سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حضرت علی اصغر
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


"اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً"

یا صاحب الزمان...

مرده بُدم،زنده شدم،عشق تو را بنده شدم

دولت عشق آمد و من،دولت پاینده شدم

 )اقا امشب چه خوبه به اینا نظر کنی

اینها سالِ اوله که اومدن سینه زنی )۲

آقا میشه امشبه رو بخاطر اینا به ما نظر کنی؟! ۲

شب عطش رسیده وصبر رباب سر اومده

به یاری سینه زنا، لشکر اصغر اومده۲

آی علی ای وای علی،آروم بگیر،لای لای علی]۲

*میدونی چرا اینقدر گریه میکنند؟بچه ها تا حالا اینقدر سروصدا نشنیدن*

اینها این جا بیمه با اشک عاشقا میشن

بارِ اوله که از مادراشون جدا میشن

*یواش گریه کنید؛اینا میترسن*

اینها این جا بیمه بااشک عاشقا میشن

بارِ اوله که از مادراشون جدا میشن

اینها یه روز بزرگ میشن

فداییای یوسف زهرا می شن

این بچه ها مادراشون منتظرن با التهاب

آی مادرای منتظر گریه کنید برای رباب

آی علی ای وای علی،آروم بگیر،لای لای علی

اگه اشکی داریم از پرِ قنداقمونه 

صدای گریه ها مون تو گوشه اینها میمونه 

*آخه اینا گرمشونم هست*

ازاین به بعد اینها خادم در گاه حسین میشن

برای این سینه زنای بعد از این دعا کنید

روضه ی امشب همینه گلوشون نگاه کنید

آی علی ای وای علی،آروم بگیر،لای لای علی

وای حسین ای وای حسین...

جلوی لشکر گر فت بچه رو، مادر تو خیمه داره نگاه می کنه وقتی علی اصغر تیر خورد امام حسین تیر را با یک دست بیرون کشید،مادر داره میبینه؛گفت:ای خدا اینا به صغیر و کبیر رحم نمیکنند، زبون حال خودمون و بچه هامونو خوندیم؛چیزی ندیدید شما،بچه هایی که شیرشونو خوردن؛آب خوردن،فقط یه کمی گرمشون شد؛زیر آفتابم نبودن؛کلا پنج دقیقه هم جدای از مادرشون نبودن*

دلمون شعله ور از رو ضه ی رباب شده

 روضه ای که دل ماهیا  براش کباب شده

روضه ی اون مادری که دیگه

براش دیدن آب عذاب شده

میره و به غنچه ی روی نی نگاهشه

اونیم که تیرو زد،تموم راه همراهشه

دلواپس افتادن سر کوچیک طفل بی گناهشه

حسین...

دیگه از  بعد علی زیر سایه نمیره

توی آغوشش یه قنداق خیالی میگیره

دیگه بعد علی تو سایه نمیره

دیگه از بعد حسین زیرسایه نمیره

تو آغوشش یه قنداغ خیالی می گیره

با نیزه دار همسفره،روزی هزار بار پای نیزه می میره...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:14 ب.ظ | نظرات()


یادم نمیره پسرم به سینه ناخن زدنت2
 قدّتو یه زره نداشتیم که بپوشم به تنت
خوابیده بودی زیر خاک
دیدم هف،هشتا نیزه رفت تو بدنت
*آخه دشمن فکر کرد اینجایی که خاک جمع شده زیورآلاتی چیزی مخفی کردند؛همه با نیزه فرو کردند*
خوابیده بودی زیر خاک
دیدم هف،هشتا نیزه رفت تو بدنت
وای که هرچقدر دقیق حرمله گلوت رو زد
 درعوض این نیزه دار هدف گیری نکرد
نیزه رو بی هوا زد حالت چشات تغییری نکرد
(یادم نمی ره پسرم،کارتو به کجا کشوند
برای یک ساعتم جسم تو زیر خاک نموند)2
اونکه سرِ خاکیتو برد
*شما فرمودید:سر ابی عبدالله رو تو آب فرات شست و شو دادند،اما سر این شیر خواره چطور؟!*
یادم نمیره پسرم،کارتو به کجا کشوند
برای یک ساعتم جسم تو زیر خاک نموند
اونکه سرِ خاکیتو برد
سرت رو با غلاف شمشیر میتکوند
*ای حسین...حسین...حسین..." اینقدر این مصیبت سنگین بود،
خدا خودش به امام حسین تسلیت گفت،ارباب ما تکلیف همه عالمو معلوم میکنه؛
همچین که بچه تیر خورد مونده بود خیمه بره،کجا بره"بیایدکمک اربابتون کنید... حسین... حسین... *

داری میری تو میدون زود برگرد
میشه مادر پریشون زود برگرد
به دل من بد افتاده  عزیزم
 برو اما علی جون زود برگرد
میدونستم گلوت پاشیده میشه
 گل امید مادر چیده میشه
گلوی تو کوچیکه،نیزه پهنه
نوکش از تو دهانت...

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:12 ب.ظ | نظرات()

نفس نفس بزن، بدونم زنده ای
یا یه کمی بخند، یا گریه کن علی
حلقوم خشک تو، چقد سفید شده
میخوام نگم ولی... عمو شهید شده
ماهیِ کوچیک بیتاب من2غنچه بی آب من
لب کبودت مادر، برده ز کف تاب من
(کاری ازم بر نمیاد
مادر مگه بارون بیاد
آخه مگه این طفلی چقد آب میخواد؟)2
آه از لب تشنه ی تو2 مادر خداحافظ خداحافظ علی
(لالا لالا یکم دیگه دووم بیار
یه کم دیگه دندون روی جیگر بذار
مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود
وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود)2
***
مده با اشک، زندگی مو به باد
آب می رسه، اگه خدا بخواد
عمو رسید، کنار علقمه
صدای تکبیرش میاد
لالائی، عموش رفته آب بیاره...
لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب
چیزی نمونده عمو جون بیاره آب
بابات رفته به یاری آب آورش
داره میاد! چرا خمیده کمرش؟
علیم داره، میزنه دست و پا
بچم داره، میمیره ای خدا
ببین هنوز به سمت علقمه ست
نگاه مضطر بابا
لالائی، الهی بارون بباره....
***
*دعا کنید بارون بیاد از فردا آب بسته میشه ها...*
لالا لالا، مادر تو بشه فدات
خون می بارن فرشته ها با گریه هات
سوخته دلم رو نفسای داغ تو
آهی بکش شاید که بارون بگیره
خدا تو رو، نمی بره ز یاد
خونده برات، بابا "و إن یکاد"
الهی که، سپیدی گلوت
به چشم حرمله نیاد
لالائی، عموش رفته آب بیاره...
***
بس کن رباب! زخم گلو را نشان مده2
گهواره نیست دست خودت را تکان مده
احساس مادری به همین شیر دادن است2
آری ولی رباب ندارد...چه فایده؟!
*علی اصغر بلند شو پسرم آب آزاد شده...*
شعله ور میشود این داغ،دوباره وقتی...
شیر در سینه ی بی کودک مادر برسد...
دانلود مداحی


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:37 ب.ظ | نظرات()


غریبی پای اقبال تو میگشت
عطش گرد پروبال تو میگشت
به پشت خیمه ها ای وای دیدم
کسی با نیزه دنبال تو میگشت
*آی اونایی که امشب با حاجت آمدید بلند بلند برای پسر رباب گریه کنید*
به دنبال تو محمل در شتابه
سر زلفت به نی در پیچ و تابه
کسی با نیزه دارت کاش میگفت
کمی آرام تر طفلم بخوابه
تو رفتی مادرت حیران شد ای وای
تمام خیمه ها ویران شد ای وای
مگر تیر سه شعبه خنجری بود
سرت بر پوست آویزان شد ای وای
نفس هایت مرا شرمنده میکرد
مرا از دردها آکنده میکرد
تو گریان رفتی و دیدم عزیزم
لبانت روی نیزه خنده میکرد
***
تو را لب تشنه از شیرت گرفتند
دلم سوزرد که با تیرت گرفتند
سرت گویا که آویزان شد از پوست
مگر با ضرب شمشیرت گرفتند
ای حسین ..
دانلود مداحی


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:16 ب.ظ | نظرات()

لالا لالا، یکم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جگر بذار

اگه همهمه باشه بچه میترسه،اگه لشكر كف بزنن بچه میترسه

لالا لالا یکم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جگر بذار

مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود

وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود

مده با اشک، زندگی مو به باد

آب می رسه، اگه خدا بخواد

مادر دَووم بیار... بچه كوچیك گلوش نازكه، نمی تونه گردن بگیره، میاُفته.

عمو رسید، کنار علقمه

صدای تکبیرش میاد

لالائی، عموش رفته آب بیاره

لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب

چیزی نمونده عمو جون بیاره آب

بابات رفته به یاری آب آورش

داره میاد! چرا خمیده کمرش؟

فَرَجَعَ الحُسین اِلی الْمُخَیَّم،مُنکَسِراً حَزیناً باکیــّــا. می دونی یاد چی میاُ فتم؟

 

اگر گهواره را پس داده بودند

 

دلش خوش بود با طفل خیالی

ای حسین......

 

علیم داره، میزنه دست و پا

بچم داره، میمیره ای خدا

ببین هنوز به سمت علقمه ست

نگاه مضطر بابا

لالائی، الهی بارون بباره

الان بین خانم ها چه خبره؟ اونها بیشتر می فهمند حس مادری یعنی چی، اصلاً فقط مادرها می فهمند یعنی چی. خدایا الان میخوام یه دعا كنم. به اضطرار حضرت رباب، به اون پریشونیه این مادر،خیلی هستند بچه دار نمیشن، خدایا به بی بچه ها بچه بده،اولاد سالم و صالح بهشون بده

لالا لالا، مادر ِ تو بشه فدات

خون می بارن فرشته ها با گریه هات

سوخته دلم رو نفسای داغ تو

آهی بکش شاید که بارون بگیره

خدا تو رو، نمی بره ز یاد

خونده برات، بابا "و إن یکاد"

الهی که، سپیدی گلوت

به چشم حرمله نیاد

لالایی الهی بارون بباره

لالائی، عموش رفته آب بیاره

                                   دانلود روضه

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:51 ب.ظ | نظرات()

       روضه حضرت علی اصغر علیه السلام شب هفتم محرم93 -حاج محمود كریمی

حوصله اش سر رفت، چهار پنج سالش بود، از خونه اومد بیرون یه چرخی تو كوچه ها بزنه، امیرالمؤمنین و پیغمبر اكرم  علیهماسلام به غزوه رفتند،نبردی داشتند و در حال برگشتن بودند،.ارباب من و شما از خونه بیرون اومد،اول صبح. همین طور كوچه ها رو رفت رفت تو مدینه، رسید به بستانهای مدینه و نخلستانها. صالح بن رقعه تا حسین رو دید بغلش كرد. یهودی بود بردش تو خونه پنهانش كرد، نزدیك ظهر شد خونه نیومد. فاطمه دلواپس شد،نوشتند هفتاد مرتبه اومد دم در ببینه كسی رو پیدا میكنه بره حسین رو بیاره.آخرش به حسنش فرمود:حسن جان،نور دل مادر پاشو برو ببین چرا داداشت نیومد. امام حسن اومد تو كوچه گشت گشت. تو حاشیه ی مدینه نزدیك بستانهای مدینه.آهویی جلوی امام حسن اومد. به آهو فرمود: برادر من رو ندیدی. امام امام ِ. ابراهیم خلیل تازه وقتی درجات نبوت رو طی كرد شد امام "خلیل بود، دوست خدا بود" تازه شد امام. سلیمان اگه با حیوانات حرف می زد تمام ائمه ی ما راحت با حیوانات حرف می زدند.برادر من رو ندیدی؟ عرض كرد چرا آقا جان. برادر شما رو صالح بن رقعه برد خونه شون. رفت در خونه صالح در رو كوبید. اومد دم در. چه كار داری؟ فرمود:همین الان میگی برادر من بیاد. تو كی هستی؟ فرمود:من حسن بن علی ام. الان برادرم رو میآری یا بگم مادرم یه دعای سحرگاهی كنه همه ی یهود بمیرند تا صبح كسی زنده نمونه؟ گفت:مادرت كیه؟مادرم سیده زنان عالمینه ، مادرم دُر عصمت و طهارت ِ. مادرم اصل نور ِ، مادرم عصمت الله ِ مادرم فاطمه ی زهراست. دعا كنه بابام با شمشیر همتون رو از دم شمشیر میگذرونه. چه بلاغتی داره این بچه! پدرت كیه؟ فرمود: پدرم شیر خداست. علی مرتضی است. اسدالله الغالب،یعصوبُ الدین،یدالله، وصی پیغمبر خاتم،علی بن ابی طالب ِ، جدتون كیه؟ جدم پیغمبر آخر الزمانه،حبیب خداست. اشرف مخلوقات ِ. معرفی كرد جدشو. تا این حرف زدن رو دید رفت ابی عبدالله رو با احترام از خونه آورد بیرون گفت: به شرطی داداشت رو پس می دم كه شهادتین رو بگی من هم مسلمون بشم. امام حسن شهادتین و اسلام رو بهش عرضه كرد.مسلمان شد. دست حسین  رو گذاشت تو دست امام حسن.  رفت خانه ، فاطمه از دل نگرانی درآمد.  فرداش هم اون یهودی با هفتاد یهودی اومد دم خانه ی فاطمه. خانم جان ما اومدیم شما مارو مسلمان كنید. اومدیم شما مارو ببخشید. فاطمه پیغام داد من شما رو بخشیدم اما حسین پسر شیر خداست . ایستادند یكی دو روز علی از سفر آمد. همه اومدند جلوی امیرالمومنین. صالح هم گریه می كرد. گفت: آقا جان من این چنین كاری كردم. بی احترامی نكردم. بچه رو نگه داشتم. جریان رو كامل تعریف كرد. فرمود: منم بخشیدم اما همه كاری ِ حسین جدش پیغمبر خداست او بزرگتر امام حسین ِ. او راضی بشه همه راضی اند. اومد خدمت پیغمبر شرح ماوقع رو گفت. پیغمبر گفت:منم بخشیدم ولی حسین  حبیب خداست خدا رو باید راضی كنید. سر گذاشت به بیابون هفده روز گریه كرد كه یكی دو ساعت حسین رو تو خانه نگه داشته. نه سیلی زده. نه تشنگی داده. هیچی. بی ادبی هم نكرده. هجدهمین روز امین وحی نازل شد. عرضه داشت رسول خدا. خدا می فرماید: ما صالح رو بخشیدیم بگو برگرده. برگشت خودش رو روی دست و پاهای امام حسین انداخت .

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یكباره بر جریده ی رحمت قلم زنند

چه روضه ای می خوام بخونم.

دل ماهی ها تو دریا برا این روضه كباب ِ

ای بمیرم برا دردی كه دواش یه قطره آب ِ

فقط دو سه ساعت حسین رو نگه داشت. اینها می خوان چه كنند!؟

سر بابا رو بریدند

 مادر و اسیر گرفتند

نیزه دارا با یه نیزه

 بچه رو از شیر گرفتند

گفت: بچه ام شیش ماهش شد، سوم محرم از دنیا رفت.بچه رو صبح دفنش كرد. شب اومد دوباره توی هیئت مشغول كارش شد.راحت اومد به كارش رسید. می دونست بچه رو دفن كنه دیگه نبش قبر نمی كنند. دیگه نیزه تو قلب بچه اش نمی زنند. دیگه بچه رو از قبر بیرون نمیآرند. دیگه جلو چشم مادر سر بچه رو جدا نمی كنند. میآد هیئت دیگه مادر بچه رو اسیری نمی برند. سر بچه رو جلو مادر نمیآرند.خیالش هم راحت ِ بچه اش تشنه از دنیا نرفته. دیگه لباس خونی رو دست مادر نمونده. گهواره اش رو غارت نكردند. ای وای ای وای

پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد

صدای گریه از خیمه بلند شد.توی دو تا بُرهه صدا گریه ات بالا میره. اونایی كه طاقت ندارند. گوش هاشون رو بگیرند. شعر رو گوش كردی بعدش حرف دارم. بعضی ها نوشتند بچه رو امام حسین بالا گرفت، از جلو تیر خورد به علی اصغر، بچه رو نحر كردند، ای وای. صدای گریه از خیمه بلند شد. ابی عبدالله وارد خیمه شد . چی شده خواهرم. خانم اُم الكلثوم عرضه داشت داداش شما كه صدا زدی: هل من ناصر ینصرنی. دیدیم این بچه بند قنداق رو پاره كرد،یه غلت زد خودش رو از گهواره بیرون انداخت. بند قنداق رو پاره كرد، چه طور؟ همون طور كه علی بند قنداق خودش رو پاره كرد، علی علی است. ابی عبدالله فرمود: ناولینی ولدی الصغیر حتی اودعه. داشت گریه می كرد گذاشتنش تو بغل ابی عبدالله، آرام شد ابی عبدالله بچه رو بوسید . وداع كرد داد دست خانم اُم كلثوم. اومد بره دوباره گریه ی بچه بلند شد. من رو ببر. گفت:داداش ببرش شاید بهش آب بدند. اینقدر دیگه بی رحم نیستند. بچه رو گرفت، آفتاب سوزانه. عبا رو كشید روی علی اصغر. داشت از خیمه می آمد. دیدند لباس پیغمبر تن حسین ِ. یه عده گفتند حسین پشیمان شده قرآن آورده قسم بده. اومد جلوی لشكر. دیدند عبا رو كنار زد. بچه رو بلند كرد. نمی دونم بگم یا نگم؟ بعضی وقت ها روضه خون اصلاً واقعاً در می مونه كه بعضی حرف ها رو بزنه یا نه. اما تو مقتل نوشته: صدا زد یا قوم ان لم ترحمونی به من رحم نمی كنید. فارحموا هذا الطفل،به این بچه رحم كنید. یه جمله بعضی جاها نوشتند. من یه عمریه با این یه جمله گریه می كنم. صدا زد: منّوا عَلَی. معنی اینه: ممنون میشم بچه ام رو ببرید سیراب كنید به من برگردونید.

پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد

لب او خشك ولی اشك به چشمان ترش

همه دیدند زبان دور لبش می چرخاند

إما تَروُنَهُ کیفَ یَتَلَظّی عَطَشاً

چه تبی داشت مگر ماهی كوچك جگرش

سر سوزن رمق از تشنگی اش داشت نداشت

رو به آخر شده دیگر نفس مختصرش

دست زیر سر و دیدند كه بالا آمد

هل هله بود و كف و خنده فقط دور وبرش

حرمله گودی زیر گلویش را تا دید

 بی هوا تیر رها كرد به سمت پسرش

ناگهان دید سرش سمت عقب برگشته

پدرش مات شده سمت مقابل نظرش

یه سئوال ِ، من هنوز جوابی برا این سئوال پیدا نكردم. هنوز نفهمیدم چه طور شد. معمولاً چون لبه ی تیر رو به عقب برمی گرده، كماندارا تیری كه می زنند  تو بدن می مونه، علامت داره. یعنی این شكار و من زدم. لب تیرم رو به عقب برگشته در آوردن تیر راحت نیست. باید یه دست رو روی موضع تیر خورده بگذاری در بیاری. وقتی گلو به دست بابا دوخته شد. یه دستم زیر بدنه، حسین با تیر همین جوری سمت خیمه برگشت.

****

بچه ها دست بابا خونی شده

گمونم شش ماهه قربونی شده

***

بعد از آن روز سرش را به سر نیزه زدند

همه جا زودتر از باد رسیده خبرش

مادرش دید ولی سوخت كنار ناقه

بی تعادل شد و از نیزه زمین خورد سرش

***

حرمله از سر پر خون تو نان درآورد

تو به این روز سر گندم ری اُفتادی

هر چه كردند سرت را روی نی بند كنند

كاش می شد كه نشد پی در پی اُفتادی

بی تعادل روی سر نیزه تكان می خوردی

هر كجا باد وزید از روی نی اُفتادی

سرت آنقدر سبك بود كه حتی یك بار

نیزه دار تو نفهمید كه كی اُفتادی

***

سر بچه ام روی نیزه، سر باباش روبروشه

الهی مادر بمیره، سر نیزه تو گلوشه

ألا نوحوا،حسین.......

تمام حنجرت از تیر رشته رشته شده

به دست حرمله شمشیر بود بهتر بود

حسین....مراجع بزرگ ما وقتی كارشون گیر می اُفتاد، مراجع دست به دامن علی اصغر می شدند، باب الحوائج ِ حضرت علی اصغر،گره هاتون رو باز می كنه. حسین....

گلوی نازك تو جا برای نیزه نداشت

به جای نیزه اگر تیر بود بهتر بود

ای حسین.......... دستت بیاد بالا، دامن اربابت رو بگیر.حسین..... خدا فرج آقامون برسان.باز شدن همه ی گره ها با هم، بسته به فرج امام زمان ِ،فرج امام زمان ما برسان.

                                      دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:54 ق.ظ | نظرات()

 

دوست دارم تشنه باشم شیر مادر را ننوشم

تا كه جام از دست شاه جنت المأوی بگیرم

دوست دارم از زمین كربلا خونم بجوشد

تا زقاتل انتقام خویش چون یحیی بگیرم

دوست دارم قبر من آغوش ثارالله باشد

راه معراج  فسبحان الذی اسراء بگیرم

امام زمان،بعد از ظهور ابتدای قیام به كربلا میآد، دست داخل قبر مبارك می كند، بأی ذنب ٍ قَتَلوك. این بچه رو به چه گناهی كشتند.. بدون مقدمه من روضه ی علی اصغر علیه السلام بخونم. روضه علی اصغر علیه السلام روضه ای است كه دل عالم رو به درد میآره. هم باید مراعات كرد و هم باید حقیقت رو گفت. من به یك روایتی از مُهَیّجُ الْاََحزان  به نقل از لهوف كه ابی عبدالله اومد مقابل خیمه فرمود: نَاوِلِینِی وَلَدِیَ الصَّغِیرَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ. بچه ام رو بدهید من باهاش وداع كنم. فَأَخَذَهُ وَ أَوْمَأَ إِلَیْهِ لِیُقَبِّلَهُ فَرَمَاهُ....1ببینید. فرماه. یعنی رها كرد تیر رو. تو این نقل از روضه نیومده در لهوف كه گلو به بازو دوخته شد. اما یه چیز دیگه ای اومده كه از اون جان كاه تر. بچه رو گرفت ببوسه. قبل از بوسه ی حسین تیر رسید. چه بی مقدمه روضه میخونی؟ من بی مقدمه روضه میخونم؟ حرمله بی مقدمه زد. حسین از بچه بوسه نگرفته،گردن بچه پاره شد. گوش تا گوش پاره شد. فَقَالَ لِزَیْنَبَ خُذِیهِ تا این طوری شد فرمود:زینب جان بگیرش. خانم زینب بچه رو گرفت. دو تا دست مبارك رو زیر گلو برد. خونها رو به آسمان پاشید. اونی هم كه هست بیشترین قوله. فرمود: ای قوم شما كشتید زن و بچه و شیعیان من رو. جوونهای من رو . زن بچه ی من تشنه اند،آبی بدهید به اینها برسونم. اینها كه شمشیر دست ندارند. بچه رو جلوی لشكر آورد. فرمود: منّوا عَلَی بن المصطفی.. منت بذارید. بر پسر پیغمبر. بشربة یحیی بها. به یه مقدار آب اطفال ما زنده میشوند. اطفالنا من الظمأ از تشنگی اطفال ما دارند میمیرند حیث الفرات سائلٌ. یعنی آب فرات داره میره، ضرری به شما نمی زنه. مگه یه بچه چقدر آب می خوره. داشت حرف می زد. تیر رها شد. همه لشكر دارند می بینند. یه مرتبه دیدند. از سمتشوت یه شی ء ای خارج شد. بچه بال زد رو دست بابا.

اصغر سر آورد

ارباب ذبح اكبرش را اصغر آورد

ذبح اكبر، اضغر ِ. ذبحی كه همه ی عالم دارن براش بال می زنند. بی دین ها. اونایی كه حسین رو اصلاً نمی شناسند. اونایی كه رو حقانیت ابی عبدالله شك دارند. می گن: همش یه طرف این بچه رو برا چی كشتند؟ بی دینها اینجا حق میدن.

اصغر سر آورد،ارباب ذبح اكبرش را اصغر آورد

بر روی دستش مبعث شده،یعنی خدا پیغمبر آورد

این دفعه آقا همراه خود،یك طفل نه یك لشكر آورد

در حرف آخر او، اولین سرباز خود را آخر آورد

زیر عبایش مسجد ،به همراه خودش یك منبر آورد

در مجلس تیر واعظ سه روضه، از لهوف ِ حنجر آورد

سهم گلو شد آن تیر كه ،عباس را از پا در آورد

یعنی سه شعبه هی خنجر و ،هی خنجر و هی خنجر آورد

یعنی سه شعبه شمر و ،سنان و زجر را  زجر آور  آورد

یعنی سه شعبه با خویش،گوش و گوشوار و معجر آورد

یعنی سه شعبه مثل سنان،هی نیزه را بالاتر آورد

یعنی سه شعبه شمری شدو آخر چكمه را از پا در آورد

یعنی سه شعبه شد صاربان،انگشت با انگشتر آورد

یعنی سه شعبه خولی شد و،همراه سر خاكستر آورد

دیگه كار تموم شد حسین تكلیف همه ی عالم رو معلوم میكنه. عبیدالله بن زیاد و پسرش رو آوردند پیش مختار، گردن هر دوشون رو زد. سرهاشون رو جلو مختار گذاشتند. از خوشحالی شروع كرد لبخند زدن. الحمدالله قاتل حسین رو گردن زدم. دور و بری ها گفتند: مختار این دو تا سر عوض سر حسین و علی اكبرش. این قدر ناراحت شد. صدا زد سه چهارم زمین رو اگر بكشم و اگر درو كنم و از دم تیغ بگذرونم به اندازه انگشتی كه صاربان برید نمیشه.

1. در آن لحظه آخر، امام (ع) برای وداع، جلو خیمه آمد و به خواهرش فرمود: «ناولینی ولدی الصغیر حتی اودعه فاخذه و اوما الیه لیقبله فرماه حرملة بن الكاهل الاسدی (لعنه اللّه تـعـالـی) بسهم فوقع فی نحره فذبحه ثم حضر له عند الفسطاط حفیرة فی جفن سیفه فدفنه فیها بدمائه .فرزند خرد سالم را بیاور تا با او وداع كنم، چون او را گرفت و خواست ببوسد، حرمله تیری را پرتاب كـرد كـه بـه گلوی جناب علی اصغر اصابت كرد و حضرت كنار خیمه برای او قبری را حفر كردند و او را با همان وضع خون آلود، دفن نمودند. ملهوف، 49 ابصار، 24.

      دانلود روضه                                              



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:49 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات