سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر دانلود روضه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


تمام دشت، شیون بود و فریاد

عطش در خیمه ها میكرد بیداد

ز خیمه كودكان بیرون دویدند

سكینه مشك را دست عمو داد

گره در كار ثارالله افتاد

نگاهش باز سوی ماه افتاد

دلم یكباره شور افتاد وقتی

برادر سمت میدان راه افتاد

امام حسین چی كشید تا اباالفضل راه بیوفته سمت فرات

به سوی دشت عباسم روان شد

برای او حسینم روضه خوان شد

زمانی كه به خاك افتاد عباس

حسینم ناگهان قدش كمان شد

وقتی برادر روی زمین افتاد،بانَ الانکسارُ فِی وجهِ الحُسین علیه السلام ،آثار شكستگی در چهره ی امام حسین علیه السلام نمایان شد.

به خاك افتاد هر دو دست ساقی

از قدیم اینجور می خوندند ،میگن امام حسین خم شد،یه چیزی رو بالا آورد هی می بوسید و هی می بویید،هی به صورت می گذاشت،لشكر فكر كردند امام حسین علیه السلام قرآن پیدا كرده. ای فدای دستای قلم شده ات برم برادر.

به خاك افتاد هر دو دست ساقی

سه شعبه بود و چشم مست ساقی

عمود آهنین بر فرق او خورد

رها شد مشك، یعنی هست ساقی

آی مردم وقتی تیر به مشكش زدند،قبلش هنوز امید داشت،وقتی دست راست رو زدند مشك رو به دست چپ گرفت، فحمل القربة بأسنانه وقتی دو دستش رو زدند مشك رو به دندان گرفت،هنوز امید داشت،من وعده ی آب به علی اصغر دادم،اما یه وقت عمود آهن به سرش زدند،چی شد كه عباس دیگه نا امید شد، وقتی تیر به مشك اصابت كرد، فَوَقَفَ الْعَبّاس مُتَحَیراً همون جایی كه بود ایستاد، نمی دونست باید چه كنه،یه وقت با صورت رو زمین افتاد،شنیدید می دونید،اهل روضه اید،تو همه ی مجلس ها این حرف رو می زنند،وقتی یكی از بالای بلندی روی زمین می افته، اولین كاری كه میكنه دستاش رو سپر میكنه،اگه تیر سه شعبه به چشماش باشه،اگه تیر به قلبش فرو رفته باشه،اگه عمود آهن به سرش بزنند،دست در بدن نداشته باشه،با صورت به زمین بیوفته چی میشه؟

عمود آهنین بر فرق او خورد

رها شد مشك، یعنی هست ساقی

صدا زد: رفت بر باد آرزویم

به خاك افتاد مشكم، آبرویم

سكینه با خجالت گفت اما

بگو بابا كه برگردد عمویم

 ***

طفلان حرم بعد تو ماتم زده بودند

خواب همه را بعد تو بر هم زده بودند

با حال پریشان و دل شعله ور از آه

آتش به دل عالم و آدم زده بودند

در خیمه فقط حرف عمو بود عمو بود

عمو بود عمو بود، ولی دیگه نیست

در خیمه فقط حرف عمو بود عمو بود

آه از تو فقط از تو فقط دم زده بودند

عباس من،علمدار سپاه كربلایم:

بعد از تو چه سخت است بخواهم بنویسم

بر صورتشان سیلی محکم زده بودند

آن روز غم انگیزترین روز جهان شد

آن روز ملائک همگی غم زده بودند

نام تو پس از نام حسین بن علی بود

بر سر در هر خیمه دو پرچم زده بودند

انگار علی بود نه انگار تو بودی

سقای حرم میر و علمدار تو بودی

شاعر: احمد علوی

                                                      دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:26 ب.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَلامُ عَلَیکَ یا قَمَرَالعَشیرَه، اَلسَلامُ عَلَیکَ یا ساقی ِ عَطاشى، اَلسَلامُ عَلَیکَ یا اَباالفَضل ِ العَبّاس

آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست

ابی عبدالله داره به علمدارش میگه:

آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست

سرهایمان جداست، ولی بال و پر یکی ست

این ها برای کشتن ما صف کشیده اند

از هر کجای دشت بپرسی خبر یکی ست

شب تاسوعا رسید،این سفره دیگه كم كم داره جمع میشه،ای حسین.... عباس من،علمدار من:

دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست

آتش که شعله ور بشود خشک و تر یکی ست

عباس چه كنیم با خیمه ها؟تو نباشی، من هم نباشم

دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست

آتش که شعله ور بشود خشک و تر یکی ست

كیه كه دیشب برای علی اكبر گریه نكرده؟ عباس من:

حتی به روی اکبر من تیغ می کشند

با اینکه با پیامبر از هر نظر یکی ست

تنها به این گناه که فرزند حیدریم

تنها به این دلیل که ما را پدر یکی ست

آخه روز عاشورا،غریب كربلا خیلی با این مردم حرف زد،اثر نكرد. آی مردم چرا من رو میكشید؟گفتند: بُغضاً لِأبیك از بابات كینه به دل داریم.اَحقاد بدر و خیبر و حنین در سینه های ماست

آیا کسی نمانده که یاری کند مرا

اینجا میان این همه لشکر اگر یکی ست

عباس من، برادر من ،نور چشم من

طرز مَصاف کردن تو با پدر یکی ست

مثل بابام میجنگی

تنها رجز بخوان و بگو یا علی مدد

در چشم شیر ، یک نفر و صد نفر یکی ست

چشم انتظار آمدنت از شریعه اند

حالا دعای اهل حرم بیشتر یکی ست

عمو برگرد ما آب نمی خواهیم

بعد از من و تو ،زینب اگر نشنود بدان

خونین بدن زیاد، ولی خون جگر یکی ست

ای حسین.....

از بس حروف پیکر پاکت مقطعه ست

پائین پای مرقد و بالای سر، یکی ست

چرا قبرت كوچیكه؟این بیت مال اون زمانیه كه آقا رفته میدان،آخرهای عمر شریفشه،مثل بارون تیر اومده، ابی عبدالله وسط گودال نشسته، کَالقُنفُذ مثل خارپشت به بدنش تیر رفته

غرق ستاره است تن من ولی هنوز

در آسمان بی کسی من قمر یکی ست

حسین......

مرحوم مجلسی در بحار روایت كرده: لما رأى العباس وحدته اخاه الحسین وقتی دید برادر تنها شده،دیگه كسی براش نمونده،اومد خدمت آقا: یا أخی هل من رخصة؟ اجازه میدی برم جونم رو فدات كنم؟اجازه ی میدان رفتن به من میدهی یا نه؟ فبكى الحسین بُكاءً شدیدا. آقا شروع كردن بلند بلند گریه كردن. ثم قال یا أَخِی أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِی برادرم تو پرچمدار منی. وَ إِذَا مَضَیْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِی ‏ اگه تو بری لشكر من از هم میپاشه.لشكری نمونده ولی یه تنه لشكره برای حسین.عباس چی جواب داد؟ فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِی آقا دیگه سینه ام تنگی میكنه،سینه ام تنگ شده. عباس جان اینجا سینه ات تنگ شد،نبودی ببینی

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه، من در مقابل

یه وقت سینه ی برادرت سنگین شد.

شمر نرو به قتلگه

فاطمه میكند نگه

كجا بودی عباس؟

آقا سینه ام تنگی میكنه، وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَیَاةِ دیگه از زندگی خسته شدم.

((یا عباس جیب المای لِسكینة عباس برای سكینه ی من آب بیار. یا عباس شوف الحرم حرَّقوه عباس ببین خیمه ها رو آتیش زدند. یا عباس شوف الحرم عطشانا عباس اهل حرم تشنه اند ))

وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَیَاةِ دیگه از زندگی خسته شدم. وَ أُرِیدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِی مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِینَ. می خوام از این منافقین خون خواهی كنم فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِیلًا مِنَ الْمَاءِ حالا برو برای بچه هام آب بیار قَلِیلًا مِنَ الْمَاءِ یه ذره آب بیار دلشون خوش بشه. فذهب العباس عباس آماده ی رزم شد، اومد میدان و وعظهم و حذرهم شروع كرد موعظه كردن پسر امیرالمؤمنین فلم ینفعهم اثری نكرد فرجع إلى أخیه فأخبره،اومد خدمت امام حسین،آقا این مردم حرف گوش نمیدن، اینجای روایت جانسوزه، فسمع الأطفال ینادون العطش العطش دوباره برگشته پیش آقا،صدا از خیمه ها بلند شده،عمو آب،عمو آب.راوی میگه:عباس سوار بر اسب شد، فركب فرسه و أخذ رمحه و القربة سوار بر مركب شد،نیزه رو برداشت،مشك رو برداشت و قصد نحو الفرات رفت سمت فرات فأحاط به أربعة آلاف ممن كانوا موكلین بالفرات چهار هزار نفر محاصره اش كردند و رموه بالنبال شروع كردند علمدار حسین رو تیرباران كردن، فكشفهم لشكر رو شكافت و وارد فرات شد فلما أراد أن یشرب غرفة من الماء دست رو پر از آب كرد،آب رو بالا آورد ذكر عطش الحسین و أهل بیته یادش افتاد آقاش تشنه است،بچه ها تشنه اند فرمى الماء آب رو روی آب ریخت و ملأ القربة مشك رو پراز آب كرد و حملها على كتفه الأیمن مشك رو روی دوش راستش انداخت و توجه نحو الخیمة قصد خیمه ها رو كرد فقطعوا علیه‏ الطریق سر راهش رو گرفتند. عباس جونم سر راهت رو گرفتند،اون مادر پهلو شكسته ای كه قرار ِ علقمه بیاد استقبالت،یه روز توی مدینه سر راهش رو گرفتند،درسته چهار هزار نفر نبودند،اما مادر سادات یه زن تنها بود. دست سنگین بود.... و أحاطوا به من كل جانب دورش حلقه زدند شروع كرد جنگیدن حتى ضربه ملعونٌ على یده الیمنى فقطعها اول دست راستش رو زدند،ای جانباز حسین فحمل القربة على كتفه الأیسر مشك رو به دوش چپ اندخت فضربه ملعونٌ فقطع یده الیسرى من الزند دست چپ هم از بند جدا شد، فحمل القربة بأسنانه مشك رو به دندان گرفت فجاءه سهم فأصاب القربة یه تیر آمد به مشك خورد و أریق ماؤها آب روی زمین ریخت

ای آب تو لااقل یاری كن

زهرا نشسته است یاری كن

ثم جاءه سهم آخر یه تیره دیگه آمد فأصاب صدره خورد وسط قلبش تیر سه شعبه فقط به قلب ابی عبدالله نخورد.اینجا راوی میگه: فانقلب عن فرسه باصورت روی زمین افتاد... چه قدر شما دو برادر شبیه همید و صاح إلى أخیه الحسین أدركنی صدا زد: اَخا ادرك اَخاك حسین برادرت رو دریاب.ابی عبدالله اومد فلما رآهُ الحسین علیه السلام مَصْروعاً عَلى شَطِ الفُرات  وَبَكى بُكاءً شدیداً وقتی حسین دید برادر كنار نهر افتاده شروع كرد بازم گریه كردن اینجا دیگه صدا زد: الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی. بخدا پشتم شكست،بعد تو عباس دیگه بیچاره شدم. حسین......

منبع: بحار الأنوار، ج‏45، ص: 41

                                           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:37 ب.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ....

بی تو شب و روزم جز خون جگری نیست

یک سر بزن این جا ،هر جا تو نباشی خبری نیست

یا صاحب الزمان......

امشب شب اشک ِ، امشب شب دریاست

ما چشم به راهیم ،گفتی که میایی مجلس عباس

آی رفقا فقط یه انكسار(شكستگی) در صورتت ظاهر بشه فاطمه جوابت رو میده،فاطمه مدیون علی از دنیا نرفت،زیر دین ِ ما بمونه؟امشب شب انكسار ِ ،آی آقا،آی آقا. یا صاحب الزمان می دونم این شب و روزها سرتون خیلی شلوغه؛ما می خواهیم روضه ی عمو جانتون رو بخونیم:

عباس یعنی شمع بزم هاشمیون/عباس یعنی ماه بین فاطمیون

عباس یعنی شیر یعنی شیر حیدر/عباس یعنی کربلا را میر و لشکر

عباس یعنی حیدری دیگر به پیکار/ عباس یعنی میر و سقا و علمدار

عباس یعنی نور مصباح هدایت

هركسی می خواست در خونه ی ابی عبدالله بره،اگه یه خورده ابی عبدالله از دستش ناراحت بود،با قمر بنی هاشم می اومد پیش ابی عبدالله،رفقا ذوب ِ در ولایت، اینجوری آدم رو می بره بالا،از اول خلقت تا آخر خلقت،میلیون ها مشك، به خیمه به لشكر آب میرسه،یه مشك به خیمه نرسید ببین چه سرو صدایی به پا كرده،یعنی چی؟یعنی اگه تو میر لشكری ،امامت از تو میخواد سقا باشی،چشم...

عباس یعنی نور مصباح هدایت/عباس یعنی کشته ی راه ولایت

عباس یعنی شیر مرد از خورد سالی/عباس یعنی زاده ی مولی الموالی

عباس یعنی ماه شب های مدینه/عباس یعنی آرزوهای سکینه

عباس یعنی دست،دست حی داور/عباس یعنی خون ثارالله اکبر

عباس یعنی مظهر کل حقایق/عباس یعنی باب حاجات خلایق

بعض ها فكر می كنن وقتی ام البنین قنداقه ی عباس رو دور آل الله گردوند،اهل بیت و بچه های فاطمه همه خردسال بودند،نه بابا، حضرت زینب بیست ساله بوده،ازدواج كرده بوده،امام حسین،امام حسن ازدواج كرده بودند،خونه داشتند،همین كه همه جمع شدند مولا رو ببینند،همه با خانواده،بلند شد ام البنین،بچه رو دور سفره چرخواند،امیرالمؤمنین فرمود:چیكار می كنید؟گفت:آقاجان این مردم مدینه یه حرف هایی می زنند.چی میگند؟میگند این دیگه پسر دار شده،كاری به بچه های فاطمه نداره. من از اولش گفتم من كنیزم،بچه ام هم غلامتون.

در حضور پاک اربابان خود آموخت این که

من دو زانو باادب پایین سفره می‌نشینم

خرده‌نانِ مانده از آن سفره را دادم به عالم

عالمی حاجت گرفت از سفره‌ی امّ‌البنینم

همچین كه سر سفره می نشست،بالاخره بچه یه روزی روز اولشه كه سر سفره بشینه روی پای خودش،همچین كه سر سفره می نشست،دست اومد سفره بره مادر نگاه كرد:اول حسین....زلیخا پیر شد در زمان پیری آوردنش پیش یوسف ، یوسف پیغمبر خداست، كه پیغمبر خدا فرمودند: اگر می خواهید آدم رو در جلالش،موسی رو در هیبتش،نوح رو در عزمش،عیسی رو ،یوسف رو، یعقوب رو، ابراهیم رو هر كی رو می خواهید ببینید نگاه كنه به علی، علی جمع همه ی انبیاء و اولیاست،حالا حسین علی ِ،چی می خواهیم بگیم؟زلیخا اومد خدمت یوسف گفت:یا نبی الله من خیلی اذیتت كردم،باعث شدم زندان بری،اذیت بشی،اما این رو مطمئن باش من قلباً دوست دارم. یوسف باید یه كاری بكنه از یك بنده ی عادی بالاتر،خدا بهش اجازه داد،عبا رو گذاشت روی زلیخا برداشت،زلیخا جوان شد. من هم امشب میگم آقاجان نمی دونم كجا اذیت كردم،اما آقا جان راست راستی دوست دارم،امشب اومدم چین و چروك های دلم رو برداری، یوسف كجا،حسین كجا،یوسف كجا عباس كجا. هر كی هر جوری با حسین تا كنه،اضافه میكنه ابی عبدالله بهش، فَیُضَاعِفَهُ ، اگر ام البنین به عباس اجازه نده دستش رو زودتر تو سفره نكنه،حسین یا زینب،یا امام حسن،یا خانم اُم الكلثوم، عباس رو روی پا میگذاشتند،نرم ترین قسمت نون رو می بریدند تو دهان بچه می گذاشتند.

قد کشید عباس با شیر من و نان ولایت

نان خوشبویی که خورد از دست شاهنشاه دینم

این طوری بزرگ شده،لحظه به لحظه با حسین بوده

***

عباس یعنی لاله ای در چشم صحرا/عباس یعنی شعله ای در قلب دریا

عباس یعنی لنگر فلک ولایت/عباس یعنی جلوه ای تا بی نهایت

عباس یعنی عاشقی بی دست و بی سر/عباس یعنی کشته ی صد پاره پیکر

عباس یعنی باب، باب الله اعظم/عباس یعنی غیرت الله مجسم

ارث ادب از مادرش ام البنین داشت/ارث شجاعت از امیرالمومنین داشت

عبد خدا، اِبنُ، اَخ و عَم ِ ولی بود/روی علی، پشت حسین ابن علی بود

تنهای تنها قدرت صد لشکرش بود/آخر دعای فاطمه پشت سرش بود

در قلب دریا تشنه تاب و تبش بود/آب بقا، لب تشنه ی داغ لبش بود

عباس در دنیا و عقبا با حسین است/فریاد هر زخمش هزاران یا حسین است

با آن جلال و عزت و آقایی او/مشهور شد در کربلا سقایی او

با آنکه خود بر شهریاران شهریار است/سربازُ، سقا و امیر و پاسدار است

لب تشنه پا بیرون نهاد از آب، عباس

سه روز سهم آبش رو به بچه ها داد،آب و بالا آورد،بعضی ها نوشتند،فَذَكَرَ عَطَشَ الْحُسَین،یاد لب ِ تشنه ی ابی عبدالله افتاد.این جور نبوده كه ،عباس از یاد حسین اصلاً غافل نبوده،شاید این جوری بوده،یه تشدید داشته: فَذَكَّرَ عَطَشَ الْحُسَین. آب و نگاه كرد تذكر داد،ای آب یادت باشه،تو مهریه مادر حسینی،همه از این آب دارند می خورند،همه ی وحوش می خورند،همه ی حیوانات می خورند،یه شش ماه تو خیمه داره بال بال میزنه،بیا بریم خیمه،بیا بریم خیمه،گهواره داغ شده،بیا بریم خیمه،یه مادری شیر نداره،بچه غذا و آبش شیره،بیا بریم خیمه. آب رو روی آب ریخت

لب تشنه پا بیرون نهاد از آب، عباس

دریا صدا میزد مرا دریاب عباس

یه لبی از آب تر كن،من در حسرت لب های خشك تو تا قیامت می سوزم

وقتی جوان مَردی و او را کرد احساس/دریا صدا زد آفرین، عباس عباس

الحق كه در مردانگی مرد آفرینی/الحق که فرزند امیر المومنینی

در پاسخ این غیرت و ایثار و صبرت/تا صبح محشر آب گردد دور قبرت

مدح تو ای باب المراد کل عالم/باشد فزون تر از هزاران نخل میثم

جلو راه افتاد ابی عبدالله،حسین داره راه رو باز میكنه،صدا زد:اَنَا بنُ نَبی ِ المُصطفی صدا داره از پشت سر میآد،آرامش حسین ِ، اَنَا بنُ عَلی ٍ المُرتَضی الحمدلله داره میآد عباس، اَنَا بنُ اَحمدِ المُختار.یه صدایی داره میآد اَنَا بنُ حیدر ِالكَرّار خدا رو شكر داره میاد،چیزی نمونده نخلستون تموم بشه، اَنَا بنُ فاطمة الزهرا نمیدونم شاید اینجا با حسرت عباس صدا زد، اَنَا بنُ عَلی ٍ المُرتَضی الحمدلله داره عباس میآد، اما یه جا هر چی حسین صدا زد: اَنَا بنُ نبی المُصطفی، اَنَا بنُ عَلی ٍ المُرتَضی، اَنَا بنُ فاطمة الزهرا چرا جواب نمیآد؟ نبایدم جواب بده،آخه مشك لای دندان مبارك ِ، مگه مشك بیوفته جواب بده،دیگه صداش نیومد،صدای هلهله اومد،یه مرتبه دید صدای آشنایی وسط هلهله و سرو صدا،یه صدایی بلند شد: اَخا،اَخا،اَخا،اَدرك اَخا....

زتو شرمنده ام آب آورت رفت/علمدار رشید لشكرت رفت

تو تا در راه بودی مادرت بود/تو از راه آمدی و مادرت رفت

حسین..... گفت داداش جان:

من کنار تو هستم و دشمن/ گرد جسم تو جشن میگیرد

فکر خیمه بدون تو هرگز/تو نباشی رقیه میمیرد

تو نباشی خدا به خیر کند/لشکر شام شیر میشود و 

تو نباشی خدا به داد رسد/حرم آماج تیر میشود و

تو نباشی رباب میمیرد/اصغر از تیر سیر میشود و

تو نباشی و من نباشم وای/عصمت الله اسیر میشود و

***

گفت:داداش منو رها كن برو،الان می ریزند تو خیمه ها...ای حسین...

یك دم از بوی یاس فهمیدم/مادرم بوده در كنار تنت

من بمیرم چه ها كشیدی تو /پیش چشمان مادرم زدنت

***

دیدم از دور ای علمدارم/پاره پاره شدی ز سر نیزه

چرا؟آخه ته سر نیزه برگشته است،در نمی آد از توی بدن،مگر اینكه قسمتی از بدن جدا بشه

دیدم از دور ای علمدارم/پاره پاره شدی ز سر نیزه

هر که یک قسمت از تنت را بُرد/بدنت را زدند بر نیزه

ای حسین.....

دامن كشان رفتی دلم زیر و رو شد/چشم حرامی با حرم روبرو شد

بیا برگرد خیمه ای كس و كارم/من و تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید فدای سرت/حسین قامتش خمید فدای سرت

خدایا فرج آقای مارا برسان....

                                       دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:16 ب.ظ | نظرات()

       حاج منصور ارضی

السلام علیك یا اباعبدالله

السلام علی الحسین المظلوم...حسین....

غالباً پرها چنان جبرئیل شهپر نیستند

 باده‌ها بی‌اذن تو از جنس کوثر نیستند

بوی زهرا می‌دهد هر کس به روضه می‌رود

واقعاً بیچاره آنان که معطر نیستند

روز محشر سخت گریانند در پیش خدا

چشم هایی که میان روضه‌ها تر نیستند

خاکساران درت مِنّٰایِ اهل خانه‌اند

وای بر آنان که خاک کوی این در نیستند

ارزش این گریه‌ها محشر مشخص می‌شود

 اهل روضه روز محشر کور یا کر نیستند

گریه‌کن‌های تو اصحاب امام صادقند

با حساب این روایت، کم ز قنبر نیستند

من به هر جایی رسیدم از حسینی بودن است

بی توسل مشکلات ما میسر نیستند

هفت شهر عشق را با نوکری گشتم ولی

 در خم یک کوچه‌اند آنان که نوکر نیستند

منکران، گر دلبر ما قبله‌ی حاجات نیست

 پس چرا مردم دخیل باب دیگر نیستند

داغ تو نگذاشت فکر غصه‌های خود کنم

 نوکرانت تا تو را دارند مضطر نیستند

مَنبر از ارکان اصلی تمام روضه‌هاست

باختند آنان که خیلی اهل مَنبر نیستند

در میان قبّه‌ها گشتم حتی کعبه را

 هیچ یک با کربلای تو برابر نیستند

گر خدا صدها پسر روزی نماید بر کسی –

 در بساط عشق‌بازی مثل دختر نیستند

دختر ِ كه آدم رو عاشق بار میآره. تا سر رو گذاشتن تو دامنش، اول موهای بابارو دست كشید. دونه دونه زخم هاش رو شمرد. وای وای وای...

شب شده ماه آمده پیشم

حضرت شاه آمده پیشم

یوسف از چاه آمده پیشم

پدر از راه آمده پیشم

انتظارم به سر رسید عمه

پاشوپاشو پدر رسید عمه

ای پدر آمدی ولی با سر

سرت آسیب دیده سر تا سر

شد برایم چنان معما سر

كه چسان رفته روی نی ها سر

ای پدر كاش جای این سر تو

پاره می شد گلوی دختر تو

حسین.......

                                                    دانلود روضه


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:24 ب.ظ | نظرات()

حاج سعید حدادیان

توی دنیا بی بابا زنده بودن جا نداره

الهی نباشه دختری كه بابا نداره

عمه جان بابای من كه این جوری نبوده،دخترم منم تو گودال می گفتم:أأنت اَخی؟ گوینده باید توكلش به خدا،توسلش به معصومین،تمسكش به قرآن باشه. یقین داشته باشه اگه روزی براش نوشتند،حضرت زهرا سلام الله علیها سهمش رو نگه داشته.صد نفر می خونند، یه دفعه می بینی تو اگه حواست جمع باشه،به تو كه میرسه،یه خط،یه نیم بیت، یه مصرع میگی، چراغ دل ها روشنتر میشه،شعله ور میشه

زخانه ها همه بوی طعام می آمد

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم

دخترم بریم بابا،مادرم برات سفره انداخته،مادرم فاطمه چشم براه توست. این زبانحال گفتن منه:تو كه سیلی می خوردی مادرم آه میكشید. مادرم سیلی خورد جدم آه كشید. یا اباعبدالله جون بچه ات مارو رها نكن.آقا جان ببخش مارو دل عشقات رو خون كردیم امروز،آخه اینها دیونه ی شما هستند،نمیشه كم براشون بذاریم.قربونت برم آقاجان.

به قصد شستن خون از رخ تو میگریم

ولی چه سود مرا هر دو دیده خونبار است

بابا همیشه برا راهب دعا میكنم،بالاخره تو این سفر یه نفر پیدا شد. گرد و خاكی از صورتت پاك كرد.بعضی شهرها،بعضی جاها از روی نیزه سرت رو نشونه میگرفتند.

یا عقب رو سنگ باران سرت طفلان نبینند

یا جلو رو تا كه سیلی خوردن طفلان نبینی

الهی اگه بابات زنده است،خدا سایه اش رو از رو سرت كم نكنه،دعای بابا یه چیز دیگه است. بابا دعا كن من هم زودتر به علی اصغر برسم.بابا به من نگو بر زن جهاد نیست.اگه قرار نیست زن ها شهید بشن،چرا مادرت هیجده سالگی شهید شد.

وای مادرم،مادرم،مادرم

یه وقت آدم تو یه حال معمولی سیلی میزنه،یه وقت یه راهی رفته، میگه اگه من بهش برسم من میدونم و این.اومد تو مسجد گفتند:نبودی قباله رو گرفت. رفت. گفت:این چه كاری بود كردی؟ علی پول تو دستش باشه ما شكست میخوریم. سریع اومد راه زهرا رو بست. حالا كینه داره: اَحْقادًا بَدْرِیَّةً وَ خَیْبَرِیَّةً وَ حُنَیْنِیَّةً. فاطمه كجا بودی؟ حقم رو گرفتم.قباله رو بده.نمی دم. قاپ زد. آب دهان ریخت رو قباله. پاره پاره كرد. بی بی فرمود:خدا شكمت رو پاره كنه. بعضی خیال میكنند ما میگیم سیلی. یه دونه زد. با دو دست از دو طرف.... علامه ی امینی رحمة الله علیه میگه: حورای ِ انسیه.یعنی  اینقدر خداوند به این حورای  انسیه لطافت داده، برگ گل به صورتش میخورد جا می نداخت.

گوشه ی چشم تو چرا شد كبود؟

فاطمه جان مگر علی مرده بود؟

این مال مادر. اما دختر چی؟

زخانه ها همه بوی طعام می آمد

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم

سوء تغذیه یكی از بلاهایی كه به سر بچه میاره اینه، میبینی گریه اش كه میگیره، یه دفعه نفس بند میآد. میگن ریسه میره. دكتر می بری میگه این كلسیم بدنش كم شده،خوب بهش غذا ندادید. باید بهش برسید.بچه سر رو دید ریسه رفت. دیدید بچه وقتی ریسه میره، هی تكونش میدن،هی فوت میكنند تو صورتش اكسیژن برسه، اول گفتند : ان شاء الله مثل همیشه دوباره نفس میكشه، دیدند نه ، نفس بر نگشت. ناخن ها سیاه شد. چشم ها رفت.

چنان ضرب دست عدو سخت بود

كه دندان شیری ِ دختر شكست

                                         دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:35 ب.ظ | نظرات()

  حسن خلج

ز چشم پُر گوهر من خدا خبر دارد

خیلی امام حسن عسكری غریبه

ز چشم پُر گوهر من خدا خبر دارد

دیگه چی آقاجون؟ بگو ماهم خبر دار بشیم

زجان پُر شرر من خدا خبر دارد

فارسیش این میشه: سوختم،جیگرم آتیش گرفت.

كه بود معتصم و ظلم او چگونه شكست

زكینه بال و پر من خدا خبر دارد

امام حسن قربونت برم،آقاجان. غریب بودی می دونم، تنها بودی می دونم، در حصار بودی می دونم، جیگرت می سوخت می دونم، اول اثری كه زهر می ذاره، انسان رو تشنه میكنه، اینم می دونم. اما كنارت یه خانومی مثل مادر مهدی بوده، آقاجانم، امشب می خوام دل این دوستانت رو بسوزونم، با یادآوری غم یه حسن دیگه، اما من یه حسن سراغ دارم گوشه ی مدینه، محرمش،همسرش، زهرش داد، هی گفت: جعده جیگرم میسوزه، قطره ی آبی داد، نه والله، سوخت جیگر امام مجتبی علیه السلام

چون آتیش خشم جُعده افروخته شد

از زهر جفا جیگرش سوخته شد

                             دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:35 ب.ظ | نظرات()


         

امشب اومدیم برا امام هادی گریه كنیم،اینقده این آقا غریبه،خادمای حرمش شیعه نیستند،یكی از علماء نقل می كرد،می گفت:زمان طاغوت ما از حوزه ی علمیه خرجیمونو گرفتیم،یكماه رمضون كامل رفتیم سامراء فقط نشستیم تو حرم قرآن خونیدم،اینقده غریبه ،كسی تو حرم نبود،مارو فرستادن حرم از خلوتی در بیاد،آی سامراء،آی سرداب

زبیداد ستم هم ساختم

هركی خیلی اذیت میشه كی و صدا می كنه؟مادرشو،خواهی ،نخواهی

زبیداد ستم هم ساختم،هم سوختم،مادر

سراپا سوختم چون شمع و نور افروختم،مادر

زخون سینه ات نخل ولایت جان گرفته

من برای آبیاری خون دل اندوختم،مادر

شراره زهر آتش زد همه عمق وجودم را

به فریادم برس آتش گرفتم سوختم،مادر

ای وای غریب آقا....

شب تنهایی گرفته بود دلم

انگاری آتیش زدن به حاصلم

تن اشك روی چشام لرزیده بود

آخر غربت و با چشم دیده بود

هنوزم اون همه غم تو خاطره

كه می دید قبر آقاش بی زائره

دل مردمونش و پر كینه دید

سامراء رو شبیه مدینه دید

سامراء گفتی دلم بیچاره شد

باز به صحرا پا گذاشت آواره شد

سامراء هم حرم قنشگ داره

گنبد زرد طلائیه رنگ داره

سامرا می گی دلم گل می كنه

به دو تا امام توسل میكنه

سامراء بیگانه با هر شادیه

سامراء قبر امام هادیه

شنیدم شبونه ریختند تو خونش

اومدن به هم زدن آشیونش

می گه یه بار دیدم آقا داره گریه می كنه،گفتم:آقا برا چی ناله می زنی،آقا فرمود:فرش و كنار بزن،كنار زدم،دیدم یه قبر كندن،فرمود:این قبر و كندن جلو روم،می گن،امشب تو این قبر دفنت می كنیم،هر روز تهدید

شنیدم قبرش و كندن پیش روش

كاسه ی زهرو گذاشتند روبروش

شنیدم درد دلش بود بی حساب

شبونه آوردنش بزم شراب

بعد اون بزم شراب با سوز و درد

یاد عمه زینب و حسین مدد

یاد یه حرفی اوفتادم وسط شعر،بعضی چیزا ،بی برنامه آدمی بهش ملهم می شه،میگه،گفتم آقا فرمود،هر روز می گن،دفنت می كنیم تو این قبر زنده زنده،زنده به گور،این طوری تهدید كردن امام هادی رو،آی بمیرم یه هم چین چیزیم تو اهلبیت داشتیم،میگه دیدم امام سجاد علیه السلام،داره گریه می كنه،تو خرابه گفتم:آقا چی شده،چرا ناله می زنی،فرمود:این نگهبانایی كه جلوی خرابه ایستادن،با زبان رومی حرف میزنن،امام زمان به هر زبانی،مسلطه،می گه امشب دیدم،این نگهبانها دارن با هم حرف می زنن،با زبان رومی،آقا مگه چی گفتن،گفت:امشب یكی به اون یكی میگفت:میدونی فردا چكار می خوان بكنن؟چكار می خوان بكنن؟گفت دستوره فردا،این دیوار خرابه رو رو اهلش خراب كنن،هر جا آتیش گرفتی ناله بزن..

خداوندا ببین بال و پرم سوخت

تماشا كن ببین خاكسترم سوخت

رسید این ارث برما از همان روز

كه زینب گفت:بابا مادرم سوخت

میان آتش تب گریه كردم

تمام روز تا شب گریه كردم

از آن روزی كه رفتم بزم مستان

به یاد عمه زینب گریه كردم

هر نوكری باید یه گریزی بزنه كربلا،ماه رجبه،فردا  آخرین نفسش ها شو تو دامن امام عسكری زد،صلی علیك یا اباعبدالله شو گفت،براش كفن آوردن، ای بی كفن حسین،جانم،یه وقت امام سجاد فرمود:بنی اسد برین یه قطعه حصیر بیارید،حصیر آوردن،پاره پاره بدن اربابتونو ،آی آی،این یعنی چی؟یعنی قسمت به قسمت بدن و میان حصیر گذاشت،حسین...........

 

                                           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:39 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات