سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حضرت رقیه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



یه نگاه کرد ، گفت عمه،اینا فکر میکنن من سه سالم و بچه ام .. میخوای شام و رو سرشون خراب کنم ؟.. میخوای یه کاری کنم همۀ تاریخ بگن اینا اسیر رقیه بودن ... همۀ عالم اسیر رقیه ان ... گفت همون کاری که مادر پهلو شکستمون کرد میکنم ... انقده گریه کرد ... هرکاری میکردن یزید خوابش نمیبرد هی از خواب میپرید ... گفتن چته چرا نمیخوابی؟ گفت این صدا گریۀ کیه نمیزاره من بخوابم ؟...

گفتن یزید این صدا دختر حسین،من یه جمله میگم خودت دیگه برو تا تهش،همۀ عالم اگه یه بابا صورتش زخمی باشه از بچش میپوشونه ، میگه دخترم زودی میترسه زودی غصه میخوره، نانجیب میدونی چی گفت ، گفت برا چی گریه میکنه،گفت بهونۀ باباش و میگیره گفت اینکه کاری نداره سر بریده رو براش ....

 

ریختن تو خرابه ، اول همه رو زدن .. یه تشتی گذاشتن جلوش گفتن اینم باباتِ ... دیدی وقتی تو روایات تو تاریخ اومده گفته عمه من که غذا نخواستم آره ، تا سر و آوردن .. خرابه بویِ نون گرفت،آخه سری که تو تنورِ خولی رفته ... این بچه روپوش و کنار زد ... عمه این بابایِ منه؟ .. "مَنِ الَذّی اَیتَمَنی عَلی صِغَرِ سِنّی"

حسین...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:32 ق.ظ | نظرات()



قاصدک ؛ بابایِ من گمشده اونو ندیدی؟

کاش میشد ؛ میرفتی و تو قتله گاه میگردیدی

 

قاصدک ؛ نشین رو شونم،شونه هام درد میکنه

خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی ...

 

پروانه ؛ یه بوسه من ، بهت میدم امانتی

بده بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی ...

 

حسین ... بابا ... اینقده گفت بابا ، یه وقت دیدن دیگه صداش نمیاد ... خدایا فردای محشر سر و کار مارو فقط با خانوم رقیه قرار بده ... اینم بگم برا اونایی که عزیز از دست دادن ، بابا از دست دادن ، فیض ببرن . باباها فیض ببرن همۀ شهدا،بچه شهید زیاده

 

همچین که سرُ نگاه کرد درد و دلاش یادش رفت .. فقط یه نگاه کرد گفت بابا ، عجب خواهری داری ... عرض کرد تا اینجا هرکسی میومد مارو بزنه میگفت منو بزنید ... اینا بچه اند، طاقت ندارن ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:31 ق.ظ | نظرات()

(رسیدی، به مهمانیِ گریه هام بابا ! ۲
رساندی، به زخمِ دلم التیام بابا ! ۲
رسیدی... سلام بابا ! ۲)۲

نبودی مویِ ما را دستِ آتش شانه میزد ۲
ندیدی هر که می آمد چه بی رحمانه میزد ۲
یکی سیلی یکی تازیانه میزد ۲
با گریه، بابایی! میگفتم، می آیی

(حسین ... حسین ... حسین ... جان)

دمیده، در این کنج خرابه طلعتِ ماه ۲
رسیده، چرا سر زده مهمانِ من از راه؟
چه دارد، یتیم جز آه؟ ۲

یتیمی دردِ بی درمان یتیمی... آه... یتیمی ۲
اسیری و غم هجران یتیمی... آه... یتیمی ۲
شدم در کودکی بی سامان، یتیمی
رویایم! بابایم! همراهت، میآیم ۲

(حسین ... حسین ... حسین ... جان)

*از زبان دخترای شهدای مدافع حرم*

دوباره، تو را بابای خوبم، خواب دیدم ۲
دوباره، تو را روشن تر از مهتاب دیدم ۲
سبکبار، بی تاب دیدم ۲

مرا بوسیدی و گفتی بیاور چادرت را ۲
که بینم بار دیگر بر تنت میراث زهرا ۲
مرا بوسیدی و گفتی ماهِ بابا ! ۲
میدانم... بابایی ... مهمانِ مولایی

(حسین ... حسین ... حسین ... جان)

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:41 ب.ظ | نظرات()

شبا که خوابتو می بینم تو خواب چشام میسوزه
بابا اگه منو ببینی دلت برام می سوزه

( بابا دعا کن ... تموم شه دردم ...
شب تا صبح از درد ... خون گریه کردم
بیا بغلم کن تا من  دورت بگردم ... )2

بابام به قولش عمل می کنه
میاد و منو باز  بغل می کنه ...

(امشبم مهمون دارم ، مهمونم ماه)2
تا سحر بیدارم ، بابام تو راه ...
________________
دشمن با دختر تو کاری بجز غضب ندار
بیا منو ببر که این زجر اصلا ادب ندار

مویی نمونده ... حتی یه انگشت ...
از بس کشیدن ... موهامو از پشت
دونه دونۀ این زخما بابا منو کشت ...

کاشکی بیاری برام روسری
میدونم امشب منو میبری ...

خوابم برده بابا ، یا که بیدارم
دارم لبهامو رو ، لبهات میزارم

(امشبم مهمون دارم ، مهمونم ماه)2
تا سحر بیدارم ، بابام تو راه ...
________________
لرزش بی امون پاهام،چرا تموم نمیشه
نگو شده چه شکلی موهام،نگو که روم نمیشه

عمه با گریه ... معجر سرم کرد ...
یه کاری این زجر ... با معجرم کرد
حالادیگه چشمام بسته ست از بس ورم کرد

کنار مایی نمیبینمت
بگو کجایی نمیبینمت ...

از دست سنگین ... دنیام تاریکه ...
این صورت برا سیلی ... خیلی کوچیکه

(امشبم مهمون دارم ، مهمونم ماه)2
تا سحر بیدارم ، بابام تو راه ...
________________
نازت مرا به ضربت سیلی کشیدم
بابا گمان مبر که نوازشگرم نبود






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:36 ب.ظ | نظرات()


جگرم سوخته،صدام شرر داره

 

*دیدی جیگر بسوزه ناله اثر میکنه،یه بابا می گفت: همه می ریختن به هم...یه بابا می گفت:در و دیوار گریه می کرد....*

 

جگرم سوخته،صدام شرر داره

یا حسین گفتنِ من اثر داره

باید این بُزدلای شام بدونن

نوه ی ابوتراب جگر داره

 

*بابا! هر چی زدن گفتم:فقط بابامو می خوام..گفت: می خوای نزنیمت نگو:بابا...گفتم:دوباره بابا...*

 

سر تا پا شبیه باغِ لاله ام

نیمه شب گُر می گیرم با ناله ام

فاطمه شدن به سن و سال که نیست

من خودم یه زهرایِ سه ساله ام

چی میشه بیای و بهترم کنی

فکری واسه چشما ترم کنی

من میخوام بازم رو زانوت بشینم

من میخوام خودت چادر سرم کنی

باباجون! مثه تو دنیا نداره

تو دلم جز تو کسی جا نداره

دخترا منو به هم نشون میدن

میگن این دخترِ بابا نداره

تو رو هی می بوسیدم یادش بخیر

رویِ پات می خوابیدم یادش بخیر

واسه من قصه می گفتی یادتِ

خوابای خوب می دیدم یادش بخیر

بعدِ تو دستای بسته رو دیدم

وَرَمِ پاهایِ خسته رو دیدم

از روی ناقه زمین که افتادم

مادرِ پهلو شکسته رو دیدم

میخونم با این لبایِ پر زخون

زیرِ لب اِنّا اِلیه راجعون

نباید محتضر رو تنها گذاشت

این شبِ آخری رو پیشم بمون

تو بخوای بازم کبوترم بابا

با پرِ شکسته می پرم بابا

به زیر دست و پا افتادم ولی

روسری نیوفتاد از سرم بابا

دلا رو با روضه بی قرار کنم

همه رو به داغِ تو دچار کنم

نون و خرما جلو پام پرت می کنند

چند روزِ گرسنه ام چیکار کنم

دَمِ دروازه همین که رسیدم

چیزی جز بی احترامی ندیدم

تو شلوغی وسطِ نامحرما

صدای آهِ عموم رو شنیدم

از نگاهِ تند و تیز بدم میاد

تویِ شام از همه چیز بدم میاد

مجلسِ شراب منو ریخته به هم

خیلی از اسمِ کنیز بدم میاد

 

*یه جوری نگام کرد،عمه ام منو زیر چادرِ خودش پنهان کرد....

تو خرابه سر رو بغل کرد،خوب به سر نگاه کرد،اول میخواست از خودش بگه،هزار تا حرف آماده کرده بود،میخواست گِله کنه، تا نگاش به سر افتاد، دردای خودش یادش رفت،اول از همه نگاش افتاد به محاسنِ بابا،دختر دارها میدونند،دختر رو صورت باباش حساسِ "مَنْ  ذَا الَّذی خَضَبكَ بِدِمائكَ؟"...

سر ابی عبدالله دو سه تا منزل قبل از شام ؛قبل از خرابه،رسید به یه منزلی ،دِیرِ راهب،روضه اش مفصلِ،اما تاریخ رو ورق بزنی می بینی تو دیر راهب،اون راهب نصرانی سر امام رو با گلاب شست،همه ی سر رو شست،خون ها رو از رو محاسن پاک کرد،سر تمیز،شستشو شده،معطر،اما توی خرابه وقتی سر رو دستِ دختر دادن،پر از خون بود،من از امام زمان عذر می خوام،روضه رو خود امام زمان خونده….حضرت میخواد سلام بده: “أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ” سلام بر آن دندانِ چوب خورده... چیکار کردن با صورت؟ چیکار کردن که محاسن غرقِ خونِ؟ امام زمان میگه: "الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ" یه نگاه کرد دید یه دندون سالم برا باباش نذاشتن،لبا ترک ترک و پاره است،امام زمان میگه:چوب رو نمی زد،"الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ" یعنی سلام به اون آقایی، که چوب رو می کوبیدن رو دندوناش...اینقدر رقیه هم تو صورت خودش زد،سر افتاد؛دخترم افتاد...

مرحوم ربانیِ خلخالی در کتاب ستاره ی درخشان شام داره: بی بی زینب وقتی برگشت مدینه،روضه خونی گرفت،همه زن های مدینه رو بی بی جمع کرد،خودش شروع کرد روضه خوندن،از گودال گفت،از عباس گفت،از شیرخواره گفت،نوشتن همه حرفاش رو که زد،یه مرتبه دیدن زینب آروم گرفت،ساکت شد،دقایقی سکوت کرد،یه آه کشید،یه مرتبه زیر لب گفت:" "فَأمّا رُقَیه"...

یکی از بزرگان و علماء نقل میکنه:میگه: در عالم مکاشفه یکی از بزرگان،میگه:خانوم زینب رو دیده بود درشمایلی از نور،گفته بود: خانوم جان! این همه روضه،از کربلا تا شام،کجا شما پیر شدید؟کجا سخت گذشت؟ خانوم فرموده بود: همه روضه ها یه طرف،یه جا خیلی سخت گذشت،پیر شدم،اومدم گوشه ی خرابه دیدم سر داداشم یه طرف رو خاک،امانتِ داداشم یه طرف رو خاکِ،کدوم رو بغل کنم،سرِ حسین رو بغل کنم،دخترش داره جون میده...حسین...








!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:14 ب.ظ | نظرات()


(بزار بابام از سفر بیاد دیگه سیلی نمیخورم
نمیمونه زیر دست و پا چادرم) ۲

{( از صبح منم و تازیونه
میگم چرا غروب نمیشه)۲
اینقدر من و زدن صورتِ
کبود من که خوب نمیشه }۲

{(بابا سرگردونم بابا تو ویرونه ام) ۲
بابا چی میخوان از جونم نمیدونم}۲
 
(بابا بابا حسین )۴

بزار بابام از سفر بیاد میبینه حالِ زارمُ
میادش و پس میگیره گوشوارمُ
 
(دیدم پیرزن یهودی با سنگ تو رو نشون گرفته
 دیدم به روی نیزه بابا همه سرت رو خون گرفته)۲
 
( بابا زمین گیرم بابا پیرِ پیرم )۲
چرا زودتر پس من نمیمیرم

(بابا سرگردونم بابا تو ویرونه ام)۲
 چی میخوان از جونم نمیدونم

(بابا باباحسین ) ۴

بزار بابام از سفر بیاد
 منو از اینجا میبره
یه لباس نو برای من میخره

تشت سر و سر بریده
به یاد مجلس یزیدم
برده فروشا دورِمونن
نگم چه حرفایی شنیدم

(بابا وای از غم ها
بابا موندم تنها)۲
صورت و پهلومه مثل زهرا

(بابا سرگردونم بابا تو ویرونه ام)۲
 چی میخوان از جونم نمیدونم

(بابا باباحسین ) ۴

به دوری ِ تو عادت ندارم
بیا که دیگه طاقت ندارم
شبا بدون لالاییِ تو
خرابه خواب راحت ندارم

{(منو زدن)۲ لِه شد عروسکم زیر دست و پا } ۲
(منو زدن)۲ بابا به قصد کُشت بین کوچه ها

هِی نگاه به منو معجرم میکنن
بچه ها هم دارن مسخرَم میکنن

(حسین ... آه آه آه)۲







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:26 ب.ظ | نظرات()

برا چی نَگِریم،برا چی نبارم

الان یک دو روزه،که بابا ندارم

منم دختری که، اسیرِ غروبم

برا داغ بابام،به سینه میکوبم

تویِ گریه زاری،دعایم همینه

که هیچ کی باباشو، شکسته نبینه

 

امون از یتیمی .....

 

*امشب شبِ رقیه است،اصلاً برا این دختر، خود به خود اشکا جاری میشه...قلب آدم میسوزه...تو روضه ی رقیه آدم پیر میشه...

از روز اول محرم خیلی ها حسین رو تنها گذاشتن،هر چی به لشکر دشمن اضافه میشد این نازدانه نگاه می کرد،چرا یه نفر به ما اضافه نمیشه؟هی گریه می کرد،نکنه برا بابام اتفاقی بیوفته؟ اما تا نگاش به قامتِ عموش اباالفضل می افتاد،دلش آروم می شد...مگه میشه تا عموم باشه کسی دستش به بابایِ من برسه؟مگه میشه عموم اباالفضل باشه کسی دستش به معجرم برسه؟...

همینم بود،تا دستا رو بریدن گفتن:دیگه آماده باشید برا حمله،حسین پشت و پناهش دیگه نیست...*

 

 

سلام ای سَرِ در،طبق آرمیده

میدونی رُقَیه ات،چه رنجی کشیده؟

سلام ای پُر از زخم،پر از زخمِ کاری

چرا جای سالم،رو صورت نداری؟

میدونم که بُردن،چه جور پیروهن رو

میدونی که بُردن،النگوی من رو؟

میدونم چه جوری،سرت رو بریدن

میدونی چه جوری،موهامو کشیدن؟

 

*نیمه ی شب پا شد شروع کرد گریه کردن،هی می گفت: بابا! بابا!..هر کار کردن آرومش کنن دیدن آروم نمیشه...فقط می گفت: بابا! بابا!

چی شده؟گفت: عمه خواب بابام رو دیدم،دیدم اومده دنبالم،خواب دیدم سر داره،با پای خودش اومده...

همه ی خرابه رو صدایِ گریه و ناله برداشت،مجلسِ روضه گرفت...دوش وقت سحر از غصه نجاتش دادند...واندر آن ظلمت شب آب حیاتش دادند...

تو اوج گریه ها یه دفعه دیدن آروم شد،بلند شد،چی شده؟ گفت: عمه! بخدا بابام داره میاد...عمه! بگو همه پاشن،باید خرابه رو آب و جارو کنیم...عمه مهمان دارم...عمه درسته شونه به موهام نمیره...اما یه کاری بکن بابام داره میاد...

رفقا!یه بچه بهونه ی بابا می گیره با عروسک آرومش میکنن،اگه بازم آروم نگرفت،میگن:برید عموش رو بیارید...عمو بویِ بابا رو میده...

بی بی زینب اومد گفت: سر رو نیارید این چه جور بچه آروم کردنِ؟ اول زینب رو زدن...یکی میخورد می رفت عقب به خاطر حیا، اما باز می اومد جلو...می گفت:اگه سر رو ببرن تو خرابه رقیه می میره...بزار برم جلو.....

یاد یه صحنه ای افتادم،خرابه کجا کوچه های مدینه کجا؟ خرابه جای دَررو داشت اما کوچه های مدینه نه...یکی زد به فاطمه...هم از اون نانجیب خورد.. هم از دیوار...سر خورد تو دیوار...یهو امام حسن نگاه کرد دید گوشواره های مادر رو خاک افتاده...

اومدن تو خرابه...می گن:این طبق رو انداختن جلو رقیه،بدنش داره میلرزه...یه نگاه به طبق کرد یه نگاه به عمه...حسین...سر رو گذاشت رو زانوهاش..بابا..*

 

فرشی ندارم تا کنم مهمان نوازی

باید در این ویرانه امشب را بسازی

 

*بابا منو ببخش،خودم هم شبا میخوابم، سر رو خاک و خشتا میذارم...دخترا بابایی هستن،اما یادت نره پسرا هم مادری هستن..غریبِ مادر حسین...

تا سر رو دید دردای خوش یادش رفت...دختر یه چیزایی می بینه که پسر نمی بینه،نگاه کرد به سرِ بابا..بابا چرا پیشونیت شکسته شده؟...الهی دستش بشکنه کی با چوب خیزان به لبات زده؟...بابا! کی رگ های حنجرت رو بریده..معلومه نانجیب عجله داشته...معلومه خنجرش کند بوده...*

 

مرا دشمن به قصدِ کُشت می زد

به جسم کوچکِ من مشت می زد

هر آنگه پایم از ره خسته می شد

مرا با نیزه ای از پشت می زد

 

من دختری یتیمم اگر می شود نزن

گر می زنی بزن،ولی حرفِ بد نزن

سیلی مگر چه داشت که دیگر نمی زنی؟

سیلی بزن، به پهلوی من با لگد نزن...

 

در کودکی عیان شد،ایامِ پیریِ من

از شام تیره تر شد،روزِ اسیریِ من

بر خردسالیِ من رحمی نکرد سیلی

شد خُرد در دهانم دندانِ شیریِ من

...حسین...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:19 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات