امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                


http://s7.picofile.com/file/8243258318/images_sazvar.jpg

به یا قدوس ، به یارب ، به زینب
عبادت می کند هر لب به زینب
 
خدا را دیده ام امشب به زینب
بدهکار است این مذهب به زینب
 
دو عالم تکیه دارد بر عصایش
می اُفتم شصت و نه دفعه به پایش
 
وقار آمد به پابوسِ وَقارش
علی هو میکشد از اقتدارش
 
خدا بوده فقط آموزگارش
برون زد از دهانش ذوالفقارش

*میگه دیدیم یکی داره حرف میزنه ، مثلِ اینکه صدایِ علی داره میاد ...
از بس که خدا به زینب احترام گذاشت ، کوفیا کی اند؟ ...
لحنِ صحبتشو برگرداند به صحبتش حجابِ صوتِ علیُ و داد ...
نگذاشت مردم صوتِ زینبُ بشنوند ... صوت زینبُ فقط باید حسین بشنوه ، فَنادا بصوتِ الحزین ....*
 
نگو یک زن بگو یک مرد آموز
شده زینب ولی زهراست امروز

نخی از چادرش نور است زینب
ولی اللهِ مستور است زینب
 
زِفهمِ این و آن دور است زینب
میانِ خیمه در طور است زینب
 
چه بهتر از حرم لشگر بسازد
برادر ها به این خواهر بنازنند

همه رفتند تنها مانده حالا
و در دشت بی مداوا مانده حالا
 
زِ زن هایِ حرم جامانده حالا
به یادش حرفِ زهرا مانده حالا
 
تمامِ دشت پیچیده خبر ها
رسیده نوبتِ رزم پسرها

عزیزم یار آوردم برایت
گلِ بی خار آوردم برایت
 
علاجِ کار آوردم برایت
دو تا سردار آوردم برایت

نگو نه تا به شب رو میزنم من
به پیشِ پات زانو میزنم من
 
*اگه منو رد کنی جلو مادرم چی بگم؟ ...*
 
نزن تکیه به نیزه خواهرت هست
سرِ ناقابلم نذر سرت هست

تنی لاغر فدایِ پیکرت هست
ببین پشت سرت را لشگرت هست

بده شمشیر را دستم بگیرم
رجز خوان باشم اینجا دم بگیرم
 
به میدان میروند این دو برایت
زمین خوردن اگر اصلاً فدایت

نبینم بغضِ مانده در صدایت
نبینم لرز اُفتاده به پایت

نبینم شرمت از چشمان زینب
فدایِ تارِ مویت جانِ زینب


تار میبینم دو چشمم بس که میبارد حسین
بی قرارم بی قرارِ غصۀ یارم حسین

تکیه گاهِ شانه ام بودی در این پنجاه سال
مرهم دردم،به تو خیلی بدهکارم حسین

پیش چشمت لشگرت هر لحظه کمتر میشود
آنقدر که میشود با دست بشمارم حسین

بچه چیزی نیست آقا پایِ تو سر میدهم
زینبم مثلِ علی در عشق کرارم حسین

هر کسی اینجاست نازِ یوسفم را میخرد
من ولی با چشم تر راهی بازارم حسین
 
چه کنم از نجمه و لیلا خجالت میکشم
من عقب افتادم از آنها گرفتارم حسین


 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:03 ب.ظ | نظرات()

http://s7.picofile.com/file/8243258318/images_sazvar.jpg

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ «اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

در بساطِ عشق هرکس زحمتش بالاتر است

پیشِ زهرا مادرش شخصیتش بالاتر است

هر که محضِ احترامت معصیت کمتر کند

روزیِ اشک میانِ هیاتش بالاتر است

احترامِ پیرها هر چند بر ما واجب است

پیر پایِ پرچمِ تو حُرمَتش بالاتر است

قول دادی روزِ محشر لنگ مگذاری مرا

ساکنِ بیتُ الحُسین امنیتش بالاتر است

خیمۀ تو جایِ کبر و کینه و منصَب که نیست

هر کسی خاکی تر آمد عزتش بالاتر است

نقص هایِ هر نمازش زود کامل میشود

هر که انسِ سجده رویِ تربتش بالاتر است

کربلا رفتن کجا ، از کربلا گفتن کجا

دیدنِ شش گوشه ات از صحبتش شیرین تر است

داغ تو دیده به فکرِ غصۀ دنیا که نیست

مبتلایِ اشکِ تو ظرفیتش بالاتر است

*از اون پیر غلام ابی عبدالله شنیدم ، اومدن پیش اون مردِ متدین ، ما خرجی هیات نداریم ، به ما میدی یه خرجیِ هیات ؟ چکشو گذاشت هرچی میخواین بنویسین دستگاه امام حسین باید عالی برگزار بشه ... اونام یه مبلغِ بالایی نوشتن گفتن آیا امضا میکنه نمیکنه دستشو گذاشت رو مبلغی که اونا نوشته بودن ، امضا کرد ، گفت برید ... بعد از چند وقت مُرد ، میگه خوابشُ دیدم امام حسین با تو چکار کرده ؟... گفت نامۀ اعمالمو دادن به حسین ، حضرت روشو برگردوند امضا کرد برام ... ای قربونِ معرفتت ... کاه رو با کوه جواب میدی آقا جان ....*

 داغ تو دیده به فکرِ غصۀ دنیا که نیست

مبتلایِ اشکِ تو ظرفیتش بالاتر است

از شهیدانِ تو فهمیدم که پایِ عشق تو

هر کسی گمنام تر شد شهرتش بالاتر است ...

*خدا رحمت کنه همه شهدامونُ و مخصوصاً شهدایِ مدافعِ حرم ... مجلسِ امشبِ ما تقدیم به اون بچه هایی که محرم تو جبهه های دفاع از حریم اهل بیت بودن و الانم هستن ...*

 از شهیدانِ تو فهمیدم که پایِ عشق تو

هر کسی گمنام تر شد شهرتش بالاتر است ...

گریه در هیات تفاوت میکند با هر کجا

اشک دسته جمع باشد قیمتش بالاتر است

وسع ما این است اما خوب میدانیم ما

خیلی از این نوکری ها ساحَتَش بالاتر است

*باید قیامت ، یا اون قدر معرفت داشته باشی کم نیاری در شناختِ امام حسین ، یا باید دعا کنیم به قیامت برسیم بعد پرده بره کنار اونجا دیگه یوم الحاقه است روزی ست که حقیقت ها آشکار میشود ، حقیقتِ گریۀ بر ابی عبدالله و بهتون نشون بدن ... بعد اون وقت آرزویِ حبیبُ میکنید ...

حبیب ابن مظاهر دوبار برای حسین کشته شد، وقتی بهش گفتن آرزویِ دیگه هم داری گفت بله من برگردم به دنیا برایِ حسین گریه کنم ....*

وسع ما این است اما خوب میدانیم ما

خیلی از این نوکری ها ساحَتَش بالاتر است

تشنگی،زخم زبان،داغِ جوان،هتک حرم

 از تمام این مسائل غربَتش بالاتر است

 آب مهرِ مادرش بود و به رویش بسته شد

هجم نیزه آمد و راهِ گلویش بسته شد ...

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:05 ب.ظ | نظرات()


http://s6.picofile.com/file/8258362518/photo_2016_07_02_12_24_27.jpg

رازِ من و لب هایِ تو معنا شدنی نیست

جز با نفسَم خونِ تو احیا شدنی نیست

با ناز همین که زِلبت بوسه گرفتم

گفتم شبَم انگار که فردا شدنی نیست

 وللهِ کسی که به لبت بی ادبی کرد

جز با نفسِ فاطمه رسوا شدنی نیست

(جلو چشمش ، میگه بابا یادم نرفت اون شبی که دیدم  داره با لبهات بازی میکنه ... بابا خیلی به من برخورد گفت ... رفتم گفتم عمه یه کاری کن ببین چجوری داره به بابام جسارت میکنه)

 وللهِ کسی که به لبت بی ادبی کرد

جز با نفسِ فاطمه رسوا شدنی نیست

گیرم که همه سرمه و آئینه بیارند

این دخترکِ سوخته زیبا شدنی نیست ...

* رحمتِ خدا بر این اشک ها و ناله ها ... زینب میگه دیدم ، آخرین لحظاتِش دیگه صداش در نمیومد ... با اشاره حرف میزد با باباش ... *

 گیرم که همه سرمه و آئینه بیارند

این دخترکِ سوخته زیبا شدنی نیست ...

 *اون شاعرِ عزیز میگفت شعری برا حضرت رقیه داشتم میگفتم شب خوابش رو دیدم ، دیدم از قبرش خانم بیرون اومد ، پشت به من نشسته بود ، دیدم موهاش مثلِ آبشار ریخته ... به خودم گفتم اون نانجیب وقتی رسید بالا سر حضرت رقیه ، چند روز بود که غذا نخورده بود بی بی ، لاغر بود ، چیزی تو دست زجر نیومد ... همین که از رویِ مرکب دولا شد گیسوهایِ رقیه رو گرفت ....

بابا،

زیباییِ دختر به گیسویِ بلند است ...*

بابا لاغر شدم برایِ تنم کار مشکل است

طی مسیر با تنِ تَب دار مشکل است

بد راه میروم نروم می خورم زمین

پایِ برهنه رد شدن از خار مشکل است

 کوتاهیِ قدم به وصالم ضرر زده

بالایِ نیزه رفتی و دیدار مشکل است

 گفتم سر تو را بدهند مشت زد به من

بابایِ من تحملِ آزار مشکل است

اوباشِ شام دور و برم پرسه میزنن

در ازدحام رفتنِ بازار مشکل است

 ما شاهزاده ایم کنیزی به ما چه کار؟

رفتن میان خانه ی اغیار مشکل است

گیرم که همه سرمه و آئینه بیارند

این دخترکِ سوخته زیبا شدنی نیست ...

این پا نشدن پیشِ تو ، از بی ادبی نیست

این پایِ ورم کرده دگر پا شدنی نیست

این گیسویِ کوتاه دگر شانه ندارد

زحمت نکش عمه،گره اش واشدنی نیست

 آن شب جلویِ مادرِ تو بد کتکم زد

وَرنه قدِ کوتاه چنین تا شدنی نیست ...

شد تیزیِ چکمه اَثرَش چون نوکِ مسمار

پهلویِ گلد خورده مداوا شدنی نیست

دختر که زمین خورد زِ گیسو نکشیدَش

*بی ناز کشی هایِ پدر پا شدنی نیست...*

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 02:13 ب.ظ | نظرات()

زِسرت نمانده جسمی،به سرم نمانده مویی ...

که گرفته بود مویم،به کفِ خودش عدویی ...

دلِ زخم خورده م را ننهد کسی رفویی

همه هست آرزویم ، که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم ، برسم به آرزویی

نه پری در آسمانم ، نه دلی ست بر زمینم

نه توان ایستادن،نه مجال تا بشینم ....

*هر کدوم آروم میومدیم ، عمه رو میزدن ... هیچ جا نزاشتن راحت استراحت کنیم ...*

که به لطفشان نمانده ز سفر نه آن نه اینم

به کسی جمالِ خود را ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانى بود از تو گفتگویى

غم گوش و چَنگ و غارت همه مُستعدِ قَتلم

سر و نیزه و اسارت همه مستَعدِ قتلم

لب و خیزران،جسارت همه مستَعدِ قتلم

غم و درد و رنج و محنت همه مستَعدِ قتلم

تو ببر سر از تنِ من ببر از میانه گویى

ز هرآنچه دیده چشمم ، تو مخواه تا بگویم ....

*به رویِ ناقۀ عریان نرفته بودمُ رفتم .... بابا ... بابا ... بابا ...*

ز هرآنچه دیده چشمم ، تو مخواه تا بگویم ...

به خدا که چند دفعه زده‌ام صدا : عمویم ...

*در زیرِ تازیانه عمویم مرا ندید .....*

ز هرآنچه دیده چشمم ، تو مخواه تا بگویم ...

به خدا که چند دفعه زده‌ام صدا : عمویم ...

به لبان زخم خورده نفسی ببوس رویم

«به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویم

شده‌ام ز ناله نایی،شده‌ام ز مویه مویی»

زِ هَراس کرده‌ام بس که فرار از حرامی

به وفورِ تاولِ پای ، نمانده است گامی

همه‌ام ز دست رفته و فقط به جاست نامی

«چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی؟

چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی»

*شبِ آخر خیلی گریه کرد ، خیلی ناله زد ، یه جوری ام گریه کرد همه شهر خبر دار شدن .... وقتی ام از خواب بیدار شد ، گفت عمه الان بابام پیشم بود ...

خواب دیدم بغلم گرده ای و میبوسی

سرِ تو در بغلم معنیِ رویایِ من است ...

همه شنیدید ، عمه من غذا نمی خوام ... هر چی میخوای تو این طبقِ ... روپوش رو کنار زد ... دختری که همیشه تو بغلِ بابا باشه رویِ بابا رو می شناسه ... چی سرِ این سر اومده بود ... تا روپوشرو کنار زد ، عقب عقب رفت ... گفت عمه این سرِ کیه ؟؟ نمیشناسمش ....

بس که زخمی شده ای چهرۀ تو برگشته...

اخه این سر وقتی واردِ شام شد ، یکی ازون مصیبت هایی که امام سجاد فرمود اینه : فرمود رو نیزه انقدر با سنگ زدن ... چند بار سر از رویِ نیزه افتاد ... مجلسِ یزید رفته ... واویلا ... ای وای ... ای وای .... امشب بلند بلند گریه کنیم .....شهدایِ مدافعِ حرم رو خیلی یاد کن امشب ... همه چی مردونه ش خوبه ولی گریه برا امام حسین (ع)زنونه ش خوبه ... فرمود فاطمه آخرالزمان میان مردانی که مثلِ مادر جوون مرده برا حسینت گریه کنن ....

گفت بابا رو نیزه ها دیدمت ... اصلاً از حالم خبر داری ؟؟ .... کجا رفتم ... چه بلایی سرم اومد ...بابا یکی ش رو برات میگم ...بابا ...

آن شب که من از ناقه افتادم و غش کردم ...

*دستِ عدو بزرگتر از صورتِ من است ....*

آن شب که من از ناقه افتادم و غش کردم ...

بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی ...

آن شب که تو ناقه افتادی و غش کردی

من بر سرِ نی بودم کی از تو جدا بودم ....

داشتم میدیدمت ... هی صدا میزدی عمه .....

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 02:03 ب.ظ | نظرات()


http://s5.picofile.com/file/8287469592/%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF.jpg

حس میکنی زمین و زمان گریه میکنند

وقتی که جمعِ سینه زنان گریه می کنند

حسین جان ..........

فَما اَحْلیََ اَسْما ئُكُم ...

باز این چه شورش است که درخلق عالم است

در ماتم تو پیر و جوان گریه می کنند ...(ای حسین...(

*پیر و جوون نمیشناسه این اسم ... کوچیکُ بزرگ نداره محرم ... مریض و سالم نداره ... الان یه عده تو بیمارستانها رو تختِ بیماری ... هرکی تو هر حالتی اسم تو حسین جان گریه داره ...  الله اکبر روایت میگه تو "عیون اخبار الرضا " قربونِ اسمت امام رضا (ع) ، فرمود آیاتی تو قرآن هست سجده داره هرکجا باشی تو هر حالتی آیۀ سجده دار بشنوی ، واجبِ سجده کنی حالا یه حرفی بزنم به دلت بشینه ... امام رضا علیه السلام هم فرمود جدِ ما هم مثلِ آیاتِ سجده دارِ قرآنِ ... هرجا اسمِ حسینُ  شنیدی واجبِ گریه کنی ... هیچ مومنی اسمِ حسینُ نمی شنوه ، مگه این که اشک بریزه ... حالا این اسم با دلت چه میکنه ؟ ... *

این سیل ، سیلِ اشکِ عزادارهایِ توست

 *چه سیلیِ این سیل ، چه فتنه هایی رو این سیل خراب کرده ، چه مکرها و نیزنگ هایی رو این سیل ویران کرده ... مگه شوخیِ این سیل ، سیلِ اشکِ عزادارهایِ توست ، شک نکنید اونایی که گریه کن حسینن تو حماسۀ حسینی شریکند ، این گریه خیلی عجیبه *

این سیل ، سیلِ اشکِ عزادارهایِ توست

چون ابر با تمامِ توان گریه میکنند

تو کیستی که در غمِ ازدست دادنت

 مردانِ ما شبیهِ زنان گریه میکنند ...

 *پیغمبر فرمود  : تو کامل الزیارات ، پیغمبر فرمود : به فاطمه اش ؛ فرمود : دخترم غصه نخور ، حسینت گریه کن زیاد داره ... وعده داد ، فرمود دخترم یه زمانی میرسه مردایِ امت من عینِ مادرِ بچه مرده براش ضَجّه می زنن ... دیدی مادرای که عزیز از دست دادن چه جوری گریه می کنند ؟ ... هی می شینه سر خاکِ عزیزش مشتِ شو به سینه می کوبه ، عزیزم  .... حسینم .... (مادرایی که داغ دیدن منو ببخشن ... ) آقاجان ، ما همه سرمایه مون همین گریه هاست ... هرچی داریم همین ضَجّه و بُکاءُ و فذعُ و جَذعِِ ... اینا رو از ما نگیر ... هرچی میخوای بگیری بگیر ، مُحرَمتُ نگیر ... یاد کنیم همه شهدا رو آخ همه حرفِ ما همینه آقاجان یه وقت از ما این گریه ها رو نگیری ... یادِ همه شهدایِ مدافعِ حرم بخیر این مجالس رو ما مدیونِ خون هایِ اونا هستیم ....*

یک وقت ازما نوحه و دم را نگیرید

سینه زنی و شور و ماتم را نگیرید

آقا برایِ ما محرم خیرها داشت

ازما گنه کاران محرم را نگیرید

در بین روضه التماست میکنم من

جانم بگیری ، گریه هایم را نگیری ...

*میخوام به اربابم سلام بدم ، سلام با اشک عینِ زیارتِ ... اصلاً اذنِ دخولِ زیارت اشکِ منم هر جا ببینم چشمت خیسه دو سه تا سلامِ زیارت ناحیه رو بدم ... شب دومِ*

أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ ...

*عاشورایِ زینب از فردا شروع میشه ناله شو بزن ...*

أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ ...

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ ( الله اکبر)

أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ...

 *امشب بگو حاضرم همه زندگیمُ بدم ، حسینُ ندم ... زندگی بی مُحَرم معنا نداره ...*

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:44 ب.ظ | نظرات()


http://s5.picofile.com/file/8287469592/حاج_سید_مهدی_میرداماد.jpg

منُ تو یه سال ، دو سال ، ده سال میگیم حسین ، چند ساله میگیم حسین ؟ چند تا کربلا رفتیم ؟ ضریح دیدیم ... حرم دیدیم ... تربت دیدیم ...؟ دلمون نمیاد از حسین جدامون کنن ، آخ امان از دلِ زینب ...

فردا وقتی شنید اسم این سرزمین کربلاست ... دیدن بغض کرد ، هی نگاه به حسین کرد ... آخ بمیرم برات آقا ... زینبی که پنجاه و چهار سال از حسینش جدا نشده ، رسید فردا به کربلایی که از چهار سالگی بهش گفتن ، بهش گفتن کربلا سرزمینِ آخرِ ...

کربلا بوی جدایی میده ، رسید کربلا ، تا شنید اسم این سرزمین کربلاست ، تا دید حسینش سر به آسمان میگه : إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون ...

گفتم که فراغ را نبینم دیدم

آمد به سرم از آنچه میترسیدم ....

*این زینب تا شبِ عاشورا مضطربُ نگرانِ ... یه استادی حرف قشنگی میزد ، حرف ذوقیِ خوبی بود می گفت دیدی از دومِ محرم تا عاشورا همه سینه زن ها  مضطربند ، هی از شب دوم سوم به بعد منتظری آخ عاشورا چی میشه ... اما روز عاشورا به بعد انگار همه یه جوری آروم میشن ...

آخه دلِ ما دلِ سینه زنا ، دلِ گریه کنا ، (اصلا ما همه مون اختیارمون دست خودمون نیست مگه نگفت شیعیان ما از زیادیِ گِلِ ما خلق شدن ببین خیالتُ راحت کنم) زینب دلش بگیره ، دل ما هم میگیره ، زینب مضطرب بشه ، ما هم مضطرب میشیم ، زینب نگران بشه ما هم نگران میشیم ، این نگرانی ادامه داشت ، تا اون وقتی که حسین دست رو قلبِ زینب گذاشت ، (آرام گرفت ...) اصلاً زینب عاشورا به بعد یه زینب دیگه شد اون بارِ رسالت و امانتی که حسین رو دوشِ زینب گذاشت ، خواهرم از اینجا به بعد تو قافله سالاری ...

کربلا رو از کربلا ببر کوفه ... ببر شام ... زینبم اون جوری میشی که خدایِ تو میخواد " الله اکبر "

میخواست هر چه از تو خدایت همان شدی

(فک کن این زبانحال حال برادر به خواهرِ ، حسینی که بعد عاشورا ، همه جا مواظب زینب بود فک نکنی از هم جدا شدن نه ... چهل منزل هر وقت پردۀ محملُ زد کنار  ، دید سر بالا نیزه داره نگاه میکنه ... زینبم ...*

میخواست هرچه از تو خدایم همان شدی

عاشق شدی ، شهید شدی ، جاودان شدی

باید بخوانمت ششمین دختر ز پنج تن

کبری ترین عقیلۀ این خاندان شدی

صبرِ تو را چگونه بلا سر بیاورت

زینب تو قبلِ خلق شدن امتحان شدی (مثلِ مادرت)

یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَكِ ... کیه زینب ؟ ... " وَما اَدراکَ .... کی میتونه بفهمه این خانم چه کرده ؟ ما شب دوم از بی بی نگیم کی بگیم؟ ...

دلشادی از شهادتِ عون و محمدت

ازاین که چون حسین تو هم بی جوان شدی

وقتِ وداعُ و بوسۀ آخر چه بر تو رفت

آرام جان که رفت تو هم نیمه جان شدی

 





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:43 ب.ظ | نظرات()


http://s5.picofile.com/file/8287469592/%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF.jpg

تا اون لحظه ، زینب کبری دید ، همۀ امیدِش داره میره ، زینب نگرانُ مضطرب ، زینبی که یه لحظه از حسینش جدا نشد ، دیگه راضی شد به رفتن حسینش ، دیگه آروم آروم با حسینش وداع کرد

ببرمت شب عاشورا ، شب عاشورا اون لحظه ها دیگه اون لحنش عوض شد :

شب آخرِ که پیشَمی ، حرم آشوبِ حسین

نگرانِ دلم نباش ، حالِ من خوبه حسین ...

*تو راحت برو نگران نباش ...*

من آب ازسرم گذاشته،به فکرِ اصغرت باش

میونِ گودال غربت،داداش مواظبِ سرت باش

*آخ قربونت برم بی بی جان ... دیگه از اینجا به بعد زینب یه زینب دیگه ست ...*

آئینه دار و قافله سالار و بی قرار شدی

بعد از حسین یک تنه یک کاروان شدی

بارِ امانت است که بر دوش میکشی

بیهوده نیست این که چُنین قد کمان شدی

جان را چه قابل ست که بی هیچ وحشتی

 صدبار پیش مرگِ امام زمان شدی ...

 شهادت خیلی موهبت والاییِ ... اونایی که شهید شدن رفتن تو بهشت  جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ... آرمیده اند ، اما اونایی که میمونن وظیفه شون خیلی  سنگین تره ...

زینب از کربلا که رفت ، همۀ بارِ کربلا رو به دوش کشید ، یه تنه یه کاروان شد ... (بارها جونِ امام شو نجات داد ... بالا سرِ علی اکبر یه دونه ش ... تو خیمۀ سوخته یه دونه ش ... بین راه چقدر ، اونجایی که تو شهرِ شام دید دارن خاکستر و آتیش میریزن رو عمامۀ زین العابدین ... بگذرم ... زینب یه نفری وایساد ....*

باید گلویِ مرثیه ها رو فشردُ و گفت

*اینهمه مصیبتُ و گفتم ، ورودُ ، عاشورا و خیمگاهُ  همه اینها برا زینب سخت نبود ... هرکی میخواد روضۀ زینبِ کبری بشنوه از اینجا به بعد بیاد با من*

باید گلویِ مرثیه ها رو فشردُ و گفت

کِی بیقرارُ مضطربُ و ناتوان شدی ؟

*مگه میشه زینب بیقرارُ و مضطرب بشه ؟ آره ... کجا ؟؟ ...*

 شهری که چشم بود سرا پایِ مَردُمش

آنجا شهیدِ تنه و زخمِ زبان شدی

*من یه سوال دارم؟ بچه ها جواب منو با گریه بدید ... نذارید جلوتر برم ...

میخوام بگم عمه سادات ، میخوام یه سوال ازتون بپرسم ؟ کدوم ورود سختتر بود؟ کدوم ورود به شما سخت گذشت ؟ فردا واردِ کربلا شدی سخت بود یا ورود به کربلا سخت بود یا ورود به اون شهری که سه روز پشتِ دروازه نگه داشتن ، شهر و چراغون کردن ...

بی بی جان فردا که وارد شدی همه مَحرَمات کنارت بودن ... عباست اومد ... علی اکبرت اومد ... حسینِ ت اومد ... اما ورود به شهر شام زن ها هلهله میکردن آخ یه عده کف میزدن ... وای ... وای ... خانم جان واردِ کربلا شدی ، خیمه ات رو بردن ...( ببخشید تو رو خدا روضه ورود همینه)

دستور دادن ... دور خیمه ها یه گودالی حفر کنند یه گودالی کندن ، خیمۀ مُخدَرات وسطِ خیمۀ بنی هاشم ... دور تا دورِ خِیمَتو محرما گرفتن ... ابی عبداالله دستور داد خیمۀ زینب رو یه جایی بزنند تو گودی باشه ... مشرف نباشه ، کسی نبینه ... حتی سایه شو کسی نبینه ... اما شهرِ شام چی ؟...

بردنِتون خرابه تو محلۀ یهودیا .... همه با دست خواهرِ حسینُ نشون می دادن ... خارجیا اومدن ...  وای ... وای ... آخ بی بی جان ، بردنِتون بازارِ برده فروشا ... یه سر زنجیر به بازویِ زینب ... یه سرِ زنجیر به گردنِ زینُ العابدین ...

ای حسین ....

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:42 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم