سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حاج میثم مطیعی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



عهد ما از روز اول با حسین و با حسن

ذکر ما تا روز آخر یا حسین و یا حسن



با محرم کربلایی شد دلِ ما شب به شب


روضه خواندیم از حسین، اما حسن اما حسن



*
حسن جان .. مادرش میشنوه بلند ناله بزن ، میگن مادرش گریه کنِ حسن شو خیلی دوست داره ، حسن جان

...*

روضه خوانِ غربتش شب های خاموش بقیع

بی کس و تنها حسین ، بی کس و تنها حسن


بی قرار قصه هایِ کوچه و دیوار و در

رازدارِ غصه های مادرش زهرا ، حسن



*
حُسینم میخوام باهات حرف بزنم :



غریبِ کوچه ها شدن با من ، با من

غریبِ کربلا شدن با تو ، با تو

دیدن مادرِ روی خاک با من ، با من

شهیدِ سر جدا شدن با تو ، با تو


تو نبودیُ دیدم روی خاکِ یه مادر

نیستمُ تو میبینی روی خاکِ یه خواهر


ای غریبِ مدینه .. ای غریبِ مدینه


غریبه در وطن شدن با من ، با من

شهیدِ بی کفن شدن با تو ، با تو

تو خونه دست و پا زدن با من ، با من

قتلگاه دست و پا زدن با تو ، با تو

من با خاطره های غمِ فاطمه مُردم

غریبونه به دستت پسرامُ سپردم


ای حسن جان .. حسن جان ..

*

بی قرارِ قصه های کوچه و دیوار و در

رازدارِ غصه های مادرش زهرا ، حسن

میفرستد قاسم و عبداللَه ش را با حسین

تا بگیرد رنگِ حُسنِ کربلا هم با حسن


*
مادرش عنایتی کرد ، امشب که قراره بریم گودیِ قتلگاه دلامونُ آماده کرد! چندتا حسن حسن بگو، مادرش دعات میکنه. مدینه بلند بلند براش گریه کنی..حسن جان، حسن جان

 

شاعر : محمد مهدی سیار





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:00 ق.ظ | نظرات()

شب پنجم محرمِ .. امشب برا عبدالله بن حسن کم نذار ؛صاحب مجلس امشب باباش امام حسنِ .. اصلاً روضۀ شب پنجم ، روضۀ غربت و بی کسیِ

سید بن طاووس نوشته : لشکر دشمن یه وقفۀ کوتاهی ایجاد کردن شروع کردن حسینُ نگاه کردن ، دوباره برگشتند ، دورش شلوغ شد. طمع کارا نگاه میکردن؛ یکی برا انگشترش نقشه میکشید !.. یکی به خیمه هاش نگاه میکرد ، به دخترام قول دادم براتون گوشواره میخرم .. چرا بخرم؟

عبدالله نوجوان نابالغی بود ، سنی نداشت . تا دید عمو رو دوره کردند از خیمۀ زنها بیرون زد .. نتونست غربت عموشُ ، غربت امام شُ تماشا کنه .. گفت میرم هر جوری هست هر کاری ازم برمیاد انجام میدم، اگه یه شمشیر هم کمتر به عموم بخوره بازهم یه شمشیرِ .. شروع کرد دویدن ، با تمام وجود میدوید!

جوونها، غیرتی ها، امام حسینی ها! عبدالله میدونست اگه بلایی سرِ عمو بیاد دیگه خیمه ای باقی نمیمونه .. دیگه حریمی نمی مونه! آخه یه روزی هم به خیمه ی بابای غریبش حمله کردند ، هیچکس نبود از امام حسن دفاع کنه

شیخ مفید در ارشاد نوشته: غارتگرا ریختن تو خیمۀ امام حسن غارت کردند، جانمازُ از زیر پاش کشیدند! یه نامردی اومد با خنجر به پای حسن بن علی ضربه زد. برا عبدالله اینهارو تعریف کردند که فقط به همین اکتفا نکرد .. بی حیا عبای امام حسنُ از دوشش کشید! آقای غریب ما همینجور بدون عبا روی زمین نشته بود! چقدر تنهایی! چقدر غربت!!
عبدالله دید اگه تو خیمه ها بمونه، این خیمه ها بعدِ عمو به غارت میره؛ تازه بعد غارت یه اتفاق های دیگه هم می افته! گفت طاقت ندارم ببینم عمو؛


همان بابایِ من از داغِ سیلی سوخته کافیست

چگونه شاهدِ سیلی زدن، چشمِ ترم گردد



من غیرت دارم نمیتونم ببینم دخترای تورو سیلی بزننخلاصه عبدالله بیرون اومد، زینب میدوید .. زینب صداش میزد عزیز دلم سمت گودال نرو ، برگرد! .. (عمه مگه نمیبینی تنها شده ، زخمی شده ، عموم رو زمین افتاده ، دورَش کردن ..) همچین که رو به قتلگاه می آمد هی صدا میزد: عمو ازت جدا نمیشم ! .. عمو جونم داشتم جا میموندم، اما خودمو رسوندم، دیگه تنها نیستی پسرت داره میاد .. آره منم پسرتم .. منم پسرِ حسینم .. تو منو بزرگ کردی ، تو به من از پسرهات بیشتر محبت کردی ولی عمو چرا بین پسرها فرق گذاشتی؟! همه باید شهید میشدن جز من؟ من بعد تو این دنیارو نمیخوام .. عمو تو همه کس منی، دار و ندارمی، امامی، عمومی، بابامی، تو نباشی دنیا رو نمیخوام

سنم کمه ، اما غرورُ خوب می فهمم

سنم کمه ، اما عمو جون دل که دارم من

تو زیر دست و پایی و تو راهِ عشقِ تو

یک جونِ ناقابل که دارم من


دنیا بدون تو برا من سرد و تاریکِ

وقتی ازم دوری بهم اندوه نزدیکِ

شرمنده ام که مایه ی شرم شما میشم

شرمنده ام دستام کوچیکِ

رو خاکا اُفتادی عمو جون

پیراهنت پاره ست بمیرم

باید سپر شم واسه ی تو

باید بیام اروم بگیرم


*
انقدر دوید ، تا کنار قتلگاه ایستاد نگاه کرد؛ جا خورد!! چه خبره؟! نامردا دارین با عموم چیکار میکنین؟ یه صحنه ای خیلی اذیتش کرد. میدونین چی دید؟*


مُردم برای اون نگاه آخرت مولا

به بی پناهیِ حرم هی خیره میمونه

چشم تو که بسته بشه پای حرومی ها

وا میشه دنیا تیره میمونه


*
عمو جونم سؤال دارم! نمیتونم بفهمم اینها چرا دست از سرِ تو برنمی دارن؟ آخه چرا اینجوری میکشین عموی منُ*


اینها چرا دست از سرِ تو برنمی دارن؟

از پیکرِ صد پاره ی تو کِی جدا میشن؟

من از خجالت جون میدم وقتی که می بینم

خیره به سویِ خیمه ها میشن

عمه برایِ من دعا کن

عمه دعا کن زود بمیرم

عمه دعا کن حاجتم رو

با دستایِ خالی بگیرم


*یه وقت عبدالله دید هرکی با هر چی میتونه میزنه! گفت غریب گیر آوردی؟ مظلوم گیر آوردی؟ مگه نمی بینید میگه جگرم داره میسوزه! .. چرا به جایِ اینکه آبش بدید با نیزه میزنیدش؟ پسر پیغمبرِ ها! چرا به جایِ اینکه زیر بازوهاش رو بگیرید بلند کنید، با شمشیر به بازوهاش میزنید؟ .. یک دفعه چشمش خورد به یک نامردی که شمشیرُ بالا برد. گفت مگر من مرده باشم عموی منُ بکشی .. ای زنازاده! شمشیر رو به قصد حسین بن علی پایین آورد ؛ دستُ سپر کرد ، دست کوچکش به پوست آویزان شد

صدا زد ، مادر !! .. ای مادرِ بازو شکسته! بازوی منم شکسته شد .. بچه اُفتاد رو بدنِ امام حسین ، آقا برادر را به سینه چسبانید ، شروع کرد باهاش حرف زدن: آره عزیرم، الان میریم پیش مادر ، صبر داشته باش پسرم ، چیزی نمانده بری پیش بابای غریبت .. عبدالله حاجتش رو گرفت، زودتر رفت؛ باز هم حسین تنها ماند .. عبدالله ندیدی دیگر چی شد ولی زینب دید!



چو دید زینبِ حزین

سنگِ جفا و شاه دین

حسینش افتاده زمین

کشید ناله ای خدا ، چند نفر به یک نفر؟

سنگِ یکی به روی او

دستِ یکی به موی او

دستِ یکی به پیرُهن

به روی سینه جایِ پا ، چند نفر به یک نفر؟

به روی خاک ها سرش

شمر به دست خنجرش

یکی پیِ عمامه اش

یکی به دنبال عبا ،چند نفر به یک نفر؟

پیش نگاه مادرش

جدا شد از قفا سرش

اهل حرم به سر زنان

صدا زدند بچه ها چند نفر به یک نفر؟

ثارالله .. ثارالله .. ثارالله

تنت به رویِ خاک بیابون اباعبدالله

سرت به نی ها ، زخمی و پرخون

بیا نگار آشنا ، شبِ غمم سحر نما

مرا به نوکری خود ، شها تو مفتخر نما

ای گل وفا حسین

معدن سخا حسین

میکشی مرا حسین ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:59 ق.ظ | نظرات()

محرمه ، هرکسی یک گوشه‌ای
یا حسین! گریه برات میکنه
یکی واسه ، دیدنِ کرب و بلا
شب به شب ، داره صدات می‌کنه

یکی با گریه میگه: «خواب آقامُ دیدم
رسیده بود کربلا ، ناله‌هاشُ شنیدم

خیره میشد ، به صحرا
با همون حالتِ بی قراریش
خیره میشد ، که شاید
کسی از راه بیاد برا یاریش»
واویلا ... واویلا ...

محرمه، هرکسی یک گوشه‌ای
یا حسین! گریه برات میکنه

*همه مشغولن ، هر کی هرجا تونسته مشغوله ناله زدنِ برای حسین ،
 همه ی عالم حسینیه شده .. قربونت برم آقا*

محرمه، هرکسی یک گوشه‌ای
یا حسین! گریه برات میکنه
اونکه ازت ، رزقِ شهادت میخواد
شب به شب ، داره صدات میکنه

یکی که جامونده از ، رفیقایِ شهیدش
اومده با خجالت ، با موهایِ سفیدش

یک نفر هست ، که پارسال
تویِ شام و حلب سینه میزد
اشکِ حسرت ، تو چشماش
که چرا زنده از حرم اومد
واویلا ... واویلا ...

محرمه ، هرکسی یک گوشه‌ای
یا حسین! گریه برات میکنه
خواهر تو ، دلنگرونه واسه ت
این شبا ، همش دعات میکنه

چرا نگاه زینب، همش به حنجر توس؟
آخه کدوم خواهری، شبیه خواهر توس؟

خیره مونده ، چرا هی
سمت قدِ رشیده علمدار؟
زیر لبها ، میگه که
ای خدا ساقیمونُ نگهدار
واویلا ... واویلا ...

شاعر : امیر رضا یزدانی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:59 ق.ظ | نظرات()


یادته اون لحظۀ آخر بابات،گفت به جز،بچه‌های فاطمه

باقی برن، اما تو عبّاس بمون ،یادته؟ ،من خوبِ خوب یادمه...

 

*ام البنین داره با پسر صحبت میکنه.... یادته به همه گفت برن بیرون؛عباس بمونه...*

 

یادته اون لحظۀ آخر بابات،گفت به جز،بچه‌های فاطمه

باقی برن، اما تو عبّاس بمون ،یادته؟ ،من خوبِ خوب یادمه...

 

مُزد کنیزی‌هام بود،فاطمه شد مادرت

 

*آخه میگن علقمه مادرِ عباس اومد، اما زهرا بود...زهرا اومد بغل باز کرد گفت:پسرم...علقمه بوی گل یاس میاد،صدایِ مادر عباس میاد...*

 

مُزد کنیزی‌هام بود،فاطمه شد مادرت

چه افتخاری کردم ،شاید نشه باورت

 

فخرم این بود، می‌گفتن، بچّه‌های علی بِت برادر

مادر هستم،برای،اونکه زهرا براش بوده مادر

واویلا....واویلا....

 

*قربونت برم با چه افتخاری بچه هاتو فرستادی کربلا... تو هم اگر زرنگ باشی همین امشب اربعینتو میگیری و میری کربلا....*

 

کنار قدم هایِ جابر

سوی نینوا رهسپاریم ...

ستون های این جاده را ما

به شوق حرم میشماریم

 

 شبیه رباب و سکینه

برای شما بی قراریم

از این سختی و دوری راه

به شوق تو باکی نداریم

 

فدایی زینب،پر از شوق و عشقیم

اگر که خدا خواست،به زودی دمشقیم

لبیکَ یابن الحیدر ... یابن الحیدر ... یابن الحیدر‌ ...

 

*اونجایی که گفتم «شبیه رباب و سکینه،برای شما بی قراریم» یکی از بی قراریای سکینه رو بگم .... بی بی جان ام البنین ! مقاتل نوشتن امام حسین به هزار زحمت از کنار علقمه بلند شد .... تنها برگشت ...

 

آخه سعی کرد این بدنُ جمع کنه ... نشد .... عباس لحظه های آخر صدا زد : «یا اَخی ماتُرید منّی» میخوای با من چه کنی ؟ منو به خیمه ها نبر .... میدونید امام حسین چه جوری برگشت؟ «و رَجَعَ الحسَین منکَسِراً، حزیناً، باکیاً....» دیدند آقا داره برمیگرده سمت خیمه ها .... کمرش خم شده .... داره گریه ...

 

«یُکَفکِفُ دُموعَه بِکُمِّه...» هی با آستین اشکاشُ پاک میکنه ... زن ها اومدن دورشو گرفتن .... سکینه آمد یه سوال کرد .... «وَ سألَتهُ عَن عَمِّها ...» بابا عمو کجاست؟

 

«فَاَخبَرَها بِقَتلِه...» دخترم! دستای عموتو بریدن .... دخترم تیر به چشماش زدن .... دخترم! تیر به مشکش زدن .... دخترم ! با عمود آهن به سرش زدن ....

(چی فکر کردی؟! اگر در مقاتل معتبر ندیده بودم نمیگفتم ....) پاشو قطع کردن .... (میدونید چی شد؟)

میگه زن ها شروع کردن بلند بلند گریه کردن .... (خب این طبیعیه ... اشکالی هم نداره ... زن ها دلشون رقیقه .... اما نوشته)

 

«وَ بَکَی الحُسَین مَعَهُنَّ ....» لشکر دشمن نگاه کرد .... دید امام حسین بین زن ها ایستاده داره بلند بلند گریه میکنه ....حسین.....*

 

وقتی گرفت دستتو اون روز بابات، یادته؟، گریه‌ ش گرفت آسمون

گفت که حسینم رو سپردم به تو،بعد از این،جون تو و جون اون

 

حالا بگو کو حسین؟، زینب برا چی تنهاست؟

 

*عباس! قرارمون این نبود....قرار نبود زینب تنها برگرده....*

 

حالا بگو کو حسین؟،زینب برا چی تنهاست؟

به دختر پیمبر، بگم عزیزش کجاست؟

 

کاش نپرسه،پیمبر، پس کجاست روشنیِ دو دیده ا‌م؟

کاشکی حیدر، نخواد که، بِش بگم تو مدینه چی دیدم؟

واویلا....واویلا....

 

شاعر: محمد رضا وحید زاده




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:58 ق.ظ | نظرات()


دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!

 

دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"

فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر

 

مدام بر لب من "ان یکاد" و "چارقل" است

که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!

 

*عباس من ! عزیزدلم! مرد خانه ی من! *

 

بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای

اگرچه بهر تو "جوشن کبیر" میخوانم

 

*باید حسین بگی...هرجا خواستی ناله بزنی....برای هر کی خواستی گریه کنی باید حسین حسین بگی....حسین....حسین....حسین...*

 

شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی

شنیده ام که عَلَم بر زمین نمی افتاد

 

شنیده ام که به آب فرات لب نزدی

فدای تشنگی ات ...شیر من حلالت باد

 

*ازت میخوام سوال کنم....جواب مادرتو بده....به یاد مادرای شهدا....شهدای گمنام....*

 

بگو چه شد لب آن رود، رودِ تشنه ی من!

بگو چه شد لب آن رود، ماهِ کامل من!

 

بگو که در غمِ تو رود، رود گریه کنم

کدام دست تو را چید میوه ی دل من!

 

بگو بگو که به چشمت چه چشم زخم رسید؟!

که بود تیر بر آن ابروی کمانی زد؟!

 

بگو بگو که بدانم چه آمده به سرت؟

بگو بگو که بدانم چه آمده بر سرم آمد؟

 

 

همین که نام مرا می برند می گریم

 

*دیگه به من ام البنین نگید"لا تَدْعُوِنِّی وَیْكِ أُمَّ الْبَنِینَ، تُذَكِّرِینِی بِلِیُوثِ الْعَرِینِی"دیگه منو مادر پسران صدا نزنید....منو یاد بچه هام میندازه...."كَانَتْ بَنُونَ لِی أُدْعَى بِهِمْ"من یه پسرایی داشتم که به خاطر این پسرام به من ام البنین میگفتند...."وَ الْیَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِینَ"دیگه کسی برام نمونده.... یه سوالی هم کرد"یَا لَیْتَ شِعْرِی أَ كَمَا أَخْبَرُوا  "ای کاش میدونستم دارن راست میگن... چی رو بی بی؟"!  بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِیعُ الْیَمِین"آیا دست راست عباس منو قطع كردن...؟*

 همین که نام مرا می برند می گریم

از این به بعد من و آه و چشم تر شده ای

 

چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"

برای مادرِ تنهای بی پسر شده ای.....

 

شاعر: محمدمهدی سیار





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:49 ب.ظ | نظرات()


دگر این کاروان یاسی ندارد

 

*کاروان داره میاد سمت مدینه....ام البنین منتظره....*

 

دگر این کاروان یاسی ندارد

که با خود شور و احساسی ندارد

 

بیا ام البنین برگشته زینب

 

*بیا استقبال زینبت...بیا دختر امیرالمومنین رو به آغوش بگیر...مادر برگشته از رسالت انجام داده ام...اونقَدَر به ما سنگ زدند بی بی...بی بی....*

 

بیا ام البنین برگشته زینب

ولی افسوس عباسی ندارد....

 

*حسین جان.....*

 

مزن آتش به جان، ای نورِ عینم

مخوان از ماهِ مَـقطُوع الیدَینم

 

*زینب من یه سوال دیگه دارم! *

 

چه شد در کربلا هستیِ زهرا؟

حسینم وا حسینم وا حسینم

 

*یه جواب داده خانم زینب....مادر!ام البنین!*

 

دلم را تا ابد در خون کشیدند

حسینم را به مقتل سر بریدند

 

شاعر: یوسف رحیمی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:21 ب.ظ | نظرات()

به نام خالق یکتای ما که از ایمان
 نهاده بار امانت به گردۀ انسان
 جهان و هرچه در آن است آزمایش ماست
 همهْ زمین و زمان، پردۀ نمایش ماست
 به قتلگاه خودش می‌رود نفس به نفس
 کسی که نگذرد از سیم خاردار هوس
 پلی شویم که از خود گذشتن آموزیم
 نه موج سرکش طغیان که فتنه آموزیم
 خوشا به یاری مردم به چشم تر رفتن
 جهاد چیست؟ در این جاده ها به سر رفتن
 و چیست دنیا؟ سیر غم است و شادی ما
 و عمر چیست؟ همان اردوی جهادی ما
 پیام اول این انقلاب بود، جهاد
 امید مردم سرپل ذهاب بود، جهاد
 جهاد ما سفر از دخمۀ تن آسانی ست
 جهاد، غیرت اسلامی است و ایرانی ست
 جهاد, از غم همسایه‌ها نخفتن ماست
 جهاد خدمت هر کارگر به میهن ماست
 رسول ما که به مستضعفین تبسم کرد
 زبان منبر ما را زبان مردم کرد
 علی به شانۀ خود بار نان و خرما داشت
 حسین ما غم این پابرهنه‌ها را داشت
 کسی مباد گرفتار بی پر و بالی
 مباد سفره ای از نان و زندگی، خالی
 در این مسیر به سرمنزل سفر نرسیم
 اگر به داد دل خون کارگر نرسیم
 ز جور دانه درشتان چه‌هاست در دل ما
 ز آه کوخ نشین، شعله‌هاست در دل ما
 چرا به رشوه بگیرند کرکسان پر و بال؟
 و دستبرد زند رانت‌ها به بیت المال ؟
 بگو به نان و نمک خوردگان سفره‌ی ما
 بریده است گرانی امان سفره‌ی ما
 اگرچه گاه به پا شد نشست مصلحتی
 نه! اقتصادِ رکودی نشد مقاومتی
 اگرچه برپا شد محض آبروداری
 سیمیناهار نکرده علاج بیکاری
 چه عبرتی‌ست در آن مجرم کلان و گران
 که با وثیقۀ یاران رها شده آسان؟
 مباد باز گذارند دست بر روی دست
 که انتظار از این قوۀ قضاییه هست
 هنوز مردم مستضعفند پای نظام
 بر این همیشه صبوران سربلند سلام
 اگرچه دلنگرانیم از گرانی‌ها
 مباد، دشمن ما گرم شادمانی‌ها
 به نان خشک اگر سر کنیم سرنکشیم
 به بام اجنبیان عاجزانه پر نکشیم
 کدام آینه بوده‌ست از شکستن شاد
 مبادمان که پریشان شویم و دشمنشاد

 به ظلم و فتنه‌گری، حرف عدل بی معنی ست
 و با زبان ستم، صَرف عدل بی معنی ست
 چنین مباد که فریاد داد خواهی‌ها
 به حیله محو شود در شب تباهی‌ها
 شکست، عاقبت باغ های بی برگ است
 سپاه تفرقه تنها غنیمتش مرگ است
 کسی که هیزم عصیان کشد جهنمی است
 کسی که شعله به ایران کشد جهنمی است
 به خاک و خون بکشند این قبیله، میهن ما
 به نام مردم ما و به کام دشمن ما
 ز دودمان شرارند و از قبیله‌ی دود
 مترسکند به دست مَلِک فساد سعود
 دریغ، از نظر شعله‌ها به پرچم ما
 شرر زدند به ایران ما به پرچم ما
 سلام! پرچم زیبای عشق و ایمانم
 سلام! پرچمِ پا تا به سر، مسلمانم
 به سبز و سرخ و سپیدت گره زدم دل را
 که شعله‌وار بسوزم هرآنچه باطل را
 ز موج‌ها به تو بردم پناه و خرسندم
 که با تو یافته‌ام، با تو امن ساحل را
 میان سینه خود از خدا نشان داری
 همان که ساخته آسان هرآنچه مشکل را
 چه مادران که به دامان تو گریسته‌اند
 چو در بر تو نشاندند مرغ بِسمل را
 تو یادگار شهیدان خون‌کفن هستی
 و زنده می‌کنی اسم امام راحل را
 ز جهل در تو کسی گر نگاه کرده حریص
 درآوریم ز جا آن دو چشم جاهل را
 سپیدِ چهره تو نور دیده و دل ماست
 چنانکه نیمه‌شبی دیده قرص کامل را
 ز سرخی رخ تو اهل خانه دل‌گرم‌اند
 ز سبزی تو معطر کنیم منزل را
 به زیر سایه‌ات استاده ملتی نستوه
 که فاتحانه گذر کرده این مراحل را
 مباد سایه امن تو از سر ما کم
 مبینم از شرر تو شبی تُهی دل را

 صدایی از نفس راه می‌رسد بر گوش
 نوید نصر من الله می‌رسد بر گوش
 کدام گل که در اندیشۀ بهارش نیست
 کدام جاده که دلواپس قرارش نیست
 مشام کوچه پر از عطر آب پاشی‌ها
 در انتظار تو گلدسته ها و کاشی‌ها

 به هرطرف که نظر می‌کنم شهیدی هست
 اگر شهید می‌آرند پس امیدی هست
 شهید خیمه‌اش آنسوی بی‌کرانی هاست
 شهید جلوۀ بانوی بی نشانی هاست
 شهید! ای به تماشای سورۀ کوثر
 گرفته بوی فصل لربک وانحر
 غریب باش دلا تا به آشنا برسی
 غیور باش به شمشیر لافتی برسی
 در این زمانۀ تردید و شبهه و پرهیز
 بیا و دست به دامان دلبری آویز
 پیاله نوش ولا از بلا نپرهیزد
 فدایی نجف از کربلا نپرهیزد
 حسین کیست که این نغمه زیر و بم زده است
 حسین کیست که عشق از حسین دم زده است
 اگرچه پیرهنش پاره پاره می آید
 هنوز بانگ اذان از مناره می آید
 در این شبانه, سرود سپیده باید خواند
 در اقتدا به گلوی بریده باید خواند
 میان لشکری از نهروانی و جملی
 پناه خسته دلان کیست ذوالفقار علی

شاعران: مهدی جهاندار، میلاد عرفان پور
 محمد رضا وحید زاده، پروانه نجاتی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:48 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic