سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر انلود
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



ای که دلخوشیِ روزگارِ منی
دورم از تو ولی تو کنارِ منی
عمریِ با دلم خیلی راه اومدی
حتی یک دفعه هم منو پس نزدی

کاری کردی ،
دیگه هیشکی به چشمایِ خستۀ من نمیآد
کاری کردی ،
دلِ من میخواد هرجوریِ به چِشِ (م) تو بیاد
کاری کردی ،
با تمومِ بدی دلم از تو خودت رو می خواد

دستام خالیِ ، دستامُ بگیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..
________________
گر کسی ندونه ، من که خوب میدونم
به خدا به شما ، خیلی مدیونم ..
با تو حسِ دلم ، حسِ زندگیِ
راهِ کربُبَلا ، راهِ بندگیِ ..

کاری کن تا ،
که دلایِ ما از همه غیرِ تو خالی بشه
کاری کن تا ،
آقا سینه زنت تو مسیرِ تو راهی بشه
کاری که تا ،
دلِ مهدیِ فاطمه از ما راضی بشه

آقایِ منی من هم یه فقیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..

دستام خالیِ ، دستامُ بگیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..
________________
کم نزاشتی برام ، دلخور از خودمم
نگرانم آقا  از جدا شدنم ..
گریه هامُ ببین آبرومُ بخرم
دیر شده سفرم ، کربلام تو ببرم

دوست دارم ،
بزا سایۀ تو همیشه باشه رویِ سرم
دوست دارم ،
بیرونم کنی جایِ دیگه ندارم که برم
دوست دارم ،
فقط حرفِ دلم رو میارم آقا تو حرم

 بینِ زائرات ما رو بپذیر آقا
محتاجِ توام یا نعم الامیر آقا

دستام خالیِ ، دستامُ بگیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..
________________
کاری کردی ،
دیگه هیشکی به چشمایِ خستۀ من نمیآد
کاری کردی ،
دلِ من میخواد هرجوریِ به چِشِ (م) تو بیاد
کاری کردی ،
با تمومِ بدی دلم از تو خودت رو می خواد

دستام خالیِ ، دستامُ بگیر آقا
محتاجِ توام ، یا نعم الامیر آقا ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:32 ب.ظ | نظرات()


*شبِ زینب و شبِ عقیله ی بنی هاشم ‌.. شبِ اوج زینبِ .. شبِ دوطفلانِ زینبِ .. یادِ همه ی مادرانِ شهدا بخیر .. خیلی قدرِ مادراتونُ بدونید ، اگه میخواید لذتِ اشکِ بر ابی عبدالله رو خدا بهتون بچشونه ، بعد از هر روضه دستِ مادرتونُ ببوسید*

 

از ازل خورشید انور زینب است

حافظ الله اکبر زینب است

پیکر اسلام‌ را سر زینب است

حیدر کرّار دیگر زینب است

بعد زهرا روحِ کوثر زینب است

 پیش پایش آسمان خم می شود

مرجع تقلیدِ مریم می شود

کعبه ی غم های عالم‌ می شود

آیت الله معظم می شود

محشرِ صحرای محشر زینب است

 یک‌ زن اما لشگری را صف شکن

یک‌ تنه بابُ المرادِ پنج تن

تکیه بر این شانه ها دارد حسن

ذوالفقاری دارد از جنسِ سخن

منبری ها ! جان‌ِ منبر زینب است

 از امام‌ خود حمایت می کند

از گنهکاران شفاعت می کند

گاه در میدان قیامت‌ می کند

گاه در خیمه عبادت‌ می کند

مادری از جنس‌ خواهر زینب است

 در خطرها بال و پر را می دهد

می رود خونِ جگر را می دهد

موقع پیکار سر را می دهد

پایِ عشقش دو پسر را می دهد

فانیِ عشقِ برادر زینب است

 ای غریبِ کربلا جانم فدات

نه پسر ! دو نوکر آوردم برات

این دو تا خاک‌ اند خاکِ زیر پات

سهم‌ من‌ را هم‌ بده از کربلات

بین‌ِ خیمه زار و مضطر زینب است

 مادری وقتی که دارد دو پسر

با خودش هم‌ تیغ دارد هم‌ سپر

امنیت دارد به هنگام خطر

کی‌ می افتد بر‌ زمین بین گذر

روضه خوان‌ِ داغ مادر زینب است

 این دو تا هستند ؛ شأن من به جاست

حرمتم ضربُ المثل در کربلاست

دور از من چشم های بی حیاست

چادرِ زینب کجا در زیر پاست ؟!

در حفاظ دو دلاور زینب است

 هر دو تا سیراب از یک باده اند

این دو آقا زاده حیدر زاده اند

تا ابد بر عشق تو دل داده اند

اذن میدان را بده آماده اند

نه نگو ! امید آخر زینب است

 تو نرو گودال ! این ها می روند

هر دو با سربندِ زهرا‌ می روند

زیر شمشیر و سنان ها می روند

جان‌ِ من‌ غصه نخور تا می روند

غصه دارِ دیده ی تر زینب است

 بهتر این که وقت غارت نیستند

 

*رسید خدمت امام مجتبی عرضه داشت آقا چرا انقدر زود موهای سر و صورتتون سفید شده ؟! .. حضرت یه تاملی کرد ، فرمود ما اهل بیت زود پیر میشیم .. (آره والا چی بگه والا ؟!!) بگه اگه جلو چشمات مادرت رو زمین افتاد بود ، تو جوون میموندی ؟! .. اونم مادری مثل مادرِ من .. مادر من که حوریه بوده .. آی مردم ، حوریه وقتی برگِ گل رو صورتش می افته ، از لطافت صورت حوریه جا می افته .. نامرد تو کوچه جلو چشم من چنان به مادرم سیلی زد ...

 حسین جان ؛ نکنه میخوای بچه های من شاهد باشن ، اون ساعتی که من میام تو گودی قتله گاه .. راوی میگه دیدم خودشُ انداخت رو بدنِ حسین .. هیشکی دیگه باقی نمانده بود .. دو سه تا دختر بچه با زینب آمده بودند ، جنگ تا غروب طول کشیده بود ، همه گفتند این خانم مزاحم ماست .. ملا قادر راوندی مقتل نویسه ، میگه انقدر با لگد زینبُ زدن .. بی بی رو از گودال انداختن بیرون .. خوب شد بچه هات ندیدن خانم ...*

 

بهتر این که وقت غارت نیستند

می روم‌ وقتی‌ اسارت نیستند

می خورم سیلیِ غربت نیستند

وقت‌ تقسیم غنیمت نیستند

موقعی که بین لشگر زینب است

 شاعر : سید پوریا هاشمی

 

*بچه ها اومدند مقابل ابی عبدالله حضرت یه نگاه کرد به سرو پاشون یه دفعه حسین گریه کرد .. فرمود: برگردین پیش مادرتون . اومدن مقابلِ مادر هی پا به زمین میکوبیدند .. مادر چه عیبی در ما دیده حسین .. تو سفارش کن .. کفن به تنشون کرد .. خودش براشون شمشیر حمایل کرد .. گفت یه رمزی بهتون میگم ، یه قسمی .. اگر رفتید خواست برتون گردونه ، بگید مادرمون گفته به حق مادرت ..

 اذن گرفتند رفتند "نحن ابنا الزینب" گفتند جنگ کردند ، این دو تا آقازاده رو سنگ باران و تیر باران ، بدن هاشون افتاد .. اما زینب بیرون نیامد .. بچه ها رو تو خیمه ی دار الحرب آوردن .. گذشت قافله اومد مدینه ، عبدالله صدا کرد خانم چرا نرفتی استقبالشون ؟! صدا زد عبدالله از گوشه ی خیمه نگاه میکردم .. دیدم با یه خجالتی بچه هارو داره میاره ...*ای حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:22 ب.ظ | نظرات()

مردی می آید که از دور
بی قراره ، تک سواره ...
دل رو غارت میکنه ، با یک اشاره

ذوالفقارِ علی رو داره
شهریارِ ، آروم نداره
در وفا،غیرت،شجاعت مقتدایش علمدارِ

او خواهد آمد ...
دلا رو بی سامون کنید
او خواهد آمد ...
جاده رو گلبارون کنید
او خواهد آمد ...
سفر به جمکرون کنید

یاباصالح مدد یا اباصالح ...

مردی می آید زمهتاب
در نقابِ،عشق نابِ
به زمین و آسمون و فلک می تابه

از تبار قوم آبِ
مستجابِ ، اربابِ
ذکر لبهاش کنارِ کعبه،یا حیدر ابوترابِ

او خواهد آمد ...
عالَمُ با صفا کنید
او خواهد آمد ...
براش خدا خدا کنید
او خواهد آمد ...
برا فرج دعا کنید

یاباصالح مدد یا اباصالح ...

مردی می آید زِ خورشید
نورُ العینِ،شور و شینِ
پرچم دوشش لثارات الحسینِ
عیدیِ زهرا و حیدر
یه سفر ، بین الحرمینِ ...

او خواهد آمد ...
کربلا با صفا می شه
او خواهد آمد ...
خاک بقیع طلا می شه
او خواهد آمد ...
اون جا حرم به پا می شه

یاباصالح مدد یا اباصالح ...

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:18 ب.ظ | نظرات()

صد دانه یاقوت دسته به دسته

بَر رویِ دستُ پایم نشسته ...

*بابا وضع ما رو بیا ببین*

صد داغ دیده دسته به دسته

کنجِ خرابه یک جا نشسته

*بابا همچینم زیور آلاتِ منو نبردن،نبردن؟خانم خلخال داری؟*

خلخال دارم بر ساقِ پایم

یاقوت ریزد از دست هایم

از پای تا سر یاقوت دارم

می ریزم آن را در پایِ یارم

در دست مردیست یک گوشواره

یاقوتِ بر آن از گوشِ پاره

یاقوت جاریست از چشم هایم

شد دامنم پُر از اشک هایم

من دست بندِ تازه نبستم

رنگین کمان است بر رویِ دستم

*رنگای رنگین کمون چیه؟بنفش،نیلی،آبی،سبز،زرد،نارنجی،قرمز ...*

صد دانه یاقوت دسته به دسته

بَر رویِ دستُ پایم نشسته ...

صد سنگ از بام،دسته به دسته

بر صورتم خورد من دست بسته

امروز طفلی خنده به لبهاش

می رفتُ دستش در دست باباش

چیزی نگفتم او سنگ برداشت

*بابا بخدا من چیزی نگفتم ... میدونی که ما اصلاً حرف بد نمی زنیم ، بابا تفریحشون شده میان از بیرون خرابه سنگ میزنن ...*

چیزی نگفتم او سنگ برداشت

یاقوتِ سرخی رویِ سرم کاشت

فریاد زد گفت من اهلِ شهرم

بابا نداری من با تو قهرم

*بابا نداشتن یعنی اینقدر بده؟ ...*

خوابم گرفته ، طاقت ندارم

جایِ گُلِ سر ، سر درد دارم

*سرم سنگ خورده ، چوب خورده ، سیلی خورده ... بچه رو بخوان بزنن نشونه نمی گیرن ، اینقد سر بچه است،به هر جا خورد،خورد ... مشت خورده ... تو بیابون که گیرش انداخت ، هی دستش رو بالا گرفت ، دید نمیشه ، دو تا دستاش رو با یه دست گرفت ... سر دَرد دارم ...*

آتش بریزند از بام تا کی

تحقیر تا چند؟دشنام تا کی؟

*بابا حالا زدن ها یه طرف،اینقدر حرفایِ بد زدن ... من از این حرفا نشنیده بودم ...*

یادم نرفته ، خونه ، مدینه

که خواهرم بود بانو سکینه

کوچه به کوچه دشوار رفتیم

بابا ندیدی بازار رفتیم ...

دامان مرگم میگیرم امشب

آیی نیایی میمیرم امشب

*شبِ آخرش کاری کرد،خرابه دوباره کربلا شد ... فاطمه سلام الله علیها مادرش هم همینطوری بود ، روزِ آخر ، بچه هاش رو استحمام کرد،حسن و حسین و زینبینش رو ، لباس تمیز تَنِشون کرد ... خمیر درست کرد ، نون درست کرد ... همه گفتن الحمدالله مادر خوب شده ...

همیشه اینطوریِ ، اونایی که از دنیا میرن ، روز آخر خوب خوبا اینجورین ، لبخند رو لبشونه ، خدا همه مریضا رو شفا بده ، کار فقط دست حضرت رقیه است ، امام زمان کمک کنن من این روضه رو بخونم ، صبح به صبح بلند شدی بعد از نماز صبحت ، دستتُ رو پیشونیت بذار یه جمله بگو : وای عمۀ امام زمان رو زدن ...

روزِ آخر ، رقیه یه رفتاری کرد شب آخر اصلاً همه رو کُشت ، روزِ آخر خیلی از صبحش آروم بود ، دیدی یه نفر تو فکر فرو میره ؟ دیگه هیچ حرفی نزد ، خواهراش اومدن ، عمه هاش اومدن ، زبانحاله دارم میگما : گفتن قهری؟ بابات میاد ...

به خواهر بگو چی شده ، حالت خوبه؟... خوب ، تو چرا حرف نمیزنی ؟ یه چیزی بگو ... کُشت همه رو ، آخرش دادش در اومد ، عمه جان ! ناراحتیم سر اینه:*

من که جدم علی به وقتِ نماز

داد انگشتری به اهلِ نیاز

مادرم فاطمه سه لیلُ و نهار

نانِ افطار خویش کرد ایثار

من خود آن گوشوار میدادم

دُرّ به آن نابکار میدادم

پس بگو تازیانه کم بزنند

دخترم ، دخترانه ام بزنند ...

*صورتمُ نگاه کن ، امشب بابام میاد چی بگم ؟ ای وای ...*

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:07 ب.ظ | نظرات()

اَللّـهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ

*پدری آمده آخر ببرد دختر را ...

بچه از بس ضربه خورده دیگه نمیتونه راه بره*اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِکَ*حمدت چیه؟! آخه میگه:*

گرمصیبت اعظم است،اغراق میخواهد چه کار؟!

باتصور میکشد،مصداق میخواهد چه کار؟!

گیرم آمد ابری از فصل کبودی بر رخش

ذات خورشید است او،اشراق میخواهد چه کار؟!

از دویدن های پی در پی میان سلسله

او خود افتاد از نفس،شلاق میخواهد چه کار؟!

غنچه ای که بانسیمی ساقه اش خم میشود

ضربه های بی هوای ساق میخواهد چه کار؟!

ای حسین ...

اَللّـهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِک وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ*دلم نیومد این رو براتون نخونم،باور کنید نگفته و ندونسته یه هو من مدیون میشم،شما نمیدونی من چی میخوام بخونم!به خاطر همین میخونم مدیونتون نمیرم،میگه:*

شوق سوغاتی ندارم ای پدر زحمت نکش

موی از دم سوخته سنجاق میخواهد چه کار؟!

*من یه خواهشی دارم از دختر خانوما کوچیک و بزرگ امشب تا آخر مجلس سنجاق سرت رو باز کن،موهات پریشون باشه ...*

موی از دم سوخته سنجاق میخواهد چه کار؟!

وَاَیْقَنْتُ اَنَّکَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ،وَاَشَدُّ الْمُعاقِبینَ فى مَوْضِعِ النَّکالِ وَالنَّقِمَةِ،وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرینَ فى مَوْضِعِ الْکِبْریآءِ وَالْعَظَمَةِ،اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِکَ وَمَسْئَلَتِکَ، فَاسْمَعْ یا سَمیعُ مِدْحَتى*فاسمع یا ابتا ... بشین برات بگم بابا،از روزی که رفتی چه حرفای بدی شنیدم ...*وَاَجِبْ یا رَحیمُ دَعْوَتى* گوشه ی خرابمون خوش اومدی مثله بابات به یتیما سر زدی*وَاَقِلْ یا غَفُورُ عَثْرَتى،فَکَمْ یآ اِلهى مِنْ کُرْبَة قَدْ فَرَّجْتَها،*من از غصه نجات پیدا کردم،قشنگ روضه رو تو دعا ببین*

عمه میگفت که میدونی دخترم

که چقدر بین همه دوست دارم

تو که نوری و تو قلب همه ای

شبیه مادرمون فاطمه ای

وَهُمُوم قَدْ کَشَفْتَها،وَعَثْرَة قَدْ اَقَلْتَها، وَرَحْمَة قَدْ نَشَرْتَها،وَحَلْقَةِ بَلاء قَدْ فَکَکْتَها،

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ،وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً*یه چیزی بگم تا حالا نگفتم یادگاری بمونه: بابا،امروز که با عممون نماز میخوندیم دخترای شامی منو مسخره میکردن ، میگفتن ببینید این بچه همش تو رکوع داره نماز میخونه ... هر کی فهمید، فهمید!! دیگه بازش نمیکنم ...*

امروز دختری سر ویرانه کج نشست

میخواست تا ادای مرا در بیاورد ...

اَلْحَمْدُ للهِِ بِجَمیـعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا، عَلى جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْکِهِ، وَلا مُنازِعَ لَهُ فى اَمْرِهِ،اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى لا شَریکَ لَهُ فى خَلْقِهِ،وَلا شَبیهَ لَهُ فى عَظَمَتِهِ*این بنده ی آلودتو قبول میکنی؟میذاری من بندگیتو کنم؟بسه این ور اون ور رفتم،امشب رقیه خانوم دست منو تو دست تو میذاره*

اَلْحَمْدُ للهِِ الْفاشى فِى الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَحَمْدُهُ، اَلظّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ، اَلْباسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ،

اَلَّذى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ*یابن الحسن!این شبا ما تورو اذیت میکنیم باروضه*وَلا تَزیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطآءِ اِلاَّ جُوداً وَکَرَماً، اِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْوَهّابُ،اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ قَلیلاً مِنْ کَثیر مَعَ حاجَة بى اِلَیْهِ عَظیمَة، وَغِناکَ عَنْهُ قَدیمٌ، وَهُوَ عِنْدى کَثیرٌ، وَهُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسیرٌ،اَللّـهُمَّ اِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبى، وَتَجاوُزَکَ عَنْ خَطیئَتى،وَصَفْحَکَ عَنْ ظُلْمى،وَسَتْرَکَ عَلى قَبیحِ عَمَلى، وَحِلْمَکَ عَنْ کَثیرِجُرْمى*خدایا هی منو بخشیدی از گناهم درگذشتی،ظلمم رو ندیده گرفتی،ستر قبیحم رو کردی،با جرمم با حلمت برخورد کردی،هی میگی* عِنْدَ ما کانَ مِنْ خَطَأى وَعَمْدى*این کارا رو با من کردی بخاطر همینم امشب آمدم در خونت ...اَطْمَعَنى*طمع کردم بهت گفتم منو میبخشه،یکی در گوشم گفت:آخه این همه گناه کردی؟گفتم:میبخشه* اطمعنی؛فى اَنْ اَسْئَلَکَ مـا لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْک ...

                                دانلود مناجات



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:19 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات