تبلیغات
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حضرت رقیه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

دلم گرفته از خرابه

خرابه زندون عذابه

برس به داد من بابایی

دیگه نجات من ثوابه .....

بیا که ... توونی .... نمونده به تنم

*بدجوری میزدن ...*

خون گریه میکنه برا من پیرهنم

*گرفتی چی شد یا نه ؟!*

قد کوچیکم از غمت تا شد

دخترت حالا مثل زهرا شد ...

*فقط میشه شعر خوند دیگه ،جای هیچ حرفی باقی نمونده*

دوستت دارم خودت می دونی ....

لبات چرا اینجور شده؟

میشه با این لبای خونی

اگه دلت به حال من سوخت

یه کم برام قرآن بخونی ) 2

*اومدم بگم مواظب باش جا نمونی دیدم اصلا کسی نیست که گریه نکنه*

چندوقته ... نشنیدم ... صدای زیباتو

بذار تا ببوسم بابایی لبهاتو

جون بده ای کاش دخترت بابا

چی شده مگه قربونت برم؟!

داره خون میره از سرت بابا

*تا حالا از من زیاد شنیدید این عبارت و این کلمه رو این جمله رو ؛ زیاد گفتم بذار تیر خلاص بزنم اما تیر خلاص نشد اما امشب میشه ...*

چه ماجرایی شد اسیریم

شبا همه عزا میگیریم

آخه بابایی ریخته دیگه

تموم دندونای شیریم .....

*بابا یه دستایی بزرگی داشت ... هرچی بهش گفتم من گم شدم ... خواب بودم افتادم ....*

باور کن رقیه ... رو خاکا میخوابه

النگوی دستم ... بابا یه طنابه

*یه بیت بگم و بشینم دیگه صبر میکنم تا تو آروم بشی....*

از وَرَم بسته ... شد بابا پلکم

چی بگم من از ... سیلی محکم

خودت روضه خوان خودت باش دیگه از من بیشتر از این برنمیاد ...

این ناله ها برسه کربلا ... تانفس داری ...

حسین جانم جانم جانم ....

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:57 ق.ظ | نظرات()

ای باد صبا...یکی یه دونه دخترم

ای باد صبا ...من از بابام بی خبرم

ای باد صبا...اگه ببینم بابامو

میگم بابایی...گمشده سنجاق سرم

اگه خدا قسمت کنه...بازم بابامو ببینم

ناز می کنم ...براش میرم...روی زانوهاش میشنم

اگه زانویی باشه حالا،،،

اگه خدا قسمت کنه...بازم بابامو ببینم

ناز می کنم ...براش میرم...روی زانوهاش میشنم

شبا می گردم توی خواب...

دنبال بابام...همیشه

نمی دونم زیارتش...برا چی تعبیر نمیشه

آه...من ...پری بودم...دلبری بودم

حالا...جام روی... خاکه بیابونه

آه ...نیمه جان در دشت...

اون شبی که ،،،افتادم گم شدم،،،،

آه ...نیمه جان در دشت...رنگ و روم برگشت

لاله دارم بر...موی پریشون...موی پریشون

ای باد صبا...غم بسته...راه گلومو

من دیدم ،،،شماهم دیدی،،،بچه کوچولو،،بابا ومادرشم،،،که با هم دعواشون بشه ،،،اینقد وحشت میکنه،،،کاری باهم ندارنا،،،باهم دارن دعوا می کنن ،

اون گوشه کز می کنه می ترسه،،،

ای باد صبا...غم بسته...راه گلومو

ای باد صبا...غم بسته...راه صدامو

تو این هیاهو...گم کرده ام،،،دست وپامو

ای باد صبا...

ای باد صبا...یه حسرتی ...رو دلمه

وقتی که می رفت...نشد ببوسم بابامو

وقتی که می رفت...نشد ببوسم بابامو

خانم زینب دید،،،

روضه خون داره روضه می خونه،،توهم سرت رو زانوته ،،،داری گریه میکنی،،،تو عالم خودتی،،،

گوش میدی وگریه میکنی،،،

یه وقتایی ام،،،صدای روضه خون قطع شد،،،یه چند ثانیه ای صبر میکنی،،،میگی داره مکث میکنه،،،نفس میگیره،،،شعرش یادش بیاد،،،

ولی وقتی دیدی طولانی شد،،،سرت وبلند میکنی،،ببینی چه خبر شد؟چرا نمی خونه؟

روضه خونه خرابه،،داشت روضه می خوند،،،یه وقت دیدن،،،صداش قطع شد،،،دیگه صداش نمی یاد،،بی بی زینب اومد سراغش،،،

دید داره جبران مافات میکنه،،،لباشو گذاشته ،،رو لبای بابا،،،

توی مدینه،،،بروبیا یی ...داشت بابا

لباس نو و...گوشواره می خرید برام

از بسکه بودم...بر سر دوش عمو جون

ای باد صبا...به خاک نمی رسید ...پاهام

اما !!!!

ولی حالا همه دارن...منو به هم ...نشون میدن

ولی حالا همه دارن...به من ...اشاره میکنن

منو بهم نشون میدن...قلبمو... پاره می کنن

وقتی ...میون کوچه ها......بابا،،،

وقتی ...میون کوچه ها...می ترسیدم...می لرزیدم

گوشواره هامو... تو گوشه...یه دختره...شامی دیدم

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:49 ق.ظ | نظرات()


دو سه ساعت گشت ، یه جا دید یه بوته میلرزه ،دید یه خانوم دستشو گرفته ... نزنیا ....

آوردش بالا ....

بخدا مقتله ... امام حسن میگه مادرمو داشت باهاش حرف میزد یهو زد"دختر داشت حرف میزد،بابامو ندیدی ؟!

یهو بی هوا .... کاش خانوم میفتاد ... اما نیفتاد ... عقده هاشو خالی کرد،یه وقت دید بچه زبونش گرفت ...

صدا زد عمو عمو عمو یتیم گیر آورده ...

حسین ........

)منو هول نکن ، منو هول نده

چه بلاییه ، سرم اومده

یه کمی بذار ، نفسم بیاد

بخدا منو ، میزدی زیاد) 2

میبینی دریای زخمم ، نمکم میزنی

میبینی بابا ندارم ، کتکم میزنی

تو همش میخوای ، بِبُره صدام

ولی باز میگم ، بابامو میخوام

من که حرف بد ، نزدم نزن

جلو عمه هام ، لگدم نزن

نمیخوام زینب ببینه که پرم زخمیه

سرم از چندجا شکسته کمرم زخمیه

میبینی اما حالا ...

دیگه دارم میفتم از پا

تمومه کار من ای بابا

ببین شدم شبیه زهرا

 

سنی ندارم اما ...

ببین سپیده گیسوی من

کبوده دست و بازوی من

لگد زدن به پهلوی من

 

توی خرابه امشب ...

هلال غم دمیده بابا

سرتو کی بریده بابا

موهاتو کی کشیده بابا

کرب و بلا تا اینجا ...

باید هزاردفعه میمردم

بابا تا اسمتو میگفتم

از این و اون کتک میخوردم

وای من از شهر شام ...

لباس پارمو میدیدن

به حال و روز من خندیدن

عروسک منو دزدیدن

*بخدا برا منم خیلی سخته، لرزه توی صدا و وجودمه از دیشب،شب حضرت رقیه شب کمی نیست،من دارم مراعات تورو میکنم*

خواب میبینم هر شب من ...

تو مجلس یزیدم بابا

چه حرفایی شنیدم بابا

دیگه نگم چی دیدم بابا

حرفا زیاده اما ...

یکیشو من بگم شرمنده

اونی که دستمو میبنده

منو میزد برای خنده

اون شبی که زجر اومد ...

تو گوش من هنوز حرفاشه

رو صورتم جای دستاشه

به چادرم جای پاهاشه

اومدی اما حالا

دیگه دارم میفتم از پا

تمومه کاره من ای بابا

ببین شدم شبیه زهرا

سنی ندارم اما ...

ببین سپیده گیسوی من

کبوده دست و بازوی من

لگد زدن به پهلوی من

حسین .....

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:37 ب.ظ | نظرات()


اصرار و اصرار،حریف نشد ، آخر قرار اینطور شد نصفه شب لباس کهنه ای تن بچه کرد،اومدن بیرون دست بچشو سفت گرفت، بابا چه روزایی داشتیم !!! هی میگفت غصه نخور بابا،امسالم هیأتت خوب میشه ،اول بیابونی رسیدند،هنوز از شهر خارج نشدن یه وقت یکی از پشت سر صدا زد:عبدالله کجا میری؟! رنگش رفت،گفت دیدی الان میشناسه منو با این وضع آبروم میره،برگشت دید یه جوون روبراه و نورانی ..."خب الحمدلله نمیشناسیم همدیگرو ،گفت میرم فلان شهر کار دارم،پرسید ببینم کارت چیه؟! بغض کرده گفت یه برده دارم میبرم بفروشم،گفت عبدالله اگه من بردتو بخرم بازم میری؟!گفت نه اتفاقا عجله دارم،اگه بخری گره ام باز شده،گفت به یه شرط میخرم؛من نمیپرسم کس و کار بردت کیه، توأم نگی چند..." گفتم خوبه دروغم نمیگم آدم خوش انصافی میخوره باشه.

پولو گرفتم گفتم با برده ام خداحافظی کنم،آوردش کنار بچشو بغل کرد ..." گفت بابا پول دستم بیاد اومدم ..." جان بابا برنگردی آبروم میره،بیان دنبال پولشون جلو مردم رسوا میشم"

گفت برو خیالت راحت،پولرو گرفت به قول ما بشگن زنون اومد خونه زن؛انگار خدا هم راضی بود،هنوز نرفته خریدنش .

افتاد دنبال کار و بارش، پرچماشو زد خریداشو کرد شب اول روضه مردم اومدن تا کمر تا میشد ...." خوش اومدید مجلس اربابم ...

یهو توی جمعیت دید پسرش وارد شد، دست پاچه شد،دوید اومد زنشو صدا زد دیدی بچه ات آبرومو برد؟! الان میان دنبال پولشون چی بگم؟! گفت مرد،اون بچه رو من میشناسم ! برو ببین حتما  خبریه ! دقت"

اومد محمدشو صدا زد،اومد گوشه گفت بابا ،مگه قولم ندادی؟!من الان چی بگم دنبالت بیان؟!

گفت نترس بابا،اگه بدونی منو به کی فروختی،سه روزه توی بغل حسینم ..." سه روزه عباس ازم پذیرایی کرده،امروز منو بردن پیش مادرش ... گفت به مادرت بگو ایوالله .... برا بچم ازبچه ت گذشتی" فردا قیامت میام،با همین پهلو با همین دست خودم دستتو میگیرم ...

حسین .......

آقا ...

حالا حرفم چیه اینارو گفتم ؟!

میدونم سرت شلوغه ... اما اگه اینطرفا رد شدی یه سری غلام و کنیز فروشی هستن ..." جان مادرت کسیرو سوا نکن از دم در اومدی درهم بخر ..."حتی اونی که اصلا حالی نداره،اول اونارو بخر ...

 

یه سری غلام هم نوکرای بچت هستن، امشب اومدن یذره زخم صورت دخترتو التیام بدن ...." اومدن نازش کنن .... اومدن بگن یتیمو نمیزنن ..." اومدن بگن دختر بچه رو روی زمین نمیکشن ..." اومدن بگن کسی که داغ بابا میبینه لگد نمیزنن ..."

امشب روضه بخونم یا نه ،دیگه نگی حاجی روضه خوند،شب سه ساله هست ..."

به پاهام رمق نمونده بابایی

سوء برا چشام نمونده بابایی

میدونی چرا؟سندش کجاست؟!

*سر رو آوردن خرابه خب اگه چشماش میدید که دست نمیکشید،موهات که سوخته،منم موهام سوخته دستو آورد پایین ...صورتت که زخمه ... منم صورتم زخمه ؛اومد روی محاسن،

بابا ... محاسنت چی شده !؟!*

به پاهام رمق نمونده بابایی

سوء برا چشام نمونده بابایی

شونه به موم نزدی هم نزدی

دیگه مو برام نمونده بابایی 2

امشب شب پریشونیه .... کاروان چند روز قبل آقا قمربنی هاشم صدا زد علی اکبر به بابات بگو کاروانو نگه داره ..."چرا عمو جان؟! بچه ها خسته شدن،یه نفسی بگیرن،به هوای این دختربچه ها کاروانو نگه داشت ..." خب این بچه ها بدعادت شدن ..." فکر کردن هر موقع خسته بشن همین خبراس ......

کاروان بعد از عاشورا راه افتاد،یکی داد زد بایستید،کاروانو نگه داشتن ..." عمرسعد همرو جمع کرد... چه خبره!؟!

دوباره یکیشون جا مونده،گشت توی سرداراش،زجر تو برو ...گفت منم خستم،گفت دستوره ...(حاجی سازگار اینجور گفت)عصبانی رفت ... پاهاشو کوبید ... مگه پیداش نکنم ...

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:38 ب.ظ | نظرات()

اللهمَّ صلِّ علی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَویَّةِ، والصّولَةِ الحَیدَریّةِ، والعِصمَةِ الفاطِمیَّةِ، صَلابَةِ الحسَنیَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَینیَّةِ

به کعبه روی نهادم طواف روی تو کردم

کنار بیت خدا آرزوی کوی تو کردم

*اونایی که رفتن الان داره یادشون میاد کنار بیت الله*

در استلام حجر یاد جای دست تو بودم

ز پرده حرم احساس عطر و بوی تو کردم

*اگه هر روز ندونم کجایی امشبو میدونم، امشب همه رفیقام با یه حال دیگه ای اومدن،از صبح هر کیو دیدم گفت فلانی من به تاسوعا عاشورا کار ندارم امشب اومدم بگیرم آقا ، شنیدیم یه حرمی رو غبار گرفته، نمیدونم چند سال پیش سوریه رفتید یا نه نمیدونید چه رونقی داشت این حرم ..." چشمش زدن... صبحها چه روضه ای توی حرم این خانوم بود مردم میومدن با مژه هاشون حرم رو میشستند، اما حالا خادماشم فرار کردن ،حالا نمیخوام زود برم توی روضه. یه کفی با حضرت حجت بکنیم. شام جمعست ، اولین جمعه ماه صفر ،بگو آقا .... اگر هیچ شباهتی به تو ندارم الان لباسامون یه رنگه،هر دوتامون هم برا یکی گریه میکنیم،کی میشه تو بیای روضه بخونی ما لطمه بزنیم،اگه تو روضه خرابه بخونی می میریم*

به ساقی و مِی پیمانه بهشت چه حاجت

که جام خالی خود را پر از سبوی تو کردم

اباصالح دلم برات پر میزنه

اباصالح گدات داره در میزنه

اباصالح دلم یه کربلا میخواد

اباصالح یه گنبد طلا میخواد

اباصالح دلم امام رضا میخواد

*گفت روضه میگرفت از اون روضه خوبا، هر چی میخرید خوبشو میخرید، میگفت برا آقا باید مشدیشو گذاشت" حواست باشه ها؛ طرف هرچی اضافه تو خونش شد میگه این مال هیأت ... نه!!! سرگلشو بده هرچی میخوای بدی بذار اونم خوبشو بهت بده" هرسال از همه جا میومدن روضه اش غوغایی بود" جمعیت زیاد ... زد و ناصبیا شهرو گرفتن خبر آوردن امیر این مرده شیعه اس؛... سربازاشو فرستاد همه مال و منالشو بردن اوضاع احوالش خراب،فقیرشد، زنش اومد دید زانو بقل کرده،چته مرد؟! گفت دیدی آقا ازم گرفت،زنه رو ببین"" گفت مرد خجالت بکش روضه صاحب داره،خودش جورش میکنه نگران نباش . گذشت ... یه دو سه روز مونده بود به روضش اومد گفت زن؛ دیدی خبری نشد !؟! چند روز دیگه مردم میان،من چه خاکی به سرم بریزم؟!گفت مرد من فکرشو کردم، من یه گوهری دارم ببر بفروش بیار خرجی روضه ناراحت شد ! گفت یه عمری باهات اینجوری زندگی کردم، گوهر از من پنهان کردی؟! گفت نترس! توأم میشناسیش! بیا محمدم،پسر شاخ شمشادش اومد تو،گفت یعنی چی؟! گفت ببین من اینو توی روضه بزرگش کردم لباس کهنه تنش کن ،ببرش یه روستا که نشناسنت،جای برده بفروش بیار خرجی روضه ...."

حرفاچیه زن؟! بچه رو کجا ببرم؟! گفت باهاش حرف زدم میگه از خدامه منو برا حسین خرجم کنید.

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:39 ب.ظ | نظرات()

              

یه بچه ای گم شده باشه گریه کنه، اطرافش پدر مادر خودش رو نبینه،هر بزرگ تری بهش میرسه بهش میگه نترس عزیزم، نترس" ولی وقتی خیمه های حسین رو آتیش زدن شروع کردن اول بچه های حسین رو ترسوندن..." خیمه ها رو آتیش زدن که بترسونند؛جلوی بعضی از بچه ها بعضی بچه ها رو به قتل رسوندن که بچه ها رو بترسونند،بین ترسوندن دختر بچه و پسر بچه خیلی تفاوت هست،اگر پسر بچه ای رو ترسوندن اشکالی نداره؛نگذارید هیچ دختر بچه ای بترسه"

حالا هی برو سر راه امام حسین،بگو این دختراتو داری کجا میبری؟! اگه امام حسین تونست به شما جواب بده" چندتا بچه داری با خودت میبری حسین؟هر کی میرسید،میپرسید حسین این بچه ها رو داری کجا میبری؟امام حسین نمیتونست جواب بده،من مطمئنم اگر امام حسین میخواست جواب بده یکی از جوابایی که میداد این بود:من نخوام این بچه ها رو ببرم،این بچه ها که از من جدا نمیشن!

شما اگر تونستید سکینه رو از من جدا کنید،رقیه رو جدا کنید! من جدای از اینکه پدرم،جدای از اینکه امامم،من حسینم! ممکنه کسی آغوش حسین رو تجربه کرده باشه، بعد از حسین فاصله بگیره؟!! نوازش حسین رو تجربه کرده باشه از حسین فاصله بگیره؟! من حسینم... اینام بچه های حسینند... کدوم مادری میتونه بچه های حسین رو نگه داره بهش بگه بذار بابات بره؟! گفته شد که بچه رو نترسونید ؛ دختر بچه رو مخصوصا نترسونید،پسر بچه هم همینطوره نترسونید چه برسه به دختر بچه! بچه ها بزرگترشون رو مظهر اقتدار میدونند؛میخوای یه بچه رو بکشی خودش رو بزنی اون قدر اثر نداره که بزرگترش رو بزنی..."

پدرها اگر یه وقت پیشانیتون شکسته بود پیش دختر بچه نریدا ! احساس میکنه تمام عالم سیاه شده؛وقتی سر پدر من بشکنه دیگه امنیت وجود نداره؛مظهر اقتدار منو زدن؛نقطه ی اتکای منو زدن..." بگو سرم یه جوری شده زخم شده؛یه وقت پیشانیت شکسته بود نری بگی کوچولوی من پاتو دراز کن میخوام سرم رو روی پات بذارم،یه دفعه پیشونیت رو نگاه میکنه میگه بابا کی پیشونیت رو شکسته؟! و همین گونه شد که رقیه دق کرد... همین سر بابا رو رو زانوهاش قرار دادن که دق کرد...

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:24 ق.ظ | نظرات()

بر نی سر حسین به دست سواره ای

گاهی کند به محمل زینب نظاره ای

*با سر کاروانش رو همراهی کرد،کهف اصحابش بود؛گاهی باشون حرف میزد؛گاهی براشون قرآن میخوند؛گاهی نگاهشون میکرد،میفرمود:لاحول ولاقوه الا بالله"گاهی از گوشه ی چشمش اشک میریخت*

بر نی سر حسین به دست سواره ای

گاهی کند به محمل زینب نظاره ای

آنجا نشسته غم زده طفلی سه ساله است

رنگ پریده اش ز غم دل اشاره ای

ترسان گرفته دامن زینب که عمه جان

دریای غم مگر که ندارد کناره ای؟

از آفتاب لاله صفت چهره سوخته

*گفتند در این مسیر اسارت سایبان براشون قرار نداده بودند،تابش آفتاب رنگ صورت ها رو تغییر داده بود؛تعبیر مرحوم سیدبن طاووس:صورتاشون پوست انداخته بود*

از آفتاب لاله صفت چهره سوخته

داغ دلش مگو که ندارد شماره ای

نیلی رخش ز سیلی و پایش پر آبله

*خدا کنه این جمله ش راست نباشد*

مجروح گوش او ز پی گوشواره ای

از گریه اش کباب دل همرهان او

*وقتی زبان میگرفت و بهانه ی بابا میگرفت"اَبَ اَبَ" آتش به دل کاروان می انداخت...*

هر گفته اش ز آتش حسرت شراره ای

محمل  تکان چو میدهدش یاد میکند

از خیمه ای و کودکی و گاهواره ای

تاب سفر ندارد و راه است بس دراز

خواند به گریه عمه ی خود را که چاره ای

*اگر یه موقعی گفتن این طفل از شتر افتاده،از قافله جامونده،تو بیابونا دویده،تعجب نکنید" خسته بودن؛دشمن شب و روز میتاخته،خوابش میبره از مرکب فرو می افتد؛خیلی تو این راه سختی کشیدن؛ اسارته،زخم زبانه،تازیانه ست،تشنگی ست،گرسنگی ست، گرماست ، سرماست ...." حتی در شام مرحوم سیدبن طاووس میفرمایند:اونا رو در جایی سکنی دادن که روزا از گرما امان نداشتن،شبا از سرما ولی از اون لحظه ای که دروازه ی کوفه تو دامان عمه اش سر بابا رو بالای نیزه دید به تعبیر بی بی زینب نزدیک بود قلبش از غصه ها آب بشه،دیگه چشم از این سر برنداشت.

گاهی دختر با بابا حرف میزد،گاهی بابا با دختر حرف میزد و براش قرآن میخوند،گاهی دختر برای بابا گریه میکرد، گاهی بابا از گوشه ی چشمش برای دختر اشک میریخت،نمیدونم چه سری بین این دختر و پدر بود،بعضی گفته اند تو لحظه ی آخر وقتی پدر میخواست خداحافظی کنه دختر خیلی بی قراری کرد یه جمله در گوشش گفت:بابا فراق من و تو زیاد طول نمیکشه،لذا همیشه منتظر بود یه شبی بابا بیاد دخترو با خودش ببره ؛تو خرابه ی شام وقتی بابا آمد دیگه مطمئن شد وعده ش با باباش فرا رسیده؛سر بابا رو بغل کرد،شروع کرد صورتش رو بوسیدن؛بغلش کردن؛درد دل کردن؛بابا کی سر و صورتت رو به خون خضاب کرده بابا؟"من الذی قَطَعَ وریدَک؟ "بابا کی رگ گردنت رو بریده؟بابا زود بود من یتیم بشم"من الذی ایتمنی علی صغر سنی؟"طول نکشید دیدند خم شد"فَوَضَعَت فمِها علی فمِه الشریف"هر چه در توان داشت در یک بوسه خلاصه کرد،سر یک طرف دختر یک طرف...

صلی الله علیک یا اباعبدالله .....

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:16 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم