سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حضرت رقیه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



بابا ،
یتیمی سخته خدایی نبودت عذابِ
امشب ،
خرابه سرد و حالِ رقیه خرابِ

عزیزِ دلم ، الهی  بمیرم  برایِ سرت
شبیه ت شدم ، شکسته  سر من فدایِ سرت

بابایی حسین ..
بابایی بابایی بابایی حسین ..
_______________
اینجا ،
همه شکستن و از غمِ هجرِ تو خسته ن
رفتی ،
اومدن و دو تا دستایِ عمه رو بستن

نبودی بابا ، نبودی چه زجری کشیدیم بابا
نبودی بابا ، چه حرفایی که ما شنیدیم بابا

عزیزِ دلم ، الهی  بمیرم  برایِ سرت
شبیه ت شدم ، شکسته  سر من فدایِ سرت

بابایی حسین ..
بابایی بابایی بابایی حسین ..
______________
بابا ،
یتیمی سخته خدایی نبودت عذابِ
امشب ،
خرابه سرد و حالِ رقیه خرابِ

عزیزِ دلم ، الهی بمیرم برایِ سرت
شبیه ت شدم ، شکسته سر من فدایِ سرت

بابایی حسین ..
بابایی بابایی بابایی حسین ..

ابتا یا حسین .. ابتا یا حسین ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:18 ب.ظ | نظرات()


برید کنار میخوام سَرُ ببینم

زخمایِ روزِ آخر رو ببینم

جلو چشامُ نگیرید که میخوام

پارگی هایِ حنجرُ ببینم

 

"مَن الَّذی ایتَمنی "بابایی

دیگه تو آغوشِ منی بابایی

این همه جا رفتی دلت نیومد

به دخترت سر نزنی بابایی

 

لبای غرق خون با تو چه کرده چوب خیزرون

زده چه ضربه ای شکسته دندونِ تو از همون

حالا که اومدی کنار من بمون

 

جایِ طناب رو تنمِ بابایی

زخمیِ دور گردنم بابایی

محلۀ یهودیا شلوغ بود

کاشکی فقط میزدنم بابایی

 

میون نامسلمونا حَرم رفت

اِنقده اونجا داد زدن سرم رفت

کاشکی فقط میزدنم بابایی

یه دسته موهام با گُل سَرم رفت

 

شبی که گُم شدم ، صدا زدم نزن میام خودم

سوخت بابا چادری که خریدی برا تولدم

کبودِ چشمم از شبی که گم شدم

 

*تو شام چی گذشت که  گریه می کرد هی می فرمود  : الشام .. الشام .. بابا شامیا خواستن غرورِ مارو بشکنن .. نانجیب گفت از بدترین محله ردشون کنید محلۀ یهودیا .. یه جوری دف میزدن ، پایکوبی میکردن همه بچه ها ترسیده بودن .. (به امام حسین اوج روضه همینه .. ) دامنِ عمه رو گرفت گفت عمه .. کاش عمو عباسم بود .. کاش علی اکبر بود عمه .. عمه اگه بابامُ ببینم میگم پاهام درد میکنه .. اگه بابامُ ببینم میگم از ناقه افتادم .. عمه اول گله گی زجر رو میکنم .. آخه نصف شب وقتی تو بیابون افتادم نگفت این بچه اس .. نگفت این دخترِ .. تا اومد جلو اول یه سیلی تو صورتم زد ... بابا گوشم درد میکنه ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:02 ب.ظ | نظرات()

به جرم اینکه ندارم پدر زدن مرا
شبیه مادرِ در پشتِ در زدن مرا

خبر نداشتم این ها چقدر نامردند
خبر نداشتم و بی خبر زدند مرا

خدا كند كه عمویم ندیده باشد، چون
پدر درست همین دور و بر زدند مرا

پدر، وقت غذا تازیانه می آمد
نه ظهر و شام كه حتی سحر زدند مرا

سرم سلامت از این كوچه ها عبور نكرد
چقدر مثلِ تو ای همسفر زدند مرا

چه بینِ طشت، چه بر نیزه ها زدند تو را
چه در خرابه، چه در رهگذر زدند مرا

چه چشم زخم، چه زخمِ زبان، چه زخمِ سنان
اگر نظر كنی از هر نظر زدند مرا

فقط نه كعبِ نِیّ و تازیانه و سیلی
سپر نداشتم و با سپر زدند مرا

پدر من از سرِ حرفم نیامدم پائین
پدر پدر گفتم هر قَدر زدند مرا

مگر به یادِ كه افتاده اند دشمن ها
كه بینِ این همه زن بیشتر زدند مرا؟

زدند مادرتان را چهل نفر یكبار
ولی چهل منزل صد نفر زدند مرا

شاعر : محسن عرب خالقی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:01 ب.ظ | نظرات()



خوش اومدی تو از سفر بابا

تو رو خدا منو ببر

کجا یهو تو بی خبر بابا

گذاشتی رفتی ...

 

دیگه تمومه گریه و زاری

تمومه این شبایِ بیداری

آخه نگفتی دختری داری

گذاشتی رفتی ...

 

نذار بازم بهم جسارت شه

همین لباسِ پاره غارت شه

منو ببر که عمه راحت شه

بابا .. بابایی ..

 

*هی میگفت عمه دلم برا بابام تنگ شده .. عاقبت اومدن جلو خرابه گفتن چرا سر صداس .. گفتن برید کنار .. کی بود باباشُ میخواست .. یه طشتی رو جلو بچه گذاشتن .. بچه ترسیده .. ناخنها شکسته ..

 

میگفت عمه من غذا نمیخوام .. آخه تقصیر نداره .. سری که توی تنورِ بویِ نون گرفته .. گفتن مگه باباتُ نمیخوای .. این روپوش کنار بزن .. تا روپوشُ کنار زد .. یه مرتبه بچه بغض کرد ... عمه این بابای منه ..!!

بابا همیشه دخترت رو بغل میگرفتی ، حالا باید من بغلت کنم .. بابا ببخش دستام توان نداره ..آخه از رو ناقه افتادم .. شروع کرد موهای بابا رو با پنجه هاش شونه کردن .. نگاه به لب و دندون بابا کرد .. ارباب مقاتل میگه اینقدر با مشت به دهنش زد .‌.

 

دختری که از کربلا تا شام بهانۀ بابا رو گرفته .. یه وقت دیدن دیگه صداش نمیآد .. سر یه طرف .. این دختر یه طرف .. هر چی زینب سلام الله علیها  میگفت : رقیه ..!! بابات اومده ...

مگه نمیگفتی دلم برای بابا تنگ شده .. همچین که دستشُ آورد بالا دید جون نداره .. دید دستهاش سرد شده .. گفت زن ها بیایید .. باباش اومد بردش ...*

.

خوش اومدی تو از سفر بابا

تو رو خدا منو ببر

کجا یهو تو بی خبر بابا

گذاشتی رفتی ...

 

دیگه تمومه گریه و زاری

تمومه این شبایِ بیداری

آخه نگفتی دختری داری

گذاشتی رفتی ...

 

نذار بازم بهم جسارت شه

همین لباسِ پاره غارت شه

منو ببر که عمه راحت شه

بابا .. بابایی ..

 

*هی میگفت عمه دلم برا بابام تنگ شده .. عاقبت اومدن جلو خرابه گفتن چرا سر صداس .. گفتن برید کنار .. کی بود باباشُ میخواست .. یه طشتی رو جلو بچه گذاشتن .. بچه ترسیده .. ناخنها شکسته ..

 

میگفت عمه من غذا نمیخوام .. آخه تقصیر نداره .. سری که توی تنورِ بویِ نون گرفته .. گفتن مگه باباتُ نمیخوای .. این روپوش کنار بزن .. تا روپوشُ کنار زد .. یه مرتبه بچه بغض کرد ... عمه این بابای منه ..!!

بابا همیشه دخترت رو بغل میگرفتی ، حالا باید من بغلت کنم .. بابا ببخش دستام توان نداره ..آخه از رو ناقه افتادم .. شروع کرد موهای بابا رو با پنجه هاش شونه کردن .. نگاه به لب و دندون بابا کرد .. ارباب مقاتل میگه اینقدر با مشت به دهنش زد .‌.

 

دختری که از کربلا تا شام بهانۀ بابا رو گرفته .. یه وقت دیدن دیگه صداش نمیآد .. سر یه طرف .. این دختر یه طرف .. هر چی زینب سلام الله علیها  میگفت : رقیه ..!! بابات اومده ...

مگه نمیگفتی دلم برای بابا تنگ شده .. همچین که دستشُ آورد بالا دید جون نداره .. دید دستهاش سرد شده .. گفت زن ها بیایید .. باباش اومد بردش ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:00 ب.ظ | نظرات()


اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ...لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ

 "اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ، وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً"

 

هر که با خاک درت کام لبش بردارد

از همان کودکیش چشم به کوثر دارد

 

اولین آرزویم هست همانی باشم

که به لب نام تو تا لحظه ی آخر دارد

 

چند صد حج پیاده است، ثواب آنکه

قصد پا بوسیِ شش گوش تو در سر دارد

 

پادشاهان همه مبهوت مقامت گویند

این چه شاهی است مگر این همه نوکر دارد

 

هر که بر داغ تو نگریسته پیغمبر نیست

گریه بر توست مِدالی که پیمبر دارد

 

تکیه بر نیزه ی غربت زدی وفرمودی

چشم غارت به حرم این همه لشکر دارد

 

خواهرش گفت سرش را سر نیزه نزنید

کین هلال سَرِ نی آمده دختر دارد

 

#شاعر_محسن_عرب_خالقی

 

*شب شهادتِ یک خانومیِ که خیلی ها می خواستن اسمش رو از بین ماها ببرن،رفقا! امشب اومدین برای یتیمی گریه کنید که نه پدر داشت و نه مادر...امشب به قول ما باید دو قبضه یتیم نوازی کنی..مهمان های رقیه خوش اومدید...*

 

بنشینیدُ موهامو حنا كنید

لیله ی وصلِ منو نیگا كنید

من مسافرم دیگه باید برم

رختای منو دیگه جدا كنید

اشکامو به پای تو جو می کنم

معجزاتم رو برات رو می کنم

تو بیا،خودم خرابه رو

می شینم با مژه جارو می کنم

یک نفر نیست سرت رو نگه داره

روی پا، دخترت رو نگه داره

صدتا  مثل من فدات ولی خدا

ان شاءالله خواهرت رو نگه داره

دیگه داد از جگر ما نمیآد

گفته بودم پدرِ ما نمیآد

عمه وقتی تو خرابه میشینه

هیچ کسی دور و بر ما نمیآد

منو پیشِ پای عمه بیارید

واسه گریه های عمه بیارید

من کفن نخواستم از شما

چادری برای عمه بیارید

پیشِ مردم جیگرم داد میزنه

داره چشمایِ منم داد میزنه

عموم رو اگه دیدی بهش بگو

حرمله خیلی سرم داد میزنه

میشه رو ناقه سوارم نکنید

 

*می دونید برای چی؟ آخه خیلی ها نوشتن این ناقه ها،بی جحاز بوده،هی این بچه ها روی زمین می افتادن...خدا می دونه از روز یازدهمِ محرم تا صبح اول صفر این دختر چند بار روی زمین افتاده...*

 

میشه رو ناقه سوارم نکنید؟

گُلم و اسیرِ خارم نکنید؟

میشه گوشواره مو برداری بجاش

با لگد منو بیدارم نکنید؟

ساقه ام شکسته میشه نزن

تازیانه بزن لگد نزن

باشه حالا که دلِ پُری داری

بزن اما، دیگه حرف بد نزن




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:13 ب.ظ | نظرات()

دلم تنگه واسه تمنایِ تو

میخوام از همون دور بوست کنم

بابا یادته که می گفتی به من

الهی یه روزی عروست کنم

توی قافله زجر بود همدمم

تو گوشمم همش خنده ی حرمله است

توی راه یک ریز طعنه زدن

که زخم زبون بدتر از آبله است

من که همش سوگلی بودمو

ندارم گُل سر، رُخم خاک و گِل

یه جور چنگ بردن تو مویِ سرم

که موهام نزد دیگه چنگی به دل

یکی دستشو بُرد بالا سرم

گرفت روسریِ سه گوشِ منو

آهان! حرف گوش شد بذار که بگم

ندیدی تو زخمایِ گوشِ منو

به من عمه قولِ یه گوشواره داد

که تو از سفر میخری واسه من

نمیخوام،به اینا بگو لااقل

که انگشترت رو بابا پس بدن

 

* سر رو گذاشتن جلوی این دختر،اونم نه با ادبانه،سر مقدس رو انداختن جلوش، صدا زد:" ما هذا الرّأس ؟ " این سَرِ کیِ؟ اونم گفت: "رأسُ أبیك"  اینم بابات...*

 

از گیسوانم چندتایی مانده اما

آن هم برایم دردِ سر گشته خدایا

بابا گمان دارم که در این خانواده

من بیشتر از همه رفتم به زهرا

بابا نگاهی که ببین دشمن شکسته

هم باز و هم سینه و هم پهلویم را

زجرِ حرامی بیشتر من را لگد زد

هر جا صدا کردم تو را با لفظِ بابا

تو رویِ نیزه بودی و من پا به پایت

هر سو دویدم ای پدر با تاولِ پا

 

*شروع کرد به حرف زدن،اول گِله هارو کرد،دختر بچه خصلتش اینه که اگه بابا خیلی وقت دخترش رو ندیده باشه،وقتی به هم میرسن ،دختر شروع میکنه اول بدی هارو گفتن،گفت:بابا! شامی ها بَدَن...بابا بابا...عمه مو زدن...بابا بابا..." مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی؟"کی منو به این کودکی یتیمم کرده؟ "مَنْ ذَا الَّذی خَضَبكَ بِدِمائكَ"! کی صورتت رو خونی کرده بابا؟ "مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْكَ!" خرابه که تاریک بوده،معلوم میشه دست میکشیده روی سر می فهمیده...بابا کی رگ های حنجرت رو بُریده...گفت:بابا! این همه شباهت گفتم، از خودم و خودت گفتم،اما یه تفاوت هم هست بابا...هرچی نگاه میکنم،می بینم لب و دندانِ من سالمِ،لب تو زخمیِ،دندانت شکسته...نوشتن با دست اینقدر تو صورتش زد...عمه دید دیگه صدایِ دختر نمیآد...

 

بابا امون از این زخمایِ کاری

خون از لبِ تو شده جاری

کی سنگ زده بر لبِ قاری

 

*زن غساله اومد،گفت: من بدن این بچه رو غسل نمیدم،به من بگید این بچه چرا اینقدر بدنش کبودِ؟...بی بی زینب فرمود:خودم بدن رو غسل میدم...شاید یادش اومد از اون زمانی که بدن مادرش فاطمه رو غسل میدادن...مادر پهلوش شکسته شده بود،بازوش ورم کرده بود...چشمش...اما دیگه خار مغیلان تو پاش نرفته بود...ای حسین...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:12 ب.ظ | نظرات()


بابا رفتی منو ، بردن با حرمله ..

پاهایِ کوچیکم ، پر شد از آبله ..

 

موهایِ سوختمُ ، شونه زد دستِ زجر

بابا جونم ببین ، دستامُ بسته زجر ..

 

از هرچی پست بدم‌ میاد

از مردِ مست بدم میاد

از اونی که سرِ تورو ، رو نیزه بست بدم میاد

 

بابایی مثلِ تو ، زخم اَبرویِ من

زیرِ ناخنِ زجر ، جا مونده مویِ من

 

من بازیچه شدم ، از من داری خبر

با مشت دندونایِ شیریم افتاد ..

 

شد چشمام تار منو زدن

روزی صد بار منو زدن

واسه خنده آدم بدا ، تویِ بازار منو زدن ..

____________

رازِ من و لب هایِ تو معنا شدنی نیست

جز با نفسَم خونِ تو احیا شدنی نیست

 

دختر که زمین خورد زگیسو نکشیدش

بی ناز کشی های پدر پاشدنی نیست

 

هرچیز که از خیمۀ ما رفت به غارت

غیر از سر بازار که پیدا شدنی نیست

 

این پا نشدن پیش تو از بی ادبی نیست

این پایِ ورم کرده دگر پاشدنی نیست

 

نه پیر زمین خورده شود دخترِ سابق

نه این سر غارت شده بابا شدنی نیست

 

این گیسویِ کوتاه دگر شانه ندارد

زحمت نکش عمه،گره اش واشدنی نیست

 

آن شب جلویِ مادرِ تو ، بد کتکم زد

ورنه قد کوتاه چنین تا شدنی نیست

 

شد نیزیِ چکمه اثرش چون نوکِ مسمار

پهلویِ لگد خورده مداوا شدنی نیست

 

*صدا زد زنِ غساله ، به من بگید بزرگِ این قافله کیه ؟! همه نشون دادن عمۀ سادات زینبُ ..  خانم جان دو سه تا سوال دارم .. من تو عمرم تا حالا یه همچین چیزی ندیده بودم .. (چی میخوای بدونی ؟!) گفت خانم جان به من بگو چرا دورِ گردنِ این بچه جایِ غل و زنجیرِ .. خانم جان به من بگو چرا پاهاش آبله زده .. خانم جان به من بگو چرا موهاش سوخته؟؟ ..*

 

ویرانه ام پر میشود از عطرِ گیسویت

بابا کجا بودی چرا خاکی شده مویت؟

 

پیدا نکردم جایِ سالم در سرت بابا

تا بوسه ای برچینم از مابین اَبرویت

 

پرواز کردم سویِ تو اما زمین خوردم

این روز ها زخمی شده بال پرستویت

 

سجاده ام را پهن کردم کنج ویرانه

من هم شبیه عمه هستم دعا گویت

 

این است روز و شب دعایم کاش من را باز

یکبار دیگر می نشاندی روی زانویت

 

أَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَظلوم یا غَریب

أَلسَّلامُ عَلَى العَطشان عِندَ اَلْفُرَاتِ

 أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:08 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic