سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حسینی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


چهل شبِ چشم انتظارم

چهل شبِ که خواب ندارم

)چهل شبِ میخوام برادر

 رو خاکِ قبرت سَر بزارم )۲

 

آه .. چِلّه نشینِ داغَم ..

چِلِّه نشینِ دردَم ..

این همه راه رو  اومَدم ، دورِت بگردم ..

 

*ای کاش زانو هام رمق داشت، داداش .. ای کاش بدنم یه ذره جون داشت .. میدونید اینکه میگن ، از رویِ ناقه ها خودشونو انداختن نرسیده به قبر  ... شاید دیده باشید زائرای اربعین  ،۱۴۰۰تا عمود ... می آمدن ، می آمدن ... دیگه از عمود ۱۲۰۰ به بعد اونهایی پیاده رفتن میدونن، دیگه پاهات مالِ خودت نیست .. دیگه این ۱۰۰ تا عمودِ آخر پاهاتُ میکِشی رویِ زمین ... هی به رفیقت میگی : صبر کن ، بِشین یه ذرّه استراحت کن ، میگه دیگه طاقت ندارم ، بزار برسیم .. بهش میگی : ده دقیقه ..، یه ذرّه آب بخور ، یه ذرّه جون بگیر  ... میگه نه ... تا نِگام به حرم نیوفته نمیشینم .. این هزار و چهارصد .. همچین که نگاهش به حرم میافته (شاید دیده باشی ) تا میرسیدن از دور ، گنبد و گلدسته را میدیدن ، همه با صورت می افتادن .. همه داد میزدن .. حسین .. حسین .. هنوز صدایِ خواهرش میآد ...

 

ای تشنه لب ... جانِ زینب ... حسین .. *

 

چِلّه نشینِ دردم

این همه راه رو اومدم ،دورِت بِگردَم

 

آه .. چِلّه نشینِ داغَم ..

چِلِّه نشینِ دردَم ..

این همه راه رو  اومَدم ، که برنگردم ..

 

*کاشکی همینجا سَرمو بزارم رو خاکِ تربتت، دیگه سَرَمو بلند نَکُنم.. داداش ، مدینه اَزَم بپرسهِ حسینتُ چرا نیاوردی ..؟ چی جواب بِدَم ..*

 

(افتادم از نَفَس اگر چه

با نامِ تو نَفَس گرفتم )۲

هر جوری بود از دستِ نیزهِ

سَرِت رو آخر پس گرفتم ...

 

آه .. از سَفرِ اسارت ..

از سَفرِ جِسارت..

سوغات آوردم پیرهَنِ رفته به غارت ..

 

)با اینکه هر چی بود تو خیمه ..

 دشمنِ ما از کینه برده ..)۲

راحت بخواب ، عزیزِ زینب

معجرِ خواهر ، دست نخورده

 

  آه .. خواهرتُ توانِ

گفتَنِشُ نداره

خودت بِخون، حرفهامُو  از چادرِ پاره ۲

 

 *اینم داداش .. هرجا اومدن بچه ها تُ بزنن خودم یک نفری ، سِپَر شدم .. چادرم زیرِ دست و پا ، پاره شد .. امّا نگذاشتم لباسِ بچه هاتُ پاره کُنَن ..*

 

) از داغِ تو اگر خمیدم ..۲

از داغِ دخترت شِکستم ..)۲

سَر پنجه هام اگر که زخمِ ..

قبرِشو کَندَم با دو دستم ....

 

*داداش خیلی بهم سخت گذشت ، تو  تجربه اش رو داری حسین ... تو  برای علی اصغرت  قبر کَندی ، امّا با غلافِ شمشیر قبرِ بچه تُ کَندی .. من تنهایی تو خرابه .. با دستهای زخمیم هی خاکها رو کَندَم ... حسین ... حسین ...*

 

آه .. سَر پنجه هام اگر که زخمِ ..

قبرِشو کَندَم با دو دستم ....

 

آه .. از وقتی که اسیر شد ..

سه سالۀ تو پیر شد ...

از تازیانه ها تَنِش مثلِ کویر شد ..

 

فقط همینو بگم ... یه جای سالم تو بدن ِدخترت نموند ...

اِی ... حسین...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:23 ق.ظ | نظرات()

بعد از این، ای خواهر مظلومه، راحت گریه کن

آمدی از راه با رنجِ اسارت، گریه کن

 

ناله کن، نوحه بخوان، تا کعبِ نِی در کار نیست

کربلا را بیمه کن با اشکهایت، گریه کن

*یه عده الان تو راهن دارن میرن کربلا ...*

 

کوهِ غم، یک اربعین، بر روی دوشَت بار شد

حال یک یک با مرورِ خاطراتت گریه کن

 

از شبِ شام غریبان تا شبِ شام بلا

با تو بودم، حال با من هر مصیبت گریه کن ...

 

هر چه میخواهی بگو از دردهای بی شمار

داغ روی داغ دیدی بی نهایت گریه کن

 

ای پناهِ آل زهرا پیر برگشتی چقدر ...

پاسدارِ آبروی آل عصمت گریه کن‌

 

گر چه پیروز آمدی،ای قد کمان،ای مو سپید

ای شبیهِ مادرم افتاده قامت گریه کن

 

کاروانِ اهل بیتم را کبود آورده ای ...

تازیانه خورده برگشتی به شدّت، گریه کن

 

همرهِ این پاره معجرها و رُخهای کبود

گریه کن، بر گوشوارِ رفته غارت گریه کن

 

دستهای پُر ز سیلی را مکرر دیده ام

بشکند دست ستم،بر این اهانت گریه کن

 

جای پنجه روی صورت هایتان گُل کرده است

همچو من،بر چهره های پُر جراحت گریه کن

 

چشم عباس مرا چون دور دیدند اهل شام

خیره بر ناموس من ماندند ٱمت، گریه کن

 

دخترم دروازهٔ شام از خجالت آب شد

دیدم از نِی چشمها را در خیانت گریه کن

حسین ....**

پشت دروازه سرم افتاد زیر دست و پا

گُم شدم زیرِ سُمِ اسبان، به غایت گریه کن

من سراغ نازدانه را نمیگیرم، ولی

بینِ طفلان بنگرم با چشم حسرت گریه کن

کاخ دشمن را سه ساله کودکم ویرانه کرد

اشکِ شوقم میچکد از این شجاعت گریه کن

*وقتی رسیدن بین راه بشیر ملازم کاروان شده و دستور بر اینه با احترام عزیزان ال الله رو به مقصد برسانه"امام چهارم فرمود عمه جان بین دو راهی از این ور مدینه میره " از این ور کربلا میره " چه میفرمایید؟ انقدر احترام عمه جانشو داشت با این که خود امام زمان آن وقت بود حضرت فرمود برادر زاده ما رو که نزاشتن بر کشته هامون گریه کنیم ... بریم کربلا ... همه بال در اوردن ..."شما نگاه کنید اینایی که دارن اربعین میرن کربلا و نزدیک کربلا هستن یه حال دیگه ای دارن ... چند روز دارن راه میرن ... همچین که میگن الان چند کیلومتری راه هستیم همه یه جور دیگه ای میشن ..." بشیر میگه همچین که به سرزمین کربلا رسیدن دیگه مهلت ندادن شترها رو ساربان ها بخوابانن اینها پیاده بشن ... مانند برگ خزان رو زمین افتادن ... یکی رفت سمت خیمه های نیم سوخته ... یکی رفت سمت علقمه ... یکی رفت سمت قتلگاه ... یکی هم رو خاک ها نشسته بود میگفت همینجا به دنبال ما اومدن ... گوشواره هامونو کشیدن ....

حسین ....

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ق.ظ | نظرات()


داداش ، سرت روی نی همسفرم بود
قاتل تو دور و برم بود
آستین پاره معجرم بود
وای .....وای ......

داداش ، سرت رو نی همسفرم بود
قاتل تو دور و برم بود
آستین پاره معجرم بود
وای .....وای ......

حسین ،من چی بگم از این اسارت
به خواهرت شده جسارت
معجر هامون رفته‌ به غارت
وای .......وای.......

حسین ،آروم جونت نیمه جونه
تنم مثه رنگین کمونه ،
از بس که خوردم تازیونه
وای ......وای.......

*گریه کن ،دلت رو آزاد کن .....*

حسین ،آروم جونت نیمه جونه
تنم مثه رنگین کمونه ،
از بس که خوردم تازیونه
وای ......وای.......

حسین...حسین حسین حسین حسین وای 3

*یه عده دارن مزد عاشوراشون رو میگیرن،اونایی که سینه زدن روز عاشورا مزدش این شد
اربعین پاشو بیا،خودم برات جاده رو آب و جارو می کنم
 بزار راستشو بگم ،دخترم رقیه میاد به استقبالتون،به داداش علمدارم گفتم بیاد گرد و غبار راه رو ازتون بگیره
زینبم میاد بهتون خوش آمد می گه ،آخه سینه زن های حسینم دارن میان .....*

داداش ،پاشو که زینبت رسیده
صدام کن از رگ بریده
ببین که قامتم خمیده
وای ......وای.......

داداش ،سرت رو نی همسفرم بود
قاتل تو دور و برم بود
آستین پاره معجرم بود
وای .....وای ......
حسین ......
از نجف تا کربلا فقط بگید حسین حسین ....

از حرم تا قتلگه ،زینب صدا می زد حسین
دست و پا میزد حسین ،زینب صدا میزد حسین

بنی قتلوا ،بنی ذبحوا .....
*آگه خوب گوش کنید از نجف تا کربلا مادرش می گه غریب مادر حسین ،شنیدن یه عده ای*
غریب مادر ........

دانلود مداحی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده شهید گمنام در 08:52 ق.ظ | نظرات()

رسید قافله ای از غم ِ سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن انگیز

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

روایت میگه:یكی یكی از بالای شترها افتادند،نذاشتند شتر ها زمین بشینه،تا رسیدن كربلا همه زن و بچه ها خودشون رو پرت كردن روی خاك

به بوی پیروهنی هر کدام می گیرند

یکی بهانه ی یوسف یکی سراغ عزیز

همه دارند گریه می كنند،همه دارن شیون می كنند،دیدی یه جایی پنجاه نفر هم گریه كنند یه صدای گریه مشخص ِ، حالا بین همه ی گریه های فردا:

صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت

صدای شیون زینب برادرم برخیز

غریب و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای تو ام نیست هیچ دست آویز

چونان شدم که تو می خواستی دَم ِ رفتن

ندید اشک مرا این جماعت خون ریز

زبان حیدری ام دم به دم قیامت کرد

نگاه فاطمی ام شعله های رستاخیز

اگر چه دست مرا بسته بود دشمن تو

اسیر من شدم و او نداشت راه گریز

هراس دشمنت از محکمات قرآن بود

نداشت چاره و برداشت خیزران به ستیز

دیدحریف ِ  زینب نمیشه، دید صدای تو ساكت نمیشه، دید آبروش داره میره، دیدم چوب ِ خیزران رو بلند كرد، حسین.. 

تو سنگ خورده ای آری، شکسته ای من هم

تو شعله ور شده ای، داغ دیده ای من نیز

***

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهات و آوردم

اما یکی موند تو خرابه

جای کبودی رو چشامه

سوغاتی ِ کوفه و شامه

چادر خاکیه رقیه

ببین داداش شال سیامه

هر کاری کردم که بمونه اما نشد اما نشد وای

نمیره زیر تازیونه اما نشد اما نشد

خواستم سر تو رو نبینه اما نشد اما نشد

همسفرم شه تا مدینه اما نشد اما نشد

فدای اون زینبی كه پنجاه سال همه جا حسینش رو دیده،رسید كربلا دید حسینش زیر ِ خاك ِ، زینب طاقت نیاورد،تا رسید كنار قبر گریبانش رو پاره كرد،تو زیر خاك باشی حسین،ای حسین....

                                       دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:40 ب.ظ | نظرات()

ای همسفر زینب، زینب زسفر آمد

با اشك بصر رفت و با خون جگر آمد

صحرای بلا از تو،سوغاتی ِ شام از من

زخم سُم اسب از تو،سنگ لب ِ بام ازمن

آه،همسفر من،برادر من،ای وای

من كوه بلا را به سر دوش كشیدم

یك گام نلرزیدم و یك دم نبریدم

در تشت بلا تا گل رخسار تو دیدم

بر خواستم و لطمه زدم،موی كشیدم

ره توشه ی زینب شد خاك سر كوی تو

رخساره ی خود شستم با خون ِ گلوی تو

آه،همسفر من،برادر من،ای وای

در شام، بلا بود و بلا بود و بلا بود

بالله قسم،سخت تر از كربلا بود

...

داداش،داداش،خواستند دخترت رو به كنیزی بخرند،دختر حسین از جا پرید،اومد روبروی عمه،عمه،این چی میگه؟ بعضی از ارباب مقاتل میگن:طرف نشناخته بود،بعد كه فهمید،رفت بیرون خنجری برداشت،دستش رو زد جدا كرد،دستش رو آورد تو مجلس،انداخت پیش ِ بی بی،گفت: بی بی جان،غلط كردم، دستی كه به طرف ناموس زهرا دراز بشه،من این دست و نمیخوام،غلط كردم،نمیشناختم

...

حسین نپرسی از حال خرابم

نگی چرا در التهابم

تو فكر مجلس ِ شرابم

اون كه با طعنه قلب ِ زینب ِ تو شكسته

یه چوب خیزرون رو ،رو لب تو شكسته

حسین آروم جونت نیمه جونه

از بس كه خورده تازیونه

تنم مثه رنگین كمونه

داداش اگر این دور و ور نامحرم نبود، از زیر پیرهن نشون میدادم،داداش مثل مادر شدم

هزار بار به دریای غم فرو رفتم

كه چند دُرّ یتیمت به ساحل آوردم

...

حدود بیست و خورده ای طفل همراه بی بی زینب بود، اما وقتی برگشتند چندتا بزرگ ترها فقط مونده بودند،یكی توی خرابه موند...

                                             دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:42 ب.ظ | نظرات()

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گل هاتو آوردم

اما یكی موند تو خرابه

این نشونی كه رو چشامه

سوغاتی ِ كوفه و شامه

چادر ِ خاكی ِ رقیه

ببین داداش شال ِ عزامه

هر كاری كردم كه بمونه،اما نشد،اما نشد

نمیره زیر ِ تازیونه،اما نشد،اما نشد

همسفرم شه تا مدینه،اما نشد،اما نشد

خواستم سر ِ تو رو نبینه،اما نشد،اما نشد

غریب ِ مادرم كجایی،حسین من،حسین من

شده تنم پر از كبودی

هرجا كه بردنم تو بودی

سر ِ تو رو بالای نیزه

چه سنگی زد زن ِ یهودی

غارت شده انگشتر ِ تو

غارت شده روسری ِ من

حتی زن ِ یزید دلش سوخت

برای بی معجری ِ من

خواستم كه تو قرآن نخونی،اما نشد،اما نشد

خواستم نشه لب ِ تو خونی،اما نشد،اما نشد

گفتم بهش بسه دیگه ،اما نشد،اما نشد

رقیه نشنوه چی میگه،اما نشد،اما نشد

غریب ِ مادرم كجایی،حسین من،حسین من

بازم به قتلگاه رسیدم

صدای مادر و شنیدم

هزار سالم بگذره اینجا

یادم نمیره كه چی دیدم

جلو چشای خواهر تو

داداش بریده شد سر تو

همین جا بود بوسه گرفتم

من از رگای حنجر تو

خواستم نشینه روی سینه،اما نشد،اما نشد

تا مادرم زهرا نبینه،اما نشد،اما نشد

خواستم بگیرم خنجرش رو،اما نشد،اما نشد

گفتم جدا نكن سرش رو،اما نشد،اما نشد

غریب ِ مادرم كجایی،حسین من،حسین من

...

چهل روز پیش اینجا نشستم رو زمین

گفتی به من برو برو، بریدن ِ سر و نبین

چهل روز پیش از سر نیزه خون اومد

از زیر سُم اسباشون صدای استخون اومد

چهل ِ روز پیش خورشید ِ من حنایی شد

میون گودال ِبلا فاطمه كربلایی شد

چهل روز پیش خیمه ها رو آتیش زدند

غنچه هارو آتیش زدند بچه هارو آتیش زدند

چهل روز پیش وقتی به مقتل رسیدم

صدای زهرا می اومد من شنیدم،من شنیدم

نیزه دارا وقتی كه از پا افتادن

تیراندازا بهم دیگه این نقطه رو نشون دادن

خودم دیدم چقدر شلوغ ِ گودال

خودم دیدم چه جوری رفتی از حال

***

او می دوید و  من می دویم

او سوی مقتل،من سوی قاتل

دوباره ابی عبدالله برگشت ، حسین جان نمیشه من بجات كشته بشم،حسین جان نمیشه سر من بریده بشه،حسین جان، میشه جامون عوض بشه

او می نشست و من می نشستم

همچین با چكمه زد،هنوز تیرها توی سینه است،خودش رو صاف كرد،نشست روی سینه

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه من در مقابل

او می كشید و من می كشید

او خنجر از كین من آه از دل

....

برو خواهر،جون ِ مادر

تا نبینی، بریدن ِ سر

دید از جلو نمی بره، صورت رو برگرداند، ذبح الحسین من القفا،حسین.....


                            دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:36 ب.ظ | نظرات()

جابر بن عبدالله خدمت كرد، با چشم نابینا، در فرات غسل كرد،اما بیابانی ِ حسین ِ، حسین به خاطر تو سر به بیابان كربلا گذاشتم، آن روز كربلا خونه ای نبود، آبادی نبود،بیابون بود،یه مشت بدن های چاك چاك زیر این خاك ها بود،ولی از هیچ كدوم علامتی نبود،عاشق علامت نمی خواد كه، بو می كشه قبر رو پیدا میكنه،جابر این كارو كرد، از این طریق كه هی خاك رو بر می داشت بو می كرد،رسید به قبر امام حسین، مثل این كه امام حسین علامت داد،جابر اومدی خوش اومدی، همین جا مقصد توست،خودش روانداخت رو قبر ابی عبدالله ، می گفت:حبیبی، حبیبی حسین، هی حبیبی گفت ، هی صداش كرد، بعد گِله كرد،گفت:حسین جان من بیابان گرد توأم، در به درتم، با این پیر غلامت حرف نمیزنی، با این مهمانت حرف نمی زنی،صدات می زنم حسین،با من حرف بزن،اینجا روضه خوند،گفت:جابر این چه توقعی ِ  كه تو داری، مگه نمی دونی بدن حسینت اینجاست،اما سرش بالای نی جاهای دیگه است.همه روضه ی حضرت زهرا رو می خونند،گریز به كربلا می زنند،ولی من مصیبت امام حسین رو می خونم، گریز به روضه ی مادرش می زنم،بمیرم برات مادر،مادر... نه زهرا مادر بزرگ شماست، باباتون پیغمبر ِ ، این مادر پیغمبر ِ، اُم ابیهاست،ما هیچ جا مادر بزرگ هجده ساله سراغ نداریم، اینجا جابر می گفت: حسین با من حرف بزن. كنار بدن زهرا هم علی نشست، صدا زد یا فاطمه،دید جوابی نمیآد،دختر ِ پیغمبر ، دید جواب نمیده، گفت:فاطمه جان من علی ام...

                         دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:24 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic