سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر ایام فاطمیه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


دربارة شکوه ها و غم های جانکاه فاطمه(ع) پیامبر گرامی اسلام(ع) به اصحاب خویش خبر داده و فرمود: «دخترم آن چنان در امواج بلاها و مصیبت ها، غمناک و نگران می شود که دست به دعا برداشته؛، از خدا ارزوی مرگ و شهادت می کند و می گوید:

«پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام، و از دنیا زدگان بلاها و مصائب ناگوار دیدم؛ خدایا! مرا به پدرم رسول خدا متصل فرما و مرگ مرا زود برسان.[1]»

یا الهی! عجل و فاتی سریعاً              لقد تنغصت الحیاه یا مولایی

خدایا! مرگ مرا زود مقرر فرما؛ زیرا زندگی دنیا بر من تیره و تاریک شده است.[2]


[1]           - نهج الحیاه، محمد دشتی، ص 204.

[2]           -همان، ص 197.

منبع: كتاب آتش در حرم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:54 ب.ظ | نظرات()

وقتی حبیبه رسول خدا(ص) از زمین رخت بر بست، و به سوی پروردگارش با دلی خسته رهسپار شد، و پیکر مطهرش درون خاک قرار گرفت؛ در ناحیه ای از بقیع زیر ستارگان بالای قبرش همسر ماتم زده خسته دلش ایستاده، با رسول خدا(ص) آهسته سخن می گفت، و برای زهرای بتول با سوز جگر ناله می کرد، و کلماتی با آه درون  از زبانش جاری بود:

«سلام بر تو، ای رسول خدا! از جانب من و دخترت که  اکنون به سوی تو روی آورده و در جوار تو آرمیده و با شتاب به تو ملحق شده است...

ای رسول خدا! مفارقت دخرت برگزیده ات، صبرم را کاسته و نیروی تحمل مرا ناتوان ساخته... تنها چیزی که این مصیبت را تخفیف می دهد همان مصیبت بس دشوار و ماتم کمرشکن تو است، با دست خود پیکر عزیزت را میان لحد و روی خاک نهادم، و روی سینه و گلوگاه روح شریفت مفارقت کرد. انا للله و انا الیه راجعون.»

و اکنون امانت باز پس داده و ودیعه باز گرفته شد، ولی نه اندوهم پایان پذیرد و نه در تاریکی شب خوابم رباید، تا خدا آن سرایی را برایم برگزیند که تو در آن جای داری.

به زودی دخترت به تو خبر می دهد که چگونه امت برای از میان بردن حقش هم دست شدند، به خوبی از او باز پس و خبر از حال او گیر، با آن که از عهدت چندان نگذشته و یادت از میان نرفته است.

سلام بر شما، سلام وداع کننده، نه سلام کسی که دل بر کنده یا از توقف خسته شده است. پس اگر باز گردم از ملامت و خستگی نیست و اگر اقامت گزینم نه از بدگمانی به وعده خدا به صابران باشد...»[1]

آری، علی (ع) شب ها با سوز دل می رفت کنار قبر زهرا(ع) و در فراق و غم جانسوز او اشک می ریخت و با همان حالت، شب را به صبح می رسانید. و گاهی از سر درد جانکاه می سرود:

حبیب لیس یعدله حبیب

و ما لسواه فی قلبی نصیب

حبیب غاب عن عینی و چشمی

و عن قلبی حبیبی لا یغیب[2]

محبوبی که حبیب دیگری نمی تواند جای او را بگیرد، و برای غیر او در قلب من جایی نیست.

محبوبی که از چشم و جسم من پنهان گردیده، اما محبوب من از قلب من پنهان نخواهد شد.

در جای دیگر چنین درد دل می کند:

ما لی وقفق علی القبور مسلماً

قبر الحبیب فلم یرد جوابی

احبیب ما لک لا ترد جوابنا

انسیت بعدی خله الاحباب

قال الحبیب و کیف لی بجوابکم

و انا رهین جنادل و تراب[3]

مرا چه می شود، در میان قبرها ایستاده ام و به قبر محبوبم سلام می دهم و او جواب مرا نمی دهد!

آی محبوب من! چرا پاسخ مرا نمی دهی؟! آیا پس از مردن و جدایی میان ما، محبتی که میان دوستان است فراموش کرده ای؟

محبوب می گوید: چگون جوابت را بدهم که من اسیر سنگ ها و خاک هستم! امام صادق(ع) می فرماید: «وقتی که علی(ع) قبر را هموار کرد و مقداری آب بر آن پاشید کنار قبر گریان و نالان نشست، عباس(عمویش) آمد، دستش را گرفت و به خانه اش برد.»[4]


[1]              - اما علی (ع)، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج 1، ص 343، و نهج البلاغه، خطبه 200.

[2]             - دیوان منسوب به امام علی(ع)، ترجمه زمانی، ص 89.

[3]             - همان.

[4]            - بیت الاحزان، ص 256.

منبع: كتاب آتش در حرم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:39 ب.ظ | نظرات()

                                     

بیمار چندین روزه ی این خانه دارد

در پیش چشمان علی جان می سپارد

برو مدینه این جا نباش،مرحبا به تو شیعه ی مادری،شیعه مادری ِ،آی اونایی كه با كنایه بهتر گریه می كنید،ببینم با كنایه پیدا می كنید،شخص مورد نظر این بیتُ.

شب ها كنار بستر او یك فرشته

كیه این فرشته؟آی كربلایی ها،گرفتی كیه؟وقتی مادرش می خوابه ،آروم آروم میاد كنار بستر مادر،آروم ملحفه رو از رو صورت مادر كنار می زنه،بابا من دارم  می گم،آروم ملحفه رو كنار میزنه،شما بلند بلند گریه میكنید،مگه شما می دونید زینب چی میدیده؟ خوب چه میكنه این فرشته؟بگم یا نه؟آره میگم شب شهادت ِ،امشب مُردیم هم ،مُردیم،خوب چی می خوای بگی،بگو راحتم كن؟

شب ها كنار بستر او یك فرشته

می آید و زخم تنش را می شمارد

این مشتت رو گره كن بكوب به سینه ات، بگو وای مادر،تا چشمش به  صورت مادر می افتاد،ناله اش در می اومد،تا دستش به بازوی مادر می رسه،اشكش سرازیر میشه،وای از اون زمانی كه چشمش می افتاد به سینه ی مادر.این ها دارن میشنوند بعد هزار و چهارصد سال،طاقت نمیارن،چه كردی با دل علی،بگم رفقا؟

پهلو به پهلو

آدمی كه دنده اش شكسته باشه،نفس كشیدن براش مرگ ِ،وقتی می خواد بخوابه چند نفر باید بگیرن،آروم بخوابوننش،هر وقت می خواد از این پهلو به اون پهلو بشه:فضه،اسماء،زینب نفهمه،بیا،بیایید زیر پهلوم رو بگیرید،این پهلو فقط شكسته نبوده،این پهلو مجروح بوده.

پهلو به پهلو می شود وقتی به بستر

امكان ندارد لاله ی سرخی نكارد

روضه ی بی بی می خونیم اما بعضی ها ناخداگاه میگن حسین،زینب رو این یه زخم پهلو بیچاره كرد،هی لباس مادر رو عوض میكنه،تا مادر پهلو به پلو میشه لباس دوباره غرق خون میشه،اما لا یوم كیومك یا ابا عبدالله،حسین.....

                                     دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:03 ب.ظ | نظرات()

                                 

مولای ِ روضه های معطر بیا بیا

 خورشید ِ نسل های مطهر بیا بیا

ما دل به جذب ِ های نگاه تو بسته ایم

تكرار عشق های مكرر بیا بیا

به خاطر این ناله ها بیا

چقدر منتظرت صبح و ظهر و شب

چقدر دیده ی ما تر بیا بیا

آقا فدای چشم پر از غربت شما

هر چه شكست بال كبوتر بیا بیا

آقا فدای قلب ِ

چه قلبی،این شب ها قلب امام زمان(عج)در چه حالیه؟

آقای فدای قلب ِ پر از سوز و ناله ات

آقا می خوام یه قسمی بدم،نمی تونم همین جوری بگم،

آقای فدای قلب پر از سوز و ناله ات

آقا به دست بسته ی حیدر بیا بیا

دست بسته این ناله رو هم داره،كی باورش می شد یه روز دست علی رو ببندن،این كه از اول شعر میگم بیا بیا،واسه ی خودم نیست،اصلاً من كیم،همه حرفم برا یكی دیگه است، ناله ام برا یكی دیگه است،چرا میگم بیا؟

تا كه بیاوری كمی از اشك های خود

مرهم برای پهلوی مادر بیا بیا

حالا فهمیدی برا چی میگم بیا،بیا با چشم پر اشك بیا،معولاً به چشم پر اشك چی میگن،میگن چشم بارونی،چرا بارون بیاره آقا؟

باران بیار،آب بیاور،

چرا؟ همه یه در ِ، در حال سوختن رو تصور كنن.

باران بیار،آب بیاور،خودت بریز

بر شعله های سركش این در بیا بیا

بیا خودت آب بریز رو در خونه ی مادرت،كی فكر میكرد این در تو آتیش بسوزه،ای وای وای،آخ مدینه یه مرد نداشت این در و خاموش كنه،مدینه  یه مرد نبود بگه،نامردا،اینی كه پشت این در ِ،یه مادر هجده ساله است.یا زهرا........

                                          دانلود مداحی

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:25 ق.ظ | نظرات()

                       

آنان كه قلبشان ز تو رخصت گرفته بود

سربندشان به نام تو زینت گرفته بود

وقتی میرفتیم توی خط مقدم،با تعجب می دیدیم،گونی سربندهارو جلوی چادر،بعضی ها دارن زیر و رو میكنن،سئوال می كردیم،دنبال چی میگردید؟می گفتند:دنبال یك سربند یازهرا،وقتی میریم خدمت مادرمون،سربندمون یا زهرا باشه.

از لحظه‌ای بگو كه شلمچه غرور داشت

صدها محبّ فاطمه در آن حضور داشت

ای مادر سپاه دلیران سخن بگو

ای خالق حماسه‌ی لبنان سخن بگو

از لطف خود بگو به سپاه مقاومت

ای تا همیشه پشت و پناه مقاومت

الجار ثم دار! دعا كن دعا رواست

بانو! نجات مردم بحرین با شماست

ما سال‌هاست مفتخر از یاری ِ توایم

شاگردهای مكتب بیداری ِ توایم

ای روشن از حضور تو چشم و چراغ‌ها

سرمست عطر و بوی تو گل‌های باغ‌ها

باغ اعتبار یافت ز سیر كمالی‌ات

گل درس می‌گرفت ز اوصاف عالی‌ات

هفت آسمان مسخّر عرفان ناب تو

هفت آسمان محیط شهود جلالی‌ات

شب افتخار داشت تماشا كند تو را

در لحظه‌ی نماز، در اوج زلالی‌ات

نور فاطمه، عرش خدارو روشن میكرد،نه خودش،چادرش،نور چادرش هفتاد یهودی رو مسلمون كرد.

می‌رفت آبروی تجمّل میان خاك

تا شهره شد حكایت ظرف سفالی‌ات

باور كن ای بهشت، مثالی نداشتی

باور كن ای تبار، نبوده‌ست تالی‌ات

وقتی دست فاطمه رو تو دست علی گذاشت،فرمودپیغمبر: علی جان اگه فاطمه ام نبود تا قیامت، برات كُفّی پیدا نمی شد،فاطمه تك ِ تو عالم،همتا نداره،نظیر نداره

اما توان حضرت خورشید را برید

صِرف تصوّر سفر احتمالی‌ات

زهرا بنا نداشت كه تنها سفر كند

اما چگونه صبر ز داغ پدر كند؟

می اومد با بابا درد و دل میكرد،بابا جان صبت عَلیّ مصائبٌ لَواَنّها، صبت على الأیام صرن لـیـالـیاً،با سختی دارم تحمل می كنم نبودنت رو باباجان

انگار كه تمام جهان تار و تیره بود

از این شبهای علی بگم

وقتی نگاه او به در خانه خیره بود

گل كرد در قیامت آتش خلیل‌وار

آن سینه كه بهشت در آن‌جا ذخیره بود

وصف خسوف بازوی زهرا نماز داشت

باور نمی‌كنید وضویش جبیره بود؟!

 بالاخره همه چیز گذشت،تموم شد،یه جمله هم از دیشب بگم،بریم سراغ روضه

مانده علی و قصه‌ی پهلوی فاطمه

مانده‌ست با كبودی بازوی فاطمه

هر جور بود غسل تموم شد،آروم آروم نیمه های شب،در خونه باز شد،چند نفر یه تابوتی رو از داخل خونه بیرون آوردند،حضرت حسن زاده ی آملی می فرمودند:بچه ها اجازه گرفتند از امیرالمؤمنین علیه السلام،اذن خواستند،بابا اجازه بده ماهم تشییع جنازه بیاییم،امیرالمؤمنین فرمود بیاید،اما آهسته گریه كنید،نكه صدا گریه ی شما بلند شه،تصور كنید این بچه های قد و نیم قد،پشت جنازه ی مادر، دستشون رو بلند میكردند،وا اُما میگفتند،اما یه وقت سلمان شنید امام حسن علیه السلام داره بلند بلند گریه میكنه،دوید حسن جان،یه خورده آهسته تر،گفت:سلمان دست به دلم نذار،آخه اونی كه من تو كوچه دیدم،حسین ندید،بدن رو آورد كنار قبر،امیرالمؤمنین علیه السلام بدن نحیف و لاغر،فاطمه رو، رو دست بلند كرد،گفت: آی زمین ببین یه مشت پوست و استخون از فاطمه ام بیشتر نمونده،ببین چقدر نحیف و لاغر شده،بدن رو داخل خاك گذاشت،خود علی وارد قبر شد،بدن رو داخل خاك،پهلو رو داخل خاك گذاشت،تا اومد صورت رو ،رو خاك بذاره،چشم علی افتاد به  چشم كبود شده ی فاطمه،شب جمعه است بریم كربلا،اما دلها بسوزه برا اون آقایی كه،تا اومد بدن حسین رو تو خاك بذاره،بجا صورت،رگ های بریده حسین رو ،رو خاك گذاشت.گفتند آقا:یه بدنی هم كنار علقمه رو زمین افتاده،فرمود:بدن عموم اباالفضل ِ،بریم  كنار علقمه،شب آخر روضه،دست بریده،روضه ی دست شكسته رو جمع كنه،یه سئوالی كردن،كاَنّه،نمك ریختن رو  زخم دل آقا زین العابدین علیه السلام،راوی سئوال كرد ،آقاجان،چرا بدن عموتون رو نبردن به دارالحرب،آقا فرمود: بابام میخواست ببره،اما هر جای بدن رو برمی داشت،.....یه جمله بگم،روح همه ی علما،صلحا شاد،این جمله رو ایت الله احمدی میانجی می فرمایند:وقتی ابی عبدالله اومد كنار علقمه، نه تنها دست عباس رو قطع كرده بودن،رسید دید دوتا پاهای عباس رو هم از بدن جدا شده،برا همینه كه قبرش اینقدر كوچیكه،یا اباالفضل.....

                                                     دانلود روضه

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:00 ب.ظ | نظرات()

                                                                       بابُ الحرم

از همه بچه سیدا معذرت می خوام،اما چه كار كنم،باید بگم تا بدونی این حرومزاده تو كوچه چیكار كرد،این فاطمه همون فاطمه ای است، كه از مرد نابینا رو میگیره،هر كی نمی تونه بشنوه گوشاشو بگیره،من كار ندارم، چهل تا نامرد تو كوچه ایستادند،

در بر دیده ی یك شهر زمین می خوردم

هیچ گه فاطمه اینگونه برانداز نشد

من نمی گم یكی بیاد، دست بابام و وا كنه

یكی بیاد مغیره رو از مادرم جدا كنه

آی همسایه ها مادرم حامله است،مغیره با لگداش داره مادرمو می كُشه.هنوز موندم بگم یا نه،یا حضرت زهرا سلام الله علیها،بعضی ها فكر می كنند،با یك لگد در باز شد،نه این جوری فكر نكنی ها،بی بی همسر علی است،علی واره، وقتی بی بی اُمد دم در،با خودش گفت:اگه اینا بفهمند من دختر پیغمبرم، می رند،كاری به كار علیم ندارن،بار شیشه داره،امشب وقتی آقا داره بدن و غسل می ده،دید كف دست زهرا سلام الله علیها رد بریدگیه،مونده این رد خنجر چیه،ام الكلثوم اُمد،بابا من می دونم،آخه اون روز قبل از فضه اُم الكلثوم رسید دم در،گفت:بابا وقتی نامرد در و هل می داد،مادر دو تا دستاش و به در گرفته بود،این  در به محسن نخوره،وقتی دید زورش نمی رسه،یه وقت دیدم از لای در خنجر فرستاد،مادر خنجرو گرفته، در باز شد یه وقت صدای مادر بلند شد،فضه به دادم برس،محسنم و كشتند،هر جا نشستی ناله بزن یا زهرا.

 

                                                        دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:30 ب.ظ | نظرات()

                      

امروزی بود،اسماء بنت امیس اُمد دید خانم با گریه اش واویلا كرده،خانم جان چی شده،كمك كن یه كم نون برا بچه ها درست كنیم،این بچه ها فقط دست پخت منو می خورند،من كه برم دیگه این خونه نه تنور داره ،نه حوصله داره،هیچ كس نه میاد نه می ره،بچه هام گرسنه می مونند،گفت:نون درست كنید،نون درست كردند،نون درست كردن خانم ،جای دست رو نون هست،مادر كه رفت اثر انگشت یه دست،یه دست،.....یه آن بیرون كوچه معلوم شد،می دونی چرا؟چون در كنده شد،نون ها رو پخت ، از همون نون هایی كه به مقداد می داد،خوب می شد،از فردا، پس فردا هر قرص نونی كه می آوردند،بچه ها اول می بوسیدند،جای دست مادره،بوی عطر مادره،ای وای،ای وای،یه فردایی فرمود اسماء بیا كمك كن بچه ها رو بفرست بیرون،خودش مونده و اسماء،اُمد آب كشید اسماء از چاه،شروع كرد خودش رو شستن،كمك كن،خانم جان چه اصراریه،لباس تمیزتر بیار،چه اصراریه،فرمود امشب تاریكه ،تو تاریكی شاید علی خون و نبینه،خون هایی كه خشك شدن زودتر می شورم،آقام اذیت نشه،آقام عذاب نكشه،لباس و كه می خواستند بیرون بیارن،آستین و پاره كردند،آخه دست ورم كرده،ای وای،این قدر بین  راه رفتن و ماندن،نمان،بمان،بمان،بعد اُمد تو خونه بستر و پهن كرد، شروع كرد گریه كردن،خانم دیگه چی شده،حالتون كه بهتره،این و خانم ها گوش كنند،فرمود: من می ترسم فردا منو می خوان تشییع كنند،حجم بدنم معلوم بشه،تازه كی ،خانم،مثل اینكه پوستی رو استخون كشیدند،همین  خانم جان،ما تو حبشه كه بودیم،تو فارس یه تابوت درست می كردند،به این صورت،رفت چند تا چوب تابوت آورد،كند از جارو،چید بغل هم،یه پارچه هم دورش كشید،خانم یه لبخند زد،فرمود:به این دست نزن،علی بیاد نشونش بدم،برام همین و درست كنه،حالا غافل از اینكه، چوبایی كه برا گهواره محسن آماده شده بود،علی داره از اونها تابوت درست می كنه،ای وای،همه وصیت هاشو كرد،فرمود پسر عمو می خوام ،بقیه عمرم و خوب استفاده كنم،بهترین استفاده رو از این چند ساعت باقیمانده بكنم،چیكار كنم،فرمود پسر عمو بشین در و ببند،بشین تا من هستم برا حسین گریه كنیم،آخه بابم گفته،یه روزی میاد بچه مو با لب تشنه سر می برند،بچه هاشو اسیر می كنند،تو هم شنیدی كه،می گن زینب و می برند، نمی دونم بودی یا نبودی بابام گفت:سرش و می زنند روی نیزه،موی حسین،امروز یا فردایی گفت :حسین جان بیا مادر،می خوام موهاتو شونه كنم،چند روزه خاك تو موها رفته،به غیر مادرم عادت ندارند،بدن موهارو شونه كنه،هی گفت:الهی مادرت بمیره،مگه تو مادر نداری خاك رو موهات نشسته،نیاد اون روزایی كه كاكلت به هم بخوره،كسی از راه رسید پنجه در كاكل آهوی من زد،یه پیرهن برات دوختم دادم دست خواهرت،ای حسین......

                                                دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:36 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic