ نیزه ها

*داداش تنهایی بچه ها رو سوارِ ناقه کردم ...داداش به زور رقیه رو ساکِت کردم ... داداش به زور ربابُ ساکِت کردم ... اما بساطی داشتم با سکینه ... تو گودال بیرون نمی اومد .... مگه خبر نداری ... دخترا عاشِقِ بابان ... گفت بابا هر دختری از باباش یه یادگاری داره

میخوام انگشترِتو ببرم ، به غارت بردن ....

لباسِتو غارت کردن ....

میدونی چی کار کرد ؟؟؟؟

دستِشو آورد جلو ، خونِ گلوِیِ بابارو به موهاش کِشید ...

گفت داداش من دخترِ علی ام ، الان یه کاری می کنم دیگه اینا نتونن قدم از قدم بردارن"

شهر شلوغِ ، سر و صداست ، ناموسِ علی رو آوردن ... همه مردم دارن نگاه می کنن ... چنان فرمود «اُسکوتوا» تاریخ میگه زنگِ شترا هم ایستاد ، چنان خطبه خواند ، قدیمی هایِ کوفه گفتن صدا ، صدایِ علی ِ.....

اونایی که علی براشون نیمه شب نونُ خرما آورد ، همونا سنگ آوردن ... هی این بچه ها می گفتن عمه مگه یه زمان تو این شهر زندگی نمی کردی؟؟ مگه تو معلمِ قرآنِ نبودی عمه ؟!! پس چرا این زنُ مرد دارن اینطور می کنن؟؟

چنان بی بی خطبه خوند ، نانجیب دید الان تاجُ تختِش بهم میریزه ... چی کار کنم ؟؟ ... یه مرتبه دیدن اون ملعون کنارش بود گفت امیر میخوای یه کار کنم زینب کلامِش قطع بشه ؟؟

گفت آره ...

گفت بدون زینب عاشِقِ حسینِ ....

اگه حسینُ ببینِ زبونِش بند میاد ....

گفت بگو سرِ بریده رو جلو محمل بیارن ... همچین که عمۀ سادات نگاه کرد دید سرِ بریدۀ حسین ....

به عظمتِ زینب مرگِ ما رو شهادتِ در راهِ خودِت رقم بزن



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:50 ب.ظ | نظرات()

                

زن و مردِ آلمانی رسیدن محضر آیت الله میلانی (ره) گفتن میخوایم مسلمون بشیم ..." ایشون علتِ تشرّفِ اینا رو به اسلام پرسیدن"

اینا گفتن ما یه دختر مریض داشتیم ، تو یه سانحه ای پهلوش شکست"همه دکترا جواب کردن ... آخرالامر گفتن دیگه باید ببرید منزل" امیدی به خوب شدنش نیست" آوردیمش منزل ، روز به روز ناامید تر ، افسرده تر ، حالشم بدتر میشد" حتی نمی تونست تو بستر از این پهلو به اون پهلو بره ..."

یه خادمی داشتیم ، مسلمون بود ، نامِش بی بی سیّده ای بود وقتی خبردار شد دکترا دخترمونو جواب کردن" به دخترم گفت غصه نخور ... ما مسلمونا هر وقت از هرجا ناامید بشیم یه دکتری داریم ... میریم درِ خونش ... اسمِ دکترِ ما فاطمه ست ...

بی بی جان شما از همه بهتر دردِ این مردمُ میدونی ...... این مردُم اینهمه راه ُ اومدن با شما حرف بزنن ... یکی از القاب شما "حنّانه" ست ...یعنی بانویِ بسیار دلسوزُ مهربان ....

این خادم  مسلمان به این دخترِ مریضِ آلمانی یاد داد که اگه خواستی بری سراغِ طبیبِ ما چی بگی ..."

با زبونِ خودش یادگرفته بود هی می گفت ای فاطمۀ پهلو شکسته ....

این بانویِ سیده هم زیرِ آسمان سجاده ش رو ، روخاکا پهن کرد گفت مادر نگاه به بدی من نکن ، نگاه به روسیاهی من نکن ... امروز برات یه مهمانِ ویژه آوردم .... خیلی تعریف تورو بهش کردم ... حاشا به کَرَمِت .... هی پشتِ سر هم به حالت تضرع میگفت : یا فاطمۀ پهلو شکسته ....

یه مرتبه اهالی خونه دیدن دختر داره فریاد میزنه ....

یاللعجب ... اینی که پهلوش شکسته بود ، صداش در نمی اومد اصلا نمی تونست حرف بزنه حالا داره فریاد میزنه ....

آری طبیبِ واقعیِ عالم ... مادرِ امامِ زمان(عج) شِفاش داده .....

حالا ما اومدیم پیشِ شما فرزندِ زهرا ، به عنوانِ تشکرِ از مادرِتون فاطمه مسلمان بشیم ...

حالا باحالِ خوشِت بی بی رو صدا بزن ....

یَا فَاطِمَةُ الزَّهْراَّءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکِ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکِ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعِی لَنَا عِنْدَ اللّه ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:26 ق.ظ | نظرات()


بیکار برای تو دعا سود ندارد
عاشق شدن ناقص ما سود ندارد

ثروت که مهم نیست غرض قرب به مولاست
اینجا سخن از فقر و غنا سود ندارد

خاصیت ما در گرو سوختن ماست
عمری که نشد وقف شما سود ندارد

هر چیز که سود است برای همه مردم
گر دور کنند از تو مرا ، سود ندارد

وقتی که خدا سود کلان داده به این در
رفتن ز درِ تو ، به خدا سود ندارد

تو برکتی و واسطه‎ی برکتی آقا
بی‎فیض شما هیچ کجا سود ندارد

لنگ سفر کرب و بلاییم کمک کن
نوکر نرود کرب و بلا سود ندارد .....

یک جور شکسته ند سر عمه ی سادات
رویش بگذارند دوا سود ندارد ......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:39 ب.ظ | نظرات()


خدا را شُکر اینجا دخترم نیست
نشانِ نیزه ای بر پیکرم نیست

کسی با دشنه بالای سرم نیست
به فکر غارت انگشترم نیست

لباس فخر ، تن کردند مَردُم
تنِ من را کفن کردند مَردُم

امان از ساعتی که شمر از پشت
شَهِ دین را شبیه صیدها کُشت ....

به گیسویِ یتیمان بُرد انگشت
به معجرها هجوم آورد با مُشت

نگاه هیزِ آن اشرار نامرد
صدای عمه جانم را در آورد ....

حسین ...........

حُسینم گم شده ای رودم ای رود
نَهالم خم شده ای رودم ای رود

اخ ، مسلمانان حسین مادر ندارد ...

اگر کُشتن چرا مویت کشیدن؟؟
چو گرگی پنجه بر رویت کِشیدن

حسین ....

شنیدی پُشتِ اطفالت دویدن
شنیدی چادرِ زینب کشیدن .....

شنیدی دختری دنبال می شد
شنیدی صحبت از خَلخال می شد

شنیدی حرمله من را کتک زد ....
به روی پهلویم پایی لگد زد ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:00 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم