امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

راسِ تو رویِ نیزه و من پایِ نیزه ها

خون میچِکد زحنجَرت آقایِ نیزه ها

لبهای تیزِ نیزه کجا و گلویِ تو ؟؟ ....

ای کاش بوسه میزدم از جایِ نیزه ها

*قربون اونی که تو روضه ناله خرج می کنه*

در بینِ قتلگاه در اُوجِ هجوم ها ...

*هجومِ چی؟ گاهی تیرِ ... نیزه ست... همه اینا بود ...یه عدهسنگ میزدن*

در بینِ قتلگاه در اُوجِ هجوم ها ...

خون شد دهانِ شاه زغوغایِ نیزه ها

*آی حسین ....*

با هر نفس که نامِ تو را برده ام حسین

هی سنگ خورده بر سرم از لایِ نیزه ها

*داداش تنهایی بچه ها رو سوارِ ناقه کردم ...داداش به زور رقیه رو ساکِت کردم ... داداش به زور ربابُ ساکِت کردم ... اما بساطی داشتم با سکینه ... تو گودال بیرون نمی اومد .... مگه خبر نداری ... دخترا عاشِقِ بابان ... گفت بابا هر دختری از باباش یه یادگاری داره

میخوام انگشترِتو ببرم ، به غارت بردن ....

لباسِتو غارت کردن ....

میدونی چی کار کرد ؟؟؟؟

دستِشو آورد جلو ، خونِ گلوِیِ بابارو به موهاش کِشید ...

گفت داداش من دخترِ علی ام ، الان یه کاری می کنم دیگه اینا نتونن قدم از قدم بردارن"

شهر شلوغِ ، سر و صداست ، ناموسِ علی رو آوردن ... همه مردم دارن نگاه می کنن ... چنان فرمود «اُسکوتوا» تاریخ میگه زنگِ شترا هم ایستاد ، چنان خطبه خواند ، قدیمی هایِ کوفه گفتن صدا ، صدایِ علی ِ.....

اونایی که علی براشون نیمه شب نونُ خرما آورد ، همونا سنگ آوردن ... هی این بچه ها می گفتن عمه مگه یه زمان تو این شهر زندگی نمی کردی؟؟ مگه تو معلمِ قرآنِ نبودی عمه ؟!! پس چرا این زنُ مرد دارن اینطور می کنن؟؟

چنان بی بی خطبه خوند ، نانجیب دید الان تاجُ تختِش بهم میریزه ... چی کار کنم ؟؟ ... یه مرتبه دیدن اون ملعون کنارش بود گفت امیر میخوای یه کار کنم زینب کلامِش قطع بشه ؟؟

گفت آره ...

گفت بدون زینب عاشِقِ حسینِ ....

اگه حسینُ ببینِ زبونِش بند میاد ....

گفت بگو سرِ بریده رو جلو محمل بیارن ... همچین که عمۀ سادات نگاه کرد دید سرِ بریدۀ حسین ....

به عظمتِ زینب مرگِ ما رو شهادتِ در راهِ خودِت رقم بزن



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:50 ب.ظ | نظرات()

هر چه او بیشتر صدا میزد

بیشتر میزدن زینب را ....

*یا صاحب الزمان ... الان کجا داری برا جد غریبت گریه می کنی ؟!! ....

گریه ی ما رم بنویس آقا ....

یک نفر بود و یک بدن اما

صد نفر میزدن زینب را ...

*اگه زینب و برداری یکی دیگه رو بزاری بیشتر دلت می سوزه ... بشنو .... :*

یک نفر بود و یک بدن اما

بیشتر میزدن خواهر را ....

*ان شاالله نیارن یه روزی که خواهرتو جلوت بزنن ... *

تیغ هاشان مانده بود در گودال

با سپر میزدن زینب را ......

*یه نگاه کرد گفت برگرد ... برگرد ... برگرد .... نکنه یه بار دیگه اینجا مدینه تکرار بشه .... برگرد ....

به ناله های عقیله ی بنی هاشم ، شب جمعه ست ، دستاتو بیار بالا ... اونقده منتظر موند برادرا بیان .... بابامو قراره کجا ببرن دفن کنن ؟!! فرمود حسن جان نیمه شب دفنم کنید ، اگه خوارج به بدنم دست پیدا کنن آتش میزنن ...قبل از این که خوارج بدن علی رو پیدا کنن بچه ها بدن رو دفن کردن ... ( چی میخوام بگم ؟؟ ...) میخوام بگم زین العابدین فرصتی پیدا نکرد ..... والا اونم بدن باباشو غریبانه ، مخفیانه دفن می کرد .... قبل از اینکه زین العابدین بیاد ، ده سوار اومد .......ای حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:32 ق.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

*یا زینب کبری...از حسین غریب تر همون آقائیه که امروز روزش بوده و اما ازش غافل بودیم ... هرجا هستیم به عشق عمه جانش زینب صداش بزنیم ... یا صاحب الزمان ...*

یک سال میشود که تو هم پر کشیده ای

من هم به سوگ پر زدن تو نشسته ام

شاید به جا نیاوری أم ، آشنای من

می‌بینی از فراق تو خیلی شکسته ام

چون آفتاب بر لب بامم که مثل تو

مانده به زیر صورت خورشید پیکرم

ای تشنه لب ، به یاد ترکهای لعل تو

لب تشنه مانده ام به نفسهای آخرم

بی تو تمام باغ تو رنگ خزان گرفت

بی تو پری برای پریدن نمانده بود

صحرای داغ ، پای برهنه ، لباس خشک

نائی دگر برای دویدن نمانده بود

چندی‌ست رفته قوت دیدن ز دیده ام

بنگر به راه رفتن خواهر که دیدنی‌ست

دارم هنوز بر تنم از آن مسافرت

یک باغ پُر بنفشه برادر ، که دیدنی‌ست

من زینبم که زخمیِ بغض و بهانه ام

مضمون سرخِ یک غزل عاشقانه ام

من روضه خوانِ حملهٔ صد تازیانه ام

پروانه ام که سوخته ام کنج خانه ام

دستان درد آرزویم را به باد داد

یک آه سرد آرزویم  را به باد داد

پائیز شد هوای بهاری که داشتم

بر باد رفت دار و نداری که داشتم

مانند کربلا کس و کاری که داشتم

پرپر شدند ایل و تباری که داشتم

دستان روزگار ، مرا بی‌حسین کرد

من را اسیر داغ شه عالمین کرد

*آب میبینه گریه می‌کنه ... بچه شیرخواره میبینه گریه می‌کنه*

از خرابه می‌گذشتم منزلم آمد به یاد

من بودم و عزای بیابان کربلا

*حال و هوای ولادت مولا و شادی و اینا شماهارو گرفته ... بذار برات بگم امشب شب کیه ... شب همون خانومی که ولادتش گریه کردند ... شب همون خانومیه که روضه خوانان میدونن ، روضه گوش کنا میفهمند ، اگه روضه گوش کن باشی میگیری من چی میگم ...دو تا اسمه نمیشه از هم جدا کرد ...اگه میگی فاطمه ، باید بگی قربون جگر پاره پاره‌ت حسن جان ... چون وقتی اسم بی بی میاد ، اول یاد کوچه میفتی ...من فدای مستمعی بشم که لطیف میاد جلو ... نمی‌ذاره روضه خوان هر حرفی رو بزنه ...وقتی میگی گودال بعدش میگی وای زینب ...آخه ما دو جور زینب داشتیم کربلا ...یکی قبل گودال ... یکی بعد گودال ...قبل گودال گفتن زینبه ... اما بعد گودال زنها گفتن ما پیرزن توی کاروان نداشتیم ... (یا الله(آخه اون چیزی که زینب دیده کسی ندیده *



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:25 ق.ظ | نظرات()


من بودم و عزای بیابان کربلا

بچه یتیم های پریشان کربلا

بر روی نیزه ها ، سر عطشان کربلا

خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

با یاد زخمهای تنش گریه می‌کنم

هر شب برای پیروهنش گریه می‌کنم

 یادم نمیرود که دل از غصه ها گرفت

شلاق‌هایشان به تنم بی هوا گرفت

دیدم که چکمه ای به روی سینه پا گرفت

یک خنجر شکسته ، حسین مرا گرفت

دیدم سرش جدا شد و باور نداشتم

جای حسین کاش که من سر نداشتم

* کاش سر منو می‌بریدند*

حالا عزای زخم تنت قاتلم شده

کابوس دست و پا زدنت قاتلم شده

با نیزه پشت و رو شدنت قاتلم شده

خون لخته‌های پیرهنت قاتلم شده

*گوشتو بگیر نشنوی*

یادم نرفته خاطره‌ی گوشواره را

گودال و ازدحام و تنی پاره پاره را

 حسین ........

بعد از وداع بود که روزم سیاه شد

عباسمان که رفت حرم بی‌پناه شد

با تازیانه ها بدنم راه راه شد

با من هرآنچه شد وسط قتلگاه شد

با این که روزگار به غارت مرا سپرد

دست کسی ولی به پر معجرم نخورد

ازهم گسست بعد تو شیرازه‌أم حسین

انگار داغدار غمی تازه‌أم حسین

من در غمت شریک و هم اندازه‌أم حسین

مجروح سنگ خوردهٔ دروازه‌أم حسین

میرفت بعد غربت صحرای کربلا

نیمی زمن به ناقه و نیمی به نیزه ها

*مگه یادم میره داداش ... یه جمله روضه..گفت چرا حالش اینجوریه ؟ ... وضع مادی خوبی داشت ... گفتن بهترین طبیب هارو باید بیاری ... گفتن در جزیرة العرب فلانی طبیب هست و کارش درسته... رفت طبیب‌رو آورد ... طبیب نگاه کرد و گفت این دردی نداره ...عبدالله !درد این خانوم ، درد عشقه...باید معشوقش‌رو ببینه ... گفت این عشقش حسینه ...گفت خب ببر ببینش ...گفت عشقش‌رو جلوی چشماش ، سر از بدنش جدا کردند.گفت چیکار کنم حالش بهتر بشه؟!

گفت اگه می‌تونی ببرش باغی،بوستانی ...گل و گیاه ببینه حالش عوض میشه ...دست زینب‌رو گرفت آورد توی یه باغی پر از گل ... گفت الان یه مقدار حالش خوب میشه ، روحیه‌ش عوض میشه ، از این حالت بیرون میاد...تا وارد شد ، دیدن زینب خیره خیره به این گلها نگاه میکنه ، داره گریه می‌کنه،گفت خانوم ...آوردمت اینجا حالت خوب بشه ! گل میبینی گریه میکنی؟! ...یه نگاه کرد گفت عبدالله... اگه به این گلها آب ندی ، چی میشه؟!گفت خانوم این گلها پر پر میشن ...گفت عبدالله ... گل‌های من سه روز آب نخورند ... با لب تشنه ، سر از بدنشون جدا کردند ...حسین





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:24 ق.ظ | نظرات()

کربلا از محضر زینب تکامل یافته

از نسیم چادر زینب بوی گل یافته

این بیابان میزبان دسته دسته گل شده

آنقدر با کاروان گل نشسته ، گل شده

ما گلی داریم که، از خاک و آب کربلاست

شیردخت بوتراب، ام التُراب کربلاست

کربلا ، دشت بلا، فرمانروایش زینب است

کشتی اش خونِ خدا وناخدایش زینب است

کاش امشب این سخنهای مرا کَس نشنود

* عُمان سامانی میگه : *

سرخوش از صهبای آگاهی شدم

کاش امشب این سخنهاى مرا کس نشنود

زینب اللهى شدنهاى مرا کس نشنود

*رتبه اى دارد که دشمن اعترافش میکند ( اینجوری خوبه ها ...رفیق مدح کنه ، نه ... من پسرم فلانه ، من پسرم فیساره اینجوری نه ... این مدح خوبه ... این رتبه داره *

رتبه ای دارد که دشمن اعترافش میکند

رو به قبله میشود ، کعبه طوافش میکند

*ای بی بی جان، ای دل گرفتهٔ زینب ... ای دل گرفتهٔ بی بی ... خانوم از اون دل گرفتهٔ خودت به ما تقسیم کن ... از اون دلهره و اضطرابت به ما هم تقسیم کن خانوم ... به جون بچه هات اومدیم برای دلهرهٔ تو گریه کنیم خانوم ... اهل زمزمه اگه هستی با خواننده کار نباید داشته باشی ...*

رتبه اى دارد که دشمن اعترافش میکند

رو به قبله میشود ، کعبه طوافش میکند

این که در محمل نشسته ، فاطمه یا زینب است

عالىِ أعلى على یا اینکه عُلیا زینب است

محملش را همچنان بیت الحرام آورده اند

* با چه عزت و احترامی*

عمهٔ سادات را با احترام آورده اند

 

زیر پایش را ملائک با مژه جارو زدند

شش برادر در کنار محملش زانو زدند

عصمتش را بین ، کسى عصمت ندیده این همه

عزتش را بین ، کسى عزت ندیده این همه

هیجده تکبیرزن ، شمشیرزن آورده است

با خودش خواهر نه ، زن نه ، شیرزن آورده ست

ای سپاه کفر ، گر گویم تو هیچى بهتر است

به پر و پاى چنین شیرى نپیچى بهتر است

فکر کردید از مصیبت شانه اش خم میشود؟

با اسارت بردنش از عزتش کم میشود؟

معجرش را هم بگیرید ، از همه بالاتر است

عصمت الله است ، اصلا بى نیاز از معجر است

مادر گیتى چنین دختر نزائیده هنوز

زینب و بى معجرى!! ، مادر نزائیده هنوز

*یه خرده تشویق کنیم خانوم نترسه ... أستغفرالله ... العیاذ بالله ... دلگرمی بدیم به خانوم .. دلگرمی بدیم *

از کنار محملش ، اصحاب یک یک می روند

بهر عرض دست بوسی اش ملائک می روند

و زمام ناقه اش در دستهای جبرئیل

لا به لای گریه می آمد صدای جبرئیل

ای عزیز عالم امکان ، عزیز سرمدی

زینبا أهلاً و سهلاً ، مرحبا ، خوش آمدی

تو بزرگ کربلا هستی ولی پائین نیا

در همان محمل بمان ، جان علی پائین نیا

جای تو در دشت نیست ، اینجا اذیت میشوی

کربلا گرم است ، در گرما اذیت میشوی

 

آخرش یک روز آواره از اینجا میروی

آه با پیراهن پاره از اینجا میروی

 * یه وقتی هم اومد ، صدا زد حسین ! ... *

آه آهم در آمد و لشکر

چقدر خنده پشت آهم کرد

تو اگر که خداحافظی بکنی

من خداحافظی نخواهم کرد

حسین ...

ناگهان بین کشمکش دیدی

چادرم زیر پای قاتل رفت ( یا الله )

پیکرت ماند در ته گودال

خواهرت قاطی اراذل رفت

حسین ...

هرچه او بیشتر نفس میزد

بیشتر می‌زدند زینب را

تیغشان مانده بود در گودال

*با کمر می‌زدند زینب را ( یا الله ... یا الله ... ای خانوم جان ... ای خانوم ... یه بیت داره برای شام غریبان ، نمیدونم زنده هستیم یا نه،خوابشان برد بچه ها سرشب ( دونه دونه این بچه های بی معجرو خوابوند ... سوخته هارو خوابوند ، پابرهنه هارو خوابوند ... تشنه ها ، گرسنه ها ... *

خوابشان برد بچه ها سر شب

تا سحر می‌زدند زینب را

ای حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:55 ب.ظ | نظرات()

برای شانۀ افتاده ام پری بدهید

دلِ شكستۀ ما را به دلبری بدهید

محبتی بكنید و مرا حرم ببرید

نشان راه به چشم كبوتری بدهید

كجاست خیمۀ سبزت؟ مسافرم برگرد

برای دركِ شما كاش باوری بدهید

شنیده ایم كه شما پای روضه ها هستی

نشسته ایم بنالیم حنجری بدهید

*امام صادق فرمود ، هیچ چشمی برای جدم حسین گریه نمی‌کنه مگر اینکه جدم دوزانو جلوش بنشینه و توی چشماش نگاه کنه ... خوش باشید اگر گریه کردید و ناله زدید ... دست خودتون نیست ...*

چقدر مثل شما می‌شویم این شبها

اگر به سینه زنت دیدهٔ تری بدهید

*میگم همه دلشون میخواد برن حرم بی بی زینب ... همه دلشون میخواد برن حرم اون نازدانه ای که گوشه خرابه ، دل زینب خون شد ... امشب ما برای اون حرم میخوایم بخونیم ...*

نمی رود به خدا جای دور ، جان شما

* کربلا نرفته ها هم کنارشون*

اگر برات حرم را به نوکری بدهید

*السلام علی عقیلة الله یا زینب ...صدا زد عبدالله ، بستر منو زیر آفتاب پهن کن... توروخدا ما مدیون زینبیم ... نه فقط ما ، همه عالم مدیون زینبه ... با دل و جونتون امشب برای حضرت مایه بذارید ... خودتونو نشون خانوم بدید ...*

کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر

چون کلید کربلا در اختیار زینب است

*عبدالله صدا زد بی بی ، دوباره حرف آفتاب رو زدی !؟ ... آفتاب برای شما ضرر داره ... صدا زد عبدالله تو دیگه چرا ... عبدالله هزار بار برات روضه خوندم ... عبدالله مگه نگفتم بدن داداشم روی خاک گرم کربلا ... *

حسین ....

 

هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت ( سلسله یعنی زنجیر ... هممون رو به یه زنجیر بسته بودند ... اگه یه نفر زمین میخورد ... نذارید بی ادب بشم توی روضه خوندن ... *

هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت

 *غیرتیا ببخشید*

شام و شراب و هلهله از خاطرم نرفت

هر جا توی روضه حضرت زینب سلام الله علیها شنیدید حرف خندیدن به اشک بچه ها شده واجبه که تو ناله بزنی ...

هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت

شام و شراب و هلهله از خاطرم نرفت

خیلی به اشک ماتم ما خنده شد ولی

آن نیشخند حرمله از خاطرم نرفت

*بسترشو زیر آفتاب انداخت ... صدا زد عبدالله گوشه اتاق یه چیزی گذاشتم برام بیار ( مثل مادرش) ... عبدالله میگه رفتم یه پارچه ای بود ، انگار لابه‌لای این پارچه چیزی بود. برای بی بی بردم ...

عبدالله میگه بهم فرمود باز کن این پارچه رو ... همه زندگی و بود و نبودم لابه لای این پارچه هست ...

عبدالله میگه باز کردم دیدم همون پیراهن خونینه ... پاره پاره ...*

بُوَد آخرین لحظهٔ عمر من

* خوندن از من ، ناله با شما*

ألا شام ، من با تو گویم سخن

چه خوش بود ، آیین غم خواری ات

ز آل علی ، میهمان داری ات

خداحافظ ای شهر آزارها

خداحافظ ای کوچه بازارها

خداحافظ ای دستها ، چنگها

خداحافظ ای باغ ها ، سنگها

خداحافظ ای قصهٔ بزم مِی

خداحافظ ای رأس بالای نی

خدا حافظ ای شهر رنج و بلا

خداحافظ ای چوب و تشت طلا

خداحافظ ای شهر دشنام ها

خداحافظ ای کوچه ها ، بام ها

خداحافظ ای یاس نیلی شده

یتیم نوازش به سیلی شده

همینجا کنارم نِی و دل زدند

کنار سر دلبرم کف زدند




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:38 ب.ظ | نظرات()

"صلی الله علیکِ یا سیدتی و مولاتی یا بنت أمیرالمؤمنین یا زینب

نگاه من به درو چشم اشکبار تو ماند

نگاه من به درو دل در انتظار تو ماند

دوباره پیرهنت را به سینه چسباندم

بیا بیا که چشم به راه رسیدنت ماندم

*الحمدلله احتیاج به هیچی نداری ... روضه خوان برات بهانه ست که برای عمه جانت زار بزنی ان شا الله*

بیا ببین ز فراقت نفس شماری را

*آماده هستی؟! میخوام روضه بخونما، چشمائی که هنوز زیر و رو نشده ... دلهائی که هنوز تکون نخورده،روضه بی بی زینب برای غیرتیا خیلی سخته*

بیا ببین ز فراقت نفس شماری را

به جای جای تنم ، جای یادگاری را

*بچه سیدا باید امشب گریه کنن دیگه *

حسین جان ...

نداد مهلتم آن تازیانه تا بوسم

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری را

*ای عمه جان!آذری زبونا مرتب میگن یارالی حسین ... امشب باید بگی یارالی عمه،عمه زخمی من... توی یه محفلی یه روضه خوانی اینجور می‌گفت : زن غساله رو ، امام زین العابدین صدا زد ... اگه بی بی در شام دفن شده باشه این حرف خیلی به صحت نزدیکه ... زن غساله رو صدا زد ... عمه جانم رو غسل بده ... کفن کن ... زن غساله رفت و برگشت ... گفت آقا ، من خبر دارم شما کربلا بودید ... آقا ، من خبر دارم شما اسارت کشیدید ... اما یه سؤال دارم ... مگه عمه شما هم توی جنگ می‌جنگیده ؟! ... گفت چطور ؟! ...گفت چرا این بدن اینقدر مجروحه؟!نکته حساسش اینجاست ... گفت آقا ، یادمه اون شبی هم که صدام زدی سه ساله رو بشورم ، بدنش همین حالو داشت ... با شما چه کردند؟! ...جواب امام زین العابدین کشنده تر از همه هست،فرمود زن غساله ، حق داری متعجب باشی ... عمه من ،خواهرای منو از کربلا تا کوفه ، از کوفه تا به شام ، با تازیانه و کعب نی و زنجیر و سنگ و چوب و خاکستر و هرجوری تونستند اذیت کردن ... اما ای زن غساله! اینا که تو دیدی چیزی نیست باید مدینه می‌بودی مادرمو میدیدی ...با مادر هجده سالم چند برابر بیشتر از این آزار دادن ... خیلی امشب باهاتون کار دارم ... دلم برا گریه هاتون تنگ شده ... میدونم چشماتون بهانه میگیره ... چندماهی از محرم و صفر گذشته ... دلاتون هوائی کربلا شده ...*

نداد مهلتم آن تازیانه تا بوسم

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری را

*هنوز باور من نیست ، چشم من دیده ( خیلی کارا میشه صورت بگیره توی این یه بیت*

هنوز باور من نیست ، چشم من دیده

کنار محمل خود ، طفل نِی سواری را

*میتونم از اینجای شعر به بعد رو بهت ببخشم ... میتونم سینه زنی رو شروع کنم ... نمیدونم دل تو چی میگه...آخ داداش داداش ... میدونی چه کردند با من ...*

خرابه گَردِ توأم ، آی خانه ات آباد

کجائی ای نفسم ، خواهر از نفس افتاد

 * ببینم کسی ساکت مونده یا نه،چگونه با تو بگویم ... آخه تو غیرت اللهی ...من میدونم چی به روزت میاد اگه بگم*

چگونه با تو بگویم که شام ننگین است

و دست مردم شامی چقدر سنگین است

*بعضیا هنوز چراغشون روشن نشده انگار ... مثل اینکه هنوز نگرفتی چی دارم میگم ... چگونه با تو بگویم که شام ننگین است ( عربه ، جنگی ، بی تربیت ، بغض و کینه داره ... داداش نمی‌دونی ... وقتی دستشونو بلند میکردن .... یا الله ،زبون بگیر برای عمه جانت ... چرا بعضیا ساکتند ... شام غریبان بی بی ...*

چگونه با تو بگویم که شام ننگین است ....

*فقط خدا می‌دونه با چه زوری ، این شام ننگین است رو معناشو توی سینه دارم نگه میدارم ... بیرون نزنه و الا شما یکی یکیتون منو تکه پاره میکنید ... یه گوشه شو بزنم کنار ...داداش ...مارو بردن بازار برده فروشا ... بگم برات ؟!...*

اگر این است تأثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

*از من نشنیدی از این حرفا اما امشب میزنم *

زینب ، دختر علی ، بایسته نگاه کنه ...

 زین العابدین، حجت خدا بایسته نگاه کنه ...

*دخترای حسین رو به ریسمان ببندند ... بکشند توی کوچه پس کوچه های شهر ... یا الله ... یا الله ،کار رسید به اینجا ...بی بی زینب صدا بزنه ...*

چه حیف شد که نمُردم کنار پیکر تو

برای آن همه زخمی که داشت حنجر تو

*دیگه خودت روضه خون باش...حسین ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:21 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم