سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر حاج حسین سازور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

  اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 

 

روزی ام را از سرِ خانِ کرم برداشتم

از تو چیزی کم نیامد هرچه هم برداشتم

 

روزِ محشر که شود بسیار حسرت میخورم

که چرا از سفره هایِ روضه کم برداشتم

 

نیست محدوده به دنیا عشقِ من بر اهلِ بیت

از ازل عشقی به اولادِ پیمبر داشتم

 

با تفکرهایِ پوچ و شبه ها جنگیده ام

در دفاعِ از حریم تو قلم برداشتم

 

احترامِ دستمالِ اشکِ روضه لازم است

هرکجا افتاد آن را محترم برداشتم

 

ذره ای از ماتمِ داغِ عظیمت کم نشد

هرچه هم از رویِ قلبِ خویش غم برداشتم

 

خواستم مردم ببینن آمدم پابوسِ تو

عکس هایِ یادگاری از حرم برداشتم

 

هر زمانی از مسیرِ مستقیمت کج شدم

گام در بیراه ای پُر پیچ و خم برداشتم

 

گرچه آلوده ست دستم به گناه اما حسین

با همین دستم برایِ تو علم برداشتم

 

*نگی یه وقت من گنه کارم ، منو با مجلسِ حسین چه کار ؟.. اصلاً او آمده ، محرمُ آورده ، عاشورا آورده ، گریه آورده منو تو با خدا آشتی کنیم ... یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِكُ إلاّ الدُّعاءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِكْرُهُ شِفاءٌ وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ، یا سابِـغَ النِّعَمِ، یا دافِعَ النِّقَمِ، یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُّلَمِ، یا عالِماً لا یُعَلَّمُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ..*

 

با همین پایی که رفتم سویِ جرم و معصیت

از نجف تا کربلایِ تو قدم برداشتم

 

شمر را در شعر از گودال بیرون کرده‌ام

نام او را از میان دفترم برداشتم

 شاعر : آرش براری



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:23 ب.ظ | نظرات()


« اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
 عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ 
وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
 وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ »

هرکجا نام تو را بردیم کوهِ طور شد
آفت و شر و بلا فوراً از آنجا دور شد

جای لب‌های تو دیشب اشک هجران خوردم و
کام من شیرین با این قطره‌های شور شد

در فراق یوسفش اُفتاد بر جان خودش
آنقدر گریه زلیخا کرد آخر کور شد

روضه‌هایِ خانگی برکت به خانه می‌دهند
خانۀ تاریکِ ما با روضه غرقِ نور شد

جفت و جور اصلاً نمی‌شد کارهایم تا شبی
کفش روضه جفت کردم ، کارهایم جور شد

صبح محشر که شود ، مأمور قصرت ‍‌می‌شود
آنکه در روضه دم در خادم و مأمور شد

وای بر آن روضه خوان و شاعری که پاکتی ست
یا که با سواستفاده نامی ‌و مشهور شد

شاه ما خیلی سفارش کرده: فابْک للْحُسیْن
نزدِ ما ایرانیان این جمله اش دستور شد

قبل از آنکه شمر در گودال مذْبوحش کند
بر گلویش نیزه‌ای بوسه زد و منْحور شد

آنقدر خنجر زدند و آنقدر نیزه زدند
که بلاتشبیه مثلِ لانۀ زنبور شد

موقع دفن پدر وقتی پسر ، انگشت را
از زمین پیدا نمود ، اعضایِ بابا جور شد

از دلش اصلاً نیامد بوریا پیچش کنند
اولش نگذاشت ، اما آخرش مجبور شد

شاعر : رضا قربانی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:33 ق.ظ | نظرات()


آینه در آینه تابید عالم شد علی

نفسِ خود را دید خود را دید خاتم شد علی

اولین صبحِ ظهورِ حی اعظم شد علی

حق تماشا کرد خود را تا مجسم شد علی

با علی جان میدهم با یا علی تب میکنم

حرفِ مولا میزنم یا مشقِ زینب میکنم

آنکه اقیانوسِ آرامِ علی شد زینب است

آنکه او آغاز و انجامِ علی شد زینب است

آنکه او معنایِ اسلامِ علی شد زینب است

آن که آمد زینتِ نام علی شد زینب است

ما نمی فهمیم از این اعجاز هیچ

شعرها را ساده تر میگویم اما باز هیچ

او هزاران شیر زن بود او فقط زینب نبود

او ظهورِ پنج تن بود او فقط زینب نبود

سوختن در سوختن بود او فقط زینب نبود

او حسین و او حسن بود ، او فقط زینب نبود

شد تمامِ آیۀ "قالو بلی" وقتی رسید

با نزولش کربلا شد کربلا وقتی رسید

شرح لیلی را اگر منزل به منزل گفته اند

شرحِ این تکلیف را جمعِ مقاتل گفته اند

کعبه را با بودنش در راه محمل گفته اند

گَردِ صحرا نه ، غبارِ پرده را دل گفته اند

به حسینش که دل زینب به دستِ اکبر است

پرده هایِ محملِ زینب به دستِ اکبر است

کشتیِ کرببلا در کربلا پهلو گرفت

خواست تا پایین بیاید آسمان زانو گرفت

تا بیاید جبریئل از شهپرش جارو گرفت

او نه از عباس جان عباس از بانو گرفت

پای او بر زانویِ مردانۀ عباس بود

بعدِ بابا دستِ او بر شانۀ عباس بود

دورِ خود تا دید اکبر را خیالش جمع شد

عون و عبدالله و جعفر را خیالش جمع شد

دید در گهواره اصغر را خیالش جمع شد

بینِ خیمه چند دختر را خیالش جمع شد

دید فوجِ دشمنان را گفت عباسم که هست

نیزه و تیر و سنان را گفت عباسم که هست

ناگهان بی حال شد گودال را وقتی که دید

روضه اش اطفال شد گودال را وقتی که دید

ماتِ استقبال شد ، گودال را وقتی که دید

حرمله خوشحال شد گودال را وقتی که دید

آمد و افتاد بر پایِ برادر بازگرد

جان خواهر جان من نه ، جانِ مادر بازگرد

شامِ غم ای وای ، اکبر را نمیبیند چرا

عون و عبدالله و جعفر را نمی بیند چرا

پشتِ خیمه قبرِ اصغر را نمی بیند چرا

بینِ حجمِ شعله دختر را نمی بیند چرا

 

*تا پا گذاشت رویِ خاکِ کربلا .. دیدن دخترِ علی بی تاب شد .. اجازه بدید یه مقدار برگردم عقب تر ؛ دستور رسید بارها رو پیاده کنید .. اینجا محلِ ریخته شدنِ خون هایِ ماست .. دستور داد خواهرم رو پیاده کنید .. همۀ بنی هاشم ریختن دورِ محملِ زینب ... پردۀ محمل کنار رفت یه نگاه به این سرزمین انداخت .. یه نگاه تو صورتِ حسین .. دید عباس زانو گرفته علی اکبر دست دراز کرده .. خواهرم پیاده شو .. جایی داری پیاده میشی که گردی رویِ چادرت نمی نشینه ... اون وقت این راوی میگه من بودم دیدم .. با چه جلالی زینب پیاده شد .. واقعاً همینطوره از بس که بنی هاشم و محارم زینبُ دورشُ گرفته بودن ، گردِ خاک به چادرش نَنِشست .. اما روزِ یازدهم .. راوی میگه دیدم همه حسینُ رها کردن برگشتن سمتِ دخترِ علی .. چادری که یه ذره خاک روش نشسته نشد .. دیگه جایِ سالمی نداشت .. از جایِ پا پر شده بود ... ای حسین ....

 

صل الله علیک یا مولای یا اباعبدالله

 

مزنیدم مبریدم که در این دشت مرا کاری هست

 

یه جمله دیگه بگمُ التماسِ دعا .. همه رو سوارِ ناقه ها کرد .. یه نگاه به خودش کرد ، یه نگاه به دورُ برش .. دید همه ایستادن دارن دخترِ علی رو خیره خیره نگاه میکنن .. کسی که قامتشُ زن هایِ همسایه هم ندیده بودن .. یه نگاه کرد تو گودال صدا زد : حسین جان نگاه کن بین نامحرمان گیر کردم ..داداش یه کاری بکن .. بابا زینبِ عمقِ جانِ حسینُ نشانه گرفت .. راوی میگه یه وقت دیدم رگ هایِ گلو به تلاطم افتادن .. صدایِ تکبیر از حلقوم بلند شد .. همه صورت ها رو برگردوندن عمۀ سادات سوار شد ... ای حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:20 ق.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

هر دلی خرجِ مسیحایِ محرم بشود

مرده هم باشد اگر ، زنده از این غم بشود

 

چند وقتی ست برایِ تو خودم را نزدم

منتظر بود دلم تا که محرم بشود

 

وای اگر تشنۀ دنیا شوم و در اثرش

عطشِ روضۀ تو در دلِ من کم بشود

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا که اسبابِ عزایِ تو فراهم بشود

 

عرش جارو به رویِ فرش حسینیه کشد

باد مشغولِ تکان دادنِ پرچم بشود

 

ماه در روضۀ خورشید بسوزد چون شمع

اَبر از هُرم لبت بارشِ نم نم بشود

 

در قیامت به ستون‌هایِ جنان تکیه زند

هر که در سینه زنی قامت او خم بشود

 

همه هیچند در این جا همه کاره زهراست

چای حتی اگر او دم بزند ، دم بشود

 

سائل غیرتِ یارانِ شهیدم هستم

تا نصیبم سفر خط مقدم بشود

 

گفت چشمم ز غم جدّ غریبم خون شد

کاش اشکِ رضوی روزیِ من هم بشود

 

*یابن شبیب .. برا هرچی خواستی گریه کنی .. برا حسین گریه کن .. شبِ دومِ .. میگه اومدم دیدم آقام داره گریه میکنه .. زانو بغل گرفته .. آقاجان چشماتونُ گریان نبینم ؟ .. فداتون بشم ، چه خبره؟ .. فرمود پسرِ شبیب مگه نمیدونی محرم شده .. *

 

زِرِهش رفت، عبا رفت، لباسش هم رفت

شب که شد نوبتِ انگشتر خاتم بشود

 

خواهرش رفت مرتب کند او را ، اما

این تنِ پاره محال است منظم بشود ..

 

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:21 ق.ظ | نظرات()


بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ
 فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِر
اً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً 

 اَللّهُمَّ أرنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة واكحل ناظری بنظرة منی إلیه وعجل فرجه

اگر تا قیامت عذابم کنی
از آن به که یکدم جوابم کنی

من آن خار راهم که خواهم چو گل
بجوشانی آنگه گلابم کنی

به سوزی که بر سینه ام داده ای
چنان آتشم زن که آبم کنی

دلم همچو جامی سر دست تو است
بگردان که مست و خرابم کنی

من آن آبِ تلخ گِل آلوده ام
تو خود می توانی شرابم کنی

زِ بند هواها نجاتم ببخش
که در بندگی انتخابم کنی

شدم خاک راه سگان درت
که با این سمت انتخابم کنی

ز تو کم نگردد ، فزاید به من
گر از دوستانت خطابم کنی

بسوزان بسوزان به بادم بده
مبادا به هجران عذابم کنی

کم از ذّره ام بر تو آسان بود
که با یک نگه آفتابم کنی

بر آرم سر از بام هستی اگر
ترابِ رهِ بو ترابم کنی ...

گنه کارتر از همه این منم
نگاهی که غرق ثوابم کنی

شاعر : استاد غلامرضا سازگار




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:36 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ
 فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَلیلاً
 وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً 

 اَللّهُمَّ أرنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة
 واكحل ناظری بنظرة منی إلیه وعجل فرجه 

ز آستانِ تو دورم دلم پر آشوب است
گواهِ من به همین پلک هایِ مرطوب است

فقط به خاطر تو به من آبرو دادند
چنان سگی که به اصحابِ کهف منسوب است

ز من مخواه صبوری کنم به پایِ فراق
که صبر پایِ فراق تو کار ایوب است

دعای خیر تو باعث شده زمین نخورم
چقدر اینکه تو هستی کنار من خوب است

بدون تو همه ی سال را عزاداریم
زمان دوری یوسف عزای یعقوب است

مرا درست کنُ به وصال خود برسان
نمی رسد به وصالت دلی که معیوب است

عریضه دادم و گفتم مرا حرم بفرست
تمام حاجت من در عریضه مکتوب است

غریب کرب و بلا در میان گودال و 
به رویِ پیکر او سنگ و آهن و چوب است




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:05 ب.ظ | نظرات()

ما نسل هایِ زندۀ خون و قیامیم
جان بر کفانِ دین و فرزند امامیم

آیینۀ شفافِ آیین حسینیم
فرزند عاشورایِ خونینِ حسینیم

روز ازل چشم بصیرت باز کردیم
تا قله هایِ معرفت پرواز کردیم

ما را خمینی تربیت کرد از ولادت
یارِ امام هستیم حتی تا شهادت

ما از بصیرت دیدۀ بینا گرفتیم
سرمشقِ خود از حضرت زهرا گرفتیم

ما روز عاشورا حماسه آفریدیم
شمر نه دی را به خاک و خون کشیدیم

ما عرصه را بر دشمن دین تنگ کردیم
ما با یزیدیان ظالم جنگ کردیم

دیدیم آن‌ها بغض دل را چاره کردند
قرآنِ ثاراللهیان را پاره کردند

ظلم و ستم با احمد و با آل کردند
نام حسین را چون تنش پامال کردند

از عترت و قرآن و پیغمبر بریدند
بار دگر خون خدا را سر بریدند

سربندهای سبز را بر سر که بستند
پیشانی سرخ ولایت را شکستند

بابِ سیاه فتنه‌ها را باز کردند
با نور ، جنگ دیگری آغاز کردند

چون خولی و شمر و سنان بدنام گشتند
رسوا ولی رسوای خاص و عام گشتند

سوزاندن قرآن و پرچم یادتان هست؟
رقاصیِ ماه محرم یادتان هست؟

عکس امام و صد جسارت یادتان هست؟
فحاشیِ اهل شرارت یادتان هست؟

سوزاندن محراب و منبر یادتان هست؟
صدها اهانت بر پیمبر یادتان هست؟

تکبیرهای خائنانه یادتان هست؟
نیرنگ‌های آن زمانه یادتان هست؟

روزه خوری در ماه روزه یادتان هست؟
و خِیلِ خاصان رفوزه یادتان هست؟

«نه غزه نه لبنان» شنیدن یادتان هست؟
ظلم و جنایت را ندیدن یادتان هست؟

خون به ناحق ریختن را یادتان هست؟
قصد جنایت بر وطن را یادتان هست؟

کوبیدن اصل ولایت یادتان هست؟
جشن عدو در این جنایت یادتان هست؟

اکنون زمان عبرت از ایام فتنه ست
بیدار باشید مردمان «برجام» فتنه ست

دشمن نقاب دوستی بر چهره دارد
امروز جور دیگری برنامه دارد

امروز حیله‌هایِ مکاران به روز است
دشمن به هر شکلی در فکر نفوذ است

امروز دشمن در نفوذش یک گمان است
فکر نفوذ در مجلس و در خبرگان است

در فکر رخنه در صفوف انقلاب است
فکر فرو پاشیدن اسلام ناب است

امروز دشمن دست خود را باز کرده
یک فتنۀ پیچیده‌ای آغاز کرده

امروز دشمن از خودی‌ها یار دارد
با اصل اسلامِ حقیقی کار دارد

امروز اسلام حقیقی رهبر ماست
هر حرف غیر از این کلاهی بر سر ماست

دشمن تمام عزم خود را جزم کرده
یاران خود را مستعدِ رزم کرده

غافل که ما چندین چراغ راه داریم
قرآن و ثارلله و حزب‌الله داریم

غافل که ملت جان نثار رهبر هستند
جان بر کفانِ زادۀ پیغمبر هستند

غافل که ما با رهبر خود عهد بستیم
بت‌های اهل فتنه را درهم شکستیم
__________
مظهرِ اقتدار،شد نه دی
سندِ افتخار شد نه دی
در هیاهویِ ظلمتِ فتنه
ماهِ شبهایِ تار شد نه دی
همچنان بیست و دوم بهمن
تا ابد یادگار شد نه دی
وحدت و همدلی چه غوغا کرد
در زمستان بهار شد نه دی
در مسیرِ دفاعِ از اسلام
رژه ای مانگار شد نه دی
چهره هایِ پلید را رو کرد
لطفِ پروردگار شد نه دی
هرمنافق که داشت وجۀ دین
چهره اش آشکار شد نه دی
ریشۀ نهروانیان را کَند
غُرش دوالفقار شد نه دی
باحضور حسینیان غیور
بهتر از انتظار شد نه دی
هرکسی که مطیع آقا بود
آمد و جان نثار شد نه دی
انقلابِ بصیرت و غیرت
عزت این دیار شد نه دی
زن و مرد و جوان و پیر همه
حرفشان یک شعار شد نه دی

ما همه از تبارِ زهراییم
همگی جان نثار  مولاییم

ابتدا،انتها،ولیِ فقیه
هادیِ راهِ ما ولیِ فقیه
نائبِ اصلحِ امام زمان
جانشینِ خدا ولیِ فقیه
شد اطاعت از او به ما واجب
بهترین مقتدا ولیِ فقیه
گشته فصل الخطاب ما سخنش
گفته اش رهنما  ولی فقیه
غم نداریم تا علی داریم
علیِ عصرِ ما ولیِ فقیه
آخرِ کار صلح و سازش نیست
وارثِ کربلا ولی فقیه
از تبار بزرگ مرد جمل
نوۀ مجتبی ولی فقیه
نقشۀ عمرو عاص و اولادش
میکند بر ملا ولی فقیه
یک سخنرانی اش بهم ریزد
همۀ فتنه ها ولی فقیه
طبق فرموده هایِ روح الله
وقت برخورد با ولی فقیه
حکم او هر زمان بُوَد حکمِ
نبی مصطفی ، ولی فقیه

ای خدا باش یارِ رهبرمان
تاظهورِ امام و صاحبمان

شاعر : قاسم نعمتی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:57 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات