سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حضرت
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



ای دخترِ خورشید،ای خواهرِ دریا

زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا

 

 ماهِ مقیمِ قم،مهتابِ بیت النور

در سایه سار توست، سرتاسر دنیا

 

از آه لبریزم، از اشک سرشارم

این قطره را دریاب، دریاب ای دریا

 

فهمِ حقیرِ ما،پایین تر از پایین

فهمِ بلندِ تو،بالاتر از بالا

 

لبخندِ معصومت،مُهرِ رضایت زد

بر شوقِ خواهرها،عشقِ برادرها

 

*با امام رضاعلیه السلام از یک مادرند،موسی بن جعفر فرزندانِ زیادی داره،اما هر دویِ این بزرگواران،هم علی بن موسی الرضا،هم این خانوم،حضرت معصومه سلام الله علیها،از حضرت نجمه اند...مادرشون یه مادرِ بزرگوارِ لذا خیلی بهم علاقه شدید داشتن،تاریخ میگه:بعد از حسین و زینب،دیگه خواهری و برادری مثل این دو نفر ندید،اولین خواهر و برادرِ عالم که دلِ عالم رو زیر و رو کردن،همتون خبر دارید،بعد از سید الشهدا و عقیله ی بنی هاشم،این خواهر و برادر رو مثال می زدن....*

 

تنها به دستِ توست،ای سوره ی انفاق

دنیایِ ما امروز،عقبایِ ما فردا

 

ماییم و چشمِ تر،ای چشمه ی کوثر

بر ما عطایی کن،از فیضِ اَعطَینا

 

وقتی ضریحت را،با گریه می بوسیم

در چشممان پیداست،آن قبرِ ناپیدا

 

باز از تو می گویم،یا حضرتِ زینب

باز از تو می خوانم،یا حضرتِ زهرا

 

شاعر:سید محمدجواد شرافت

 

قرار بود بیایی کبوترش باشی

دوباره آینه‌ای در برابرش باشی

 

نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی

میان راه پرستوی پرپرش باشی

 

*امام رضا منتظر بود،نامه نوشت برا خواهرش،قرار بود بیاد همدمِ برادر بشه،اما به برادر نرسید...*

 

مدینه شهر غریبی برای فاطمه هاست

نخواست گم شده‌ای مثل مادرش باشی

 

*خدا رو شکر از مدینه اومدی،به ما یه حرم دادی،به ما اعتبار دادی،دلمون برا قبر مادرمون فاطمه تنگ میشه،لااقل حرم تو بیاییم،اگه شما نبودید ما کجا می رفتیم؟

 

خدا تو را به دلِ تشنه ی زمین بخشید

کتاب روشنی از سوره ی کوثرش باشی

 

به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را

چو دید آمده‌ای سایه‌ی سرش باشی

 

*تو مهمون نبودی خانوم،تو صاحب خانه ی مایی،تو ولی نعمت مایی،ما سر سفره ی تو هستیم،شما سایه ی سر مایی،امشب یه سفارش مارو به داداشت امام رضا بکن...آی امام رضایی ها خوب شبی اومدید،خوب جایی اومدی،دلمون برا حرمِ داداشت یه ذره شده..*

 

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

و تا همیشه تو یاس معطرش باشی

 

کرامتت همه را یاد او می‌اندازد

به تو چقدر می‌آید که خواهرش باشی

 

خدا نخواست تو هم با جوادِ کوچکِ او

گواهِ رنج نفس‌های آخرش باشی

 

نخواست باز امامی کنار خواهر خود

نخواست زینبِ یک شام دیگرش باشی


شاعر:قاسم صرافان

 

*از مدینه تا خراسان راه زیاده،نتونستی برسی،مدینه کجا،خراسان کجا...نرسیدی،ندیدی،اما یه خواهری از خیمه زد بیرون،از خیمه تا گودال...از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد: حسین...

بی بی جان! ندیدی داداشت فرشایِ حجره رو کنار بزنه،رو خاک دست و پا بزنه،اما عمه تون اومد تو گودال...

خانوم جان!اصلاً می رسیدی،اصلاً با جواد الائمه تو حجره هم می رفتی،نهایتاً سر برادرت رو بغل می کردی،سَمِّ شوکران جگر برادرت رو پاره کرده بود،سرش رو بغل می کردی،داداشت جون میداد...بمیرم برا زینب،وقتی رسید دید سر رو بردن،لباس رو بردن،رسید دید داداشش حسین  یه جایِ سالم نداره،حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:05 ب.ظ | نظرات()


*شبِ شهادت بی بی حضرت معصومه سلام الله علیهاست...*

 

بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند

از من تمام روزگارم را گرفتند

 

از این جدایی جان من بر لب رسیده

هستیِ من تاب و قرارم را گرفتند

 

انگار قسمت نیست وصل ما دوباره

در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند

 

 

*اما داداش!...امام رضا!...*

 

 

اما خیالت تخت هر جایی رسیدم

خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند

 

حالم بد است اما خدا را شکر در قم

با مهربانی حالِ زارم را گرفتند

 

با احترام و عزت و شوکت کمی از

این بارِ غم‌ هایی که دارم را گرفتند

 

حتی زمانِ پر زدن از این قبیله

مردم همه دورِ مزارم را گرفتند

 

 

*اما دیگه کنایه بسه،روضه ی تو لفافه بسه.....*

 

 

در شام اما خواهری مضطر چنین گفت :

یا رب ببین دار و ندارم را گرفتند

 

بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است

وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند

 

نیمی ز معجر سوخت … نیمی را کشیدند

اصلاً تمام اعتبارم را گرفتند

 

در گوش من مانده صدای ذوالجناحش

می‌گفت : با نیزه ، سوارم را گرفتند

 

شاعر:محمدجواد شیرازی

 

 سرش رو اشقیا می بُرَّن

چقدر بی حیا می بُرَّن

بمیرم از قفا می بُرَّن

پیشِ چشم زهرا می بُرَّن

 

شکسته شد سبویِ ارباب

وقتی نشسته رویِ ارباب

تو پنجه هاشِ مویِ ارباب

دشنه رو زد گلویِ ارباب

 

دریایِ خونِ گودال

حسینِ کُشونِ گودال

نشسته رویِ زانو

مادر میونِ گودال

 

غرقِ خونِ گلوش می کردن

با لگد پشت و روش می کردن

عوضِ پیروهن نامردا

تنش رو نیزه پوش می کردن

 

شد قطعه قطعه جونِ ارباب

همدمِ خاک و خونِ ارباب

میاد به زیر نعلِ اسب ها

صدایِ استخونِ ارباب

 

یکی به پهلو می زد

یکی به بازو می زد

حالا برای غارت

سنان به شمر رو می زد

 

اَما فیکُم مُسلِم

مگه بینتون مسلمونی نیست

اَما فیکُم مُسلِم

بخدا این رسمِ مهمونی نیست

 

چه بی هوا زدنت

چه بی حیا زدنت

زدن و باز خندیدن

به دست و پا زدنت

اَما فیکُم مُسلِم

 

ای حسین.....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:03 ب.ظ | نظرات()

 

یا حضرت معصومه!شنیدیم وقتی اومدین قم،مردم قم پذیرایی کردن،گُل ریختن،حتی مردی نزدیکِ مَحمِل تون نشد، محله های قم زنونه،مردونه شد،هیچ مردی حق نداشت از مسیر عبور فاطمه ی معصومه رد بشه...فقط زن ها می رسیدن زیارت..

اما امام رضا فرمودند: برا هر چی خواستید گریه کنید برا جد غریبم حسین گریه کنید، بی بی جان! شما تو قم خرابه نشین نشدید خانوم...بی بی جان! کسی تویِ قم به شما بی ادبی نکرد خانوم...دعوا بود سر مهمون نوازیشون...ولی من بمیرم برا اون خواهری که از از دروازه ی شام وارد شهر شد...

 

شامیان،خنده بر پاره گریبانی مان می کردند

خنده بر بی سر و سامانی مان می کردند

 

پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

خوب آماده ی مهمانی مان می کردند

 

از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

سنگ را راهی پیشانی مان می کردند

 

 

هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند

 

 

شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را

وارد بزم طرب خوانی مان می کردند




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:43 ب.ظ | نظرات()


*بی بی جان! اومدیم بگیم:اگه بودیم ما هم مثل اهلِ قم،احترام می کردیم،ادب می کردیم،یه عُمرِ ریزه خواره سفریِ شماییم...یا امام رضا! سرت سلامت آقا!یا امام رضا! روزِ شهادتِ خواهرتونِ...*

 

آقا! سلام خواهرتان روبراه نیست

دور از تو کار هر شب او غیرِ آه نیست

 

می خواست تا به طوس بیاید ولی نشد

ور نه رفیق بی کسی ات نیمه راه نیست

 

وقتی به قم رسید خرابه نشین نشد

آسوده باش خواهر تو بی پناه نیست

 

یک مرد هم نیامده نزدیک محملش

شب را به آفتاب که اذن نگاه نیست

 

اذنم بده به طعنه بگویم به شامیان

در قم محب فاطمه بودن گناه نیست

 

دروازه را که دید به یاد رباب گفت

در شهر شام هیچ کسی سر به راه نیست

 

زینب کجا و محمل بی سایبان کجا

بال و پر رقیه کجا ریسمان کجا

 

شاعر:مجید تال

 

*فرجِ امام زمان ناله بزن:یا زهرا!*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:42 ب.ظ | نظرات()


خوب شد این دم آخر گره بر کار نخورد

خوب شد کار تو به مردم بی عار نخورد

 

خوب شد میخ به پیراهنِ تو گیر نکرد

گل بی خار به گلبرگِ شما خار نخورد

 

گرچه پشتِ در این خانه شلوغ است ولی

بی هوا صورتِ تو بر در و دیوار نخورد ...

 

خوب شد دور و بر تو همه از سادات اند

چشم ناپاک به این قافله یک بار نخورد

 

بد به دل راه نده شأن تو را می دانیم

اصلا اینجا که مسیرت سر بازار نخورد

 

دم دروازه در آن فاصله بلوا که نشد

بین بازار النگوی تو پیدا که نشد

 

شاعر : یاسین قاسمی

 

تو کس و کار منی ، شمر جلودار شده ...

 

*حالا بزار روضه بگم شما هم بلند بلند برا این خانم گریه کنی ... همه مردم جمع شدن ، سادات ، همه مستاصل ، چی می خواد بشه ؟.. یه وقت دیدن دو تا سوار اومد خیالشون راحت شد بدن رو با احترام دفن کردن . این یه دونه . یه جا هم مردم مستاصل ، این همه بدن رو زمین ، اینا کی ان ؟ بگم ؟ ... سه روز از عاشورا گذشته بود ، طائفۀ بنی اسد اومدن کربلا دیدن بدن ها رو نمی شناسند ... یه وقت دیدن یه سوار داره میاد ... امامِ سجادِ ... اومدن جلو .. آقا .. شما اینا رو می شناسید ؟ گفت آره .. اومد جلو .. اون حبیبِ ... اون ظهیرِ  ... اون علی اکبرِ ... یه وقت دیدن شروع کرد خودشو زدن ... آقا چی شد ؟ ... گفت اون بدن رو می بینید که پاره پاره ست ... لباسشم بردن ... سر هم نداره  ... اون بدنِ بابامِ حسینِ ....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:02 ق.ظ | نظرات()

السلام ای زینب موسی بن جعفر ، فاطمه

حضرتِ معصومۀ آل پیمبر ، فاطمه

مظهر الله اکبر ، ای سراسر فاطمه

می زنم از دل صدا با حالِ مضطر ، فاطمه

تا که هر دفعه دلم از دستِ این و آن شکست

بر لبم بانگ اغیثینی اغیثینی نشست

بی پناه افتاده ام امشب نجاتم می دهی؟!

پای من لغزیده از غفلت ثباتم می دهی؟!

تشنۀ عشقم کمی آب حیاتم می دهی؟!

شوقِ طوفِ مرقدت دارم ، براتم می دهی؟!

دل بر احسان شما بستم ، مرا هم می خری؟

سائل کویِ رضا هستم ، مرا هم می خری؟

مردم قم یاس و نیلوفر به دورت ریختند

دسته دسته لالۀ پرپر به دورت ریختند

با ادب، با ذکر یا حیدر به دورت ریختند

کوچه کوچه فضه و قنبر به دورت ریختند

خوب شد این جا همه بیدار و شیعه مذهب اند

گریه کن هایِ مصیبت های عمه زینب اند

شاعر: محمدجوادشیرازی

________

دیده بر راهم و با گریه کمی آرامم

محتضر؛خسته؛از این بی کسیِ ایامم

ازهمان کودکی ام روزیِ من هجران شد

چهارده سال هم از وصلِ پدر ناکامم

  از تو یک نامه فقط مانده برایم چه کنم؟

شده تسکین به همین نامه کمی آلامم

چقدر خوب شد اینجا سروکارم افتاد

میهمانِ قم و این سلسلۀ خوش نامم

چشمِ ناپاک نیفتاده سویِ محمل من

فکر آوارگی زینبُ شهرِ شامم ...

جز سلام،از همه یک بی ادبی نشنیدم

سر بازار ندادست کسی دشنامم

داغها دیدم اگر بی کس و تنها نشدم

دست بسته سر هر کوچه تماشا نشدم

عزتم را نشکستند خیالت راحت

غیرتم را نشکستند خیالت راحت

پر خاکی ننشسته به رویِ چادر من

حرمتم را نشکستند خیالت راحت

مثلِ کوفه وسط خطبۀ من کف نزدند

صحبتم را نشکستند خیالت راحت

دست بر سینه مودب همه ره وا کردند

شوکتم را نشکستند خیالت راحت

با لگد باز نکردند درِ بیت النور

خلوتم را نشکستند خیالت راحت

قم کجا شام کجا غربتِ سادات کجا

سرِ بر نیزه و دروازۀ ساعات کجا ...

شاعر: قاسم نعمتی

 

* روضه بخونم .. بدنِ خواهر امام رضا رو تشییع کردن .. همۀ قم ، اطراف همه اومده بودن، همه لباس عزا پوشیدن ، همه اومدن برا تشییع جنازه ... گفتن دخترِ امامِ .. خواهرِ امامِ .. عمۀ امامِ ... یا امام رضا ... گفتن ما یه کاری می کنیم تو تاریخ بمونه ... هر کی به ایام شهادت حضرت معصومه رسید بگه خدا خیر بده مردمِ قم رو  .. عجب آبرو داریی کردن ... انقده برا تشییعش گل آورده بودن .. بعضیا گفتن تا پایِ مرکبی که بدن رو میآورد گل ریخته بودن ... سادات همه گریبان پاره کردن .. آوردن بی بی رو در میان خانه .. حالا گفتن کی باید این بدن رو دفن کنه .. سادت به همدیگه نگاه می کردن ... یه وقت دیدن دو سوار از دور آمدن ، نقاب زده ، صبر کنید این بدن باید توسط ما دفن بشه ... بدن رو با احترام وارد خاک کردن .. بعدها گفتن شاید امام رضا و جوادالائمه بودن ... آری بدنِ مطهر بی بی رو موقع دفن هم نذاشتن کسی ببینه ... یا الله چه احترامی چه شوکتی ، چه شکوهی ، چه آبرو داری کردن ... برعکس زینبُ آوردن شام .. اولاً از کجا واردش کردن ؟... پیغام دادن بدترین نقطۀ شام کجاست ؟ اونجا هم یهودیا هستن هم اراذل اوباش هست اونجا محلِ گذره ... آی ... دختر علی رو آوردن دروازۀ ساعات ... نمی دونید مردم چه کار کردن .. یه مشت خیره سر .. یه مشت خیره چشم .. یه مشت بی حیا .. یه مشت اراذل .. دورِ محملِ زینبُ گرفتن ... انقده امام سجاد گریه کرد .. گفت کاش مادرم منو به دنیا نیاورده بود ... حسین ... یه جمله دیگه بگم و عرضِ ادب کنیم ؛ یا الله .. فرمود ما رو مثه غلامانِ ترکُ و روم وارد کردن ... زن و بچه رو از محمل پیاده کردن .. دستاشونو بستن .. این زن و بچه رو جلو میدواندن ... تازیانه دارا از پشت سر ... همین طوری وارد محلس یزید شدیم ... حسین ..... *




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:47 ق.ظ | نظرات()


السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنتَ امیرالمومنین

 

چه دست هایِ سیاهی که نور می بردند

به نیزه ها سرِ هجده غیور می بردند ...

 

*جلو چشم علی اکبر ... جلو چشم قاسم ... جلو چشم عباس ... جلو چشم حسین ... کی جرات کرده دستِ زینبُ ببنده ...*

 

چقدر بی ادبانه سرِ سلیمان را

برایِ جایزه در پیشِ مور می بردند ....

 

*یه چند روزی از عاشورا گذشته ، شما زخم هاتون تازه ست واقعاً نیاز به روضه خوان ندارید .. اما چه کنم ، کاره من روضه خوانیِ باید زخم دلتُ تازه نگه دارم" چی می خوام بگم .... دخترِ علی کجا ... زنازادۀ مرجانه کجا ....*

 

 چقدر بی ادبانه سرِ سلیمان را

برایِ جایزه در پیشِ مور می بردند ....

 

اگر چه پوشیه ها بود و آستین ها بود

 

*چی دارم می گم ؟ .. از کی دارم می گم؟ .. همون خانمی که وقتی می خواست بره کنار قبر پیغمبر ، شنیدید همه چراغ ها رو امیرالمومنین می فرمود خاموش کنید ... کسی چشمش به قد و بالای خانم ..... خوده علی جلو جلو می رفت ، حسن و حسینم چپ و راستِ زینب ... عباسم از پشت شمشیر به دوش می اومد ... یه وقت کسی تو این تاریکی شب چشمش به قد و بالای زینب نیوفته ....

 

نیست فلک به قدر هم پایه ات

سایۀ تو ندیده همسایه ات ...*

 

اگر چه پوشیه ها بود و آستین ها بود

چو در مسیر شلوغِ عبور می بردند

 

*همۀ شهر تعطیل شده بود ... هلهله می کردن ... انقده بچه ها می ترسیدن ... بین اسرا فقط یکیِ که داره باره همه رو می کشه ...*

 

به شانه هایِ زنی بار ، زخمِ قافله بست

میان سلسله سنگ صبور می بردند

 

*شروع کرد صحبت کردن ... وای بر شما ... چشم هاتون خشک مباد .. خنده رو لب هاتون میاد ...پسرِ پیغمبر رو کشتید شهر رو زینت کردید ... نامه نوشتید اون وقت بین دو نهر آب با لبِ تشنه .... هی گفت مردم جیگرم داره میسوزه .... با لبِ تشنه سر از بدنش جدا کردید ...

خبر رساندن شهر در شُرفِ انقلابِ .. چه کنیم ؟ گفت یه راه داره فقط ساکت کردنِ زینب ..." اونم اینکه سرِ حسین رو ببرید در مقابلش .... مردم دیدن لحن صحبت کردنه زینب عوض شد ... خانمی که با عتاب با خطاب ... یه وقت دیدن لحن صدا عوض شد ... میگه هلالِ یک شبۀ زینب ... عزیزه دله زینب ... کجا بودی سه شبانه روزه ....*

 

ای جانه من به نیزۀ اعدا چه می کنی

آغوشِ ماست جایِ تو آنجا چه می کنی؟

 

*تا چشمش افتاد دید پیشانیِ داداششُ شکستن (زبانِ حال) گفت حسین دیگه اجازه نمی دم از من جلوتر باشی ... قرار بود با هم باشیم ... سرت شکسته داداش .... بمیرم برات ... نگاه کرد دید نازدانه داره پرپر میزنه چشم به بابا دوخته ... عمه ... عمه ... این سر، سرِ بابامه عمه .... تنها راهش این بود چنان سر رو به محمل کوبید حواسِ این نازدانه رو برگردوند ....*

 

حسین .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:23 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic