سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر امام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


"السلام علیک یا بنت رسول الله

السلام علیک یا زوجة ولی الله"

 *بی بی سلام...خوش به حال اونایی که الان تو راه نجف و کربلان؛هی صدا میزنند:بی بی سلام...اگه نمیتونیم اربعین یا وقت دیگه بیایم کنار قبر بی شمع و چراغت،ملیون ها نفر دارن میرسن کربلا،نگهدار زوار پسرت باش..."

بی بی سلام محفل روضه شروع شد

بی بی جان ما از بچگی از روضه خونا اینطور شنیدیم:اگر مدینه بین در و دیوار به شما جسارت نمیکردند کسی جرات نمیکرد کربلا این طور کنه...جا مونده ها،بدبخت بیچاره ها رفقاتون رفتن کربلا،دوباره من جا موندم،همه رفتند کربلا...

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

خوش به حالتون که رفتید کربلا...

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین...

حسیییین جان....

پدر خاک کجایی؟ پسرت خاک نشد...

مادر آب کجایی؟پسرت آب نخورد...

وقتی اسب برگشت سمت خیمه ها نازدانه ابی عبدالله آمد یه سوال کرد:"یا جواد ابی هل سُقیَ ابی ام قتلوه عطشانا؟"

حالا بریم هم نوا با زائرین اربعین امام حسین؛ببینیم جابر وقتی آمد کربلا چه کرد؟چطوری زیارت کرد؟عمادالدین طبری در بشارت المصطفی نقل کرده؛عطیه میگه:" خَرَجتُ مَعَ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِیِّ زائِرَینِ قَبرَ الحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام،"من و جابر به قصد زیارت امام حسین راه افتادیم "فَلَمّا وَرَدنا کَربَلاءَ"وقتی به کربلا رسیدیم؛" دَنا جابِرٌ مِن شاطِئِ الفُراتِ فَاغتَسَلَ"رفت کناره ی فرات غسل کرد*چی میشه منم دوباره برم کربلا؟آخه رفقام همه رفتند،غیر از کربلا خبری نیست...حسین جان! اگه نتونستم بیام تقصیر خودم بود؛نتونستم خودم رو از قید و بند گناه آزاد کنم؛ اشکال نداره استغفار میکنیم:استغفرالله ربی و اتوب الیه...بالحسین الهی العفو...یه بار دیگه منو ببر...الهی العفو*جابر رفت غسل کرد،پیراهن و لباس تازه به تن کرد،عطیه عطر همراه داری یا نه؟خودش رو خوشبو کرد،آداب زیارت رو یکی یکی رعایت کرد،گام ها رو کوتاه برداشت،ذکر خدا میگه؛به قبر امام حسین که نزدیک شدیم به من گفت:عطیه دست من رو روی قبر بگذار(خوش به حال اونایی که رفتند کربلا،آخه اربعین بار عامه،همه رو راه میده؛ببین من چی بودم که جا موندم...یه مشت بیچاره دور هم جمع شده...به حق مادرت...همون خانومی که بین در و دیوار صدا زد یا ابتا هکذا یفعل بابنتک...ببین با دخترت چه میکنند.‌..با ما میخوای چه کنی؟یه عمری در خونت بودم...آبروریزی کردم میدونم اما من اینو  باور دارم مال بد اول و آخرش برای صاحبش میمونه؛اگه منو نخری کسی به من نیگا نمیکنه...تو اگه منو دور بندازی من دیگه به دردی نمیخورم...بازم میگم،هزار بار میگم خوش به حال اونایی که رفتن کربلا...دیگه از خودم خسته شدم...یه فکری بکن...بدبخت،بیچاره ها کجا دارن برن؟انقدر کریم هستی  که نمیشه گفت الان سرت به زائرات گرمه،ما رو هم نیگا میکنی...مگه نه؟! ما رو هم زائر خودت حساب میکنی؟مگه نه؟ما امشب با مادرت اومدیم در خونت رو بزنیم...امشب مادرمو آوردم،بزرگترمو آوردم در خونت...)عطیه دست منو روی قبر بگذار." فَخَرَّ عَلَى القَبرِ مَغشِیّا عَلَیهِ "یه وقت بیهوش روی قبر افتاد" فَرَشَشتُ عَلَیهِ شَیئا مِنَ الماءِ"عطیه میگه روی صورتش آب ریختم" فَلَمّا أفاقَ"

وقتی به هوش آمد،سه مرتبه یا حسین گفت؛" ثُمَّ قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ"ای دوست چرا جواب دوستت رو نمیدی؟ *ای حبیب دل ها حسینم...خودش جواب خودش رو داد...* "ثُمَّ قال: وأنّى لَکَ بِالجَوابِ"حسین جونم چطور جوابم رو بدی؟"قَد شُحِطَت أوداجُکَ عَلى أثباجِک"حال آنکه خون رگ هات روی شانه های مبارکت ریخت  "وفُرِّقَ بَینَ بَدَنِکَ ورَأسِک"*ای سر بریده ی فاطمه... *



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:29 ب.ظ | نظرات()

صَلَّى اللهُ عَلَیْکَ یا مَظلوم یا اَباعَبْدِاللَّهِ ،وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّه آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ما هیچ نبودیم ولی قسمت ما کرد

با پای پیاده سفر کرببلا را

*"حسین جان....."میدونی ان شاءالله نتیجه ی این حسین گفتن ها رو کی می بینی؟ درروایت میگه:مادر سادات وقتی میخوان وارد بهشت بشن،توقف می کنند،پشت سرشون رو نگاه می کنند، هر چی میگن:خانم وارد بهشت بشین،بهشت رو برای شما آماده کردن، همه منتظر قدوم شما هستن،بی بی پشت سرش رو نگاه میکنه،میگه: تا بچه هام وارد نشن من وارد نمیشم،تا محبینم وارد نشن من وارد نمیشم،تا گریه کن های حسین وارد نشن من وارد نمیشم. تصور کن این منظره روهمه تون دور فاطمه ی زهرا حلقه می زنید ان شاءالله.

کامل الزیارات مینویسه:وقتی دور فاطمه حلقه زدی،فاطمه ی زهرا شروع میکنه روضه ی حسین رو خواندن.تصور کن توی صحرای محشر شما بشید گریه کن،فاطمه ی زهرا بشه روضه خوان، میدونی روضه خواندن مادرت فاطمه چه طوره؟ یه وقت نگاه میکنی می بینی پیراهن خونی حسین رو روی دست بلند کرده. حسین جان.......

پیاده روی اربعین وقتی چند کیلومتری راه میری،به پاهات فشار میاد، کف پات تاول میزنه، هر چند تا موکبی یه عده آماده اند زائرها بیان، خستگی ِ زائرها رو در کنند، پذیرایی کنند، مرهم به کف پای این بچه ها بگذارند، حالا تصور کن آدم بزرگ،جوان،نیرومند، این طور تحلیل میره،اما دلا بسوزه برا بچه های حسین،حسین....نمیگذاشتن پا به پای بزرگترها راه برن،زن و بچه رو با طناب به هم بسته بودن،این بچه ها روی زمین می افتادن با تازیانه بچه هارو بلند می کردند، آی بمیرم براتون،کسی نبود این بچه هارو تحویل بگیره،کسی نبود مرهم به پای این بچه ها بذاره،آی حسین....

وقتی جابر رسید کنار قبر مطهر ابی عبدالله، دست رو قبر گذاشت،خودش رو روی قبر انداخت،شروع کرد اشک ریختن و ناله زدن،شروع کرد با حسین در و دل کردن، اینقدر ناله زد بی هوش شد، کنار قبر روی زمین افتاد، آب به صورتش پاشیدن، جابر رو بلند کردن، اما بگم جابر کجا بودی وقتی زینب اومد وارد گودال قتلگاه شد؟ عجب زیارتی کرد از بدن حسین، جابر آب رو صورتت ریختن بلندت کردن،اما کجا بودی بچه های حسین رو با چه وضعیتی از بدن مطهر جدا کردن؟"فَاجْتَمَعَتْ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرَاب" سکینه رو چه طور از بدن حسین جدا کردن، با تازیانه و کعب نی،حسین.... گفت:داداش!*

گودال پر از خون شد و ما سوی مدینه

رو کرده و گفتیم رسول ِ دو سرا را

"یَا جَدّا، صَلَّى عَلَیْکَ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ هَذَا الْحُسَیْنُ بِالْعَرَاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ وَ بَنَاتُکَ سَبَایَا"

*داداش این منو داره میکشه*

افسوس کمی رحم نکردند و ربودند

پیراهن و عمامه و نعلین و عبا را

جان از تن ما رفت در آن لحظه که دیدیم

چوب و لب و دندان ِ تو و تشت طلا را

* این بچه ها همه نشسته بودن یه گوشه ای از مجلس، بچه هایی که رنگ رخسارشون رو آفتاب هم ندیده، این بچه ها پشت مخدّرات، خودشون رو پنهان کرده بودن با این معجر پاره ها سرها رو پوشونده بودن، اما یه وقت دیدن ده ساله ی حسین رو پنجه ی پا بلند شده، یه جا رو داره نشان میده، هی میگه: عمه جان زینب! عمه جان نگاه کن سر بابام حسین ِ، دارن با چوب خیزران به لب و دندان بابام حسین،حسین...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:48 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداًما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

*مثل اونایی که الان رسیدن کربلا،مثل زائرایی که با پاهای آبله زده الان رسیدن روبرو حرمش،مثل جابر که اومد کربلا سلام کرد؛مثل زینب که هر طرف رو که نگاه میکنه یاد یه خاطره می افته؛دستت رو روی سینه بگذار،تو آقای کریمی، درسته من نیومدم کربلا،درسته تقصیر خودمه،بند تعلقات شدم،سفر کربلا رو از دست دادم*

"اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

آقا رسید قافله ای از غم سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن آمیز

*همینجا به گلوی نازک برادرم تیر سه شعبه زدن،همینجا دستای عموم رو جدا کردن*

همینجا رسید قافله ای از غم سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن آمیز

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

*همینجا مادرم صدا زد بنیّ بنیّ،همینجا منِ زینب ایستاده بودم یه وقت آسمان تیره و تار شد"اعوذ بالله من الشیطان الرجیم،یا ایتها النفس المطمئنه"

شمر مرو به قتلگه،فاطمه میکند نگه

حسین ....*

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

به بوی پیرُهنی هر کدام میگیرند

یکی بهانه ی یوسف،یکی سراغ عزیز

یا گرگ های تاخته بر یوسف حجاز

ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود

این حرف های مرثیه خوانان دروغ بود

یا گرگ های تاخته بر یوسف حجاز

مانند گرگ قصه ی کنعان دروغ بود

*خودم دیدم،خودم دیدم،پیراهن یوسف منو بردند،همینجا*

صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت

صدای شیون خواهر،برادرم بزخیز

*حسینم خسته آمدم،مو سفید آمدم،شرمنده آمدم،خرابه ی شام یادگارت رو جا گذاشتم*

غریب و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

چنان شدم که تو میخواستی دم رفتن

ندید اشک مرا این جماعت خونریز

*الان دلم میخواد کنار قبرت،های های گریه کنم*

چقدر شام وکوفه بچه هات روکتک زدن اما...

من برگشته از رسالت انجام داده ام

*کار تو رو تکمیل کردم حالا آمدم کنار مزارت*

زبان حیدریم دم به دم قیامت بود

نگاه فاطمی ام شعله های رستاخیز

اگر چه دست مرا بسته بود دشمن تو

اسیر من شدم و او نداشت راه گریز

هراس دشمنت از محکمات قرآن بود

نداشت چاره و برداشت خیزران ز ستیز

*یه وقت صدا زد:"یا یزید مهلا مهلا، منتهیا الی سنایا ابی عبدالله" این لب و دندان رو پیامبر میبوسید"*

برادرم

توسنگ خورده ای،آری!شکسته ای، من هم

توشعله ور شده ای،داغ دیده ای،من نیز

تو را قسم به نماز نشسته ی مادر

رسیده جان بر لبم آه جان من برخیز

*حسینم یادت میاد یه روزی با برادرم،حسنم،وارد خانه شدی صدا زدی اسما مادرمون کجاست؟"یااسما مایُنیمُ امِّنا فی هذه الساعه"مادر ما این وقت روز نمیخوابه،اسما زد "یَاابنَی رسول الله لیست اُمِّکما نائمَه"مادرتون نخوابیده "فقد فارِقَکِ الدنیا"دیگه بی مادر شدید آقازاده،حسینم یادت میاد وارد شدی داخل حجره،حسنم خودش رو روی بدن مطهر مادر انداخت صدا زد" یا اماه کَلِّمینی فانا ابنک الحسن"مادر با من حرف بزن،دارم جون میدم؛حسینم یادت میاد صورت کف پای مادر گذاشتی صدا زدی"یا اماه کلمینی"حسینم بذار یه خاطره دیگه برات بگم؛یادت میاد جلو چشم بابام مادر ما رو میزدن؟*

در وسط کوچه تو را میزدند

کاش به جای تو مرا میزدند...

چرا شده گوشه ی چشمت کبود

به من بگو مگر علی مرده بود

وای من و وای من و وای من...

میخ در و سینه ی زهرای من...

یا زهرا ... یازهرا ...

در وسط کوچه تو را میزدند...

خدا برای کسی نیاره ببینه مادرش وسط کوچه افتاده،لذا وقتی زینب رسید کنار قبر ابی عبدالله یه جمله گفت-این سفر رو داره گزارش میده-

خبر داری مرا بازار بردند؟

اما مصیبت از این بالاتره،دیگه شما رو کجا بردند بی بی جان؟

خبر داری مرا بازار بردند؟

میان مجلس اغیار ...

روضه مدینه ای بود،چرا آمدی کربلا؟

خبر داری که دژخیم زمانه

زده بر خواهرت .....

پاشو ببین منم مثل مادرم شدم .....

حسین....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:59 ب.ظ | نظرات()

صلی الله علیک یا اباعبدالله ...

هرجا که سفر کردم،تو همسفرم بودی

هر سو که نظر کردم،تو در نظرم بودی

ای همسفر زینب ای تاج سر زینب

با هر که سخن گفتم،پاسخ ز تو بشنیدم

*بیخود نبود گاهی از بالای نیزه نگاه میکرد میگفت:لا حول ولا قوه الا بالله..." گاهی شروع میکرد به تلاوت قرآن "ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا" با کی سخن میگفت؟با این از خدا بی خبرا یا اهلبیتش؟*

با هر که سخن گفتم،پاسخ زتو بشنیدم

از هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی

ای همسفر زینب ...

ای تاج سر زینب ...

*طبق نقل مرحوم سیدبن طاووس مثل امروز کاروان امام حسین بعد از اینکه ماموریتا رو کاملا انجام دادند بدون هیچ کاستی،برای زیارت به کربلا آمدند؛آری! وقتی داشتند از کربلا میرفتند در مسیر تا شام دشمن بهشون اجازه عزاداری نداده؛هرجا که طفلی،بزرگی نام امام حسین علیه السلام رو برده هدف تازیانه ی دشمن قرار گرفته؛از یک طرف دشمن منع شون میکرد،از یک طرف تکلیف مانع عزاداریشون بود باید بارتکلیف رو به سرمنزل برسانند ولی دیگه این کاروان بار تکلیف رو به سرمنزل رسانده،دیگه دشمنم ممانعت نمیکنه،لذا یه جور عزاداری میکردن..." در نقل داره بی بی زینب سلام الله علیها برای امام حسین عزاداری میکرد،میفرمود:

"واحسیناه واحبیباه یابن مکة و منا .... آه ثم آه ...."

نمیدونم این جمله قابل ترجمه هست یا نه! "آه ثم آه"یه جوری عزاداری کردند که اگر تو کربلا میموندند دیگه کسی زنده از کربلا بیرون نمیرفت لذا مقاتل نقل کردند بعد سه روز امام سجاد به عمشون فرمودند:عمه جان دیگه کاروان رو آماده کن باید از کربلا بریم؛بعضی مقاتل نقل کردند وقتی این کاروان میخواد از کربلا جدا بشه بی بی دو عالم سکینه دختر امام حسین همه رو گرد قبر امام حسین جمع کرد برا وداع آخر؛اشعاری خونده،من یه بیتش رو ترجمه میکنم،فرمود:

ای سرزمین کربلا ما میرویم ولی یک بدنی را امانت میسپاریم که نه کفن داشت .......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:02 ق.ظ | نظرات()

صحرا به صحرا،کوبه کو،داریم نم نم می‌ر‌ویم

پشت سر هم،دم به دم،آدم به آدم می‌رویم

*کربلا... کربلا.‌‌.. ما داریم می آییم ...*

ما هردو عالم رابه این معراج دعوت می‌کنیم

ازاین سوى عالم اگر آن سوى عالم می‌رویم

*آقا دارم میام کربلا ...

دستت همیشه روی سر ما پیاده هاست

این اربعین به لطف خدا کربلاییم ...

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا ...

زینت دوش نبی روی زمین جای تونیست

خارو خاشاک زمین منزل وماوای تونیست

*میخوام بیام پیاده روی تو راه گریه کنم،ناله بزنم ....*

ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین

دست وپامیزد حسین،زینب صدا میزد حسین

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده

*کربلا یا کربلا یا کربلا ..... *

راهى‌شدن،دریا شدن،یعنى کمال قطره‌ها

ماهم به راه افتاده‌ایم وجانب یم میرویم

*اگه کربلا منو نبری میمیرم،همه دارن آماده میشن ...*

در شعله آتش می شویم،آتش به عالم می زنیم

هم مثل یک پروانه می سوزیم ما،هم می رویم

هم درنجف،هم کربلاپرچم به دست زینب است

*آقا دلم میخواد برم حرم بابای عزیزت اجازه بگیرم...*

پشت سر مرقد مولا،روبرو جاده و صحرا

بدرقه با خود حیدر،پیش رو حضرت زهرا

*باید دم حضرت زهرا رو بندازم...مادر باید اجازه بده*

هم درنجف هم کربلاپرچم به دست زینب است

هرجا که پرچم می رود دنبال پرچم می رویم

عیسى بن مریم،آدم،ابراهیم،موسى، نوح، هود

این راه را پیغمبران رفتندو ماهم می رویم

کنارقدم های جابر،سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما به شوق حرم میشماریم

ما تشنه‌ی وصلیم و ...

*اصلا میخوام بیام شلوغ بشه،اگه به درد هیچ کاری نخورم سیاهی لشگر میتونم باشم،اسلام رو همین هیاهوی تو نگه داشته آقا...این اسلام محمدی الحدوث حسینی البقاست...دلم خیلی تنگ شده*

ما تشنه‌ی وصلیم ودنبال سلوک وصلتیم

پس پابرهنه،تشنه‌لب،تانهر علقم می رویم

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

علمدار نیامد ...

سقای حسین سید و سالار نیامد

علمدار نیامد ...

بى‌واسطه اسماء حق در ماتجلى می کند

هروقت تحت قبه‌ى سلطان عالم میرویم

شاعر: استاد علی اکبر لطیفیان




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:58 ق.ظ | نظرات()

                         

زیارت جابر که اربعین آمد زیارت سیدالشهدا،این تصادفی نبود که از اونجا رد میشد گفت حالا یه سری هم بریم کربلا؛این علائم ایمان که امام عسگری علیه السلام میفرمایند:از علائم شیعیان ومومنین زیارت اربعینه،جابر رو این حساب آمده بود کربلا،من بچه بودم در تبریز،پای منابر که مینشستم زیاد میشنیدم که جابر یه غلامی داشت به نام عطیه،بعد متوجه شدم که عطیه از علمای زمانش بوده،غلام جابر نبوده،با جابر یه صداقتی(دوستی)داشته،از او کمک خواسته که به من کمک کن من زیارت اربعین برم؛عطیه گفت:من دستش رو گرفتم،عطیه میگه من جابر رو تماشا کردم ببینم این آدمی که مدت مدیدی با پیامبر اکرم بوده،با اهلبیت بوده،میگه دیدم دهانش پر است از تهلیل و تسبیح خدا،رسیدیم به یه شریعه ای،گفت:عطیه به من کمک کن که من اینجا غسل به جا بیارم،غسل به جا آورد،لباس های پاکیزه ای به تن کرد و باز دیدم با تهلیل و تقدیس خدا به طرف قبر منور حرکت میکنه،حالا اینجا صحبت است از اینکه بعضی میگن جابر نابینا شده بود،بعضی میگن نشده بود. حالا بر ما ثابت نشده که نابینا بوده،یکی از عللی که میگن نابینا شده بود اینه که به عطیه میگه دست من را بر روی قبر بگذار،اینم دلیل نابیناییش میگیرن که اینم دلیل نمیشه،امکان داره اونقدر پیر بوده،ضعیف بوده،حرکات دست کند بوده...اینا هیچ کدوم دلیل نابینایی نمیشه؛اگرم نابینا بوده حالا مشکلی نیست...غرض اینکه عطیه میگه به من گفت که دست من را بگذار روی قبر؛میگه دست من را گرفت گذاشت روی قبر شریف،تفسیر حرفش این است که میگوید نمیدانم چه رابطه ای بود بین این تربت و جان سوخته ی این پیرمرد" همین که دست بر روی تربت گذاشت شروع کرد به گریه کردن،اینقدر گریه کرد تا از حال رفت،میگوید رفتم آب آوردم پاشیدم بر روی صورتش تا به حال اولی برگشت،دیدم داره یه نجوایی میکنه با ابی عبدالله:"حبیب لا یُجیب حبیبه"چرا جواب حبیبتون رو نمیدید؟من دوست شما هستم،من نمیدونم چه حالی به جابر دست داد؟چقدر توی مغز خودش سیر کرد،یاد بچگی های امام حسین افتاد،اون عالم شافعی مینویسد:امام حسین کوچک بود،گریه میکرد،صداش تا بیرون کوچه می آمد،پیغمبر اکرم داشت میرفت یه جایی،صدای گریه ی امام حسین علیه السلام رو شنید و برگشت،دخترش رو صدا کرد"الم تَعلمی اَنَّ بکائه یُوذینی؟!" دخترم مگه نمیدونی گریه حسین من رو رنج میده؟چرا آرامش نمیکنی؟شاید جابر میخواست به این معانی اشاره کند حسین جان،تو همان هستی که پیغمبر طاقت شنیدن گریه ات را نداشت..." و بعد علامه مجلسی قدس الله نفسه الزکیه مینویسد:بعد از اینکه گریه کرد و با حضرت درد دل کرد بلند شد ایستاد یه جمله به امام حسین عرض ادب کرد،شما دقت کنید این گفته نمیشود مگر به معصوم و این جمله از دهان هیچ کس غیر از یک شیعه بیرون نمی آید؛آن جمله این بود:

"السلام علیک یاوارث علوم الانبیا" سلام بر تو ای وارث علوم پیامبران،که میتونه جز ابی عبدالله و ائمه ای که از نسل او هستند و جد و پدر و مادر و برادر بزرگوارش،کسی جز اونها استحقاق این جمله را ندارند،بنابراین این زیارت از روی تشیع و اعتقاد بوده"



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:50 ق.ظ | نظرات()

السلام علیک یا اباعبدالله

خوش به حال اونایی که الان کربلان" خوش به حال اونایی که با پای پیاده رسیدن کربلا"خوش به حال اونا که  حسین حسین گفتن و سینه زدن و راه رو  پیاده رفتن کربلا،نوبت ما هم میرسه*

خواستم این اربعین را کربلا باشم،نشد

از نجف پای پیاده کربلا باشم،نشد

رفقا ما جا موندیم اونایی که باید اربعین برن کربلا رفتن،امشب به حال خودمون گریه کنیم،چاره چیه؟باید چی کار کنیم؟

میروم مشهد وبا آقام درد و دل کنم

میرم به امام رضا میگم؛چی میگی به آقا؟

خواستم این اربعین را کربلا باشم

حسین*

*شب اربعین رسید،از دهه محرم که شبا التماست میکردم ما رو ببر کربلا از همین امشب میترسیدم،همه رفقام رفتند کربلا، عجب غوغاییه،من که به این نتیجه رسیدم غیر کربلا خبری نیست،کربلا نری باختی...ولی امشب به ماهم یه نگاهی کن...تو که ملیون ملیون زائر رو راه دادی،مارم زائر اربعینت محسوب کن*

ای کاش میشد من همین شب ها

در گوشه ای دنج از حرم باشم

یا نوحه ای پرشور باشم

یا ترکیب بند محتشم باشم

*بودند دیو و دد همه سیراب و

زینب آمده کربلا،حسین جان*

میشد شبیه پرچم سرخی برروی بیرق ها رهابودم

دردسته های سینه زن گاهی درهیات زنجیرها بودم

میشد که تامرز شلمچه رفت

میشد که زد دل را به جاده

*ناشکریه ها ولی ای کاش کربلاتو نمیدیدم حسین جان،این زائرا چشمشون که به گنبد میفته چه حالی دارن من با خودم میگفتم اگر پیاده برم این بیت رو میخونم:

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین

آقاجونم زائرات که با پای پیاده میان کربلا چقدر بهشون عزت و احترام میکنند؛اینقدر خدمت میکنند؛محبت میکنند؛زائر رو شرمنده میکنند دلا بسوزه برا خواهرت که وقتی روز دوم محرم رسید کربلا با یه عزت و احترامی پیاده شد،یکی پرده ی محمل رو کنار زد،یکی خم شد،یکی زیر بغلای عمه رو گرفت؛ قاسم خم شد برا عمه رکاب گرفت؛یه روزم زینب میخواست از کربلا حرکت کنه،همه ی بچه ها رو سوار بر ناقه های عریان کرد،زین العابدین رو سوار کرد؛همه دارن زینب رو تماشا میکنند دختر علی میخواد چه کنه؟

اگه کربلا نرفتم تقصیر خودمه،اگه منو راه ندادن برا گناهای زیاده که انجام دادم؛کربلا توفیق میخواد آقا امشب دلم بین زائراته عجب شوری برپاست کربلا...

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا...

بر دلم ترسم بماند ...

نکند مارو کربلا نبری،سال بعد اربعین ما میایم کربلا*

میشد که تا مرز شلمچه رفت

میشد که زد دل را به جاده رفت

میشد شبیه خیل مشتاقان

تا کربلا پای پیاده رفت

با تو محرم را صفر کردم

با تو چهل شب را سحر کردم

*این حرف زینبم هست

با تو محرم را صفر کردم

با تو چهل شب را سحر کردم

حسین جان!

خبر داری ما را تا سر بازار بردند

خبر داری چی به سر ما آوردند؟ما امشب آمدیم ادای کربلاییا رو در بیاریم

امشب روضه میخوننا،میگن حسین جان وقتی بچه هات اربعین اومدن کربلا از بالای اسب و شتر خودشون رو پرتاب کردند رو زمین؛سابقه داشت،حسین جان موقعی که اینا رو اومدن از کنار قتلگاه عبور بدن اینا طاقت نیاوردن*

با تو محرم را صفر کردم

با تو چهل شب را سحر کردم

هر وقت یاد زینب افتادم

خون گریه ها را بیشتر کردم

هر وقت یاد زینب افتادیم

معجر دوباره یادمان آمد

از خیزران، از شام، از غربت

از گوشواره یادمان آمد

می خوانم از چشم عزاداران

مقتل به مقتل از لهوفت را

تا دین جدت را بفهمم، باز

می خوانم امشب "یا سیوفَت را

*ان کان دینُ محمد اَن لم یَستَقِم الا بقتلی فیا سیوف خذینی*

حال خوشی دارم اگر چه اشک

در سطرسطر شعر من جاریست

این چشم و روی خیس در عالم

تنها مسیر آبرو داری ست

*آقا ما رو جواب نکنی،ما به دردی نمیخوریم حسین جان....

میگه از نجف پای پیاده حرکت کردم برم کربلا،دیدم یه مرد عراقی سایه به سایه دنبال من میاد،هر جا که روی زمین میشینم میاد جلوی من می ایسته،تعجب کردم ولی چیزی نگفتم به مسیرم ادامه دادم،دوباره خسته شدم نشستم،اومد جلوی من ایستاد؛گفتم آقا چه میکنی هدفت چیه  دنبال من راه افتادی؟گفت:کاری ندارم،مزاحمت نمیشم،گفتم پس هدفت چیه؟گفت:راستش رو بخوای من حرکت کردم گفتم حسین جان پول ندارم به زائرات خدمت کنم،حتی ندارم چند بطری آب بخرم دستشون بدم؛حسین جان من راه میفتم تو این گرما سایه بون زائرات بشم؛حسین جان آفتاب به من بخوره به زائرات نخوره؛میگه بلند شدم سر و صورتش رو بوسیدم،یه جمله بهش گفتم دوتایی شروع کردیم گریه کردن؛گفتم کجا بودی عصر عاشورا؟سایه بون تن بی سر پسر فاطمه بشی*

"السلام علی الاجساد العاریات"سلام بر اون بدن های برهنه"السلام علی الجسوم الشاحبات"سلام بر اون بدن های رنگ پریده از آفتاب"

صدات رو برسون کربلا،حسین جان از ما قبول کن به پهلوی شکسته ی مادرت زهرا(س) به برادرت بگو ابالفضل اسم اینارم بنویس،اینام زائر اربعینند

"السلام علی الشیب الخضیب السلام علی الخدالتریب"




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:17 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic